۰1
و
بنام خدای پکتا
درعالم کتابشناسی فایده دانستن و دریافتن اینکه دریک رشته ویک فن چه
مقدار کتاب وجوددارد»وهریکک درچه زمان و چهمکان تالیف شده است » و شتاختن
نسخه های بوجود آنها بر کسی پوشیده نیست» بخصوص که نقدی هم در کار باشد »
وارزش و اعتبار اینقبیل آثار برخوانند؛ خواهنده معلوم گردد .
برای تدوین تاریخ ادییات فارسی درقلمروزبان دری که پشتوانزبان وفرهنگ
ماست » وشناختن وشناساندن شاعران فارسیزبان وعصر و زمان آنان و سوانح زند گی
هریک ؛ و تعیین پایه ومایه , وتشخیص سبک وسیاق سخن ایشان » نخستین مرجع
ارباب تحقیقل کب تذ کره است .
متأسفانه در عالم تذ کرهنویسی آشفتگیها و بیبند و باربهایی وجود دارد که
باعث حیرانی و سرگردائی است » ازجمله اينکه ملا" محمد صوفی مازندرانی شاعر
معروف ؛ در احمدآپاد گچرات مجموعه یی از اشعار متقدمین و ستوسطین فرا هم آورده
که موسوسمت به«یتخائه», و عبداللطیف کجراتی تذ کر مختصری دراحوال شعرای
بشخانه بنام «خلاصةالشعرا» برآن انزوده است .
یکی ا زکاتبان صولی را عوفینوشته» و تذ کرهنویسی عونی را گجراتیشناخته»
و پالنتیجه در بعضی از تذ کرهها میبينيم که غیر از محمد عولی بخارایی صاحب
لبابالالباب » یک بحمد عوفی دیگرهم داشتهايم که اجراتی بوده و تذ کرةالشعرا
نوشته است .
وهمین شاعر را که درشعر «محد » تخلص میکرده و دیوانشهم اخیراً بطبع
وسیده است ؛ برخی از تذ کره نویسان احوالش را درذیل این نامها ثبت کردهاند :
چهار تاریخ تذ کرههای فارسی ۱
صوفی اردستانی » صوفی اصفهانی » صوفی مازندرانی» صوفیسعاصر میرزا غازی
وقاری » محمد مازندرانی » عوفی گجراتی" .
علاوه براینها از وقتی که نگارنده ببرای تصحیح و تحشیه تذ کر میخانه و
تألیف ذیل آن که مبوسوسمت بهتذ کره پیمانه » ونگارش چند کتاب دیگر » نیازمند
به مطالمه نذ کرههای فارسی بود» چون در تراجم شعرای مسلف از تذ کرههای عمومی
متأخر یا دستدوی منظوری که داشت تأمین نمیشد» وفیالمتل از عبارات: «نلان-
از اهل آن دیارست » گویند صاحب دیوانست » این دو بیت ازو دیده و ثست شد »
اطلاعی از احوال و آثار صاحب ترجمه بدست میآمد نا گزیر در حستجوی تذ کره-
های اصیل و کاملتری برآید » و درنتیجة مراجمه به فهرستهای داخلی و خارجی » و
کتابخانه های عمومی و خصوصی, وشداختن ودیدن نسخه های خطیبسیار ازتذ کره
های یکه در ادوار گذشته تألیف شده است » رفتهرفته دریافت که برخی از تذ کرهها
خلاصه ویا انتحال تذ کرههای دیگرست . و برشگفتی او افزود وقتی که دانستغالما
اصل اصیل ازبد حادثه درزوایای خانهها یا کتابخانهها مکتوم وازنظرها دورمانده
ولی فرع 1 از حسن اتفاق در شرایط مساعدی واقمشده ؛ وبهمین حهت با
جهات دیگر بهغایت شهرت رسیده ؛ وچندین چاپ خورده است .
بعضی از تذ کرهنویسان متقدم که تذ کر عمومی کامل وسفصل نوشتهاند »
از قییل تقیالدین شی صاحب خلاصة الاشمار و تقیالدین اوحدی مولف عرفات -
العاشقین » راه را برای تذ کره نویسان متأخر هموا رکردهاند » و دیگران عموما عیال
ایشانند ,
بطور کلی تذ کرهها را میتوان بهدودسته تقسیم کرد» دسته اول تذ کرههای
عموبی است» وهر کس کهدست بدینکارزدهاست» دربارهٌتراجم شعرایپیش ازروزگار
خود ناچار از براجعه به منابع قدیمتری بوده » و استفاده ازین منابع یا با انصای و
۱- رك ۰ فرهنگ سخنوران » تألیف عبداارسول خیام پور » صس ۱۱۰۳۱۳۳
۴ ۲ 6 ۰
بقدبه جمج
عدالت و حقگزاری واماخت صورت گرفته است» یابا کتمان وپرده پوشی وینهانداشتن
باخذ .
دسته دوم تذ کرههای عصری است» اعماز اینکه قسمت عصری جزئی ازیک
نذ کر عمومی باشد؛ یابحصر] در ذ کر احوالشعرای همزبان یکپادشاه یابعاصران
تذ کرهنویس .
وا گرچه قاعده* بایستی عموم ند کرهها در قسمت عصری اصالتشان محر زباشد »
از آنجا که « پخته خواران » در هر دورهیی از ادوار وجود داشتهاند » در باره
تذ کرههای دسته دومنیز حکم کلی نمیتوان کرد . چهبسیارند کسانی که حاصل ونج
تذ کره ویس معاصرشان را به غارت برده و بهنام خود نشر دادهاند » و هریک ازین
موارد درجای خود مذ کورست .
واسا اینکه نگارنده بهئکر چنین تألیفی افناد » جز آن نبود که با بررسی دقیق
و ارزیایی ونقد تذ کرهها خزف را از گهر جدا کند و اصیل را از نااصل بازنماید » تا
راهنهای پژوهند کان دراحوال شاعران باشد» و از گمراهی و سرگردائی برهند » ودر
کارنقد تذ کرهها اعم از تدیم وحدید نفاری جز به اشتبا هکاری گذشتگان که باعت
اشتبا هات معاصران شده است نبوده .
اکتاب حاضر شامل دو بخش است » بخش یکم : تذ کرههای فارسی » پبخش
دوم : کتابهایی که فصلی از آنها در بیان احوال شاعرانست» و درهردوبخش نکات
یل ملحوظ بوده وىذ کور افتاده است :
نام کتاب » ام مولف » تاریخ تألیف » سبب تألیف » روش نگارش ؛ تعداد
تراجم , اسامی صاحبان تراجم (درصورتیکه درفهرستها منتشر نشده بوده)" » مأخد و
بعضی از سخههای واحد یا متحصر مثل تذکرةٌ شبستا له که قسمت اعظم آن
بنتطیات اشمار بوده » و کاتب با مولف جای تراجم را نانویس گذارده است ؛ ذ کر اسامی
صاحیان تراجم مقدور نبوده » چه ترجمهبی وجود نداشته است تا بهذ کرآن پردازد .
تیه حاشیه درصفحة بعد
شش تاریخ تذ کرههای فارسی
منابع مولف درباره شعرای سلف » ذ کراصالتتمام یاقسمتیازهرتذ کره » نظر انتقادی
دربارة ارزش واعتبار هریکک» بیان دقتنظر یا سهلانگاری تذ کرهویسان در گزارش
احوال شاعران پاذ کرشواهدیازهرسورد» معر فی نسخه های حطیموجوددر کتا بخانه
"های عموبی و خصوصی ایران وسای رکشورهای جهان با ذ کر شماره و مشخصات .
هرنسخه ) شرح احوال ومتضات اشعار وسایر آثار تذ کرهنویسان ی
درمورد تذ کرههایی کد بهطبع زممیده است یز دفعات طبع ومحل آن و تاریخ
انتشار وچگونگی چاپ هریکک مشروحا مذ کورست .
وبهاين ترتیب کتاب حاضر علاوه برجنبةٌ راهنمایی و ارزش علمی کتابشناسی»
خود نیز تد کرةالشراییست شامل تراحمی معتبر ومنقول آزمنایع دست اول عصری .
برخی از تذ کرهها فقط ازطریق کتاب شناختهشده و جزنامی ازآنها باقینیست»
بهمین حهت برایثبت درتاریخ ؛ نام آنها پاشرححال بولف وذ کربأغذ بقلم آمدهاست ,
ترتیب کتاب را الفبایی قرارداد» تا مراجعه بدان آسان باشد » ولی در پایان
کار یک فهرست منواتی بترتیب قرون و اعصار از اسامی تذ کرهها بر سایر فهارس
خواهد انزود تا مژلفات هرقرنی بهسهولت دانسته شود .
از روزی که مسودات این کتاب تسلیم ادارة کل انتشارات دانشگاه کردیدی
بمرور تذ کرههایی بهطبع رسیده » ویا نسخه های خطی دیگری شناخته شدعاست. که
مجموع آنها انشاءانته در پایان جلد دوم به عنوان اضافات و استدرا کات مذکور
خواهد شد ,
مطلب قابلذ کر دیگر ودرعین حال مایه تاسنایتست که نکارنده بهیک نسخا محیح
وکامل از تذ کرة عظیم عرفات العاشقین دستنیافت » تا بتواند نامهای درست سه هزاروسیعد
شاعر و فهرستوار ذ ک رکند جه نسخة کتابخانة خدایخش پتنه بطوریکه درحاي خود ۳
شده ناتص است» ومقدار زیادی از اوراق عکسیآن سیاه وناخواتاست » لسع کتابخانة ملی
ملکنیز علزوه برآنکه ناقص است بسیار مفلوط و بدخط و کرمخورده هم هست ؛ و به نم
ثالث وکاملیهم دسترسي نبود تا ابن ناور عملی شود ,
هفت بقهبه
عویزائی که درین راه مرا یار ی کردهاند ؛ چه آنان ده تفه ماه فیس خطی
خود را در اختیار نگارنده قراردادند» زچه کسانی که از وجودشان دردانستن مطلیی
فیض بردهام » سهم هریک را درجای خود یادآورشده و از الطانشان تشکر کردهام .
ودرینجا ادای حقرا برخود متحتم میدارم که ازسساعی جمیل وسراحم بیدريخبرادر
عزیز ارجمند و دوست و خویشاوند دانشمندم آقای مصطفی مقربی کههم در استفاده
از مئد رجات فهرست استوری سرا یاری فرموده و هم نظارت برچاپ کتاب را در عهده
همت گرفته اند » ازجان و دل سپاسگزاری کنم .
چاپ این کتاب را مدیون لطف ومرحمت استاد دانشمند آفای د کتر یج ات
صفا و شورای کروه ادبی دانشکد؛ ادبیات و علوم انساني » همچنین اعضاه محترم
کسسیون تألیف وترجمة دانشگاهتهران» وبالاخعص دوست دانشمندم آقایایرجافشار
هستم » وامیدوارم که این اثر در پیشگاه دانشمنهان صاحبنظر مقبول افند .
مشهد » بتاریخ بپیست وچهارم دیماه ب ۱۳
احبد گلچین معالی
مقدمة چاپ دوم
ماس مارم
در فروردینماه ۱۳۶۱ که سفریبهتهر آن کردهبودم» ازحسن اتفاق بادوست
دبرین جناب آقای داود شیرازی مدیر محترم کتابخانه سنائی ملافاتی دست داد
و ايشان نسبت به تجدیدچاپ تاریخ تذ کرههای فارسی که بکلی نایاب شده بود
ابراز تمایل کردند» درنتیجه برآن شدم تا اغلاط فراو ان چاپ اولرا کهفلط گیری
مطبمی آن بادیگریبودهاست تصحیح کرده تکمله و استدرا کات بعدیرا بر آه
افزوده دراختیارشان بکذارم» وسپاس خدای را که درفرصتی کوتاه ایننیت جامة
عمل پوشید و بیش از هفتصدغلط چایی تصحیح شد وا کنون کتابیمنقح ومصحح
با تکمله و استدراکات بههمت والای آقای شیرازی در دسترص خوانند گانعزیز
فرار می گیرد. امید که مقبول افتد.
مشهد به تاریخ چهارشنبة او اردییهشت ماه ۱۳۶۱
احمد گفچپین معأنی
ده تذ کرءهای ثارسی
تکمله و استدر اکات چاب دوم
[. التشار دعر فارسی دد آسیای صفیر: ۷/۱( ٍ
در سال ۱۳۵۰ جرو انتشارات دانشسرای عالی (شمارةٌ ۴۰) بهطبع رسیدءه
بیستوچهار +4 ۲۱۷ ص ۰ وزیری » تهر ا.
|( پادسیگویان هند و سند : ( 7
تألیف دکتر هرومل سدرانگانی» از انتشارات بنیاد فرهنگث ایران» ۳۰۰
ص وزیری» تهراد» ۰۱۳۵۵
این کتاب رسالهٌ د کتریوی است؛ و گویی مو لفچندان اطلاعی ازفارسی
گویان هند وسند نداشته است که بجای: امانی» انور؛ نمانی» ضیائی» رامی»
محبعلی؛ عطاشی» منیر» واقف» شیدا» راسخ» واصحء رایج» آزاد؛: نستی»
فطرت بیخبر» افتخار و هسیاری شاعرهندی وسندی دبک که ذ کرشان بهاطنات
میانجامد و در تد کرهها مد کورند» شعرای ایسرانی ازقبیل: میرزاجلال اسیر-
شهر ستانی» حزین لاهیجی» سرمد کاشی» صائب تبریزی» طالب آملی» ظهوری-
ترشیزی» عرفیشیرازی کلیم همدانی» مسیحکاشی» نظیری نیشابوری» غسرودی
کاشی را ذ کر کرده است.
افلاط چاپی کتاب نیز کم نیست ولی غلطنامه تدارد.
تار یج شعر و سخنوران فارسی در لاهور
از ظهور اسلام تا عصر شاهجهان:
تألیف د کتر یمینخانلاهوری استاد و رئیس بخشفارسی دانشکد؛دو تی
اهور» چاپ لاهور؛ اکتبر ۰۱۹۷۱ سربی؛ وزیری» شامل مقدمه (ص۱۳-۱) و
فهرست مطالب (ص ۱۷-۱) وششبخش (ص ۱ - ۳۸۱) و مأخد و فهارس
(ص ۱۵-۳۸۳ (۴).
دراین ند کره هر شاعری که گذارش به لاهور افتاده است لاهوری معرفی
تکمله د استدرائات چاپ دوم بازده
شده است؛ دربارة سيك سخن شاعسر ان نیز اظهارنظرهمای مولف را در بست
نمیتوان قبول کرد.
لذ کر ۵ پیما نه: ۳.۰/۱
مشتملست برشصتودوساقینامه با تراجم احوال ساقینامهسرایان از آذر
بیگدلی تا یوسف شاملو ؛ انتشارات دانشگاه مشهد» ۱۷ + ۶۱۷ ص وزیسزی»
اردببهشت ۰۱۳۵٩
دراین کتاب از شعرابی کهساقی نامه دارند و دیوانشان به طبعر سید ه ذکری
به میان نیامده است.
لذکر؟ حسین حزین
با دورنمایی از شهرستان برو جرد :
تیف حسینحزین بروجردی در ۱۳۵۱ ش
حاوی شر ححال دانشمندان» شعراء» نویسند گان گذشته و معاصر تاریخ و
جفرافیای بروجرد بهضميمةٌ عکسهایی از اماکن تاریخیو گزارشی در بابرسوم
و آداب و بازیهای مردم آن سامال.
در کتاب شرح احوال و نمونههایی از اشعار چهارصدو نود شاعر قدیم
و جدید بروجرد مندر جح است.
تذکرف شاعران قرو ین:
(مجلد اول - معاصران)
از انتشارات ادارةٌ فرهنگث و شهرستان فسزوین. تذکرةٌ مختصریست در
ذکر ۳۷ شاعر از آصفزاده تا هوشیار در ۲۴ صفحه بهقطع وزیری.
لکرا شوشتر: ۰ ۵۸۰/۳۴
چاپ دوم به انضمام ملحقات تذ کر شوشتر بهقلم حاجی سیدمحمدحسن
جزایری شوشتری» به نحط محمد باقر نیرومند» اهواز؛ کتابفروشی صافی؛ ۱۳۵۸
(مجلهٌ آینده» آذردی ۱۳۶۰ ص ۷۵۵)
دوازده تار بخ ئذ کرءهای فادسی
تذل کر 6 فارسی گو شعر ای اردو:
تألیف عبدالرژن عروج» کراچی» اکتبر ۰۱۹۷۱ حشتی؛ با ذکر مصادر
وفهارس و مقدمه بهانگلیسی؛ د 4 ۲۳۰ ص.
دراین تد کره تراجم شعرا بدونترتیب آمده و لیفهرستالفبایی برای آن
تنظیم گردیده است.
تذ کرة محلرم: ۳۹/۱
این تذ کره با تصحیحومقدمةٌ اصغر جانفدا» زر نظر کمالعینی» شهردوشنبه»
ادارءٌ نشریات دانش» ۰۱۹۷۵ رقعی ۳۶۹ ص چابشد.
(راهنمای کتاب» جلد بیستم بهمن-اسفند ۱۳۵۶ ص۶۸٩)
تذکر؟ مشرب عامری سمنانی:
میرزا اشری مشرب از شعرای قرن دو ازدهم است» وی تد کرهای درباره
شعرای ماد ح علینقیخان حا کم کرمان نوشته است.
رجو ع شود بهجاسح جعفری (ص ۴۹۲) به اهتمام اير ج افشار.
مشربعامری که نادر شاه افشار يكچشمش را میل کشیده بود بهسال۱۱۷۰
در گذشته است.
برای اطلاع از تذ کرههایی که متضمن ترجمةً حال وی است» رجو عشود
بهفرهنگگ سخنوران (ص ۵۲۳)
چهرههای شعر خوزستان:
از انتشارات ادارةٌ کلفرهنگث و هنر خوزستان» فروردین ۰۱۳۵۱
منتخبات اشعار ببستودو شاعر مقیم اهوازست که درانجمن ادبیو هنری
حوزستان عضوبت دارند با ترجمه گونهای مختصراز هريك.
۵۹ ص» خشتی» چاب فریاد خحوزستان.
ستار کان کر مان:
از حسین بهزادی اندومجردی» حاوی شرح احوال و نمونهةٌ اشعار ۴۳۱
تکمله در استسراکات چاپ ددم 9
شاعر کرمانی؛ تهران» ۱۳۵۵ وزیری» ۷۲۳۲ ص.
(راهنمای کتاب» سال ۲۰ ش ۲-۱ ص ۱۷۲)
سخنوران آذر بایجان: (ع ۱)
از عزیز دولت آبادی» درین جلد احوال شعرایاردییل» ارسباران» ارونق
وانزاب و تبریز و نمونهای از شعر آنان آمده است» دانشگاه تبریز انتشارات
موس تاریخ وفرهنگ ایران» ش ۲۳سلسلة تذ کرهها» ش ۰۱۰ وذیری ۵۷۹ ص»
۳۵۵
شناسناما بهبهان:
تالیت رضا جو کار غنوانی در ۱۳۵۰ ش
در ذ کر تاریخو جغر افیا ورجال ارجان و بهبهان است در دوبخش وقسمتی
از آن (ص ۱۶4- ۱۹۶) نرجمةٌ حال سخنسرایان فدیم و جدید است از آصفی تا
مهدی بهبهانی که جمعاً نوزده نفر ند.
۲ ص وزیری » چاپخانة حافظ اهواز» تیرماه ۱۳۵۰.
فر هنك سخنوران وسرایندگان قروین:
ج ۰۱ قسزوین» فرهنگوهنر» ۰۱۳۵۳ در ذکر ۱۲۵ نفر از ادبا؛ شعراه
حکما؛ فقها.
کهن شعر ای خوزستان:
از سبد محمدعلی امام» با مقدمة سیدمحمدمحیط طباطبائی» اهو از ۰۱۳۵۲
عشتی» ۲۷۲٩۳ ص..
نخستین بارست که مجموعهای دربارة شعرای و زستان از فدیمترین زمان
تهبه و نشرشدهاست.
ملف فاضل سابقهةً شعر دری گویی درخوزستان را بهعهد دپالمه میرساند
وبیتی از ابوالعلاه شوشنری آوردهاست» پساز آن درفصولمختلفشعرای هر
چهارده تار یخ نت کرههای فارسی
عهدی را ذ کر کرده است» جمعاً ۲ شاعر درین دفتر معرفی شدهاند و نمونه
اشعارشان نیز آمده است» خدمات ادبی آقای امام برای فرهنکگگ خوزستانسزاوار
تحسین است.
(مجلةٌ آینده» آذردی ۰۱۳۶۰ ص ۷۶۲)
کر ار جاویدان: ۰ ۰ ۵۷۸۲
جلد اول ودوم (الف تا قاف) ادارة کل انتشارات وزارتفرهنگث» ۱۱۵۰
ص» وزیری» تهراد ۰۱۳۵۸۵۴-۱۳۵۳
([راهنمای کتاب؛ سال ۲۰ ش ۲-۱ ص ۱۷۲)
گلستان هنر: ۰ ۷۰۸/۲
به تصحیح و اهتمام احمد سهیلی خوانساری» بامقدمةٌ مفصل و مفید و
نمو نههالی از حطوط خحو شنو بسا انتشارات بنیادفرهنگكاير ان» شصتودو +۲۱۳
ص» وزیری؛ تهراد» ۰.۱۳۵۲
چاپ دوم کتابخانة منوچهری» تهرال» طبع افست» ۰۱۳۵۷
گیلان در قلمرو شعروادب:
از ابراهیم فخرالی» تهراد» انتشارات جاویداد» ۰۱۳۵۶ وزیری» ۴۶۲ص.
تا کنون تذ کرهای چنین مبسوط برای ادبا و شعرای کیلان نداشتیم » آقای
فخرالی که خود از آن خطه واز رجال ادبوفرهنکث است داز جريانهاي شصت
سالهةً اخیر مطلع» این کتاب را بر اساس منابع قدیم (نسبت به ادبای قرون قبل)
وبر اساس اطلاعات شخصی از احوال ادبای معاصر خحویش تألیف کرده است.
(راهنمای کتاب» مرداد-مهر ۱۳۵۷ ص ۵۶۳
4سا کف! لو | لف: ۱۳۸۹۲"
چاپ دوم» شر کت نسبی اقبال و شر کاء ؛ تهران» طبع افست» ۱۳۴۶.
چاپ سوم « « رد :« , , ۰ ۰۱۳۵۲
مجمع) تذهر ای جها نگیر شاهی: ۱۳/۲
(دفترسوم) با تصحیح و تعلیق و مقدمةٌ د کتر محمدسلیم انعتر.
از انتشارات موسسهٌ تحقیقات علوم آسیای میانه و غربیدانشگاه کراچی
(یا کستان) ۲۲+ 4+۳۹۵ ۱۲ص مقدمه بهانگلیسی» خشتی» ۰۱۹۷۹
من احباب: ۲ ۳۳
با تصحیح و مقابله و مقدمةٌ سیدمحمد فضل انته اصتاد فارسی جامعةً عنمانبة
حیدر آباد هندوپیشگفتار از سید عبدا لوهاب بخاری» متن ۵۲۰ص فهارس,۸ص»
مقدمه بهانگلیسی ۸٩ص وزیری» حبدر آباد دکن» شوال ۱۳۸۹هاق مطابقژاتوبة
۹ جاپخانه داثرةا لمعارفالشمایه
منعخباتی از شعرای فادسی لوی بلوچستان پاکستان:
گرد آوری وتألیب پروفسور د کتر انعامالحق کوثر رئیس دانشکده دو للی
مستونکٌث بلو چستانپا کستان» چاپ کراچی» اکتبر ۰۱۹۷۱
این نذ کره شامل ذ کر ۱۲ شاعر فارسی گوی بلوجیاست از رابعهً فزداری
تا زیبمکسی با مقدماٌ سولف و آقای ممتاز حسن ز + ۳٩ ص؛ خشتی با
فهرست اسامی صاحبان تراجم و بدون ذ کرمتابع تألیف.
در پیشگفتار مولف آمدهاست که: بابافغانی شیرازی ( ۸۵۰ تا ۵ ) کهیکی
از ناموران سبكك هندی بود بدوناینکه بههند سفر کند درین شبه قاره شهرت زیاد
یافت ۳
باید یادآور شد که بابافغانی بهسبك عراقعی سخن می گفت ودر آن صبك
صاحب مکتب خاصی بود و ازاین جهتبود که شهرت یافت و دیگران چندانکه
سعی در تتبع مخن وی کردند بهپایةٌ اونتوانستند رسید. چه او موجد بود و آنان
مقلد بودند» وسبکیرا که هندی میناميم یکصد سال پس از باباففانی بهوجود
آمد» برای اطلاع بیشتر رجو ع شود به کتاب (مکتب ووفو ع درشعر فارسی).
شانزده تاریخ تذ کرءهای فارسی
منعخب اشعار فادسی: (ازآناد بهودیان ایران)
شامل تراجم احوال و نمونةٌ آثار دهشاعر بهودی» گردآوری وتحقیق و
تصحیحد کتر آمنوننتضر» پیشگفتار ۱ص منن۳۷۸اص؛ لفتنامه و ت و ضیحات ۱۰
ص» ازانتشارات فرهنکث ابرانزمین» زیرنظر ابرج افشار» وزیری» تهرا۱۳۵۲۵.
+نتخب! (لطا آف:
تألیف رحم علیخان ایسان شاهجهان آبادی درحدود سال ۱۱۹۰ حجری»
منتخبی است از تذ کر ژجامع| للطائف که نسخة آنناپدیدست وششسالپس ازتألیف
تقذ کرة مز بورتدوین شدهاست.
منتخباللطایف ند کرة عمومی مختصربست در ذکر دوهزاروبیست شاعر
قدیم و جدید بهترتیب حروف الفبا با رعایت تقدم زمانی از ابايزید بسطامی
(ص ۱۶ - ۱۸) تا بحبای لاهوری (ص ۴۴۵) و در سال ۱۳۳۹ شمسی به اهتمام
سیدمحمد رضاجلالی تالینی عضو انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی» و دکتر
صیدامیرحسن عابدی رئیس واستاد بخش فارسی دانشگاه دهلی» با مقدمهٌ د کتر
قارا چند استاد فلسفه و تاریخ و سفیر کبیر اسبق هندوستان در ایران» در چاپخانه
تابان تهران بهچجاپ عکسی منتشرشده و مشتملست برذکر احوال و آثار مژلف
(م: ۱۲۲۶ «؛ ق) در آغاز کتاب و فهرست صاحبان تراجم در پایان.
چهر بهای خعر خوزستان
از انتشارات ادارة کل فرهنگوهنر عوزستان. شامل تسراجم بیستودو
شاعر معاصر خحوزستانی یا مقیم خحوزستان» در ۳۹۱ صفحه بهسال ۱۳۵۱شمسي.
تذکر فعر ای اجفباه:
از محمدعلی سلطانی نجف آبادی» حاوی شر ححال پنجاهويكتناز شمرای
معاصر شهرستان نج فآباد بهطورمبسو طومشرو ح» ۳۴۲ ص؛ اصنهان کتابفروشی
نقفی» ۰۱۳۵۳
مذ کور درمجلهٌ آینده» سال .۸ شماره ۲» اردیبهشت ۱۳۶۱
تذ کر شعر ای کر گان و استر اباد:
از مسیح زبیحی گر گانی» این تذ کره مشتملاست بر تراجم شعرای گر گان
واستراباد از بعداز اسلام نا پایان فاجاریه وبه طبع نرسیده است.
مسیح زبیحی ازدبیران فاضل گر گانبوده و تألیغات و آثاری دارد کهبعضی
بهچاپ رسیده وبرخی تا کنون نشر نیافته است. ۱
وی در ۱۳۰۸/۱/۴ در روستای زیارت گر گان قدم به عرصة وجود نهاده
و در ۱۳۵۶/۲/۱۲ حین عمل جراحی لب درانگلستان در گذشتهاست.
ر کث. مجلةً آینده» ش ۴-۳ خرداد ۱۳۶۱ )ص ۲۰۹- ۲۱۱)
تذکرة سخنوران نان
تألیف جلال بقائی نایینی» در ۱۳۶۱ با مقدمةً اسر جافشار؛ در ۱۵۱ صفحعه:
و ضمیمهیی درتاریخچه نایین اثر محمدرضا سالكناییتی که د کرش درصفحه ۵۷
تذ کر مز بور آمده است.
ترتیب کتاب الفبایی است ولی فهرست ندارد.
این تذکره با خط نستعلیق نوشته شدم وبه چاپ عکسی افست نشر یبافته
وجزو سلسلة انتخارات فرهتگت ايران زمین است.
هيچنه
ج ۱ ص ۳۰۳ تذ کرة شهاب «منظو مه. ۱
در دیران شهاب ترشیزی(نسخة کتابخان ملی) قسمتی ازاین تذ کره مشتمل
بر یکصدوجهارده پیت مو جود است واز آنهاست:
کر ادیب صابر تر مذی
صابر آذ دانا ادیب نغر وی
پیش تخت سنجر عالیمفام
انوری با آنهمه در سخن
درسخن زامثال واقراث برد گوی
داشت در سلك بسزر کان انتظام
داده ار را برتری بر خویشتن
حکات
ائسز آن سرمابهً جور و فساد
حکم سلطان کشت جاری بر ادیب
شد ادیب از مرو زی حوارزمشاه
در نهان اتسز دو تركگ بد گمان
تاگه فرصت بهتیغ آپداد
شد ادیب آ که ز فکر آندو مرد
لاجرم آن ابلهان را بافتند
چونشد ۲ گه اتسزبینام و ننکگك
بد گمان کشت از ادیب هوشمند
آغا(:
چونبر اسب طبعزین بستیشهاب
انهام:
بوفراس انعام فرزند رسول
چون در کین بررخ سنجر گشاد
کان مریضص فتنه را گردد طبیب
تا ز گمراهیش باز آرد به راه
کرد سوری در گه سلطان روال
پیکرش سازند از عون لالهزار
شاه را از کارشان آ گاه کرد
هم بهخنجر سینهشان بشکافتند
کاندوتنرا کشتسلطان بیدر نک
دست و پایش بست ودز جیحون نکن
وفتآنشد کاوری پا در ر کاب
بوصه داد و سرنپیچید از قبول
۲ ص -۲٩ کار وان هند:
تصحیح شود: شامل تراجم شعرایست که از آغاز سده دهم تسا نیمه قرن
دوازدهم بههندوستان مسافرت يا مهاجرت کردهاند.
۲ ص ۹۹ تاریخ ادبیات درایران:
بخش دوم از جلد سوم؛ از ادایل قرن هفتم تسا پایان قرن هشتم هجری.
انتشارات دانشگاه تهران» چاپ دوم» ۰۱۳۵۵ از ص ۷۰۵ تا ۱۳۶۱
جلد چهارم» - از پایان قرن هشتم تا اوابل قرن دهم هجری» انتشار ات
دانشگاه تهران» در ۱۳۵۶ ص ۶۰۷.
مجلك پنجم» بخش یکم : از آغاز سده دهم تا میانهٌ سده دوازدهم در ۶۳۳
صفحه بسال ۱۳۶۲ جزو سلسلة انتشارات مبولفان و متر جمات ابران منتشر شده
است؟.
بخش دوم از جلد پنجم: تحت طبح است.
ج ۲ ص ۷(۲, فلت ناملا دهتدا:
آخحرین دفتر آن درسال ۱۳۵۹ منتشر گردبد و کل دوره بالغیر دوبست و
بيستويك دفتر وبیشاز بیستوپنجهزار صفحه است ودر تنظ م و تدوین آن از
آغازتا پایان کار که درحدود پنجاه سال بهطول انجامیده است بکصدوسيويكتن
همکاری کردهاند که فهرصت اسامی آنان ونو ع و میزان همکاریشان درتکملةٌ مقدمه
که بهسال ۱۳۶۰ نشر بافته. ذ کرشدهاست.
کهن شعر ای خوزسقاد :
نگارش سیدمحمدعلی امام دزفولی. شامل ترجمةٌ حال و منتخب اشمار
یکصدودو شاعر از قرنچهارم تا دوازدهم هجری ازابوالعلاه شوشتری تا میر سید
علی دزفولی» در ۲۹۴ صفحه بهسال ۱۳۵۳ شمسی از طرف ادارهٌ کل فرهنگٌگو-
هنر خوزستان نشر یافته است.
بخش نحست
(ند کرههای فادسیی)
تألیف محمد پعقوب خان ادیب فراهی متوفی ۱۳۱۴ ش [
«مجموعه اپیست در شرح حال شعرای هرات وفراه با نمونه یی از اشعار آنها که
دراین سالها برشتة تالیف درآمده » نسخهٌ خطی آن نزد مژلف مرحوم بوده است».
رك : مجلة کابل » شماره سثبلهُ بب,س , شمسی » بقالة تاریخ نذ کرهها » فقره
توخته عبدانهخان قاری افغانی ,
از حاج میرزا حسن جابری انصاری اصفهانی _
در بدایع اشعار نسوان ایران و عرب و هند و ترلك باذ کر پاریی از احوال
4
رك + فهرست تألیفات جابری انصاری در آخر کتاب آفتاب درخشنده چاپ
۳ قی» والذریعه » ج , ص به.
مژلف در شب پنجشنبة يم دیماه وم , شمسی برابر با ه , جمادی الاخره
بح , قمری در اصفهان وفات یافته و شر احوال و آثار او بقام سید محمد علی
جمالزاده درسال شانزدهم مجلهُ یفما (۳۲, ش) شمارههای بپ ,-دم بتفصیل
مسطووست» و استاد جلالالدین همایی ماد 4تاريخ فوتویرا عبارت «بردشیخ جابری
آ۵» پافتهاند ,
و
1
[نشکده
تألیف حاجی لطفعلی بیگث آذربیگدلی در ۱۱۹۳-۱۱۷4 ق
تذ کرهٌ رایج و مشهوریست که چندین چاپ خورده و سشتملست بر دو مجمره
بشرح دیل :
مجمره اول - در ذ کر احوال و اشعار شعرای ماضی است » مشتمل بر یک
شعله در تراجم شا هان وشا هزاد گان و امرای ترك وغیره که منسوب بولایتینیستند؛
وسه اخگر در ذ کر شعرای ایران و توران وهندوستان که هراخگریباتتضای اساسی
ولایات بچند شراره تفصیل يافته » و در تحت هرتراره اسامی شهرهای هر ولایت
نگاشته شده , و در ذیل نام هرشهری احوال وآثار شعرای منسوب بآن شهر م ذ کور
گشتد » ویختوست بیک فروغ در بیان حالات وقالات زنان سخنور هر دیار .
مجمره دوم - در ذ کر احوال و اشمار معاصرانست » مشتمل بردو پرتو :
پرتو اول - در تراجم معاصران .
پر تو دوم - در احوال و آثار بژلف.
درسیب تألیف گوید : «... از آغاز عهد صبی هر کز غیر خیال نظم که میوهُ
باغ عشق است فکری, و بجز قیل وقالشعر که پرتوچراغ شوقاستذ کرینداشتم . .
گاهی مطالعة کتب منقدمین را راغب و گاهی شرف مصاحبت شعرای معاصرین را
طالب . اما چنانکه دل مبیخواست بهرهمند نبودم» بجهتآنکه | گر عرض مطالعهٌدفاتر
افکار متقدمین بود درهروقت حمل و نقل کتب ایشان بهرجا متصور نبود ۰ و ا گر
تتقالی بتضیا ختت فصحای بعاصرین بود » بسبانقلاب زمانه صحبت همگیدراوقات
متعذر ودل بخواندن بعضی از آن کتب بتقریب نخواندن دیگری قانم نميشد» وخاطر
از دیدن برخی از آن یاران بعلت ندیدن دیگری مسرور نمیگشت » لاجرم صورت این
خیال در آينة خاطر نقش بست که مجموعهیی ب رکیفیت احوال و انتخاب اقوال این
تست مه ۰ ست نت و
طبقة علیه از متقدسیین و معاصرین نوشته شود ... چون شمار سنین عمر از ثلثید
باربعین رسید » رنگد این گلشن دلاویز ريخته » ... دیوان هریک از متقدمین کد
بدست آمد بنظر دقت ملاحظه » و باعتقاد خود آنچه را یافتم نوشتم» وآنچه از کتب
ایشان بعلت تصاریف زمان بنحلیل رفته بود » در تذ کرههای مشهور و غیر مشهور
اشعار ایشانرا دیده باز بهمان تسبت منتخبوثبت کردم» وصحبت هریکا معاصرین
کد اتغاق افتاد » اشعار او را بنظر بصیرت بطالعه و بزعم خود آنچه انتخاب کردم
نگاشتم » وآنچه نعمت دیدارشان بسیب انقلاب روز گار روژی نشد » از موثقین اهل
فن اقکار ایشانرا شنیده » باز بهمان کیفیت ترجیح داده نقطة انتخاب بروی گذاشتم»
و درضمن مطالعة تواریخ مولد ومنشاً هریک از شعرا که بعلوم شد» اسم آنبلد را مع
قلیل من اوصافها بترتیب حروف تهجی ثبت کرده » شعرای آن باد را درآنجا نوشته ؛
مراعات سبقت زمان و نقدم مرنبه را منظور نداشتم » و در ذ کر اسامی بلاد و شعرای
هربلد» حروف اول بلد و تخلص را مناط » و در نگارزش اشعار حرف آخر را بترتیب
حروف هجا معتبر دانستم » و این کتاب را بهآنشکده موسوم ساختم » ودفاتر ارباب
تذ کرءسابق را باتش رشککا نداختم» وفهرستی برآنقراردادم که برجویند گانآسانباشد» .
با آنکه آذر بیگدلی مدعیست که شخصآبانتخاب دواوین شعرا پرداختهاست»
ولیعملا" میبينيم که وی درمورد شعرای ماضی تااوایل ترن یازدهم هجری خلاصدُ
بسیار ناچیزی از تذ کر عظیم خلاصةالاشعار وزبدةالافکار را بنام آتشکدهبما تحویل
داده است .
در ربیعالثانی سال ,+( , هجری یکدور کامل از تذ کر خلاصة الاشعار
تألیف تقیالدین کاشی درپنج مجلد بز رک با تصحیحاتواضانات بخط وابضایبولف
که متعلق بکتایخانة حاج لطفعلی آذر بوده نصیب حاح فرهاد میرزای معتمدالدوله
ده ء و بعدها در بیان آن مجلدات تفرقه افتاده و جلد اول بهناصرالدوله فیروز رسیده
وا کنون جز و کتب اهدائی وی در کتابخانة بجلس شورای ملی بشمار؛ ( ۲,۲ )
مضوظ است .
آتشکده ۱
مرحوم حاح فرهاد میرزا پشت آخرین صفحد مجلد مزبور چنین نکاشته است:
«هو » این کتاب اول مال حاحی لطفهلی بیگ آذر تخلص صاحب تذ که
آتشکدهبوده» و اشعار ذعرا را آزاین انتخاب کرده است که درحواشی علامت انتخاب
گذاشته است » سلیقهُ حاجی بیگدلی از این معلوم مبشود که مثلا" درین تذ کره از
اشعار سوزنی وبختاری که ازهر کدام سه هزار بیت شعرست » قریب بصد بیت انتخاب
کرده» سهلست که دریک قصیده که انتخاب کرده خوبرا ترلك کرده » نمیدانمسلِة
انتعخابند اشته» یااینکه عمد آچنین اشعار بر گر یدهاس ت که اشعارخودرا قصید:" وغر له"
جلوه دهد » ماللتراب و رب الاریاب » این مجریالسیل من مطلمالسهیل » درحق
حاجی لطفعلی بیگک همان هجو طوفان کافیست که یک بیت او درنظرست ۰
زشعر خود درو بنوشت بسیار سفطشد تَذ کره درزیر اين بار
والسلام خیر ختام »
و اینک نموداری از طرزکار آذر بیگدلی را درچند مورد ذ کر میکن کهسخن
بدرازا نکشد :
تقیالدین کاشی مینویسد : سید حزینی از سادات حسینی مشهدست ؛ و نام
اصلي وی محمد طاهره؛ بجودت طبع و حدت ذهن درسیان اقران مشهورست ؛ و اطوار
واتوالش پرالسنة خوشطبعان م ذکور » میگویند مردی فراغتطلب وخوش باشست؛»
وهر چند روزنزد جوانی عاشقی میکند» وبواسطدٌ اندلچیزی ازمطلوب رنجیدهبدیگری
میپیوندد» و ابا درلطافت طبع وسلامت ذهن ؛ در وادی شاعری نقصی و کوتاهیی
ندارد » و اشعار غزل بسیار دارد » لیکن آنچه نزد خوشطبعان مستحسنمت همینست
که درین سفینه مثبت امست.
انتضاب لیا نه
چند ایدل گرم رفتن سویجانانم کنی وزجفای او کنی یاد و پشیمانم کنی
بهر آنم میبری سویش د گر ای بختبد کزهفا و جور او راضی بهجرانم کنی
هنت
۵ تک .۳
بسکه در یزم وصالش بیتراری یکتم ره نمیيايم درو همرچند زاری میکنم
دل بوصلش بید هد هردم تویدی گرچنین قطم این امید از بی اعتباری میکنم
دل زمن | کنون بسوی او نهاعی بیرود بسیکه باآن نا توان من نبزخواریبیکنم
مت
اگر وقت نظارهات مرده بودم زدست فراق تو جان برده بودم
باغیار چون میکنی سهربانی ؟ چو نامهربانت براورده بودم
تکرد ازتوام عذر خواهی تسلی بین کز جفایت چه آزرده بودء
بجان وسرت کاینهمه سخت جانی بخود در فراق تو نسپرده بودم
هون
چوروم برون زیزمش»غم آن کندهلا کم که زصحنم یبادا » المی کشیدهباند»
«خا تمه خبلاعبة | لا شعار»
لازم بذ کرست که ترجمهُ حزینی مشهدی نخستین بار در خلاصةالاشعار آمده
و درهیچ تد دیحری ثیست .
آذر مینویسد؛ «حزینی اسمش بیردحمد طاهر از سادات حسیتی مشهدرضاست»
این چند شهر از ایشان قلمی شد :
چوبرونروم زبزمش»غماین کندهلا کم که زصحبتم ببادا المی کشیده باشد
و له
اگر وقت نظا رهات مرده بودم زدست فراق توحان پرده بودم
نکرد ازتوام عذرخوا هی تسلی ببین کزجفایت چهآزرده بودم»
«آتشکده ذیل مشهد»
تم کاشی مینویسد ۰ «مولا نا حید ری از ولا یت خراسان است » و در سبزوار
میبوده » و بواسطة آنکه بینی بزر کی دارد » به حیدربینی مشهورست » درشعر وشاعری
ارجمند » ودر وادی حالات عشق ونکاتآن دلپسندست ودرطرز غزل و زبان وتوع
اشعار خوب دارد » این ابیات بوی بنسوبست ۰
آتشکده ۳
شدم بعشق تودشهور ونیستم خوشحال که هرکه دید مرا » آورد ترا بخیال
ی
آنکه نازکتر بود از کل رخ نیکوی او
میشود گرم عرق چون کرم پینم سوی او
چونبکویش کشته خواهم شد» خوشم کزییکسی
کشته بگذارند شاید یکشبم در کوی او
مت
نگویمت که بمن نیک باش وید باغیر همین بسسمت که نیک از بد امتیاز کنی
سدت
از طفل سرشکم روش سروقدان پرس .. کو در پی این طایفه بسیار دویدست
ای حیدری آن زلف چرا شیفته رنگست کر آه توسر رشته بدانجا نکشیدست
خن(
از تماشای تو دیگر بسوی خانه نرفت . هر که آند بتمنای تواز خانه یرون
وه که یار د گرانی و من از ساده دلی میکنم شاد دل هویش که یاریدارم»
«خاتمة خلاصةالاشعار»
آذر میویسد : «حیدری گویند صاحب دیوانست , اما دیوانش ملاحظد نشد»
و بملت عفلم بینی مشهور به بینی گشته ۰ این چند شمر اراو بنظر رسیده و دراین کتاب
ثبت شد :
بخدت توجنان راغند آدمیان ک4دستبسته زارحام میرسنداطفال
و له
چرنبکویش کشته خواهمشدخوشم کزبیکسی کشته بگذارند شاید یکشبم در کری او
و له
نگویمت که بمن نیک باش وبدباغیر همین بسست که نیک زبدامتیا ز کنی»
«آتشکده دیل سزوار»
تقی کاشی درضمن ترجمةه ابوالفرج رونی بترجمهٌ ابوالفرج سجزی پرداخته و
«اما ابوالفرج دیگر بوده سابق برین ابوالفرج » معاصر ساسانیان و اصل وی از
سیستان است» او را ابوالفرح سجزیمیگویند» بالسین المهمله والجیموالزاء المعجمه؛
ونزد مردم کد تتبع تاریخ نکردها ند » بهبوالفرج سنجری مشهورست » واین غلطست»
زیرا که در ۳ سلطان سنجر شاعر ابوالفرج نام نبوده» وسحزی بسبب تجنیس خطی
سنجریشده » بعضی دیگر از ارباب سیر گفتهاند که اصل ابوانفرج ازغزنوست » واین
سخن نیز اصلی ندارد » ولیکن در غزنو بوده در زمان سلطانمبحمود لهذا اورا غزنوی
دانستهاند» علیایحالاونیز از احله شعرای بتعین است » و ملکهالشعرا ابیرعنصری
شا گرد اوست ؛ ودرعلمشعر بفایت ماهر وصاحب وقوف بوده » چنانکه آوردهاند کد
درآنعلم تصنیف وتألیفدارد؛ ولیکن الیوم هیچ از آنها درمیان نیست» و امیر دولتشاه
در مجممالشعرا مرقوم کلک مشکین سلک گردانیده که ابوالفرج سیستانی ظهور اودر
زمان دولتسیمجوریان بوده , .. الخ» ۱
«جند اول از ر کن اول خلاصةالاشعار»
آذر مینویسد : «ابوالفرج سنجری استاد عنصری است » وچون در عهد سلطان
سنجر ایوالفرج نام شاعری نبوده است » و ابوالفرج مزبور مداح آل سیمجورست ...
کویا سنجری غلط مشهورست » و اصل آن سجزی بسین بهمله و جیم وزای معجمه
است» چهامل آندیار را سگزی میگفتهاند؛ ., .»
«آتشکده ذیل سیستان»
نخستین کسیکه اسامی دواوین ومثنویات کمالالدین حسین ضمیری اصفهانی
را بقلم آورده » صاحب خلاصفالاشعار است » و دیگران درینیاب چیزی تِ_ِ ۱
وآذر که نسخة اصل آن تذ کره ه را دردست داشته» معلوم نیست که چرا بعضی ازنامها
را تغییر داده و بعضی را ازقلم انداخته است ,
یلد ی نکاشی میس : «.,, اسامی_ بعضی از غزلیات و مثنویاتی که در
آتشکده ۱
اقبال » صورت حال » کنزالاقوال , عشق بیزوال » میقل سلال » عذر مقال » قدس
خصال » بجموعه احلال ,
فیجواب شیخ مصلح الدین سعدی ۰ طاهرات صنایع , بدایةالشعر » نهاية
السحر .
عیونالزلال فیجواب خواجه حافظ ؛ آثینة جمال فیجواب بابانغانی » معراج
الأمال فیجواب مولاناجامی» انیس اللیال فیجوابلسانی» سحرحلال فیجوابشاهی»
فراغ بال فیجواببنائی » درر مثال فیجواب میرصالح » سحاب جلالفی جواب خواجه
آصفی , خجسته فال فیجواب مولاناشهیدی » لوامع خیال فیجواب میرهمایون» ترانه
وال فیجواب میرزاشرف» احیای کمال فیجوابشیخ کمال» معشوقلایزالنیجواب
یر خسرو» حسنمال فیجواب حسن .
وچندین دیوان دیگر در سلک نظم دارند» چون تهام نشده بود» لهذا تفصیل
اسامی آن دراین اوراق ثبتتشد .
ونیز ازجمله منظومات این بحرسخن شش کتاب مثنویست که اوقاترابتکمیل
آن صرف نمودهاند برین تفصیل : ناز ونیاز » وابق وعذرا » بهار وخزان» جنةالاخیاره
لیلی ومجنون» اسکندرناه » والحق لطافت طبعوی ازین مشئویات نیک معلوممیشود»
حصوساً مثدوی بهار وغزان وی که ازمطالعة آن نسخة گرامی غنچة دل چون دل
غنچه ازنسیم سحری شکفتن میگیرد » ... و دیگر از منظومات ان سوفق بتوفیق اه
دو دیوان قصایدست درسدح ائمه وا هل البیت علیهم السلام که یکیازآن موسومست
بهصحا یف اعمال و دیگری بهاصداف لال ,..»
«خاتمة خلاصذالاشعار» فصلاول ازاصلدوم»
دة کاشي دراحوال ضمیری آورده است که برایجمع آوری آثار واحوالشعرای
اصفهان ا: کاشان بدان سامان رفته ومدتی درخانة ضمیری بوده » و از تمام دواوین
او بترتیب قوافی از الف تا یاء بالغ بر هزار بیت شعر انتخاب کرده » و در ذیل
نام هر دیوان آن اشعار را آورده است, و آذر یکدلی در ترحمة فیرق برس ۸1"
۳ تاریخ تد کرههای فارسی
«بکثرت شعر او شاعری نیامده » اما ا کثر آنها چد که بالتمام بتحلیل رفتد » و
منتخب هریک راهرجا دیده جمع و درین نسخه ثبت نمود» وحالآنکه هیچیکازآنها
را ندیده بوده واسامی دواوین ضبریراهم که ازخلاصةالاشعار بدون ذ کربأخذ نقل
کرده با اشتبا هات و اختلافات ذیل است:
جنةالا خیار (حسنةالا خبار) قدس خصال (قدس خیال) انیساللیال (انیس -
اللثالی) ترانة وصال (بدایت وصال) احیای کمال (منتهای کمال) وسه کتاب دیگر
او بنامهای : مجموعة اجلال وصحایف اعمال و اصداف لال را از قلم انداخته است
آذر بیکدلی تد کر دولتشاه و تحفة سامی وهفت اقلیم وعرفات العاشقین راهم
دردست داشته و ار آنها نیز استفاده کرده است .
ازبهاری هرسوزی پیش از آذر هیچ تذ کره نویسی جز صاحب خلاصفالاشمار
ذ کری کرده است ۰
وی مینویسد : «نوروزشاه « بهاری » تخلص چند سال حکوست هرسوز بوی
تعلنی داشت» بزرگی خوش طبع وکامکار وشجاعی تیز چنگگ و چابکسوار بوده در
کمانداری وچابکسواری از | کثر چابکسواران در پیش ؛ و آبا و احداد وی بحکوست
آن ولایت منسوب بوده » و در شهور سنة هه از دارقنا بدار بقا انتقال نموده»واین
چند بیت از اشعار او بکمینه رسیده ودرین خلاصه ثبت گردید:
انتشاب اشعاره
دلا از یک نکه بر باد دادی ان ومان خود
نصیب کس مبادا آنچه خود کردیبجانخود
من وجور وجفای او ؛ عذاب خود مده ناصح
تراخود نیستسودی» راضیمین از زیان خود
نخواهم التفاني را کزان بینم پشیمانت
بگرد اول بگرد خاطر نامهربان خود
ون
به من کند بهر کس که رسد شکایت ازمن
که کسی ز رحم نا گه نکد حکایت از من
7
درد ده آنتدری لیک که سنگ آرد تاب
در خور صبر نگوييم و توانایی دل »
وآذر بیگدلی همین ترجمهرا باانتحال وسمخ بدینصورت آورده است: «بهاری
ازنجبای آندیار (- کازرون !) و اسمش نوروزشاه چندی حکومت قلعهٌ هرمز ! باو
مفوض بوده » دلیری تیز چنگك» چابکسوار و امیری خوشطبع کامکار بوده» ازوست :
مه بن کتد به رکس که رسد شکایت ازمن
که کسی ز رحم ناگه نکند حکایت ازمن »
ونیز آذر در احوال شاه بیرتقی قمی مینویسد : تقی اوحدی (-صاحب تذ کرة
عرفات العاشقین ) حال او رانوشته که : من او را دیدم مرد خوش صحبتی بود ...
الخ » .
همچنین ترجمة شمسالدین ارجاسب قمی را از آن تذ کره نقل کرده و م بیت
ار و , بیت قطعة وی را که در هجو یکی از معاصرانست در کتاب خود آورده و باز
موارد دیگری هم هست که ازعرفات استفاده کرده؛ با اینومف در ترحمة نقیالدین
اوحدی چنین نوشته است ؛ «اوحدی ؛ اسمش تقیالدین ازبلیان محال کازرون است
ابا درامفهان متولد شده ء سوای این دوشمر شعری ازایشان دیده نشد» ؟ !
وحالآنکه تقی اوحدی درعرفات چهارده صفحه بشعر وشرححالخود اختصاص
داده و مر ع بیت از اشعار بختاف خویش بقلم آورده است .
آتشکده تا کنو پنج بار بطبم رسیده است : کلکته » سربی » وع ,+ ق ؛
بمبثی » سنگی » بب ۱۲؟ ۲۹99 , ق» تهران » افست » پ۳۳, ش؛ تهران » سربی »
م جلد در ۱۳۳۰ و۳۳ ۱ وء ع۳ , ش ونانمام ,
آذر بیگدلی نام تذ کرة خود راهم ازمننوی آنشکد؛ آف مق و9 و
,. و هجری افتباس کرده است؛ و باآنکه 7۳ وی تحت نایر اتنکده آقا صادق ؛
یک مشنوی سوز و تداز در تبیین حال وىثال وی سروده بود » هیچیک را در تد کرةٌ
خود مذ کور نداشته ؛ ونگارنده در شماره اول از سال سوم مجله دانشکده؛ ادبیات
مشهد (بهار و۳ ,) هردو مثنوی را بامقدمه وتصحیح درح کردهام .
آخرین چاپ آتشکده (سه مجلدی که مذ کور افتاد) باتمحیح وتحشیه وتکملُ
تراجم باهتمام دانشمند محترم آفای د کتر حسن سادات ناصری صورت گرفته و به
آتشکده گرمی و لطف خاصی بخشیده است » بخصوص ذ-ه بسیاری از مسابحات و
اشتبا مات بولف راهم مصحح بحقق یادآورشده و تصحیح کردهاند بتأسفانهاین اثر
۱- نیز از اکتا هات آذر است که : مانابک سعد زنکی از اتابکی فارس است » مطلع
و 4 ۰ ۳ ل 11 ۰
این رباعی ر لته ؛ وعمیداندین اسعد ابزری وزار سعر اجر ریاعی را گفته . . 1
در رزم چو آنشیم و دربزم چوسوم بر دوست سبار کیم و بردشمن شوم
موّلف تاریخ وصاف در احوال عمیدالد ین اسعد بن نصراد بزری میتو سل : «بوئتی که
!داء رسالت را بءضرت سلطان حمد خوارزمشاه رفت؛ او را اعزاز و استیناس فربودند » و بر
کرسی زرین اجلاس » و چنين گویند که سلطان روزی در اثناء مجلس بزم ؛ اول این مثناة
در عبنعمت مطابةه انشا کرد :
در رزم چو آهنیم و 2 الخ »
ارحضرت با برند انصات . .. الخ 0
با آنکه به نست کفنه سلطان 4 این سجریالسیل من مطلم السهیل نمود » ربان سلطات
سنایشها فرسود » و آنرور برساز اين ترانه شراب نوشیدند». (ص ۱۵۱-۱۰۰):
دردیل نام انیسی داسلو گوید . !در هندومتان بخدست خانخانان همصحیت سید
دوالفقار و شکیی بو دهاا _
/ 4۵ 0 1 ۳۳ ما سید د و الا و دود ند آشده » و در
۱ رنمیوزیم .
۰ و , مره یا ۱
های قرن یازد هم یز اس ی " 2
5 بقی حاشیه درصفحه بعد
قسمت عصری تذ . کره
آتشکده
۱۳
ارزنده بعللی که بربنده مجهولست ناتمام ماند وبقیة آن یطیم نرسید» امید که از وقنه
و تعطیل دراید .
ترجمه ملف : آذر بیگدلی ترجمهٌ حال و منتخبات مفصل اشعار خود را در
آنشکده آورده است » و خلاصه آن اپست که عبدالرژاق بیگ سفتون دئبلی نوشته
۱ ۰۰ ۰
ات میا ۷
بقیه حاشیه ازصفحة قبل
در ذبل ناء همایون پادشاه مینویسد که : این نطعه را درحین ورود بهایران سوزون
نمود و بعدمیتن شاه طاسب فرهتاد
پادشا غاخروا عنقای عالیهمتم فله قاف قناعت را نشیمن کردهاست
روزگار سفلةُ گندمنهای جوفروش طوطی طبع مرا قانع بارزن کردهاست
دثعنم شیرست» عمری پشت برمن لرده بود ایندم از راه عداوت روی برمن کرده استه
دارم ااثنون التماس از شاه تا با من کند آنچهیا سلمان علیدردشت ارژن کردهاست
(س ۱۰۰)
ایبات مزبور قسمتی ازیک نطعهُ سلمان ساوجی است که همایون پادشاه مناسب حال
عود بافته و بانصر فاتی بدا استشهاد کرده است + تمامقطعهٌ سلمان که درنسخه های خملی
دیوان او مندرج است اینست :
خسرو عادل علاءالدین والدنیا علی . ایکه گردون طوقامرتعقد گرد نکردهاست
شمهیی ازرنگگ وبوی مجلس اخلاقتست آنچه گلها را صبا درجیب ودامن کرده است
رفح ملک از شمع رایتست ورایت بارها اینسخن پا آفتاب ۴ ساه روشن کردهاست
درف هیا درنش د یه دورت از نهیب سویها را بر ان بد واه -وزن کر ده است
از شکوه نعل گلگون بارات صدبار کوه صدره خارا چوگل صد پاره برتن کرده است
کان زدمشت خاك برسر میکند یمن ی که او آب دریا برد و تصد ون معدن کرده است
چشم درع ازطعن رسحت خون | گ رگریدرواست زانزبانبازی کهاو بادرع وجوشن کردهاست
خسروا عمریست تا عنقای عالی همتم قلةٌ قاف قناعت را نشیمن کرده است
روزگار خنائن گندم نمای جو فروش . . وطی طبم نرا قانع بارزن کرده است
بقية حاشیه درصنحهة بسد
۱ تاریخ تذ کرههای فارسی
آذر بیگدلی شاماو اسمشریفشی لطفعلی بیگ بن آفاخان از اعزه ونجبای ایران
و آزاوایل دولت بهية صفویه بوطن اصلیهُ احداد ایشان اصفهان بهشت نشانبوده»
وآذر درس اربم وئلثین ومائة یعدالالف(ع۳, ,) در دارالسلطنه اصفهان متولدشده»
بقارن این حال فتنه محمود غلجاییافغان روداده » ناچار تمامی خانواده او از اصفهان
بدا رالموّمنین قم هجرت کردهاند» چهاردهسال از عمر خود درآنجا گذرانید» ناد ریادشاه
افشار در اول جلوس» پدرش را بحکوست خطهٌ لار وسواحل بحرفارس سربلندکرده »
وی بدارالعلم ثیراز حر کت و بعد از دوسال پدرش از دارسلال بداربتا ارتحال کرده»؛
و یعد از جندی درخدیت حاجی محمود بیگ عم خود احرام طواف بیت له الحرام بر
بیان جان بسته ؛ از راه عراق عرب روانه شام و بعد از زیارت رسول انام و زیارت
امه بقیع علیهمالسلام بطواف بیتانتهالحرام مشرف » و در مراجعت شرفاندوز آستان
بلایکک پاسبان شعنهُ نوف وحایر سیدالشهداء حسین بنعلی و کاظیین وعسکریین
علیهم من التهآلافالتحیات والتحف گردیده؛ وعزیمت عراق عجم وفارس کرد ؛ و بعد
ازیکسال باجمعیازدوستانبزیارت امن ائمة» رضاء رضیمن اسه» فایز ودرآنوقتاردوی
نادری پس از تسخیر هندوستان و تر کستان وارد آن ارض اقدس شده عازم تسخیر
جباللکزیه بوده » و باتفاق اردو از راه مازندران بهآذربا یجان رفته » ازآنجا عزیمت
عراق و بنای سکنا را در اصفهان نهاده » بعد از قتل نادرشاه چندی درسلک سلازمان
علیشاه و ابراهيیم شاه وسلیمان شاه وشاه اسمعیل منسلک بوده» ودراواسطعمر گرانما یه
که اوایل دولت کریمخان زند بود» ملازمت ترلك وبکسوت فقر متلیّس ودرهضافات
تم قلیلی الاك و رقبات داشت » بزراعتمشغول » و درهنکام حصاد و رفم محصول»
از ترد د محصلان دیوانی ملول» و بسبب وزننطری وشوق جبلّی مایل بگفتن شعر
ی حاشیه از صفح قبل
طالعمشیرست وعمری پشت برسن کرده بود ایندم از راه عداوت روی بر من کرده است
من بعوثه تربیت میدارم از لطنت طمع آنچه سلمان باعلی در دشت ارژن کردهاست
باد دایم در جهان سروری سالک رقاب تیغ سرسبزت که فطع بیخ دشمن کردهاست
آتشکده 7
و پیشتر قواعد نظم را از یگانه آفاق میرسیدعلی مشتاق استقاده کرده » و بقدر هفت
هزار بیت از خیالات او درتهب و تاراج اصفهان که ازتطاول علیمردانغان بختیاری
اتفاق انتاد » درامغهان منقود گشته» مدتی نیز ازین رهگذر طوطی ناطتهاش لال ؛
و بلبلطبعش شکستهبال بوده » تا بازبتکلیف احباب ازبحر طبم مواج درهایخوشاب
انگیخته » مثنوی پوسفزلیخا دارد » و درقصاید وغزل و رباعی سرآمد فصحای زبان
ویلغأی دوران » و ازهیچیک از مماصرین خود » بلکه ازشمرای منقدمین کمتر نبوده »
وشعر را خوب میفهمیده؛ وسليتة بستن مضموناو را هیچکی نداشته» ودرشعرشناسی
مسلم بوده » ازوست تذ کرهُ آنخکده که ازشرار دردالود ییا تشگیجان عاشتان عارف
وعارفان عاشق زده» ود ر کلامش دردیست که اهل درد دانند» ودرسخنانش حالیست
که اهل حال شناسند .
یحاکی نظمه در السحاب و يشبه نثره "در السخاب
در اواخر عهد کریمخان از بلدهُ قم به شیراز تشریف آورده بودند» مولف حقیر
را درف صحبتایشان روزی نشد » وقبل از رفتن مولفاز دارالسلطنة تبریز بدارالعلم
شیراز صینت عنالاعواز میرزا عبدالوهاب موسوی بحکوت اصنهان سرافراز بود» ودر
زمان دارای زند که در مدت سلطنت و سلکتداری نیتی صادق » و صدری وسیم و
تدری رفیم وقلبی فسیح داشت » و خلق را بتنعم و ترفه و تن آسایی و تعیش خود
با ز گذاشته اهالی ابران شحرق سرورء وآفت عین الکمالاز چهرهآراسته دوران دور بود »
میرزا عبدالوهاب حا کم بود » و آذر باشعرای بلاغت کستر او راندیم بزم بودند »
مقارن آنحال میرزا عبدالوهاب وفات یافت » بجای او حاجی آقا محمد رنانی اصفهانی
حا کم شد» راههمای مداخل به کریمخان نمود» و برجمع اصنوان افزود » دربند شعر
وشاعری ولضل و کمال نبود » وعقیم وطامم وبداندیش و بدسلوك بود» وبا کریمخان
پدر ولرزند شده؛ عانه هاوبران کرد» وبدعتهاآشکارسا خت» فقراسوختومالها اندوخت»
وعموم اهالی را اسباب پریشانی» اعزه ودانشمندان اصفهان را خصوصاً باعث جلای
۱۹ تاریخ ند کرههای ۳ سی
وطن و بیخانمانی گردید » و کار را برخواص وعوام چنان تنگ گرفت » که زبان قلم
از تحریر بعجز و قصور اعتراف دارد» طبع اقاصی و ادانی ازآن گرگ حریص منتفر »
ودلها منزحر؛ و آبد ید ها منویمر» و ایام ایالت او ایام نحس بستمرآمد؛ وحشتی و
نفرتی عظیم درمیان خاق افتاد» حضرت فیلسوف اعظم ونحریر مکرم آفاسحمدیدآبادی
اصفهانی که ندمه یی از اوصافشس زیب دفتر» ورشت؛ دوات مشککاآ کین ازذ کرشرشک
رشته گهر شده عماددین بود واعتضاد کهین ومهین» بااو ازدر نصایح درآند » ویرا
پیغامهای ء:یف فرستادی» و تمد یداتبایغ نمودی» وره.ودی که درین دوروزه حبات
سستعار برعایا وبرایا که بدایم ودایم آفرید گارندء ظلم صریح واجحاف قبیح رواندارد»
وبای درراه حسن ساولك باعالی وسافل ممالیکک وبفالیک وعموم خلایق گذارد » قطم
وظایفومرسوم را بدتر ازقطم حلقومداند» ودوش رعایارا بتکالیف شاقه گرانبارنسازد»
وظلم را مورث سخط الهي وبایة اشتعال نوایر عذاب نابتناهی داند, حاجي حفاییشهُ
تبه روزگار .
قطعه
ازمن بگوی حاجی مردم گزاي را کو پوستین خلق باضرار میدرد
حاجی تویستی شدنرست از برای آنک ییجاره خار میخورد و بار مییرد
متنبه ده تا رابزذم کراین بازنداشت» وپای انصاف بشاهراه عدل و داد
تحداشت 0 مردم کوفته خاطر وشکسته دل نشدند » وعریضه اشک واه با سوز درون و
سینة مجروح بدر گاه قادر بینیا زفرستادند» مولانای اعظم از دارالسلطنة اصفهان خیم
اقایت کنده با جمع کثبری از مریدان و ارباب عمانم و اعیان بیرون آدد) وعزم جلای
وطن نود ؛ دل ازمسسکن دلارا برداشت , میرزا ابوالقاسم مدرس بعلت وطیفة مقرری
باجناب استاد قدم ازمقام خویش ببرون ننهاد: درسنذ ثمان وثمانین ومانةبعدالالف »
| کابر و اعیان امفهان از کلائتر و وزیر و وضیم وشریف ود خدایان بلوك وجمعیاز
اهل حرفت و تجارت ببهانة تنقیح محاسات دیوانی» بادلی آ گنده بمحنت به شیراز
آیده» خاكنشین سایهُ دیوار مذلت شدند» وشکوه بدر گاه آوردند» شعرا وظرفا از نفس
آفتاب عالمتاب 0
دارالماک جلایافته» چونابیات قصاید ییلادعراق متفرق شدند» آذر وهاتف وبعضی
ازظرفا رعت اراصفهان به بیغولة قم و کاشان کشیدند » آقا محمدتقی صهبا و بولانا
حسین رفیق بهشیراز تشریفآوردند » و آذر را مضمون بعضی از قصاید دلپذیر حا کی
از شکابت آن گرگ پیرست ... .»
ازینجا بیعد ملف بیستوسهسفحه دیگ رکهبالع برچهارصد وهفتاد سطرمیشود
در دثبال احوال آذر آورده و بعضی ار قصاید او را باشان نزول هریک ببان کرده
است » و درین مبحت قصایدی از رفیق و هاتف» و تر کیبی از صباحی در مرئية وی
مسطورست وباین رباعی پایان میپذیرد که صباحی سروده است :
«اين رباعی نیز درتاریخ فوت آذر ازوست :
ز باعیه
آذر کد شفیم او پیمبر بادا هم محل او ساقی کوثر بادا
تاریخ وفا تش زخرد جستم گفت: حاوید حتان بحفل آذربادا 4
«تجریهةالاحرار وتسلیةالابرار تألیف عبدالرزاق بیگ مفتون دنبلی»
لیف قاضی محمد صادقخان اختر هرگلی در ۱۲۹۹ قه []
شامل تراجم چهارهزار ودویست وشصت وچهار شاعر قدیم و جدیدست که
بسال ,رم , همق تألبف آن آغاز گشته و در وم , پایان پدبرفته است .
در فهرستها نشانی ازین نسخه نیست» ولی مخلقرحسین صبا در ٩۰ ۱۲ قسمت
اعظم آنرا در تذ کر روز روشن نقل درده است» ازبترو احتمال میرود که نسخهبی از
آن با اضمافاتی بخط مژلف (بنابر تعریف مژلف روز روشن) در بهوپال سوجود باشد .
ترجمة مواف
«اختر - قانی محمد صادقخان ازاعیان شهر هوگلی بود» وهوکلی شهریست
۱۸ ۱ تاریخ نذ کرههای نارسی
کنار دریای کنگک از دارالامارء کاکته صوب شمال دوازده کروه 5 دارد » ونزد
هندوان برآبادیش چهارهزارسال گذشته» و اختر از بدو سن وشد درس رکار انگریزی
معظم وسحترم مانده ومدتی در سر کار اولین پادشاه ملک اود غازی الدین حیدر شاه
رسن عز اختصاص داشت"» ومحاند حیدریه بنام نامیش تالیف نموده و در آخر عمر
بملازست خاتم السلاطین اود واجذعلیشاهسلطانعالم نصیبی وافی برداشته»دراستجماع
اکتر فضائل نوع انسانی وصفت عالم آشنایی از معاصرین گوی تفرد میربود » و در
جمله علوم عموباً و درعلم ادب عجم و عرب وفنون کیمبا و سیمیا و هیمیا خصوصا
ماهر بود » ونظم ونثر فارسی یکمال لطف وپا کبزگی انشا مینمود .
بعد از انقضای قضيهٌ شووش وفساد افواح انگلشیه که درسنه ثالث و سبعین
از مائه الث عشر (سم + , هتق) برپا شده قیام بیتالحکومة لکهنو گزید و همانجا
پیوند زسین گرد ید , تصائیف کثیره ازوی باقی مانده » ارانجمله لوامعالئور فی وجوه
المنشورست که عباثر فصیحه ومضامین بلینهاش دل ودیده ارباب بصیرت را نوری و
سروری میبخشد .
دیگر آفتاب عالمتاب تذ کرهٌ شعرای فارسی بتعداد چهارهزار و دوصد وشصت
وچهار سخنوران "نه الیالان باین جامعیت ولطافت و بلاغت کتابی درین فن زیب
تالیف نيافته » تاریخ اپتداي تألیفش «سساچم البلغاءمست (- ۲۳۸ هق) و دربعض
حواشی آن بخط سولف و بخاتمه بپیضهاش که بحکک و اصلاح مولفش مزین است »
تاریخ ختمسنة و ب ( , ازهجرت خیرالانام علیهالصلوة والسلام نگاشته» هرچند ترجه
این فرخنده اختر و بعض اشعارش درشمعانجمن روشن نشده» لکن درینجا نقلاند کی
ازسخنان موزونش از آفتاب عالمتاب دلخواه آمد» .
الهی جذب؛ شوتی که از هستی کشد ما را
زهشیاری بسیر عالم مستی کشد سارا
و
,- پخطاب ملکالشعراه سربلند گشت » رك «شمح انجمن» ص ۱۳».
اختر تابان ۱۹
گاهی نظری سوی من ازناز نکردی
بمنول نگاهی غلطانداز تکردی
هی
جلوهیی کرد قدت » کبک دری پیداشد
عکست افتاد در آیینه , پری پیدا شد
لزان
برهمنسوید یروشیخ سویمسجدم خواند
دلم پابند ئوی یار ؛ حال مشکلی دارم
وت
زشهم دل ستمردهام لاعلاج بود
ازخندهاش نمکث جوزدی ؛ بهشددن گرفت
تن
گرچداز خطصبح حستشامشد جان اختر ماه تابانی هنوز
من
درسلک کمال عزوحاهیداريم در بزم حریم قدس راهی داریم
دم
گرشاه ووزیر رابجاهست غرور مائیز ازین نمد کلاهی داریم»
«روز روشن» ص ۰۰۳۷ 6
اخشر تابات
تألیف ابوالقاسم محتشم شرواني بهوپالی در ۱۲۹۸ ق
شامل تراجم هشتاد و دوتن از ژنان سخنور بترتیب حروف تهجی که نخستین
ی تاریخ تذ کرههای فارسی
آثار رابع قزداری وسستورةٌ کردستانی که درائثای طبع ازمجمم الفصحا بدست آورده و
بر آن افزوده است .
سب تألیف وتاریخ طع :
وی بترغیب برادر خود ابوالحسن محترم تراجم را بمرور فراهمآورده» و بنام
نواب ناهجهان بیگم صاحبه رئیسة بهوپال در تاریخ سومشعبان سنة 9 ۲, هق
یپادان برده ؛ و در بطیع شا هجهانیبهوبال بسال و , دق در شصت و سه صفحه
بطیم سنگی رسانیده است» قطع : سب , برع م کاغذ کاهی» خط نستعلیقی درشت .
درین ت ذکره پارهیی از اشعار مخفی رشتی بنام زیبالنساییگم مخنی دختر
اورنگزیب عالمگیرپادشاه ثبت شنده است » ازجمله این قطعه بشهور او که برسبیل
بطایبه سروده است؛
قلعه
مخفیا دختران خطه رت جونغزالانست بگردند
از پی مشتری بهر بازار بند تنبان بدست میگردند
این بولف در شمار مآخذ خود از تد لرههای زیادی نام برده که بعضیآزآنها
وجود خارجینداشته است وندارد ارآنجمله است:
جوهر پیدری» نشترغم» خریطجواهره جواهر زواهر؛ وسمکن نیست کهآنهمه
ند کره را برای این مختصر نامعتبر تصفح کرده باشد .
ترجمة بولف : ابوالقاسم متخلص بهمحتشم خلف | کبر شیخ ابوالفضل محمد
عباس شروانی متخلص به رفعت است » که از مرا و دانتهندان مقرر عهد خویش
بوده و خدت تنظیمات تاهجهانی را درءهده داشته است» اجدادش ازبدینه برآمده
بترتیب در بغداد وهمدان ونجف وشروان ولکهنو و بندر حدیده و اوده و بلده پونه
هندوشهر بهوپال اتامت گزیدهاند محتجُم بسا وی( ها ق دربهوپال قدم بعرصة
وجود نهاده و درمکتب پدر تعلیم و ترببت یافته است .
زرین پرند» آیین بهین » چشمة نوش» تاریخ نفیس» روان افزاء جواهرخانه »
اختر تابان ۳۱
قیصرنامه» دلافروز » زرناب» قبساتالقیاس» از تألیفات اوست : رد ۰ اختر تابان »
ص ۰-۰۳ ۲۵ .
ملفر حسین صبا در ترجمة اومینویسد: «حسن تربیت والد ماجد خودش بکمال
تهذیب و شایستگی مهذب ومودب نموده بر طریقة تحصیل عاوم قدم بیگذارد ۰ و
بخوشنويسي و حسن خط دستی دارد: خوش وضع وسنجیده طبع است. وبموزونیموروئی
درفارسی وارد و بنظم اشعار و تواريخ میپردازد وباصلاح والد خودش آویز؛ گوش
ستمعان بیسازد» اگر برین و تیره زبانی ورزش پذیرد البته ثارش بالا گیرد» «روز
روشن » ص 1*۱۲ ۰
احوالبزرگان این خاندان درنجم الثاقب وسراسلات احمدی» وآفتابعالمتاب»
وتاحالاقبال وشمع انجمن و صبح گلشن و نوردیده بشرح و بسط مسطورست و تسب
بهجابرین عبدابته انصاری میرمانند» «اختر تابان » ص ۳ه» .
از دست
هرچند که ایام گل و عهد شبابست_ .. لیکن نخورم بی که مراخوف حسابست
از آفت هحران توای نان ملاحت دل بضطرب و آه پلب ؛ دیده پرآبست
ون
ترك عشتت ای بت نامهربان خواهیم کرد
با دگر نامهربان الفت بجان خواهیم کرد
الفتت گر نیست با ما ای جفاجو » گو مباش
ما برغمت الفتی يا دیگران خواهيم کرد
تحط خوباننیست ؛ هرجادلبریخواهيم جست
دل بتید طرهٌ آن دلستان خواهيم کرد
در عشق ما اگر پیش تو نبود نیست غم
عشقبازی با نگاری قدردان خواهيم کرد
مت هت
۲۳ تاریخ ند کرههای فارسی
ما زکویت اینزمان رخت اقامت میکشيم
این نپنداری که بازایتجامکان خواهيم کرد
گر بنای دوستی محکم کنی با محتشم
خالك پایت را درون دیدگان خواهيم کرد"
«روز روشن» ص ۲ ,+ وأخترتابال» ص ۳»»
از رابعه تا پروین
تألیف کشاورز صدر در ۱۳۳4 ش
در ذ کر یکصد وشش تن از شاعرات است بایک مقدمه درباب همدوثیزنان
با مردان درامور اجتماعی وسیاسی» ویکثلاحقه شامل دوغزل از حیران و والیه» ودر
,- این غزل وغعرنوع کلام منظلومی که اعراض از معشوق و ترك عشق را برساند در
اصمطلاح پارسی کویان هند «واسوخت» نام دارد» چه واسوختن کنایه از اعراض کردن وروی
برتافتن ازچیزی و ترله عشق گنتن است .
ملکهالشعراء طالبآملی در تعریف شاپور طهرانی کوید :
به خسروداشتم روی نیا زیپیش ازین طالب ازو واسوختم چون صدمت شاپور را دیدم
حاجی معمدجان قلسی منٌهدی گوید ؛
نا سرزده ازشمع چنین بیادبی پروانه زعشق شمع واسوختهاست
بایندرخان صفوی راست :
کویندداخ سو زکه واسوزیازممش خود را تمام سوخنم و وانسوختم
اگرچه واسوختن مقابلسوختن است و درست معنی ضدآثرا میدهد بانند: رفتن؛وارنتن
خوردن» واخوردن» زدن» وازدن» ولی اینقاعده کلیت ندارد و از تمام مصادرصادر نمیگردد؛
چنانکه وادیدن پمعی بازدیدنست.
صائب کوید :
مرده و زند» بوادید زهم ممتازند ما نبينیم کسی را که نید مارا
همچنین است ۰ وایستن» وا کردن که بمعنی بازستن وباز کردن است.
از رابمه تا پروین ۳۳
طهران بسال ع۳۳, شمسی در ۲ب صفحه بطبع رسیده است .
مژلف درضمن تراجم وپایان کتاببآخذ ومراجع خودرا مذ کور داشته»وزحمتی
کشیده است تا اثری مفید بوجود آورد» ولی بعلت ناآشنایی بهارزش واعتبارتذ کرهها
از نیل بدینمتصود بازمانده است . بخصوص که در پارهیی سوارد با اظهار نظرهای
خود اشتباهات نذ کرهنویسان را دوچندان ساخته است,
ازجمله اینکه در ترجمه جهانغا ون شیرازی همسر خواجه امین الدینجهرسی
(ص ب . ,) با استناد بقطعة معروف خواجه حافظ :
بعهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق به پنج شخص عجب سلکفا رس بودآباد
عارف مشهور شیخ امینالدین کازرونی را که ذ کرش درقطعة مزبورآیده است
بجای امین الدینجهرسی ندیم شاهشیخ ابواسحاق گرفته است ,
مقداری از غزلهای بیرزا علی| کبر شیدای شیرازی شاعر و تصنیفساز مشهور
را با آب و تایی هرچه تمامتر بنام ایرانالدوله جنت ل((ص هو) ثبت کرده است . و
پژوهند گان میتوانند غزلهای مزبور را در تذ کر مدينة الادب (ج +ص 9۹-۱5 ,)
نسخه شمارهٌ جر , ع کتایخانة مجلس بخط عبرت ذایینی وخود شیدا بلاحظه کنند .
مقداری از اشعار مخفی رشتی شاعر قرن یازدهم را بنام زیبالنسابیگم مخفی
دختر اورنگزیب ( ص .۲ ) آورده است » وچون دیوان مخفی رشتی درهندوستان
چاپ خورده تشخیص آنها کاردشواری نخواهد بود ؛ بخصوص که سبک سخن ایتدو
ازهم جداست وشعرشناس باسانی بیتواند آنها را تفکیک نماید . مانتداین دوبیت :
در نهان خوئم بظاهر گرچه برک سادهام
حالمن د رمن نگرچون بر سرخ اندرحناست
هی
شمعیم وخوا نده| یم خطسرنوشت خویش ما را برای سوز و گداز آفریدهاند
دو بیت ذیلرا نی زکه ازیک غزلحکيم حاذق گیلانی پزشک دربارشا هجهان
پادشاه است » و در عمل جالح (ح۳ ص ب,ع) و کلمات الشعرا (ص ,م) در ذیل
۶ تاریخ تذ کرههای فارسی
نام او ثبت شده » در شمار اشعار زیبالنسا بیگم آورده است؛
بلبل از گل بگذرد گر دوچمن بیندسرا
بتپرستی کی کند کر برهمن بیند مرا
درسخن پنهانشدم مانندبو دربرگ گل
میلدیدنهر که دارد درسخن بیندسرا
ترجمهٌ حیاتی هراتی (ص ۲, ,-) , ,) را که از جواهرالجایب چاپی (ص
٩ ۰-۱ ۲) نقل کرده» شرححال وشعر سهشاعره درهم است که کاتب جوا هرالعجایب
عنوان دوشاعرهُ دیگر را ازقلم انداخته و بصورت یک ترجمه درآورده است » و چون
آقای کشاورزصدر مندرجات آن دوصفحهرا با تغییر وئصرف وپس وپیش کردنعبارات
نقل کرده تشخیص وتفکیک سه ترجمهُ مزبور ازیکدیگر دشوارست .
صاحب اختر تابان بنقل ازجواهرالعجایپ حیانی هراتی را «حیات شیرازیه»
و زوجة قوامالدین شیرازی نوشتهء و آنکهزن ملایقائی هروی است «تونیآتون»معاصر
عبید انته خان اوزبکث بوده وشاعره قرندهمست, وآنکه ازخیل خدمه شیخ آذری است
یک قرن ازو پیشتر میزیسته » ونامش ازقلم کاتب جراهرالمجایب افتاده است.
با اینهمه اشتاه که دریکت ترحمه روی داده است » آقای کشاورز صدر بدون
ادئی مناسبتی در حاشیه سخن از جامی بمیان آورده و نوشتهاند که : «هنگاب ی که
عبید نله خانهرات را فتح کرد جامی قصیدهیی برای او گنت که مطلعنی اینست.
خراسان سین روی زین از بهر آن آمد
کهحانآمد دراو» یعنی عبیدانتهخانآید
تذ کر عرفات ضمن شرح حال هلالی» .
و با اینکه ایشان مطلم مزبور را از شرححال هلالی که در تذکرهة عرفات
مسمطورست نقل کرده » معذلکك شعر را بهجامی نسبت داده» وگویا ازین عبارتعرفات
که در ترجمهٌ هلالی آمده :
«نقلست کهچون هرات بدست عبیدانته آمد» مولویدربدح ویتصیدهیی بصددنظم
آورد ند که مطلعش اینست .,. الخٍ» ایشان سواوی»رابه«جامی» تعبیر کردهاند .
اشارات بیش ۲
اشمارات دینش
از سید مرتضی بینش حسینی مدراسی در ۱۲۹۵ ق
مشتمل است بر تراجم هفتاد وهفتنفر" ازشعرای معاصر مولف که در شهر
کرناتکك در بزم سخن نواب محمد غوثخان بهادر جنگ متخلص به اعظم حاکم
آتجا ( مولف تَذ کرههای صبح وطن و گلزار اعظم ) مجلس مشاعره داشتهاند و اين
تالیف بنواب مزبور تقدیم شده است ,
آغاز : «حمد بدیعی که زبان معنیپروران مصرعیست درصفت ابداع اية کلام
او» وثنای ناظمی که لب سختدان بیتی است درستایش نم بانظام او متحصر بگفتن
نام این کتاب » ثاریخ تألیف آنست ( -هب, هق ) وسپب تألیف را چئین
گوید :
« ,.. درسال بو ۲ , مجلس مشاعرهیی بریاستغان بهادر راقم دردارلخلاقة
مدراس تشکیل شد و در آن مجلس واقف وقدرت حکمین مناظره انتخاب شدند » و
رئیس این کمیته نواب اعظمجاه بود» سولف بطریق سیاحت سری بهحیدرآباد د کن
کشیده بود» ابیر اعظمجاه او را در سلک ملازمان خود قرارداد » ... روزی بخاطر
مولف گذشت که شعرا یه قبل ازو بودند برای آنها تَذ کرههای متعدد تألیف شده ودر
دست زمانه بطور پاد گارست» اما تذ کر شعرائی که در زمان نواب مزیور بودهاند
هیچکس ننوشته » و بنابراین بجممآوری تمام غزلیات مشاعره و آثار سخنوران عصر
از هرشهر و دیار پرداخت, و بتدر استعداد خود آنهارا انتخاب و ترتیبداد» واحوال
ه رکدامازین شعرا را بایجاز واختصار نگاشته ... الخ»
درخاتمةٌ کتاب قطعاتی در تفریظ متضمن تاریخ تألیف از بعضی شعرایی که
هفتاد وهشت شاعر مذ کورست .
۳۹ تاریخ ذ کرههای فارسی
ترجمهآنان در تذ کر مزبور مسطورست اند : راغب » فایز» راقم » نظیر»ه حشمت »
ذهنی؛ ذ کاء» اقب » ندرت » وفا امیر» ولایق درح شده است .
چون بیشتر اشعار مندرج درین نذ کره اشعار طرحی مجلس مشاعرهاست»بولف
نیک و بد هریک را بمیزان نظر سنجیده وگفتةُ بعضی را با سروده بعضی دیگرمقایسه
کرده و بانتقاد پرداخته است ,
برای آن عده از صاحبان تراجم که درحین تألیف در گذشتهبودند مرئیهومادم
تاریخ نیز سروده و بترجمه افزوده است.
تراجم بعمولا" درحدود نیم یا یک صفحهاست» ولی بعضی را بتفصیل بیشتر
نوشته و در نگارش (جز درسقدمه) خود را پایبند تکلفات منشیانه نکرده است .
این کتاب بنام «تذ کر بینش» در مطبع سر کاری بدراس بسال رد , هق
در ۳ , ۲ صفحه بطیع رسیده است .
درنسخ : ایوانف» کرزن شمارهٌ , ب اضافات و تصحیحاتی هست که احتمال
دادهاند از خود مولف باشد .
ترجمه مزلف
نواب مد غوثخان اعظم در تذ کر نخستین خود موسوم به «صبح وطن»
ترجمهٌ بینش را عینا از گلدسته کرنانک تألیف حکیم باترحسین خان رایق بشرح ذیل
نقل کرده است *
«سید مرتضی بینش دخترزادة بینا وفرزند میرصادق علی حسینی مللازم سر کار
والاجاهی است» که در تاریخ گویی دستگامی وافی داشت» چنانچه وقتی که جناب
رغجوان مآب برایزیارت مرقد قادرولی قد"س سره روانة نا گور شریف ميشدند «یاعلی
موسیرضا,۳ ۲ ,» کنده کنانیده ! بر بازوی رضوانمآب بست» وبعوض این تاریخ»
صد هون ازسر کارعالی همانوقت صله یافت . بعضی از اجدادش از مشهد مقدس
به دکن رسیده در ارکات توطن گزیدند » و مولد و مسکن بینش چیناپتن است » از
اساتذ اینجا کسب علوم عریی تا شرح ملاجامی و درفارسی کتب متداوله خوانده و
اشارات پینش ۳۷
مشق سخن اولا" از پدر و برادر خود وثانیاً ازمولوی میران محبیالدین واتف نمزده ؛
ولادت او درستة یکهزار ودومد ویست وشش هجریست , وتاریخ ولادتش ازسادء
«آفتاب سپهر سیادت» که برآورده پدر اوست برمیآید» .
«صبح وطن» ص ٩ ۳»
خان اعظم در تذ کر دیگر خود موسوم به « گلزار اعظم» تکملهیی بر ترجمةُ
مزبور بشرح ذیل آورده است :
«بینش تخلص سید سرتضی پسر میر صادق علی حسینی و دختررادة بیناست ؛
درس یکهزار ودوصد وبیست وشش هجری درشهر مدراس قدم بشاهراه هستینهاد»
ویعدحصول شعور» چشم بنظار؟ گل وریحان چمن همیشهبها رکتاب گشاد » ودرعربی
تاشرحملاجامیقدس سرهالسامی پیش اساتذهُ این دیار خواند» و کتب متداولهٌفارسید
هم از ابشان پسند رساند» طرز سخن گوبی اولا" از پدر و برادر خود اقب آموخت »
وثانیا ازمولوی واقف درین فن بهرهُ وافراندوخت » بجودت طبم و رسای فکر شهرت
داشت » و در وش تقریری وحاضرجوابی همت گماشت» هرگاه! گرمی بازار شعر و
شاعری باراستکی محفل مشاعره اعظم افزود » بینش درحیدرآباد بود» بمجرد استماع
طنطنه اش برچناح استعجال درینجا رسید و باجازت میرسجلس داغل بزم سخنسنجان
کشته باضافة مشاهره کامیاب گردید» بر کلام همطرحان خود اعتراضها میساخت » و
درجواب سژالهایایشانهم میپرداخت» هرگاء ! درسال یکهزارو دومد وشصتوپنج
هجری شوق زیارت عتبات حضرات عالیات علیجد هم وعلیهم السلام والصلوات در
دلش افتاد» رضای سهسال ازینس رکارحاصل کرده درسشاعره حاضر شده این معذرت
ناس نوزدهبیتی پیش حضار مجلس از زبان خود عرضه داد :
(نوزده بیت مشلوی با ابیات سمت است بدین بطلع ومتطع 4
ای بمیزان خرد سنجیدگان معنی هر نیک و بد فهمید کانِ
عزم میدارم سوی خیرالبلاد دوستان گویم شما را خیر یاد)
پس بم متعلق همراه قانله روانة آن مواتف مقدسه گردید » و وقتیکه به بصره
۲۸ تاریخ تد کرههای فارسي
فایز شد» بسیب فساد آبوهوای آنجا ابزجة جمیع اهل یدرقهاز تب ولرژه ینا خوشی
رسید» اتتظام قافله آنچنانازدست رفت که یکی از دیکری درآن غریب الوطنی خبری
نمیگرفت» بهمان عالم هراساتی بعضی بسوی بغداد شریف شتافتند» و برخیبراه نجف
اشرف افتادند» بینشهم بآن بیماری مبتلا گشته » بعد خرابی بصره زودازود به نجف
اشرف رسید» و تایکهفته درآنسرزمین اقامت گزید» چون درآنجا کسی را پرسان حال
خود نیافت» بجانب کربلای معلی شتافت» روزی که درآن بقع متب رکه با رگشود »
نقد جان را نثار آن آستان غربت نشان نموده در صحن روضهُ مبار که بیاسود » آری
مضمول این بیتش :
بینش به کربلاست بیاد تو يا حسین
پابند گرچه هست به هندوستان هنوز
که از غزلیات طرحی مشاعر: اعظم است» بصداقترسید» وقصهُ مشهورهُ عرفی
را مطابق گردید ,
تذ کرهیی مسمی بهاشارات بینش بتالیف درآورده و | کنون آن رساله در مطبع
سر کاری بقالب طبع درآمد».
توتیای کلامش در چشم دقیق نظران چنین بینش میانزاید! :
شمهیست فروزنده رخت بزم صفا را عکس تو بود مردم چشم آینهها را
تیر توگذشتازدلمن زخمعیاننیست کشتی بادایی که خبر نیست قضارا
هن
جا نمودیم دردلش چوغبار شد بمعراج خا کساری با
بخموشی زبسکه خو کردیم لب گویاست زخم کاریما
تا
۱- مولف دردنبال پازتی از اشعار بینشی انتقادات و اعتراضات بعضی از همطرحان او
راهم م ذکور داشته» وچرن نموداریاز محفل مشاعره پارسی گویان هند درقرن سیزدهمست
وخالی ازلطفی ثیست » همه را عیناً درج میکنم ,
اشارات بینش ۲۹
نالهآتشفشانم در تو تأثیری نکرد یادلت از موم بودی یادلیزاهنمرا
غلم نعلین دوعالم کردهامازپای دل ویجانانستبینش وادیایمنسرا
او پیت ف مر اد پات کی
درآنسقام که من قطرسيزنم صائب غبار هستی کونین گرد پا پوشست
مناسبتی دارد» کمالا یخقی علیالمتامل» بینش:
در کف آن طفل باژیکوش باشد رشتهام
گو دهد سر بر هواچون کاغذ بادی مرا
مرت
زمشرق تابمغرب سیر دارد همچو کو کبها
نسازد راه گم روشندل از تاربکی شبها
چوحفظآبرو خواهی خموشی پیش خود کن
"که بیدارد صدف پاس گهر از بستن لبها
رم
یکشبنشد سپید پیش رخ توباه . هرچند روی شست بصابون آلتاب
یت فرحت و ولاهم درین زمین قریب یکدیگر افتاده :
فرح تگو بد :
پیش صباحتش نتوانستشد سپید گر صبح.پهرشست بصابون آفناب
ولاگو ید :
پیش صباحتش نتواند که دمزند گر ماه شد سپید زصابون آفتاب
از سر زلفت مگر عکسی به بحر افکندهیی
میطپدچونما هی ب یآب» موجاز اضطراب
شاعر (- گزارش خان) اعتراض نمود کهلفظ اضطراب زاندست» چهلفظمیطید
کافیست» بینش معترف قصورشد ومن هماندمآن مصراع را چنین بستم: گشته همچون
سس :اف شش > ۰ب 2 ۰ 0۹ظَ٩ظ٩0ظ٩؟۵٩فظلظفظفظفةفةظفظفةظةة٩ة۰٩۰٩۹۰٩۰٩ب٩۰۹۰*؛(تة٩۹۹3ة۹۹۹۹۹۹۹ت۹ت۰۹۰(ت(٩ث ,هس ه((_حِ_ٍ_صصااصصصس""آ«
۳۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
9 بیآب موج از اضطراب» همه یاران پسندیدند ,
یار از بسکه بمن دوش بدوشستآمشب
از خم زلف مرا حلقه بگوشست اسشب
بیج
آزادهیی زبند تو در روز کار ایست عنهامستطا یری که بداستشکارنیست
سردم زشوقبوسه؛به پیشدهانمن آیینه نه زروی تو گر اعتبار نیست
شاعر اعتراض نمود که آیینه پیش نفس گذاشتن یا پیش روی نهادن در کلام
اساتذه آمده است نه پیش دهان چهدرعالم سکنه از منخرین نفس بربیآیدنهازدهان»
پیش سن کلام خود از منارالضوابط این بیتآورد :
داردیدور چشم توجبریل ازآفتاب پیش دهان عیسی پیغمبر آینه
ستم یار گر ایست » چه باشد لطنش زد خدنگی که بمن زخم جگردوخته است
2
محمل دل حلوه گاه ناز لیلای حودست
در تلاش کیستی چون قیس درصحرا عبث
چشم ارباب حقیقت کی گشاید بر مجاز
مست ساقی برنتابد منت صهبا عبث
خالص اعتراض نمود که درین بیت لفظ عبث زائد واقم کشته چه بدون آن
معنی بیت تمام میشود» بینش معترف قصو رگشت ۰
(-
مه
اشارات بینش ۳
محو رخ یار شد ؛ مهر درخشان صبح این گل دیگرشکفت» درچمنستانصیح
یی
بس جلوههایرنگین دارد کفغبارم ازدامن که یارب بر باد رفته باشد
تِن
خط برلب نوشین تو بیوجه نباشد هرجا که بودتنگشکرجوشمکسشد
شاعر اعتراض نمود که در مصراع انی لفظ شد بجایشود واقع کشته. چکونه
درست باشد ؟ بینش جواب داد که + اذا وقمالماضی فی محلالشرط والدعاء یکون
معذاه مستقبلا" چنانچه سعدی فرباید :
کر یکی زین چهارشد غالب جان شیرین برآید از قالب
حکمین (-واتف وقدرت) جوابش پسندیدند .
پای تو بکنج آمده بیش زخموشی خواص کهریابنه بیپاس نفس شد
خالص اعتراض نمود که پاس بمعنی نگهبانیست» ودریتجا بمعنی ضبط آمده »
مندش ضرور » بینتش این هو بیت عرفیآورد :
ای آنکه بهنگام ستایشگری تو صوفیشمردعیب» نگهبانی دمرا
ازروی شود نقاب چوآن بهجبین کشد در دم مسیح را زفلک بر زمین کشد
#2
چولشوی بینقاب بررخشمع پر پروانه دست رد باشد
رم
صبر از دل » دل زمن » من از دریارم جدا
کسمباداد رجهانچون من پریشانرو زکار
گفتم که| کر بجای یارم لفظدلبر باشد نظر بالفاظسابقه مناسترست» همفیاران
پسند یدنه و بینش تسلیم نمود .
ناوت دج تحت اس مت ات تست ۳
سوت
چون گهر درآبوآب اند رگهرباشدنهان بینش از یکرنگیهمیاردردل دل بهیار
404
بجلوه حسن تو چشم جهان ازو غافل. درون دیده چو بینش زدیدهها مستور
ج
پربروبی که من گردم فدای چشم فتانشس
بمردم میکشد از ناز صد خنجر چومژ گانش
2
نالهام حسن ترا شوخی دیگرآموخت کرد روشن مسق سر کشی از باد آتش
درین قافه | کثر شعرای مشاعره در غزل طرحی خود مضمون قریب یکدیگر
بستهاند » اما درچشم انصاف بیت بینش پیش است .
ذاق فگو ید :
خشم اومیشود افزون چوبرآرم اهی هست لازم که شود تیزترازیادآتش
قدرت گو بد :
سوز من کم نشود هیچ زانسانه وپند. حست زوشن کهشود تیزتر ازبادآتش
مخاصگو بد.
خشم آنشوخ فزون نالا من میسازد بیشتر شعله زنان میشود از باد آتش
عارقفگو بد :
خشم او کرد فزون آه شرربار دلم . میشود عارف من تیزتر ازباد آتش
قد بر گو بد:
شعلةٌ عشق من افزود زپند ناصح میشود بیشتر افروخته از باد آتش
ازحود گذشتنياست چو بر حویبار عمر قد خمیده؛ نو شود پل علیالخصوص
سفنت
اغارات بیش ۳۳
بیک اشاره ابرو بکشت چشم توام ندای قاتل و قربان این خم وچم نیغ
خالص اعتراض تمود که اشاره کردن چشم ازایرو بنظر نیامده» سندشضرور ؛
بینش این بیت صائب آورد :
بابرومیکشد آن چشم میگونش نگاهی را
تکلف برطرف شمشیر میباید سپاهمی را
بوصل او دل پرداغ ما کی آساید که نورماه برد خوابرا زچشم پلنگ
جبربز
سرد شد از روی تو بازار گل زرد شد از حوی تو رخسار گل
مخفی نماند که غزل پنج بیتی مشتمل برصنعت دّوالبحرین وسهقافیه وسهردیف
است» چنانجه مطلعش تحریریافت .
احوالین چوشمعبپیش توروشنست پیوسته است دیدة گریان وآستین
بینش بهجر ماهرخی همچوبهربان بستیم الفت سرمژگان و آستین
معبراع انی این بقطم از مهربان است و بینش آنرا تضمین نموده » و بعضی
از ارباب مشاعرههم اين مصراع را تضمین ساختداند .
واقف گو ید :
واتفبهچر آن بت کافر چوسهربان بستیم الغت سر موگان و آستین
ر اقم گو بد.
بیش
پاس همطرحان نمود وفکر خود را پست کرد
زین غزل کمپایهتر در دنتر بینش مجو
هرگاه ! بینش در محفل مشاعره اين مقطع خواند وفا تبسم کنان گف تکه از
کلام بینش صداقت مضمون احسنهم | کذیهم بنظر رسید وشاعر اینمصراع خواند:
ی و یت
۳ ناریخ تد کرههای فارسی
« کالا که بخاوند نماندد زد یست» و گفت کها یه ینچنین ادعای پر غلط بر کلهشمانمیزیبد»
و خالس ظاهرساخت که اگرچه بعض جا درین غزل اعتراضی بود » چونکه خودش
اقراز بر کمپایگی کرده ازآن چشم پوشیدم» پس بینش بر کرده ناصواب خود منفعل
کشت و از پیش میرمجلس (-خانبهادر راقم) حکم صادر شد که بار دیگر احدی
ب رگرد چنین مزخرفاتنگردد .
همدبان از تب نمیدارم بلب تبخاله یی
در عمش از ناتوانیها گره شد نالهیی»
« گلزار اعظم ص ۹ - ۲۷ #1
اشعة شعاعیه
تألیف محمد حسین شعاع شیرازی «شعاع الملکث»
منتخب تذ کر شعاعیه است با انجافاتی » وقسمتی از آن (تا حرف راء مهمله)
ازمحرم پدسم , تا ذیحجة سم , ق» در پاورقی روزنامة هفتگی فارس درشیراز بطبع
رسیده است! .
ترجمه مولف در ذیل تذ کر شعاعیه خواهد آمد.
افضلالتذکار فیخ کر الشعر (ء و الاشعار
تألیف افضل مخدرم پیرمستی بخاریدر ۱۳۲۲ ق
تد کر معاصرانملف است کهپدستور امیرعبدالاحد امیر بخارا درسال ۲۲ ۱
۱- رك: مجلة یاد گار (جه ش ۲ ص ۰۳-۰۲) و دانثمندان وسخسرایان فارس(ج
۳ ص ۲۷۲) .
افضل التذ کار نی ذ کر الشعراء والامار 9
۱ هق تالیف شده ومشهور بهتذ کرهُ انضل است.
این تذ کره یکی ازمآخذ عمده صدرالدین عینی در تألیف کتاب نموه ادبیات
تاجیکث بوده و بیستوچهار سورد ازآن نقل کرده است .
ترتیب تراجماین کتاب الفبایی ونثر آن منشیانه است ودر بخارا بسال» ۱۳۲
هق با مجالس النفا مس و باغ ارم که ذ کر هریک در جای خود خواهد آبد بطبع
سنگی رسیده است ,
خلیلی افغان نام ونسب مولف را در تتاب آثارهرات (ج۲ ص ۰ () افضل
پیرسستی بن محمد آشرفب صدیقی هروی نوشته , و صدرالدین عینی درنمونه ادبیات
تاحیکك (ص ب ۱ ۲۱-۳ ۲) ترجمهاش را چنین بقلم آورده امت ۰
«افضل مخدوم پیردستی بخارابی - افضل قاعدهدانترین شعرای عهد آخرین
است» درمیدان خیلایدعوی بیدلی نمیبرآید» نظمونثر را بغایت روان وسادهمیسراید»
بفرمایش امیر عبدالاحد ند کرهالشعرایی مشتمل برتراجم حال معاصرین نوشته (از
۳ تا ۳۲۲ ,) هرچند بنابرخاطر امیر درین کتاب شعرا را صریحاً تنقید نکرده »
سره وسقط را دریک قطار جلوه داده است » معذلکث بهادبای معاصرین بسیب احیای
نامشان منت بزرگی نهاده است .
افشل درسال ع۳ع, روز دوشنبه ب, ذیالججه درقصبة کجدیک در خانة
خود از توان پیرسست بخارا وفات کرده درآنجا بدفون شد .
فقیر را در مرئیه و تاویخ وفات او چند پارچه شعرست ...
از آ ثار افضل :
نه پرینست دل من نه برآنست دل من هرچه مرضای تو باشد بهمانستدلمن
چه بگویم بتو از حال دل زار حزینم که چنینستدلم یا که چنانستدلمن
بنوازم بکرم یابه ادا يا بنگاهی که زدرد والمت ناله کشانست دمن
الخ»
۳۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
اقالنامه
ازمحمد باقر میرزای خسروی کرمانشاهی در ۱۳۱۹ هق
پاب اول - در احوال خاندال غفاری و سپ مرحوم اقبالالدولة غفاری
کاشانی .
باب دوم . درترجمةٌ حال ومتتخب اشعاربیستنفر از شعرای معاصر مولف که
اقبالالدوله را در ایام حکومت کربانشا هان سدح گفته اند ,
خانمه دراحوال بولف ,
نسخه این نذ کره با سایر تألیفات چاپ نشدهٌ خسروی در کرمانشاه نزدا خلاف
وی موحودست .
ترجمه احوال خسرویرا عبرت ایینی در مدپنةالادب (ج ص دوم-۱مم)
ورشید یاسمی در کتاب ادپیات بعاصر (ص ع عم ع) وباقر شا کری درتذ کر مختصر
شعرای کرمانشاه (ص ع ع-+ع) نوشتهاند » و چون عبرت نایینی شرح احوال او را
نخست از خائمه اتبالنایه نتل کرده و بعداً اطلاعات خود وا برآن افزوده و از نوشتةٌ
دیگران اصیل تر و کاملترست » عین آنرا ازبدینةالادب نقل ميکنيم :
«خسرو کرمانشاهانی در آخر تذ کر اقبالنامه که در و ,م۳ , بنام اقبالالدولة
غفاری نوشته شرححال خود را چنین مینگارد : «سن بندهٌ گنا هکار را نام محمدك باثر و
تخلص خسروی است » تولذم در ببست وچهارم ربیمالثانی دب , در کربانشاهان
اتفاق افتاده ونزدیک پنجاه وسهسال است درینشهر مقیمم ء سیسال ازین مدت را در
ظل تربیت و کنف عنایت پدرم غفران مب شاهزاده محمد رحیممیرزا ابن محمد علی
میرزای دولتشاه بن خانان نتحعلیشاه باارغد عیش و احسن حال وعزت جانب وانجاح
بارب وخاطریآسوده ودلیفا رغ ورزتیآماده وروزیی گشاده زند گانی و کامرانی کردم؛
وآن مرحوم اصغراولاد دولتشاه بود» پس از فوت پدر قدم بدنیا نهاد » و شصت و سه
سال دراین جهان زند گانیکرد» و توطنش درین شهر بود» و دررجب سنذم٩ ۱۲ این
اقبالتابه 7
جهان را بدرود گفت» شاهزادهیی بود عزیز ومحترم» بامتانت ومناعت» درانظار خلق
مکرم» وطرف ثقت واعتماد» و دوطریق حقیقت ومعرفتثابتقدم؛ هیچگاه گرد کذب و
انترا و بدخواهی از بهربند گان خدانگشت» ودامن عفت وسلامت را بلوث مشاغلو
مناصب دنیوی آلوده نساخت » وحشمت و عزت خویش را بقناعت و استغنا محفوظ
بداشت» درفهم وفراست و کیاست واصابت رای و درستی انديشه آیتی بود » با آنکه
بواسطهُ نداشتن پدر وسربی ومرغبی برسر » تحصیل علوم عرییه نفرموده بود » از آن
قریحت وجربزت خدادادچنان درست سخن گفتی ونگاشتی که بربیخبر باهل علمسشتبد
آبدی و از این راه که از حرکات اواخ رکلمات وکماهی اشتقاقات عاجزبود » پیوسته
اظهارندامت و افسوس مینمود» و ازینروی در تربیت فرزندان و تحریض آنانبآموختن
مقدمات عربیت جدی بلیغ داشت؛ و باآنکه دراینشهر وجود اهل فضلوادب متزلت
بویکر سبزوار داشت و کتب اینکار درغ تکبریت احمر» بدانقدر که سعکن و مقدور
بوده در تربیتآنان و اجبار بتحصیل علوم سعی موفور میفرمود ؛ و ازاهمال وغفلت
وتن آسانی وعطلت ومجالست بیکاران ومعاشرت اهل هوی وهوس آنهارا منع شدید
مینمود ,
بهرحال من بنده سالی چند درزیر سایهُ آن مرحوم بتحصیل علومعرییهوادییه
از نحو و مرف ومنطق ومعانی وبعضی ریاضیات وحکم واصولین وغیره باندازهیی که
درینشهر امکان داشت بسر بردم » و چون از آغازسن تمیزمطبع بسخن منظوم مایل
بود» گاه بیتی یا دوبیت از آن سر برمیزد» وپدرم از آن کارستم میفرمود و بیگفت شعر
مسبت وسک سرودن خود عیب ونقص است؛ وسخته وتیکویش نیز دراینعهد هنری
نباشد» تاآنکه ادیب فاضل تحریر استادالمعاصرین حسینقلیخان سلطانی کلهر رحمفف
انته علیه که بامنش دوستي ویگانگی بود » روانی طبع برا بدید وبگفتن شعرم ترغیب
نمود» باآنکه درسالف زسان محمد صادقخان شیخوند نیژ در این شهر خسروی تخلص
مینموده؛ این تخلص را از بهر من بپسندید و اختیار کرد » هرچند شاعریم پيشه و
اندیشه نبوده لیکن گاه بنظم غزل وقصیده خاطر را مشغول مینمودم .
۳۸ ناربخ تذ کرههای فارسی
یکچندنیزهوایصحبت ارباباذواق ودواجیدم بسرافتاد و درك صحرتاصحاب
تفرید و تجریدم آرزو گشت » صحبت اهل حال را باریاب قیل وقال ترجیح بنهادم و
اوراق پریشان پرملال را پاله بشستم» چون دانستم که علم عشُی در دفتر نگنجد و
راهنجات از اندوختن آن ترهات بدست نیاید» و جز بخدست صاحبدلان بعرفت نغس
حاصل نشود» پس مدتی بیمردان گرفتم » ابا افسوس که مردم نشدم» و روزی چند
چالالوار در آن رآه بدویدم » دریغ که بمأمنی رسیدم » همینقدر معلوم گشت که این
وادی پرافت نه آن پیابانست که بقدم چون من ستپایی بپایانآید » واین بحر پر
مخافت نه آن درياست که بانند من از آشنا و بیگانه تواند گذشت» خاصه از آن پس
که پایبند عیال و اولاد گشتم ؛ و بعد از رحلت پد رکفیل پرستاری گروهی آیدم »
کمندهای علایق چون مار پیچانم بگردن اندرافتاد» وواردات نوایب و بوایق چون
شیر ژیان بشکریدنم دندان بنمود» ننس پرتلبیس باضطراب آمد و بمبداق الشیطان
یعد کمالفتر باندرز واندارم زبان یکشود» که ترا اندرین یازار جز زیان چه سودست
که جیب و کیسه ازنقد صبر و ت و کل تهیداری و این پیکارت بچه کارآید » که سر و
پرت از درع و ود همت وتحمل عاری باشد .
تو کهبرجامه دست میپیچی سوی این اژدها برو زنهار
مت
عشق را قلعه بنیعست وبلا بارد از آن فتح آن گر طلبی سینه سپر باید کرد
سریکفمینه دآنکس که کندغوص گهر ترك سرچون نکنی ترلك گهرباید کرد
گر ترا سود بکارست ببازار غمش . ازهمه سود و زیان صرف نظر باید کرد
من نیزچون بدیدم که درین د که گردران را با گردن فروشندءاز گروهسشتریان
پای واپس کشیدم و چون خویشرا مرد آن میدان ندیدم » جامه زنان بپوشیدم
والعود احمد کویان باز گشتم ء و ازغنیمت بایاب راضی آمدم » وپای ادب یدامن در
گرد رعنانی وفضول برنیامدم همیدول .
آوردم , وبیش
زه دربیخانه کاین خمار کب
اقبالنامد ۳
بهرحال پس آزرحات پدرنامورم سفری ازبهر برقراری مرسوسش بنام با زماند گان
بدارالخلافةٌ طهران رفتم » و پس از سالی بوطن بازآمدم» وبمناست وضع زمانوضرورت
حال سالی بنج در تلگرافخانه کرمانشاهان مجانی و بلاعوض بخدیت و حفظ حساب
این مر کز از خطا وخلل مشغول بودم ؛ از آن پس یکنج انزوا وقناعت درخزیدم » و
باعلل و امراض جسمانی وآلام و استام روحانی دست در آغوش گشتم » فحمدانته و
المن له تا امروز که سنین عمر به پنجاه واند سال رسیده زنهیی بیزلت خوردهام و
جامهیی بیمنت پوشیدهام .
خونخوردم ونخوردم نان خسان جان کندم و نکندم لبس فخار
| کنون که نیروی هیچ کارم بنمانده واز تطاول و رنجهای گوناگون قوای
جسمانیم یکاسته و بانگ رحیل بلندتر بخاسته و گرد پیریم بر سر ورویبنشسته» سپهر
بامن کوس ببارزت همی کوبد وعلم بکاوحت همیجنباند .
اما اثری که ازین عبد قلیل الماثر بمانده کتاب دییای خسروی است که در
ترجمت دویست وبیست تن از شعراینامدار عرب از جاهلیین وسخضرمین واسلامیین
و برخی از اشعارآنان بنکاشتهام» باوقایع تاریخیه از ایام عرب وغیره که باحال و
اشعار آن گروه مناسب افتاده و یک نیمه از آن تکمیل بانته ونیم دیگر بواسطٌ فراهم
نبودن کتبی که از لوازم آن کارست ناتمام بمانده و ازخداوند توفیق اتمام آن کتاب
کثیرالفائده را مسألت مینمایم .
دیگر رساله یی در شرح زحافات و علل عروضیه که مبتدیانرا بسی مفیدست ,
دیگر ترجمه داستان عذراء قریش است که صاحب جریدهالهلال در نمرههای
متا (: هشتم آن جریده بطرز رمانهای قصه پردازان اروپایی ساخته وطبع کرده است»
انتهی ,
درهمانسالی که این شرححالرا نوشتهعلاءالدوله ازحکوست کرسانشاسمعزول
وبحکوست شیراز منصوب گردید وخسروی را که د رکرمانشاه رئیس دارالانشاهایالتی
بود باخود بهفارس برد . بیطمعی ونوع پرستی ودستگیری از پاافتاد گان خسروی را
۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
بهمکارانش معرفی کرد » وسبب تعچب اهل فارس و اجزای دستگاه ایالت
شده بود» درآنزمان که حکوست استبدادی بود؛ وبأمورین دولت برحان ومال مردم
اختیا ری نامحدودداشتند» همکاران خسروی اورابیدیدند که پس ازفراغت ازخدمت
روزانه یا بتماشای اما کی قدیمه واثار عتیقه فارس میرفته» یادر سرمزارشيخ وخواجه
اعتکاف میجسته » يا بخدیت مرحوم وذاعلیشاه که ازساسلة درویشان شاهنعمةاللهی
بود میشتافته وفیوضات معنوی آزصحبتش مییافته .
نتیجه یی که از ملازست آن شخص بزرک برده بتحریر در نمیگنجد و بتقریر
درتمیآید » زیرا که آن عوالم را باید رفت و دید» بشنیدن و گفتن دانسته نمیشود ,
بستان بی, مشاهده دیدن مجا هدهست
ور صد درخت گل بنشانی بجای خار
اما نتیجهیی که ازسلاحظة آثار قدیمه گرنته است برای کسی که سه جلد ربان
(شمس وطغرا» طفرل وهماء ماری وئیسی) معروف او را خوانده باشد پوشیده نمانده
است» دقتی که در توصیف ابنیه وآثار قدیمة فارس مخصوصاً شیراز در آن سه رسان
بکاررفته تمام نتیجه واثر محسوسات ومشاهدات مولف است. این رمانها را هرچند
بعد از مراجعت از فارس دریکی ازدهات ماهیدشت کرمانشاهان نوشته ولی ره آورد
فارس است .
خسروی که بکربانشاهان مراجعت کرد چندی برتیامد که مشروطهشروع شد.
خسروی اول کسی بود درآنشهر که مشروطه را استقبال کرده انجمن ولایتیرا بسس
شد» ولی انقلابات محلی و کشمکشهای داخلی او را چندبن بار مجبور به بیرون رفتن
از مهر کرد . دریکیازانقلابات محلی (اوایل ه ۳۲ ,) بهدهی ازدهات ما هیدشترفته
چندی درآنجا بماند» ورمانها که رهآورد فارس بود بنوشت .
درایام جنکی بین الملل که شهرهای غربی ایران میدان تاخت وتاز لشکریان
تر وانگلیس و روس شده بود » مدتی از دست روسها بغارها وجنگلها پناهبرده بود؛
عاقبت مجبورشد قول وقسمها را بپذیرد و بشهر درآید» لدیالورود اوراگرفته حبس
اتبالنامه 3
کردند» پس از چندی اراده کردند او را بهسیستان فرستند .
چ و گفته بودم ملک کیان ازایرائیست حوالتم بسوی تختگاه رستم بود
درهمدان اسخ عزیمت کرده ویرا همانجا حبس کردند» پساز دوماهبپایمردی
امیر افخم ق رگزلو او را رها کردند » بدین شرط که به طهران رود و درهمانجا اقاست
گزیند» باقی عمر درطهران بود تا در چهارشنبة شانزدهم ربیعالاول ,م۳۳ از مرض
سینه درد جهانرا بدرود گفت و درجوار بقع این بابویه د و کنار پیر طریقتش سرحوم آقا
محمدحسن نقاش زرگر بخا کش سپردند » ملکالشعراءبهار در تاریخ فوتش گوید :
دریغ ودرد که شهزاده خسروی زجهان
برفت و از پس او آه و اله بی ادییست
چو بود مردی آزاد جست ازین زندان
بمرد آزاد آنکو گریست گول وغبیاست
بهار شاید ا گر در غمش بگریدزار
بعکم آنکه خروش بهار زیر لبی است
جهان هميشه بازاد مرد کین توزست
نقور سردم آزاد ازو نه بی سببی است
بر اهل معنی تلخست اختلاط جهان
کهسیرتش همه خاری وصورتش رطبی است
برفت خسروی ورست ازین گریو؛ تنگ
پناه جانش اوراد و ذ کر نیمشبی است
بد افضیلت او در ادب سلم خلق
گهحیات وچنین مرتبت نه بوالعجبی است
عجب در اینکه پس ازمرک سال تاریخش
درست وراست» همان (افضلیت ادیی) است
حاج ملکالکلام کردستانی متخلص پهبجدی که درحرف میم انشاهانته شرح
1۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
حال و اشعارش نگارش ميياید در تاریخ فوت ا ووگوید -
خسروی شهزاده والا گهر یاقر که بود
نظم و نثرش در روانی غیرت باء معین
زانسپس کاندرجهان بگذاشتبهریاد کار
یکمحیط از نظم ونشر خود پراز در ثمین
جان اوشد جانب جانآفرین زین دامگاه
عالمی گشتند اندر ساتمش اندوهگین
بی تأمل گفت مجدی بهرسال رحلعش
شد روان پالك باقر جانب جان آفرین
از وی دهنفر اولاد پسر و دختر باقیست.
آثار وی از اینقرار است ؛
نخست - دیبای خسروی در شرح حال ادبای عرب وسیر شاعری در دورهٌقبل
ازاسلام و بعد ار اسلام درد وحلد که قریب سیهزاربیت میشود» و گمانبیرود کتابی
باین خوبی بفارسی در احوال ادبای عرب نوشته نشده باشد ؛ ولی تا کنون اقتام بطبع
آن نشده .
دوم » ربان شسس وطغرا وماری وئیسی وطغرل وهمای که وقایم زماناتابکان
فارس مخصوماً آبشخاتون را شرحداده » و با دقتی کامل آثار قدیمهُ فارسوحوادث
قرن هفتم هچری را بلباس افسانه بیان میکند ؛ این کتاب در رجب ۱۳۳۰ نوشته
شده وسال بعد بهمت مرحوم معتضدالدوله در کرمانشاه چاپ شده است .
سیم - رمانی درشرح احوالحسینقلیخان جهانسوزه شاهقاجار» که بزبان افسانه
طلوع سلطنت این سلسله را شرح میدهد » چاپنشده .
چهارم - رسالة تشریح الملل درعلل وزحافات عروض که بازبان سادهاین علم
مشکل را بیان میکند .
پنجم - اقبالنابه که باب اولش مخصوص احوالخاندان غفاری ونسبمرحوم
اقبالنامه ۳
اقبالالدوله کاشانی است ؛ و باب دوم حاوی شرح حال و منتخب اشعار بیست تفر
شاعرست که اقبالالدوله را درحکومت کرسانشاهان مدح گفتهاند .
ششم ترجمة کتاب الهياة والاسلام تألیف سیدمحمدعلیشهرستان ی که در آن
آیات واحادیث و اخبار اسلام را با هیأت جدید منطبق کرده و ثابت نموده است که
آنچه بوسیل اساب وآلات جدیده کشف شده ومیشود تزد امه اسلام روشن بوده ودر
کلماتش اشاره و تصریح بآنها هست . تألیف این کتاببزبان عریی دردیحجه, ۱۳۲
وترجمة آن سهسال بعد شده و هنوز این ترجمه بطبع نرسیده .
خسروی را با ادیبالممالک امیری قائم بقامی دوستی ومودت صمیمانه بوده
ویکدیگر را بچکامه های تازی ودری ستودهاند» اینکك دوچکامة تازی از امیری درج
کرده درنگارش اشعار خسروی نیز قصائدی که امیری را درآن ستوده برمینگارم»
«بدینةا لادب ۷ ۱ص ۸۱٩ - ٩۱۱
ازاوست
خیمه بنگن که ازین کوی سفر باید کرد
خانه عاریه را زیر و زبر باید کرد
بر لب جوی ابل رحمل اقامت نکن
کوی يار آنطرف جوست گذر باید کرد
راه مقصود بدبن پای پپایان نرسد
در بسر بردن آن ء پای زسر باید کرد
گر ترا سود بکارست بسودای غمش
از همه سود و زیان صرفنظر باید کرد
عشُق را قلعه مثیعست و بلابارد از آن
رو بدان قلعه کنی سینه سپر باید کرد
روز بازار چوشد سیم و زرت در کارست
دل خود سیم صفت سینه چو زر باید کرد
تاریخ تد کرههای فارسی
دوش از تنگی دل شکوه نمودم بصباً
گفتاین غنچه گل ازباد سحر بای کرد
خسروی خواهی | گردیده شود قابل دید
خالك صاحبنظری کحل بصر باید کرد
نی
هر که ره در دل صاحبنظری پیدا کرد
در دل خویش زاسرار دری پیدا کرد
تابل دیدن آنروی نشد کس گر آن
کز قدمگاه تو کحل بصری پیدا کرد
آنچنانعشق توام سوخت کهدرروز نشور
نتوانند زجسمم اثری پیدا کرد
راه بر درگه جانان اکرت میباید
باید از همست صاحبنظری پیدا کرد
تا نشد غرتة دریای فنا طالب دوست
نتوانست صدف سان گهری پیدا کرد
کشته تیغ ضرا رتبه شاهشاهیست
که زنولاد و کهر تاج سری پیدا کرد
جان درینمنزلخا کی نه توطن میجست
آنقدر ماند که زاد سفری پیدا کرد
خسروی در ره آن کوی خطرهاست ولی
هر که مردانه قدم زد خطری پیدا کرد
میب
هزار صورت اکر نقش ميکنم بضمیر
چو نیک مینگرم کردهام ترا تصویر
گرم بطارم چارم برند باز آیم
که خالك کوی توام گشتهاست دامنگیر
انتخاب هفت اقلیم و ۶
قبول پیر مغان یافتم زبخت جوان
بر نم آنکه ز بی برگیم گرفت حقیر
بر استانة میخانه خفته بودم دوش
از آن رهست کهجسمم گرفته بوی عبیر
بزرق و شید بدین دومیا که اهل نظر
برون کشند بداز نیک همچو مو زخمیر
کرت بخانة دشمن دهند آب حیات
مخواه زندگی و در وشاق دوست بمیر
بدین سراچة وارونه دل مبند که کس
درو نیافته آسایش از صغیر و کبیر
بروی خسروی از خلد بازگشت دری
چو روی تافت زدر گاه پادشاه و وزیر
«انتخاپ از مدیناالادب»
انتعاب هفت اقلیم
ازنبمه" دوم قرن سیزدهم
حلاص تراجم قدبای شعراست منقول ازتذ کر هفت اقلیم که ذ کرش خواهد
آند با تمامت اشعار ایشان که درآن تذ کره آمده است » ولی انتعخاب کننده نام خود
را مذ کور نداشته .
آغاز : «بسمله » و این چند جزو از اشعار شعرای متقدمین است که از روی
هفت افلیم تحریر شده است» و اژهر استادی چند شعری وازهرشاعر ماهری چندفردی
و ازهرجنگی چندبیتی نوشته گشته است» زیرا که آن اشعاری که درمیان تذ کرءهفت
اقلیم است » در تذ کر حاجی لطفعلیبیگ نیست؛ اگر باشدهم بوجهی مجملوطرزی
۹ تاریخ تذ کرههای فا رسی
مختصر نگاشته است» بنابراین از شعرای یاستان و استادان زان قدیم چیزی برشتُ
ثبت آورده شدهاست» .
انجام :
«وزینسان سواری کی ار خویشتن پس اسبت بهرسو که خوا هینگن»
تراجم این نسخه بترتیب اقاليم سبعه است و از بهاهالدین محمدین مژید
بغدادی شروع و به اسدی طوسی ختم میشود .
نسخه منحصر متعلق است بکتا بخانة شخصی دوستدانشمندم آقای عبد الحسین
بیات و دستدویس جامع است » :ستملیق نیمه دوم قرن سیزد هم , کاغذ نوعی ترمه »
جلد تیماح مشعی یکثلا ۰ ٩ . ۱ ب رگ هرصفحه + ۲ سطر» قطع ۳۰ ۲ .۰
انتشار شعر فارسی ود اسیای صعبر
از د کتر سید رضای صدوقی خسروشاهی (معاصر)
این کتاب رساله د کترای ایشانست و بایک مقدمه تاربخی آغاز میشود » در
نگارش تراجم شعراازمنابم ذیل استفاده شدهاست: مجالسالنفاس» مجممالخواص»
هذت اقلیم» تذ کر نصرآیادی» آتشکده آذره مجمع الفصحا» دانشمندان آذربایجان» و
یکی دو کتاب تر کی ازتبیل قاموس الاعلام وغیره .
انجمن آر |
نألیف احمدبیگكگرجی متخلص بهاختر در ۱۳۳۲-۱۲۲۲ ه ق
مشتمل بر تراجم شعرای معاصر مولف است از عصر کریمخان زند تا و
فتحعلیشاه قاجار » مولف این تد کره قبل ازاتمام آن بسال ۲س مپوفاتیافت» وبرادرش
محمد باقر بیگ نشاطی به تتمیم آن پرداخت» دلی هنوز کاری نساخته نقدعمردرباخت
انجمی آرا #9
و بسال عم , بدنبال برادر بسرای دیگرشتافت» تا آنکه نتحعلیشاه فاضلخان گروسی
را بتکمیل آن واداشت» ووی با افزودن نام شاه و شاهزاد گان و بعضی از ار کان
دیوان » نام آثرا به انجمن خاقان تغییر داد » و در ترجمهُ حال هردو برادر از ایشان
به بدی یاد کرد .
تراجم بترتیب حروف تهجی است» ودرنسخهیی که بدست ما رسیده و مسوده
مذلف است ؛» ترحمه آقا بعمد کاضم واله اصفهانی دوبار نوشته شده است » یحبار
بستایش ویکبار به نکوهش ازو .
این نسخه که نخست بتعلق بخود بنده بوده و | کنون در کتابخانة شخصی
آقای ر کنالدین همایونفرخ سا تن زر گنده است مشتماست برتراجم نودوشششاعر
"که با آذر بیکدلی آغاز ميشود و به هاتف اصفهانی پایان میپذیرد .
آغاز : «انجمی آرای اختروانجم سپهرمحامدومدایح حمد وسپاس خداوندیست
بیمئل ومانند» وجهانبانیست بیچون وچند» که قبل از ایجاد لفظ ومعنی نئلم عالم
امکانرا در تذ کر لوح محفوظ نگاشت» .
سبب تألیف را در پایان دیباچه چنین نگاشته است ۰
«... از آنجا که گزارش حالات و نگارش مقالات فصحای متقدسین و بلغای
متأخرین درند کرههای متعدد ونواریخ بختفه بذ کور وسرقوم گردیده» لهد اسختنهای
کگفتد را گفتن و حکایات نوشته را نوشتن زیاده حسنی نداشت » درین وقت که سنه
یکهزار و دویست وبست ودوهجریست» راقم حروف فتیر صداقت سیر احمد المتخلص
بهاختر مترصد اینمعنی گردیده که مجملی ازسجاری احوال وسختصری ازمنتخباقوال
شعرای معاصرین را بصداق لکل" حدید لد رقمزد خامه مشکین ختامه نماید » و
آبن رساله را بهانجمن آرا موسوم و اسامی شعرا را بطریق حروف تهجی سرقوم کهحرف
اول تخدّمی را سعترگرفته تا همگنان را در تقدیم وتأخیر تعرضی بفقیر نرود » و بدو
فصل »غرر داشتم
1۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
فصل اول : در ند کار اشعار و اشعار اطوار شعراي بعاصرین زاد هم انته
فصل دوم + درذ کرشمهبی از احوال وقدری از افکار بند؛بولف ؛ وانهالموفق
والمعین» ,
نسخه: کتابخانة شخصی آقای ر کنالدین همایون فرخ ساکن زر کنده دهد
ذ کرش گذشت» (تدوین نخستین) .
کتابخانة ملی تهران » شماره ۳ , ه ۲ (تدوین نخستین» بیدیباچه وناتمام) ,
کتابخانة شخصیآفای فخرالدین نصیری امینی سا کن تهران (ندوینثانی)" .
کتابخانه پرلین شمارة عء ده تحریر حدود ۲ هجری (تدوینتانی) :
اين تذ کره را فاضل ارجمند آقای د کتر خیام پور از روی نسخة برلین بنام
تذ کره اختر باحذف سقداری از اشعارآن درشهریوو ۳ , درتبریز بطبع رسانیدهاند,
نسخه مزیور شامل ترجمةٌ احوال م ۲ , شاعرست» وديباچة آن که ناقصالاخر
هم هست پا دیباچه نسخة همایون فرخ اختلاف کلی دارد ؛ ودرنسخة همایون فرخ
شرح حال وسنتخب اشعار شش نفر شماعر ذیل هم هست که درنسخد مطبوعه نیست :
۱- میرزا ابوالقاسم انجوی شیرازی ۳- رفیق اصفهانی (ملاحسین)
۳ رضای امبنهانی (میرزامحمدرضا) . ع- نادم استرآبادی (بلانور بجمد)
و میرزآمحمد نبیشهیر بهمیرزآیابا »- نشاط اصفهانی (میرزا عبدالوهاب)
وی وت و
و وا اس تست ۳۳۳
+- نسخة مزنور چنین آغازسشود :
«دفتر نهآسماننامه وه طغراست این انجمن دهر را «انجمنآراست این
انجمن در ذ کر شمرای معاصرین زاد هم اننه توفیقا» .
بالک این نسخد قبلا صدرالذا کرین تفرشی بوده و تصوو کرده کهنام تذ کره «دفتر نه
آسمان» و مژلف آن «آذُر بیگدلی» است» وهمینطور برای دانشمتد بزرگث معاصر آقای حاحآفا
بزرگ طهرانی تقری رکردهاست» ونتیجه این اشتباهاو بهالذریمه (ج ۸ ص ۲۲۰ ) و از آنجا
پهنهرست مشکوه (ج ۲ ص 1۱۸) راه یافته است.
انجمن آرا 1۹
تام دارم ازاینکه نسخه هاي موجود و اصیل را بهآقای دکتر خیامپور نشان داده
بودم و ایشان بهآنها مراجعه نکردند و در نتیجههم تاریخ تألیف نادرستست وهم
دیباچه ناتمام وهم کتاب یدون نام .
ترجمه ملف :
فاضل خان گروس ی که خمیرمایُ انجمن خاقان خود را ازانجمن آرای ا+ت رگرفته
است ناسپاسی کرده و در ترجمٌ اختر زبان بید گویی وی گشاده است » و اینک ترجمة
احمدبیکک اختر از انجمن خاقان بنظر خوانند گان میرسد و در دئبال آن ترجمه همو از
تذ کر دلگشا نقل ميشود تا حقیقت اینمعنی برهمگان عیان باشد .
فاضلخان راوي گروسی مینویسد :
«اختر اسمش احمد بیگ» ازغلامزاد گان سلاطین صقویهاست» درجوانیچندی
ابراه زندیهرا حدم کرده پس از انقرا ض آن سلسله خدمت امیرالامراهالعظام واحیب
الکیراءالفخام امیر ستوده رأی نامدار سلیمانخان قاجار" اختیار کرده ودرآن حضرت
باری تمام و اعتباری مالا کلام یافت وهمانا بایکی از وشاقان آفتاب چهرهاش نظری
از روی سهرداشت, باخط وخالش مغازله کردی و بامید وصالش غزلسرودی» روزی
امیر مبخدوم دیوان او برگرفته همیخواند تا بدان غزلها که در آن تصریح باسم
معبشوق شده بود رسید» آتش غیرتش زبانه زده امر بقطم زبان آن نادان فرمود» پس
ازآنکه آلت سود بزیان رفت بهاصفهان شتافت وبتدارك جمع وتألیف تذ کرمعاصرین
افتاد» الحق درجمع اشعار و بط اسابی کمال سعی مبدول داشت» اگرچه درانتخاب
شعر ونگارش حال نه بروجه صواب کار کرد» صورت اتمام نیافته مهلت بانجامرسید »
برادر کهترش محمدباقر بیگ نشاطی تخلص که ذ کرش خواهد آمد » اتمام کتاب
وانجام کار برادررا همتی گماشته چون خود مرد قلیلالبضاع ضعیفالصناعه بود از
عهدهبرنیادده متوسل بکتاب درگاهجهان پناسروی شد تادرنگارش احوال وانتخاب
,- وی عزت تخلص داشت وسال۱۳۰۰ درگذشت ء دیوانش بشمارةُ ۲۹۸۲ مورخ
۱۳۱ در کتابخانة سلطنتی روحودست .
تب تاریخ ند کرههای فارسی
اشعارش یاری کنند ۱ ۰ آن نیز در دارالخلانه بنحوی که در احوالش مسطورست
در گذشت . باعتقاد فقیر موسس وبوتمم را هیچیکک مایه و پاية آن نبود که از عهده
فهوم کلام معاصرین کما دوحقه برآیند تا بجرح و تعدیل ونقد و تزییف چه رسد . اللهم
آن اجزاء بیمعنی و دفتر ابتر بکجا کاغذ توتیاشد وظرف :۱" » باری خود درشاعری
طبع متوسطی داشته » اين چندشعر از انتخاب اشعار اواست» .
«انجمن خاقان»
حاج علی| کبر نو اب شیرازی متخاص به بسمل آورده است:
«اختر اسمش احمدیبکی اصلش از ولایت کرجستان ء و ازخانهزادان سلاطین
صفویه است . مولدش در دارالسلطنة اصنوان و درخدیت بعضی از اولاد کریمخان
از زمر؛ مقربان» و چندی امراء آن ملسله را از چا کران » وپس از آن مدتی بمنادست
ابیر حلیل نامدار سلیمانخان فاجار بحسود اقران بود؛ و درآن اوان برمنظر یکی از
وشاتان باهروی عنبرین موی گلعذار آفتاب رخسار آن سر کارش نُظری بود » وگاهی
برپایش بزاری سری سودی» و بهصریرخامه برسفحة نامه بنامش غزلی سرودی » تا
آنکه اسیر چلیل را از اطوار طرفین سوءتلنی حاصل » بلی :
درسوخته پنهان نتوان داشتن آتش ما هیچ نگفتیم و حکایت بدر افتاد
ار اتفاقات در همان اوتات اختر بختش از اوج شادی روی بحضیض نابمرادی
نهاد » و دیوانش مطمح نظر اسیر معظم انتاد, در اثنای مطالعه بابیاتی که از اشاره
گذنته تصریح بنام معشوق شده بود رسید » آنش غیرت در کانون خاطرش زبانه
کشید» و اطفای آتش غضب را بجز از آب نیغندید » حسبالامرآن امیرجلیل زبان
آن بیچاره بریده آبد و پرده رازنهانش دریده» پس از آن بهامفهان شتافت» و بتحریر
ند کرهیی مشتمل بر احوال واشمار شعرای معاصرین له مد لی بود منغلور نظر داشت
طّ تکلمه انم آرا که مد با فرب كِ نشاطی ترئیب داده» ود رحایخود بذ کوراست.
+- زهی اسپاسی کهتراجم انجمنآرارا بمین عبارت با اشمار آن برداشته و چنین ژاژی
خابیده ات ,
انجمن آرا ۹۹
پرداخت هنوز باتمام نرسیده یارسیده عمرش بآخر رسید» و زبان بریده در کام خهوشی
کشید » جهان فانی را بدرود و در تیرهتراب نود براد رکهترش شاطی کتاب مزیور
را بدارالخلافه برده که ازنظر اقدساقانی گذرانیده باشد . بعد از شرف آستان بوسی
وعرض کتاب , چندی از قرب آن آستان سر بفاغرت برآسمان سود » و هنوز بکام دل
شبی نغنوده » بحکم اجل محتوم پیسپر برادر شد . بعد از آن اتمام آن کتاب وشرح
برخی از احوال خاقان گیتیستان و الحاق احوال و اشعار بعضی ازثداهزاد گان عظام
بعهدهٌ اهتمام مقرب الخافان فاضلخان جارچیباشی که شایستة آن امر بود مقرر
گشت» و بعد از اتمام سسمی بهانجمن خاقان آمد .
خلاصهمردیبود خوشروی وتندخوی» وباندك ناملایمی ازدوستان وبیگانگان
رنجیدی » وتیغ هجا نظماً ونثراً ازنيام کشیدی » وباینواسطه | کثری از مردمان را از
مجالستش احتراز بود» و بابالتيام کمتر کسی ازيبم هجا بر روی خاطرش باز» شعررا
خوب میشناخت و شکسته را خوش میلوشت » در اوانی که در شیراز بود با نقیرش
کمال وداد و نهایت اتحاد و | کثر فقیر را جلیس بودیء» صاحب دیوانست » لیکن
دیوانش دریناوقات ازثار پنهانست» آنچه از اشعارش ممکنشد ثبت افتاد :
حسرت نظارهیبی » دردل برغ قفس
خرن گل ریخته » برسر بازارها
242
من درسماع ازینکه حدیثتو میرود ناصح باین خیال که گوشمبه پنداوست
242
ترا که غیر جفا رسم آشنایینیست . عجب که بخت » ترا بامن آشنابکند
یت
با قصه محشر بجهان عیش حراست
پس مصلحت آنست که باورنکند کس
تست
۱/۳/1۷ >
۹ تاریخ تذ کرههای فا رسی
دلم مرخ گرفتار ی که ازاین آه ونریادش
بدام هر که میافتد هماندم سازد آزادش
04
بمجلس تا کهمن ننشستهام برجای ننشیند
ازآن ترسد کهچون بنشست, بنشینم بپهلویش
حول
نیادم کردیونه رفتی ازیادم چه خوش بودی
چدان کز یاد خود بردی ا گر میرفتی از یادم
هو
خجل زناهرخت آفتاب خاوری اما
چهسود ازینکه نیا ید بکار روزسیا هم
مجویخرمی ازمن درین چمن کهسناختر
وید
بوقت کشتنم آهی زسینه سرزد » آه . نشد که کشتة تیغ تو بی گناه شوم
ررات
همه از بخت نگونست اختر شکوه ازاین؛ گله ارآن چه کنم
و
کشتی وخوشم کهدامنترا گیرم فردا باین بهانه
ی
بیا یانشد حدیث دل زبس گفتيم وسنردی
مزر
انجمن آرا ۰۳
نه زخمخار ونه بیم خزان نه غیرت گلشن
خوش آنمرعی کهد رکنجقفس بگرفتساوایی
«ت کر دلگشا»
ترجمه دیگری ازاخترگرجی که جامعتر و دقیقتر ازایندو ترجمه است در ذیل
میکدء وابنق مسطورست .
انجمن [ر | (تکبله)
از محمد باقربیکث نشاطی گرجی اصفهانی در ۱۲۳6-۱۲۳۲ ق
چنانکه در ذیل انجمن آرا گذشت» نشاطی گرجی پس از مرک اختر اتمام کار
برادر را وجهة همت خویش قرار داده ازاصفوان بهطهر انآید و بااستعائت از کتاب
دیوان بکارپرداخت» ولی بسی برنیامد کهاونیز بدنبال برادر رخت پسرای دیگربرد .
رفاقلیخان هدایت در دیباچةه مجمع الفصعا (ج , ص و) مجموعة محمد باقر
بیگی نشاطی را در شمار تذ کرهها سذ کور داشتهاست .
در کتا بخانه شخصی دانشمند بعاصر آقای سید بحمد هاشمی کرمانی بقیم
طهران تذ کر کوچکی مشتمل برترجمهاحوال ومنتخب اشعار سیوچند شاع رکرمانی
که با هتمام یکی ازفضلای آنسامان تألیفشده است موجود ودرقدیه آنمسطورست
که فتحعلیشاه قاجار از ابراهیم خان ظهیرالدوله» والی کرمان» خواسته بود تادرتهية
تراجمشعرای کرمان محمدبافربیگرایاری کند» واین نسخه بدستوروی نوشتهشدهاست .
ترجم نشاطی بقلم فالخانگروسی :
«نشاطی اسمش محمد باقربیگک از غلامزاد گان صفویه است . در اصفهان و
شیراز شو وئما یافته, چندی بملازست زندیه بسربرده » آخرالابر قرار معیشتوسایان
را بمدح این و آن داده» و درسال تحربر این خجسته تألیف بدارالخلانه آمده اتفاق
ملاقات افتاد » جوان خوش خلق صانیمشربآدمي وشي بود . اندك درکار عبادات
۳۳۳۳0 ۳۳۹۳
قلرل المبالات یافتمش » وبعاذامته بیوم بعاد ضعیفالاعتقاد » بنتحوی که در احوال
پرادرش اختر مد کور شد 6 چند حزوه از تذ کر مصنف برادر وا عرضه ابثای دولت
داشت» باعدم قبول بجوایز حضرت صاحبقران ممتاز اقران گشته » هم بسال یکهزار و
دویست وسی وجهار بدا رالخلافه اندر رحت بریست» در غزلگوبی طبع خوشید ات
افر اد فر لیات
بخاك افتم بان در چون ببینم پاسبانش را
که تا بوسم باین تقریب خالك آستانش را
ر زر
بیزم غیر دانم باده خوردیشب» نمیدانم
که بیرونآمدی ازیزم یا رفتی بخوابآنجا
اراد
خبر از آشيانم نیست » اما اینقدر دانم
که برقیسوختدر گلشن بشاخی آشیانیرا
ما
خواند از دام پگلزار هم آواز مرا بگمانی که پر بسته بود باز سرا
زر
دل آبادست از عشقش مبادا خرابی این خراپآباد با را
رد
بمحقل جائب هر کس بجز من بیند ومن هم
کنم برروی این و آن بصد خجلت نگاه آنجا
ار
بیرونشدن زبیم اسیری نمیتوان آخرشد آنیان بگلستان ففس مرا
انجمنآرا (تکمله) ۰
گویند روز حشر چو خلق از ثواب خویش
مايیم و رحمت توو کردار ناصواب
4
بیسب ناید ازین پرده برون آوازی
درپس پرده کسی هست که آوازژی هست
ین
بهار اینچنین کم ازخزان نیست که گل را خنده » بلبلرانغاننیست
تن
میآید ویر ستبلش از گرد نشائیست درراه وی امروز مگرچشم تریهست
ججٍ
بن بیخبرم از خود و هر سو خبری هست
کافتاده بدبال بتان دربدری هست
جبووه
تومیروی و دهم جان ء بجانبم نظری کن
کهسوی هم زدوجائب نگاه بازپسین است
جمن ۱
زکویش وقت رفتن بندیرپا مرخ را مانم
کهچون خیزد فندبرخالك ودیگرباربرخیزد
ره
خوشوقت عاشتی که پود در میا خلق
بیقدرتر از آنکه زیارش جدا کنند
جهن
کس ندانس تکه چون آبد وچون رفت زیزم
اینقدر بود که شد چاكك گریبانی چند
وج ۱
تاریخ تذ کرههای فارسی
کنم هر که دعایی کزدلم بیرونشودمهرش
بخود آهسته میگویم که یارب بیاثر باشد
#2
دل در جواب یافت که دشذام ازو شنید
ازییخودی نیافت چه از وی سوال کرد
ود
مکان بمحفل و محرومم از پیالةٌ ساقی
مراستحای ترحم که تشنه برلب جویم
زر
مرا زباعث نم با رقیب آید وپرسد
گمانش اینکه زناسازی زمانه غمینم
زد
آنمکن باین که گر ازلطفبار من شوی
چون بخاطر آیدتآن» شرسسار من شوی
باتو در یکبزم ننشینم که ترسم پیش خلق
منفعل از گرية بیاختیار من شوی
زد
تا کشی ازرشک بالافشانی مرغانباغ
مرغ بیبال وپریرا سوی گلشن میبری
بر 2 بر
تو آن نبی که جفایی توانی و نکنی بهر که جور نکردی نمیتوانستی
بر
ارم هوس سیم و زرترا که پهر روز
دامان کشی از دستم ودامان بکشایی
انجمن الادپاه 0
رباعی
دیشب همهشب ییا گفتم غم دل شاید که شود سرا دمی همدم دل
دیدم که بدرد دل من گوش نداد دل ساتم من گرفت و من باتم دل
«انجمن خانان»
انجمن [لاحباء
تألیف شمس الدینخان حقی تبریزی در ۱۳۱۰-۱۳۰۷« ش
وی این تذ کره را بتقلید از بساتین الخاقانیه تألیف علیرضا میرزای شهرقاجار
نوشته است » بدین معنی که در هر مجلد نخست فهرست الفبایی شعرا را بقلم آورده
است و بعد تراجم را وسپس اشعار را .
ازمه مجلد اول این تذ کره که نسخْة اصل و متعلقست بدوست داتشمندم
آفای عبدالحسین بیات معلومات ذیل را بدست آوردهام وشش مجلد دیگرآنرا که در
احوال معاصرانست ندیدهام و شنیدهام که درسشهد نزد یکی از بستگان اوست :
قسمت اول بعنوان متقدمین تنظیم یافته ومشتملست بر ذ کر مب , شاعر از
آغاز شعر فارسی تا اواخر ستهُ هزارهجری که با ابوحفص سغدی شروع و به یوسفی
دهلوی خدم مشود دره ۲ب صفحد بقطم ۲و رم ۲ سانتیمتر .
قسمت دوم که عنوان متوسطین دارد » دردو مجلد تنظیم یانته و مشتملست
برذ کر و ۲ب عشاعر از افسرقاجار تایوسف گوپاهوی در ه ببس , صفحه بهمان قطم .
مولفبآخذ خودرا د کور داشته وهرترجمهبی که نوشته غالباً شمارهٌ صفحهٌ
ماغذ خود راهم قید کردهاست» ولی انسوی که مردی عامي بوده و پااینهمه زحمت
کاری تساخته است» چه جز یکی دوسطر بهم دراحوال شعرا ننوشته واشعاررا غالپا
نادرست ثبت کرده وگاه یک شاعررا چند شاعر تصور کرده است . مثلا" عارفایکی
مت ره
0۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
وایجی را دوعارف شناخته و باز چون در تذ کر صبح گلشن ايجي «ریحی» چاپشده
بوده» یک عارف ریحیهم برآن افزوده است ,
این شخص بقدری عامی و بیسواد بوده که حتی نام مأخذ خود راهم بغلط
نوشته» مثلا" ماثرالکرام را همهجا «معاصرالگرام» نگاشته ومدایح الحسینیه را «بدایع
الحسنیته» و ریاضالعارنین هدایت را گاهی «ریاضالعاشقین» و گاهی بنام اصلی
بذ کور داشته است.
باخذ وی عبارنستار: لبابالالباب » نذ کرهُ دولتشاه» تذ کرهُ میخانه » سرو
آزاد (-ىاثرالکرام)» تذ کرة المعاصرین» مرآةالخیال » آتشکده » مجمعالفصعا » بیان-
المجمود » ریاض العارفین» بستانالعشاق (-جلد اول از بساتین الخاقانیه)» نگارستان
دارا » مدایح الحسینیه» گنج شایگان » صبح گلشن » نگارستان سخن » نمون ادییات
تاجیکن» ارسغان سال پنجم؛ آثارالعچم فرصت .
اين, سه مجلدرا وی برادر خوداهداء کرده ودرپشت هرسهجلد شرحید ریتباب
نوشته است که محض نمونه یکی ازآن سه را عیناً وبتمام حروف نقل میکنم :
«بدتهاست که برای گردآوری آثار ادبا و شعراء پارسن زیان مشغول بودم در
توجهات جدیت خود وسماعدت وقت موفق بهجمم آوری دههزارنفر آثار شعرا شدم و
هعوزهم در تکمیل نواتص جمم آوری خودهستم و آن آثار تعدادفوق قریب در جلد
تدوین ومجلد گشته است.
سابق دوسال پیش جلد اول متقدسین درسوقم شرفیابی بزیارت حضرتامن علی
ابنموسیالرضا(ع) که استنساخ اولیبود بمقام عزیز مکرم ارجمندعزیزم ادبدوست
ونکتهسنجاخوی باجان برابرخودم آقای حمزهخان حقی تقدیم نمودم و نیز این جلد
اول متوسطرا هم تقدیم حضورشان بينمايم ,
د رسوقع مطالعه اين غریب دربدر خانه بدوش ازفراموششد گان آنی نباشم و
نیز این زحمات فوقالطاقة این رهی از حوادث نا گوار دهور و زسان مصون بمانند
و سس مت بت سا 6 هخا مس و سم مت
انجمن الادباه ۹
تاریخ اول آبان سنه ر ,مج , شمسی درمشهد دوقعحرکت بهتظمیا زاهدان تحریر
کرد ید . سلطان شمسالدین حقی».
واینک نمونهیی از تراجم این کتاب :
« بیخود اصفهانی - میرزا زین العابدین معروف و مشهور در شاعری آن بلد
بوده »
«آفتی - مولد ومنشأشی بلد تونست ویا ختیا رگوشه قناعت از آفاتزمانه محفوظ
وسصون بود (یکوقتی)» کذا .
«بهجت بخارانی - از شعرای دور عمرخان و با قرن اواخر (۳ ,) معاصره
«باقر - حاجی شیراز ی که حرفه جراحی میورزید وبه کحالی اشتغال داشت»
«یاقر - میرزا) اصفهانی بوده زیور میض را بجوا هرنکات بیآسود»
«باقر - ملا) از نواحی صفاغان بوده و درشعر ومعما سحر کاریداشت»
«باقر یزدی - از سادات صحیح النسب معدود ومبتجسوب میشد»
«باقر - بولانا) ماوراهالنهری یکه تاز میدان سخنور بوده» کذا
«باقی نهاوئدی - ازمردمان نهاوند موزونطبع وخوشبیان پوده» کذا
اشعار منتخب راهم پرینقیاس درنظر باید گرفت .
ترحمه موف :
شمس الدینحقی از سردم تبریز بود و درنظمیهآنروز درجه سلطانی داشت » یا
باصطلاح آمروز درشهربانی درجهسروانی داشت» ازسال ب.۳, شن مشغولجمع آوری
شرححال وآثارشعرای فارسیزبان گردید» و تاسال , ۳۲ , ش که درسشهد وفاتیافت
بناباظهار یکی از شعرای مشهد آثار دوازدههزار شاعررا.بنحوی که مذ کورافتادفراهم
آوردء ویدراوا خرعمر ثابیناشده بود , سهسجلد اولاز تذ کرةالادباء » چتانکه گذشت»
متعلق بکتابخانة شخصی آقای عبدالحسین بیات و بقیه درمشهد نزدیکی از بستگان
اوست ۳
|تجمن خاقان
تألیف محمد فاضلخان گروسی متخلص بهراوی در۱۲۳4 ه ق
تد کر معاصرینست مشتمل بریک مقدمه و چهار انجمن و یکث خانمه بشرح
دیل :
مقدمه : درسب تألیف.
انجمن اول : شامل یک مقدمه در ذ کر «مجملی ازنسب ایل جلیل قاجار ء
و وقایع شهریار گردون اقتدار » باذ کر جلوس همایون و نظم سمالکوشمهیی از آثار
خجسته واشعار گزیدهُ حضرت صاحبقران» .
انجمن درم + « در احوال و افکار شاهزاد گان و بعدودی از بزرگان سلسلهة
تاجار » ,
انجمن سوم : «در حسب ونسب تشرف یافتگان در گاه شاهنشاهی» .
انجمن چهارم «درذ کر شعرای بارد» ,
خالمه : «دراحوال و اشعار مولف» .
آغاز : «بسمله » زیپ انجمن خاقان که زینتبزم زمان باد » نام بد یعیست
جلشاأنه که خیل معانی را مسخّر بیان کرد » وسیل بیان را برمجرای زبان روان» .
پایان :
«بر گاه شهی مهیست بی رنج محاق برنختسهی خوریستبیذل زوال»
دوسیب تألیف گوید که : شاعران این عصر و زسان بسیارند » و نایشان در
تذ کرهیی بثیت نرسیده است» ولازم بینمود که نقادی بصیر چون او دستباینکارزند»
ولی پیش ازوی بعضی از خامطبعان بیوقوف بخیالآنکه تذ کرهنویسیرا وسیلهُ تقرب
بدربار قرار دهند, صفحهیی چند سیاه کردند» وچون اهلیت وصلاحیت نداشتند» کاری
ازپیش نبردند» چنانکه درذیل نامشان مذ کور خواهد افتاد» وغرض وی ازین تعریض
انجمن خاتان 1
احمدییگ اختر گرجی مولف تذ کر؛ انجمن آرا و برادرش محمد باقربیگ نشاطی بوده
که در ذیل انجمن را اشارتی بدان رفته است .
اجمالا" اينکه اساس کارفاضلخان گروسی درین تألیف همان تذ کر اخت رگرجی
بوده که درسال عم ب , بامر فتحعلیشاه بااضافاتی بصورت انجمن خاقان درآدهاست.
نسخه : ذبلریو» ش . ۲, مورخ ۲۳۶ ق؛ اسعد ش وب. ۲؛ کتابخانه
دانشگاه پنجاب لاهور ل(رلك : مجله اورینتل کالج میگزین دور سوم » نوامبر
۰۹ ش بر ص ۷ب)؛ «استوری » ۱ :۰»۸۸۷
مجلس » ش ۲٩قرت ۱۳ وش ع ۳۲قرن۳ ۱ وش ۸۰٩۹ مورخ ۲۳ ۱ق؛
ملکك ش هویب بورخ .سربق ؛ کتابخانة سلطنتی » ش ,و مورخ
۰۵ ق» وش ۱٩۳ سورخ م۲ ق» وش ۱۸ مووخ ۳۳۰ ق ؛ سپهسالار »
ش همع قرن م۳ ,؛ آستانقدس ش ,. ۲ قرن ۳ ,؛ کتابخانة سلیطهران» ش «
مورخ ۱۲۳ ه۵» وش ٩ ۱۲ وهع ورب فر. , و۲ رب ازقرن ميزدهم ه«چری .
کتابخانههای خصوصی : طهران - د کتر سهدی بیانی » عبدالحسین بیات »
استاد بدیمالزمان فروزانفره د کترمحمداسمعیلرضوانی معلم تاریخ و ادییات؛ تبریز-
آقای جعفرسلطانالقرائی » نسخة مورخ ۳۷ ۲, ق .
فهرست شعرای انجمن خاقان
انجمن اول : ,- خاقال ( - فتحعلیشاه) .
انجمن دوم : ,- دولت (- محمدعلی میرزا) ۲- خسروی(-محمدقلیمیرزا)
عت سس
و- علیشاه (- ظل السلطان) «- شاهپور (- شیخعلی میرزا)
پ- دارا (- عبدالته میرزا) پر اسام وردی میرزا
4- بحمود میرژا . ,- افسر (- محمد رضا میرزا)
, ,- خاور (حیدرقلی میرزا) ۳ - حشمت (- همایونمیرزا)
۳ ,- طفرل(ظهیرالدوله| براهيم خانقاجار) ء ,- عزت (سحاج سلیما نخان قاجار)
5۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
,- حاجب (- اللهیارغان قاجار)
انجمن سوم : ب- بیتوا (- داودینمهدیالحسینیالطوسیالاصبهانی)
۲- بنده (- میرژامجمدرضیبنمیرژا محمد شفیم تبریزی) . ۳ بسمل ( - آقا علی
اکیر شیرازی) . - باقی اصفهانی (- میرزا عبدالباقی موسوی) ۵- بیدل
اصفهانی (- میرزا مبحمد رحیم) - میرزابزر گ (- ابوالحسن عیسیبن الحسن
الحسینی الفراهانی» قائممقام) ی پروانة عراقی (- بیرزا سید احمد)
بب حسرت ساروی و خاور دنبلی (- محمودخان) , ب- خاور شیرازی
(- میرزا سیدفضل اننه) ,- سحاباصفهانی (م سید محمد) ۲,- سلطانی
نوایی مازندرانی (- میرزا رضاقلی) ۳ سخا(- محمد زمانخان)
,- شحنه اویهی مازندرانی (محمد مهدیخان دریابیکی) ه - صبای کاشی
(- فتحعلیخان ملکالشْعرا) ب ,- صاحب عليآبادی (- میرزا محمد نقي)
ي ,- صبور کاشی (- بیرزااحمد) . مر ,- طرب همدانی (-میرزایوسفشیخ الاساام)
4 ,-طایر شیرازی (- حسنخان) , ۲ ظریف اصفهانی (- میرزا بحمدحسن)
ب ۲- عشرت فراهانی (- محمدبهدیالحسینی) ۲ - فرخ زند (- محمدحسنخان
ین علیمرادخان) ...مس قکرت لاریجانی (- سیددنمةالته شیخ الاسلام)
کوکب خراسانی (-میرزا عبدالعلی) ه ۲ مفتونآذربایجانی (-عبدالرزاق
ییگ دنبلی) > ۲- مجمرزوارهیی (- سیدحسین) ب ۲- منصور اصفهانی (-
میرزا محمدرضا) . م »۲ مفتونفارسی (سآقا محمد حسن) و -مایل آشتیانی
قمی (- میرزا بحمدعلی) ,مس مونس بارفروشی (-- میرزا محمدرضا)
| ۳- محروم افشارجهربی (- آقا حسینعلی) . مس محیط فراهانی (-میرزامعصوم
بنعیسی بنالحسنالحسینی) . سم منظور شیرازی (میرزا محمد ابراهیم)
ع ۳- مجنون فراهانی (- ابوالقاسم بن عیسی بن الحسن الحسیتی) ه ۷ نشاط
اصفهانی (-بیرزا عبدالوهاب موسوی معتمدالدوله) ۳۰ ندیم بارفروشی (-
میرزایحمد) برس نصرابتخان قرا گوزلو مس تشاطی هزار جریبی (-میرزا
انجمن خاتان 1۳
عباس) وم نصرت طالشی طهرانی (-سلطانحسین) . »- وفای قمی (ن
سیرزاسیدحسین) , - وفائی تفرشی (-عبدانتهبیگ) ۲ ع- همای مروزی
(- میرزا محمد صادق وقایعتگار) .
تما رای ی ی مرن
(- احمدییک) م. اسیری اصفهانی (-حسینخان) - انیس اصفهانی (-
محمد صادق) و انورزند (- ابراهیمغان فرزند کهین کریمخان) ب-سید
ابوالقاسم انجوی شیرازی ی آکبرنظری (- سیدعلیا کبر) م- ائیس
نهاوندی (-یوسف) 4 آختر بارفروشی (- محمدحسین بیگ) . ,- آتش
اصغهانی (سیدمحمد) . , ,- الفت کاشانی (- میرزا محمد علی افشار)
۲ ,- ابید اصفهانی (- میرزا بحمدغان) ۳ ,- أشفتة ایروانی (- کلب حسین
بیک) ع ,- امیدنهاوندی (- مپرزا ابوالحسن) م ۱- بهار دارابی فارسي
(- میرزا محمدعلی شیخالاسلام) و بیدل نیشابوری (- محمد امین غان)
ب,- پریشان قرا گوزلو (- سرتضی قلیبیگ) م,- ییمارشیرازی ( - آقا حسین
مراف) .و بیخود امفهالی (- میرزازینالمادین) . . ب جدای یزدی (-
حسین) ,+ تسلیشیرازی(-آقا رجبعلی) ب ۲- ثمر نایینی(-سیدحسین)
م - جناب جوزانی اصفهانی (-میرزا فتح انته) ء ۲- میرزاجانی شیرازی :
ه ۲- میرزا چماقلوی بارفروشی و ۲- میرزاجواد چها رمحالی ب۲- جلالی
یزدی (- علیرضا) مب حسننهاوندی . ٩ حسینی یزدی (- میرزا سید
محمد حسین ) , م۳ حسرتهمدانی (- محمد تقیخان) ۱ ۳ حاجتشیرازی
(- آقایاد گارعطار) . ۲ حریف جندقی (- سیدابوالحسنطباطبائی)
۳۳ حیران یزدی (- میرزامحمدعلی) ۳ حزین لاهیجی (م شیخ محمدعلی)
۲- خردنوری مازندرانی (- میرزا علیمردان) + خاوري کوزه کنانی تبریزی
(- میرزا معصوع) یم خرم اصفهانی (- میرزا محمد هاشم)
ی ایا فان یی تا
1 تاریخ تذکرههای نارسی
یی ی و میج
۰ خرم 1 اعدا 2 دانش اصفها فا زد
آقا بزرگ) ۲ - درویش قاینی (- ملاد رویشعلی) ۳ع- دامی همدانی
(- عبدالواسع) . عع رفیق اصنهانی (- ملاحسین) - رهی اصفهانی
(ب مجید ابراهیم) - ع- رفیقی تفرشی (- میرزا محمدعلی) بع- سروش
اصنهانی (- آا بحمد بقر) برع سالکه پزدی (- مزا محمد جعفر)
و 6- ساغر شیرازی (- حاجي شیخ محمدعرب خزاعی) ,م-سائل قیری فارسی
مه شعلة اصفهانی (- حکیم سپد محمد) - شیدای اصفهانی ( - آقا
محمد علی) ء ه - شایق فیلی لرستانی (- هادی بیک )
ه ۰- شهرت شیرازی (- شیخ حسن) به شرر خراسانی (- میرزا عسکری)
یه شکیب اصفهانی(- سیدمحمدعلی) ه- شرربیگدلی( حسینعلیبیک بن
آذر) وه شهابترشیزی (- میرزاعبدانتهخان) .- صهبایقمی(- حمد
تقی) ۱ - صباحی بیگدلی (- حاجیسلیمان) ۲ب صافی اصفهانی (-میرزا
ید جعفر) مب صفائی اصنهانی (ب ملامحمد) .وب صفانییزدی(-میرزا
محمد علی) . هب-صافی کرمانی (- آقامجمد) » ب- طبیباصفهانی(-میرزا
سید عبدالباتی) بب. طلعت اصفهانی (- آقاسحمد) مب طوفانهزارجریبی
(- بیرزا طیب) وب طبیب اصفهانی (- میرزا سید زینالعابدین)
. ب- طرب مرودشتی شیرازی (- آقا محمد رفیع) رب عالی شیرازی (- میرژا
سید بحمدحسین پسر میرژابجمد کلانتر) .. بر عاید اصفهانی (- میرژا عابد)
سپ پات عذری بیگدلی (- اسحقبیک) ء ب- عامی اصفهاتی (- محمد باقر)
موی عاشق اصفهانی (- آقاسحمدخیاط) ی غیرتاصفهانی (- میرزاسیدمحمد
حعفر) ربب فطرت لرستانی (- محمد امین بیکث) بب- فردوس شیرازی
(- سیدابوالحسن) وب فروغی اصفهانی (- بیرز! محمد) . .م- فردی زند
(- صفر علیییگ) . ,مر فدای اصفهائی (- میرژا سیدمحمد سعید)
1 عبدالوهاب) سر گلشن زنگنة کرمانشاهی (-
۲ قطرة چهارمحالی - بیرژا کج یجید اسمعیل)
انجمن خاقان ۰
»ر- ک وکبشیرازی (- آقا محمدصادق) بم- مشتاقاصفهانی(-میرسیدعلی)
بر درویش مجید طالقانی مم- مشرب عاسری (- سیرزا اشرف سمنانی)
وم منعم شیرازی . .- مهدیبیک شقاقی آذربایجانی ,و مظهرزوارهبی
اردستانی (- میرزا سییدبحمد) ٩ مشفق زُنگنة کرمانشاهی(- پیرسرادییگ)
۳- مسکین کربلایی سازوی (.. عباس) ء - مخلص شیرازی (- میرزا بحمد
نبی) »و بهجوراصفهانی (- بحمدعلی) . دود مهجورقمی (- سیدحسین)
بو موس اصفهانی (- بیرزا محمد) __ رو مایل اصفهانی (- شیخ رحیم)
و و- نور اصفهانی (- نورعلیشاه) ۰.۰ نظیر زنگنه (- اماناته بیگ)
۰ نصرت هندی (- عباسقلیخان) م. ,- نصیب اصنهانی (- آقامحمد)
م۳ . ,- نوای زند شیرازی (- منتعلیبیکه) ء . ,- نشاطی گرجی اصفهانی (س
محمد باقرییگ) و. ,- نصیراصفهانی (- میرزا محمدنصیر) و. ,- نیازی
اصفهانی (- سیداحمدسیرژا) ب. - نیاز اصفعانی (- سیدحسین طباطبانی)
.۰ نوای شا هجهان آبادی هندی (- سیداحمد ظهورانته+ان) ۰ وصال
شیرازی (- میرزا محمدشفیع مشهور بمیرزا کوچک) ,۰ وافف شاهجهان
آبادی هندی (- تورالعین) , ,و وامق یزدی (- میرزا سید محمدعلی)
۲ , ,- واله اصفهانی (- آفا محمد کانام) ۳ ,- وفای زوارهیی (- میرزا سید
محمدعلی) ء , ,- وامق اصفهانی (- آقا محمدصالح) ه , ۱- همأیون
فريدنی ( فیح عبدالعال) د, - هاتف اصفهانی (م سیداحمد)
۱۷ ۱- یاری اصفهانی (- میرزا محمدحسین) ,- یغمای چندقی (- میرزا
اپوالحسن) .
خاتمه : راوی گروسی (- محمد ملقب بهفاضل) .
برای بلاحظهُ نمونة تراحم انجمن خاقان رك: ذیلانجمنآرا وتکملهآنه.
ترجمة مولف :
«راوی زیب انجمن فصحا وصاحباننضل» وشو کت محفلعلما و اربابدانش»
وا تاویخ تذکرهای قابی . ا
اسش محمد ولقبفاضلخان درعهد شباب از اساز کاری حا کم گروس کهوطنمألوف -
موطن اصلی مشارالیه است» روی به ری نمود» و بدارالخلافه طهران شتافت » چندی
درآن بوم راهی رنتی وسیر ی کردی [ پس] عزیمت سفر مازندران کرد » درآن سامان
نیزمدتی نشوونما کرده بازبطهران تاخت» وبخواهش وزرا درجرگ غلامانپادشاهی
بحسوب» نظر باستعداد ذانی و اظهار ملکالشعرافتحعلیخان ازحضرتحم بشغل حنظ
اشعار بحرتقاربسلک الشعرا اوقاتی گماشت» درین ضمنیز بتحصیل علوم عرييةخاطر
بازداشت؛ الحق باقدرتی وافی ونصیبی کافیآمد » چنانکه امروز درآن در گاه بیاشباه
درینفن استاد متبعان آنحضرت تواند بود» مدت زبانیراوی اشعار وابیات صبا بود »
رفتهرفته ک و کب اقبالش سختی گرفت و اختر ادبار سستیپذ یرفت » چنانکه در سال
یکهزار ودویست وسی وپنج بمنصب چاوش باشیگری ازماعدا برتروبهمتر گشت » در
سدٌ خلافت بامتانتی و مناعتی بسیارست ؛ بدیوان سلکزاد گانش بارست » و بمجلس
سالار قاحار راهبردار » در محافل ومجالس نشر احادیث واظهارخطب وقصص تازی
و دری مینماید» نشر] ونظماً قادر و تواناء امانشرش ازنظمش بهتر» شاید تابامروز کمتر
کسی پاین حانظه آمده باشد» دورئیست کهقصاید بشکله را بیک استماع بحنظسپا رد؛
و او مروری یکتاب مطتب مهذ با با زگوید» آنچه دیده ضرور بمذا کر ثانی و تجدید
ملاحظله ندارد» بحکم محکم پادشاهی در تألیف اشعارشاعران وخداوندان کلام بچند
سال پیش ازین هم کتایی ترتیب داده » جرح و تعد یلش موقوف با نصافناظرینست »
بالجمله درخلوص عقیدت وصفای ارادتم بسیا ر کوشد» گاهی بقوت کمال خواهدبیتی
نظم نماید » این نیز بسیار اندلك » این چندشعر ازمنتخبات اوست» .
«سفیتةالموده :
فاضلخان شعرخو ب کم دارد بلکه اصلا" ندارد » وابیاتذیل ازشانزدهبیتی که
درسفينة المعمود بود انتخاب شد :
دل دیوانه کجا بندپذیرد» مگرش شکن زلف بتی نام کنم زندان را
گرنهازآتش دل خشکشدی دید تر خان را گفتمی آساده شدنطوفان را
شاید ار دید گریان مرا عذر نهد ه رکهبیند نظری آن د هن خندانرا
شهض
از وشیها همهآغوش تهی بایدداشت
با غم رویش اگر دست درآغوش کنی
که بازار نه از یار فراموش کنی
در
ترا تا زلف بر رخ برشکستد جهانی دلبیکدیگر شکستند
مکن با ناتوانان پتجه زنهار کهاینانچرخ را چنبرشکستند
شگفتس ت که فاضلخان با آن حافظة عجیب دائمالخمرهم بوده» چنانکه میرزا
عباس نشاطیغان هزار جریبی درحقوی گفته است :
تر میخوردن! گریکروز فاضلخان کند
روزد یگرنرخ میچوننرخ آب ارزان کند
برخ میچوننرخ آب ارزان نخوا هدشد» کهاو
تركمیخوردن کندوقتي که ترك جان کند
موش عیش او بجستن جستن غوغای بزم
صد هزارانگریه را اندریکی انبان کند
نا بستی آورد در جوش دریای شکم
جامرا از می لبالبچون لبعمان کند
راست گردد از زمین برآسمان ابریسیاه
چون بستی دود بیرون ازنیقلیان کند
۹۸ تاریخ ند کرههای فارسی
انجبن روشن
تألیف سید عبدالواسع صفای زوارهیی در ۱۳۹۸ ه ق
این تذ کره دراحوال وآثار سخنوران اصفعان است که معاصر مولف وستا یشگر
چراعلیخان زنگنه (سراح الماکه) حکمران اصفهان بودهاند .
صفای زوارهیی تذ کر خود را بهپیروی از میرزا محمدعلی مذهب اصفهانی
متخلصی بهبهار که در اواخر عمر فرهنگ تخلص میکرد نوشته است » چه که وی در
4 » ۲ , تذ کرهیی در گزارش احوالستایشگران منوچهرغان گرجی (معتمدالدوله) که
پیش از سراحالملک حکومت اصفهان را داشته بنام مدایج المعتمدیه تالیف کردهبوده
که در جای خود ذ کرش خوا هد آمد .
وی این تد کره را بغارسی یکدستنوشته ونیک ازعهده برآیده » و هر حرفی را
در ذیل یک نروخ آورده است .
اغلب بلکه تمام شعرای اين تذ کره همان شعرای مدایح المعتمدیه هستند
که فهرست اسامی ایشان در یل همان تذ کره مذ کورست.
نسخهة متحصریفرد انجمن روشن که بخط مژلف است درتصرف دانشمند معاصر
آقای سیدبحمد معیط طباطبائی است؛ بخطنستملیی عبدالرحیم افسر خطاط مشهورترن
سید هم فرزند میرزاً مبحمدعلی مسکین اصفهانی .
ترجمة بولف :
«صفا صاحب الشرافة والجلالة والبهاء» اسم شریف ونام رفیعش بیرزا عبدالواسم
وسشتری جواهر اشعارش بجان بایع » خاف سرحوم مغفور میرزامحمدعلی وفاست » و
چون آنمرحوم درمرحلة دانش و بش یکتاء بلکه درمرحلهةً شعر و انشا مانند پدر و
جد و بصداق الشیل قیالمخبر مثلالاسد » از سادات رفیع الدرجات طباطبائی ژواره
اردستان و از بزرگان وخانوادههای قدیم آن سامانست» همواره اصحاب ذمال را از
انجمن روشن ۹
از خدمتش بهره شامل » و پیوسته اریاب مقال را از حضرتش نصیبی کامل حاصل »
فصیحی است بلیغ » و زبانش بدخواهان این دولت را تندتر از تیغ بیدریغ» درخدست
والد ماجد کسپ هنر و کمال نموده » و از وسعت مشرب آن مرحوم کژوس زلال
پیموده »بهرنوعی از انواع سخنقادر» وبهرجنسیاز اجناس هنرماهر» خاصه درقصیده
وتطعه که وحید زمان ویگانه دورانست» پیوسته اماجد ازصحبتش بهرهیاب » و افکار
آبدارش زیور مجامع اولوالالباب» قصاید شیرین و ابیات رنگین دارند» آنچه از امه
ارادت برصفحه صداقت در آن آستانل بهشت آیت بشرف عرض رسیده درین سفینهثبت
افتاد .
دهیهده
ای بلند اختر که بیند رایت اندر خشت خام
آنچه دیدندی جم و اسکندر اژ مرآت و جام
خرم آن دولت که اندر وی تو باشی معتمد
هم بدانش هم به بینش هم بنیرو هم بنام
چرخ از بخت بلندت نیست جز نایب نام
بهر با رای منیرت نیست جز قایم ب-
پای بریتبر گذارد چون خطیب قدر تو
شرم بادانرا کزین نه پلهمنبر بردنام . . ,الخ»
«مدایح المعتمدیه تألیف بهار اصفهانی»
آقای محيط طباطبائی در روزنابة پیک ایران (سال ه, ش ده مورخ
دوشنبه ب , آذرساه ۳ عم ,) نوشتهاند: «درماه صفر هزار ودویست وچهل وهشت که
وفای زواریی درگذشت » و بنابوصیت خودش در تکیهُ میرزا رفیعمای تخت پولاد
اصفهان بخالك سپرده شد» پسر | کبر وارشدش میرزا عبدالواسم که هنوز متخلص به
مشرب بود با پدر در اصفهان میزیست» چون پدر او دراواخر عمر بواسطه سبکسری
وبرنابی ازخود راندهبود» ودرسوفم وصیت» حق نظارت ووصا یت بر برادر کوچک و
وف تاریخ تذکرههای فارسی
پس از فوت مید محمد صفا رازدار و دبیرخاص و داماد حاجی سید محمد باقر شفتی
که باحتمال قوی بعد از هزار و دویست وپنجاه بود » تخلص مشرب را به صفا تخییر
داد ,
صفا چنانکه درفروخ دوازدهم ازانجمن روشن که بترجمهٌ حالخویش اختصاص
دادهاست» اعتراف میکند: «برروشندلان بزمدانشوری وهنرسندان ائجمنسخن گستری
پوشیده نماند, که در آغاز جوانی» چنانکه ننوشته خوانی ونا گفته دانی» شاخههای
بلندم کرد درخت هستی از پستی سر بر کشید» وگلهای برومندم برگلین نهاد دمید؛
رفتهرنته چشمی بجهان با زکردم» روان را رامش ده و رنج پردا زگشته بیشترانديشهام
سوی گل وگلشن دوبد» و روی گلرخان بازار وبرزن دید » , .. باری تاسای پدرم بر
سروجایم درآغوش سادربود» هموارهدرسیاهی موی وسپیدی روی دلبراندیده کشودم؛
و پیوسته از روی ساده و بوی با دهبردانش و بینش افزودم» ... زوز زند گانیچنانکه
شنیدی گذشت» و بازیگوشیهای روزگار جوانی دستم از فرا گرنتن و آموختن پایه های
بلند هنر کوتاه داشت» ازآنجا کهچرخ ستمگر آسود گان را درکمین وبا آزادگان در
کین است ؛ خداوند مهر پیوندم (پدرم) که هیچگا هم نیا زمند نگذاشت » و ازسرد
/ گرم روزگارم آسوده میداشت م بنا گاه بدرود جهان پارنج وسرای سپنج فرمود » پای
بست زن وفرزند شدم» ومرا که کردن زیر بار گردون گران نمیرفت » کمند هر پست و
پلندم استوار یست , ..
| کنو ن که سال زند گیم از چهل گذشته » نهادم از پلیدیها پاك شده و توسن
زبان در هرگوله کنتگو چالاك آمده ...»
صفاتذ کر دیگری بنام تحفةالشعرا دارد کهدرجای خود ذ کرش خواهدآمد .
نموه تراجم انجمن روشن درذیل مدای المعتمديةٌ بهار اصفهانی مسطورست .
انجمن تدس ۱
انجمن دس
تألیف محمد علی مصاحبی ایینی متخلص بهعبر ت
مير سيدعلي تقوی اخوی بود قصیده در تبریک وتهنیت میلاد ائمهاطهارمیخواندند»
این کتابرا مرحوم عبرت به پسرحاج میرسیدعلی» مرحوم میر سیدحسینساداتاخوی»
داد و درتلیلبدتی او و پدرش ههچنین پسرش درگذشتند وا کنون معلوم نیست که
این تذ کره در ملکیت ؟دام یک از افراد خاندان سادات آخوی است» وبنده چندانجه
جستج وکردم نشانی از آن نیافتم .
رك ۰ بقدمه مدبنةالادب
برای ترحمه مژلف ؛ ركك : ذیل مدینةالادب ,
اتجپن ناصری
ازمیرزا ابراهیم مدایح نگار در اوائل قرن چهاردهم هجری
شامل تراجم بیست وشش شاعرست با نثری پر تکلف که بنام اصرآلدینشاه
قاجار تسمیه و تألیف و طبع شده است » با تصاویر سیاه قلم صاحبان تراجم اثر نقاش
مشهور ابوتراب غفاری درچهارانجمن بشرح ذیل :
انجمن اول - دربیان مجملی از مفاخر وماثر خسرو گردون مهد » و شاهنشاه
همایول عهد» و ترقیم برعی از اشعار شاهوار پادشاه گردون اقتدار,
انجمن دوم - درضیط حالات و ضط مقالات شا هزاد گان :
حاج فرهاد میرزا معتدالدوله .۲ محسن میرزا میرآخور متخلص به
سلطانی م احتشامالملکک عبدالعلی میرزا بنفرهاد میرزا . . ع- شماع الدوله
حاجی سلیمان میرزا بن فریدون میرزا فرسانفرما و عبد الحسین بیرژا بن محسن
۷ تاریخ تذ کرههای فارسی
بیرژا میرآخور. ب. علینقی میرزا. . يب سیفالدوله سلطان محمد میرزا
رب شمس الشعراء ساممیرزا متخلص بهرضوان .
انجمن سوم - درضیط احوال وثبت اقوال وزراء دولت عظیمه و ابناء مملکت
تویمه .
ب- امین السلطان بیرزا علیاصفرخان. »-میرزا هدایتانته وزیر دفتر
۳ میرزانقیخانجدالملکث - میرزا قهربان امین لشحر ۰ میرزا علیئقی
خان حکیمالممالک مب سیرزا نصراتهغان دبیرالملک بب میرزا احمدغان
سبحائی نصیرالدوله رب میرزا احمد امین الاطباه .
انجمن چهارم . درشرح احوال و نشر اقوالامراء عظام وصاحبسنصیان کرام
و برخی از وزیرزاد گان ذویالاحترام :
+- امیرالایراء محمدحسین خان بمتخلص بهشمس ۳- میرزا تقیخاندانش
۳- عمدة الامراء غلامحسین خان اشرفی متخلص بهحیرت -میرزا کاظم خان
معلم طبیعیات مدرسا دارالفنون متخلص بهشیوا . حاجی میرزا علی| کبرخان
اين میرزاعلی بن ابوالقاسم قائممقامالحسينی الفراهانی ب- محمدابراهیسیخان
خلوتی ب- حاجی حسینعلیخان نوری متخلص بهوفا ر- میرزا مد انجم
و- میرزا ابراهیم مدایح نگار سلف کتاب .
این تذ کره در اوان تألیف بقطع رحلی و خط حاجی میرزا محمدرضای سلطان-
الکتاب درطهران بچاپ سنگی رسیده است» تاریخ طبم آنمعلومنیست» شمارهُصفحه هم
ندارد . مرک +ص ۳۲۰ رکه هسب ۰
ترجمة ملف بقلم خود وی در خاتمه تذ کرهةُ مزبور سمطورمت! ۰
و- درین تذ کره شعری ازونیست ولی نمونه اثر منظومش در ذیل ت ذکره مجدیه کد
همو تألیف کرده است خواهد آمد .
انیس الا حباء ۳
انیس [لاحباء
از موهن لعلانیس صدرپوری لکهنوی در۱۲۹۷ ق
مشتمل است بر شرح احوال ومنتخب آثار میرزا محمدفاخر مکین واستادش و
شا گردان مسلم وهندی او » و شا گردان شا گردانش بترتیب ذیل:
ا- افعاح ؛ در شرح حال و اشعاری از میرزا عظیمای ا کسیر اصفهانی امتاد
۲- فتحالپاب : در بیان حالات و ثلمات واشعار میرزا محمدناخر مکین .
۳ فصل : درییان احوال و افکار مستفیدان از آن جناب که مسلمان بودهاند
(۲نفر) .
4 فاصله: در ذ کر احوال واشعار شا گردانیکه از فرثة هنود بودهاند (دنفر).
۵ اختدام : شامل احوال و اشعار شا گردانسلمان شا گردان مکین (هنفر) .
٩ حسن خاتمه : در بیان حالات ومقالات شا گردان هندوی شا گردان ابشان
(ونفر) .
آغاز ؛ بسمله » ستایش بیحد ونیایش لاتعد سخن آفرینی را که بنغم کاف و
تون چندین زمزمه گونا گون برآورده ...»
پایان : ... | کنون وقت خموشی رسید» خامه زبان بکام کشید» گفتگو بانجام
آندء الهی بحسن قبول انجامد» .
سب تالیف :
بطوزیکه مولف دردیباچه آورده است این تذ کره را برهسب اشارت رای
ب- این شمارش برابر نسخة شمار؛ٌ موم مجلس است . ولی ریو (3/ ببع) تعداد
تراجم نسخه مورخ ۱۲۰ را بدین شرح بیان کرده است : پنجاه ترجمه درفصل و دوازده
ترسمه درفامله و دوترجمه در اخحام وهجدهترجمه درحسن خادمه » و درواع ابافات را در
نتيجهُ تجدیدنظر مولف دانسته تاریخ آغاز و انجام آنراهم (۹ ۱۲۴۰۰۱۲۰ ه) تعیین کرده
است .
عپ تاریخ تذ کرههای فارسي
ستیلداس که خود ازشا گردان مکین بوده تألیف کرده و گوید که شخصی درمجلس
او تذ کرالمعاصرین تألیف شیخ محمدعلی حزین راآورده بود » و رای مزبور پس از
ماحظهٌ آن گفت ؛ «حالاهم کسیهست که بطور این مجموعه تذ کرهبی دیگرسرتب
سازد ؟ وصورتی تازهبرصفحهُ رو زگار طرازد ؟ و ایشان اشاره بجانب هیچمدان کردند» .
تاریخ تألیف انمسالاحبا را مژلف در رباعی ذیل م ذ کور ساخته است :
این نسخه رش باغ » بی سعی جلیس
چون ساخت انیس از گل شعر نفیس
سالش زچسن طراز دانش جستم
فیالفوربکفت:«این بودباغ ائمس»-۷٩ ۱۱
وبا اين وضوح معلوم نیس تکه چرا آقای ابن یوسف تاریخ تحریر نسخه شمارة
۳ مجلس را که ۲.۳ , بوده » تاریخ تألیف گرفتهاند » رل : فهرست مجلس » ج
۳ ص ۸٩۳ سطر ماقبل آخر .
نسخه : اشپرنگره ش ۳۳ ۲؛ ریو » ج (۲۰/+بس ( ظاهراً ازملف یاب تجدید
نظر او) ایضاً ریو » آ/ پیج ؛ برلین » ده مورخ م۱( ۵ بانکیپور »جح مر ش
م۳ .يب (قرك ٩ م) .
«استوری» ۱ : ) ۸۷»
وئیز مجلس شورای ملی شمارة ٩۳ موزخ ۱۲۰۳ هق .
رتریی
اته میگوید : درآغاز قسمتی بوده استاز تذ کرةالمعاصرین حزین ودرب٩۱ ۱
تدوین گشته و بعد درسال ع۲, یا ۲۳۰ دوباره از طرف مژلف تکمیل شده است»
«ا ندیا افیس» ص ۰.٩۱٩
این تذ کره هرگز نسبتی بهتذ کرةالمعاصرین حزین ندارد وهیچرکک ازشعرای
آن درین ثیست . ولی هیچ استبعاد ندارد که تاسال ۲۳۰ محمد فاخر مکین و
شا گردانش » شا گردان دیگری تربیت کرده باشند ومولفتام ایشانراهم علاوه کرده
انیسالاحباء ۰
۳
باشدء و رویهرفته تذ کر موهن لعلانیس یکی از تذ کرههای عصری اصیل است .
فهرست شعرای انیسالاحیاء
,- افتتاح : میرزا عظیمای | کسیر اصفهانی استاد مکین (باحذف القاب)
۲- فتح الباب : میرزا محمدفا خر مکین (باحذف القاب)
فصل در ذ کر احوال واشعار تلامذه که محلی یپرایهُ اسااماند:
مشاه عالم متخلص بهآفتاب محمد برهانعلیخان رهین
۵- بجمد حعفرغان راغب ب- میرمحمدی نعمةاللهی متخلص بهعترت ازاعقاب
شاه نعمةانهولی بب قاضی لطفعلیخان ناطق ,- حسنعلیخانذهین برادرخرد
رهین. . وجیهالدین علیخان برین . .,- میرزاعنایت بیگگ شاهجهانآبادی
متخلص بهسبا کن ۱ ۱ - محیت خان متخلص بهمحیت ۳ ۱ - شیخ بقاءانه
قای اکبرآبادی م,- نیازعلی قرینلکهنوی . ؛ - میرزاعبدانته رآفت
ه ,- محمد علیخان عاصی شاهجهان آبادی ,- کرامتانتهغان خلیق
ب,- میرزاعلیخان غمین خواهرزاد مکین ۸ ,- سیر الب علی شانق
و ,- شیخ محمد فیض فائض لکهنوی , : شاه بلول شیخ شرفالدین کنبو
( ۲- میر حیدرعلی حیران . . ۲۲ بیرزاجعفر حسرت . . م۳ میراولاد علیزاثر
- کاظم بیگخان بمکن شا هجهانآبادی ه - میرخورشید علی بلگراسي
متخلص به خورشید > ۲- میر حمدعليوهم شا هجهانآبادی ۷ ۲- میرژأ
مهدیبیگ جلیس پر خلیفه آمانانته بفلس ۲- غلام حیدرغان گداز
۳ خواجه یحبیخان خرد لا هوری ۱ ۳- محمل محرم عیاش ۳ جر
محمد تقیتقی ۳ج بیر مظهر علیصافی بهاری ء ۳- بیرنورعلی واصلی .
فاصله : در ذکر احوال و اشعار شا گردانی که از فرة هنود زینتبخش
کلدماند :
»۳- رایسرپسنگه دیوانشاهجهانآبادی وم رایپنجابرایمتخلص
بهوالی بم. لاله ستیلداس مختار م7 راببخش سطیع لکهنوی
۷۹ تاریخ تذ کرههای نارسی
و ۳- بهگوانداس متخلص به بسمل , ع- هیچمدان تذ کره نویس موهن لعل
انیس .
عد خواجه سید بحمدحسن وحشتی متخلص بهحسن ۲ - خیرالزسان
ذره ۳ ع- شیخ غلام ایام امی لکهنوی ء - متحمد يحيي عرف قلندر بخش
متخلص بهحرأت و ۶- میرژا ایرا هیم بیک شا هجهان بادی متخلص بهدوست .
حسن خانمه ۰ بحتویست پاحوال واشعار تلامده هنوه شا گردانارشادپناهی:
> ع- خوشحالچند برهمن متخلص به عرنان ببع- لالهشتابرای لکهنوی
متخلص بهغزیز یم ع- لاله متهن لال متخلص بهمایل وع. لالدمیندیلال
بیمارلکهنوی . , ه- لاله بینیپرشاد متخلص بهشامل | ه- لاله داتا رام
متخلص بهرفیق .
ترجمة مژلف :
موهن لعلانیس تخلص ولد کنورسین از فرزندان تولارام قانون گوی ب رگ
گوپاموی از مضاهات خیرآبادست؛ جد" کلانش اودیراج از وطن بهلکهنوآمده اقامت
گزید ۰ بولد و منشاً موهن اعل لکهنوست» معلوبات فارسی را از شاعری روذق تخلص
فرا گرفته» درآغاز شاعری نعسته تخلص کرده» وزسانی که بیتابعشق بوده بیتاب تخلص
داته 1 و درآخ رکار انیس را اختیا رکرده » وی اصلاح ممعر ار میرزا محمدفا خرمکین
گرفته وعلم ضروریشعروشا عری وعروض وقایه را نزدآنجنابآموخته»ءصاحبد یوانست»
ودر شعر مضامین تازه بیجوید و کلام مربوط میکوید» .
«سفیئههندی » ص ۰۱۱
آزفست :
که شاه را یگدای در تو راهمی نیست
خداست شاهد من ۳ خدا تمنایم
بجز وصال بتان منصیی و جاهی نیست
کلاه کجکاهان میبری به کجکلهی
بخیل کجکلهانچونتو کجکلاهینیست
بحیله چند بقتلم گنه کنی ثابت
جز اینکه دل بتودادم مرا گناهی لیست
زجورت ای بت بیداد کیش عاشق کش
بهیچ گوشهندیدم که دادخواهی نیست
بناز نیم نگاهی که داشتي » آنهم
زبیم غیر » کنون گاههست وگاهی نیست
دلامنال که صحرای عشقي صحرائیست
که غیر سبز؛ُ حسرت درو گیاهی نیست
خدایرا ز در خود مرا که در دو حهان
انیس را بجز آن آستان پناهی نیست
غلام مصحفی همدانی در تد کرةٌ ریاض الفصحا (ص . ۳-ج) که مخصوص
ريخته گویانست » تکملهیی بر ترجمةٌ انیس بدینشرح آورده است؛ «لاله موهنلعل
انیس تخلص که ذ کر ایشان در تذ کرهٌ فارسی (- عقدئریا) در حرف الف گذشت »
قوم کایته متوطن لکهنوست» استفادهُ شعر از میرزا فاغر مکین کرده» چون درین روزها
حسب اتفاق ملاقاتش بیشتر میسر ميشد » اشعارچند که دیگر از زبان او همرسیدند
( کذا) د گربارهم درین جریده رونق سواد یافتند» قدسا را دوست میدارد وپیرویآنها
میکند » میگوید که بخدمت شیخ هم رسیدهام" ونورالعین واقف ومیرشمس الد ین فقیررا
مکرر درلکهنو دیدهام» و باایشانهمطرح بودهام » پیش ازین بیتاب تخلص سیکرد »
بقولش این تخلص عطا کردهشیخ است» بعدترتیبدیوان تذ کر مسمی بهانیسالاحبا
۹ متصود مین محمدعلی حرین امتستا
۷۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
سا اس تا
شعر تلامذه بیرزاصاحب موصوف نگاشتة کلک تألیف اوست » عمرش بهفتاد رسیده و
تست ۰ پسست.
مره شعرش نگردیده» .
انیس العاشقین
از مهاراجه رتنسنکث بهادر متخلص به زخمی در ۱۲4۵ «ق
مشتمل بر تراجم دوهزار شاعر قدیم و جدیدست بترتیب حروف تهجی که از
آپرو شروع شده به پونس ابهری ختم میگردد .
وی این تذ کره را بنام تصیرالدین حیدرپادشاه اود ساخته ومقدمهرا درستایش
وی پرداخته است ,
آغاز : «تذ کر معادتتبصره که عزتبخش فصیح پیانان لوزعی والمعیتواند
بود حمد سخن آفرینی است که بایة وافی هدایة فأتوا بصورة منمثله » کجطبعان
بدرسهُ ضلالت و گمراهی را باعتراف ربنا ظلمنا انفسنا فاغفرلنا ذنوبنا انا کنا من
التخاطتین بمقامات صدق ویقین رسانید» .
درسیب تألیف گوید : «ازعتفوان شباب بنظم اشعار مایل وصحبتشعراراسایل
پودهام » وهنگام فراغ از کب معقول ومنقول بملاحظة دواوبن بلاغت تضمین تدما
وستأخرین بسر مینمودهام » تا در سنذ ه ع ۲ , یکهزار ودوصد وچهل وپنج هجری که
وارد دارالسلطنة لکهنو بودم بعض اشعار عاشقانة شعرای بانام ونشانهرا فرا هم آورده
با قلیلی از حالات هریکث بنهایت ایجاز بقلم سپردم » و پانتخاب غزل ورباعی اقتصار
ورزیده از تحریر اشعار قصیده ومثنوی الا" بضرورت د رگذشتم» .
نسخه : لاهور کتابخانة دانشگاه پنجاب (- جلد اول است از آبرو تا ضیائی)
ویک نسخة عکسی ازجلد دوم که اصل آن متعلقست به کتابخانه لاله ماتاپرشاد
(شامل وب, , ترجمه ازطالب جاجرمی تایونس ابهری) .
رك : استوری ٩۰/۱ » فهرست نذیر احمد شهارهٌ مب » مجلاٌ اورینتل کالچ
انیس العاشقین ۷۹
میگزین ج ۳ ش ۳ ی ٩۳۲۷ ۱ ص , همع مقالهٌ پرونسور محمد شفیع » و نقوی /
ص ۱ ۰۲۰۱۰۰۲ .
ترجمه مولف وآثار دیگر او :
«زخمی - مهاراجه رتنسنگه بهاد رکه از شاهان اود بخطاب فخرالدوله دبیر
الملک رتنسنگه بهادر هوشیارجنگ سرفراز بود» اصلش از بریلیرامپورست ؛ پدرش
رایبالکرام در سر کار وزیرالممالک نواب آصفالدوله بهادر والی ملک اود عهده
میرآتشیرا انصرام سینمود» و توپخانة بالک گنج درلکهنو بنامش الیالآن مشهور » و
زخمیدرعهد غازیالدین حید راولین پادشاهدارالسلطنت لکهنو ثمرة الخلافةنصیرالدین
حید رپادشاه دومی بخطاب وعدمت منشیالمل و کی مخاطب ومأمور بود» و در زسانة
محمد علیشاه سومین شاهان لکهنو بمنصب دیوانی آن ریاست و خطاب سهاراجکی
کلاه گوشه باسمان سود وپایان کار درسنة یکهزار و دوصد وشصت وچهاردین اسلام
وا بت حقهیافته اختیار نمود» و بعد سهسال درسته بب ب , هجری راهآخرت پیمود »
یاا کثر علوم عربی وارسی وتر کی وانگریزی ومنسکریت آشنائی داشت » و پسرش
کنور دولت مگ شکری تخاص که درعنفوان جوانی مرد » در جملهٌ فنون از پدر
والاقدر قدم فراتر میگذاشت
بخشد | گرم جان دم یسمل ءجبینیست
آبیست دگر خنجر آن عهد شکن را
زخمی مگرت چشم سفیدست که دادی
سبت بکف پای کسی برگك سمن را
رت
زتتلم آن جفاجوهم پشیمانی کشید آخر
که بعداز مردنم بردرگرفتاریندید آخر
چومیگفتم کهسردم درغهتباورنبوداورا
بحمد انته که اوم رگم بچشم خویش دی دآخر
روت
بر آر تیغ و بیک زخم کارم آسان کن
کهنیست حلشدتی مشکلی کهمن دارم
کجاست نو سفر ین که از نبودن او
شدست بزم عزا منزلی که من دارم
«صبح گلشن ص ٩۱۸۹-۱۹۰
آنار دیگر او :
-جام گیتینما (ریو » ص 4 . و) .
۳- سلطانالتواریخ » درتاریخ پادشاهان اود تامر گ محمدعلیشاه(سم ه ۱۲)
روج ۳ ص 9+۲ مورخ و( , هه و آندیا اثیس ,و۳ مورخ ۸۷۸ ۱م.
+ دیوان اشعار » دانشگاه لاهور جزء کتب پروفسور محمود شیرانی .
مرحوم پروفسورسحمدشفیم لاهوری درضمن بحث راجم بهانیس العاشقین ترجمة
زخمی را ازآن کتاب تلخیص کرده و در یجلة اور ینتل کالج میگزین ج ۲ ش۳ ص
2٩-۰ (می ۷ ۱۹۲ میلادی) بطبع رسانیده است .
ابر ان صعبر
پا
تذ کره شمرای پارسیزبان کشمبر
تألیف دکتر خواجه عبدالحمید عرفانی رایزن فرهنگی سفارت کبرای
پا کستان در ایران
بامقدم د کتر رضازاد؛ شقن و د کتر ناظرزاد؛ کرمانی » چاپ سربی طهران »
کتابفروشی اپنسینا» قطعجیبی » بو , صفحه ؛ سال تألیف وطیع ۱۳۳۵ ش ,
ازنام دور و دراز تألیف وملف و تقربنلی که دو استاد برآن نوشتهاند چنین
برمیاید که باید تذ کرهیی بسیارمهم و پا ارزش باشد » و حال آنکه بخلاف طمطراق
ایران صغیر ۸۱
ظا هری تذ کره گونة ناقص و کم مطلب و بیاعتباریست در ذ کر سی و دو شاعر که
ازین عدة قلیل هم بعضی بیشرححال هستند و برخی بیشعر ؛ مانند : عبدالوهاب
پارسی»ملانامی وملاحمید» پاندیت بیربل کاچرو» وارسته وپاندیت بهوانیداس نیکو.
یعلاوه بیشترمطالب این جزوء کوچکاز ارمغان پاك گرفته شدهاست بدونذ کرأخذ ,
مولف دربقدمه میتویسد که: پنجسال پیش مقالاتیچند دربارٌ شعرا ی کشمیر
نوشتم که درروزنامه های مهرایران وبهرام منتشر شد» وموردتوجد بعضیازدانشمندان
ایران قرار گرفت » مرحوم ملکالشعرای بهار بالاخص ازینجانب تشویق نمودند و
خواستار شدند که رسالهيی راجم بشعرای کشمیر برای استفاده برادران ایرانی وشعر-
دوستان هند و پا کستان منتش رکنم . بملت گرفتاریهای گونا گون اداری و دردسترس
نبودنآثار بعضی ازشعرای کشمیر نتوانستم این کارا اتجام دهم» تاایناواخر تصمیم
گرفتم پااستفاده از مطالب وستایم مختصری که در دست میباشد این رساله را انتشار
دهم » تاشاید این شرح مختصر بعضی از دانشمندان و تویسند گان ايران را تحریک
نموده وادار بتالیف کتابهای مفصلتر وحامعتری درین با ره نماید» .
باغمعانی
تألیف نقشعلی در ۱۲۷4-۱۲۹۰ ه ق
این تد کره مشتملست بر متدیه وهفت چمن ویک خانمه بشرح ذیل:
«- چمن اول و دوم : نا پیداست .
+ چن سوم : در تراجم شاهان وذ کر آثار منظوم ایشان .
۳ چمن چهارم : در تراجم وزیران وابیران .
6 چمن پنجم : درتراجم ۲ شاعر ازآغاز شعرفارسی تاسن هشتصدهچری.
چمن ششم وهفتم : در تراجم شعرای فارسی گوی هند یامقیم هند از آغاز
قرننهم تا زبان تألیف .
د- خائمه ۰ در ذ کر احوال مژلف وآثار او ,
ترتیب تراجم الفبا یی وسختصرست» نثر کتاب ساده وروان ونامش تاریخ شروع
بتألیفست .
آغاز چمن » وب : «بسمله .
فاتحه وفتح کلام خدا نام خدا آیده » نام خدا
سپاس بیقیاس بهارآفرینی را سزاست که عنادل ناطقه را برشاخسار زبان جا
داد و لهجة ستایش ونیایش بیقرینی را بجاست که طوطی مقال را در گلزمین طبع
موزون نهاد ... آما بعد بیگوید مولف این اوراق » سک آستان نبی و ولی نقشعلی
عفیانته عنه منجرائم الخفی والجلي که چون از آراستن پنج چمن تذکرة باغ معانی
ناد" - . سحاد ؛الطاف و سمرچشمة اعطاف الهی شادابی خاطر حاصل شد » حالیا منقار
نم بر شاخسا رگلهای چمن شسم وهنتم وخانمه هزار آواست» .
باع سمانی ۸۳
نسخه : اشپرنگر » ص ۰۲ , (شامل چمن م-شاهان» چمن ع- وزیرانوامیران»
چمن ه - تراجم ۲۲ شاعر از زسان هارونالرشید تاستذ . . ه) .
بانکیپور» ج م ش مهد (شامل چمن ششم و هنتم » ناقصالاخر تا ترجمهٌ
ظریف ومحتملا" دستنویس مژلف) تاریخ کتابت بب, ۱ ۵ .
زین ج ۳ ص ۱.۲۲ ب (مستخرجانیاز چمن وع» تاریخ تحریر حدودسال
۰ 6 ۸ ۱ م( ۰
«رك : استوری ۰۲۸۰۰
ترجمه ملف بدست نیامد ولیآنچه مسلست وی تاسال ۲٩۰. حیاتداشته
وتد کر مزبور را تکمیل میکرده » چنانکه درهمین سال شرح بلاقات خود را با سید
نورالدینخان الفتی در ذیل نام او مد کور داشته است .
بدایعالاقکار
تألیف سید عبدالرحیم منصف موسوی مازندرانی در ۱۲۳۹-۱۲۳۷ ه ق
تذ کر عمومیست که بخواست محمد کاظممیرزا بن محمدقلی میرزای خسروی
پسر فتحعلیشاه نوشته شده است .
تالف آن بسال ب, ه درساری آغا زگردیده است» یعنی درهمان زمان که
پدر شا هزادة مزبور حکوست طبرستان را داشته » و درسوم جمادیالاخره سال ۱۲۲٩
ه پایان یافته است .
این تذ کره بشش قسمت تقسیمشده که شامل شش نوع از انوا شعرست :
,-قصائد ( غزلیات ۳ مثتویات مقطعات ه- زپاعیات ب- ترجیعات ,
ترتیب تراجم در هرقسمت الفباییست » باستثنای شاهزاد گان که بترتیب سن
مذ کورند و ذ کرشان مقدم بردیگرانست بشرح ذیل :
آسمت یکم : (برک م) بایکی از تصائد فتحعلیشاه شروع میشود » و چندین
قصیدهاز محمدقلیمیرزای خسروی دارد» ومندرجات الفباییآن از انوری شروع میشود
وبه یوسف امیری ختم میگردد .
لسمت دوم : ( برگ وم ) پس از درج بعضی از حزلهای خسروی و دیگر
شاهزاد گان قسمت الفبایی آن با اهلی ترشیزی آغاز میگردد و به یوسفبیگگ استاجلو
ختم میشود .
قسمت سوم : ( برگ با , ) مشویاتست ؛ از اهلی شیرازی تا ابوالقاسم
هجری ,
قسمت چهارم : (برگ . » «) مقطعات » اولین قطعه از انوری وآخرین تطعد
ازهمایون آسفراینی .
ات پنجم : (ب رگ ۲ و ,) رباعیاتست ازاستاد ابوالفرح رونی تایمین الدین
طغرائی فریومدی .
لسمت ششم : (برگ ۳ب ,) ترجیعاتست» نخستین ازجامی و آخرین ازهاتف
اصفهانی ۰
شرح احوال وآثار مولف (برگ ءب, تاریی) .
آغاز :
«ثناث ی که از حد حصر افزون و از حی" تعداد بیرونست» مخصوص ذاتواف
اسرار بیرون و دروئیست که ...»
مولف در آخر کتابمینویسد که فرزند میرسحمد باقر موسوی علیآیادی است ؛
وبسال بو ,, ه درساری ولادت یافته است» وشاهزاده حوان برایاینکه از مراحعه
بدواوین شعرا بینیاز شود » دستور چنین تألیفی را بوی داده است ؛ ماآخذ عمده او
تعدادی از دواوین شعرا بوده است با تد کرههای ذیل :
تذ کر دولتشاه » بهارستان جامی » هفتاقليم» آتشکده زینةالمدایح .
«ذیل ریو » ش ۰۳۷۸
برگزیده از پارسیسرایان کشمیر ۳۳
استوری (۸۸۹/۱) همان نسخة ریو را معرنی کرده و نسخة دیکری از آن
شناخته نشده است» بنابراین احتمال میرود که نسخذریو دستنویس دولف باشد .
رضاقلیخان هدایت در ذیل صادق بید گلی (مجمع ۲ ) مینویسد : «سید
عبدالرحیم مازندرانی متخلص به منصف در تذ کر خود او را از معاصرین دانسته و
این قصیده که در مدح خاقان مغفور گفته نوشته ؛ زیاده برین مرا اطلاعی ازو حاصل
و با آنکه از تذ کرهاش استفاده کرده ترحمهاش را در کتاب خودمدذ کورنداشته
است ,
طرز تیم این تذ کره و تقسیمات آن مانند بسانین الخاقانیه است که علیرضا
سیرزای شهرة قاجار پسر فتحعلیشاه در بع ۲۱-۱۲ , قألیف کرده و مشتمل بر پچ
بر گزیده از پارسی سر ایان کشمید
تألیث دکتر گردهاری لالتیکر در ۱۳4۲ شمسی
تذ کره گوئه ایست شامل تراجم مختصر و منتخبات مفصل از نوزده شاعر
کشمیری که بترتیب عبارتند از :
+- ویس: محمد امین اویسی میربابا ۲ صرفی : میخ یعقوب
۳- حبی : حبیب له ع- غنی : سا طا هر
هو فانی : شیخ محسن ب- اکمل : | کملالدینیرزانجند کامل
ب- طیب ر- صادق : شاه صادق
و جویا : میرزا داراب , ۱-سالج : محمداسلم
,- آذر : دیوانشاه - بلیل + بلابمداشرف
۸۹ تاریخ ند کرههای فارسسی
۳ توفیق : لاله جو ۱- بینش : سیرژااسعیل
ه ,- شایق : عبدالوهاب > ,- تیکو : بهواتیداس
ب,- خوشدل : دیارام کاچرو ۱- حمید : ملاحمیدالته
و - وارسته : بیربل کاچرو .
ار اتشارات انجمن ایران و هند تهران » شهریور عم , » سربی وزیری »
پد ۵ ٩ ۱ صفحه » با یقدبه آفای د کتر بحمد معین استاد دانشفاه تهران و مولف
کتاب .
باوجودآنکه کشمیر از حیث تاریخ و تذ کره غنی است وسولف بعمده آن سنابم
دسترسی داشته » معاوم نیست که چرا از میان کویند گان کثی رکشمیر فقط اپن نوزده
نفر را اختیار کرده و ترجمه همین عده راهم با ختصار آورده است ,
بولفبسال 2۱۳۰ در کشمیرولادتیانته ود کتر درادییات فارسیاردانشکده
ادییات تهران است ؛ وبقارن این تألیف دیوان محسن فانی را با اعلاط و اشتباهات
نراوان در تهران بطبع رسانیده است .
۲ ۶ ۵
بر گزیدهٌ شعر
تادیخ مخثصر شاعرآن
«مجلداول»
از بانو عفت صدریه «شریف افشار » در ۱۳۳٩ ش
شامل چند نکته دربارة شعر فارسی و تراجم کوتاه وسنتخضبی از اشعار یکصد و
هواپ تهران / کناپفروشی زار » در ۱۳۳۱ شسی » بتطع وزیری » سربی .
بزرگان وسخنسرایان همدان ۳
دزر کات وسخنسر ایان همدان
(شاعران . عارفان , عالمان ؛ وزیران و سایر برر گان)
تألیف دکتر مهدی درخشان در ۱۳4۱ ش
جلد اول- مشتملست بربقدمه ( ,-ب ,) ودو بخش . بخش نخست بعدازاسلام
تا ظهور سلسل صفویه در چهار فصل : فصل اول شعرا ٩-,,( , ,)» فصل دومعرفا
(۱۲۱-و۳)» _ فصل سوم علما (. ع ,-وو)» وفصل چهارم وزرا وسایر بزرگان
٩۷,( ,-ع ۲۲). بخش دوم ازظهور سلسلة صفویه تا ظهور ساسلة قاجاریه در احوال
شعراء عرفا» علما » وزرا وسایر بزرگان» (ه ۲۲-برهج) پافهرست ماخذ ٩( ۳۰-دس)
وفهرست اعلام (+دم-۳یرس) وفهرست صاحبانتراجم درآغاز ( ب -ح )» طبع سربی
طهران » قطع وزیری » بهمنماه , ۱۳۶ ش .
کتاب باارژشیست ومژلف درجمع و تدوین آن زحمت کشیده است » یتابراین
ارزش آنراهم دارد که در پارهیی ازموارد نظر انتقادی خودرا ذ ک رکنم .
د رباب بدیع همدانی گوید : «شاید امین احمد وازینیز این مطلب را ازعرفات
العاشقین گرفته باشد» (ص ع) .
هفت اقلیم را امین احمدرازی در (. . , تألیف کرده است و عرفات را تقی
اوحدی از ب. , تا ء(., دردست تألیف داشته ولذا امین احمد رازی بطلبی را از
عرفات نمیتوانسته اخذ کند.
در ص -؛ ء مستزاد مشهور ابنحسام را باوجود این مقطع :
برعشق من و حسن تو گر زابن حساست کس بینه خواهد
بر معجز موسی نبود دست وعصا را حاحت بگواهی
اگر چه این اشتباه از کاتب مونسالاحرار سرزده و اشتباه دیگر اینکه علابه
۸۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
فقید مرحوم محمد قزوینی (بظن متاخم بعلم) این نسخه را اصل و دستنویس مولف
(محمدین بدر جاجرمی) دانسته استء با اينهمه تخلص شاعر نشان بیدهد که شعر
از آن کیست ومحتاح بینه ثیست ؛ رل : مقدمة قزوینی برسونسالاحراره نسخه های
عکسی کتابخانههای بلی ومجلس .
درمکتویی که میرزا ابراهیم همدانی به شیخ بهائی نوشته و از کتاب سلافة -
العصر نقل شده است» قطعه شعری فارسی در پنج بیت هست که ییت دوم و سوم آن
مغلوط بوده وعیناً باهمان اغلاط درحشده است بدینصورت :
هم نسخه سر جار زعلمه که نافع است
وزدین آن ( کذا) لغو بوعلی و ژاژ بحتری
زین مردمان کهد پوانشیات حرز کند( کذا)
در گوشهای نهان شده بنشسته چون پری
(ص ٩ ۲۲)
وصواب چنین است :
هم نسخهبی سهچار زعلمی که نافنعست
نز دیین لو بوعلی و ژاژ بحتری
زین مردمان که دیو ازیشان حذر کند
درگوشهیی نهان شده پنشسته جونپری
در صفحه ع ء ۲ شاعری بنام « ملاامانی یا ( امانینیا ) از شعرای نیمه اول
قرن دهم هجری و معاصر شاه طهماسب اول» معرفیشده که آخر به هندوستان رفته و
ثروت اندوخته ؛ وماًخذ این ترجمه عرفات ومجمع الخواص ذ کر شدهاست .
عبارت عرفات چنین است: «رند چنانی امانی بنایهمدانیاز اهلاین عصرست؛
باآنگه عاییست گاهی بحسب اتفاق بیتیازو سر میزند» بالفعل درآنجا موحودست» .
«عرفات » بر گ ۱۲۱
ملف مجمع الخواص هم میگوید که : «امانی همدانی مردی فقیر وبینواست ؛
بزرکان وسخنسرایان همدان ۸۹
واوقات خود را بگلکاری میگذراند» (ص ۱ ۲۷).
بنابراین سعلومش که امانینیا نیست و امائی بناست که معاصر شاعباس اول
بوده و در زبان تألیف عرفات ( ۲ ۲ . [سع ۰۲ ۱( حیات داشته؛ وبه هندوستان هم نرفته
احست .
در صفحه و ع م ترجمة اسیرییگ همدانی وامیرییگنظریرا از تذ کرة#نصرآیادی
وعرفات گرفته داغل هم کرده است .
واما امیرییگهمدانی همانست که درتذ کرهٌ نصرآبادی (ص + ء , ) ترجمهاش
مسطورست واینکه مولف میتویسد : «صاحب نذ کرهٌ عرفات از شاعری ینام خواجه
امیرییگنظیری نام سیبرد » و مینویسد : «تازمان شامطهماسب انی بود واين رباعی
بو منسویست :
اک رگویم نهال قاستت دلچوست میرنجی
اک رگویم ترابالایچشم ابروستمیرنجی
شکایتچون کنم ازدورچشم فننه انگیزت
اگ رگویم ترابالایچشم ابروستمیرنجی»
این دو بیت چنانکه خواهد آمد بشاعری همدانی بنام جلال نسبت داده شده
وچون همانطور که اشارهشد محتمل است حلال شاعر همین امیربیگ یامیرزابیگباشد
در اینجا یادشد» (ص بء ۲) .
وباز درصفحة ,»۲ ذیل جلال بنقل از تذ کر روشن که البته تذ کر روز
روشن مقصودست» آورده که : «جلال همدانی » خواجه ایربیگگ نام داشت» و دو
بیت بالا را باآنکه در روز روشن صحیح چاپشده مجددا بهمانصورت غلط درذیل نام
او آورده است .
وحال آنکه در تذ کر روز روشن مسطورست که : «جلال . خواجه امیرییکث
نام داشت» وآقای د کتر «همدانی» را بدنبال «جلال» الجاق کرده است .
واینک عبارتعرفاترا که د رکتابایشان بکلی درهم ریختهشده عینأومحیحا
«زیدةالاقران والامائل خواجه ابیرییگ نظری از ارباب و اهالی آنجاست ؛
صاحب سیاق وعبل بوده » مونت وثروت بقدر داشته» تازمان شاطهماسب بافیبوده»
بسیار فهیم وبدرلك آملهء وهمیشه درخدت بخادیم واعز ه اوقاتعمر گرامی باحسن
وجوه گذرانیدی » اوراست :
اگ رگویم نهال قامتت دلجوست میرنجی
وگر گویم سر زلف تو عنبربوست میرنجی
شکایتچون کنم ازجورچشم فتنه انگيزت
که گ رگویم ترابالایچشم ابروستسیرنجی . ..»
رعرفات ؛ برگ 4 4»
در ذیل رونقی همدانی (ص عم ب) آورده است که : صاحب تذ کره میخانه
وفاتش را در ,م. , نوشته است » ولی با قرائنی که در دستست این مطلب صحبح
بنظظر نمیرسد» و احتمال دارد که تاحدود سال . ب», , در قید حیات بوده است» .
مولف بیخانه که کتاب خود را در ر۲. , تمام کرده است از رونقی زنده نام
میبرد » و پنده که میخانه را تصحیح کردهام تاریخ فوتش را بثقل از عرفات ,م۳ ۱
ثبت کردهام » وچنانکههم دربیخانه وهم درین کتاب ذیل عرفات توضیح دادهام »
نقیالدین اوحدی پس از اتمام عرفات در ء (. , تامسال ۲۳ وفیاترا ثیتمیکرده»
و در صد این تاریخ یعنی ,مس. , 7.دیدی نمیتوان داشت .
امیدوارم که سونففاضل درصدد تصحیح وتکمیل کتاب خودباشند وبا تجدید
نظری که خواهند کرد اثری بوجود آورند که خیال همهرا از بابت تراجمرجالهمدان
آسوده دانند , اشعار شعراهم درین کتاب بسیار درهم ریخه و مغلوطست که
انشاءانته آنهاراهم تصحیح خواهند فرسود .
جلد دوم - مشتملست برفهرست مندرجات(ص سس ر)» بقدمه (ص و ۱-۱
بزرگان وسخنسرابان همدان ۳
یلحقات مجلد نخهت(رص 9-۲ ع)
بخش سوم : دور قاجاریه - فصلاول » علما و فتها وعرفا (ص ع-۱۰۳))
فصل دوم » شاعران دور قاجاریه (ص ع . ,-, , ۲)؛ فصل سوم » رجال و مشاهیر و
وزیران دور قاجاریه ومعاصر (ص ۲ ۱ ۹-۲ ۰۲۲
بخش چهارم: بزرگان وسخنسرایان بعاصر- فصل اولب الف » علما وفقها(س
۵-۲۲۰۷ ع + اب» دانشمندان ومولفانونویسند گان (صب ء ۷-بب ۲)» روزنامهویسان
وپزشکان و خوشنویسان(ص ۷+ ۱-۲ +۲۷) . فصل دوم - سخنسرایان عاصر (ص ۷۲ ۲-
۳۰) قسمتدوم - نوپردازان وگروهی دیگرازشاعران د رگذشته ومعاصرهمدان رص
۱۲-۳ ع)» بختصری ار تاریخ انجمن ادبیهمدان (ص ( , ع-ب 6 )» فهرستماخد
(ص م ۱ ۳-۶ ۲ع)» فهرست اعلام (ص 6 ۲ع-۳۸) .
دراین مجلد اشتباهات بیش از مجلد اول است» وچون ذکر همهٌآنها خارجاز
حوصله ابن کتابست » فقط بدوسورد اشاره میکنیم :
ابوتراببیگ فرقتیانجدانی جوشقانی که ترجمهاش در تذ کربیخانه مصحح
این جانب ( ص ۱۳ ع-م جع ) مسطورست در تذ کر؛ شمع انجمن بسهوالقلم کاتب
«فرصتی همدانی» درج شده است ؛ و ایشان بدون تحقیق ترحمه او را داخل شعرای
همدان (ص ع۳-وع) کردهاند .
در تذکره صبح گلشن (ص بء عسرع ع) ذیل ملکی تویسر کالی دوشرححال
ناقص داخل هم شده است . یکی از ملکیس رکانی» و دیگر از میرملکی قزوینی کد
ترجمهاش درتذ کرمیخانه (ص .۱-۸ 9 و) بتفصیلبذ کورست» وآقاید کتردرخشان
خلاصٌ آنرا در کتاب خود (ص ۰۳ . :) نقل کرده ونوشتهاند که سلکی سر کانی
در زمان | کبر پادشاه به هند رفته ونزد او منزلتی عظیم یافته است» درصورتیکهملکی
مزبور به هندوستان نرفته وهميشه درموطن خویش و بیشتر درهمدان سا کن بوده» در
اواخر عمر بهعتبات عالیات رفته و بسال ء . . , هجریء بضبط تقیالدین کاشی» در
نف آشرف در گذشته است.
اشتبا هات دیگر این کتاب نیز ازهمین قبیل است که ناشی از غلطکاریهای
۲ تاریخ تذ کرههای نارسی
صاحبان سفاین و تذا کرست 4 ولی بر کسیکه میخواهد یک اثر جاودانی از خود بجا
گذارد فرض اس ت که تحقیق دقیق بعمل آورد .
این مجلد در اسفندیاه ۱:۲۳ در ۳ ۶ صفحه طبع و انتشار یافته است
بزم آرای
از سید علی بن محمود الحسینی در سال ۱۰۰۰ هجری
اين تذ کره را میتوان بدوقسمت منقسم نمود: قسمت اول لیابالا لباب محمد
عوفی است دریکث بقدبه وهفت فصل» وقسمت دوم که عنوان «خاتمه» باندادهشده
است شامل تراجم سلاطین و امرا و وزرا وشعرا وفضلای زمان اکبر پادشاه است تا
زمان تألیف » که از خانخانان شروع وبه رویی ساوجی ختم شده است .
ویدرپایان مقدمة کتابفصلی درستایش | کبرپادشاه وخانخانان(-عبدالرحیم
خان بن بیرم خان) پرداخته آنگاه تذ کره را بمربی خود خانخانان تقدیم کرده است .
آغاز : شکر وسپاس وستایش بیقیاس » و حمد بیحد وثنای بیعد مرقادرحکيم
وصانع قدیم را که لباس هستی در سر موجودات بالا وپستی افگند»,
انجام : «اتمامواختتام این مجموعه که مسمی به تذ کرةالشمراست وقتیاتفاق
افتاد که تاریخ هجری بهزار رسیده بود» .
نسخه : ذیل ریو » ش ۱۰ .
«استوری» ۰۸۰۰/۱
علامه فقیدمرحوم میرزا محمدخان قزوینی در بقدبة لبابالالباب درباب این
کتاب چنین نگاشتهاند ۰
«... درضمن تفحص در تذ کرههای محفوظ در کتابخانة بريتيشميوزيم در
لندن تذ کرژیافتم موسوم به«بزم آرای» للسید علی بن محمودالحسینی متضمن تراجم
احوال شعراه فارسی از اقدم ازمنه تا عصر خویش و آنرا درسنة , . . , تألیف کرده
بزم آرای ۱۳
است » و تقریباً تمام لبابالالباب عوفیرا بی کم و زیاد استنساخ نموده است » مگر
دربعضیموارد که اند کی متن عوقی را اختصار نموده وچمین مینمایاند که | میله" 1
وجود کتایی در دنیا باسم لیابالالپاب اطلاع نداشته است » چه در دیباچه کتاب
تذ کرههایی را که پیش از بزم آرایتألیفشده است» یکی تد کره دولتشاه رامیشمرد»
لبابالا لباب بیچاره عوتی که از اول تا بآغرحتی دیباچه ومقدیه آنرا استتساخ نموده
اسمی نمیبرد» ! ۹
«لبابالالباب ی ۱ ص ۵
بزم حخاقان
یا
نذ کرة السلاطین
تألیف سیتالدوله سلطان محمد بن فتحملیشاه فاجار متخلص به سلطان
در ۱۳6۵ق
این تذ کره مشتماست بر یک بزم ف پنجانجمن بشرح ذبل :
بزم که تقسیم شده است بر بیست مجلس » و آن کتاب مشهور انیسالعشای
تألیفشرفالدین رامی متوفی ه و بداست» که یکبار درهند ویکبارهم درطهرانبا هتمام
استاد فقید مرحوم عباس اقبال آشتیانی بسال ه ۳۲ , شمسی چاأپ شده و در ومف
سراپای محبوبست. وسیفالدوله تألیف آنرا بدروغ بخود بسته است ,
نقوی درکتاب مود (ص 4۱ و ۱۱1) میتویس دکه : مولف ا کثر مطالب آثرا از
لیابالالباب نق ل کردهاست» اما چون بعضی مطالب را مولف بدان اضافه نموده استبتابراین
میتوان این راتذ کر سمتقلی قلمداد کرد» ؟ |
فت هن و وت
ءِ۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
انجمن اول : در ذ در بعضیازاشعار وشمهیی از کیفیت احوال سلاطین پیشیز
وسلاطین زاد گان قدیم .
انجمن دوم :ٍ درذ کر اشعار ومختصری از شرح حال ومناقب پادشاه عصر .
انجمن سوم: در ذ کر اشعار وحالات شاهزاد گان .
انجمن چهارم ء در ذ کر اشعار وحالات امیرزاد گان یا نوادههای ایشان .
انجمن پنجم ؛ درشرح حالات واشعار مولف .
آغاز : «حمدوئنای افزون از حد وشکر وسپاس بیروناز عد پادشاهیراسزاست
که ... الخ»
انجام : «امید که اریاب کمال بعد از بطالعة آن چشم از معایب اشعار این
بیبضاعت پوشیده و درتکذ یب آن تکوشند» واین گمنام وا بدعءای خیری شادفرمایند»
بعونانته تعالی» .
نسخه :
کتابخانة بجلس » شمارهٌ ء ور که مشخصات آن در فهرست (۳ : بو و)
مد کورست .
کتابخانة ملي شمارهٌ ربب , » از فرن سیزدهم .
استوری » ۸٩۲: 9 ۰۱۱۳۸
مر کزی » شمارةُ ۶1۰0 ۰
مپهسالاره شماره , م, ,. دردیباچه اين نسخهنام کتاب «ت ذ کرةالسلاطین»
مرقوم گردیده ومشتملست بریک بقدمه وسهباب بشرح دیل ؛
هقدمه در وصف سرازای بجبوب ؛ (همان انیس العشاق سابقالذ کر) .
باب اول : در اسامی شاهان و شاهزاد گان و اشعاری از ایشان ,
باب دوم + دربختصری ازحالات نتحملیشاه واشعا ری ازو,
باب سوم : درشرححال و اشعا رمولف (ابن باباز کتاب ساقطست)
رك : لهرست سپهسالار» ۲ : ۰4۷۷
۱ بزم خاتان ۹۰
فهرست شعرای بزم خافان
انجمن اول درذ کر بعضی از اشعار وشمهیی از کیفیت احوال سلاطین پیشین
وپادشاهان قدیم که بنظر این بیبضاعت رسیدهاست بطریق تذ کرة مذ کور میگردد:
,- خطائی (شاه اسمعیل صفوی) ۲ شاه طهماسب صفوی
عادلی (شاه اسمعیل ثانی) ء- شاءعباس ماضی
و شاه عباس ثانی القأس میرزای صفوی
ي- بهرام میرزای صفوی م- سلطان ابراهیم جاهی صفوی
»-سامی صفوی (سامبیرزا) , و ساطان محمد بیرزای صفوی
- سلطان مصطفیمیرزای صفوی ۲ - مظفر حسین میرزای صفوی
س ,- ابوالقاسم میرزا ء ۱ - عادهالدین بحمد
- میرژا زین العابدین > ۱- میرژا داود
۱ - سلعطان حسین کار کیا ۱- حسینی (سلطان حسین بایقرا)
٩ :- محمد مومن میرزای گور کانی , ۲ سلطان اسکندر میرژای گورکانی
, +مسلطانایا بکرین محمدج و کی گو رکانی ۲ >- سلطان بایر بهاد رگو رکانی
۳ عسکری میرزای گو رکانی ء - فریدون حسین میرزای گو رکانی
ء ۷- شاهغریب میرزای گور کانی > ۲- همایونپادشاه
ب ۲ جلالالاین محمد | کبر پادشاه. مب نظامشاه د کنی
, »- شامشجاع آلمظفر , ۳ سلطان اویس آلجلایر
,س- سلطان ابوسعید آل بظفر ۳۲ شاه حسین بیگ بن شاهی بیگ خان
۳ عبدانتهخان اوزیک ۳- عبیدانته خال اوزیک
م ۳ سلطان سلیم بن سلطان بایزید دم سلطان سلیمان بنسلطان سلیم
پم سلان بحمد خوارزیشاه برس سلطان احمدین اویس
و ۳- سلطان بحمد بایسنغر , ع- سلطان یعقوب آققوبونلو
ع- طفرل سلجوقی ۲ - آمیرفخرالدین مسعودبن بهمن کرمانی
س ع- امیرقابوس وشمگیر ء ۶ شاه نصرةالدین کبودجابه
ه 6- سلطان جلالالدین بلکشاه ع- بدیع الزسانمیرزا بنسلطالحسین با یقرا
ببع- آبن محمود غزنوی م - سلطال محمود غزنوی
انش نت . - اتابک سعدبن زنگی
ه- سلطاناثرین تطبالدین انوشتکین «ه- سلطان محمد خدابنده
م ه- خاناحمد گیلانی عم سلطان سلیمان خواند گار
ه ه-حشمتعظیم آبادی هندی(عباسقلیخان) ب ه- رضاقلیمیرزا بن نادرشاه
پ ه- آنوربن کریمخان زند م ه- الماس بیرزای آزاد
و ه- جدایی (نصرانهسیرزا بن شاهرخشاه افشار)
, ب فرخ (محمد حسن ان بن علیمرادخان زند)
انجمن دوم درذ کراشعار ومختصری ازمناقب احوالشا هنشاهاسلام پنامجم افتدار
خاقان (فتحملیشاه تاجار) .
انجمنسوم درذ کر اشما رومختصری ا زکیفیت احوالشا هنشاهزاد گانفعباحت.
نشان با اقتدار ۰
,- دولت (محمدعلی میرزا) ۲- خسروی (محمدقلی میرزا)
۳ خسروی (محمدولییرزا) - عباسمیرزا نایبالسلطنه
و فرمانفرما ( حسینعلیمیرزا) ب- شکسته (حسنعلیسیرزا)
بب شو کت (محمد تقیمیرزا) م والا (علینقیمیرزا)
و- عادل (ظل السلطان علیشاه) . - شاپور (شیخعلیمیرزایشیخ الملوك)
۱ ,- دارا عبدانتهمیرزا) ۲ - کشیکچیباشی (امام ویردییرزا)
۳ - آفسر (محمدرضا میرزا) ء ۱- محمودمیرزا
ء (- خاور (حیدرقلیمیرزا) 5 ۱- حشمت (همایون میرزا)
ب وب بیضا (التّهویردی میرزا) ۸ ۱- ملک قاسممیرزا
4 ۱- احمد (احمدعلی میرزا) شهره (علیرضامیرزا)
سم
۳ ۲ جهان (جهانشاه میرزا)
انجمن چهارم درذ کر احوالوانعار امیرزاد گات عظام که پسران شاهزاد گان
والایقاماند که شرح احوال ایشان ذ کر شد :
۱ - حشمت(محمد حسین بن محمدعلیمیرژا) ۷- سرور (طهماسب ین محمدعلیمیرزا)
۳ عشق (هلا کوین حستعلیمیرزا) . ع- داور (رضاقلی بن محمدرضامیرزا)
۰- پروانه (محمد ین محمدولیمیرزا) ب- امید (اسدانته بن محمد ولیسیرزا)
ی خجسته (چنگیزین محمدولییرزا) . م- رسوا (محسن بن عبدانته میرزا)
و- شکوه (نصرانته بن مبحمد ولیمیرزا) . ,- ضیاء (نظر علی بن شیخعلی میرزا)
انجمن پنجم در ذ کر مختصری از احوال و اشعار مولف :
نام این بینام ونشان سلطانمحمد و لقبم سیفالدوله وتخلصم سلطان است ؛
و تولدم درینعالم فانی در شب پنجشنبهُ بیست و ششم شهر ریعالاول سنه ۱۲۲
از هجرتست » بعد از بدت چهارسال که در حجر والد خود بسر بردم » پدر بزر گوارم
شا هنشاه جماقتدار فتحعلیشاه قاجار رسم تربیتمرا و بامیر کبیرخان والاشانحاجی
بحمد حسینخان قاجار مروزی که از امرای خاص وندمای با اخلاص آن آستان بود
محول ومرجوع داشتند » تا مدت چهارسال اسیر بزر گوار بقدر مقدور درتحصیل کمال
وسایر احوال تربیتم بحدی کوشیدند که در کمالات لازمه بحتاج بدیگران نشدم» بعد
از انقضای این مدت خان والاشان شربت مرک از دست ساقی اجل نوشیده از عالم
فانی بسرای جاودانی شتافت» بعد از وفات ایشان از سر کار منصب غلام پیشخدمت.
باشیگری در گاه آسمانجاه ونظم امر ولایت کاشان محول باین بینام ونشانشد . در
هنگام سفر نصرتاثر گاهی در رکاب مستطاب وبعضی ازاوقات بجهت حراستاسباب
سلطنت مأمور بتوقف دردا رالخلافه ميشدم» مدتی رو زکارم بدینمنوال میگذشت » تا
اینکه , عم , شیراز؛ کار سملکت اصفهان وطواثف بختیاریبجهت هرزگی الوار ازهم
کسست س رکار پادشاهی عزیمت سفر دارالسلطنُ اصفهان فرمودند » این گمنام هم
۱ تاریخ تد کرههای نارسی
در رکاب مستطاب از مآمورین سفر بودم » بعد ازاینکه سرکار پادشاهی موسسین
اساس فتله را سیاست فربودند » و درامر آن مملکت قراریدادند» پوسنخانسپهدار را
با کل" تو کر عراقی و بعضی از جانبازان مازندرانی واسترآبادی ابوابجمم اين گمنام
نموده بأور بتوقف در آن مملکت فرمودند ونظم طوائف بختیا ریراهم مرجوع باین
گمنام داشتند» | کنو ن که سنه ه ء ۲ ,است رو زگارم بدینسنوال میگذرد» بقدرامکان
در آنشهر بجهت تماشای دوستان بناهای عالیه از باغات و عمارات وتکایا و حمامها
بنا گذاردهام که ه رکه صفای آنها را بیند خواهد دانست . بعد از فراغت از انجام
خدبات دیوان و امورات مسلمانان گاهی خیالنظمی میکردم » ولی بجهتبیفابلیتی
هرگز خیال ضبط و تدوین آنها را نیینمودم » تااینکه روزی از روزها یکی از دوستان
خواهش نمود که برای خاطر من هرچه از اشعارت باقیمانده است بنویسان واز برای
من بفرست . بعدازین کیفیت بخاطرم چنین رسید که بنای تألیفی گذارم که مشتمل بر
اشعار سلاطین قدیم و بعضی از اشعار شا هنشاه جمافتدار و برادران و برادرزادگان
عظلایم باشد و بعض دیگرهم از تشبیهات که بجهت شعرا بکارآید درآن سذ کورشود»
و درآخر آن تألیف اشعار خود را بدون انتخاب ازخوب وبدآنچه دردستستفبطنمايم
که اگ رکسی رامیل بدیدن وشنیدن آنهاباشدبسليقةً خود انتخاب کرده مطالعهنماید .
کل اشعار این بیبضاعت همینست که درین تذ کره نوشته میشود» امید که ارباب
کمال بعد ازمطالعهُ آن چشم از معایب اشعار این بیبضاعت پوشیده و در تکذیب
آن نکوشند ؛ و اين گمتام را بدعای عیری شاد قرمایند بعونانته تعالی» (ترجمهبدون
«بزم خاقان ص ۱۳-۲ نسخة شماره ۸٩ مجلس»
از اشعار اوست »
جز یک نظر بدو نتوانم» از انکه نیست
انکان بازگشتن از آن رخ نگاه را
تفت
بزم خاتان ۹۹
منم آن شکار زخمی که فتادهام ببندت
ا گرم ز پا درآری نکشم سر از کمندت
زر
ساقی عرق بجای می ناب مید هد
من ستحق آتشم » او آب بیدهد
تدرات
باده غواه وبکش ایخواجه چهصافی وچهد رد
از غم بیهده خوردن چه ثمر خواهی برد
#4
دل ا گر شاد بود» خانه چهدوزخ چه بهشت
رنج ا گر دور زتن » جامه چه پشمینه چه برد
باری از زلف بتی » تابی اگر باید دید
۱ باری ازساهرخی » باری اگر باید برد
تاتوان کاست غم ازدل زچهجان باید کاست
تا توان خورد می » از بهر چهدل باید خورد
9
هر چشمه شیربن که از آن آب برآید
ایکاش شود تلخ وی ناب برآید
42
آهی زغم توبیکشم» آه در آهم اگر اثر نباشد
یت
چشم تو و چشمهای مردم یک خفته و صدهزار بیدار
درمیانل تذ کرهنویسان عصری صاحب مجمعالفصحا ترحمه او را ازهمه دقیقتر
و مفصلتر آورده است » رل : مجمع ر : 1۳-۳۱ ۰
0 تاریخ تذ کرههای فارسی
دیوانسلطان در کتا بخانه برکزی دانشگاه طهران بشماره ۳/۶۳۳ و کتابخانه
آستانقدس بشماره ع دبع" مورخ ۲٩۲ وق موجودست, براینسخه های دیگر رك؛
برم سجن
تألیف ی . فقیری در ۱۳۵۳ ش
تذ کره گونهایست از یو , شاعرقدیم و جدید بترتیب الفبا از آتش امفهانی
تا یغمای جندقی که با مقدیه وفهرست اسامی در مب پانزده صفحه بسال ۱۳۲
شسی درطهران بقطع وزیری وطبع سربی ازطرف کتایفروشی زوار انتشار یافته است .
منابع وماخذ مولف مقداری از دواوین وتد کرههای چاپی بوده است .
ود این نسخه دارای مدمهایست سبتیبراینکه صاحب دیوان سالیان درار با یغمای
جندقی معاشر و بحشوربوده واسیت اویسمت شا گردی داشته » وداجی محمد اسمعیل هرالی
کد ار دوستان یغما بود واشعار او با چمع آوری وندوین سیجرد » ارنظم دشر دیگران همآنچه
بدسش میرسید و بخیال خود از یذما تشخیص بیداد درآن مجموعه درجسیکرد» و درنتیجه
موقعی که دیوان یغما طبع ونشریانتعلومش د که هفتاد ونه غزل از ساطان ومقداری ازاشعار
و منشات میرزا اسمعیل هنر پسر یغماهم در آن داخل شده است . در پایان اين مقدمه و
بدنبال فهرست غرلیات هفتاد ونه گانه شرحی سبنی بر تصدیق وتأیید فول سلطان قاجار بقلم
میرزا اممعیل هئر بفاورست که درضمن آن اشاره باضعا ر ومنشات خود نیز کرده؛ و نابهیی را
هم که پا در شکایت از حاحی بحمد اسههیلهرانی» که ناداسته مقداری از نم و نثر
دیگرانرا داخل دیوان او کرده بهملامحمدحسن اصفهانی نگاشته است» شاهدآورده .
بسانین الخاقانیه ۹
دسائین الخاقانیه
تألیف علیرضا میر زای قاجار متخلص به شهره در حدود او اسط
قرن سببزدهم هجری
اين کتاب مشتملست برپنج بستان وهربستان تد کره مستقلی است در تسراجم
یکدسته از سخنسرایان قدیم وجدید تا زمان تألیف بشرح ذیل :
+- بستان العشاق در ذ کر غزلسرایان .
۲- بستانالبدایم در دذ کر قطعه گویان .
بستان الفضائل در ذ کر قصیدمسرایان .
ع- بستانالمعارف در ذ کر مثنویسرایان .
م- بستال الصنایم در ذ ثر رباعیسرایان .
مولف در هرمجلد پس از تمهید بقدبه وبیال مقصود » نخست تراجم شعرا را
بترئیب حروف تهجی مذ کور داشته » آنگاه یک فهرست الفبایی از صاحبان تراجم با
ذ کر شمار؛ صفحه یا صفحاتی که اشعار هریک از ایشان درآنمسطورست ترتیبداده
و سپس اشعار بنتخب را آورده است .
ازین مجموعه فقط بستانالعشاق وبستانالصنایع و یستانالفضائل شناختهشده
است » و از مه بستان دیگربالقعل نشانی دردستنیست .
ازبدت تالیف بساتین پنجگانه اطلاع دقیقی نداریم » ولی تارپخ تألیف دو
بستان اخیرالذ کر معلومست » چه در بستانالعشاق ذیل شهره ( تخلص مولف )
مسطورست که: «اینک که ستهُ پر ء ۲ , هجربست» و دربستانالفضائل تاریخ اتمام
کتاب و ۲ ربیعالثانی سال ,هم هق ذکر شده ومولف تصریح کرده است که :
«این یک حلا درمدت چهارسال سمتاختتام پدیرفت» .
از آنجا که هریکاز اجزاء بساتین الخاقانیه نامجدا گانه دارد وتذ کرفمستقلی
محسوب بیشود » ه رکدام را درجای خود مذ کور داشتیم » زیرا که مولف درینکار
۰۳ ۱ ناریخ تذ کرههای فارسی
دارد داخل دربجمم بحمود قرارداده است .
ترحمة ملفب درذیل « بستانالفضایل» ممطورست
بستان |لبدایع
تألیف علیرضا میرزای قاجار متخلص بهشهره در اواسط قرن سمزدهم هجری
پخنس بقطعات از بساتینالخاقانیه است با تراجم احوال شعرا که شرح آن در
ذیل بساتین الخاقانیه گذشت؛ وئسخه آن دردست نیست .
ستان العشاق
از علیرضا میرزای قاجار متخلص بهشهره در ۱۲4۲ هق
تذ کر چهارصد وچهار شاعر غزلسراست مشتمل برچهار قسمت :
,-دییاچه م تراجم م فهرستاسامیشعرا ». اشعار منتخب
تراجم وفهرست بترتیب حروف اول » و اشعار منتخب بترتیب حروف آخر » و بعد از
دیباچه رسالفمختصری موسوم به رسالةالعشاق است مشتمل بربقدمه وبیان ودونصل
ویک خاتمه در پر صفحه » و این نخستین جلد ازمجلدات پنجگانة بساتین الخاقانیه
اس ت که ذ کرش گذشت .
تراجم از امامویردی میرزا (ب رگ ء ۲) شروع میشود و به یوسف گرجی (ب رک
۰) پایان میپدیرد» وفهرست الفبایی از برگ ب. , است تاپ , , و اشعارمتتخب
ازبرگ و, , تا ,یم » و درینقسمت اغرنام شاعر درمقابل بیت یا ابماتی که در
هر ردیف ازو انتخاب شده است ذ کر شده .
آغاز نسخه : «بسمله » دیباچةُ هر سخنی بنامجمیلی آرایش یاید که بمقتضای
بستان المشاق ۱۰۳
میل ذاتی در آیینة شهود چندین صورت زیبا ودلکشی نمود . .. الخ»
آغاز منتخبات :
خاقان
«ایکه از روز قيامت سخنی میکویی
گوییا ازشب هجران خبرینیست ترا»
پایان نسخه :
فروغی بسطامی
مرضی که جز در نو ندارد نشیمنی»
درسب تألیف گوید : «ابا بعد » این واقعه باعث نکاشتن رساله یی در بیان
حسن وعشق و اطوار سلوك عاشق ومعشوق وجمعنمودن اشعار عمُّق افروز عاشقسوز
گردید . در شب بیست وهفتم باه ذیقعده هزار ودویست وچهل وهفت هجری شبی
درعالم واقعه دلبری بخواب دیدم» که جزبخواب دیدارش ممکن نه» منتهای التفات
بمن فرسود» و گفت غزلی بخوان من این غزل خواجه خواندم :
روشنی طلعت دو ماهندارد ۳2 الخ
برآشفت و دستی بطرف دامان زده برخاست » از برآشفتن و برخاستن او من
مضطرب الحال از جای جستم ؛ تا کنون که ده ماهست چون زلفش پریشان وآشفته
خاطرم .
گاهی بیادسویش نثری نویسم وقتی زتاب رویش نظمی نگارم
و در دیوان شعرا و تد کرهها از متقدمین و متوسطین و متأآخرین و معاصرین
ملاحظه کردم » ومجموعه یی ترتیب دادم مشتمل برپنج بوستان » از آنجاییکه اشمار
شعرا هریک چوگل از بوستانی چیده و برچیده گردید » باین علت بساتین الخاقانیهاش
المشاق» تصایدرا بستانالفضایل» مقطعاترابستانالدایم» رباعیاترا بستان الصنایع
۱۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
مثنویات را بستانالمعارف ,
امید که از بخت بلند شا هنشاه سمت اختتام پذیرد و انجام گیرد؛ منقسم بردو
قسم شده » آنچه اسم شعر است» در اول از حروف تهجی » وآنچه شعرست » در آخر از
حروف تهجی است ؛ و شرح احوال شعرایی که شعرشان نوشته شده است » از هریک
بقد رکفایت در فهرست ذ کر شده است . ازبابت تیمن وتبرك دراولهرحرفی یک شعر
از شا هنشاه عالم پناه خسرو صاحبقران نوشتهام که شاید از بر کت آن شعرها این
اشما رهم درنظرها جلوه نماید» وقلوب عشاق رانوری وسروری بخشد» ناتوانی خستگان
عشق را بتوانایی مبدل سازد» و گمگشتگان وادی محنت را بشاهراه محبت راهنهمابی
فرباید» واه اعلم بالصواب .
رسالةالعشاق - این شهره کوی محت وشیدای سبدان مودت مرقوم مبدارد و
یاد کار بزم اهل شوق وبعفل ارباب ذوق میگذارد .
ار صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یاد گاری آنهدرین نید دوار بما ند
واین مشتمل بربقدمه و بیان ودوفصل ویکث خاتهءهاست . مقدمهنیزیردوپاب»
باب اول د رگفتار بعضی ازاهل ظا در درین بعنوست » باب دوم در خصایص عشق
است و تقسیم آن برسهصفت , بیان درحقیقت عشق وکیفیت تعلق آن » فصل اول در
صفت عاشق و رفتاریکه پسندیده ومرغوببود» فصل دوم دربیان اطواریکهمستحسن
است» خاتمه بعضی از لوازم حال معشوقان و خصایص احوال عاشقان» .
نسخه : کتاپخانه آستان قدس رضوی » ش ۰۰ ۲ وففی مرحوم مبرزارضاخان
نایینی » عدد اوراق ۱ب قطم ۰ سال وقف مرداد , ,۳ بش درهامش این
نسخه (آغاز حرفطا) دوبیت شعر بخطبرادر ملف محمدرضا میرزای افسر مسطورست
که ذیل آن نوشته : «یاد کار افسر قاجار» .
نسخه دیکردر کتا بخانه ملیاست که درفهرستنامش را بغلط «بوستانالعشاق»
نوشتهاند ,
بستان العشاق ۱۰۰
نسخه دیگر ازیستانالعشاق در کتابخانة شخصی استاد سعیدنفیسیبودهاست .
تراجم این کتاب دربارة شعرای ساضی بکلی بیارزش است. درموردمعاصران
نیز قول مولف جز دربار؛ شعرایی که شسخصا ایشان را میشناخته اعتبار ندارد ؛ ولی
درهمین قسمت مختصر بسیارسهم ومعتبرست » چه اولا" تراجم را نسبة" دقیق نوشته
وثانیاً عدهیی از شعرایی را که او ذ کر کرده نامشان در نذ کرههای دیگر نیست.,
از سهل انگاریهای بولف اینست که آذر بیگدلنی و آذر شابلو را دو شاعر
میدانسته و بهمین جهت هم دوجا عنوان کرده است, از احمدبیگ اختر گرجی مولف
تذ کر انجمن آرا ومعاصر خودش هم دوشاعر ساختهاست » یکی احمدبیگاخترسا کی
لرستانی ودیگر فریدونبیکگ اختر گرجی .
حاجی اسمعیل بحثی قزوینی شاعر قرن دهم را « انجتی تزوینی » نوشته » بابا
شهیدی فمی شاعر دربار سلطان یعقوب آققویوئلورا «شهیدی قزوینی» نگاشته» و بلا
محمد صوفی مازندرانیرا که بحمد تخلص داشته, محمد صوفی اصفهانی ومتخلص به
صوفی نوشته » نام رشیدالدین محمد وطواطرا «ملاعبدانته»بتام آورده» وترجمة خواجه
ارجاسب امیدی طهرانی مقتول در و بو هجری را که هرگز به هندوستان نرفته بوده
چئین نوشته است ؛
«اميدي . اسمش عبدالته » اصلش از دارالخلافة طهران است » دیوانش بقدر
هزار و پانصد بیت ملاحظه شد» بزبان طهرانی غزل را خوب میگفت ؟ ! طبع خوشی
داشته است » اشعارش خالی ازمزه نیست» ظهورش درعهدشاه سلیمان ؟ ! بوده بعزم
سیاحت به هندوستان رفته ؟ ! هم درآنجا وفات یافته است ! ؟»
فهرست شعر ای بستا نالعشاق
الفب
امامویردی بیرزای قاجار (سر افسر قاجار : محمدرضامیرزا | متیر
احمدعلی میرزای قاجار 9 قاجار : ملک ایرجمیرزا
امیدقاجارء اسدالتهمیرزا ین محمد ولیمیرزا آذرییکدلی ءٍ لطفعلی بیگک
۱۰ تاریخ تد ههای ارسی
یی يو سس ای ی و و ور
اسیری اصفهانی : میرزا حسینغان آذرشاملو(همان آذربیگدلی است)
ایا ز طالشی آشفتُ کربانی : شامبرادخان
آقا هاشمشیرازی امید نهاوندی : ابوالحسن غان
آزاد کشمیری ؛ میرزا محمد علی آشفته ایروانی : کربلایی حسین بیکک
آشنای نهاوندی ۰ نجف ادبتاجار : خداویردیخانین ابراهيم ان
ابیر خسرو د هلوی اوحدی مراغهیی
آذرطوسی : نورالدین حمزه اسیری لاهیجی : شیخ محمد نوربخشی
امید کرمانشاهی : عباسعلی انجتیقزوینی: حاجی اسمعیل ( بحئیقزوینی است)
آمفی هروی آتش فریدنی : سیدمحمد
اخگر همدانی : عبدالمحمد | کبرنطنزی : بیرزا علی| کبر
اقبال چلاوی مازندرانی : علیقلی آزادحبشی ؛ الماس
اشراق بروجردی اختر بارفروشی : محمدحسین بیک
ائورزند : ابراهیمخان انجم ابفهانی : سید ابوبحمد
انوری ايبوردي :۰ آوحدالدین آکه شیرازی ۰ علیاشرف
محمود کربانشاهی : آقا محمود مجتهد ابینای نجفی : امین
ایلدرم با یزید انیس اصفهانی : محمد صادق
اغترساکی : احمدییک (گرجی است) اوحدی کرمانی
اخت ر گرجی: فریدونبیک(احمد بیکاست) الفت افشار : محمدقلی
امیدی طهرانی : عبدانته (ارجاسباست) آقاجانیبیک قیری
آتش قراهانی : میرژاحسن اختیار ترئیزی پسرشهاب
ابید اصفهانی : میرزاسحمد
پِ
بیضای قاجار : انته ویردیمیرزا پروان#قاجار : محمدمیرزا ین محمدولیمیرزا
بسمل شیرازی : حاجی علی| کبر بسمل شیرازی : حاجیملاحسین
بینوای مشهدی : میرزاداود
باتی اصفهانی : میرزاعبدالباقی
بیخود اصفهانی : زینالعابدین
بهار دارابی : میرزامحمدعلی
باتر کاشی
بهجت شیرازی : میرزاعبدالحمید
پابافغانی شیرازی
پریشان فروشانی : محمد صادق
بیدل قاجار : عباسقلی
تیمورشاهافغان
تماشای قندهاری : میرزاعبد العلی
تأثیر تبریزی : میرزامحمدحسن
تسلیشیرازی : وجبعلی
ثنای مازندرانی : میرزاعبدانته
جهان قاجار : جهانشاه میرزا
جلالی یزدی : علیرضا
چا کربارفروشی : میرزامحمود
جعفر چلبی اسلامبولی
جذبه کاشائی : آفا مومن
حسینعلیبیرزای قاجار فرما نفرما
بستان العشاق ۱۰۷
برقی خویی : عبدالته
بیدل شیرازی ؛ میرزارحیم
بزمی بید گلی : میرزاصادق
پرتونهاوندی ۰ ابوطالب
بها نی عاملی : شیخ بهاءا لد ین محمد
بیمار شیرازی ؛ حسین
پریشان کبودرآهنگی : مرتضی قلیبیگ
پیدل نیشابوری : محمد امین خان
ت
تمکینشیروانی ؛ حاجی زین العابدین
تجلی کاشی : محمد کاظم
تقیصفوی
تسلیمی کاشی : سیدمحمد
ع
له
ثابت چهار محالي : رمضانعلي
0
جاسی : ورالدین عبدالرحمن
چشمة ایروانی : رضاقلیخان
جاوید نهاوندی : محمد شفیع
جواد چها رمحالی
جلیس نهاوندی : محمدرضا
ت
حافظ شیرازی : خواجه شمش الدین محمد
۱۰۸ تاربخ تد کرههای اارسی
حاتم کاشی ۰ هیبت النه
مرت هد ی : موی
حسن نهاوندی
حزنی اصفهانی
سین در دی 2 مداد خن
حزنی مشهدی : میرمحملطاهر
حاجیحسن رومی
حسن فراهانی
حقیر طبسی : میرزاحسین
حاجب : اللهیا رخان آصفالد وله
خسروی قاجار : محمدقلیمیرزاملک آرا
خاور تاجار : حید رقایمیرزا
خرم مشهدی : سیدعبدالمجید
خاورشیرازی : میرزا فضل انته
خضری خوانساری : آقاحسین
خواجوی کرمانی
خا کی شیرازی : میرزاامین
موش فارسی : آقا بحمد
دولت قاجار : محمدعلیمیرزا
داورقاجار : رضاقلیبیرزا ین افسرقاجار
درویشفقاینی : علی
"آدردی ت رکمان :.محمد امین بیگگ
حیران بزدی : سیرزامحمدعلی
حلوایی همدانی : محمدعای
حریف جندقی » سیدابوالحسن
حاجباصفهانی : نادعلی
حالتی ت رکمانرازی : قاسمپیک
حاجتشیرازی : باد کار
حسرت ژنگنه ۰ علیخان
حلمیاصفهانی : محمدقلی
حسامی قراً کولی
ح
خسروی قاجار + محمد ولیمیرزا
خجستقاجار؛ چنگیزمیرزابن محمدولیمیرزا
خرم شیرازی : نجفقلی
خاوری کوزه کناتی : میرزامعصوم
خفندان لا هوری ۰ بظهری
خاوردنیلی : محمودخان
خادمقیری : رضاقلی
خرم اصفهانی : بیرزاهاشم
۵
دارایقاجار : عبدالتهمیرزا
داورتاجار : موسیخان
دبیرتفرشی : میرزاعتایتانته
دانش اصفهانی : محمدعلی
دانش خراسانی : میرزارضی
دوقی اردستانی ۰ عبدالرحمن
بمتان العشاق ۹
ذ
دوتی اصفهانی : بحمدحسین
ر
رسوایقاجار؛ محسن میرزابن عبدانهمیرزا راوی گروسی : محمدفاضلخان
راهب نایینی : میرزاجعفر
رفیعی کاشی : میرحیدرعمایی
رثیق اصفهانی : ملاحسین
رشید وطواط : رشیدالدین محمد (مولف ملاعبدانته نوشته)
رهبان اصنهانی : میرزامحمدعلی
رفیقی تفرشی : محمدعلی
سرور قاجار : طهماسب میرزا
سحاب اصفهانی : سید محمد
ساغر شیرازی : محمودغان
سلطان سلیمان رومی
سلیم طرشتی : محمد قلی
سیدعلیآبادی : رحیم
سرباز لرستانی : اسمعیل خان
سیدعلی لکنا هوری
سعیدخان قمی
سا کت خبوشانی : رضا
رافع بروجردی : فتحعلی
رنیعیاصفهانی : محمدعلی
س
سعدیشیرازی
ساغر شیرازی : حاجیشیخ بحمد
سایل سرودشتی : محمدعلی
لا سا وشن
سایلطوسی : بحمد
سپهر کاشی : محمدتقی
سم اصفهاني : نحمدعلی خلیفهسلطنی
ساغر کنگاوری : میرژاجعفر
سروش اصفهانی : محمدعلی
سیمای اصفهائی : عبدالکریم
س
شاپور قاجار : شیخعلیمیرزا
شهرهٌ قاجار + علیرضا میرزا (مولف)
۱۱ تاریخ ۳ ءهای ثارسی
شکوهقاجار: نصرانتهسیرژا بن محمد ولیمیرزا شو لت قاحار محمدقاسمخان
شاهعباس انی شیخ محمد کشمیری
شو کتبخاری : درویشعلی شیدای اصفهانی : بحمدعلی
شیدای تویسر کانی : ملاعلی شیدای نهاوندی : نبی
شهاب ترشیزی: عبدانته خان شرر بیگدلی : حسینعلیبیگ
شیخ خالد کرد بعدادی تبیخ علینقی کهرهیی
شمیم اصفهانی : میرزاحسین شرقلکناهوری : سیدمحمد
شکیبی اصفهانی : محمدرضا شفایی اصفهانی : شر فالدینحسن
شاپور طهرانی شرمی قزوینی
شیخ عطارنیشابوری: فریدالدینمحمد شحنه مازندرانی : بحمدمهدیخان
شرر خراسانی : میرزاعسکری شعفقمی : عبد لته
شاه رضای نوربخشی طهرانی شرف قزوینی : میرزاشرفجهان
شهیدی قزوینی: علی(ظ: باباشهیدیقمی) شایق اصنهانی : میرزارضا خلیفهساطانی
ص
صفا بی تراقی : بالااحمد صبای کاشی : فتحعلیخان
صدهمداني : شیخ عبد الصعد صباحی بید گلی : حاجیسلیمان
صفایی تبریزی : علینقی صبوحیاصفهانی : میرژابحمد
صاحبی کاشی یاقمی(؟) صوفی اصفهانی : محمد (مسازندرانیاست)
صاپب تبریزی : میرزامحدعلی صنی آملی : صفیقلی
صبوری تبریزی : محمدعلی صافی اصفهانی : میرزاجعفر
صهبای قمی : محمدتقی صیدی طهرانی : میرسیدعلی
صبوحی بد خی صفا: قتبرعلی
ط
طفغرل قاجار : ابراهیم خان طوفی تبریزی: محمدعلی
طالب آبلی : محمد
طبیب آدروانی : میرزابجمد
طبیب اصنهانی : میرزاعبدالباتی
طاهر هروی : علینجمد
طرب لا هیج
یی ِ میرزآمحمد
ظفر کرمانی : میرزا کاظم
ظوبیر شفروه : عىد آننه
عادلقاجار ۰ علیشاه ظل السلطان
عاشق اصنهانی : آذایحمد
علبهحمد دال مرودشتی
عذری بیگدلی : اسحق بیگ
عرفی شیرازی : محمد
عرشی یزدی : طهماسبقلی بیکث
عندلیب کاشی : بحمدحسین
عامی اصفهانی : محمدباقر
عنایت اصفهانی
عارف اصفهانی : بحمد تقی
غزالیمشهدی : محمد
غربتی لا هوری
غمناك ذهرانی : میرزاصادی
بستان المشاق
طایر شیرازی : حمن مان
طبیب شیرازی : میرزابحمد
طبیب فارسی : میرزاعبدلنه
طلعت اصفهانی ۰ آقایجمد
طوفان هزارجریبی : میرزاطیب
ظ
ظهیرفاریابی : طاهر
ظریف اصفهانی : میرزاحسن
ح
عزت قاجار : حاجیسلیما نخال
عیسیفراهانی : میرزابز رگ قائممقام
عیانی جهرمی : احمدغان
عشرت فراهانی : میرزامهدی
عماد فتیه کرمانی (عمادینوشته)
علي ؟
عهدی سارجی
عرافی ۰ شیخ فخرالدین ابراهیم
ِ
غازی قلندر
غیاث اصفهانی : میرزاغیاث
غیرتاصفهانی : میرزاجعفر
غحیاثحلوایی شیرا زی
۱.٩٩
غالب صفوی : میرزا علی| کبر
ف
فرخ زند : محدحسن خائلرخان فانی لاهیجاتی : میرزابحمد باتر
فرنگی طهرانی : علی! کبر فکرت لاریجانی ء ممید نعمانته
فغانی شیرازی فردی زند : صفربیک
فروی بسطامی : میرزاعباس فیضی د کلی : شیخ ابوالفیض
فوق تبریزی : میرزا بحمد فردوسیشیرازی : میرزاابوالحسن
فدای اردستانی : محمدعلی فرخ طهراني : میرزا محمدعلی
ق
قدسیمشهدی : حاجیبحمدحان تانع بحرینی - شیخ محمد
تاسم انوار تبریزی : معین الدینعلی تادر هندوستانی : بحمد داراشکوه
تایلی سبزواری قابلایروانی : حسینعلیخان
قیدی شیرازی : ملاحسن قتیل گلپایگانی : سیدمرتضی
قانع گلپایگانی : محمد تطرة چهارسحالی : عبدالوهاب
قسمی افشار : قاسم ییگ قضانییزدی : میرزاعبدالرحیم
كُ
گرانت تر(ه کوثر همدانی : حاجیملارضا
کلیم کاشی : ابوطالب (همدائیست) کوکب یزدی : میرزابحمدعلی
کمالالدین اسعیل اصفهانی کاتبیزدی
کاظم تویس رکانی کم گوی کشمیری : حسن
کشتة کاشی : میرزا احمد گلشن زنگنه : میرزامحمدعلی
کمال خجندی : کمالالذین مسعود . ک وکب شیرازی ؛ محمد مادق
3
محمود میرزای قاجار مسعودبن محمودمیرزا
مشتاق اصفهانی : میرسیدعلی
مفتون دنبلی : عبدالرزاقبیگ
۳9 فارسی ۹ آقا<سینعلی
مجذوب همدانی : حاجیمحمدجعفر
بیرحضوریژمی: عزیزالنه
مدت افشار ۱ کریمخان
مدهوش گلپایگانی : میرزاصادق
بلامحید بازند رانی معاصر آغامحمد ان
مواس نهاوندی : ملامبحمد
مفتونفارسی : میرزامحمدحسن
بسلمی زوبی
بیلیترك : سیرزاقلی,
میرزاهادیاصفهانی
محرم شیرازی ؛ ضیاءا لد ینسحمد
مولی اصفهانی : عبدالمولی
موس اصفهانی : بحدغلی
مشتاقعلی اصفهانی بقتولدرب . ۲ ۱
منتخب غراسانی
مسیح کاشی : رکنالدین مسعود
مایدزاده رومی
ملامعصوم مروزی
منصوراصفهانی : میرزارضا
منصفقاجار : محدزبانخان
مجمر زوارهیی : سیدحسین
ملکتمی
منناور فارسی مخمله اپراهیم
مذصفشیرازی ۰ محمد اسهعیل
محویاسترآبادی : بحمد باقر
محجوب ترشیزی ؛ میرزامرتضی پسرشهاب
محمد تقیبیگک ملایری » ۶۷/۸ ۱۲
بلولی مازندرانی : خلیفه اسدانته
میرهژمن استرابادی
سیرالهیقمی (والهی است)
مظفر کرمانی : سیرزامحمدتقی
بهدیبیگ شقاقی آذربایجانی
بظهر استرابادی : محمدصادق
متصود خردءکاشی
مولویمشنوی( ؟ ۱) جلالالدین محمدبلخی
مایلاصفهانی : شیخ رحیم
بشربعامری : میرزا آشرف
مشفقزنکنه : پیرمراد بیک
بیرزاحسین نیشّابوری
۱۱ ناریخ تذ کرههای فارسی
ن
نوری مازندرانی : ملاعلی نشاط اصفهانی : میرزاعبدالوهاب
نوایی زند : منت علی بیگ نورعلیشاه اصفهانی : محمدعلی
نظیری نیشا بوری ۰ مجمد حسین نیار شیراری : محمد رضا
نیازصفوی : احمدمیرزا نفمهشیرازی : میرزاعبد الوهاب
تشاط قمی ب آقایعید بر ادرمها نصیب اصفهانی : مکمك
نیاز جوشقانی : سبد حسین
نشاطی سا کی لرستانی : محمد باقریبگ ( گرجی اصفهانی است)
نصرت لنگرانی : ساطا تسین بیک نظلامی گنجوی
نظیر گلپایگانی : سیدحسین نوری اصفهانی : محمدحسن
نادری کا زروني : میرزاابراهیم نیازاصفهانی ؛ حسن
نجات اصفوانی : میرع,دالعالی نشاط اصفهانی ۰ علیرضا
نظیر زنگنه ۰ امانانتهبیگ ناظرعلیآبادی : میرزاطا هر
نجاتی روسی نجات حسین ی اسلا مبولی
نصرانته خان قرا گوزلوی همدانی ناصر نجفی
نیکی اصفهانی : زین العابدین (زینالدینعلی)
نشأه ت رکمان : عبدالرزاق ناطتی اصفهانی : محمدصادق
و
والای قاجار : علینقیمیرزا وجدی لکنا هوری : زینالعا بدین
وامقیزدی : سیدمحمدعلی وصالشیرازی: محمدشفیم مشهوربمیرزا کوچکک
وامق اصفهانی : محمدصالح وفائی تفرشی : عبدانتهبیگ
واله اصفهانی : محمد کاظام وامی کربانی : علیبحمد
ولیدشت بیاضی وحیدقمی : عبدالته (ظ : وحیدی)
وحید طوسی : ابر هیم وفایاصفهانی : میرزامحمدعلی زوارهیی
بستان الصنايم و ۱ ۱
واقف هندوستانی : نورالمین وحدت هندوستانی : شیخ محمد
وصفی رومی وحشیبانتی
۵
همایونمیرزای قاجاز هلالی استرابادی
هلالی شیرازی : حسینعلی همای رونی
همای مروزی : بحدصادق هاتف اصفهائی : سیداحمد
همدمشیرازی : نجفقلی هدایت دامغانی : رضاقلیبیگ
ی
یغمای مشهدی : شاهفضل یغمای جندتی : میرزا ابوالحسن
یمانی اسفراینی : محمدباقر یمینی سمنانی
یاری اصفهانی: میرزا حسین بوسفب گرجی
بستان الصنایع
تألیف علیرضا میرزای قاجار متخلص بهشهره درحدود سال ۱۲۵۰ ق
این کتاب یکی از مجلدات پنجگانه بساتین الخاقانیه است » درتراجم رباعی-
سرایان که شرح آن در ذیل بساتین الخاانیه گذشت » و تذ کرة بیارزشی است .
آغاز : «سخن آفرینی را سپاس درخورست که از آفرینش یک سخن بدو حرف
چهارده دفتر ارضص وسماراً بنظم 3 الخ »
انجام :
ازجزو وکلایکه درتخیّل گردی بشنو سختی کاهل تحملي گردي
درهستی خویش گربهانی جز وی خودرا همهجا نظ رکنی کل گردی
زرخه ۰ کتابخانه ملی تهران » ش وه سورخ ۲, ربیمالثانی ۱۲۰۰ »
۱۱۹ تاریخ تد کرههای فارسی
نسخه ایست بسیاربغاوط» از صقحة , تا و ء متدیهایست متضین نصح و پند » و از
ص و ع تا . ب فهرست اسامی شعرا » و از ص ,و تا ,. , تراجم » واز م۳ . «تایع
رباعیات منتخب» ودرفورست کتابخانة ملی (ج ,ص , ه) نام کتابرا بغلط «بوستان
الصنایم» ثبت کردهاند ,
ترجمه مولف در ذیل بستانالفضایل گذشت .
نمونُ تراجم : «خلیل طالقانی از افاضل روز گار واز مشاهیر عرفای والا مقدار
بوده » و خدبت بسیاری ارمشایخ طقه علیه نموده » وچند کتب امثال زادالسبیل
در آدابسلولك و رسالهبی در علم بناظره وستن کافیة ابن حاجب را در کمال بلاغت
فارسی منظوم نموده» الیالحال از کاملین این طبقه محسوب بیگردد» و ازویکرباعی
آورده است که مذ کور خواهد شد ,
بطوریکه ذ کر شد تراجم این کتاپ را ارزش واعتباری نیست؛ و دافیست که
همین یک ترجمة نادرست را سوردبعت قراردهیم :
شیخ خلیل انته طالقانی استادشیخ «حمد عایحزین بوده وترجمهاش درتذ کر
المعاصرین (طبقة علماء نفر پنجم) مسطورست» وهدایت در ریاضالعارفین (ص پ)
شرححال وبرا چنین بقلم آورده وبعلوم میشود که باخذ هردو یکی بوده است,
«خلیل انته طالتانی قدس سره از افاضل روزگار و از عرفای والامقدار بوده ؛
خدمت بسیاری از مشایخ طبقه صوفیهرا نموده » درسنه خمسین ( تذا» وسنین خمسین
صوابست) در اصفهان راویه نشین گردید . وسیسال با نژوا گذرانید , اوثات خود را
تبعیض کرده سومی را بذ کر و فکر و عبادات و ریاضات مشغول نموده ؛ و سهمی را
مصروف کتابت کتب علمیه » ودر نهایت حسن خط قریب بهفتادحلد کتاب بخط خود
پرطلبهُ علوم وقف فرموده » رساله زادالسبیل در آداب سلولك و رساله در علم مناظر
وسراپا نوشته » ومتن کافيةٌُ ابن حاجب را در کمال بلاغت بفارسی منظوم فرسوده ؛
غرض از کاملین بود» .
بستان الفضا ثل ۱۹
ستان الفضائل
ازعلیرضا میرزای فاجاره تخلص بهشهره در ۱۲۵۱-۱۲۷ ها ق
این تذ کره بستان سوم از بساتین الخاقانیه است که مذ کور انتاد » و شامل
تراجم قصیده سرایانست .
مولف درین مجلا پس از مقدمه نخست تراجم یکصد وسینفر ازشعرای قدیم
وجدید را بترتیب حروف توجی مذ کور داشته » آنگاه یک فهرست الفبابی از صاحبان
تراجم با ذ کر شمارُ صفحه یا صفحاتی که اشعار هریکث در آن مذ کورست نرتیب
داده سپس قصائدرا درهر ردیفیآنچه که بیک بحر وقافیه بوده تاحرف یاء پشتسرهم
آورده است .
درنقدبه گوید؛ «... این کتاب که بسمی به بستانالفضا ثل ومندرج ازتصا ند
شمرای متقدمین ومتوسطین ومتاخرین ومعاصرین ویک جلد از پنججلد تذ کرفبساتین
الخاقان است » درسدت چهارسال سمت اختتام پذیرفت » و اسلوب وتاعد؛ این کتاب
چنان تذ کرههای دیگر نیست » چنانچه اگر قرار بقدم تذ کرههای دیگر ميشد » تمیز
اشعار شعرا داده نمشد ء لهذا قرار براین دادیم که احوالات شعرا را در اول وآنچه
شعرست درآخر ازقرار حروف توجی نوشتیم واشعار شعرارا درهرردیف ی آنچه به یک بحر
وقافیه بود پشت سریکدیگر انداختیم » و تصائد را هم جمیعاً تمام نوشتیم تسا ممدوح
مشخص گردد؛ واشعار مادح از تغزل و بهاریه وگریز وسلدح وشریطه بالنسبه پیکدیگر
معلوم شود که کدام یک از استادان در کدام یک ازین فنون ماهرتر بودهاند » تمام
شد کتاب بوستانالفضائل در بیست وهشتم ماه ربیم الثانی سنهُ , ه ۲ , هزارودویست
وپنجاه ویک هجری هشتما» بعد از جلوس شهریار کامگار نامدار سلطان بن سلطان
بن سلطان غاقان بن خاقان بنخاقان محمد شاهغازی زیندهانته عمره و دولجه و حنئظه
اه وجوده و رتبته وش وکته بحق محمد وآلهالطا هرین الطیبین» .
این مجلد مشتملست بر ؛
سس وت هن ما مس
۱۸ تاریخ کرههای فارسی
و وا و ری و
۱ - مقلامه در دو صنحه ,
-شرح احوالشعراثی کهقصا ندشاندرین مجلدمند رجست درشصت وچها رصفحه .
۳- فهرست اسامی شعرا » درشش صفحه بشرح ذیل :
فهرست اسامی شعرا
و- افسر (محمدرضا میرزا) استر ب- انصاف (سلکه ایرج میرزا) عم
۳- ائوری ابیوردی (اوحدالدین) ام »- ازرقی (ابویکر) " سر
و - آمیدی (ارجاسب) »- ابوسعد احمله غزنوی
ب- اوحدالدین گ رگا نجي(سبزواریم ب مر ب) م- امیرخسرو د هلوی
و - ابوالفرج رونی , ب- اوحدی مراغی
1 اب ابوالقاسم فندرسکی ۲ - ابوعلی شطرنجی سمرقندی
۳ - آثیرالدین اخسیکتی م باه > ,- بقای مشهدی (سید کاظم)
و ۱- بدرچاچی + ,- ریشان یزدی
پ ۱ - یناه (محمدرضی بنمیرزا محمد شفیع تبریزی م ۱۲۲۳)
م و- پروان کزازی (محمدامین) و ,- ابت تهضرخی (میرزاعلی)
- جامی (عبدالرحمن) ۱ جمالالدین اصفهانی
ب-حافظشیرازی( خواجهشس الد پنمحمد) ۳ ۲- حسین ثنابی مشهدی
ء ۲- حاذق طبیبتونی ۲- حکيم قطرانتبریزی
ب ۲- حکيمسنایی غزنوی ب۲- حکیم محمدشریف کاشی
۸ ۲- حسن رفیع یزدی ۲- حسرت زنگنة اصفهانی (علیخان)
۰ ۳- خیری فندهاری (فاضل علی) ۳۰- خواجوی کربانی
م- خاقانی شروانی (افضلالدین) ۳ خادم کرمانی
ء ۳ خاور (محمودغان دئبلی) ه۳- ماوری شیرازی (میرزا فضل الته)
۳ خاوری کوزه کنانی(میرژامعصوم) پم خرد سازندرانی (علیمردان ع۱۱۹۸)
۳- دارا (عبدانهمیرزا) و ۳- داورقاجار (موسیخان)
بستانالمفضائل ۱۱۹
. مسید ذوالفقار شروانی ۱- رکنصاین سمنانی
۲ ع- رضیالدین خشاب ۳ ع- رشید وطواط
ء ع- رضی آرتیمانی ه ع- رازشیرازی (میرزاا بوالقاسم)
٩ راوی گروسی(فاضلخان) بع- میعذی شیراژی
۸ ع- سلمان ساوجی ء- سحاب اصفهانی (سید محمد)
. ه- مییمای سمیرسی (میرژاع,دالکريم) ,و سیف اسفرنگی
۲ ه- سعید خان قمی طبیب م و سالک شیرازی (میرزاجعفر)
ء ه- سپهر کاشی (میرزا محمد تقی) ه ه- سعد ین مروی ( 4۹۸)
ب هو .شکسته قاجا ر(حسنعلیمیرزاشجاع السلطنه) به- شیری لکناهوری
ره شیخ عطار ٩ ه- شاپور طهرانی
,- شیدای لکناهوری ۱ وشهاب ترشرزی(میرزاعبد نله خانم ب ۱۹(
۳ ب-شکوهقا جا ر( نصرالته سیر زابن محمدولیسیرزا) ۳ ب- شمالی دهستانی
ء ب- شریف عللامه ه - شهرةقاجار (علیرضامیرزا مولف)
ب- صاحب علیآبادی(میرزامحمدتقی) بب- صادق تفرشی
رب صائب تبریزی (میرزا بحمدعلی) وب صادقای گاو اصفهانی
, پ- صبای کاشی (فتحعلیخان) , رب صبور کاشی (میرزااحمد برادرزاد؛صبا)
ب- صباحی بید گلی (حاجیسلیمان) مب ضیاءالدین خجندی متخلص بفارسی)
ءن- طال بآملی هي طراز اصفهانی (میرزامحمدعلی)
> ب- ظفر کرمانی (محمد کاظم) ربیب ظهیر قاریابی
۸ب عمعق بخاری وی عشمان مختاری عزنوی
.۸ عمیدالدین لونکی بر عاشق اصفهانی (آقا محصد)
۲ عرفی شیرازی ۳ م- عنقای قاجار (محمد حسین خان)
م-عیسی(میرزا بز رگ قا تممقام م ۳۳ ۲) هم عارف لاهوری
۸ب عبدالواسع جیلی يپ ر_عندلیب کاشی(محمدحسین بن نتحعلی خان)
چم غروری کاشي 4 - فیضی د کنی
, - فریداحول و- نصیحی تبریزی
۲ - فوجی (ملامقیم) ۳ فرح زند (محمد حسنخان کشته در
۲٩ , در اغتشاش سیستان و کرمان) ع - قائممقامفراهانی (میرزا ابوالقاسم)
ه و- قاآنی شیرازی (میرزاحبیب انه) بو قاضیبطهر اصل مظهره
ب۹- کمالالدین اسعیل - کاأتبیهروی ( یوسفشاه)
و- گوهر کرمانی ( میرزا عبدالرزاق نقیب الاشراف )
۰ کمالالدین خس(ابوالفشل) ,. ,- کليم (ابوطالب)
۲ ۱- لطفالته نیشابوری ۳ . ,- محمود بیرزای قاجار
عء . ۱- مجمرزوارهیی(سید حسین ) و . - بحمدجان قدسی مشهدی
۰۰٩ ۱-مظهری کشمیری ب. ۱- بلوچهرشصت کله
.۰ ,- سعود سعد مسلمان ٩ - مجیر بیلقانی
م ۱ مرشد بروحردی ۱ ۱۱ - متیر لاهوری
۲ - محمدقلی سلیم ۳ - میرسختوم
, ب- مونس بارفروشی (میرزامحمدرضا) ه , ,- منصفقاجار (محمد زسانخان)
1 ۱۱ - محرومجذرمی (آقاحسینعلی) ۷ ۱-میرزا احمد کزّازی حسینی
۱۸ ,- محیط (میرزا معصوم بن میرزا بزرکك قائم مقام)
٩ ۱ ۱- میرزا محمدعلی طهرانی , ۲ سفتون بواتاتی (میرزامحمد حسن)
۱ ۲ ۱- مسعودمیرزاً بن محمودمیرزایقاجار ۲۲ ,- مجد همگر
۳ - معزی سمرقندی ء ۲ ۱- ناصرخسرو علوی
۲ ۱ نظامی گنچوی ۱۲٩ نشاط (میرزا عبدالوهاب م ءعء ج,)
پم ,-نادری کا ررونی( حاجیمیرزامحمدابراهيم) م ۲ ,-نشاطیما زندرانی(میرزاعباس)
٩ ۲ -ئوایی(میرزامحمد تقی ازقر یه نوایما زندران) ۰ - نجیبآلدین جربادقانی
۱۳۰۱ وصال شیرازی (میرزا محمد شفیع) ۲ ,- وفای چهار محالی (محمدحسن)
بستانالاضائل ۱۱
سس ,- هاتف (مید احمد اصنهانی)
درترجمة مجهر نوشته است : ... بسیاری از غزلهایش را درجلداول بساتین
الخاقان مسمی بهبستانالعشاق نوشتهام».
ع- فورست سطالع قصاند در ,س صفحه ,
و سیصد وهشتاد وهشت تمیدهاشت در . , و صفحه هر صفحه ء رسطرجمعا
با عناوین ۲ ه بیت است و کل" با مقدمه و تراجم و فهرست مه سطر کتابت
دارد .
آغاز کتاب ؛
ابتدای هرسخن آن خوبتر در هرقام
کو بود باحمد معبود خدای پاكنام
جواهر کنوز لغات حمد وستایش ثثار با رگاه حضرت متکلمی که . ..»
آغاز قصائد :
درهنگام اثزوا صاحب مکرم افسر محمدرضا میرزا فرموده بدربار معدلت مدار
۰ خسرو صاحیقران فرستاده :
یکاخ اندرشبی بنشسته باغمجفت وخودتنها
زنخ طاق عمود دست و سر متف ستون پا
پابان :
جان کر فدا سازی سزدء سر دررهش بازیسزد
شهره | گر ازی سزد » در بند کی یکتاستی ۱
نثر تاب ساده است ومژلف در هرجا که خواسته قدرت طبع کسیرا درشاعری
توصیف کند نوشته است که «درفن عروض ! سرامد معاصرین خود بوده» و یا «در فن
عروض استادند خاصه در غزلسرایی !» با اینحال گنجینه بی بزرگ و قیمتی است و
ایکاش سایر مجلدات آن ازمیان نرفتد باشد ,
نسخهیی ازین تذ کره که جلدسوم بساتین الخاقانیه است متعلق است بکتا بخاتة
شخصی دوست دانشمندم آقایعبدالحسین بیات» کاغذ شکری» خط ستعلیق» بدون
تاریخ از قرن چهاردهم » جلد تیماج ضربی قهوهیی » قطع . ۲ب . ۳ سانتیمتر.
ترجمه مولف :
دوذیل نام خود مینویسد : شهره- بلی من که در وفاداری شهرهام ء مجملی از
احوال خود برشته تحریر میکشم » پوشيده نماناد که در شب سهشنبة ششمذیتعد 2
الحرام سنهُ هزار و دویست و هژده از عدم پا بدایر؛ وجود نهادهام » اگرچه این
وجودات درنزد عدم معدوسست خاصه وجود حقیر » علیای حال ناممعلیرضاء حسب
ونسبم ضرور اظهار نیست» شغلم جاروب کشی آستانمالایک پاسبان حضرتصاحبتران
ویدین علّت مفخرکلجهانم» زیبد کهانتخارها کنم و گنجایش دارد کهبلندپروازیها
نمایم » بهرجهت شرح حالات خودرا پس از نگارش دیباچه مفصلا" مشروح داشتهام ۱
این کلمه از بابت نظم و اسلوب فهرست بود کد نوشته شد و چند قصیدههم از خود
برسم یاد گار درین جلد که مسمی به بستان الفضائل است ثبت نمودم » اگر چه
امثال بنده درمقابل انوری وظهیر ومسعود سعد سلمان و استادان این فن نتوائیم دم
زد » از بابت اظهار حیات لاپدا ثبت افتاد» ,
«-تانالفضا بل »
در بزم خاقان مسطورست :
«شهره نواب علیرضا میرزاست » سری دارد پرشور » دلی از تجای محبتپرور »
وسینهیی از عشق خوبان با سرور» در نظم اشعار میلش بسیارست واشعارش بیشمار ؛
سهجلد تذ کره تألیف نمودهاند» همیشهاز واقفان حضور حضرت صاحبقراننده ودرنیکی
اخلاق سرامد اقران » این چند فرد از فرمایشاث ایشائست ۰
یکچند بتا ترلك نما رسم جفا را زین بیش میازار دل اهل وفا را
- تاا هرا مدفلورش دیباچ بسانین الخافان است.
بستانالفضائل ۱۳۳
شورازلبشیرین توافتاد درینشهر بالای تو انگند درین شهر بلارا
برروی کهدربرس کویتو گشادند بمتست ره آمد و شد باد صبا را
دشنام تمنا زلبت میکنم و نیست یکذره دریتباب اثر هیچ دعا راء
صاحب ناسخ التواریخ او را بیستمین پسرفتحعلیشاه نوشته و خطاست چنانکه
خاوری شیرازی مینویسد : «ییست ویکم» نواب علیرضا میرزا - برادر صلیی و بطنی
سلطانالموحدین محمد رضا میرزاست » و در مراحل ظرافت و خوش مشربی بیهمتا »
بینهایت مایل عیش ونشاط وهموار» طالب ارباب عشرت و انبساط » اوقات شبان و
روزانش صرف پیمودن اقداح راح است» وه رگونه اوضاع که از لوازم پیمودن اقداح
راح است در مذ هب او مباح » طبع نمی دارد وسطء» و در انشاء اشعار قانم بموز و -
نیت فقط » تذ کرهیی در ذ کر اشعار معاصرین نوشته » ومسودات نظمش نیز سدون
گشته است » در مرافقت برادرسهتر خویش مدتی در ولایت گیلان بسربیبرد» وطریق
عیش و عشرت را باقدام سعی میسپرد» در ایام شبابخالی ازملاحتینبود» درولایت
گیلان بالباس سربازی مشق صالداتی مینمود !»
«نذ کرةٌ خاوری»
دیوانشهره شامل هزاروهفتصد بیتاز قصیده وغزل ورباعی وقطعه ومثنوی بخط
دلدارغان لرستانی زنشهره در کتابخانهمجلسشورایملی پشمارةب , . , محفوظ است .
ازاشعاد ادست :
از چشم نظر باز دلم خون » شده آری
ازدیده کشد دل بجهان هرستمی هست
دارد سر قتل من واین خط که برآورد
از پادشه حسن بخونم رقمی هست
ره
پیکی بکوی بار » سبکسیر بایدم
کاین ناه چونبدورسد» ازگریه تربود
تست تست هس و
"۳ تاریخ تذ کرههای فارسی
روم بائاتوانی بر سر آن کو بصد حسرت
! کرد یدارنبود» جاند همدرپایدیوارش
دلم در کار آنزلف پریشانست » میترسم
کهآخر درپریشانیبرسوابی کشد کارش
04
کند هردم بنوعي آن جفا جو قصد آزارم
پپاداش وناداری » بدین خواری سزا وارم
رت
بتو مشغول بدینسان که شب و روز منم
عجبی نیست اگر بیخبر از خویشتنم
بر گشالب بسخن » گر همه خود دشنامست
کارزو هست شنیدن سخنی زان دهنم
ستان المعارف
تألیف علیرضا میر زای شهره قاجار متخلص بهشهره در حدود
اواسط فرن سزدهم
گویان که شرح آن در ذیل بساتین الخاقا نید گذشت , وئسخهآن دردست یست .
بهار افغانی
از ابرالوفا عبدالحکيم رستافی در ۱۳۵۰ هق
سکینةالفضلا موسوم باسم تاریخی بهار انغانی ( - , ه۳, ) تد کر عرفا و
بهار افعانی ۵ ۲ ۱
شعرا ی کابل است مشتمل بر :؛ ,- سپبتألیف (ص ۲-ه) ب- مقدمهدربابسوابق
تاریخی افغانستان واینکه فریدونها و کیقباد هاوسهرابها و کیخسروها ولهراسب ها
وکشتاسبها همه افغائی بودهاند ! و آرژوی تشکیل یک امپراطوری اعظم ! و ذ کر
حفرافیای کابل و امپراطوری افغانستان ! (ص ب-. ,) ع۳-طبقه عرفا (ص 4-. ه)
بیستوشش نفر ع- طبقه شعرا (ص , ه-ع , ,) شصت وسهنفر» و قصیده دروصف
کابل از صائب (ص ۰ ,سور ,) نیز وصف کابل» مثدوی از ندیم بلخی(صب ۱-
مر ب) ب تقریظ انجمن ادیی کابل ( ص ,۱ ) ب.- فهرست مآخذ عمدهٌ کتاب
((ص ۰ ۱۲( ۰
خط نستعلیق » چاپ سنگی » قطع ء ۱ < ۱ ۲ سانتیمتر ) با هتمام عبدالعتی
بلخی در دهلی .
ترجمه مژلف :
مولف بسال ه ,س , هق درکابل ولادتیافته ودرآغاز کتاب ترجمهحالخود
و سب تألیف را چنین نگاشته است :
«اما بعد میگوید کمترین خلقانته دریوزه خوارعلماء حقانی ابوالوناعبدالحکیم
رستاقی زمانیکه از سن طفولیت بسن رشد رسیدم و درعالم زند گانی مشاهد؛ عجاب
وغرائب روزگار ازقبیل استبداد حکام واغراض صاحبان رسوخ اهالی ونمامی وتملق
وچاپلوسي و اينکه سعدی فرمود :
عمر گرانمایه درین صرف شد تاچهخورم صیف وچهپوشم شتا
وغفلت بردم از توجه بسوی علم فن و اجتناب از علم واهل ءلم بندهراغرق
دریای حیرت ساخت , از آنرو از وطن اصلیبرآمده خواستم بعضی نقاط راسیاحتنموده
دربعلومات خود بیفزایم » چنانچه چندی به بلخ رنتم وازآنجا ببرخی بلاد ماوراءالنهر
وبالاآغر بدارالسلطنة کابل واردشدم ومیخواستم که بطرف هند و دیارعرب بشتابم »
بعضی اشخاصموم اینجا بدلال بقلعه وادار سعت که چندی به کابل بوده بعد از
تجربه و معلومات لازبه که بایستی » میتوان بخارج رفت . این را پسندیده بملازمت
معارف درآمده بتدریج پی معلومات تاریخی این وطن بقدس شدم » و خواستم که
۱۳۹ تاریخ تد کرههای نارمی
هویدا نمایم - اما کجا ؟ کس نیابد مصرع پیچیدهُ این بدعا,
اما تا یک حدی ازمشاهیر علم و اد بکابل را درین حصهُ سکينة الفضلاء
برای اولاد وطن ونوباوگان این گلشن بقسم این که یک تحفه ویا یک (ارمغان نو)
که عدد این حروف تاریخ شروع تألیف این کتابراهم نشان مید هد (-م عم ,) به
(بهارافغانی+ . ۲ ,) موسوم نموده بیاد گار برصفحدٌ روز کار بمائم » شا حالت سابقة
اقغانستان را با زمان حال,مقایسه نموده درعروح بشاهراه حقیقت عبرت ازاسلافحاصل
نموده در ترقیات هرگونه علوم وفنون بذلسساعی نمایند » عم ماقیل :
دادیم ترا ز گنچ بقصودنشان و نرسیدیم نو شاید برسي»
ساسم 5 ۳-۲ )
این بختصر که نموداری ازنثر بهار افغانی است روش نگارش مولف را در
مسراس رکتاب باز مینماید » ونکتة قابل ذ کر دیگر اینست که تراجم پنجنفر شاعرذ بل
را ازنذ کرة گلشن بیخار تألیف نواب مصطفی خانشیفته نقل کرده است که اشعارشان
بزبال اردوست ی آشفتد» آ گاه 6 اعظم» امیر » عاجز 7
بهار بدخشان
سیدعبدالکریمخان حسینی بدخشی در ۱۳۰۲ شمسی
«بهار بدخشان اثر تیمتدار آقای فاضل سید عبدالکريم غان حسینی بدخشی
است» در ۳.۲ شمسی از تألیف این اثر فراغت حاصل فرموده و مساعی لایقی در
ترتیب آن بعملآوردهاند ,
مند رجاتاین تذ کره عبارتاز شرحاحوال فضلای متقدمین ومعاصرین بدخشان
بوده و بترئیب حروف نهچی اسامی فضلار | یت فرمودهاند ,
زر جامع که تاحال بطبع نرسیده نزد خودموژلف محترم درفیض آبادبدخشان
موحهودست» ۹
«نقل از مجله کابل سالنهم شمارهُ یازدهم » مقالةٌ شاهعبدالته بدخشي تحت
عتوان «ادییات فارسی» .
تذ کر مفرحالاحباب ازهمین مولف است و ذ کرش خواهد آبد ,
بهارستان سخن
از میر عبدالرزاق خوافی ملقب به صمصامالدوله ومخاطب به شاهنوا زان
در ۱۱۰-۱۱۹۲ ه ق
این کتاب مشتملست بربقدبه و دوازدهفصل بشرح ذیل :
۱ در کلام منظوم ۲-درعروض س- درقوافی ع - در اقسام شعر و آداپ
انشاء م- در بلاغت وفصاحت ویبان استحکام کلام پ- درصنایم شعر پ درسعما
ولغز م درعلم انشاه وشرائط منشی و درخط_ . - دربیال حروف و اعراب و
الفاظ و تقسیم واملایآن , ,- در قواءد لغت فارسي (, - دراحوال فحولشعرا».
فصل دوازد هم به پنج طبقه ویک خاتمه تقسیم شده است بدین شرح :
طبقة اول - از فردوسی تا خواجو و در آن ذ کر هجده شاعرست .
طبعه دوم - از مملمان سأوجی تا نظام استرابادی و در آن ذ کر هفدهشاعرست.
طبقة سوم - از بناشی هروی تانوعی خبوشانی و درآن ذ کر بیست و دو
شاعرست .
طبق چهارم از میرزاجعقر آصفخان تا محمدقلی سلیمطهرانی ودرآنذ کر بیست
وسه شاعردت .
باخه ۰ هت ۹ محمدبیعید مد کاد ئ محمد ز 7 تب ود آنذ
بقه پنجم از سره باس ی وان
چهل ویک شاعرست .
۸ ۲ ۱ تاریخ تذ کرههای فا رسی
رضانی تا قامی بحمد صالح و درآن ذ کر نهشاعرست .
مولف شعرای مشهور هرد ورهر| یاد کرده وماخد خود را درخلال تراجمنذ کور
داخته است
بهارستان سخن درء یب صفحه بقطع هس۲۷ يا بقدیهیی بفارسی و
انگلیسی در احوال و آثار بوّلف باهتمام میر عبدالوهاب بخاری در مدراس بسال
۸ ۸ بطبع سربی رسیده وسشحون از اغلاط چاپیست بطوریکه قابل استفادهنیست»
ولی اکر بعد] بطیم انتقادی صحیحی برسد بد تد کرهبی نخواهد بود .
بطوریکه درمقدمة مصحح مذ کورست » ترتیب و تکمیل بهارستان سخن را
فرزند مولف میرعبدالحیخان صمصام الملک متخلص پهصارم ءهدهدار بوده است » و
هموبنویسد که این کتاب را پدرم درسال . , ۱ تألیف کرده و بعدا بخاطرشی رسیده
بود که تراجم بعضی از شعرا را برطبقات پنجگانه بیفزاید و برپشت کتاب نابهای
ایشان را باقید طبقات ثبت کرده بود» ولی زسانهاورا فرصت نداد ودر ,بر , بشهادت
رسید » و وی در وقت تنظیم و ترتیب کتاب بامراجعه پمآخذ معتبر تراجم مذ کور را
نوشته وبعنوان تکمله درذیل هرطبقه افزوده است . همچتین بقسمت خاتمه نیز هفت
ترجمه علاوه کرده» و چون این افزایش درسال ٩۳ , , صورت گرفته لذا در تاریخ آن
گفته است ۰
چواین گلستان گشتصورتپذبر کرو بشکند خاطر جزوو کل
عجب محفلی رنگ رونق گرفت فران یافت دروی بوم جام وسل
بجستم زدل سال اتمام او گفتا : « بهار سخن کرد کل »
٩ ۲ ۱ ا
ترجمهُ مولف و آثار دیگر او .
ترجمهٌ میرعبد الرزاق درمقدب؛ُبهارستان سخن ومآثرالامراء بتفصیل مسطورست»
اجمالا" اینکهوی اسلش از اعیان سادات خواف خراسانست» حد اعلای اومی رکمال_
بها رستان سخن 1۳۹
الدین در عهد | کبر پادشاه به هند رفت و درسلک ن وکران پادشاهی درآید » پسرش
میرلحسین خدست جهانگیر میکردء و پسر اومیرك معینالدین مخاطببهابانتخان
از منصبداران عمدهٌ شا هچهان بود» و در زمان عالمگیر دیوانی لاهور وسلتان و کایل
و کشمیر یافت » و بءداً بدیوانی دکن و بخشیگری و وقایمنگاری ترقی کرد . پسر
چهارم وی کاظم خان بدیوانی ملتان سرافراز بود» و سیر حسینعلی پسر کاظمخان که
در یستسالگی در گذشت پدر میرعبدالرژاق بود .
میر عبدالرزاق در بیست ونهم رسضان ال , , , ,در لاهور ولادت یات » و
چون | کثر اقربای وی در اورنگآباد متوطن بودند» وی نیز در آغاز جوانی از لاهور
بدانصوب رفت » و ازجائب تواب آصفجاه خدستی بوی محول شد و رفته رنته پمرائب
ومناصب ذیل ارتقا یافت : دبوانی پادشاهی (- محمدشاه گو رکانی) صوبة برار در
۰ هجری ؛ دیوانی نظامالدوله حا کم اورنگآباد د کن در ,+ , ,؛ صوبهداری
حیدرآباد در هب , , ؛ و کالت مطلق نواب امیرالممانک صلابت جنگ در اورنگآباد
با منصب هفتهزاری سوار و خطاب صمصاالدوله در بو , , » وازین تاریخ ببعد در
چندین جنگ وس رکوبی ش رکت کرد » وعاقبت در رب , , بخدعه حیدر جنگ وی و
فرزندانش مقید گرد یدند» و چون حیدر جنگ قصد قتل ایشانرا داشت» نوابآصفجاه
برای نجات وی حیدر جنگ را کشت » وطرنداران حیدر جنگ سیرعبدالرزاق و سیر
عبدالغنیخان پسر خرد او را شهید ساختند ولی دو پسر دیگرش میرعبدالحی و میر
عبد السلام ازین مهلکه بسلامت جستند .
آثار دیگر او عبارتست از ۰ مآثرالامراء » مجموعهة رقعات » موائدانقواند در
مسائل کلابی » و ازینچهار فقط باثرالامرا و بهارستان سخن بطبع رسیده است ,
اینشعر ازوست :
در غریبی بیش باشد عزت و اوع کمال
قطره اندر بحر گوهر باشد و در ابر آب
«نقل باختصار ازبةدیه بهارستان سخن»
,۱۳۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
بهجة الشعر اء
تألیف محم دکاظم تبریزی ملقب بهاسر ارعلیشاه در ۱۲۹۹-۱۲۹6ه ق
شامل تراجم هشتاد و شش شاعر آذربایجانی است که اگرچه غالبا اشعار
فارسیهم داشتهاند » ولی بلف بیشتر شعر تر کی از ایشان آورده است . این تذ کره
در اقتفای بخچالیه تألیف شدء و اشخاص مذ کور درآن از یذله کوبان و شوخ طبعان
آذربایجانند .
پیش از تألیف وتدوین کامل این کتاب مولف انتخابی از آن کرده وبهحدیق
الشٌعراء موسوم گردانیده است .
آغاز؛ «نسخهٌ سعادت ابدی و دیباچهُ کرامات سرمدی پادشاهی راست که
طوعی ناطقه انسانیرا , , ,» ,
پایان 4
«سخن این بود دیگر جمله تزویر
توخواهیرد کن وخواهی که بر گیر»
نسخه متعای بدوست فاضل آقای جعذر سلطان الترائی و بمشخصات ذیل
0 معلرو بدو بسیار لوط 6 کاب حسن حسیتی » تاریخ تحریر دهم شهرصفر
۳ ۰۹ ۷ درطهران» کاغذ سفید فرنگی ؛ جلد تیماح قهوهبی» هرصفحه ب و سطر»
فهرست اسامی شعرا در آخر کتاب » ۱.۱ بر کک قطع ۷ ۱ ۷ ۲ سأنتیمتر,
درسبب تألیف گوید :
«اما بعد بخفی ومستتر نماند که بسود این اوراق,بارك اعنیاس" تبریزی
سمکن قارجهان وطن میگوید که داعی چندسال قبل درخانهة یکیاز احبا مجموعه بی
ژ- ظاهراً مبخنف اسرارست ۰
بهجه| لسعراء ۱۳۱
مسمی به یخچالیه که میرزا بحمد علی ندیم" درعهد دولت محمد شاه مغفور تالیفن
کرده بود دیدم» و بنظر امعان بلاحفله گردید که در حقیقت چنان توان گف ت که از
آتشکده آذری گرمترست ؛ احوالات چندنفراز شعرا در آن بزم فرحانگیز من باب تفریح
میخواند یم » درائنای این متالات که تقاضای صحبت در بحث کمال شعرا و ملاحت
کلام ایشان بودء شخصی از فارسی زبانان از بابت ریشخند گفت چه میبودی که
مجموعه یی هم در احوالات و اشعار شمرای اتراله که درین خاكث پا کنددرحمیشد یا
کمالات عالیهُ اين سلسلهُ علیه را میفهمیدم » داعی از شماتت و طعنذ آن عزیز
شرمزدهگردیدم.
جراحات السذان له التیام ولایلتام ماجرح اللسان
همّت از بزرگان عالینهمت خواسته این مجموعة مباركرا دراحوالاتشعرای
آذربایجان و از منتخبات اشعار ایشان چمع نموده مسمی به پهجةالشعراء و سرور ندما
نموده این رباعی که درستایش وباده تاریخ کتایست قلمی گرد ید :
اسرار که کسب او همه اشعارست پیدا و نهان چو نور در ابصارست
تاریخ کتاب خواستازطبم وبگفت الحق که بهجه کاشف اسرارست"
اما از شقاوت روز گار دون و از کردشی چرخ بوقلهون سالهای چند در اوراق
پریشان همچنان مسوده ومعطل بانده » نعم ساقیل ملارومی :
مدتی این مشنوی تاخیرشد مدنی بایست تاخول شیرشد
تا در سن هزار و دویست وود وهشت اتفاق سفری افتاد» چون ایام تعطیل
و بیکاری بود » احوالات چند نفر از مشاهیر و معارف آنها را انتخاب نموده مجموعة
کوچکی مسمی به حدیقةالشٌعراه نوشتم , چون از عالم غیب بجلوهُ ظهور آمد همه
بوده ونهتخلصی او رلکه در او خر فرهنگ تخلص میگرده ه
- ازبن-صراع بابهضی از اجزاه آن تاریخ تألین استخراح نیشود ؛ تعميههمندارد؛
شاید این هم از بسخر گبهای خود مژل باشد .
۱/۳۴ تاریخ ند ههای ثارسی
دیدم طالب گشتم که این نسخةنحیف! را تکمیل نمایم تا نفنعش کامل و دوستان
بهر ند و تامیاب باشند !
بلبل از فیض گل آموعت سخن ورنه نبود
و امد از همکنان وزندهدلان آتتفت کهار عیش: چسم یوشیده در حکواصلاح
آن سعی جمیل نما یند که مشفتی که حفیرد رین چندسال ؟شیدهام ضایع وهدر نگردد؛
وقرازش را بقرار حروف تهجی از ابتدای حرف الف گرفته درحرف یا حروفات بیست و
هختگانه را تمام نمودم» ودر بعضصی از اشعار که در احوالات شعر| واشعارشانمطابق
حدیقةا (شعرا نباشد بنگارنده عیب نگیرند» شاید این اشعار آنوقت بنظر نرسیدهباشد» ,
لهرست شم (ء
- آتشي مراغهبی ب- ازشاد (-کربادثیعلی)
۳ انمعیل ع- افسر اردوبادی(میرزاعبد الته)
7 از بان متا
ب- باق لاله وی( یدیس ین
»- پروانه (- آخوند ملاتتی) ۳
۱ ۱- پرغم (-میرژااحمد) ,- تالاندی مرندی
۳ - توپچی ء ۱- اقب اهری
ه ,- جودی(-] خوندملاستارروضه خوان) ب ,- جرتاب (- صادق)
ب- حليم خلخالی (-غفار) ۸ ۱- حسن سرأیی
و و-حقیرمرندی(- حاجیمیرزا عیدالففارما هوتفروش) . ۷- خلیفةسرابی (-محمد)
۱ ۲- خادمعطار ۲ - خیام ثانی
م ۲-دلسوزتبریزی(- کربلائیمحمدامین) ء »- درویش بلبل
ه ۲- دلریش (- کربلائیعسکرجورابچی) + ۷- دلگیر (- کربلائی محمدعطار)
بهجةا لشعراه ۱۳۳
پ۲-ذ کری (- کربلائیتجفبازارچی) م ۲- راجی (-سحاجیابوالحسن م ۲۳ ,)
و - ربیعی (-میرزا عبدالعلی میانیی) .م۳ راغب اهری (-میرزاموسی)
۳۱ رضا صراف 7۲ زهدی(- کربلائینوروز سبزیفروش)
م۳ سرمست (آقابیرزاباقر کفری) . عم سمطوری (م سنتوری)
۳ سید نقاش +۳ ساطان
ببم- ساقی قصه خوان ۳- سروری (- کربلائی شکرانته)
وم شکری (- کربلابی کریم) . ع-ساعی (مه میرزا ابوالقاسم)
ر ع- شاهد کودوشچی(- کربلاییحسین) ۲ شکوهی ( کربلائی مهدی)
م6 شیدا (- لطفانته) ء و شا کر تبریزی
| کی +4 شایق ذا کر
بع- شهباز تبریزی 6 صایری
و 6- صبوری (آقا میرعباس) , ه-صفا (ب سید حسن)
, ه- ضیاء (بب کربلائ ی آقاعرقچین فروش) ۲ه- طغرا (- مشهدیحسین)
۳ »- طلوعی (- بیرژاعبدالرسول) ء »- طالب محزون (- ابوطالب)
ه- ظهوری (- عایشهیر بدعطار) وه عبقری (- کربلائی رحیمامیرخیزی)
بو - عاجزهرندی (حاحی میرزا یوسف) م ه- غمدل
9 - غشیچایچی , بت فدوی (. بلا مهرعلی)
ر و فنای خویی(- میرزا عبدالرسول) ۲و فارغ
و فاخر (د بشهدی احمد آفا بزاز) . وب فایض
و ب- قدسی(- ملامجمد تقی مکتبدار) بب- فصیر(درحاشیهوالحاقیستتاریخ تحریر
۲«( بد- قمری (- میرزا محمد نقی)
رد گلشن (- حسین آفا ارسوی) 4 +- گنچی خوبی (- میرزامحمد صادق)
دی کافت ,ب- لعلی (- آقاعلیایروانی تبریزی)
۲ب لاطف (- مشهدی عسکر) ۳ب مضطر (ب آقا بیریحیی)
۱۳ تاریخ ند كرههاي نارسی
ء ب- میرخویی هب سوبد(- کربالایی اسعیل عرقچین فروش)
وب مهجور (ت کربلایی عیدالعلی) . بب- مچمر (- بیرزا محمدعلی)
یس ما کریم و ب- میرژاجپار
. م- بظلوم (- کربلاثی ابراهیم) ۱ م- ثبانی
۲۳ ناجی ۳- ناطقی
- هوشین و م- واقف (محمدعلی)
درب یوسف پالودهپز
نمونهیی از تراجم این کتاب
«مولانا لعلی اسم مبار کش آقا علی اصلش از مدینة ایروان از ممالک ارمنية
کبری بود» لکن ولادت و تربیهاش در دارالسلطنة عالیة تبریزست » بولانا در علوم
مختلفه اسلام و اروپ وارد وسلط و درددرسة دارالفنون سمت صاحب منصبی گرفته
درعلم طب بیمثل وییعدیل» چندی درسمالک روم سیاحتفرموده اطبای جمیمبدا هب
را ملاقات نموده و با همه مباحثه ها کرده که شرح همه را در روضةا(حکما نوشتهام»
هر کس طالب باشد بدانجا رجوع نماید », خلاصه در علم هیأت و تشریح بر همه
حکمای روم فائق آبده :
جز قلب یره هیچ نش حاصلش هنوز
باطل درین خیال که | کسیر سی کند
دوسال قدری کم یا زیاد در عتبهُ اسلامبول طبابت امراض مزمنه نموده؛ بعد
من باب حبالوطن منالایمان رجوع بخاك پاك ایران نموده» چند ماهست که دید
هموطنان را از نوردیدارخود روشن فرسوده ۰ در جوارغانة فخرالاطباء مطبی گشاده
مشفول طبابتاست از همین جهت که درین بدت طبابت هیچ وقتی از اوقات طالب
مداخل نبوده بلکه طالب رضای خداست » هیچ مریضی شفا نایافته از درشی ناامید
نرفته :
آنچه درراه بود غارت کرد هرچه یبراهبودهم برداشت
پهجةالب مر آء ۱۳۶[
شختص بوثقی که هرگز در عمر خود دروغ نگفته بحقیر حکایت فرسود کهشبی
درعالم رویا دیدم که درحال نزع هتم » تابضص ارواح حصرت ملکالموت حاضرشده
خواست تا قبضروحمنماید» از دامنش گرفته التجا نمودم که برای رضای خدا دسی
مهاتم ده وآنی مرخصمنما ۶د کار خودرا درست کرده حابجانموده رجوع نمایم»فرمود
که هر گز نخواهد شد ونخواهم گذاشت» چرا که من مضایقهبی ندارم نکن اگر پا
بیرولنعم دیرزای علی اما ذت ندآده قبض روحت خوا هد فرمود» مه سالست که این
بزر گوار پا بدرجة طبابت نهاده نوبت جان کندن هنوز بهننرسیده. چون سخن بدینجا
رسید بعد از اتمام کلام آنمرد رویایی سروش غیبی با آين رباعی تصدیقش نمود:
ای مفردهُ حیات را من ذلکث ششدا نگ جحيم را بحکمتمالک
کرسال د کر حکیم یاشیباشی انت الباقی و کل شیء هالک
تمکی*
کین بسیار دارد» لهذا چتدییت از بابت عذری که دراحوالات مولانا فدوی گذشت
درین ورقه منباب تبرلك ثبتمیشود». دوازده بیت فارسیویک خماسی تر کیازوآورده
و این یک رباعی از انجمله است :
آن سید بوسوی که عیسی تفسست
هریک نفسش برای صدمرده بسست
دل برد زییش با و می ندهد پس
هرچند که پیشرفت کارش زپسست»
ترجمه مولف:
اسرار
«اسرار علیشاه تبریزی متخاص بهاسرار از دراويش بنسوب بطریعَه شاه نعمقف
اللهی است که درسنه هزارودویست وشصت وپنج تولدیافته وچندین کتاب تألیف
کرده است؛ و دیوانی نیز دارد سشتمل بربیست وپنجهزار بیت » و این مطلع ومتطع
ازیک غزل اوست :
۱۳۹ فاریخ تذ کرههای فارسی
مکش تو خط خطا بر وجود ناقص با
آکهسا بدفتر عشق نو فرد منتخبیم
مکن تغافل ازاسرار ببشازین » ترسم
گمان برند خلایق که راند غضبیم
مولائا اسرار دو کتاب مشتمل بر اشعار سخنوران بدلهسرا ونوحه خوانان قرن
سیزدهم هجری آذُربایجان و شرححالات آنهاییکه غالب اثعارشان بزبان تر کیبوده
و ندرة" برخی از غزلیات وقطعات و رباعیات پارسی دردواوین آنها دیدسشود تألیف
کرده » یکی از آنها را حدیقةالشعرا ودیگری را لهجذالثمرا نامنواده است» و گویا
متصود عمده مولف از تدوین این دو کتاب نقدوانتقاد بعضیاز اشعارسست و بی مزه
سخنوران آن قرن بیباشد که منباب مطایبهدرمقابل بیخچالیةٌ میرزا ابو طالبمذهب"
بقلم آورده است» .
«دانتمندان آذربا یجان » ص ۰ ۱-4 ۷1
(جلد اول)
از دکتر مهدی حميدي استاد دانشگاه تهر ان
شامل گزیدء آثار ونقد اشعار و شرح احوال شعرای پنج قرن اولست وازحنظلة
باد غیسی آغاز نده به حکیم قطران تبریزی پایان میپذیرد ؛ تراجم مختصرست و
منتخبات اشعارمفصل » چاپ تهران در ۳۳ شمسی دره , صفحه ,
۱- نام صحیح کتاب سزبور بپهجةالشعراه است .
۲- میرزا ابوطالب مد هب اصفهانی پدر دولف پخچالیه است؛ ومژلف یخچالیه نامش
بیان المحمود ۱۳۷
بیان المحمون
از محمود میرزا بن فتحعلیشاهفاجار متخلص به محمرد در ۱۲4۰ هق
بیانالمحمود نَذ کره گونهایست شابل یک مقدیه و دوقسمت .
مقدمه _ درذ کر مژلف وسیب تالیف وبدح شاه,
قسمت اول - درذ کر احوال سیصد تن از شعرای معاصر باجمال و بترتیب
ح<روف ,
قسمت دوم - انتخاب آبیانی از غزلیات شعرای مذ کور درقسمت اولبامنظور
داشتن حروف اول و آخر ابیات بطریقی که در بشاعره جواتان بکارآید » در یکصد و
هشتاد باب بترئیب ذیل :
,- باب الف از ردیف الف :
اشک را قاصد کویش کنم ای ناله بمان
زانکه صد بار برفتی » اثری نیست ترا
۳ باب با ردیف الف ۰
بیک نگاه تو دادیم هرچه بادا باد
حهان فانی و عقبای حاودانی را
و بهمین ترتیب است تا باب یا ردیف یا :
یکبار نخواندند و نگفتند کجایی
تا چند توان رفتن ناخوانده بچایی
آغاز : «بیان محمود درستایش خداوند معبود ,.. الغ»
انجام :
«درجهان چندانبماند شاه کزغیبیسروش
هرزبان آید ندای فاذ کروا یومالحساب»
دربب تألیف گوید : «... اما بعد چنین گوید نیازمند ملک جبار محمود
۱۳۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
قاحار ... ان در اتمام کتاب سفیثةالحمود که در ذ در احوال واقوال شعرای
معاصر پئست , . . توفیق یاقت » در کلشن پژمرده خبال ؛ خار این مدعا داین همت
را گرفت که شاید حوانان توخیال و موزون طبعان تازه بقال بجهت الزام خصم دز
مشاغره از پی اشعاری روند کهاول واخر آن یککحرف باشد» پس این بدعارابلاحئله
کرده برحسن کتاب ازین ترتیبافزود» ... این ذخیره که درجیست پرلئالی شاهوار
وجمله غزل باشد ... آنرا سسمی بر بیانالحمود نمودء و در ذ کر شرا بتخلص فتط
وئسبت هریک بکدام بلد وقهرستی حدا گانه | کتفا کرده بحشو و زوائد نپرداخت
از اطتاب بمل و ایجاز مخل عری و بری ساخت » و ار اجزای فصاند و رباعیات و
قطعات بکلی چشم پوشید» چرا که | کثر عاشقان واغلب معشوقان را بمضامین رنگین
غزل حاجت افتد » وازینسیاق نظم بمدعانزدیکک گردد» و با این تقریب خوثترم آمد
که تمام ناب ستطاب انتخاب غزل بعاصرین باشد»
آنگاه برای خالینبودن دتاب ازتصیده وقطمه و رباعی » ازهریک نمونهیی اژ
ساخته های خود در تعردفب تألیف و مدح شا هنشاه در مقدمه حای داده سپس گوید»
«. این باغ پر گل وساغر لبریز مل در اواخر سال یکهزار ودویستوچهل
در کمال افسرد گی و کوفته خاطری در داراللشاط نهاوند صورت اتمام پذیرفت ...
فهرست اسامی شعرا بطریق ایجاز اینست که ثبت میگردد بترتیب حروف تهجی » و
تخلص سر کار پادشاهی لاید و الیق آن بود که درفوق و ابتدای جمله باشد » لیکن
شاهزاد گان و امرارا تمام بلحاظ حروف یاد کردیم و دیگر فرق حدا گانه چون سفینة-
المجمود نگذاشتیم» .
در قسمت اول اسامی سیصد تن از شعرای معاصر مندرجست که بعضیرا پنام
وتخلص وبولد و موطن بذ کور داشته وبرخی را تاحدود بیست سطر شرححالنگاشته
است که نمونة بعضی از آنها مسطور خواهد شد » وبعد از ذ کر خاقان نخستین شاعر
کب
پیان| لحمود ۱۳۹
بیانالمحمود باقطعهیی از میرزا محمدتقیلسان الملک کاشی متخلص بهسپهر
صاحب کتاب ناسخ التواریخ که متضمن ماده تاریخ تألیف آنست پایان میپذیرد »
بیت تاریخ اینست :
« زد بتاربخش رقم کلک همایون سپهر
کاین بیانازهرزبانمحمودچونچارم کتاب)
درین کتاب سه هزار و پانصد پیت شعر مسطورست » نخمتین بیت از خاقان :
اک را قاصد کویش کم ایناله بمان
زانکه صد بار برنتی اشری نیست ترا
وآخرین شعر از محیی بیان محمودقاجار :
یازا شکوه نبایست باغیار کنی
یاا گر کردهیی ازچیست که انکارکنی
نسخه :
نسخه هایاین کتاب غالباضمیمهٌمجمع الحود است که درذیل سفینةالمحمود
ذ کرش خواهد آید .
نسخهدیگر ۰ کتابخانة مجلس شورایملی بشماره ه و رك: فهرستمجلس
۳ ص ٩ ۶ ۱ ۰
نسخه دیگر ۰ کتایخانة ملک بشمارهة هد .
نسخه دیگر ؛ ضمیمةه ریو بشمارهٌ بای .
نسخه کتابخانة آستان قدس رضوی بشمار؛ و , , و .۰ ۲, » رك : جلد هفتم
فهرست رضوی (ص ع ۲-+ ۲) ۰
برای ترجمة مولف وآثار دیگر او ازنثر ونظم » ركث : ذیلسفینةالمحمود .
نمونهبی از تراجم بیاتالمحمود :
«آزاد نایش محمدعلی» اصلش از ولایت کشمیرست » واز بیمزاجیوییقیدی
هرروزی راهی رفتی وهرساعتی سخنی گفتی» اه از آسمان و گاه از ریسمان ؛ بالاخره
۱۰ تاریخ ند کرههای نارسی
بار اقامت درنهاوند انداخت» ودرحضرتم بشغل شاعری ومنادمت بارجست» بقدریکه
از حدش زیاد و درنهاد نگدشته » از خانه ومواحب وعیال مقرر هفت مسال
کامل بتهمت کمالش گرفتار بودم» هر روز برمن نوروزی بود » ازکج گوبی و اظهار
کشف و کرامات ؛ و ا گر درساعتی دعوی بنج معجزه کردی » بیکدقیته آن پنجمعجزه
بدروغ واضح وعیان گشتی» بهزارحهد دوسهساه بیشود که خودرا از استماع | کاذیب
او معاف داشتهام . انشاءانته تعالی تا باد چنین باد ؛ | گر مسند برخودش باشد در
غزل پیرایی خالی از طبعی نبست»,
«امید اسمش میرزا ابوالحسن غان است اصلش از ولایت نهاوند» سالهایدراز
در خدستم بمنصب ندیمی سباهی » و در روزگار تألیف ابن کتاب بامر من درسر کار
نواب جهانشاهمیرزا خدمتگزار و درآن سر کار وزیرست» .
«صاحب نامش میرزامحمدنقی ازاهل علیآباد و چندی درسر کار عبدانتهمیرزا
وزیر بوده» بجهت آبادی کیسةٌ خود بنایوزارترا غراب خواسته» و ازآنجا بدا رالخلافه
طهران روینمود» و در دفترخانه همایون روزی گذرانیدی» بعلت ریزهچینیعبدانته خان
اسین الدوله بنواب محمدرضاسیرزا ریشسفیدآمد و بملک گیلان کارگزار؛ هم در آن
مرزو بوم از سوء سلوك و تعمیرات خود » خود را از منصب وزارت ونواب سحمد رضا
میرزا را از امارت خلم » و با ژ خودیباب الشُفاعة عبدالّه حان تاخت » خواهینخواهی
[مورات امین الدوله را متکفل شده که خیرخواهی در کار پادشاهی ازو باشد » نفس
قامبارك اورا نیزفر و گذار نکرده باخاكسیاهش همس رکرد» نیکوتر ازینقدم کهدیده؟»
« طاهر امش حسنخان از ولایت شیرازست » پدر بریدر در آن ملک بز رگ
۱ علیرضا سیرزایشهرة قاجار (برادر مژلف) در تد کر بستانالمشاق که نخستین جلد
ازمجلدات خمسة بساتین الخافانیهاست در ترجمة سیرزا ابوالحسن خان نهاوندی مینویسد کد؛
«چندی درخدبت مطاع مکرم محمود بیرزا بمنصب ندیمی بغنخر » تد کره بیا مصود را
ایشان جع نموده و ترتیب دادهاند» پس از چندی ار ندیمی ندامتها کشیده؛ درحکوستانی
همایون سیرزا بامر ایشان از حلية بینایی ناامید گشتد ...»
بیان ااممود ۱
بودهاند » تا اینکه سلسل نسب ایشان بهحاجی قوام ممدوح خواجه حافظ میرسد »
بالجمله این جوان بپاداش اعمالعوام واقارب کالعتارب از کینهوری آسماندراوائل
شباب از حلیهٌ بصرعاری وور بصر ازومتواری گشت. باین تقریب از+لق عزلت گزیده
پای مراودت دردامن کشیده » رفتهرفته در ادای مضامین وقصیده جد وجهد کرده تا
طبعش را پایه ومایهبی بهمرسید» چنانکه امروزش بیکلحاظ برا کثر غزلسرایانمزیت
میتوانم داد » ومدتها درسر کار شاهزاده بحمد علیسیرزانديم ومحرم بوده وبعدازفوت
مرحوم شا هزاده درنهایتتنگدلی گذراند» باوجود بیبصری گواهیمید هم کهتا امروز
کسی در شطرنج بازی ازونبرده و این حکایت ازجملةُ غرائب رو زگارست» .
فهرست اسامیشعرای بیانالمحمود
الف
احمد : احمدغلیمیرژا سم ابید نهاوندی : میرزا اپوالحسن خان !۲ و
آذر بیگدلی : لطفعلی بیگگ اسیری اصفهانی : حسین خان ۱
آشغنای نهاوندی ۰ نجف اسیر آلپایگانی + محمد
اسیر اصفهانی : میرژا محمدجعفر اخگر همدانی : عبدالمحد
احسن گلپایگانی : بحمد حسن ابید همدانی : آقا رضا
آرزوی عراقی اشراق بروجردی : سیرزامحند
انور زند + ابرا هیم خان آفرین اصذهانی : زین العابدین
آذری بروجردی : تجف آقا بابای کاشی
آزاد حبشی ؛ الماس انیس اصفهانی : بحمد صادق
| کبر نطنزی : میرزا علی| کبر آتش فریدنی : سید محمد
الفت افشار : محمدقلی ابید اصفهانی : میرزا محمدخان
اخت رگرجی ؛ احمدییگک اخگر اصفهانی : محمدرضا
ادید کرمانشاهی : عباس انیس نهاوندی : تیوسف
ایوالقاسم شیرازی آزاد کشمیری : محمد علی
اقدسی هندوستانی اقبال آملی : علیقلی
اختر بار فروشی ؛ بحمد حسین بیگک آشفته ایروانی : کلب حسین بیگ
له
پیضای قاجار : القّهویردیسیر زا میرزا بز رگ فراهانی : عیسی قائممقام
پریشان کبودرآهنگی ؛ مرتضی تلیربگ بیخود اصفهانی : زینالعابدین
ینای اصفهانی : حسن پرتو نهاوندی : ابوطالب
یاقی اصفهانی : میرزا عبدالباقی بزمی بید گلی : محمدصادق
بهجتی تویسر کانی : ملاءباسعلی بیدل شیرازی : محمدرحیم
بسمل شیرازی : حاجیعلی! کبرنواب بهاردارابی: میرزامحمدعلی
میمارشیرازی : حسین بسمل شیرازی : حاجی بلاحسن
بینوای مشهدی : میزاداود بیدل نیشابوری « محمد امین خان برقی خویی: عبدالته
ت
تراب نهاوندی تسلي شیرازی : رجبعلی
تیمورشاه انغان نقی اصفهانی
توفیق هندوستانی
۳
ثمر ناپینی : سیدحسین ثات شاهجهان آبادی : میرعظیم
ُ
جهانشاه بیرزای قاجار جاوید نهاونددی : بحمد شفیع
جلیس نهاوندی : محمود جواد چهارمحالی
جلالی یزدی : علیرضا جذبهُ کاشانی : آفا مومن
جداییافشار : نصراتهمیرزا بنشاهرخشاه چا کر مازندرانی : سیرزا محمود
چماقلوی مازندرانی چشمه ایروانی : رنباقلیخان
۰
حاجب قاجار : الللهیارخان حبیب فزوینی : سیرزا محمدعلی
کات اه یت ات
حیرت نهاوندی : زینالعابدین
حسرت همدانی : علینقی
حیران یزدی : بیرزابحمدعلی
حبیپ شیرازی
حقیر طبسي : میرژاحسین
میرزاحسین نیشابوری
ملاحسین مازندرانی
حزین لاهیجی : شیخ بمحمدعلی
خسروی قاجار : بحمدقلیمیرزا
خرم اصفهانی : مبرزا هاشم
خرم اصفهانی : آقاباا
خآور دابلی : بحمودخان
خاوری کوزه کنانی : میرزامعصوم
خادم فیری : درویش
خرم خراسانی : حسین
رضوی : ضرتونی
دولت قاجار : بحمدعلی میرزا
دپیر تفرشی + عنایت
درویش فاینی : درویش علی
داش مشهدی.: بیرزارضی
بیان المحمود
حسن نهاوندی
حلوایی همدانی : بحمدعلی
حسینی یزدی : محمدحسین
حاجت شیرازی : یاد گار
حریف جندقی : سیدابوالحسن
حشّمت هندوستانی : عباسقلخان
حیرت خراسانی - سید بحمد
حسینقلی سواد کوهی
ِ
خاور قاجار : حیدرقلیمیرزا
خالد کرد قراچولانی
خاطر اشرفی : میر محمدحسین
خسرو گرجی
خاوری شیرازی : میرژا فضل الته
خرم شیرازی : نجفقلی
خرم مشهدی : سید عبدالمجید
د
هس
دانش اصفهانی : محمد علی
دانش قزوینی ؛ حاجیآقاسی
درویش علیپرست کابلی
۱:۳
۱۶ تاریخ تذ کرههای فارسی
رِ
راوی گروسی : محمد فاضلخان رفیق اصفهانی : ملاحسین
رفیقی تفرشی : سیرزامحدعلی رافع بروجردی : فتحعلی
راهب اصفهانی : میرزاجعفر رضای خراسانی ؛ ملارضا
رهی اصفهانی : بحمدعلی رهبان اصفهانی : میرزابحمدعلی
ز
زیانی اصفهانی : میرزا ابوالقاسم
س
سرورقاجار:طهماسب یر زا بن مجهدعلیسیرزا سپهر کاشی : میرزامحمدتقی
سحاب اصفهانی : سید محمد سرور همدانی : میرزا ابوالفضل
سروش اصفهانی : محمد باقر سخای اصفهانی : محمد زمان خان
سالم غلیقهسلطانی اصفعای : محمدعلی ساحلنهاوندی : رشید
سربا زلرستانی : اسمعیل خان ساغر کنگاوری : سیرزاجعفر
سالک یزدی : میرزاجعفر سایل شیرازی : محمدسعید ملقب بآقاجانی
سلطانی مازندرانی : میرزارضاقلی سیدرحیم علیآبادی
ساغر عرب خزاعی : شیخ محمد
ف
شو کت قاجار : محمدنقی میرزا شاپور فاجار : شیخعلیمیرزا
شرر بیکدلی : حسینعلی بیکك شیدای نهاوندی : نبی
شیدای اصفهانی : محمدعلی شیدای نویسر کانی : ملاعلی
شایق سا کی لرستانی ؛ هادیبیگ شهدی قزویتی : آفازمان
شوتی فزوینی : رضاقلی شکیب اصفهانی : محمدعلی
بیر شمس آلدین فقیردهلوی شباب رازی : حاجی سحمدحسین
شعف قمي : عبدالنه شمیم اصفهانی : بیرزا محمد حسین
بمال المجمود ۰ ۶ ۱
شایق بروجردی : اسکندر
شهرت فارسی : شییخ حسن
شحنه ما زندرانی : محمد مهد یخان
صبای کاشی : نتحعلیخان
صهبای قمی ؛ محمدتقی
صافی قزوینی : طهماسبقلی
صافی اصفهانی : سیرزاچعفر
صبوح اصفهانی : بیرزامحمد علی
صادق تفرشی ؛ اقا محمد صادق
صفای جاجربی : میرزاابوالحسی
طغرل قاجار : ابراهیم غان
طوفان هزارجریبی : طیب
طرب همدانی : سیرزایوسف
طرفه نهاوندی : جلالالدین
طبیب قزوینی: حاحی محمد حسن
طایر شیرازی : حسنخان
طبیپ شیرازی : میرزابحمد
ظربف اصفهانی : مجهد حسیین
عادل قاحار : علیشاه ظل السلطان
عندلیب کاشی : محمدحسین خان
شا هد همدانی + میرزاابوالحسن
شرر خراسانی : میرژا عسکری
شو کت قاجار : محمد قاسمخان
ص
صفائی نراقی : ملااحمد
صباحی نله ون + حاجیسلیمال
صفای قزوینی : میرزا مرتضی
صفائی یزدی : میرزامبحمدعلی
صافی کربانی : آقا بحمد
صفای شیرازی : محمد ابراهیم
صاحب عليآیادی : محمدتقی
ط
طالب قزوینی : عباستلیخان
طبیب اصفهانی : سیرزاعبدالباتی
طبیب اصفهانی : زین العابدین
طلعت اصفهانی : آقابحمد
طبیب بروجردی : بیرزابحمد
طرب مرودشتی : محمد رفیع
طوطی جوانشیری : ابوالفتح
ظ
ِ
عرت قاجار : سلیمان خان
عاثق اصفهانی : آقابحمد
۱ تاریخ تذ ههای فارسي
علی کامی
عالم نهاوندی : محمدباقر
عارض اصفهانی : آقا باب
عارف طهرانی ۰ بیرزایحمد علی
عنایت اصفهانی
عیشی اصفهانی : میرزارضا
عزیزکیلانی : بوسف
غیرت اصفغانی : سید جعفر
غالب اصفهانی : بجمداحسین
فرخ زند : محمدحسن خانلرغان
فروغي اصفهانی : بیرزامحمد
فدای اردستانی : سییدسعید
قطرهٌ چهارسحالی : عبدالوهاب
تتیل گلپایگانی : سول مربضی
قابل ایروانی : حسنملیخان
کشت نطنزی : میرزا احمد
گلشن زنگنه : میرزابحمد علی
عارف تفرشی : میرزاهدایت
عشرت فراهانی : سیدمحمد مهدی
عابی اصفهانی : محمدبافر
عذری بیگدلی : اسحق بیگ
علي اصنهانی
عاصی نهاوندی : ملاعلی
غنی تفرشی : سیدعبدالغنی
فطرت لرستانی : محمدامین بیگ
فردی زند . صفربیک
فریبی طهرانی : میرزاحبیب انته
ق
قانم گلپایگانی : محمد
قضانی یزدی :۰ محمد رحیم
له گل
کو کب یزدی : میرزا بحمد علی
محمود قاجار (مولف)
مشفق زنگنه : پیر مرادبیک
مصور خسهیی : حسنعایبیگ
محیط فراهانی : میرزامعصوم
مجید طالقانی : درویش عبدالمجید
مشرب عابری : میرزا اشرف
مهجور قمی : محمدحسین
بحمدبیگ سافی
مشفق خسهیی : حسینقلی
بعلم نهاوندی: ملامهرعلی
سسرور بیکدلی : بحمد خان
منت افشار : بحمد کريمخان
بایل تزوینی : بیرزآمحمد
موحد قزویتی : میرزاعبدالعلی
محروم شیرازی : حسینقلی
منظور شیرازی : بحمد ابراهیم
مخلص شیرازی : مجمه نبی
سسکین مازندرانی : میرزاعباس
بقتون استرابادی : سید فضل النه
منتخب خراانی : میرزاحسنهلی
مظهر استرابادی ۰ میرم<مد صادق
مقتون دنیلی : عبدالرزاق بیگک
بیان المحمود
م
مجمر زوارهیی : سیدحسین
منصور اصفغانی : محمد وضا
مودیخان کلهر
مشتاق اصفاني : میرسیدعلی
مجرم یزدی : میرزا ب<«مدعلی
مهجور اصفهانی : محمدعلی
مایل اصفهانی : شیخ رحیم
مونس نهاوندی : ملایجمد
مدهوش گلپایگانی : بحمد صادق
محمد تقیپیک ملایری
مجنت بروجردی : علینقی
مذنب کرمانشاهی ۰ عدالمجید
سید محمد حسن قزوینی
مونس اصفهانی : میرژا محمدعلی
مشفق شیرازی : میرزادبحمد
منعم شیرازی : میرزامذعم
مفتون بواناتی : محمدحسن
بلامحمد مازندرانی
مشتافعلی کرمانی : میرزامحمد تقی
مشفق استرابادی : آقا کوچکك
مطیع مازدرانی : محمد زکی
سهدیبیگگ شقاقی آذریا رجا نی
۱۶۸ تاریخ تذ کرههای نارسی
نشاط اصفهانی : میرزا عبدالوهاب
نوا ی زند : منت علیبیگ
نظیر زنگنه : ابان اه بیگک
نیاز جوشقانی : سیدحسین
ناصر نجفی
نشاطی گرجی : محمد باقربیکگ
نوید اصفهانی : محمدحسین
ایاز شیرازی : محمدرضا
نشاطی هزار جریبی ؛ میرزاعباس
نصرت طالشی : سلطانحسین
ندیم خراسانی : میرزا ز کی
ندیم مازندرانی : میرزابحمد
والای قاجار : علینقیمیرزا
واله اصفهانی , محمد کاظم
وثای قمی : میرزا شمسالدین
وفای فراهانی : میرزاحسین
وصال شیرازی : محمدشفیع
واله (کزی داغستانی : علیقایخان
همایون قاجار : همایونمیرزا
ن
نورعلیشاه اصقهانی : محمدعلی
نصیب اصفهانی : آثا محمد
نیاز صفوی : احدمیرزا
نصرانتهخان قرا گوزلوی همدانی
نظیر گلپا یگانی : سید حسین
نشاط اصفهانی : آقا بحمدعلی
ناه اصفهانی زینالعا بدین
نوری مازندرانی : ملاعلینوری
ناظر علیآبادی : میرزا طاهر
نشاة ت رکمان : میرزا عبدالرزاق
نوای هتدوستانی : میداحمد
۶
واقف هندوستانی : نورالعین
وامقیزدی : بحمدعلی
وفای اصفهانی : میرزامحمدعلی
وفایی تفرشی : عبدانته بیگ
وفای مازندرانی ؛ میرزاحسین
م
ها تف اصفهانی ِ میداحمد
پردهنشینان سخنگوی ۱٩
هجری تفرشی : میرزا سید ابوالقاسم هاشم شیرازی
ی
یغمای جندقی : میرزاً ابوالحسن پاری امفهانی : میرزا محمدحسین
یوسف گرجی
پر دهنشینانسخنگوی
تالیف ماگه رحمانی افغانی در ۱۳۳۰-۱۳۲۹ ش
تذ کر شاعراتست و درمجلة آریانا چاپ کابل (جلد نهم شماره؛ُ , , و۲ ,سال
و ۲ , و جلد دهم شمارههای , تا . ,سال .۱۳۳ شمسی) بطبع رسیده ومتداری از
آن جدا کانه نشریافته است .
نوزده فقره از تراجم این تذ کره درسجلد سوم کتاب زنان سخنور (ص ,4 - 6 4
۲ |[ - 6 ۳-۱ ۵ ات ۵ ( ۷ ۱۳-۱ ۷۰۱ ۹۸-۱ ۱سه ن ۳۰۲ م ۳۱۷-۲ ۲مع ع ۲
٩۱۰۲ 6٩ ۲ب ۲عر ۳) نقل شده است .
نگارنده از آنچه که در مجلة آریانا درج شده است فقط هشت شمار؛ آخر را
بدستآورده و از ثلث اول آن بیخبرست: این قسمت مشتمل است بردنبالة فصل سوم
(- اتونی - آرزویی - ضعیفی - مآهیخانم - جهان - حیات - پرتوی - کاملهبیگم -
نهانی | کیرآبادی - نهانی دهلوی - گلبدنبیگم - گلرخ بیگم یا گلچهرهبیگم - سلیمه
بیگم - بنتاصفهانیه - فصیحهٌ جمیلة اصفهانیه - نورجهان بیگم - آرام - فنا - بزرگی
جانان بیگم - گلشن - جهانآرابیگم - زیبالنساءبیگم - زینت- امانی - لقاصخد یجه
سلطان - چندا «ماهلقا» - گناء بیگم .
فصل چهارم : قرن سیزده» بایک مقدمهٌتاریخی دردوصفحه که نشان مید هد
فعتول قیال نید ریک بانعنمهتن آغا رده است: عايشه افغان - رشحه بنت هاتف -
حاحیه. بستورة زئد - دلشاد _ آغاباحی- زپیده خانم - فخری تاجار - عصمت قاحجار مب
عفت قاجار - یب قاجار - گوهر قاجار - مریم فراهانی - جهان قاجار - مور ارف
جهانبانی - عصمت بیگم - حیران دنبلی - مستورهٌ کردستانی - قرةالعین یا طاهرة
قزوینی - محجوب هروی - مستور؛ غوری - بیبیسنگی - شاه جهان بیگم بهوپالی -
مریم کنيزك - صنوبر عاجزه - گوه رکابلی - زهرةٌ لکهنوی - آغا کوچکک - آمنندوی
کابلی - بیوجان کابلی - فاطمه سلطان خائم - ام هانی .
فصل پنچم (شاعرات مجهول الزمان) : آغا دوست - آفاقی - بلیغه - بیکم
دهلوی - پری - دصویرهندی - جلائی - جمالی - جهانی - حجابی استرابادی-حجابی
گلپایگانی - حسینه بیگم - حیانی هراتی - دختر - دلشاد خاتون - ریحانة مجنوئه -
زلیخا - صراحی - عایِشة سمرقندی - عاجزی - عصمتی مسرقندی - عصمتی - نیز
فاطمه - گوهرخانم - فاطمةٌ خراسانی - لطیف - مجوی. مخدوبه یزدی - نظیرتسایی
نهانیقاینی - همدمی - یاسمن بوبخان بختیاری لاله هندوستانی - عفافشاهدخت
جلایری - فاطمة قوال) ,
| کرچه بعضی ازین اسامی مجهولست و بعضی مجعول و برخی بردانند کد
براثر بیوقوفی تذ کره نویسان در شمار زنان آمدهاند » ولی حفاً پرده نشینان سخنگوی
از سایر تد کرههای نسوان بهترست و ماف که معرفتی بحالش ندارم دریتکارزحتی
بسزا کشیده و منایع خود را در ذیل با ضمن هر ترجمه مذ ور داشته که عبارتند
از : ریاض الشعراء » تذ کرةالخواتین که انتحال خیرات حسان است » کتابشریکك
مرد» تألیف خدایار محبی» سالنابة پارس » صبح کلشن » مفتاح التواریخ » مجله
بانو » توزلك جهانگیری» زن در حامعه » ند ثرهٌ حسینی» آتشکده یزدان ؛ دانشمندان
3 ربایجان » شمع انجمن » مجله کابل » نمونة ادبیات تاجیک » بجلهً جهان نو ؛
خیرات حسان » تذ کر نسوان تألیف ملا محمد صدیق آخوند زادهء مشاهیرالنسوان»
پردهنشینان سخنگوی ۱۰۱
بهترین اشمار » گلچین جهانباني » دیوان مستور؛ٌ کردستانی » مجمعالفصصا ؛ مجلةٌ
ترقی » تاریخ عموبی ایران تألیف اقبال آشتیانی » پشتی میرمنی تألیف بینوای
افغانی » تاجالاقبال تاریخ بهوپال » تاریخ ادبیات افغانستان در عصر سدوزاییها
تألیف غبار افغانی » طبقات سلاطین اسلام » مرآتالخیال » آتشکده آذر .
تاریخچه وو قرن اخیر شعر |وعر فای
چهار محال و بختیاری
نگارش و تألیف سرهنگت ابوالفتخ اوژن بختیاری در ۱۳۳۲ ش
در تراجم یکصد وشصت وهشتنفر از شعرا وعرفای چهارسحال و بختیاری در
دو قرن اخیرست درهشت فصل : (,- شعرای قصبه سامان - قرية چالشتر
۳- قریةزاینان -شهر کرد م. قصبتهفرخ ب- قصبهٌبروجن پ- شعرای متفرقه
این کتاپ ۵ر ۳۳ ۲ صفدجد پم هه فهرست اافبا یی صاحبان تراجم و ر صفعده
مقدیه سال ۱۳۳ شمسی در تهران بقطع وزیری چاپ شده است :
بطوریکه مژلف درمتده (ص الف» ب) نگاشته است » اساس تاروی تذ کر
مخزنالد رر تألیف میرزا نورالتهعمان سامانی بوده؛ که درجای خود.ذ کرش خواهدآمد ,
ترجمة مولف درهمین تذ کره (ص ٩ ۲۲ + ۲۳۳) مسطورست » ونیز ازوست :
تاریخ بختیاری که بضميمة ساهنامهُ وحید درین ایام متدرجا چاپ میشود .
7 نجل عر فان
از آقامیرزا محمودسلطان طالب دهلری در ۱۳۳۵ هق
مستمل بر ذ کر شعراییاست که درسدح مولای متقیان شعر سرودهاند؛ با تراجم
نادرست و اشعار سخیف و مسست در یک متدیه و پنجاه و پنج ترجه بدون ترتیب
تاریخی با الفبایی که از مولانا جلالالدین شروع و به سید صغیر حسن شمس ختم
تحفةا لا حیاپ فيتذ کرةالاصحاب ۱۰۳
میشود . برای نمونه عنوان یکی از تراجم نقل میشود:
«مولانا اهلی شیرازی متخلص بهلسانی» ص ۱۰۶ .۰
چاپ مغلوط سنگی در محبوبالمطا بع دهلی » نطع جیبی در دي صفحه بسال
۵ ۳۰۵ ۵ قا.
تحفه|لاحبابت فیثد کرة الاصحاب
تألیف قاری رحمةاله واضح بخاری در ۱۲۸۵ هق
تذ کر شعرای فارسیزبان بخارا و افغعانستان است» ازقرن هشتم هجریتازمان
تالیف مشتمل برتراجم یکصد وسیشاعر» و باتاریخ راقم بسال ۳۲ , ق» درتاشکند
بطبع رسیده است .
تحفةالاحباب یکی از مآغذ عمدهُ صدرالدین عینی در تألیف کتاب نمون
اد بیات تاجیک بوده و چهل وسهمورد ازآن استفاده کرده است .
شاه عبدانته بدخشی مینویسد : « تحفةالاحباب نام اثر قیمتدار وامح شاعر و
ادیب معروف بخاراست . این کتاب یکی از تذ کرههای معروفست که باحث از شرح
احوال بسیاز فضلای متقدمین ومتوسطین ومتأخرین ومعاصرین فارسیزبان بوده وقبل
از انقلاب بخارا در یکی از مطابع لیتوگرافی بخارا بطبع رسیده » نسخة آن متداول
بیباشد» .
«نقل از مجله تابل » سال نهم شمارهُ بازدهم ء ذیل عنوان ادییاتفارسی» .
ترجمه ملف :
صدرالدین عینی میئویسد ؛ «قاری رحمةانته واضح در ادبیات فارسی از جملة
متبحرا ین زمان خود بوده» در ادییات عرب درماوراءالنهر از معاصریتش پیشیمیکرد»
درریاضیات وعلم طب پیز صاحب دست دراز بود» در تفسیر» حدیث » تاریخ وتراجم
وی تاریخ تذ کرههای فارسی
احوال از حملة متخصصین بود» گویند سه هزار حدیث را پا اسناداتش ازبر داشت >
تفسیر قاضی بیضاوی و کشاف از کمال تتبع ومزاولهاش بالمال محفوظش شده بود »
باوجود اينهمه فضایل غیرآنکه در ایام ولی عهدی امیرمظفر چند گاهی بدربار بحرم
شد » دیگر نهعملی نه ملکی ؛ بمنصبی نرسیده در کمال احتیاج » لیکن با استغناه از
دنیا گذشت :
تذ کرهنویسان معاصر تألیفاتش را بقرار ذیل شمردهاند :
,- تحفةالاحیاب در تذ کر احوالشعرای عهدیغنیتیان» (ند کرسوردبحث) .
۲- سوانح المسالکی سفرنامه درسفر حجاز خود .
م- شقایقالدقایق بتعریف علوم واهلش .
- دیوان فارسی » عربی » تر کی ,
و مجموعدیی در ردایفالاشعار ازهر کس .
ب- مجموعهیی در فرد های برجسته ازهر کس بترتیب حروف هجاء .
ب- رسالمنظوم بنام برف ویخ درتصویر یخ وبرف کوه کرسانشاه کهدرباز گشت
مقر ححاز مولف بانجا واردشده .
م- خوان لذت درذ کر انواع اطعمه و اشربه بترتیب حروف هجاء تقریباً ه ب
جزو .
9 - مشنوی درحکایات متفرثه .
, ب- عرایس الایکار ونوادرالافکار بنظم ونثر فارسی وعربی .
ب- ترجمة تر کی وسال فارسی حانمیك شیخ بهائی دراحوال اسطرلاب ,
۲ - ترجمهٌ فارسی رسالهٌ برهالساعه محمدین زکریا در طب .
مج ,- تَحفهُ امانیه درطب» وغیرها احزاهای متفرقه» ,
وناتش بسال , ,م , دق اتفناق افتاده است.
از اشعار فارسی اوست :
گفتارتو رونقاز در ناب ببرد. العل توزسلسبیل خاد آببیرد
نحفة سامي ۵ ۵ ۱
لطفبدنتصفایمعتاب برد حسنتسیقا زغنچهسیرابببرد
ررك امونه ادبیات تاحیک ۰ ص ۷ ٩۵ ۰ ۷-۸ ٩
یکی دیگر از تألیفات وی کتابی بنام مالکالملک است که نسخهییاز آن در
بخارا بوحودست وسمیدوف دو فهرست حود بسماره (۳م) ار آن یاد کرده است .
نحفةسامی
از ابوالنصر ساممیرزا بن شاهاسمعیل صفوی در ٩۵۷ هق
مشتمل بریکه مقدبه وهفت صحیفه بشرح ذیل :
صحیفه اول - در ذ کر شمهبی از حال فرخندهسال حضرت صاحبقران بغفور و
اولاد و احفاد وسلاطین معاصر ایشان ,
صحیفة دوم - در ذ کر سادات عظام وعلمای افادت اعلام .
صعیفهٌ سوم - در ذ کر اسامی حضرات واجبالتعظيم که | گرچهشا عرنبودهاند
اما گاهی زبان بگفتن شعر می کشودهاند .
صحیفة چهارم - در ذ کر وزرای مکرم وسایر ارباپ قلم .
صحیفهٌ پنجم - در ذ کر شاعران مقرر ونصحای بلاغت گستر.
صحیفة ششم - در ذ کر طبقة تر کان وشعرای مقررایشان ,
صیحیفة هفتم - در ذ کر سایر عوام و اختتام کلام .
این تَذ کره برابر نسح چاپ طهران شامل تراجم ششصد و سی وسه نفرست »
ونخستین بار صحیفة پنجم آن که درذ کر شاعران مقرر وفصحای بلاغت گسترست از
روی نسخه های مورخ رد4 وریو که بشمارههای و , ۲ و. ,( د رکتابخانسشرقی
پعنه موجودست درسال ۳,۳ ه شء بسعی واهتمام مولوی اقبال حسین (ایم-ای-
بی-ال) در بو , صفحه یامقدمٌفارسی وانگلیسی وفهرست رجالبقطع 2/۲ ۱۱/۲۲
_ تاریخ تد کرههای فارسی
سانتیمتر از طرف دارالفنون پتدة هندوستان بطبع سربی رسید» و درسالع ,۳ , هش »
قمام آن از روی نسخه مرحوم مرتضی نجم آبادی مستشار دیوان عالی تمیز باهتمام
مرحوم وحید دستگردی در مطبعه اربغان طهران بقطم ۲ ۲ , بامقدیه وذهرست
شعراه درم و , صفحه باحروف سربی چاپ شد .
نسخه اساس چاپ وحید بسیار بغلوط و بیاعتبارست و بجز صحیفه پنجم چاپ
مزبو رکه با چاپ پتنه مقابله شده است بقیمٌ صحائف آن قابل اعتناء واعتمادنیست,
نسخه های شناخته شده این تذ کره بجز سه نسخه سابقالذ کر عبارنست از :
دانشگاه تهران کتابخانة مر کزی » ش ب. .۳ حقوق » ش بم ۱-ج)» مورخ ,۹
ادییات » ش وم ؛ کتابخانة ملی ش ۸.۰ و +دهم؛ سلکث» ش م ع مس قرن یازد هم ؛
عبدالحسین بیات» قرن دهم ؛ سپهسالار » ش ۱.۰ , سورخ ۳م؛ ونیز رك: استوری
, :وب و کتابخانة آستان قدس رضوی» ش به ۱ تحریر قرن دهم .
اخیرا بتوصيهُ بنده دوست دانشمندم آقای رکنالدین همایون فرخ دست بکار
یک تصحیح انتقادی از تحفه سامی شدند و بنده نسخْة آستان فدس را برای اپشان
عکس گرفته بانسخة خطی آقای بیات ونسخةٌ چاپ پتنه در اختیارشان قراردادم ودر
حال تحریر (آیانهاه ۳۶ ,) بهمت والای ایشان قسمت اعظم آن بچاپ رسدهاست.
ترجمه مولف :
شرح احوال ساممیرزا در تواریخ عهه صفوی و تذ کرهها بتفصیل مسطورست
ونیازی بتکرار نیست » و بنده فقط دونکته را یادآور میشوم که دیگران تعرض آن
نشدهاند .
نخست اینکه همه تذ کرهنویسان و محقتان عصر ما بدون استثناء ساممیرزا را
در ردیف شا هزادگانی قراردادهانذ که شاه اسععیل اني در سال ۳.,رو هجری بقتل
رسائید » و این سخنی ناصوایست چه عبدیییگ نویدی شیرازی (زین العابدین علی
بن عبدالمژمن) متوفی :مم و هجری در اردبیل وصاحب کتاب تکملةالاخبا رکه آنرا
بنام پریخانخانم دختر سیاستمدار شاه طهماسب اول تألیف کر ده است » دروقایعسال
شناد . "<"<"<" " ۱۷
ساممیرزا و اولادش مببودند » بحسب اتفاق ( اتفاق عمدی وسیاسی البته ) پسران
القاس : سلطان احمد وبسلطان فرخ جمع گشته صحبتی میداشتند » زلزل عظیمی روی
نمود » و آن منزل بر سر ایشان فرودآمد وسجموع هلاك شدند » و این بنده قطعهیی
برای ضبط تاریخ بنظم آورد :
قطیه
بتاریخ جهان زد قهقهه کبک خرامنده
که نبود دایما جام بقا اندر کف ساقی
چ و گفتم چیستحالساموتاریخش چهمیگویی
یگفتا درجوابم : «دولتطهماسب شه باقی»
)٩۷۰(
دیگر اينکه ابوالفضل علابی در | کبرناسه (جص ٩ب س ه )ذیلسوانح
سال هزار وهفت هچری میدویسد :
«میرعارف اردبیلی در دارالخلافه آگره نقد زندگی مپرد » گویند او پورسام
میرزای صفوی است » ریافتگر و تجر"د گزین بود » ازو شکرف کارها برگزارند »
والعهدة علیالر اوی ,
تألیف افضلبیکت خان قاقشال اورنگكآبادی در ۱۱۹۵ ه ق
مشتمل است بر تراجم شصت و دوتن از شعرای د کن که شصت نف رآنهاسلم
و دونفرشان هندو هستت» بدون تر تیب الفبایی که ازسیدغلام حسن قادری متخلص به
سالک آغاز شده بهمیرزا مظهرجان جانانجهانآبادی پایان میپذیرد» واز بعضیشعرا
غیر از شعر فارسی اشعار رپخته (اردو) هم آورده است .
۱9۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
آغاز ؛
«ای ذ کر تو گلفروش بازارسخن رنگین زتوب رگ بر گلزار سخن
اوصاف تو دیباجه مجموع اعطق توحید تو مشاطه رخسار سخن"
زیبایی خامهسرومثال از حمد گلشن آراییست که چمن پردا زیصحیف4 گلستان , , .
الخ » .
درسب ثالیف کوید که چون پیش از وی دیگران تذ کرههابی تألیف کرده
بودند» و او نمخواست تفلید از ايشان کرده باشد» لدا بحکم «لکل جدیدلده» بذ کر
احوال شعرای بعاصر د تن ونواحی آن پرداخت.
آزاد بلگرامی سال اتمام اين تألیف را «تحفه اصحاب شعره ب , ,» یافته» و
عارف الدین خان عاجز « تحفه اوح کلام شعرا » گفته » وسیرزا علینقی ایجاد بتعمید
خان افضل بیان معتیسنج بجلس آرای صفه شعرا
کرد تالیفنسخه بیرنگین از سخنهای طرفه شعرا
سال تاریخ آن رروی ول افت ایجاد رر نموه شعرا 4
روی قبول دق . . و» است و با « تحفه شعرات ع و . ۱ » رقم ۰۶ ,, بداست
بیآید که باوجود تعمیه بازهم تسا تالیت نت
مولف در ذیل نام آصفجاه ونظام الدوله بذ کر سوانح عصری پرداخته و آزاد
بلگرامی هم در سرو آزاد که تألیف آن با تحفةالشعرا دریکسال واقع شده است » در
ذیل نام ایندونفر همین کار را کرده است؛ رلد ۰ سرو آزاد ص ۱۹۰۱-۱۷۲۳
لسخه : اصفیه » ج ۱ ص ۳۱۰۱ ش ۰ سورح هرق » ۲۵ ئی ۱۱۲
ش ۲۲, ؛ و مدراس » ش ٩ (ناقصالاخر) : ونیز رلك : نذیر احمد » ش رپ ؛
کتابخانه شخصی کرنل رشیدناظم بیمارستان جناح لراچی (درء « , صفحه کوچک) .
» ند کرهدای قم 4 بهار و زیندالمدایح یز بااین رباعی آغاز گرد یده است) وریاعی
ازناظم هروی اعت.
ف ۳1
المعراه
فهرستاسامی شعرا
ات سمل شام حسن قادری مالک
۳ شاه هدایت اننه وحدت
ه- سید عبدالولی عزت
۲ب میر غلامعلی آزاد بلگرامی
ء- شاه فضل انته ذتشیندی
> میر عبدالمنان عزلت
و- بولوی محمد بافر شهید تهرانی
۱- آصفجاه نظام الملک بهادر
۳ ۱ - متوسل خان بهادر قابل
ه ب- خواجه قلیخان بهادر موزون
ب ۱- میرزا هدایتالته اراد تخانبهادر
٩ ۱- میربحند هاشم چرأت
, ۲-میر فقیرانهغان شاه
, وب میر عناأیتالله حیزی
ج ,- نظام الدوله میراحمد خان بهادر ناصر
ء ۱- خواجه باباخان بخاری خواجگی
> ۱- مرشد قلیخان بهادر مخمور
۱- سیرنعیم دلاورخاننصرت سیالکوتی
. - قزلباش خان امید همدانی
۲ - ميرقاسم خان عاشق
۳ ۲-خواجه! یوبمخاطب به جمیل بیگکخان ء ۲- سیر عبدالحیغان وقار اورنگکآبادی
ه ۲-عارفالدین خانعاحز اورنگآبادی
يم آقاامینایلچیوری وفا
و ۲- میرزاً محمد تقیصبا
رس قاضی محمدحان آشنا
۳س۳-"میر محمد واله حیدرآبادی
۵ ۳- میر سیداحمد هنر
يس- شیخ نور محمد عاصی برهانپوری
۳- شیخ غلامحسین ابداد برمانبوری
, ع- نورالدین علیرنگین
م ع- نوازشخان راز
ه ع- می رکامل کامل برهانپوری
٩ ۲- میرزاخان رسای حسینی همدانی
۳- میرزا علینقی ایجاد
غلام ابراهیمخان
۳۲- میر محمدرضی شوشتری
ء ۳ میر عبدالوهاب افتخار دولتآبادی
م- میرزاترك علیبیک واصل اورنگآیادی
برس شییخ محمد انوریکدل
, ۶ تصیرالدین خان دانا
۲ وس شیخ احمد فدای اورنککآپادی
ء ء- بیریوسفخال بسمل
د ی محمدقلی تسلیم برهاثبوری
۱۹۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
بع- بحمد حاید دولتآبادی م ۶ میریحیی ایما
٩ :- کامگایخان عالیاورنگآبادی , و میر محمدعلی آفصح شاهچهان آبادی
, ه- آقا صاییا بعتمد ۲ 0- سیر مخمد علی ضیا ء
۳- میرزا خلیل خلیل حید رآبادی ع »- مبارك یارخان مبارلد
۵ ۵- محمد عاقلخانعاقل (دانشمندخان) ۹ امین الد ین علیخان امین اورنگآبادی
به- حافظ محمدفاضل گجراتی مه شیخ محمد فاضل جویای سرهندی
٩ و- مهاسنک حقیر ( کیسامل) . »- رای مدنسنکه موزون
۱ ب- قاضی محمدصالح روشن ۲ میرزاجانجانان مظهرشا هجهانآبادی
«تلخیص و افتباس از کتاب ند کره نویسی فارسی در هند و پا ستان ؛ ص,
۳۸۲۰۳۸۷۸۸ .۰
بقرار سسموع تحنةالشعرا از طرف انجمن ترقی اردو تحت طم قرار گرفته اس ,
نحفة الشعر اء
تألیف سلطان محمد عیرزا بهادرخانالصفوی البو بهی متخلص بهالوعی
در ۱۲۱۱-۱۲۱۱ هق
در تراجم احوال متقدمین ومتأخرینست بسیاقآتشکده و ابوالحسن بنابراهیم
فزوینی در کتاب فواید صفویه! دراحوال وآثار سلطان محهدمیر زا آخرین سلطاناسمی
صفوی چنین مینویسد :
۱- ریو مینوبسد کهتاریخ عمومی شرق بخصوصايران است تا سال جلوس فتحعلیشاه
(ع ۱۲۱۱ ه) ومولف درنقدمه میگوید که تاریخ صفوید وسلول الطواثفی ایرانست که تا
بحال روی آن بحثی نشده و درهند کسی از آن اطلاعی نداشته که مژلف با مشاهدات خود
یه حایه د رفح رل
تنحفة الشهراه ۱ ٩ ۱
«سلطان محمدمیرزا بهادرخانالصفوی البویهی» مصرع : رآباء وامٌ" وارثملک
ایران » زینت نگارشبید هد : | گرچه بمضمون صدق مشَحول این مصرع : گنجایش
بقیه حاشیه از صنحذ قبل
در ايران وهند آنرا تنظیم و بولی نعمت خود ابوالفتح سلطان محمد میرزا بهادرخان مذوی
تقدیم کرده است ,
سلطان محدبیرزا آخرین فردصفوی که شرح حالاو دراین اثر آمدهاست ؛ در جوانیدر
اصذهان رو زگار میگذ رانید و در ۱۲۰۰ نزد آقامحمدخان بوده وآن-ردار جاه طلب برایآنکه
از شراو آسوده شود» دره ۱۲۰ ویر به سند تبعید کرده واو بعد ازچندسال سرگرداني بالاخره
در ۱۲۱۰ بهلکهنو در پانمیون کمپانی هند شرتی آمده و درینوقت ۲٩ سال داشتهاست .
ملف درین کتاب تام اتفاقات و حالات این شاهزاده رالعظه بلدئله پیان کرده وحتی
ملاقانهای اشخاص را باو بخصوص رجال انگلیسی مائئد : کلنلپالمر » جذرال اسثوارث »
کلنل اسکوت » جوندبیلی » س رگوراوسلی » د کتر هانتر » د کت کندی » ماژوریول ودیگران
مذ کور داشته است,
مولف مراتب ندویت خودرا نسبت بخائدانصفوی و درباردهلی وحکام انگلیسیبکرر
بیان کرده ولی درهر موآعیتیتثفر شدید خود را نیت به توابهای اوده ( در همائجا که او
زند کی میکرده ) مذ کور داشته است .
مندرجاتاین کتابعبارتست از : ۱ - تاریخ صفویه که مشتملست برذ کرشاءاسعیل؛
شاه طهماسب » شاه اسمعیل ئانی , سلطان بحهد » شاه عیاس ؛ شاه صفی » شاه عباس دوم »
شاه سلیمان شاه سلطانحسین » شاه طهماسب دوم که در ۴۰ ۱۱درقزوین بوده » باس سوم
پسر او ده بوسیلةُ نادر از بین رفت » ساطانحسین دوم ؛ اهماسب دوم که بوسیلة عایمردان
از بين رفت » و آخرین پسر یعنی سلطان محمد میرزای سذکور ؛ و اين قسمت اخیر که تا
۰۱ هق را شرح میدهد ریک یادداشت روزانه شبیه ترست تایکک تاریخ ؛ و در دبا این
قسمت موضوع دیگری درسیان میآید که بربوطست بسالهای ۱۳۱۲ تا ۱۲۱۰ هجری
۲- درذ کر حکوبتهایی که در مقابل صفویه قیام کردهاند» مشتمل برشش قسمت. ۱-اففانها
۳- کسانیکه بعداز نتح هند بانغا نستان رفتهاند مانندبحمد بیگخانی همدانی و برهانالملکث
بقَیٌ حاشیه در صفحه بمد
۳ تاریخ تذ کرههای فارسی
فرخنده ساعات خودرا بریاضت و عبادت وشبزندهداری مصروف بیفرمایند» وازغدای
شیههناك پرهیز می کنند» و پیشکش ونذور که از مریدان سیرسد بفترا و محتاجان و
یتیمان قسمت و احسان مینمایند » وا کثر اوقات اتفاق بیافتد که رخوت پوشا کی
امتیازی خویش را بسایل داده خشنودش میسازند » و هرگاه در هنگام اکل آواز
گرسند و تشنه میشنوند » یکمال رغبت دست ازطعام کشیده آن غذای لطیف را بآن
مسکین میرسانند» و اینقاعدة کلیه است که هر کسی هرچه سژال کند بياید » خواه
درقوه داشته باشند خواه نداشته باشند ,
نظم
مجسم کرد چون یزدان دلاو نمود آب ستخا صرفب گل آو
عنانجود» حق دردست اوداد بیخاصان از ازل زسم نکو داد
و در سر نفس وعدم تکیر درهنگام کلام با عبر کین چنال بجحیور میدونده
که آن غیر کفر از خویش میشمارد وسسرور میگردد » و در صافیضمیری چنانند که
یقیذ حاشیه از صفحة قبل
وغیرهما ازفبیل حانشینانبرهانا لملکدراوده - ۳ افشارها از نادر تا نواد گانش ع- ابدالیها
پا درانیهااز احمدساطان متوفی ۳ .۸ و تیمورسلطان متوفي ۷ و زمان سلطان که و
۱ حکوست میکرده و جانشین او بحمد سلطان که در ۱۲۱ بوسیلة شجاع الملک از
بين رفته . ۰ زندیدا ز کریخانتامر گ لطذملیخان . ۰- قاجا ریه] زقتحمایخاناتالیقشاهطهماسب
دوم تاجلوس فتجهلیشاه در ۱۱ ۱۲ ۵ .
از نسخههایی که جزو مآخذ مولث بوده و نقل کرده است خلد بری؛ست و تذ کرة-
الاحوال حزین و تاریخهای بی رکانلم سوسوی سرزواری»مننیطهماسب دوم»ومیرزا خلیل امی
صفوی ( که از طرف بادر صفوی بوده )و میرزا صادق نامی. براینسخههایاین کتاب رکث:
ریو . ش ۱۱۱۹۸ و ۱۳۱ (ج ۱) و کنابخانة ملیملیی , ش ۴۸۷۱ -
مژلف از کتاب خود «نوان نکارستان عمنام سبرد چنانکه دراحوالساطان محمدسیرزا
ملاحئله خراهدشد ,
آنچه در دل دارند همان برژبالست و با معاندین پرکین د رکمال حلم وملایمترفتار
مینمایند» و کین احدی در دل ندارند» و در بدیهه گویی وحاضرجوابی بینظیرند » و
صاحب تصنیف و تألیفند » تحفةالشعراء که احوال شعراء متقدمین و متاخرین و
معاصرین را از دواوین شعرای ماهر منتخبفرموده فراهم کردهاند» جمیع ارباب کمال
اهل ایران منصف شدهاند که اين تذ کرةالشعراء ترجیح برآتشکده حاجی لطف علی
بیک شاملو المتخلص بهآذر دارد» همگی موژوئان فصاحت بیان بلاغت نشان ایران
تاریخ اتمام آن تذ کره گنته اند» ودرنصاحت وبلاغت ومناست مقام این فرد که در
دیباچه آن تذ کره از نتابج طبع آنحضرتست و از تخلص نیز خبر مید هد » موزونان
عصر انگشت حیرت بدندان گرفته تحسین وآفرین کردهاند» اینست :
شد طلوعی چو شمم این خانه جمع شد صد هزار پروانه
دپگر تحفةالاحباب و تحفةالسلاطین صنوبه و اخلاق محمدی است» و تحفة
العشاق دربقابلةٌ مجالس العشاق عالیجناب سلطان حسین میرزای بایقرا باتماموانجام
رسانیدهاند وبرلغات بختلفهُ هرفرقه مستحضر وباخبرند» ودرنظم ونثر تحفةالشعرا شاهد
احوال و صدق بقال راقم حروفست » و آنچه از زبان مباركك آنحضرت از احوال ایام
مستقبل جاری شود همان میشود؛ بخاطر منجمین چنین میرسد که سهمالغیب درطالع
دارند » و اکثری از مریدان نظر بر علو خاندان امامت از کرامات و بکاشفات
میشمارند» والحق چنین میتواند بود که اين آثار واستبشار حسبالارث والاستحقاق »
نسلا" بالنسل ازدودمان ولایت و خاندان امامت بکثرت ریاضت و مواظیتحسن فعال
و صدق مقالوا کل حلال بآنحضرت رسیده» و بعضی از وفور مرورعلوم غریبهمیدا نند»
ودیگرالعغل نصفالکرامات کنابه ازینست» ودرحالالتحریر اختتام این نگارستان که
راقم حروف وملامجمد روضه خوان کهشرفیاب حضور آنحضرت گرد یدیم» ارشادفرسودند
که دیشب حدم حشرت آبامحسین علبه الصلوات والسث<م را دیدم که بجمعیتتلیل
در خیمه رونق افزایند» چون بسلام سرافرازشدم » فرمودقد که ایفرزند دشمنان بمن
زورآور شدهاند » در خيمة رویرو برادرم امأمحسن تسمر یف دارند 6 احوال مخالفان را
۱۹ تاریخ تذ کرههای قارسی
بعرض آنحضرت رسان » چون بسلام و رسانیدن پیفام نزد آنحضرت رفتم » و انتخار
یافتم گزارش را عرض کردم » آنحضرت فربودند بهبرادرم عرض کن که صبر نما که
من نیز اطلاع دارم ؛ و چون بخدمت حضرت امامحسین رسیدم ومشرف شدم جواب
رسائیدم » آنحضرت فرمودند بموالیان ما ازطرف ما برسان که فرزندم میرعباس صفیر
است اعانت او نمایند» تا اینمقام کلام معجز نظام انحضرتست و میرعباس نام قاینی
خراسانی در آن اوان در لکهنو رحلت کرده بود» وفرزندش میرحسین نام صفیربود» بعد
از سهماه نوشتجات از عتبات عالیات رسید» سعود وهابی دوشب عیدغدیر شبخون به
کربلا آورده | کثر مجاورین سرزمین کربلارا بقتل رسانیده » و وقفیات روضه آنحضرت
را غارت کرده روانه برعرب گردیدء در همان اوان درعالم رژیاآنحضرت بجنابصفوت
ظهور مذ کوروقایع بدایع احوال خود ارشاد فرمودهبودند» ازاینهقوله حالاتو کرامات
ومقابات ا گر بنگارش و گزارشی درآورد ؛ دفتر جداگانه باید ترتیب نماید ؛ و ا کفر
عباد و کوشهنشینان و اهلالنته آنضرترا سلطان محمدشاه ولی میخوانند»! ککرسسائل
حکمی را حل فرمودهاند که بفکر بکر هیچیکک از حکمای متقدسین و متأخرین نرسیده
بود» ومحاقل خلدمشا کل آنحضرت پیوسته مرجع وسجمع علما وفضلا وحکماوشعرای
این عهد و اوانست از عیش وطرب وساز ونواز هند کمال نفرت دارند » و در دانایی
آنحضرت جمیم عقلای ایران و انگلستان وهندوستان معترفاند ,
مزد
دروصف کمالش عقلا حیرانند بقراط حکیم و بوعلی نادانند
و درعلم فروسیت وسپاهیگری و باقی فنون ماهر و محتاج بدیدن خرده بینان
جهان بمضمون این شعر از ثنا گستری نشمارند وبیان واقع دانند.
فرد
گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
روا بود که ملامت کنی زلیخا را
تَحفه الشعراء ۱۹۰
الحال در جاه تیرة طلمتکده هند وستان از غدر زلیخای دوران یوش سان
گرفتارند .
بیس
برنبامد یک عزیز از مصر سردم پروری
پیر شد درچاه صد یوسف زقحط مشتری
و راقم حروف از مریدان خاص کثیرالا ختصاص این خاندان نبوت و امامت و
ولایت وخلافت وسلطنت نشانست واین قطعه را خافانی دربداقراقم حروفاین اوراق
گویا گفته است» اگرچه در بذداق او وسن است ازومبیت ۰
قطعه
علوی دوست باش خاقانی که زعشره علیاست فاضلثر
بدشان به زسردم نیکو نیکشان از فرشته کاملتر
مفصل وقایع بدایع ذات قدسی صفات آنحضرت حواله واتعات غرایب آیات
آندضرتست که بدستبارك خویش درکمال فصاحت و بلاغت برشتة تحریر کشیده
درعالم انصافداد حودتطبیعت وسیاتت فکرتدادهاند» ودرنظم ونشرش | کثرتجنیس
ونسجیع است و درکنایه و تشبیه دست منشیان عطاردنشان زمان ساضی و حال را بر
پشت عجز بستهاند» الحق آن صحیفه رشکک گلستان فضیلت و بوستان معرفث است »
ووتاپع آن مایهٌ عبرت زمانهء و اشعار آبدار وافکار ابکار آنحضرت از غزلیاتورباعیات
وقطعات به پنجهزار بیتمیرسد» وقصید؛ غرا قریب یکصدبیت دربدح آمامینالهمامین
حسنین علیهماالسلام درردیف آفتاب وماه برشته نظم کشیده , الحق آن قصیدهمذ کور
سحر است نه شعر ؛ بجهة طول کلام بز کر فصاحت نظام آن نپرداخت وهنگاماختتام
این نکارستان که درسنة یکهزار و دوصد و هنتده است سن شریف آنحضرت در گلزار
ترییت و فضیلت بجمال کمال قرب سی سال رسیده بود » در بوستان شهریاری گلچین
ریاحین نامداری ونونهال امانی واساناند .
۱۹۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
که در دین و دوات ربودند گوی
درین عرصه زین شهسواران یکیست
کیان سخودنسش اند کیست
شا هدیاژنیکی اخلاق آنحضرت اینست کهمدت چهلسال فرمانفرمایی کمینی
انگلیس د رکشور هندوستان این فرقة جلیله که دانای عصر خویشاند با احدی از
ایرانیه وتورانه ولا یت زادهدرین مرنبه بحرمت وعزت پیسی نیامدهاند وبحمل احدی
نشدها ند » درین صورت وفور اخلاق آتدضرت را از این واردات معلوم باید نمود و
ریشسفیدان قزلباشیه که یساول صحبت شاهطهماسب ثانی بودهاند ود یگرخانهزادان
که درایران همگی متفق اللفظ اترار بهاینهعنی کردهاند که سروقدي وحسن صوري و
تقریر آتحضرت بجنسه بانند خدیوبی بانند حد ابجد خود شاهطهماسب نانیاند
چنانچه راقم حروف از میرزاجعفر شاملو و دریمخان بن سبدال خان وسحدبیکافشار
ودیگر اعزه ایرانیه که درهند بودند شنید که باخود میگفتند له ۱۳
که جد این حضرت ر ده تسد 6 بصیرت دیده باشند » سعنی مساألم تناسخ را بحوسی
خواهند فهمید » و آنحضرت از طرف مادر از آل بویه است ؛ و این دو قطعه» یکی
تچنیس» نظربوعدهیی کهامتاد آانحضرت کردهبود » فرسودهبودند؛ برایمطالعه کنند گان
ثبتنمود :
قطعه
ایکه در آسمان فضل و شمر درده روی تو مهری و ماهی
وعده باهیی بمن کردی وعده سالیشد» ارجه بدیاهی
گویی از بخت ناساعد بن رود ایشا نداورد ماهی
قطعه
چنان نود زجان سیر» چرخ بیپروا. بفربتم زدل آزاری و جگرخواری
رحفه التْعراء ۷ ا
که نی المثل بفروشند گر متاع احل کنم باقد حیات ابد خربداری
وایی رباعیات نیز از افکار ابکار آنحضر تست ۰
رباعی
ای خالق خلق ورازق خرد و درشت
وی داده جهانیان بالطاف تو پشت
بر وحدت ذات پالك تو هر انگشت
طوبار شهادتی بود اندر مشت
رباعی
حقا که علی ولی مطلق باشد حقیت او چو حق بحقق باشد
هر کس که کندحق علیراانکار از حق مگذر که منکر حق باشد
رباعی
یاد تویرا از دل پر خون نرود اندیشهات از خاطر محزون نرود
ویران شدهخاك دلچو دامنگیرست هر غم که درو نشمت بیروننرود
ا گر حیات مستعار ناپایدار برقرار باشد ؛ و گردش گردون دون بوقلمون رفتار
استعانت نماید » حالات و واردات ایام مستقبل را بردوش همت کمیت خوشخرام
خامة وقایم اعلام گذارده در میدان تحریر جولان داده بتظر ناظران نیکو جلوه گر
خواهد نمود .
قعلمه
گر بماندیم زنده بردوزیم جابهیی کز فراق چالشده
ور بمردیم عذریا پپذیر ای بسا آرزو که خاك شده»
«نوا ید صفویه یا نگارستان»
متةول از نسخة شمارة ,پم کتابخانة ملی ملک .
واين نسخه مشتملست بردومتدیه وخاتمه» مقدمة اولی در ذُ کراحوال خجسته-
مال سلاطین جنت بکین علیةُ صفویه انارانته برهانهم » مقدمة ثائیه درذ کر طوا تشد
د کر طبقه افسّاریه » بقاله سوم در ذ کر طایفه اقا غنة ابدالیه » متاله چهارم درذ کر
مختصر وشمهیی از حالات مورخین» .
و ازینقرار یک مقاله ارنسخة ریو کمتر ویک خانمه اضافه دارد؛ نسخه دیگر:
اقدیا انیس » ش بوه .
ازمیرزا عبدالواسع صفای زواریی درنیمه دوم قرن سیزدهم
تحتهالشعرا تذ کرهٌ توچک و مختصریست که میر زا عبدالواسع صفا صاحب
تذ کره انجمن روشن پس از پازگشت به زواره ومدتی توقف در آنجا تالیف کرده و
مشتملست بر تراجم عده بسیار محدودی از افراد عادی زواره و اردستان که با شعر و
شاعری ارتباطی داشتهاند» و درواتع یکت نذ کرهٌ بحلی بحسوب مشود :6 و از آنمیان
والای زوارهیی که شاعر مرئیه گوی بیسواد یا کمسوادی بوده است دربین گویند گان
نسخه اصل این تذ کره متعلق است بهآقای سیدمحمد محیط طباطیائیدانشمند
محاصر و درحال تحریر» آن نسخه دراصفهان نزد یکی ازخویشاوندان ایشانست .
ونسخه دیگرنیز در کتا بخانة شخصیایشانست کهرونویس همان نسخه وبخط
آقای سید محمدعلی فانی طباطیائی است که دراصفهان سمت معلمی دارد .
برای ترجمهةٌ بولف » رك : ذیل آنجمن روشن .
تذکرهٌ آش کشکیان
تألیف تقی دانش ,مستخار اعظم»
تذ کره| بست بتقلید یخچالیه که نام شعرای آن ساختگی و اشعارش در غایت
هزل و وکا کت و ازخود مولف است .
ملگ دررمانحیات قسمتهایی ارآنرا برای نگارنده خوانده بوده ویادداشتهایی
هم ازین کتاب دارم که قابل نشرئیست .
نسخهُ اصل آن دردست ورثه ایشانست .
زی گر ابو المقاء
از میرابوالبقای تفرشی در اوائل فرن بازدهم
شامل تراجم شعرای زمان شاهعباس ماضی است» درنام اين تذ کره وهمچنین
نام بلف آن در کتاب دانشمندان آذربایجان تخلیط و تغلیط عجیبی رویداده است .
باآنکه تذ کره نویسان قرنیاودهم نام خاصی برای تذ کرة میرابوالبقاء ذ کرنکردهاند»
مرحوم محمدعلی ترییت کلیة ثراجمی را که از تذ کر لطا ثفالفیال نقل کرده است»
ملف آنرا محمدعارف بقائی تفرشی نوشته است واین سبب گمراهي بعضی از محققان
و دانشمندان گردیده است» | زجمله علامة شهیر حضرتحا جآفابز رک طهرانیسلمه انته
وابقاه» که باستناد قول وی در ذیل دیوان بقائی تفرشی توشتهاند : «للمیر ابیالبقاء
محمدعارفالتفرشی» الذی الف تذکرة «لطائفالخیال» بعد (.۱.۰۰) کما بظهر من
(دجا - ص و ۱۹۲-۱ ۰
«الذریعه القسمالاول من الجزء التاسع» ص ٩ ۱۳» .
۱ بقصود از« دجا ه دانشمندان آذر بایجانست .
۱۷۰ تاریخ ند کرههای نارسی
توضیح و تصحیح مطلب چنینست که خواجهمحمدعارفبقائی اهل بخاراست
و دو تذ کره تألیف کرده است که یکی مجمع الفضلا ور دیگری عارفالاثار نام دارد»
و تذ کره لطا ئفالخیال تألیف محمد بن محمد عارف شیرازی درب . , هجریست » و
میر ابوالبتاء تفرشی شخص دیگرست و صاحب تذ کرهیی دیکر,
فهرستنویساننسخه یی ازین تذ کرهنشانندادهاند» و بندههم در کتابخانه های
خصوصی سراخ ندارم » آنچه مسلست اینست که میر ابوالبقاء تاسنة هزار هجری
مدتهای بدید بجمع وتالیف آن اشتفالداشته است» چنانکه نقیالدین اوحدی گوید:
ترجمه ملف :
«سید صحیح النسب» فاضل باعلم و ادب » صاحب نقود کلامی د رعین بیفشی»
میرابوالبقاء تفرشی از جوانان فاضل کامل صاحب طبیعت قراردادهُ زمانست» مستجمع
کمالات و مستحضر حالات آمده » تتبع دواوین قدما و کلام حکما بقدر حالت خود
اکرده » و درمراتب فضیلت جز وکشیها نموده » از هر گونه حالتی او را بهرهبی و از
هرلون شرابی او را نشاهیی هست » طبعش درغایت وصافی» و در نظمش در نها یت
شفافیست » تذ کرهیی درپیش داشت ومدتهای مدید دو جمع آن زحمت میکشید و
پاتمام آن سر گرم بود» ندانستم بکجا رسانده و چه کرد و چگونه ساخت, و او راتابعد
از تکمیل من الف هجریة درصناهان وقزوین میدیدیم وهميشه همصحبت و رفیق و
یار بودیم ؛ گویند بالفعل دوهمدانست» وهميیشه بایاران همهدان درصمحبت .
وله
سر شوریده عاشق ره یالین نمیداند
و گرنه بالش خورشید بودی تکیه گاسن»
«عرفات» بزگ ۱۰۹
بقلف خرابات مینویسد :
«میرابوالبقای بقانیازسادات عالیدرجات تفرش است » ویکمال فضل وفراست
موصوف . درشهور من ه ۲. , بعداز فتح هرات که نواب کامیاب صاحبقرانی (سشاه
یذ کر ابوالبقاء ۱۷
عباس اول) تفرش را بعد ازقوت مرحوم ولیخان بهنواب حسین خان میرزا ولی نعمت
این فثیر حتیر مرحمت قرمودند» درخدبت نواب مشارالیه وارد تفرش شد » و ملاقات
سید مثژٌارالیه ومیر محمدحسین برادر او که در کمال فضیلت است و منشی خوب » و
افصح المتکلمین وا کملالسادات میرعبدالغنی میسرشد ومستفیض گردید» ومشارالیه
اکتابی در ذ کر شعرای ایام نواب کامیاب سپهر ر کاب اشرف اقدس ارفع همایون
شاهی ظل اللهی نوشته » الحق بسیار خوب نوشته » و بغایت تازه حرف زده » و
عبارات خوش کار فرموده » ان شاءابته باتمام آن موفق شود .
این قصیده را در همان روز که نواب حسینخان بسیر تفرش رفته بودند
گذرانید ؛
تسا ابلق مپهر کشد مهر زیر ران
بادا سوار مر کب دولت خدایگان
خان مپهر قدر حسین آنکه از شرف
جا بر فراز چرخ کند آفتاب سان
الخ"
ازوست :
یکی را خاطر آگاه دادند یکی را تاج وتخت وحاه دادند
۱ - درین قصیده ابیاتیست مبیناپنکه شاه عباس از بابت تذ کره نویسی وجه معاشی
بوی میداده :
تفصیلحال خویش بگویم بیکك سخن تفرش شدست مسکنم ازجمله جهان. ..
باخود قرار دادمن اين بود پیش ازین کان جایگه دگر نکنم جای یکزبان
لبکن کنون که لحلف شهنشاه کامیاب دارای چرخ مرتبا آلتاب شان
وجه بعاش بنده مقرر نموده است بر سوضعي که هست بهمسایکی آن
رفتن ضرورتست » ولیکن نمیروم الا پپشت کرمی لطف خدایگان ... الخ
و پادشاه سزبور بت کره نویسان دیگر نیز هرساله عنایت میکرده , رجوع شود به
تذکرة الشعراتألیف میر صدرالدین محمدبنمیرزا اشرفبن قاضی جهان سیفی حسئیقزوینی .
نصیب ما زقسمتخان غیب غمی آنهم بصد | کراه دادند
صبادر<ستجویاز پای نتشست ببزم وصل از آنش راه دادند
زنا کامی بقابی شکوه تا کی کرا کام دلی دلخواه دادند ؟
«تد کر خرابات مولفه ر. . ۱-ه 6۱.۲
ملاعبدالباقی نهاوندی در کتاب مآثر رحیمی (ج۳ ص سه ,) ذیل نام خود
بینویسد ؛ «... و حسانالزمان امیرابوالبقای تفرشی نیز در تذ کرهیی که بنام پادشاه
ملایک سپاه شاهعباس نوشته» متصدی آنها شده و حسب ونسب و استعداد و حالت
پدر بزرگوار وبرادر عالیمقدار این ذر؛ خا کساررا چنانچه باید وشاپدییاننمودهاند» .
نیز رك : مجمع الخواص (ص . . ,) وشمعانجمن (صی ه) .
ند کر ة انو حیان
تألیف شیخ ابوجان طبیب شبرازی متخلص بهعالی درنیمهٌ اول قرن بازدهم
رضاقلیخانهدایت درمقدم4ُ مجممالقصعا (ج وص م س ه) ازتذ کرذابوحیان
طبیب در شمار ماخذ خود نام برده » و در ترجمة سل" محمد صوفی مازندرانی ( ج ۲
ص ۳۸ س م) آورده است که وي باابوحیان طبیب وملاحمتلی یزدی درسفرهند
همراه بوده .
از تذ کر ابوحیان بیش از آنچه که در مجممالفصحا آمده است اطلاعی در
دست نیست» و درفهرستها نسخهبی ازآن نشان ندادهاند .
ترجمه مژلف ؛
در تذ کرث نصرآبادی (ص ۳م) ذ کرش آنده ولی تخذص وی بفلط مسانی
چاپ شده است. در صبح گلشن (ص م۳ه) ترجمهاش با تخلّص مالیآمده» وسامی-
پاشا در قاموسالاعلام (ج > ص ه ۲,ع) نامش را «شیخ ابوصاحه» ؟! نوشته » و
۳
تذ کرةابوحیان ۱۷۳
آقای د کتر خیامپور درثرهنگ سخنوران (ص ه . ء) ذکر او را در ذیل مانی آورده
است . آقایآدمیت نیزدر کتاب دانشمندانوسخسرایان فارس (ج ءص ٩۷ ۲) عبارت
صبح گلشن را نقل کرده است .
اطلاعات خارحی بنده اینست که ملامحمد صوفی مازندرانی بعد از سال مزار
هجری که ساقینایه خودرا تمام کرده است بسفر هندوستان رفته» و این معتیدراواخر
ساقینامة مزبور مندرج درتذ کرهٌ میخانه مصحح نگارنده ( ص 4 ) مصرح است »
بتابراین سفر ابوحیان به هندوستان بعد ازسنة هزار و در اوایل قرن یازدهم صورت
گرفته اشتاد
واز دیباچهیی که وی در رضان .م. , درشیراز بردیوان نیرزانظام دستغیب
متوفی در روز یکشنبة بیست و پنجم ذیالحجه سالو ب . , نوشته است؛ پیداست نه
پیش از ,۳ . , هجری بهابران با زگشته بوده .
از دیباچة مزبورست که : «اين محب ازشایبةُ تصتع خالی یعنی ابوحیان
مالی»" ,
نصرآبادی گوید : «شیخ ابوهیان شیرازی در کمال آرامی وملایمت بوده » در
علم طب وسایر علوم ربط داشته » طبابت میکرد » طبعش خالی از لطف نبوده مالی
تخلص داشت, قبل ازحالت تحریر فوت شد شعرش ایئست :
شام هجرم چو شب طر؛ او دلگیرست
نفسم چون سخن ساخته بی تأثیرست
تیره روزی زدرازی شب هجرم نیست
صبحم از سلسلة بوی تو در زنجیرست
رت
۱ - رک : جلدهفتم فهرست کتب خطی کتابخانة آسنان قدس رغوی تألیف نگارنده
ذیل شمارة (٩۴۲ ص ۷۳ - ۷4۰).
۱۷ تاریخ تد کرههای فارسی
بعد وصف آن بیان ذ کر دهانش مشکلست
در قلم چون مو بگیرد » انطه بیننوان نیاد
تفت
دلم چو یافت ترا دیده شد سفیداز اشکث
چونقطه یی که پس از انتخاب حکسا زند
بر
هرگاه که غمزه نیغزن میآید روحم بزیارت بدن میآید
اعضا ازبسکهمیربایند ازهم یکك زخم تودرتمام تن میآید»
تذکرة استر اباه و گر گان
تألیف محمد صالح برهان استرابادی در ۱۲۹6 ه ق
تد مختصر یستشامل تراجم نودوهفت نقر از علما وعرفا و شعرایاستراباد
و گرگان که بفرسان ناصرالدینشاه قاجار و دستور علیقلی میرزا اعتضاد السلطته وزیر
علوم و صنایم وسعادن واشارت جهانسوز میرزاحکمران استراباد وگرگان جمعوتدوین
گردیده است » و آزین عده بیست و هشت تفر شاعرند و بقیه بحدت وحکيم و عالم و
عارف .
آغاز : «بسمله » بهترین گلها و نیکوترین شکوفه ها که تماشاییان گلستان و
یوستان وحود» .
انجام : «فیشهر رجپ منشهور سنه اودئیل حجة تحویل ع٩ ۱۲*.
درسبب تألیف گوید :
«چوند رحدوداین سال فرخندهفال که ع و ۲ , هجریسترای همایوناعلیحضرت
اقدس شهریاری ., . ناصرالدینشاه قاجار .., تعلق گرفت براینکه از مبدا اسلامالی
تذکرة استراباد وگرکان ف
70 حچبببپب-ب۰ب۰ب۹٩ >
هذهالشهور والاعوام» احوال حملهُ از علماء عظام ومحدئین لابقا و مجتهدین فخام
وعرفاء کرام واطباء حکمت فرجام و منجمین حقاثقنظام که درسملکت محروسةابران
صانهاابته عن طوارقالحدثان درهرءصری وهرصری بودهاند نوشته شود » و کتابی
درینباب وضع شود برسبیل اختصار تا عامهُ ناس از آن بهرهورو منتفع شوند » فلذا
انجام اين مهم را بکف کفایت نواب مستطاب اشرف ارفم امجد والا شاهزاده وزیر
علوم وسنایع وسعادن وتجار اعتضادالسلطته داماقباله محول فرمودند , وحسبالامر
الاشرب الارفع بحکام وفرما نفرمایان جمیع بلادمحروسة ایران ابلاغ فرمودند کها هل
خبرت وبصیرت هرپلدی درینباب آنچهرا که دانند وتوانند» و تعلق ببلد ایشانداشته
باشد درحیز" تحریر درآورده » بمنصُ عرض پیشگاه حضور مبارك همایونی خلدانته
ملکه وسلطانه برسانند» فلهذاحکمران وفرسانفرمای دارالمومنین استراباد وجرجان ...
جهانسوز میرزا داماقیاله و اجلاله باین دعا گوی دوام دولت ابد بدت جاویدآیت
اشارت فرسودند که اینسهمرا برسبیل اختصار بقدر استطاعت اقدام نمودهانجامدهد» .
نسخه ؛ کتابخانه بلکك ضیيیمهٌ مجموعة شمارة .۳۳ مورخ ۳۹2 بخط
میرزاعباس تویسر کانی ۲ . کتابخانشخصی نگارند هکهدره۳. , شمسیازروی نسخة
۱ - مجموغة مزیور و ه.چنین سجموعة دیگر همان کتابخان بشمارةٌ ۳۲ و هشت
مجموعه دیگ رکه در کتابخانه وزارت دارایی ازین نوع همت و ئتابچهة لفوس بشهد که
د رکنابخان؛ مجلس است کلا خمیر سای مرآت البلدان ناصری است که تألف آن بهمصد
حستخان صنیم الدوله داءتما دالسلطنه» بحول شده بودوهربجموعه مشتماست برچندین کتابو
کتابچهدرتاریخ وجغر فیا وتعداد نفوس وطوایف وقبایل وابنیه وآثارتاریخیوسساجد وتکایا
و قنوات و باعات و طواحین و مانند اينها که ازحکام وولات عر ئاحیتی خواسته ميشد وآلها
هر قسمتی را بیکی از ارباب خبرت و بصیرت وگذار مکردند تا بدینصورت در می آمد ۰
دربارٌ مجموعه های وزارتدارایی وسحتویات آنهاآقایایرج افشار شرحمبسوطي د رداتر
یکم از جلد ششم فرهنک ایران زسین ( ۱۳۳۷ خورشودی ) نگاشتهالد
و در بارٌ دومجموعه کتابخانه ملیملکک نگارنده در مقدمهخود برتاریخ ملازاده (ص
مك ( نوضیحی مسختصر دادهام ۱
۱۷ تاریخ تذ کرههای فارسی
ملک نویسانیدهام ,
فهرست اسامی شعرا
,-مولانا نظلام الاسترابادی ۰ ٩۲۱ ۲-مولاناالامیرحسین الفندرسکیالاسترابادی
ء- مولانا میروالهی الاسترابادی ۰- امیر مرادیا لاسترایادی
ث- میرزا محسنالاسترابادی زونه مولانامحمدا استرابادیالمتخلص بهصدقی
م- مولانا ابراهیمالاسترابادی و- مولانا اسمعیل الاسترابادی (نجاتی)
, ب- سولائا سلطان محمدالاسترابادی , ,- هلالی استرابادی
۲ ۱ -خواجه غیاثالد پن البتکجیالاسترابادیم ,- مولانامهدی استرابادی» م ه 9۲
۱- عشرتی استرابادی ه - باباصفای قلندر استرابادی
> ۱- نوریالاسترابادی ,۱۱ - میرا پوالقاسم الفندرسکی الاسترابادی
۱- میر بحمدباقرالدابادالاستراباددی و عازمالاسترابادی
. - میرزا مهدیخان:ادریالاسترابادی" , ۲ میرزا محزون الامترابادی
۲ - میرزا مشفق الاسترابادی
۳ ۲ میرزاحسن الکتولی الاسترابادی المتخلص بالسحابی۳
ع ۲سمیرزآمجمدحسین المتخلمی بالوفاءا لاسترابادی و بب عصمت استرابادیه
> ۲-الشهیدا لسعید الا خوندسلامحمد رضاالاسترا بادی ب م-الشیخ عبدالکریمالاسترابادی
۸ ۲- بحمد صالح الاسترابادی المتخلص بهبرهان و نقید
تراجم بطریقی که در تذ کره سسطورست بدنبال هم آمده و بطوریکه ملاحظه
میشود نه ترتیب تاریخیدارد ونهالفبایی وجز درقسمت عصری معتبر ثیست .
ب - نگارنده بر نسخه خود تراجمی افزودهام که بهنوان « ذیل » مذ کورخواهدشد .
۴ -بیرزا مهدیخان را درنظم هم مقتدر نوشته ولی شعری ازاو نیاورده است .
۳ - ماده تاریخ نوت اورا بولف در ضمن قطعهبی کفتد و بیت آخراینست.
<< ۴
تذ کره استرآباد وگرگان ۱۷
ترجمه؛ مولف :
«خابهٌ سود اوراق محمد صالح بن محمدتقی ین محمد اسمعیلالاسترابادی
چنین مینگارد » که نه ازباب تز کی نقفس که موافق آية شریفة «فلات زکوا انفشسکم
هو اعلم بمن اتقی» که منهی عنه است» بلکهاز بابت آیذمبار که «واما بنعمة ریک
فحدث» که مأمور به است» حسب وعد؛ُ سابقه که دردیباچه این اوراق م ذکور شد »
در شرح حالات خودیرسبیل اجمال وفا بوعدهخود مینماید ومینویسد که درسالم ء ۱۲
والد ماجد طاب ثراه بهعتبات عرش درجات باعیال از استراباد مسافرتنمود .
در زاویة مقدس امامزاده لازم التعظيم حضرت عبدالعظيم ا زکتمعدم پابدايرة
وجود نهاد» هی اول ارض مس جلدی ترایهاء پس از انجام سفر و ورود به عتبات
عالیات » بسن چهاردهسال رسید و باتفاق والد ماجد رفع مقامه بهاسترآبادآمد»بعضی
از مقدمات را ازقبیل علم صرف ونحو در نجف اشرف تحصیل در زسان صباوت نموده
بود و تکمیل آنها را دراستراباد کردهء درعلم هیأت ومعانی بیان و اصول وسطوح نته
اغلب تدرّس را خدمت والد بز رگوارخود نمود » و درعلم اسطرلاب در نزد مرحوم
میرزاجعفر بسطامی تحصیل کرده علمنجوم را در غدمت مرحوم آخوند ملااحمد که
سابقا اشارهبحالات آنمرحوم شد گذرانید» قدری از تحریر اقلیدس را در محضرمرحمت-
بآب فردوس نصاب حاجی شیخ حسین استرابادی رفع مقامه دید» پس از ونات والد
ماجد بهطهران رفته خدمت حجةالاسلام اعلمالعلماء الاعلام س رکار شریعتمدار آقا
حاجی ملاعلی دام ظلّه العالی رسید ؛ و درشب دهم ماه مبارك بحضور اعلیحضرت
اقدس شهریاری خلدانته ملکهشرفيابشده وبورد مرحمتهای خاصه وعنا یاتخصومه
گردید» هماناهمان شب لیلالقدر بود» پس حسبالامر آن بز رگوار بهعتباتعالیات
مشرف شده دربحضر مرحوم مبرور فردوسمکین شیخ مهدی بن المرحوم المبرور الشیخ
علیبن المرحو المبرور الشیخ جعفر طابثرا هم؛ وسجلس درس عمدةالمچتهد ین استاف
الاسولیتن آقا حاجی سیدحسین سلمّهاته حاضر میشد» تقربرات فقه را ازآن بزر کوار و
اصول را ازین بزر گوار استماع مینمودء و در حیز تحریر بیآورد » زیاده از بیستهزار
۸ ۱ تاریخ تذ کرههای فارسی
بیت در فقه و اصول تحریر کرده » هنوز از مسوده توفیق نشده است که درآورده
استتباخ شود» والمسوول منانته الئوفیق» در اواخر ازاستماع مطالب شیخ نبیل حجذ-
الاسلام والمسلمین الشیخ مرتضیالانصاری رفع مقامه دومجلس درس انتفاع کلی
میبرد» مدت شش هفت سالمجاورت داشت» مراجعت بهاسترابادنمود» مجلدات عدیده
تألیف نمود » رساله در ربا و رساله درطهارت وسمألة مفهوم شرط و رساله در اجتماع
ورساله درشرح قصیده کعب ین زهیر» و کتاب منتهیالمواعظ ازجملهُ مولفات حقیرست»
کتاب کشکول ودیوان قصائد عربی ونارسی ومثنوی دردستست» هنوز تألیفميشود»
تمام نشده است» رجاء منالته تعالیالتوفیق للائمام» امید از خداوندعلام که اسباب
جمعیت حواس قراهم آید و آسود گی حاصل گردد» مطالب خوب و کتب مرغوب
تصنیف وتألیف شود .
ازجمل قصائد اين ذر؛ بیمقدار این قصیدهاپست که درمدح امیر موّمنان علیه
الصلوة والسلام انشاء شده ء مطلعش اینست ۰
ایماه من ای شمم شبستان شب تار
وی صید دل زار بدام تو گرفتار
ای ساه ختا شاه ختن شاهد کشمیر
وی غارت تبت صنم چین بت فرغار
خوبان حصاری زتو گردیده حصاری
تر کان تتاری زتو مستور در استار
نقاش نیارد که کشد همچو تو تصویر
ورخواست کشد» خامهفروما ندش ازکار
بر سرو چه میبگذری ای سرو قباپوش
پر ماه چه می بنگری ایماه کلهدار
کان از قدت ایسرو قباپوش جفا کش
وین ازرختایماه کلهدار کلفدار...
تذکرة استراباد وگرگان ۱۷۹
بس ظلم که برمن زتو ایترك جفا جو
بس جور که برمن زتو ای یار ستمکار
آن به که برم ای بت سن از تو تظلّم
بر درگه شاهنشه دین حیدز کرار
سلطان ازل شاه ابد والی سرد
سالار ابم سرور دین سید ابرار
مجموع اشعار مژلف در خاتمة کتاب از تصیده ومثنوی یکصد وسی و نه بیت
است که بدینقدر اختصار شد ,
نمونهیی از تراجم تذ کر استراباد :
« المرحوم المبرور میرزابحمدحسین المتخلص بالوفاء الاسترابادی غفرله » از
مدققین شعراياستراباد بود» مود اوراقادراك فیض صحبت اورانموده؛ وبمحبتهای
خوب وشیرین او بهرمند گردیده » شوری غریب برسر داشت وعشقی عجیب ؛ مدتها
درصحبت بزر گان وعرفا واساتید, عم رگذرانیده تحصیل کمالات شعریه وغیرها نموده
بود» ارجملهُ افراد غزلیست که ساخته است ۰
من وقمرو, یلند و پست بینالیم» اما او
بروی شاخ سرو ومن بپای سرو بالابی
تصائه و غزلیات و رباعیات وهجویات را بسیار خوب میساخت ؛ و قصیدهیی
بنظم درآورده در راء سید الشهداء علیهالسلام ومطلعشی اینست :
ساقی زجای خیز وبکامم بریز جام
کاندردواشاهنیست مراغیر جام کام
و از جملهٌ افرادش درین قصیده اینست و چه بسیار خوب گفته :
از کثرت سپاهی و از وحدت حسین
شد قیل وقال وحدتی و کثرتی تمام
مطلع غزلی از زلیا تش اینست :
زیهر پوسه نوشتم بسوی یار مدیح
گرفتوخواند وبیفگنددکاین جوابصریح
این دو بیت را در باب شمشیری که درین دولت روز افزون از جانب سنی-
الجوانب اعلیحضرت اقدس شهریاری خلدانته بلکه وسلطانه بجهتحکمران استراباد
محمدولیخان بیگلرییکی غفرله مرحمت شده بود گفته است :
شمشیر خاص شاه قدر قدر بی همال
کالماس هست دربرسگش کم ازسفال
چون بذل شد بوالی جرجان سپهر گفت
بهرام زافتاب گرنتی بکف هلال
این دو بیت را درباب اسبی که یکی از شاهزاد کان عظام حکمران مازندران
بل بهمریخشاه فرموده بود گفته » وله دره :
شه اسب خاص خویش به ریخ شاهداد
اسبی که باد ازو همه توبیخ میکشد
تا دی سپهر چارم و خوزشید میکشید
امروز چرخ پنجم و مریخ میکشد
در استراباد وفات یافت» و در قبرستان مسجد جامع مدفون گردید» در تاریخ
او سود اوراق گفته است ۰
سوك حسین وفا کرد جهانرا غمین
زانکه جهان سخن بود وسخن آفرین
سحر حلال آفرین بود چو در شعر و نثر
نثره وشعریشدند هردو زسو کش مین
گنج نصا حتچو بودشخص وی اند رسخن
زیر زمین ایدریغ گنج صفت شد دفین
تذ کرة استراباد و گرگان ۱۸۱
بزم بهشت بربن دائشت چو اندر نظر
کشت زبزم جهان یکسره عزلت گزین
خامه برهان نگاشت از پی تاریخ او
«بزم حسین وفا بزم بهشت برین »
و پس ازذ کر یک غزل ودو رباعی ازو مینویسد : قصائد وغزلیات نامعدود
دارد » تعرضص همه آنها ممکن نیست» رحمهانته علیه» ۹
تر جمه" دیگر :
«عصمت امترابادیه زوجه دائمهٌ مرحوم سایق الذ کر سیر ژامحمد حسین متخلص
بهوفاست ». بعد از دو شوهر بحبالة آنمرحوم درآمده بود » و او شوهر سوم مشارالیها
بوده » طبم نظم خوب داشت» و این ایبات ازوست :
عصمتسنم که چهره بود مهر خاورم
این سر برهنه مه نشود بند چادرم
گویی ستاوه بر لب کوثر برهنه حور
چون در کنار بر که کنم عور پیکرم
چون سریمم عفیفه ولیکن خدیجهام
پای حرام کس نرسیده به بمترم
کفتار جفت اوّلم و دومین شفال
وینهم سکیست ؛ کاش نمیزاد مادرم
بسیار باتقوی وطهارت بود» نافللاشب ازونوت نميشد ء غفرانتهلها» واین رباعی
را مرحوم میرزا وفا شوهر مشارالیها برای او ومادرش بنظلم آورده :
عصمت تو و مادر توآن دخت بتول
مشهور بحسنید و بتقوی مقبول
سلطان بسلیید در خط حسن
اين خحطه خدایتان مگرداده تیول»
ردیل
ذیل
نگارئده بر تراحم شعرای این کتاب دیلی نوشتهام که هنوز کامل نیست ودر
حال تحریر مشتمل برتراجم د پلست :
م- آمیری ء- بیانی
پب دوست محمد م- رفیتی
۱ ,-سجایی نجفیاسترابادی( کمالالدین)
مج ,- شهابالدین
و و- صدقی (سلطان محمد)
به و- عزیز ۸ ,-علی دردزد
, ۲- عیاری ۲ مان
» ۲- فزونی (مير محمود)
۷ ۲- فکری ۸ ۲- تایمی
, م-برادی_ . ,سم معینالدین
مس ناطقی ء ۳- نظام
ب۳- بیرهادی ,رم میرهاشمی
۱ 6- پوسف اصم
۲- اشراق (میر بحمد باقر داباد)
1" دایمی
ات زسانی(سحمد زمان)
ه- جعفر آعور
-٩ روغنی
۲-سیری (میر ناقه)
ء و - صالحی (میر محمد)
,- طالب (میر ابوطالب فندرسکی)
٩ -علی کل
۳ فارخی
» ۲- فزونی (میرمحمد هاشم)
٩ ۲- قسمتی (محمدعلی)
۳۲- مژمن (میرمحمد مومن سمأکی)
ه ۳- نیازی (علی)
۹ ۳- هماأیی
, ۲ علی منشی
را بیروالهی
۰ 4 باری
۲ ع- یوسف صدز (بیربحمد یوسف)
باخد و منایع این ذیل عبارتست از : خانمه خلاصتةالاشمارء عرفاتالعاشقین »
بزم و رزم » صمحف ایراهیم » منتخبالتواریخ بداژنی .
تد کر
اسحق
از اسحقبیکث عذری بیگدلی در نیمه" دوم قرن دوازدهم
این کتاب که هم از آغاز تدوین عنوان تذ کره داشته » مجموعهایست که
۱۱۱۱۱۱۱۱۱ 2/۵۵۵۵
اسحق بیگ عذری برادر آذربیگدلی از اشعار تذ کر آتشکده گردآورده وبچهار قسمت
منقسم گردانیده و دیباچههم ندارد:
,- قصاید ب-بقطعات مس غزلیات ء- رباعیات ,
اشعار هرقسمت بترتیب قوافی از الف تا یاء مرتنب شدهو درتمام نسخهها نام
هر شاعر بشنگرف و شعرش بسیاهی مرقوسست .
نسخههای آن بسیارست ودر فهرستها مد کور. ولی تعداد زیادی ازنسخههای
آن که دردفا ت رکتا بخانه هابراثربیاطلاعی متصد یانبعنوان جنگاشعار ثبتشدهاست»
همچنان مجهول مانده .
آغاز :
«درطوف حرم دیدم دی مغبچهیی بیگفت
کاین خانه بدین خویی آتشکده بايستي»
انجام :
سنگ ی که بدو روغن کنجد گیرند گر بر شکمت نهند تیزی ندهی»
برای ترحمة مولف » رلك ۰ آتشکده » انجمنآرا ؛ انجمن خاقان » تجرپةالاحرار
وتسلیةالابرار , نگارستان دارا » سفینةالمحمود» مجمم الفصحا .
عذری در ور , , هجری در گذشته و برادرش آذر ماد ناریخ او راچنین یافته
است : « لفت ۰ بادا دربهشت حاودان اسحق ییگه» .
تذ کر اشرف
از اشرف علیخان دهلوی در اواخر فرن دوازدهم
در تذ کر روز روشن ( ص م ء ) ذیل نام اشرف چنین مسطورست : «اشرف
علیخاند هلوی که بعدخرابی د هلی بهنگامة احمدشاها بدالی(. پ, ,) دربیتالرياسة
تکهنو رحل اقامت انداخت» و تذ کر شعرائی مصدر بنام آمفالدوله بهادر (ستوفی
۲۳ ه) تألیف کرده بذریعهٌ سلامانتهخان گذرانید » لیکن این کوشش او بجایی
قرسید ونرسانید» و بعمر هشتاد وپنجسالگیازاین سرای سپتج رخت بیرون کشید .
طمع بوسه زلعلش کردم لب گزانیار زبحفل بر خاست»
ند کره افسر
از میرزاخلیل افسر قزوینی در نیمه دوم فرن سیزدهم
مشتملست بر تراجم شصت شاعر قدیم وحدید بترتیب آلقیا از ابن حسام تا
یغمایجندقی» ومالک نسخه اصل آندوستشاعرارجمندم آقای سیدبمجدطا هریشهاب
مقیمساری است» که بتقاضایمن یادداشتی دربار؛آن برایم فرستادند» وچونیادد اشت
مزبور شامل نکات موردنظر نگارنده نبود» سفری بهمازندران کردم تاشخصاً نسخه را
ببینم و چگونگی تألیف و تراجم و موارد دیگر را بنویسم » ولی از بخت بد تذکرة
انسر درآن تاریخ بامانت داده شدهبود وبترار اظهار آقای طاهریشهاب گیرندٌ نسخه
هم دز خارح از شهر سماری یود » بنابراین درباره این تذ کره بتفل یادداشت مالک
نسمخه کتفا میکنم :
«ند کر میرزا حلیل افسر قزوینی که بخط ایشان و در نهایت زیباییاست» در
ب بع صفحه بقطع رحلی و روی کاغذ نخودی رنگ نوشته شده » ومژلف در ضمنشرح
حال خود درجاییکه اشارهبمساغرت و اقامت خود درشهر ساری مینماید » مینویسد که
در تاریخ ٩ رم ۲,۳ , هجری درینشهر بوده است » این تذ کره علاوه بر آثار و
احوال شصت تن از شعرا محتوی مکاتبات دوستانةٌ ملفب و حکایات و وقایع تاریخی
رسان او و متقدمین نیز میباشد» ونویسنده در تدوین و انتخاب آثارشعرا کمال سلیقه و
دقت را بجای آورده » و بهترین شعر هرشاعری را انتخاب ونقل نموده و از خود یز
تد کر السر ۱۸
قصاید ومزلیات زیادی وشته که برای نمونه یک غزل او را نقل میتمایم» وا کنون
تذ کره در تصرف اینجانب میباشد » ساری : طاهری شهاب :
غزلی ازافسر
شکرخندی از آن لب وام کردند
صفای روح را با جوهر جان
بنا کامی مرا کشتند خوبان
بدامش مرغ دل بیخود درافتاد
تغافلهای یار و جور اغیار
مرا از نرگس مخمور جانان
مرا افسر بیزم باده نوشان
همان را جان شیرین ام کردند
گرفتند و شرایش نام کردند
تسلای دل خود کام کردند
چه خالشدانه» زلفش دام کردند
مرا رسوای خاص وعام کردند
خراب وسست و دردآشام کردند
به از جان بادهبی در جام کردند
شعراییکه آثار و احوال و اشعار آنها در تذ کره میرزا خلیل افسر قزوینیآمده :
و- این حسام ۳ ازل ۳ لطفغلیبیک آذر
ء- میرزاخلیل اسر تزوینی ه- ابوالحسن امید لهاوندی ب- ابوسعید ابوالخیر
ب- بهرام میرزا م- ثاقب افشار 4- بولاناجامی
, و- حشمتساروی -مولاناحسنمتکلم کاشانی ۲ ,- محمدحسین حضرت
۳ ,- حکیم خاقائیشروانی - خسرو - خودرو
+۱ رفیق اصفهانی ب,- زهیری ( کذا) ,- زلالی خوانساری
و ۱- رشید وظواط . ۷- زر کر اضنهانی ۱ - ضاغر
تا ۳ ۷- سنلمان ساوجی ء ۲ حکیمسنایی غزنوی
و ۲- شرمی »۲ شاهی مبزواری ب - منفاایی طهرانی
۸ ۲- ضیأء 4 7- طوطی ,۳۰- ظهیر فاریابی
,مج عشمان مختاری ۳ عاشق اصفهانی ۳۳- سیدمحمدعارفقزوینی
ء۳- عبید زا کالی ۳ فتحملیخانصبا ملک الشعراء
۱۸ تاریخ تد کرههای فارسی
> فتوحی شمسالشعراه سروزی و۳ - سیدحسین فرأقی
رم قاآنی و ۳ قائممقام م ۶- سراجالدین قمریآملی
۱ - کماللاهیجی ۲- کلیم کاشانی سم منوچهری دامغانی
ء ع- معرأج ه :- مشتاق اصفهانی ب ع مسیدحسین مجمرزوارهیی
ي ع- محتشم کاشانی برع - مجذوب ٩ ۶- میرزا مصطفی کردستانی
. هم میرزاعید الوهابنشاط اصفهانی ه- نظیری نیشابوری
۲- تصیر وب حکیم اصر خسرو
ء ه- میرزا کوچک وصال شیرازی ه ه- میرزاحسین وحدت
د هب وحشّی بافتی په و همت م ه- همای شیرازی
وم هلالی جفتایی . ب- ابوالحسن یغمای جندقی»
ترجمه مژلف :
ذ کر این شاعر فقط دریک تذ کره آمده و آن حدیقةالشعرا است بدینشرح ؛
«افسر قزویتی ازمعاصرین است » وسوای همین که در مجموعُ دارالخلافه که
مدایح معصوبین ساامانتهعلیهم را جمع وچاپ کردهاند» قدریاز اشعارش رانوشتهاند»
دیگر اطلاعی از حالش بهم نرسیده . وعاجلا" قدری از آنچه درآن کتاب پتاماوست
نوشثه میشود » بعد ا گر اطلاعی از حالش بهمرسید در ملعقات اشعار خواهد شد ؛
انشاءاننه» .
چهاردهبیت ازیک قصید؛او آوردهاست که اییاتسمتی است ود رخورنقل نیست .
رلك ۰ حدیقه الشعراء نسخه کتاپخانه دانشکده ادبیات تهران » شمارة ,م۳
حاشی صفحه ء 1۳ .
تذ کرءٌ انسی ۱۹۷
۳ کر 1 امر و مه
تألیف سید مظاهر حسین امروهوی معلم تاجالمدارس امروهه
اين تذ کره مشتملست بر تراجم قدسا و متأخرین بنا بضبط الذریعه ج ء ص
۰. ۷
تدکرء انسی
تألیف حسن بیگ ذوالقدر شیر ازی متخلص بهانسی دراواسط قرن یازدهم
محمد طاهر نصرآبادیمینویسد: «حسن بیک انسی تخلص از ایل ذوالقدرست»
درست سلیقه بود » کمال همت وگذشتگی داشت » حکیم شفایی اعتقاد بسیاری باو
داشت, تذ کر شعرایی توشته » توفیق اتمام نیافت » شعرش اینست :
صوت بلبل بیاثر شد » نالة قمری کهن
طرز نو تعلیم مرغان چمن خواهيم کرد
ارف
بازم جتون بمسند بچنول نشانده است
از خالك برگرفته و درون نشاندهاست
مانند مهرة دهام دست روزگار
از عرصه وصال تو بیرون نشانده است
یت
تا کی دل بیقرار سوزد ار آتش انتظار سوزد
من خفته وآه گرم بیدار چونشمع که برمزارسوزد
تو ایستاده و من خنته نیست شرط ادب
بروزمرگ میادا بمن نماز کنی»
«تذ کرةٌ تصرآپادی » ص 6۳.۲
در ۰۳-۱۰۲ , که تقیالدین اوحدی تذ کره عرفاتالعاشقین را تالیف
میکرده . حسن بیگ هنوز جوان بوده وهوای تَذ کرهنویسی درسرنداشته» ودرآناوقات
دلیری تخلص میکرده . صاحب عرفات که از دیرباز و زمان افاست شیراز با وی و
پدرش علیبیگشبان اوغلیذوالتدر آشنا بوده » مینوبسد که : درین اوقات تغییر
تخلص داده انسی لقب شده» وترحمة اوراهم درحرف الف ذیل «انسی» آورده است و
هم در حرف دال ذیل «دلیری» که هردو را نقل خواهیم کرد.
و درباب اینکه نصرآبادی نوشته است که حکیمشفایی اعتقاد بسیارباوداشت»
تأید تول وی را دورقعه که میان این دو شاعر رد و بدل شده و حکایت ازمراتب
وداد و کمال اتحاد ايشان میکند » از سفینه نظم ونثر شماره س و ء ء کتابخانة آستان
قدس رضوی (ص پر )که بسال و و . ۱ هجری تحرير شده است ذیلا" نقل
بيکنيم :
وتبل از ابنکه او را در شیراز و اردوی معلی میدید یم دلیری تخلص میکرد . اوپسر
علی بیکشمباناغلی ذوالقدر مهماندارعباس پادشاهاست» وبغایتفهیم» خوشطبیعت؛
,- آقای د کتر نقوی پا کستانی در کتاب خود ( ص م۲ ) در باب فواید سفينهةٌ
خوشگو آورده است که ۰ «درذیل حسن بیگك انسی میئویسد : تذ کرءالشعرائی نوشته طا هرا
اتعام نیافته و بنظرهم نیفتاده» . اما اسم تذ کرة حسنییگ انسی در جای دیگر دیده نشده
است» .
ور ۰ ند نویسی فارسي درهند وپا کستان».
وحالآنکه تمام تذ کره نصرآبادی از آغاز تا انهام داخل سفیدة خوشگو شدهاست .
تذ کرة انمي 777
یکوئهاد واقعست ؛ با او محبت بسیار داشتهام » گویند درینایام تییر تخلصداده
وانسی لقّب شده .
وله
بازم جنون بمسند مجنون نشانده است
از خاك ب رگرفته و درخون نشانده است
ی
پرتو نمیدهد بشبستان ما دمی ازبس بدورشمع تویروا نه پرشدست
مابقی اشمار او در حرف دال که نسبت به دلیری دارد مذ کورمیشود».
«عرفات م ۲ ۱»
و در حرف دال مینویسد : « عمدةالزمان حسن بیگك دلیری پسر علی بیگ
ذوالقدرست» که مهماندارشاهعباس است» با یتجوانکی خوشطبیعت» آدمیواقتعست؛
درشیراز ظهور یافته ء از زمان طفولیت باز با او آشنایم» گویند درینايام تخلص :ود
را انسی نموده وهمچنان در سلازست آن شهریار عالیجا هست» اوراست :
۳۳
انباشته زعشق » آب اندر چشم
وا گنده زرویت آفتاب اندر چشم
سردادم آبجای خواباند رچشم
وله
دوشینه که جانم آشنا با لب بود شب تا سحرم ورد زبانیارببود
نیکی که زمانه کرد پامن بد کرد گرم ی که زرو زگاردیدم تببود
وله
پیوند مجاز پاره می باید کرد وزجمله بحق نظاره میباید کرد
خواهی که بکامدل برآرینفسی از همفسان کناره بیباید کرد
وله
درملک وجود خویشت ار افتد سیر
بسته ننلر از نظلارءٌ جلوة غیر
زانوی خود آیین وحدت گردان
نه زایر کعبه باش ونه سا کن دیر
رای
جایی نيافتم که ترا درنیافتم ازحلوءتو کعبه وبتخانه پرشدست
تا(
در یصحف جمال نو خواندم رموزغیب
خی چنین بهیچ کتایی ندیدهام »
معرفات » برگ وم ۲»
تذا کر اوستاان اهل فارس
در مجموعة براون شمار؛ و , از کتابی بدین عنوان نام برده شده که بدون
دیباچه وشامل دوقستمست و با عبارت «آغاز تذ کره» ویک قطعه شعر شروع میشود»
و احتمال داده شده که قسمتی ا زکتابیباشد ظاهرا بنام تذ کر اوستادان اهلفارس .
قسمت اول که کوتاهتر از قسمت انیست شامل آثار شعری وشرح و تفصیل
دربار؛ صاحبان آنست .
قسمت دوم عنوانش «دربیان بدایع لفظی» است .
استوری ( ۳/۱ )٩۲ از همین کتاب بعنوان تذ کر متاخرین شعرای فارس نام
برده است و مینویسد کد. یادداشتهای مختصریست ازشعرای جدید کهیشتر ازنارس
هستند بامنتخباتی از آثارشان » وظا هرا درحدود نیمی او کتاب اصلیست» .
ا گر فهرست اسامی شعرای این تد کره را نقل کرده بودند بنده هویت آنر]
مشخص میگردانیدم ۰
تذکرةبافی
از خواجه باقیباته نقشبند دهلوی متوفی ۱۰۱۲ هق
بنابضبط مشار (فهرست کتب چابی فارسی) درحیدوآبادد کن بطبع رسیدهاست
وبنده از کیفیتآن بیخبرم» ولی احتمال سید هم ازآنجا کهوی از بزرگانسلسل نقشبندی
بوده » ت کر مزبور در ذ کر مشایخ این سلسله باشد.
ترجمه مولف :
«یاقیبانته - خواجه باتیبانته دهلوی بن مولانا قاضی عبدالسلام اعلم علمای
عصر و افضل فضلای دهر بود سلسلة نقشبندیه از ذات با بر کات او در ملک
هندوستان فروغ و رونق گرفته درسنة آئنین وسبعین و تسعماثه (۲,و) بشهر کابل
با بمرصه شهود گذاشته » وبا کتساب علوم ظاهری از بابا صادق حلوانی پرداخته و
بریعان شباب برجادهٌ سیاحت قدم افشرده » | کثر بلاد عرب وعجم پیموده» و بخدمت
ارباب کشف وشهود رسیده » انواع فیوض و بر کات ربوده و دست بیعت و آرادت
بدست خواجه محمدامکنکی داده وغرقة خلافت ازویافته ء پس بهدهلی رسیده طرح
اتاست انداخت و برطالبان راه خدا ابواب فیض مفتوح مساخت و درجمادیالاخره سنا
ائتی عشر والف (۱۲. ,) بعمر چهلسالگی فاني فيانته گرد ید ,
بیگذشتم زغم آسوده که ناگه زکمین
عالم آشوب نگاهی سر راهم یگرفت
رباعی
در راه خدا جمله ادب باید بود تاجان باقیست درطلب باید بود
دریا دریا اگر یکامت ریزند کم باید کردوخشکذلب با بدبود»
«روز روشن » ص ۸م»
سس بت :۵ و
۱۹۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
تدکره برنابادری
تالیف آقای رضای برنابادی قرن۱۲ هجری
این تذ کره در تراجم یک سلسلة خاص از شعرای پرثاباد هراتاست؛ وخلیلی
انغان در آثار هرات (: : ء ۲ع) ذیل میرزامحمد ارشد برنابادی (۰ ۲. ,-ع ۱ ه)
نوشته است ؛ «ازدیربا ز که یهراتآمدهام به همچو عنوانی آشنایی پیدا کردهام » و از
هرجا از دور ونزدیک بنام ارشدها بعنوان (برنابادیها) آثار و ادیاتغرائیمیشنوم»
من هميشه چنان حدس میزدم که این روحیات دقیق و این خاطرههای ادبی اگر از
شعرای ساهر هراتی مابوده باشد آنهم بهمین اندازهٌ محدودی که میشنویم منتهی بوده
و بقیه با یکک طور پرا گند کی و پریشانی چنانکه عادت این سرزمین است » از میان
رفته خواهد بود .
ولی نی برخلاف آمال خود » چون قدري کنجکاوی کردم درقسمت شعرای
برنابادییگ کامیایی سسعودیموفق شدء آنچه را میخواستم باطور سهل وبسیطیبدست
آوردم » چه برنابادیها در تدوین وجمم آثار خود» خودشان مجاهده کرده بودند ؛
هر کدام ینوی خود آثار خود راجمم نموده » و برعلاوه محمدرضا که آخرین نویسندء
این سلسله است کتاب جدا گانه درشرح حالات آبا و اجداد خود نگاشته بود که آن
کتاب بصورت یک تذ کر بسیطی از حالات این سلسله بحت و بیانمینماید» اینست
که بعد از یک دوره عرقریزی و زحمت» همین کتاب را از خانواده ارشد که امروز
جز چند نفر پریشانی بیش نماندهاند (ولی از رشادت نوادی آثار پدر خودرا از دست
ندادهاند) پیدا کرده ؛ وچند مجلد دیوانهای خطی دیگری نیز ازاین سلسله یافتم»
و در حقیقت بیک گنجينة برخوردم که توی غرابه های برناباد مانده و کلید آنهم در
پیش طاق خود آن گذاشته بود .
لهذا درحالات شعرای برناباد همان تذ کره؛ُ حطی خودشان را مأخذ قرار داده
و بترتیب تاريخي در ذ کر حالاتشان پرداختم» (ص ۸ ۲ع),
و در ترجمة مولف سینئویسد :
آقای رضای برنابادی - درمیانههای صد دوازدهم زند گانی داشته است » از
عسَیرهُ ارشد و ازشعرای برنابادست؛ دیوان غزلیات او دیده شد» طبیعت روان وساده
داشته » ند ره شعرای برتابادی راهم او جمم نموده است » از تمام غزلیات او این
غزل انتخاب شد :
چو برگگل که زباد بهار لرزد وریزد
بدست یار قدح از خمار لرزد و ریزد
زدیده خوندلم قطرهقطره چونیاقوت !
بیاد لعل لب آن نگار لرزد و ربزد
شویچوسافی مجلس قوجاممیز تفن
ز اضطراب دل ییقرار لرزد و ریزد
زانتظا ردوچشممسفید گشتهچو نر گس
سرشکم از مژه سیمابوار لرزد و ریزد
زفرط شرم وحیا قطره تطره همچون در !
عرق زسیب زنخدان بار لرزد و ریزد
شود چو یار توساقی رضا پیاله بدستت
چو جام میبکفرعشهدار لرزد وریزد»
«آثار هرات » ۳ 7 *ن ۰۲-۱
۱۹ تاریخ تذ کرههای تارسی
وس رت زبس -------چ- ًًً|!_َ:::)9)ْ9-)))ك)ك۱))؟)؟ ِا
تذ کرء بینظی
تألیف سید عبدالوهاب افتخار بخاری دولتآبادی در ۱۱۷۲ هق
تذ کر مسختصریست مشتمل بر تراجم یکصد و سی و پنج شاعر فارسی گوی
هندی و ایرانی از آغاز قرن دوازد هم هجری تا زمان تألیف که بترتیب الفبا از آزاد
بلگرامی تا یوسف بلگزامی بائثری بسبک هندی نگارش یافته است.
نام کتاب» کهباد ءه تاریخ تألی ف آننیزهست» انتخاببیرغلاهعل ی آزاد بلگرامی
استاد مولف است » بهاستناد این قطعه که در پایان دیباچه آىده است ؛
سید صاحب بعانی افتخار کلک گوهر» ریز او ابر مطیر
کرده از آثار عالی فطرتان طرح تألیف لطیف و دلپذیسر
بنده آزاد مقید با سخن نام و تاریخش رتمزد بینظیر
درسبب تألیف گوید: «ابا بعد صیاد غزالان این وادي سید عبدااوهابافتخار
بخاری دولت آبادی کهیکی از مقتبسان آفتاب روشن کلامی بیرغلامعلی آزادحسینی
واسطی_بلگرابی است » و زادهای طبم اين گلچین گلبن سخن نظریافتة آن نخلبند
سخنوریست» خواست که نتایج افکار معنی دستگاهان اعصاره وحلایل آثار این گروه
عالیمقدار درقالب عبارت ریخته» تذ کرهبیسامان دهد» و یاد گاری برصفحة روزگار
نفش بندد» تاازین معنی انتسابان جمی که تشریف حیاتدربردارند» | کر الا کرمین
جل" شأنه ایشاترا بهعمرطبیعی رساناد » درجلدوی؟ این خدبت لایق ؛ خواه دریافت
صحبت و روشناسی واسطهٌ حقی شده باشد خواه نشده باشد» یادآور این گمنام باشند .
وآنانکه داعی حقرا لبیکث اجابت گفته بروضة رضوان شتافتهاند» ارحمالراحمین عظم
بر هانه ایشان را بیامرزاد 9( چون تیال این اراده ذز نید دل ريشه بند گردید و
۱- استوری (۸۰4:۱) تعداد شعرایاین تذ کره را (۱۳۰) ونقوی (ص ۲۹۰ س ۲ ۲)
٩ نفر نوشته » ولی درنسخدچاپ الهآباد (۱۳۰) شاعر بیشتر نیست.
+ جلدوی » بضم اول : تر کی است بمعنی انعام وصله ,
تذ کرةٌ بینظیر ۱۹۰
عشق پیچان این تمنا بدارهمت بلند پیچید » از ریاضی آثار و اشعار معنیطرازان
متأخرین بدابرتازگی این مرغزار» سایا طرح چمنی برداشت ... و تحریراین تالیف
ار آغاز صد دوارد هم هجری قرارداد » و زبان قلم ر به نشر آثار معنیطرازان هفتاد
و دوسال بر گشاد ... الخ» (ص ۲-۱).
چگونگی تألیف : ملف هرجا که از سنابع اهل هند استفاده کردهاستمانند:
اخبارالاخیار (صی ِ ِ(( تذ کرةالشعرایوارسته (ص ( حیاتالشعراء (ص ۳ و 6 )
۳ ب) سرو آزاد (ص ۰۰ , ) ماثرالامراء (ص ۳۱۳۲۱۳۳۲۸۰ ۶ () ماثرالکرام
(ص ۰( همیشه بهار (ص 9( درضمن تراحم یاد آورشده 1 ولی بیست وسه فقره
ترحمه شعرای دیل را که از تد کرةالهعاصرین حرزین اقتباس و تلخیص کرده» تاخد
هیچیک را مذ کور نداشته است ۰
شماره صفحه شماره صفحه
نام شاعر تذکره بینظیر نذ کرةالمعاصرین
شفیای ارشیرازی ۱۹ ۷
میربءصوم اصیل حایری ۱ ۲ ات
بدیع اصفهانی ۶:۸ ٩۲
خلیل اننه طالقانی 1۲ ۲
بیرزا داودیتولی ًّ ۰۱
را هباصفهانی - ۱۱۸
سخای لاری ءپ ۹
شکیب شیرازی با ۳
شمش انیت تخد کیلانی. - ۰ پرن ۱
شو کت بخاری ۷۰ ۹
صاحب کاشانی ۰۳ ۲۸
طالع گیلانی ۸1 ۱1۰
0 سس ۴ ۳1111۰۷۷۷۷۷۰۰۰۰۰[
ات بت
فاتح گیلانی ۱۰۲ ۱
فایض آبهری ۱۰ ۱۰
فایض مازندرانی ۱۳ ۱
ماهرگیلانی ۱۱ ۱۱
محمد گیلانی ۱۱۳ ٩
بخلص کاشانی ۱۰۸ ۷۷
نجات اصفهانی ۱۳۳ رک
نجیب کاشانی ۱۳ ۷۹
نام شاعر اخیر درتذ کرةالهعاصرین حزین (طبعاصفهان) بغلط «بخشای کاشی»
چاپ شده و این اشتباه ازچاپ لکهنو بانجا سرایت کردهاست .
انتخاردرنقل نراجم شعرای مذ کور برایپوشیدهد اشتن اپنسرفت» تفییراتی هم
درعبارت اصل داده است؛ ازجمله اینکه ؛
حزین در ترجمة و کت بخاری آورده است که : بدایت احوالش را خود
تتریر مینمود کهپدری داشتم صر اف مرا بدبستان فرستاد ... الخ » (صوو-وو) .
و افتخار در ترجمهٌ وی مینویسد ۰ از زبان او روا یت کردهاند که پدرم صر اف
بود . مرا بدبستان فرستاد , .. الخ» (ص ه ب-یابا).
در ترجمهٌ میرعبدالجلیل بلگرامی و ذیل آخرین رباعی او (صس 5) بر حزین
رد هگرفته است که : « در تذ کرة الشعرای خود این رباعی را با تغییر عبارتی بنام
عسکری قمی گرفته» و کوید . «از دوحال خارج نیست» یا اینشاعر غاصب است » یا
شیخ بغیر ثفدا کتفا نموده ؛ وهمچنین شیخ مذ کور مطلع :
ناله پنداشت که درسینه ما حاتندگست
رفت وبر گشت سراسیمه کهدنپا تنگست
۱- نامش محمد باقر است و درچاپ اصفهان (ص ۱۰۷) وچاپ لکهنو (ص ۱۰۱۱)
اشتبا ها بلامجمد تقی تعالیم مازندرانی جاپ شده است»؛ وتعظیمما زندرانی شاعر بعد پست ,
در ند کرهُ خود بنام ملارضا اصفهانی نوشته » وفقیر آنرا در دیون شیخ حسین
شهرت باتمامی غزل بچشم خود دیده» ولی در ترجه حسین شهرت (ص ٩ ۱-۷م)
بااينکه مینویسد: «نصف دپوانش بنظر رسیده و این ابیات مأخوذشد» غزل مزبور را
برای اثبات مدعای خود نقل نکرده است ,
خود وی درصفحهُ ( .۰( ) بیت دیل را بنام سیر محمد حسن ایجاد (متونی
۱۳۳ ۱) ثبت کرده است :
«زتو بود چشم آنم که نظر کنی نکردی
بره تو خاك کشتم که گذ رکنی نکردی»
و بیت مزبور دو مصراع از یک غزل شریف تبریزی متوفی هو هجریست
که در اصل چنین بوده :
زدودیده ریختم خون له نظرکنی نکردی
بره تو خالك گشتم که گذر کنی نکردی
دم مرگ هیچ دانی زچه باز ماند چشمم
زتو بود چشم آنم که نظر کنی نکردی"
اشعار این ند کره مربوط بدوره ابتدال شعر فارسی در هندوستان و ازین قبیل
نیا ز نقدهم با خویش دارد نعمت الوان
صداعی هست در سامان اسباب ضیافتها
مت
کسی دابان رنگین آ» ازقاتل ندید اینجا
کهد زدد تیغ چون بر گ حنا خونشهید اینجا
ره
,- رجوع شود به نسخههای خطی دیوانشریف تبریزی وبقالةاینجانب درترجمهٌحال
وی باینتضات مفصل آشمارش د رنشریه دانشکده ادبیات نیریز شمارهٌ چهارم ازسال پانزدهم
وشمارن اول از سال شانزدهم .
۱۹۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
هیچ غیرت نیست شیطان را زدشمن زاد گان
خویش را در زیر آن بحتلم رسوا کند
4
من که شیخ فانیم از یاد حسنت زندهام
فلفل خال تو باشد ضا من کافور من
0
سالک با معنی آخر از تعلق بگذرد
نامه چونواصل شود از پیرعن آیدبرون
ابیاتی که ذ کر شد از آزاد بلگرامی استاد مولف است ( ص ب - ۱ ۱ ) و شعر
خوبی | گردرین تذ کره دیدهشود همانست که حزین لاهیجی برایتذ کرخود انتخاب
کرده بوده که ازآنجمله است :
سخای لاری
در شب هجر تو شرمند احسانم کرد
دیده از یس گهر اشکک بدامانم کرد
سر گذشت تم (تسب) هجران تو گفتم باشمع
آنقدر سوخت که ازگفته پشیمانم کرد
رك : (ص ۰ ب)
وصاحب تذ کره از بیذوقی باقی غزلرا نیاورده است .
راهباصفهانی
راهب خم باده پیر دیری بودست
پیمانه حریف گرمسیری بودست
اینمشت کلی که کشته خشتسرخم
میخوار؛ عاقبت بخیری بودست
(ص بو)
تد کرهیی نظظیر ٩ ۱
سایر شعرای این تذ کره احوال واشعارشان بتفصیل بیشتر در تذ کرههای آزاد
بلگرامی (ید بیضاء خزائه عامره» سروآزاد) ومجممالنفائس تألیف سراجالدین علیخان
آرزو و تذ کر مردم دیده تالیف حا کم لا هوری وهمیشهبهار تألیف اخلاص وحیات-
الشعراه تألیف متین و تَذ کرةالشعرای وارسته آمده است .
د کتر سید علیرضبای نقوی پا کستانی دربارة تذ کر بینظیر چنین اظهار نظر
کرده است ۰
«اشعار بنتخب شعرا نیز غالباً مفصل و لطیف است» ونمودار ذوقءالی بولف
است » و این اشعار را مولف از دیوانهای ا کثر شعرا خودش انتخاب و گلچین نموده
-
است .
از حیث جامعیت شرححال وخوییانتخاب اشعار ؛ این تذ کره را میتوان جزو
بهترین تذ کرههای فارسی شمرد» البته این نذ کره زیاد مفصل یست » اما هرچه
هست نعز و زیده است» .
منقول از کتاب تذ کرهنویسی فارسی درهند و پا کستان » ص ۳۹٩ .
تذ کر بینظیر بسال . ءو , میلادی باهتمام سید منظور علی بایک مقدسة
انگلیسی در الهآباد در باه وب , صفحه بطبع سریی رسیده است .
ترجمة مولف در تذ کر بینظیر (ص۳۸-۳۳) ودرسرو آزاد (ص ۱ ؟ ۳-۲ ۲)
و درشمع انجمن (ص ۳-+ع) مسطورست .
اجمالا" اينکه وی از سادات بخاریست ونسبش به مخدومجهانیان (سیدجلال-
الدین حسین) میپیوندد » و مولد و منشاء او احمدنگر پایتخت سلاطین نظامشاهی
است » و بتقریب مصاهرت حا کم دولتآباد درآن شهر اقامت گزیده» بامتدمات عربی
و ادییات فارسی وطب آشنایی داشته و بسیار بدشعر میگفته .
ابیات ذیل از مجموع پنجاه وسهبیت که در تذ کرة بینظیر مندرحست بزحمت
انتخاب شد ۰
ی تاربخ ند کرههای فارسی
چشیدم زاهل دابا بسکه زهر بدمزاجیها
بگور تنک تنهایی زدم از لاعلاجیها
مت
سوختن چون شمم بربالین جانان بهترست
دردا گر این منزلت دارد زدرمان بهترست
ون
در چشم ترم ماهرخی حانه شین است
آن نقش که برآب درست امده اینست
وفاتش بسال .و , , هجری در دولت آباد واقم شده و در حظیرة برهانالدین
غریب مدفوئست .
«بحبوپ الزمن» مس ٩۲۰۷
درفهرست کتب خطی دانشکد؛ ادبیات تهران (ص ه . ه) ذیل مونسالاحرار
آمده است که : «جنگی بنام دقایق الاشعار در کتابخانة بادلیان (ش 37 #هذالط)
هسمت که در فهرستزاخاو و اه (ص ٩ ,مر ۲م ش ۳( ,) شناسانده شده است »
این جنک تقلیدیست از مونس الاحرار و تألیف مير عبدالوهاب دولت آبادی نزدیک
۲ ولی شعرهای آن سست است» ونسخه نا اندازهیی دقیي ومضبوط .
قزوینی درهامش فهرست بادلیان و هامش ننخه عکسی مونس الاحرار خود
میتویسد که نیمه نخستین (م , باب) و یاپ و ( دقایقالاشعار همان مونس الاحرار
است .
در این دقایقالاشعار نسخةُ بادلیان باب م , اندراشعار مناظره » بر گهای
( ۲۲ ۲-بم ب) مناارات یتجگانه اسدی (ساظره ۰ آسمان ورین » رسح وقوس » عرب
۰ موذسالاحرار فیدقایق الاشعار تالتت مد بن بدر حاجرسی در ۱ ز ۷ محری ۰
7 همزمان تالین تذ کرد بینظیر,
نذ کرهُ بینظیر ۳۰
وعجم » مسلمان ووگیره شب و روز) آمدهاست۱) سه تایآ ینها را 1 د رکارنامهانجمن
خاورشناسان برلین در رم , (ص بع) با ترجمه بچاپ رساند» .
نمونه تراجم :
اگرچه نقل نمونهُ تراجم بخصوص بتذ کرههای خطی است » ولی در تذ کر
بینظیر یکك ترجه بینظیر و پرفایده وجوددارد که نمیتوان ازآن گذشت ر وحا کی از
پیش ازنقل ترجمة مزبور لازم میدانم بادآور شوم که شاهنامة نادری را که
بعضی از معاصران ما از آقا صادق تفرشی میدانستند» وعاقبت باستناد قول علیشیرقانع
شد و از طرف انجمن آثار ملی باهتمام وتصحیح دوست شاعر دانشمندم آقای احمد
سهیلی خوانساری درسالو۳م , بطبع رسیدء افتخار دولتآبادی از تماعری بنام میرزا
مبحمدعلی عارف طهرانی میداند» و نا آخرین لحتاهُ حیات از وضع و حالش باخبر بوده
«عارف : میرزا محمد علی طهرانی - کلانتری طهران در عهد سلاظین صفویه
به سلسلة او تعلق داشت» در سلکث ملازسان نادرشاه منتظم بود» نادرشاه او را بهنظم
شا هنام4 خود بامور ساخت؛» ودترر کرد کد مهدیخان منشیباشی وقایع شاهی را به
نثر نوشته ؛ بهمیرزا محمدعای حواله کند » و او لباس نم پوشاند » همراه نادرشاه به
هید آمد و رفت » آخر نادرشاه از و ناخوش 3 خواست که مصبادره دماید ؛ میرزا
گریخته بار دیگر سری بهدارالامن هن دکشید» ومدتی بانواب ابوالمنصورخان صفدر
جنگ نیشابوری که وزیرالممالک بود و صویهداری اود و الهآباد نیز ضمیمه داشت
بسر برد صفد رحتگت و ابرای دیگر رعایت فراوان بهاو کردند؛ بهمد احی ابیرخان
وانجام» تخلص که ذ کرشی گذشت نیز پرداخت . امیرخان دوازدههزار روپیهمراعات
+- اینهاراهم از رکن یکم خلاصغالاشعار «ذیل ترجمة اسدی» برداشته است .
۳ ۲ تاریخ تذ کرههای لارسی
و محمد شاه والی دهلی خلف خود احمد شاه را با وزیرالملک قمرالدین خان و صفدر
جنگ بمتابله فرستاد » و درحوالی سهرند جنک واقم شد » ووزیرالملکگ قمرالدین خان
به زغم گوله ( کذا) نقدجان درباخت» وصفدر جنگگ نوعی ترد"د نمود که احمدابدالی
تاب مقاوست نیاورده گریخت » و احمدشاه ظفر یافت » و وزارت بهصفدرجنگ رسید »
میرزامحمدعلی این محاربه را بنظم آورد» لیکن درین شاوی سید صلابتغان را هجو
کرد . صفدر جنگ ناخوش شد وگفت | گر هجو سید ثمی کردی لک روپیه صله بتو
میدادم . بهعلت اینناخوشیمیرزا بازقصد ولایت ایران کرد » لیکن اجل نگذاشت »
دربلدةٌ تته که از بنادر ملک سند است رسیده جان بهقابض ارواحسپرد » و کان ذلکث
فیسنة سبع و ستین وماة و الف (ي, , هفت سال پس از کشته شدن نادرشاه) . در
نادرشاهنامه» جایی که شاه ازتوپالپاشا سردار فوح روم شکست ورد وبعد چمل روز
جمعیت پرا گنده را فراهم آورده باز برسرفوج روم رفت » و توپالپاشا را کشت »
وهژدههزار کس را اسیر نمود» می گوید :
ازین رقتن وآیدن عار بیست که ییحرر ومد بحررخارنیست
وجایی که نادرشاه بهسیر بیستون رفته میگوید :
یکی خیمه افراخت بربیستون که شد بیستون سنگ زیر ستون
وحایی که نادرشاه کشتهشد می گوید :
سر شب سر جنگ و تاراج داشت
سح رکه نهسربودونی تاج د اشت( کذا)
ازین گردش چرخ فیلوفری
نه نادر بجا ماند ونه نادری »
قانع نتوی معرفتی یحال سرایندهُ شاهنامة نادری نداشته » چنانکه در ذیل نام
فردوسی آورده است : «میرزا محمدعلیالملقب فردوسی انی خراسانی طوسی » گویند
از اولاد فردوسی صاحب شاهنابه است » واه اعلم » ناظم شاهنام حالات تادرشاه ؛
همراه رکاب همایون نادری وارد الک سند شد » این چندییت از شاهنامهاش بسمع
زسیده» .
«مقالات الشعراه » ص ) ٩ 44
تذکر؛ پیمانه ۳۰۳
ووی نمیدانسته که میرزا بحمدعلی را از آنجهت فردوسی نادرشاه خواندهاند
که نظم شا هناب نادری را عهدهدار بوده » چنانکه گلستانه در مجهل التواریخ (صس
ب,) درگزارش پایان کار نادرشاه مینویسه: «وفردوسی نادرشاه » نادرشاهنامه باين
اپیات اختتام رسانیده» ,
وسحمد کاظم درعالم آراینادری (ح۳ص ء ۲) گوید: «سلامحمد علیفردومیٍ
دارای گیتیستان فربوده» .
نا گفته نماند که تذ کر بینظیر در ایران نادرالوجودست , وشایدحال نسخهٌ
چاپی آن نیز چنین باشد » و متاسفائه بنده وقتی بر نسخه چاپی آن دسترسی پیدا کردم
که شاهنایة نادری بچاپ رسیده بود .
س #پیمانه
تألیف احمدگلچین معانی متخلص به گلچین در ۱۳6۳-۱۳۳۸ ش
ذیلی است بر تذ کر سلاعبدالتبی فخرالز مانی قزویتی در مم , هجری ؛
وسیب تألیف آنکه نگارنده در خلال تصحیح و تحشیه بیخانه دریافت که تعدادی
ساقینایه که در زمان تالیف میخانه وجود داشته در آن تذ کره نيایده است , نخست
درصدد برآمد تا ساقینامههای ازقلم افتاده را بعنوان تکمله بمیخانه ملعقسازد» بعدا
اندیشید که چون پس از تألیف میخانه هم ساقینابههایی سروده شده است که بعضی
ازآنها درنوع خودهتازست» چنانچه مجموع آنهارافرا همآورده پاترجمهُسرا بند گانشان
دردفتری مستقل مدونسازد» اریاب ادب را مطلوبتر خواهد بود .
ازینرود رخلال سالهایم ۳۳-۱۳۳ , شمسی بجممآوری ساقينامه هاپرداخت»
و از قرن هشتم تا زمان تألیف یکصد و ده فقره ساقیناسه بدستآورد » ولیازآن تاریخ
تا کنون بسبب دوری ازتهران ومجاورت آستانقدس رضوی واشتغال بهتنظیم فهرست
.۳۰ تاریخ ۷۳ ءوهای نارسی
کتب خطی کهچار نجلد آن نیز طبع و نشر یافتهاست» مجال تدوین و طبع آنرا پیدا
نکرده 6 همچتان ابیدوار بکرم پرورد کا رست ۲
ند کر تمر نایین
تألیف سیدحسین طباطبائی نابینی متخلص بهلمر در ۱۲۳۶ هق
دوذ کر احوال شعراییست که حاج محد حسین غان نظام الدولهُ اصفهانی راء؛
که انی حاتم و از اسخیای عالمبود» در زمان صدارتش مدح گفتهاند" و مشتملست
پرمقدبه و دوپاب وخانمه .
مقلمه (از نسخه افتاده است) .
,- نظامالدوله از بد و کشورستانی خانان شهید (آقامحمدخان) متدرجاً ترق ی کرد؛ ودر
دولت خاتان صاحبتران (لتحملیشاه) کارش بالا گرفت » بحکوست کاثان و ثم و اصنهان و
منصب استیفای سمالک از اقران ممتازشد ؛ و بعد از رحلت وزیر بینظیر میرزا محمد شفیع
مرحوم بصدارت عظمی مخصوص گردید» در بذل وکرماز حاتم ومعن زائده درگذشت . ..
در بدوحال امین الدوله بس از آن نظام الدوله از آن سپس بصدراعظمملثب شد... رئق و
نتق عراق وفارس ویزد وقم و کاشان کلا خاصٌ او بود و در تمام ممالکك محروسهُ خائان
مبسوطالید ومختارسطاق کشت شاهزاد گان عظام بیاستیذاناودرامری د خالت نتوانستندی, , .
الخ» (روضةالسفای نامری » جلد نهم) وفاتش در صفر ۱۲۳۳۹ واقع شده و در نجف آشرف
مدلونست (نوشته فرزندش درهشت قرآن) تذ کر؛ٌ بدایححسینوه یا امینیه که ذ کرش خواهد
آمد نیز دراحوال ممدوحین اوست .
۲ درباب اول دیل عیائی و درباب دوم ذیل ناطق وئوید وونا مینویدد که : «شرح
احوالش دربقدمه مفصلا" سمت نگارش بافته» و معلوم نش د که « مقدمه » چهجای نگارش
تذ تمرتایینی و
باب اول در ذ کر شعرایی که بامر نظامالدوله در رئاء سیدالشهدا(ع) شعر
مسرودهاند" .
باب دوم . در ذ کر زیدة افکار و خلاصة اشعار نصحای بلاغت آبین وشعرای
فصاحتقرین که در مدح نواب جلالت انتساب انخم صدراعظم ادامانته ایام ش وکته
عرض نموده بصللات گونا گون قرین مفاخرت ازحد افزون آمدهاند .
خانمه : در ذ کر شطری از احوال وافکار بولففقیر .
ترتیب تراجم الفبایی » ونثر کتاب پراطناب ونابابست» بعضی از شعرای باب
دوم که ترجمهشان دریقدیهٌ کتاب یا باب اوّل مذکور افتاده است» مولف یادآور
میشود و دیگر شرححال را تکرار نمیکند .
آغاز : «الفت - اسم شریفش میرزامحمدقلی » مردی الیف ومهربان و ظریف و
نکتهدان وآدمی نیحوفطرت پا لیزه طینت است , . .»
انجام :
« در پناه لطف او این آصف فرخنده رأی
بادیارب خوبش راچونحاجبیزاند رگرفت»
تسخه : یکانه نسخة شناختهشده این تذ کره د رکتابخان مجلس شورایملی
بشمار؛ (رور) موجودست » و درجلدسوم نهرست آن کتابخانه (ص ۰۳ -۰۰)
بعنوان «تذ کر ثمر نایینی» تعریف و توصیفشده است .
این نسخه چنانکه در فهرست سزبور مذ کورست ناقد مقدمه وناتمام است » و
آقای ابن بوسفشیرازی موّلف فهرست از اینکه درحاشية بعضی صفحات مطالبیمختر
,- عنوان باب اول درنسخه نیست, وبتقریب موفضوع نوشته شد» چنانکه در ترجمة
خاوریهم آمده اس تکه : روزی پس ازآنکهشاعری مدیحة خویش را در بارژ وی خواند »
اظهار داشت که شای.حه مدح و *نا حضرت سیدالشهدا علیه السلام سیباشد که جان خود ر
براي سعادتبا فدا کرد» وه رکس خواستار احسان من باشد بایستی برثاءآن جگر گوشذ رسول
ببردازد» وهین معنی راخاوری بنظام آورده است.
۳۰ تاریخ نذ کرههای فارسی
بخط غیر کاتب نوشته شدهاست» احتمال دادهاند که خطبولف باشد؛ تا
مغلوطی است وهیچیک از اغلاط کاتب تصحیح نشده است بعید بینماید که نسخذ
اصل باشد .
اسامی صاحبان تراجم
الفت اصفهانی (- میرزا بحمدعلی) ص ۱۰-۱ وائی نایینی ( س میرزاهادی )
ص , ۱-,م. خاوری کوزه کنانی (-حاجيمعصوم)اص ۱ ۱-۲؟ طلعت اصفهانی
(- آقا محمد) ص ع-ن ع ظریف اصفهانی (- میرزامحمد حسن) ب ع-ب ه
گلشن زنگنه (- محمدعلی) په-ره ( شعر ندارد ) مجنون اصنهانی (- میرزا
مجمد حسین) , ب-و۸ نیا زاصفهانی (- سیدحسین) م-۳٩ عیانیذوالقدو
صاحب هفتخوان حیدری ع ۱۳۰-۹" .
باب دوم
الفت اصفهانی ۳۱ ۱-م ۱" | ثبر نطتزی (- میرزاسیدعلی | کبر) ۱6۸-۱۳۸
اخعگر اصفهانی (- میرزا ابراهیم) ۸ ۰ ۱ اور (سمیرزاعلی! کبر) ۱ ۸ ۹
پروانة تفرشی (- میرزا سید صادق) ۰۳,-هه,. پیمان فروشانی(-آقاعای| کبر)
۱۷-۱۰ تسلیم اصفهانی ۰ ٩ ۱۷-۱ ۱ حریفجندقی (- سید ابوالحسن)
۱۷۲-۵۸ خرماصفهانی (-میرزاهاشم) ۲بار-۳م.. خاوری کوزه کنانی
(- حاجی معصوم) ۳ یو ۲ دانش؟ ۲۰۱-۱۷
رهی اصفهانی (- محمد ابراهيم قصاب) . -. ۱ ۲ سرحدی چهار محالی (-
آقا حیدرعلی) . ۱ ۲۱-۲ سابل قیر کازری (- آفاجانی) ء ۱ ۲۱۷-۲
۱- شرح احوالش در مقدمه کتاب سمت تجریر یافته » اين اشعا رنیز از نسخاموسومه
به هفتخوان حیدری ثبت اینسفینه آمد .
۳ کیلیت احوالش د رپاب اول سمت نگارش یانته .
کیفیت احوالش درباب اول سفعملا سمتنگارش پافت.
6- مفصل احوالش درمقدم کتاب سمت تحریر یافت.
تذ کرة ثمرنایینی ۳۰۷
شایق اصفهانی (- آقا علیعسکر) ۱ ۰-۲ ۲۲ طلعت اصنهانی (- اقا بحمد)
۰ ۳۲۱-۷ _._._ طرب مرودشتی (- آفامحمدزفیع) ۱ ۲۳-۲۲( عارضاصفهانی
(- آقا بابا) ۲۳ ۲۷-۲ ۲ فطرت لرستانی (- محمد امین ییک) ۲۷ ۲۳۰-۲
فدای اردستانی (- میرزا بجمدسعید) ,۳ ۲۳۳-۲ مهدی آذربایجانی (- مهدی
بیگ شقاقی) ۲۳۰-۲۳۳ مایل اصفهانی رس شمیخ رحیم) ۳۰ ۲۳۸-۲
مطبوع شیرازی (- بل جعفر) ۰-۲۳٩ ۲ بجید لنجانی . ع ۲-۲ ۲
ناطق اصفهانی" ۲ ۶-۲ ؟ ۲ نجوسی اصفهانی (- میرژا محمد) ع و ۲س. ه ۲
نوید اصفهانی (- میرزا محمد) . ه ۰۳-۲ ۲۲ ناظم شیرازی (- میرزا عبدانته)
۳ ۲۰-۲ وق" ۰ ۲۹۱-۲ وانی اصفهاتی* ٩۱ ۲۰۳-۲ وصال
شیرازی (- میرژا شفیع) ۳ 5-۲ ٩ ۲
خانمه
در ذ کر شطری از احوال و افکار مولف نقیر .
نمونه تراجم :
«ناظم المدعو بهسیرزاعیدانله » جوانی شیرین گفتاز پا کیزه رفتارست» ودرسلک
تجار » چندی قبل به عراق عرب رفته وبشرف زیارت عتبات عالیات مشرف گشته »
| کنون دردارالعلم شیراز که موطن اصلی اوست بسرمیبرد» این قصیده ازود یدهونوشته
آید» پیست ویک بیت است بردیف « گل» وتعریفی ندارد .
ترجمه مولف:
بااینکه خائمهُ کتاب بذ کر احوال مژلف اختصاص داشته ؛ دز آنجاهم زبان
بمدح وثنای صدراعظم کشاده و پس از چندصفحه گوید: «وبانچه درضمن سببتألیف
ِ- شرح احوالش د ردقدة کتاب مشعیله مسمتنکارش یافحه .
۳ راد ه مرحمت !ناه دیر زأحعفرصافی است که مرح احوالش دربقدیه کتابنوشتهآید .
۴ تفت احوالش د رمقدسة کناب نوشته آرد ۱
- خانالصدق بیرزاجمفر فیرت .
۲۰۸ تاریخ ند کرههای فارسی
مفهوم گردید اکتفا رفت» و سپس چندین قصیده از آثار خویش در رثاء سیدالشهدا و
متایش نظامالدوله سمطور داشته است .
در بیانالمحمود و انجمن خاقان ترحمهاشی درحرف (ثا) و ذیل « ثمر » امده
است » ولی رشحه اصفهانی در تذ کر؛ ماظوم خود و دیوان بیگی درحدیقةالشعرا در
حرف(سین ) و یل «سمر» آوردهاند , مرحوم میرزا رضا غانایینی نیز درمجموعةالادب
تخاص او را بسین مهمله ثبت درده اسث .
رشحه اصفهانی در تذ کر منظوم خودچنین گوید :
میرزاسیدحسین ثایینی
سمر
آورده زطیع تا سمر قند نایینشده خوشتر از سمرفند
در فضل وهنر فرید آفاق عالي نسب استونیکثا خلاق
مرهمنه سینههای مجروح ییتی دو ازوست راحت روح
قصیده
آنکه چون بط درشمرحا بودش اندر ماه تير
چون سمندرماه آذرجای در آذُر گرفت
آنچنان شد سورت سربا که آتش هر زبان
خرق؛ سنجاب گون بر سر زخا کستر گرفت
ب«تذ کره رشحده
درانجمن خاقان مسطورست که : «... اسمش سیدحسین » ازساداتطباطای
قصبهُ نایین است. سیدی شرمگین وشریفی آزرگین است» در مراتب الهی و طبیعی
تحصیل کرده » و بهره برده , صحبتش اتفاق افتاده » رفیقی الیف وشفیقی شریفست ؛
این چندییت ازوست :
نیر و تیغت برغم یکدیگر متخالف شوند در میدان
آن» دوتنرا کند یکی و کند اين»یکیرادو»عکس کرد؛آن
مات
تد کره ثمرتایینی ۳۰۹
از پی بیتابی دلها مدام زلف میتایی» خدارارخ متاب
مه
کاميابم از نگاه خویشتن کرچه ه رگزعاشقانرا کامنیست
گرچه بسیارند مرغانت بدام لیکث مرغی چونمنتدردام نیست
سم
چون سیر گلستان و چمن دسترسم یست
بهتر زجهان جای زکنج قفسم نیست
مت
حاشا که من بکوی تو دیگر گذر کنم
تا خویش را اسیر تو چون پیشتر کنم
آرم درین دو روزه نگاری بکف » ترا
آنگه زیارتش به پیاسی خبر کنم
گاه آرمش بکوی تو همراه خویشتن
نا سوزیت زرشکک برویش نظر کنم
گه گویمش که مهرتو تا جا کند بدل
مهر بتان زدل همه یکجا بد رکنم
القصه کردهیی به سمر آنچه پیشازین
جور وجقا کذون یتو من بیشتر کنم »
دربجموعةالا دب آمده است ۰
بدل نا خوبرویان خانه کردند حریم کعبه را بتخانه کردند
نصیحت تا بکی ناصح چهسا زم ترا عاتل مرا دیوانه کردند
برو زاهد بسجد نیست کارم نصیبم از ازل میخانه کردند
دریغا کال بت دير آشنا را چنین زودشی ز ما بیگانه کردند
تن ی ماو سس ی
سس
مش را در درونمجایداد ند مکان گنج و کردند
حدیث حسن وعشق دلیرو ما پهر بزمی سمر انسانه کردند
لمیر زا سیدحسن ولده المتخلص به رجا
ربود ار کف دلم زیبا نگاری نگاری گلعذاری دل شکاری
بهی آنش فروزی شهر سوزی بتی سنگین دلی سیین عذاری
بملک ناز نیکو پادئاهی بشهر حسن زیبا شهریاری
برفتار و برخسارو بگفتار سهی سروی کلستانی هزاری
مرا درچشم ودل ازهجر رویش عیان آبی نهان سوزنده ناری
فراق! رچون تویاریسختبار یست بتا پاری زمن بردار باری
رجا از غوف چشمانت بدابان روان ای سرو دارد جویباری »
منقول از مجموعذالادب تألیفمیرزا رضاخان نایینی قاضینور متخلصبه رضوان
نسیخه شمارهُ و ع و ع کتابخانة آستان ندس .
الیف میرحسین دوسث سنبهلی مراذآبادی در۱۱۹۳ هق
تذ کرهایست مختصر در تراجم پانصد و شست و چهارنقر! از شعرا و فضاا و
وملوك وعرفای قدیم وجدید بترتیب الفبا که تیمنا باحضرت امیر(ع ) شروع شد» و
به یوسفی طبیب ختم میشود .
,- استوری (۳۳:۱) تعداد شعرای این تذ کره را درحدود دوبستنفر» ونقوی(ص
۳۱۸) چهارصد وچهل وپنجنفر نوشته است» وحال آنکه مطایی نسخٌچابیآن که دردستست
تعداد مصاحبال تراجم پانمد وشصت وچهارست .
۳ ما ۰
ند کرة <«سحی ۱ ۲
برده بذ کر هیچیک از ماخذ خود نپرداخته » تراجم عرنا را مفصل نوشته و حکایانی
درباب حالات ومقالات ایشان از تد کرةالاولیاء وغیره نتل کرده و درذیلشعرا بدون
ادنی مناسبتی حکایات طیبتآمیز درج کرده که بیشتر آنها از کتاب لطائف الطوائف
تألیف فخرالدین علی صفی بهتی" مأخوذست .
وی این کتاب را نقدیم به شاه شریفالدین سحمود کرده وماد؛ تاریخ آنرا
چنین یافته است :
این نسخه چویافت زیب اتمام تاریخ شدش « خجسته انجام »
۳ ۰۶7 ۳۷
درسب تألیف وترجمة حال خود گوید:
«ابا بعد خال راه نبی وعلی مولف این اوراق میرحسین دوست سنبهلی غفرالته
ذنویه وستر عیوبه که ولد قبلةالافاضل ,., سولوی مپدابوطالب قد س سرهاست»چون
درعمر نوزده سالگی از وطن سعادت موطن بخدمت سراپا بر کت .., مسخدومی شیخ
فضل انته بدظله برسپیل تحصیل عام بهدارالخلافت نزهت نهاد شا هجهان آیادوارد
کشت » و عمری درا کتساب علوم ادبیه بگذرانید و بفیض مجالست فصحای شیرین
کلام وشعرای بارغت انغظام درفن شعر مهارنی بهمرسانید » یاران جانی و دوستان
روحانی باعث شدند برجمم اثعار نو وکهن ؛ بنابرآن نذ کرةالاحباب » انگشت قبول
برچشم گذاشت مجمعی مختصر از احوال و اشمار اولیای باصفا وملوك وفضلا وشعرا
بتخصیص لطایفی کهمیان یکدیگر گذاشته اندپرداخته آمد سسمی به ند کر؛حسینی .. .»
(ص ۳) .
و در (ص ۱ ,) میدویسه :
«خاك پای سخنوران آفاق میرحسین دوست حسینی مولف این اوراق» | گرچه
اشعار و اقوال این ضعیف تحیف لباقت آن ندارد که در سلک لطا یف پهلوانان عرص
ب این کتاب بسال ۱۳۳۰ شمسی باتصحیح وتحشیه ومقدم؛اینجاتب درطهران بطبع
سك .
1۳55 3 3/13 ٩٩1 رش
:۳ تاریخ تذ کرههای فارسی
نکتهدانی و شهسواران مضمار معانی انسلالك یابد » لیکن بپاس خاطر احباب این
دوه بیت مینگارد -
پیتو در کلبه تاریکك نشستن شبها
این عذاپیست که در گور تخواهد بودن
این قطعه بدوستی در شفاعت عزیزی نوشته شد :
بدرگه تو از آئم شفیم میآرند
کههست لطف تو با بنده شهره کونین
خدا زجرم جهانی گذشت بهر نبی
توبگذر از سر یکجرم از برای حسین»
در تذ کرة روز روشن (ص .۸۰ ۱) مسطورست که :
نی میرحسین از موژونطبعانسنبهل مرادآباد بود» کتاب تشریح الحروف
وتد کره حسینی ازوست» .
۱۳ زبان فارسی است» وعلاوه براین ظفرنامُ عبدانتههاتفی
جاسیرا هم بنثر نوشته است .
اعتیار لذ کره حسینی:
بولف درعین حال که تراجم را خیلی بختصر آورده درهمین بختصرهم هیچ
دقتی بکار نبرده , ازجمله آنکه خواجه آمفی هروی را شیرازی نوشته ( ص مج ) و
وبدیمالزمان بیرزارا بدیع الدین (ص ع )» خواجوی کرمانی را معاصر سعدی نوشته
(س ٩ ,) ومیرحیدر د ه: نی کاشیرا ملاحیدر اصفهانی (ص ۰ ۲ ۱)؛ رازیشوشتری را
بنقل از تحنة -امی شررازی نوشته (ص عم ,) وحالآنکه ساممیرزاهم شوشتری ثبت
کرده (ص ٩ ۱۲)؛ فخرالدین علی ییوقی متخاص بهصفیرا مولانا صفیالدین خراسانی
ثبت کرده (ص هم ,) و محمد صوفی مازندرانی را مولانا یوسف صرفی مازندرانی
نوشته (ص ۱۸۷).
درضیط اشعار نیز دقتی نکرده ات رها اشمار معین سمکین فراهی را بتام
تذ کراحینی ۳۳
خواحه معینالد ین چشتی نوشته رص ۳ ۳ و این ببت مشهور میلی هروی ر
منم ودلی که دائم بدودست دارم او را
ا کرقن نگاه داری بتو میمپارم او را
چنین آورده است ؛
منم ودل خرایی بتو میسپارم او را
بچه کار خوا هدآید کد نگاهدارم اورا
(ص ۹ ۳۱)
و این بیت از غزل مشهور میرزاصادق دستغیب شیرازیرا بنام میریحی کاشی
ثبت کرده ات .
بسکه آسا نست! ین رهمیتوان خوا بیدورفت!
(ص پس)
و این نمونة بسیار ناچیزی از اشتباهات ملف بود .
این تذ کره بسال (٩۲ بق در لکنهو بطبع سنگی بسیار مغلوط وبد خطیرسیده
است بطوریکه از کثرت اعلاط بهیجوحه قابل آستفاده نیست» وعدمسش به رحودست .
۱- ازنمزل مشهوربست بدین مطلع :
ه رکه آمد گل زاغ زندگانی چید ورفد. عاتبت برستی اهل جهان خندید ورفت
واین غزل بتمامه دردیوان حاجب شیرازی باتخلس او ثبتشده ویاران طريقتياوهمان
را عیناًبرسنگک قبر او نق رکردهاند.
برای اطلاع از احوالصادق دستفیب وشان نزولاین غزلرك: تذکرهُنصرآبادی (ص
. ۲۷۳-۷۲
ند کره حیرت
از فیامالدین حبرت اکبرآبادی هندی درنيمه دوم قرن دوازدهم
بهگوانداس درترجمهُاحوالش مینویسد: «قیام الدین حبرت» موطنش! تبرآباد
است» پدرش شیخ امانانتّهیبعضی خدمات آنشهر اشتغال داشت» خودش بمکتبداری
اوقات میگذرانید» تذ کر مختصری تألیف نموده » ازوست :
غم هجر عقد جول تیر هلالابرویدی
عاقت پشتدونا همچ و کانساختبرا
مت
یاد گاری مانده است افسائه شیرین ارو
گر زدنیا خسرو ملک حنون فرهاد رات
99
بآن چشمی که سازدغارت جانهانگارس
چه خو هم کردیارب گرشودروزیدوچارمن
پریشان خاطرم کرد ازدرازبهای بي پایان
بزلفنش همسری دارد سگر شبهای تارمن
۲سفینه هندی » ص ٩۹۰
نی کر جازن|لاشعار
تألیف میرزا فرجالقهخان شیر ازی محلانی متخلص بهطرفه وملقب
عازن الا شعاردر اواخر قرن سیزدهم
تد کرها یست عصری ومعتبر خامل تراجم عده یی از مرای دوره تاصری که
پفرمان ناصرالد ین شاه قاحار این غول اورا ابتقیال کردها ند ۰
ت ذکرة خازنالاشمار ۳
گر خرابات سغان پهلوی میخانه نبود
این دل غمزدهرا مسکن و کاشانهنبود
یارب از چیست که درمحفل جاتانهیا
هیچکس جز من دلسوخته ییگانه نبود
گر گنهکار نبودی بجهان » روز جزا
از خداوند جهان عفو کریمانه نبود
امتیازی که این تذ کره نسبت بسایر تذ کرههادارد اینس ت که بصورتیشیرین
وعبارتی دلنشین قیافه وشمایل ولباس صاحبان تراجم را هم تعریف و توصیف کرده
است ,
سرحوم محمدحسین شنعاع شیرازی درتذ کر؛ شعاعیه ترجمة حال امین خراسانی
را بعین عبارت از آنجا بل کرده وبقدییة" راجع بتد کرة مزیور چنین نگاشته است؛ «نام
شریفش میرزا سید امین واجدادش تمام زاده آن سرزمین . وقتی خاقان هنرپرور عدل-
گستر شاهنشاه سعید شهید ناصرالدینشاه غازی ماضی غزلی چون در" سکنون از طبم
همایون بیرون آورده » شعرای عهد را از الطاف نامتناهی مأمور باستقبال غزل شاهی
سیفرساید .
میرزا فرج انته غان شیرازی الاصل محلاتی مسکن متخلص بهطرفه و ملقب به
خازنالاشعار که از سران نوبسند؛ آن عصر » بلکه نظم و نثر در هردوره بشخصش
حصرست » برسر ایتکار سیگمارند» تاه رکسی درآن وادی گوی ازمیدان برد » و لطمةٌ
چو کان نخورد, بطرز خوش و طرازی دلکش رسالهیی در شمایلش برنگارد» وپس از
آن صورت اشعارش را اشعار نماید .
امین خر اسانی
میرزا سید امین خلف میرزا رضا ازاهالی ارضاقدس و مشهد بقدس است ؛ در
همانبله مدتها مشغول تحعیل علوم بود» باعلم نجوم راهآسمان میکشود؛چها رسالست
که مساقرت اختیار کرده » وچندی در مازندران بسر برده » یکسال ونیم است که در
۳۱۹ تاریخ تَذ کرههای فارسی
دارالخلافه بعتکف است؛ و بسیادت متصف» سیدیجلیل الشانست وعاقلی نکتهدان؛
بیتها یت موقرست» و گذرانش ربانی مقدر » بسیار درتحصیل علوم باشوقست وپیشمار
با ذوق» عمامسبزی برسر دارد » وعبای باصفایی دربر» گشاده پیشانی وزردابروست»
و کبودچشم و خوشرو » بینیش بقانونست » ولب ودهانش بنیکویی مترون» گونهبی
سفید دارد » وعارضی گرد ومفید ؛ محاسنش حنایی ومحراییست ؛ وعمارت بدنش خالی
از خرابی » قامتش باندازه وموزونست » وهاشمی نسبی بمحبت مشحون » چون از کار
تحصیل فراغث حاصل جوید » گاهی شم رگوید » ابن غزل از آن سید ارجمندست که
زییا و دلپسندست :
سینه کی بود که از هجرتو ویرانهنبود
یا کجا دل که بسودای تو دیوانه نود
بود درسینهقراردل واین خود نه عجب
جىای دیوانه بجز گوشة ویرانه نبود
جای درحلقة خاصان نگزیدآنکهمدام
از ازل حلقه بگوش در میخانه نبود
ره ندادند سوی دیر بنغان زاهد را
زانکه درخلوت رندان رهبیگانه ثبود
هیچ د ل حا کیاز انوار جمالتنشدی
۳۹ آییتة روی تسو بمیخانه نبود
در بت وبتکده وسسجد ومیخانه ودیر
هرچه دیدیم بجز منظر حانانه یود
رنج حرمان را جز مرگ تبودی درمان
گرانید کرم از عمت شاهانه نبود
خسرو ملکت جم» ناصر دینشاه عجم
کزشهان چوناو باهمت سردانه نبود
سیم سس رس سس سس سس سس
ت ذکرة خاژنالاشعار ۳۷
دس سح .تست تحت
بحر هستی را اندر صدف هفت مپهر
همچوسلطان جهان گوهریکدانه نبود»
وشعاع الملک افزوده است ئه .
«بولف این اوراق گوید که درحدود سنة هزاروسیصد درشیراز علیین طراز پا
نهاد» واین شهر مینوبهررا محل اقامت قرارداد» مأوی ومدرسش بدرسهٌ هاشمیهبود»
و درآنجا زبان بندریس معقول وملتول میکشود» درهر علمی ماهر بود» و بهرفن قادره
ویژه در علم نجوم که چشم سبعف سیاره انیش را نشان ندارد» وامهات اربعه درصد
قرن قرینش را نیارد ؛ من بنده دورهیی ازهیأت ونجوم را نزد آنمرحوم دیدم وسخنان
حکمت آمیزش را بگوشن دل شنودم » بمفاد لکل موسی فرعون سیدمصطفینامی ادعای
برادرزاد کی وی داشت » وسال و ماه تخم مخالفتش را درمزرع قلوب بیکاشت » تا
درسنة هزار وسیصد ودوازده ازینسرای پرملال درگذشت » و در بیرون تَكية حافظیه
مدفون گشت» شعر بسیاری عریباً وفارسباً گفتد بود که بمثابة سایر ضیاع وعقارش در
نزد آن سید مردود مفقود ونابود شد» لهذا بهمان غزلی که در تذ کر خازنالاشعار
پود | کتفا نمود» .
نسخه : یکك نسخه ازین تد کره در تصرف مرحوم سالار جنگ شیرازی بوده و
متأسفانه چندانکهبنده تحقیق کردم معلومنشد که پس از فوت او بچه سرنوشتیدوچار
شده است » شگفتست که در کتا بخانه سلطنتیهم نسخه آن وجود ندارد .
ترجمه مولف :
«طرفة محلاتی مسکن شیرازیالاصل» اسمش میرزا فرج الته و برادر مهتر میرزا
حبیب غاقانی ثانی است که حالش بیانشد» وهمانا گفته شده که اصلشانازشیرازست»
ودر کود کی ثقل بهمحلات کرده؛ بالجمله ادبطرفه بیش از خاقانی بوده» خطش هم
امتیاز داشته» درسنطنت بحمدشاه ببرور که بهمنبیرزای برادرش حکمران آذربا یجان
بود» بشارالیه درحضرت او مقام خدست خاص و رتبة منشی بانتیگری داشت » و بعد
از رفتن شاهزادة مزبور بمملکت روس چنانچه در تواریخ دولت قاجاریه ضبط است ؛
۸ ۳ تاریع ند کرههای فارسی
چندی بیکار بود » بعد بتوسط عبدالعلیخان ادیبالملک درحضرت ساطان اصرالدین
شاه معروف و قصاید و مدایح عرض کرده دآمورشد برجمع اشعار مخصوصدة شاهتشاه
معظم و خازنالاشمار لقب یافت » وسشغول جمع ونگارش اشعاریست که از زبان
سلطان عصر گفنه میشود» ومستمری وبقرری بقدر معاش درحقش برفرارست» و بعضی
از اشمارش اینست :
عشوه گری که میرود» دل ز کف از رمیدنش
وه که چه حالت آورد » روی جو ماه دیدنش
یارو متاع حسن ومن» جان چو کلاف پر کفم
او عجب از فروختن » من خجلازخرید نش
زابرو و چشم اورسد » تیر بلا همی بدل
مي نیرد كسي برون ؛ جان ز کمان کشید نش
میوهةٌ نو بیاورد »> شاخ درخت دوستی
وه که چه با صفا بود » میوهٌ نو رسیدنش
پرده زرخ چو بر کشد » پرده خلق بردرد
یاد از آن دهدن وداد از آن دریدنش
پیش نظام ملک شه , به که حدیث او برم
فص دل ربودن و » مهر زسن بریدنش
آهوی چشم او چرا » رام نمیشود بکس
آه از آن نگاه او » داد از آن رمیدنش
طرفه بهر کجا رود » عشق تو شهرهاش کند
حالت دل طپیدن و » رنگث زرخ پریدنش
«حد پقةالشعراه » نسخه آقای سلطان القرائی » ص ۱۳۳»
انعاری که مپرزا احمد دیوانییگی از طرفه در حدیقةالشمراآورده زیادست »
ولی چون چنگی بدل نمیزد » بهمین یک غزل اکتفا رفت ,
تذ کر خاور ۲۳19
در تذ کرة گنج شایگان (ص ۱ ۳ ۲۳۹-۲) ومجممالفصحا (۲: ۳۳۸ - ۳۹ع)
فیز ترجمهٌ میرزا فرحانته خان طرفه مسطورست .
در خاتمه اين نکته لازم بذ کرست که مرحوم سالارشیرازی که خود مالک
ذسخهیی ازند کر موردبحثبوده (وما عنوز نام واقعی آنرا نميدانيم) درنقلشرححال
هما برای استاد جلالالدین همایی » مواف را «سیرزا بوسقخان» معرنی کرده بوده و
ایشانهم کتاب مزبور را «تد کرة میرزایوسفخان» میشناختند » که با توضیحات بنده
وفع اشتباه از معظمله شد » و بهمین نحوهم در مقدم دیوان طرب درح فرمودند » و
بعید نیست که تد کر موصوف بنام تذ کر میرزایوسفخان در خانواد؛ برحوم سالار
موجود باشد .
تلد کر ة حخاو ر
از حیدرقلیمیرزا بن فتحعلیشاه قاجار متخلص بهخاور درفرن سیزدهم
این کتاب که ره امل ععوان تذ ثره دارد « شامل منتخیانیست ار شعرای قدیم
وجدید در سه بخش :
تباید + غزلیات «- رباهیات » و مرتب است بترتیب قائیه و
کفتهاند .
آغاز ۰ «ستایش وسپاس مرمعبود بیزوالي را رواست که صحا یف طرایف و
اوراق لطایف ظراپف هفت کناب افلاك را از قلم قدرت کامله بطغرای خطوطشعاعی
توابت وسیار از سطلع ۳0 مقطع پیاراست» .
۳۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
انجام :
گر کشتنيم چنان کش از بهر خدای
کز بنده شنیده باشی ای روح فدای
زان میگون لب ببوستءة جان افزای
سم کن و آنگد رگ جانم بگشای»
درین کتاب از اشعار ملف بسیار آمده است .
نسخه : کتابخانة ملی ملک » شمارهةُ (. .۳ع) از قرن سیزد هم هجری .
زرگنده» آقای رکنالدین همایون فرخ» بخش غزلیات باديباچةٌ کتاب .
ترجمه مژلف :
شرححال خاور در تذ کرههای دور قاحار مذ کورست» ولی سلطان مجمدسش.
الدوله که برادر اوست در تذ کر بزم خانان ترحمه او را بمصداق اهلالبیت ادری
یما فیالبیت» بهتر از دیگران و چنین بقلم آورده است :
«خاور نواب حیدرقلی میرزامت » چند سالست که در قصبةٌ گلپایگان روزگار
یسرمیبرد » و از دربار علافت وحوهات آن محال در ازای اخراجات ایشانست » در
میانة شاهزاد گان از حیث رفتار بیگانه شده است » و بامردمان بادیهنشین یگانه ؛
یند گانش بسواری و جدال و قتال و سرقت اموال مترد"دین خالی از میل نیستند ؛
با این حال اشعار بسیاری دارند» این چندغزل از ایشانست» و چهار غزل ازو آورده
است .
نسخهیسی از دیوانش در کتابخانة آستان قدس رضوی موجودست و بشمارةٌ
(ء ,ع) در فهرست اینجانب معرفی شده است .
تذ کرة خسروی ۳۳۱
یال گر حسروی
از محمقلی میرزا بن فتحعلیشاه متخلص به خسروی وملقب بهملک آرا
درنیمه اول قرن سیزدهم
تذ کر عمومیست که در ذ کر احوال متقدمین ومتاخرین سمت تألیف پافته و
نخست محمود میرزای قاجار برادر مولف در گلشن محمود وپس ازوی سمیز درتذ کر
خود از آن نام برده است .
مود میرزا میئویسد :
« کیفیت احوال نواب محمدقلیسیرزا - گوهر عمان سروری و تاجداری » اختر
آسمان کامگاری نواب محمدقلیمیرزا در روز چهارشنبه بیستود وم شهررمضانالمبا رك
در سال هزار و دویست وس هجری از یمن مقدم مبارك ساحت عالم شهود را منور
ساخته » شاهزادهایست که بدون تکلف سخن پردازی هرسری باحکام رفیعش وتوقیم
رقیقش راضی» گاهی لشک رکش بجانب گرگانست و تیغززن خیل ت رکمان » پیوسته
دست قد رتش ازباد یه نشینان گر گان بنحوی که خاطرخواه دولتست باجستان» ازشرار
تیغ جانسوزش گرگان همواره بدرود جان کنند » تانگری ازآنها اسیرست که دستگیر
گردیده ! نهچندان ویلهوغوغا که برلشکریان اعادی انداخت هه کهعدیتوان قرارداد»
وتعداد اسیر ترکمان از قو؛ُ وهم وقیاس بیرون ! و در بازار بندهفروشی از سبزیبهای
ایشانارزانترست ! ! حسبالامر قدرقدرتشاهنشا هی بیستویکسالست کهبفرماندهی
ولابت دارالمرزما زندران مشغول" و دل خلق آندیار از غایت دادرسی او شادان »
وخلود دولت را از درگاه صمدیت مسژول و خواهان » نسبت باهالی آندیار چندان
لطفش عام و مرحمتش تام است که جامکی خواران تجار و برزیگران آندبار هریک
بحکوست شهری کامرانند» و از استیفای منفعتی مقرب آنآستان» هرچند بسیار خوش-
,- تاریخ تالین گلشن محمود ۱۲۲۰ هجریست و معلوم میشود که حضرت والا از
دوازدسالگی بقتل وغارت و زحر و اسارت سردم بیبناه ناحیتشمال پرداخته امت.
رح و
۳۳۳ تاریخ ند کرههای نارسی
سخن و بذله گوست » ولیک با فرساندهی آن ولایت خوشسخنی و بذله گوبی خالیاز
اشکال نیست» پیوستهاوقات شریفرا بایراد لطائف نغز واجرای ظرا فبدیمهمصروف
میدارند» وندمای خاص ایشان ضبط مینمایند » گویند کتابی در ذ ثر احوال شعرای
متقدمدن وستأخرین تصثیف وتالیف فرمودهاند که آتشکدء آذر شرارها یست ارآناخگر»
و ذرهایست از آن مهر انور» تخاصشی خسروی اشعارش رشکك نتایچج افکار ابیر خسرو
دماوی دیوانش ار چهارهزاربیت ثیسست
عدد اولاد ذ کورش ده است که | کبرآنها کاظممیرزاست ؛ که حسب الحکم
شهریاری بفرماندهی اشرف بازندران بفتخرست » ونام پیکویش بدادرسی سمرء وعدد
اولاد انانش شائزده است . ابید که از بخت خسروی همواره کامیاب و کامجو
باشند»
0
در تد کر ممیز (نسخه مجلس شمار؛ » . ص ,) نیز ترجمهاش باختصار
مسطورست و درمجممالفصحا (ج , ص ه ج) تاریخ فوتش سال .+۲ ثبت شده و
ابیات ذیل از سفینةالمحمود و تذ کر؛ سمیز ومجمع الفصحا انتخاب گردیده است :
من خود آلوده دامنم» زچهرو بدم رند شرابخواره کنم
میت
از آقتاب تیغ و زمریخ » خود جوی
وزچرخ نوسن و زمه تو ر کاب خواه
تن
بحال خسروی میسوزدم دل که یکجاندارد وجانانه بیچند
ازآن لعل لبان یک حرف وازبا رسیدن بر حیات جاودانی
لذت شمشیر ترا یافتم هرنفسم" دشتهشد نآرزوست
1 ۶ 4
تذ کرة الخواتین ۳
ی و نت
مران بیگانهوارم ازدر خویش که این ببگانهروزی آشنا بود
تذل کر ة الخواتین
درشرح حال مشاهیر نسوان عالم که متضمن تراجم شاعرات فارسی زبان نیز
چاپ سنگی بمبتی بسالب ۳۰ مه ق بخط میرزامهدی شیرازی در مب , صفحه
بقطم ه ید ۱ » ناشر محمدبررفیع الکتابشیرازی است که سراسرآنرااز خیرات حسان؛
ترجمه و تألیف محمددحسنخان مراغی (اعتماد السلطنه) , اقتیاس کرده و تالیف آثرا
بخود بستهاست .
در تذ کرةالخواتین قسمتی از تراجم خیرات حسان حذف شده و رویهم شامل
ذ کر يم( تن از زنان است که باآمنة بنت وهب آغاز وبه پاسمنبو ختم میشود .
آغا ز کتابهمان آغاز خیرات حساناست باهمان براعتاستهلال» بااین تفاوت
که در خیرات حسان بعد از بیت :
«زن ازفضل محسود عالم بود چه مردی بود کز زنی کم بود»
مرقوسست که: «العبد الابقالباغیمصمدحسن ین علیالمراغیالشهیرباعتما دالسلطته»
و این عبارت از تذ کرةالخواتین مخدونست .
چیزی کهاین کتا بفروش امین ! برخیراتحسانافزوده است» هشتمفحه شرح
حال بلکة ویکتوریاست» و ذ کر خیریاز شامجهانبیگم رئیسهة بهوپال که بنابامر وی
این کتاب را تألیف ! کرده است» در خیرات حسان (ج۲ ص ۰۳ (-: . ۲) نیز شعر و
شرححال شا هجهان سطورست .
در خیرات حسان حروف نون شامل ه + ترجمه است و در تذ کرة الخواتین ۲
ترجمه» همچنین در خیرات حسان حرفم شامل مه ترجمهاست ودر ند کرةالخواتین
بر ترجمه ؛ و بدین جهتست که سهجلد تذ کرهٌ خیرات حسان بیک جلد تقلیل یافته
ا
سر رت ات جات
رس
است» و درعوض یعضی جاها که تصرفاتی از او دیده بیشودازین قبیلست که درذیل
ترجمه زبیده همسرهارون الرشید یکرباعی سمسوخ فارسیبوی نسبت داده که اصل
آن بهمحمدین بمین الدوله محمودغزنوی منسویست وتاریخ شعر فارسی را تا قرن دوم
هچری جلو برده است .
رپاعی سمسوخه ایئست :
ای جان جهان جهان ناخوش بیتو
بغداد پریشان و مشوش بی تو
رفتی نو و من بیتو بماندم » فریاد
تو در خا کی ومن درآتش بی تو
واصل آن بنقل از عرنات چنین :
رنتی و دل خسته مشوش بتو
عیش خوشمنشدست ناخوش بمتو
تو رفته بی و آسده» من بیتو بجان
تو درآبی ومن درآتش بیتوا
میرزامحمد مذ کور بدین گونهاقتباس دهها تألیفدیگربرای خود بوجود آورده
وی بسال ۹ ۱۲ ق در شیراز ولادت یافت و در هر( , ق به هندوستان سقر
کرد و در بمیلی یکتابفروشی ونشر کتب پرداخت و ثروت و شهرتی بدست آورد » در
۰ هق دولت ايران او را ملقب بهملکالکتاب کرد» و در ب ,س , ازطرف دولت
انگلیس لقب خان صاحب یافت .
درفهرست سمشار آبده است که وی « کتاب مشاهیرالنساء بحمد ذهنی افندی
را اساس قرار داده معلومات خودرا پرآن مزید ساخته است» .
۱ مژلف عرفات این رباعی را از لباب الالباب نقل کرده است ونسخهیی که در دست
او بوده ازنظر سحت پالیابالالیاب چابی خیلی آختلاف دارد ؛ آزجمله همون ریاعی,
تذکرقدلکشا.....اا مرو
و این همان کاریست که محد حستخان اعتماد السالطته کرده است ملک
ااکتاب شیراژی» وچون در الذریعه (جع) احتمالداده شده اس تکه تذ کرةالخواتین
تألیف شاه جهانبیکم رئيسة بهوپال باشد » برای رفع اشتباه قسمتی از خاتمهٌ کتاب
مزبور را نقل میکنم :
در خاتمه مذ کورست که : «حسبالامر ... نواب علیة عالیه شامجهانییگم
الملقب به کرونآف اندیا ورئیسة اعظمدلاور طبقه اعالای ستارءٌ هند حکمرانبهوپال
ادم انتهاقبالها این بجموعة مسرتبخشای بهجتافزا مسما بهتذ کرةالخواتین که
مبتنی بر ذ کر خیرات حسان است بزیور طبع درآمد» و در توصیف ابنسفینه چندبیتی
در تعریف بخاطر رسیده مرقوم گردید .
این طرفه سنینهای که در وی
گیرند بکف چو اهل فضاش
هرسوی زاهل حال » تختی
هر مسطر زیعنی روانبخش
درپوست چوگل نگنجد از شوق
هقرصنته . شرجی مان
ده
چون کشتی نوم و کوه جودیست
هرگوشه زاهل قال » بزمیست
جوبی که زآب زند گانیست
پر بسکه زرنگ و بوی معنیست
چون پردة چشم مست لیلیست
امی که بدولت اقبال بمطالعآن پردازند و خواطررا از فواید آنبهرمورسازند؛
بحق الحق والنبی » بتاریخ شهر ربیمالاولی سثه + .۳ , بخط اقل" بندگان میرزا
مهدی شیرازی» .
تذ کر ولگها
تألیف حاجعلیاکبر نواب شبرازی متخلص بهبسمل در ۱۲۶۰-۱۲۳۷ هق
شامل تراجم شعرای بعاصر ملف است مرتب بریک گلزار و دو بوستان و
ور ی سس
۳۹ تا ریخ تذ کرههای فارسی
ما ما وت
تسه
یک خاتمه و یکی لاحقه بشرح ذیل :
گلزار : در ذ کر این دیار خلدآثار ( - شیراز ) و بعضی از احوال فرمانفرسا
(- حسینعلیمیرزا) ودر آن چند گلبن است" :
گلبن اول : در ذ کر بعضی از احوال شیراز.
گلبن دوم ۰ درذ کر بعضی از بقاع وسناجد ومدارس وعمارات مشهوره درین
بلده طیبه بروجه اجمال .
گلبن سوم : در ذ کربهضی از عمارات عالیه وبقاع رفیعه وبساتین بهشتآیین
خارج از شهر .
گلبن چهارم : دریبان احوال خیرسال اشرف وال .
بوستاناول : در شرح احوال وذ کراشعارشاهنشاه صاحبقران وخسر ووگیتیستان
خاتان جم پاسان و شهزاد گان شاءنشان و امرای ذی شو کت وشان .
بوستان دوم : در ذ کر احوال و اشعارشعرای معاصرین ازهردبار بقدر مقدور و
بترنیب حروف تهجی بملاحظ حرف آخر از تخلص ونام ,
خاتمه : در ذ کر احوال و اشعار مولف .
الحاق : در باب زلزل روز چهارشتبهچهارمشوال و۲ , کازرون وجمعه بیست
وهفتم همان ماه درشیراز وزازلجدد شیراز درئیمشب دوممحرم . ۶ ۲ , که گزارش
آن در پانزدهم همان ماه نگارش یافته است .
آغاز
«اين روضه دلگشاست یاغی زجنان
از فضل خدای !کیر ايمن زخزان
هر صفحة اوست غیرت عارض حور
هر سطري ازوست رشک زلف غلمان
۱- درئسخه براون به وسه» و درخ برلین بهههنت» گلبن تقسیم شده است » رلك :
استوری ۱ :۸۸۸ ۰
تذ کرةدلگشا
۲۳ ۷
دلگشا حمدی که شمیمش دلهای مردهرا زند کی دهد » و جانفزا شکری که
نسیمش جانهای پژمرده را تاز گی بخشد » حمد محمودیست جلجلاله و شکر منعمی
است عمنواله که ذ کرش دوای دل دردمندانست ویادش مرهمجان مستمندان» .
توق
«زبانم بذ کر تو پیوسته گویا بغیر از رضایت رهم باد منسد»
درسیپ تألیف گوید :
«چنین گوید ترانهسنج شاخسار نادانی وعندلیب هزار آوای بوستان خموشی و
بیزبانی » نیازمند درگاه بینیازی » علی| کبر شیرازی که چون جمعیاز شعرایمعاشر
وفصحای معاصر بودند که هریک درقصاحت انی سحبان و در بلاغت بانند متتبی و
حسان» سخنانبدیم ایشان چونللی رخشان ولعل بدخشان درخشان» خامه ه رکدام
مانند ابربها رگوهربار و اين خیال همواره درخاطر بکجهتی سگال میگذشت که شاید
بعد ازاینکه هاتف غیبی ندای لارییی باایتها النفیالمطبینه ارجعی الی ریک راضیة"
مرضيّة فادخلی فیعبادی وادخلیجنتی د رگوش هوش ایشان خواند» و کشا ن کشان
ایشانرا تا مقر موعود کشاند» بواسطهُ تغییرزبان و انقلاب دوران چنانکه رسمروزگار
و ترارفلک بیترارست بیاض اشعار و دیوان افکار ایشان یکباره پایمال حوادث شود »
یا بدست ناسوزونان افتد » و آن اشعار آبدار را که قائل آن چه شبها بروز وچه روزها
دوفکر خیالهای دور و دراز بشب آورده تمام راضایع و بنام غیر ناسیي خود خوانده واز
خود درسحفل نادانان بطریق دانایان سخن رانده و رنج آنها باطل و نام نابیشان از
روز گار رفته رفته محو و زائل شود» چنانکه از بعضی دید وشنید» پس بای د که بقدر
متتدور در حفظ منتخبات ایشان بذل جهدی بعملآید و در آن میان بعضیازمزخرفات
عودرا در نماید »؛ , ,و چندی گذشت که این مدعا در دل میگذشت و بتسویف و
اسروز وفرداصورت این تمنی د رآینهضمیر جلوه گر بیکشت» ثاآنکه روزی دربزم حضور
معدلت دستور آفتاب فلگ برتری و سعد ا لبر اوج سروری ... فرمانفرمای والا گهر
فلکبا رگاه بلنداختر حسینعلیمیرزا ۰.. ازین سیاقت سخن مذ کور شد .,. پس امسر
قدر قدو اشرف نفاذ یافت که باید حکماً تذ کرهیی مشتمل براحوال بعضی معاصرین و
اشعار ایشان و ذ کر قصائد وقطعاتی کهدرمدح سرکار ما گفتهاند تحریر نما یی»وچوی
ابتثال حکم محکم ایشان واجب و تخلف از آن ممکن نبود» عزم جزم نوده بتاریخ
مه هزار و دویست و سی و هفت هجری شروع در آن نمود» وشاید تا مسمی با اسم
مطابقآید» واستماع صاحبدلانش لایق» آنرا مسمی بهتذ کر دلگشا ساخت وبتحریر
مدعا پرداخت » آنچه از فصحاي معاصرین معروف و اشعار ایشان بدستآمد» منتخب
اشعارشانرا تالی ذ کر احوالشان مرقوم ساخته و بترتیب حروف اواخر تخلص ایشان
با بلاحظة اوایل نگاشته شد » و انشاءانتهالعزیز بعد هرچه از اشعار آنها و احوال
دیگر شعرا بدست آید الحاق خواهد شد» .
۲ > ؟ فهرست صاحبان تراجم "
1[ بوستان اول ۰؟؛ ۳
خاقان : تتحیشاه ۲- فرمانفرما : حسیلعلیمیرزا
۳- خسروی : محمدقلیمیرزا ء- دولت : محمدعلیسیرزا
ه- شو کت : محمد تقیمیرزا ب- ظل السلطات : علیشاه
بب شاپور : شیخعلیمیرزا م- دارا : عبدانتهمیرزا
و- آمام ویردی میرزا , ,- محمود میرزا
۱ ۱- اقسر : محمدرضامیرزا ۲ - خاور : حیدرقلیمیرزا
۳ ,- حشمت : همایون میرزا ء ,- طغرل : ابراهیمغان
ه - شو کت ؛ محمد قاسمخان ب - عزت : سلیمانتخان
بو- حاجب : اللهیارغان , ان
. بوستان دوم : ۱
ِ ( | حرف الف [ |
۱- بینوای اصفهانی : میرزاداود ۳- شیدای یزدی : بیرزاابوالحسن
۳ شیدای اصفهانی : آقامصدعلی صبای ناشي : فتهعلیخان م ۱۲۳۷
و فداي اردستانی : میرزاسعید ب- مینای ترلك : فریدونبیک
پ- صفای امبنهانی : آقابحمد م- نوای شیرازی : منتعلیبیگزند
ند کر 2دلگشا ۳۳۹
و- وفای فراهانی : میرزایجمدحسین . ,- وفای زوارهیی : میرزا محمدعلی
و ,- همایمروزی:میرزامحمدصادقوتايمنگار ۲ ,- ینمای جندقی : میرزااپوالحسن .
ب
۳ , مسحاباصفهانی: میرزاسیدمحمدم . . ۲ , ء ۱- شهاب ترشیزی : میرزاعبدانته
ه ۱- صاحب علیآبادی : میرزامحمدتقی ٩ ,- طرب خفری : محمدرفیم خان
ی - عندلیب کاشی : بحمدحسینخان مر - کوکب بزدی : میرزاعبدالملی
ه ,- ک وکب شیرازی : آقا محصد صادق
, ۲- محجوب ترشیزی : میرزا مرتضی خلف میرزاعبدانته شهاب
و ۲- بحجوب زند : میرزاحیدرعلی پسر مشفق
ت
پ + الفت افشار : میرزا محمدقلی ۳ (- الفت شیرازی : محمودخان
۲- حسرت همدانی : ملامحمدتقی ۰ ۲۰ حسرت اصقهانی : علیخان یی
دم صحبت لاری : ملا مبحمذباقر پ۲- طلعت اصفهانی ۰ آقا بحمد
۲- عفت شیرازی : بانوعفت ٩ - عشرتشیرازی : بانوعشرت
, ۳- فطرت لر : محمدامین بیگ , ۳- فطرتنواییما زندرانی: چرا غعلیخان
۳۲- فکرت لاریجانی : سید نعمةانته مم- نصرت د کنی : عباسقلیخان
ع ۳- نصرتطالشی : سلطانییک ه- نصرتآنجوی شیرازی: میرزاسیدحسن
۳- هدایت چهاردهی دامفانی : رضاتلیخان ,
ح
پ۳- فرخ قاجار : محمدحسنخان ملقب به خانلرخان .
۵
پرم- آزاد کشمیری : بیرغضتفرعلی وم احمدنراقی : ملااحمدصفانی
, - احمد احمدآبادی : میرژااحمد ( ع- امید اصفهانی : میرزابحمد خان
۳ ع- امیدنهاوندی ؛ بیرزاابوالهسن . «ع. جوادچهارمحالی: بیرزاجواد م۱۲۳۳
ع ع- عابد اصفهانی : میرژاعابدم ٩ ۲۲, هع محمداصفهانی : میرزا محمد طبیب
ملکثا لاطباء با بجمدشیرازی : آتابحمد .
۳۳۰ تاریخ نذ کرههای فارسی
ببع- اختر گرجی اصفهانی : احمدبیک مع-اکبر نطنزی : میرزا علی! ثبر
ه ع- آنور زند شیرازی : ابراهیمخان بن کریمخان م : ۱۳۱
, »- بهار دارا بچردی : میرزابحمدعلی , ه- بیمار شیرازی : آقاحسین
۲ه- خاورآذربایجانی : محمودخان . عم ساغر شپرازی : حاج شیخ,حمد
ع ه- سفیر شیرازی : محمدنبیخان ه »- شرریبگدلی : حسینعلی پسر آذر
ب ه شرر اصفهانی : میرزاعسکری به- صابرشیرازی : میرزاعلینقی
بره- صبور کاشی:میرزااحمدبرادرزاد؛صبا و ه- طایر شیرازی : حسنءلیخان
, ب- فگارشیرازی: آقالطفعلی برادرمژلف , ب- مجمرزوارهیی : سید حسین م ۰ ۲۲ ۱
۲- منصور اصفهانی : سیرزارضای طبیب مب منظور شیرازی : آقایحمدابراهيم
اد زوین سرت و میگ رو
5
ب- نیاز دشتکی : میرزاسیدعلی بو ثیارجوشفانی : سیدحسبن
س
مر به- انیس نهاوندی : میرزایوسف و ب- انیس اصفهانی : آقا محمدصادق
, ب- فردوس دستنیبشیرازی: میرزاابوالحسن رب- مونس اصفهانی : میرزابحمد
۲ب مونس بارفروشی : میرزآمحمدرضا .
س
مب دانش اصفهانی : محمدعلی سلقب بآقا بزرگک
ء ب- دانش دشتکی : میرزاعبدالرحيم وب درویش قاینی : درویشعلی
ص
رب مخلص شیراژی : بیرزآمعمدنبی
ض
و ب- عارض اصفهانی : آقابابا
تذ کرءدلگشا ۳۳۱
ط
. رم نشاط اصفهانی : میرزاعبدالوهاب ,م- محیط فراهانی: میرزا معصوم بنمیرزا
بزرگ قائممقام .
ح
جر قانع شیرازی: شیخ محمد ۳ مطبوع شیرازی: اقامحمدجعفر م ب. ۱۲
۹
ع ر- فروغ شیرازی : اتایحمد جعفر .
ف
۵م- حریف ات : میرزاسیدابوالحسن وم ظریف اصفهانی : میرزاحسن عارف
کازرونی : شیخ عابد پم عارف اصفهانی : آفامحمدتقی
4 ر واف شاهجهانآبادی ؛ نورالعین . 4- یوسف تربای ؛ شیخ یوسف واعظ .
ق
,و شانق سبزواری : ملاحسین ۲- شائقشیرازی : هادیبیگ م٩۳ ۱۲
۳- شائق اصنهانی : آقاعلیعسکر ع و مشفق زندشیرازی: پیرسرادییگ م۳ ۱۲
هو ناطق اصفهانی: میرزامحمدصادق بو وامق یزدی : ملامحمدعلی
ب٩- وابق اصفهانی : آقا بحمد صالح .
3
- بیدل جهرمی : میرزاسید محمدرحیم ٩ - بیدل نیشابوری : محمد امین خان
۰ -مائلفارسی: محمدسعید اقب باقاجانی ,. ,- مایلآشتیانی : میرزامحمد علی
۲ . ۱- مایلشیرازی: آقامحمدبرادرمژلف س, ,- مایل اصفهانی : شیخ رحیم شکسته-
نویس ء . ,- وصالشیرازی: میرزاشفیع ملقب یمیرژا کوچک .
1
۰ . ۱- میرزا ابوالقاسم فراهانی : قائممقام متخلص به «ثنائی»
۰ ۱ قاسمانجوی : میرزاابوالقاسم ب. ,- خرم شیرازی : میرزانجفعلی
۳۳۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
۰۸ ,- خرم اصفهانی: میرزاهاشم ٩ . ,- خرم خراسانی ساروی : حسین
. ۱- خرم مشهدی : عبدالمجید , , ب قالممقام فراهانی: میرزاعیسیملقب
بهمیرزا بزرگ ۲ - مجروم چهربی : آفاحسیتعلی
۳ - منعم شیرازی : منعمنام ع ب و- نادم استرابادی : ملامحمد .
, ۱- پریشانعلیشکری: مرنضی قلیبیگکبیات ٩ ۱- برهان لکناهوری : علیخان
پب ,- حسن نهاوندی ۰ ملاحسن ۱۸ ,- حسینمازندرانی؛ملاحسینم ۳۱ ۱۲
٩ ۱ - حسین : میرمجمداحسین لکناهوری . ۲ ,- حیران یزدی : بلابحمدعلی
۱ ۲ ۱- روشن شیرازی: میرزاا حمد خلفعالی ۲ ۲ ,- گلشن زنگنة شبرازی : میرزا محمد
علی ۳ - مجنول شیرازی : میرزامحمدحسین
۲ ۱- مکینشا هجهانآبادی: بیرزابحمدفاخر و ۲ - سفتون آذربایجانی : عبدالرزاق
بیک دنبلی ٩ - سفتولقمی : میرزاً سید رفیع
۲ و همایون فریدنی : شیج عبدالعال .
۳
۳۸ ۱- چماقلوی مازندرانی .
2
4 :,-آگه شیرازی : آقا علی اشرف برادر بژلف
.۳ ,- آشفتهُ ایروانی : کلبحسینبیگک ,م ,- بنده تبریزی : میرزارضی
۳۲ ذره تفرشی : میرزا عبدالغنی . سم ,- شحنهاوبهی : محمدمهدیخان
۳ , - قطره اصفهانی : میرزاعبدالوهاب ۳۰ ,- کشتة نطنزی؛ میرزا سیداحمد
دم ,- تصراتهخان قرا گوزلو ببج ۱ - والاصفهانی : آقا محمد کاظم .
ی
مس ,- باقیاصفهانی: میرزاسیدعبدالباقی وم - تسلی شیرازی : آقارجبعلی
۰ - میرزاجانیدشتکی:سیدمحمدحسین ع ,-حسین بزدی:سیرژامحمدحسینم ۱ ۱۲۲
ند ۶دلکها
۲ ,-خاوریشیرازی: سیرزافضل اه ۳ ,- خاوری تبریزی : میرزامعصوم
ع ع ۱- ذوقیشیرازی: آقابز رین ک وکب ه ,- راوی گروسی : ناضلخان
۶5 ۱- رفیقی تفرشی:میرژاسید محمد علی بء ,- رهی اصفهانی : آقا محمد ایراهیم
۱۳۳۹ ۸ ۱- سلطان نوایی مازندرانی : رضا قلی
م ۱۲۳۰۷ ٩ ۱- صفی هندی : میرزأصفی
۰ ۱-صفایی کرمانی: آقابجمد ء ه ۱- آقاعلی فسائی
۰ ۱- عامیشیرازی: حاجحسینم. ۱۳۲ ده ,- فدوی شیرازی : آقابحمدجعفر
باه ۱- فگاریفارسی:میرزامحمد ,۱۳۳ ره - قاآنیشیرازی : بیرزاحبیب
وه و- قضائی یزدی : عبهالر حیم ۰ - میرزآمهدی شیرازی
۰۱ ۱ مهدیبیگشقاقی ۲ نادری کازروتی: میرزاابراهيم
۳ب ر- نشاطی اصفهانی : محمد باتر بیث گرجی م ۱۲۳5 وا
,- نشاطی مازندرانی : میرزا عباس مب و- تقی لاهوری : میرزا علینقیا ور
علی اصفهانی : نورعلیشاه ۷ - ثیری شیرازی : میرزاطاهر
وه ۱- یاری اصفهانی : میرزا محمد حسین م ۱۲۱۱
خالمه
24 ب- در ذ کر احوال و اشعارمولف ,
نسخه : بجموعهُ براون : ز - هوتوم شیندلر شمارةٌ بب (ظاهراً دستنویس
مژلف یا دیگری برای مولف است)» برلین : پببب حدود ۲ (, ۵ ؛ «استوری , :
مر م»؛ کتابخانة ملی.ش بباع , وب . ,؛ ملکك: ش . عممع قرن م , ؛ کتابخانة
شخصی آقای عبدالحسین بیات » قرن م , و کتابخانه سلطنتیایرانش ه ۲+؛ م رکزی
دانشگاه : ش ۳٩۹۹ این نسخه ضمیمه مجموعهیی از آثار مولفاست بدینشرح:
بئذ کر دلکشا (,-,وم) .
۲- شرح سیفصل خواجة طوسی (۳۰۳ - دم ع) از هم وکه در ۱۲۳۰ و بنام
فتحعلیشاه فاجار آنراساخته است» چند ین حاشیهدارد و بانشانة «منه غفرله» .
۳۶ تاریخ تذ کرههای فارسی
۳- ذخيرة النجاة فیالمیراثالاسوات (بم عم ع) آزهمو بفارسی درم , رجب
بیع ۳ , و بنام حسین علی بیرزای قاجار » دریک مقدبه و پنجقول و ده مقاله وعا تمه
در ده فصل ویسیار رساله خوبیست,
ء۶- نورالهداية فی اثباتالرسالة ( مر ء - ببء ه ) از همو بدر+واست یکی از
دانشمندان مسیحی دریک قدسه در سه باب ویک متاله دریک سقدیه وسهبطلب و
یک خاتمه .
ه- اندرزنامه ! (ر. ۲۳-۰ ) آزهمو که برای ابوطالب نواب و میرزاعلیصدر
و دوپسر خودساخته است .
و تحفه السفرلنورالیصر (ء ۲ ه-وه ه) ازهمو درمعانی و بیان و بدیع که بثام
فرزند خودساخته است دریک مقدمه در آنچةٌ پیش از شروع دانستنی است و سه باب
(استعارات» کنایات» صنایع بدیم ) و خاتمه در تشییهات ؛ و او آنرا در بندر بوشهر
هنگامی که حسینعلی میرزای قاجار فرمانفرمای فارس درآنجا بوده دربرجب ء عء ۱۲
پپایان رسانده است" .
خط نسخ علیمیرزا پسر علیجان فتح آبادی در مء ۲ , درشع وهمهٌ شماوهها
بیک خط است وش ب سورخ ۲ ج ۸/۱ ۲, است؛» عنوان ونشان شنگرف» خط مولف
مورخ جح ۲ که فهرست رساله های بجموعه وا داده است درصفحدعنوان دیده
میشود» ب, س ۰/۰«۱۳/۰ ۲۸۰/۲ برگ ۰ , کاغذ فرنگی ء جلد تیماج
مشکی درون نخودی .
#نهرست مر کزی » ج .۱۰ص ۱۹۲۹-۱۹۲۱
ترجمة بسمل بقلمشعاع شیرازی درذیل شکرستانپارس مسطورست» ودرینجا
گزارش احوال او را از تذ کر دلگشا نقل میکنیم :
«- ستفه دیکر : مر کزی » ش ۳۵۲۸ جزهنهم مجموعه .
۲- وئیز ازوست : أثباتالواجب «رك ۰ الذریعه»
سشست تا وت دا و و و ات
تذ کرءدلگها ۳۳۰
ترجمه مولف بقلم خود وی
خاتمه در ذ کر احوال و اشعار مولف : حقیر فقیر سراپاتقصیر را اسم علی| کبر
و بجزو اخیر اسممشتهر » متخلص بهبسمل؛ اجداد حقی رکه ابأعن جد از زبرةعلمای
عظام وفضلای ذویالمجدوا لاحترام مرجم سلاطین و بلجاً مسا کین بوده اصل بعضی
از ایشان از عراق عجم و برخی از خراسان و در عهد دولت صفویه در دارالسلطنه
اصفهان متوطن » درفتنة افغان ازآن بلد؛فاخره نهضت و دالعلم شیرازراسسکنساخته»
والد ماجد طابثراه وجعل الجنة مثواه در آن خاك پاك متولد و حقیر نیز درآنجا تولد
بافته, چندی در مدرسة حکیم شیراز که بدرس آن بعض از گذشتگان فتیر بودند
مسکن داشتم» و از بخشایش خالق بقدر الحالبکسب کمال وتحصیل علوم بمتایمت
اسلاف خویش خاطر میگماشتم » مدتی عمر صرف نحو نمودم و زمانی زبان بمنطق
کشودم » روزی چند گوی بعانی بدیم از میدان بیان ربودم » در فنون ریاضیریاضات
کشیدم » و گلهای بیخار از ریاض دفاتر استادان چیدم » از حکیمان دانشمند قواعد
عقلی را بادله و براهین شنیدم » اشاراتم شفای دل دودند شد » و درك متاصدم
نجات جال مستمند » شوارق تجریدم بحکمت عین رساند» و هدایتم بمواقف مشاعر و
مشارق انوار کشاند» اسفارم مجلی مرت عقل آبد؛ ودلم پسازآن جویای قواعدنقل»
مدارك مسالکث شرایع را طالب گشتم » و مفاتیع ابواب مجالس دروس را راغب »
لمعهُ آرشاد را بمناهج کافی جستم و بوسیلة بحار رسائل زنگ شکوله از مرآت دل
بتهجی وافی شستم » تا منتهای معالم اصولم درتهذیب قوانین مسائل بکف کفایت
رسید؛ و از فحول استادان رجال صحت وضعف خبری چند شنید» با گوشه نشینان موف
پوش و دیوانگان عالم هوش گاهی نشستم » و در خلوت استفادت د رخودبیتیبرروی
دل پستم » در عرصه جهان پسی خوب و زشت دیدم » وبسی سخنان مقبول و مردود
گفتم و شنیدم ؛ تا از بخششی بخشایندة بیمنت بقدر مقسوم از انواع علوم بهرهور »
ونخل برادم بائمار خوشکوار دانش و بینش مثمر آمد » گاهی از تعلیم و تعلم فارغ
نبودم » و در تمام عمر جزطریق کسبهنر نپیمودم » همیشه مجالستم باارباب کمال
۳ تاریخ تذکرههای فارسی
بود و خاطرم را از تضییم عمر گرامی سلال .
ایدریقا که رفت عمر شریف نویهار سرا رسید خریف
روبه پنجه نهاد عمر ایوای نامد از کاروان صدای درای
گاهی با موزونانم صحبتی دست داد » و بمزخرف ناموزون در صحبت ایشان
لبیمیگشاد؛ تاآنکد رفته رفته دیوانی مرتب داشتم» وکا هی بمشاطکی خابه برعارض
نامه حرفی نگاشتم» درعنفوان جوانی بیاری باری احرام حریم حرم برمیان جان بسته
بشرف زیارت بیتانته ومدينة مشرفه شرفیاب شدم » دیده ازغبار بقیم روشن و از درك
روضه خاطر غیرت گلشن کردم » چندیست الطاف حضرت آسمان بسطت فربانقرمایی
در حقم زیاده از دیگران و هرروز درحضرتش حاضر و بررخسار آفتاب مثالش ناظر »
شرح مراسم بقیاس اشرفش نهدر قوٌ خامه است ونهدرحوصلهُ نامه» هرچه گویم زیاده
برآنست و هرچه نویسم انزون ازآن » پتوسط خدمتش در حضرت شاهنشاه فلکدر گاه
ومظهر الطافآله خسرو صاحبقران » زینت تاج و تخت کیان» خاتانحمجاه کهدولتش
پاینده و آفتاب رخسارش برسپهر سروری تابنده باده قدوم قدری برتر ازد گران و نظر
عطونت اقدسش پیوسته بجانيم نگران » بحسود اقرانم و غیرت خاطر همگنان ؛ صدر
منصپ صدارتم بامر همایونش مکائست ؛ و اعیان حضرتش حضورم را مهربان و
قدردان .
دربدایتحال شرحیبرسیفصل خواجه نصیرطوسی علیه الر حمه نوشتمورساله یی
در اثبات نبوت خاصه مسمی به نورالهدایه نگاشتم و حاشیه برنفسیر قاضی بیضاوی
وتفسیری فارسی و برمدارك شرایع تعلیقاتی دردستست, امید که باتمام رسد » رسائل
مختصر در جواب اسولهٌ متعدد نوشتهام » شعری چند از انکار خام خودرا دراین نامه
ثبت نمودم که بطنیل دیکر یاران دراونظ رکنند» چه گل را ازغار چارهیی و آتش را
از دود کنارهیی نیست» امید آنکه بنظر عطوفت در ایننامه نگرند و خطایا را بذیل
عفو درپوشند » انه خیر ناصر ومعین» .
تذ کرهٌدلگشا
منتخبی از اشعار اوست
بستند پای سا و شکستند بال ما
سنکست آن دلی که نسوزد بحال با
چون اب رکنم گریه بر احوال
در پِنجِه ساه آفتابست
ت44
دل زار
هرکه نگرم کشت بیحاصل خود را
سعی ازپی ویرانیدل اینهمهازچیسمت
ویرالتر ازین چند کنی منزل خود را
یت
4
یادر کفساقیان شرابست
زین طبیبان عجبی نیست که بیمار دهد جان
هر کس زتو شادمان بچیزیست
سرویست قدت » زیبا و دلخواه
در انتظارت » هر روز تا مسب
يکي کرد در خاك سيمي نهان
بصد سعیش ازخاله کردند دور
اگر هوشمندی و دانشوری
مت
994
ج
جز سن کهبهیچم آزتو خرسند
مبادا یادت از یادم فراموش
ابا چه حاصل ء با دست کونتاه
چشمی است بردر» گوشی است بر راه
بدو گفت کار آگهی کای فلان
تو بازش بخالك اندر آری بزور
دریغست بگذاری و بگذری
۳ ۲ تاریخ ند کرههای فا رسی
رباعی
آن غیرت گلرخان نوشاد و چگل
شمشاد زرنتار خوشش پای بگل
بربود زیک نگاه ازبی دل و دین
دل از پی او فتاد ومن از پبی دل
م2
هر قطره که چشم خوننشان میبارد
دل آخر کار عشق میپندارد
بیچاره نتاده تازه در این دریا
هر سوجی را کناره میپندارد
منقول از نسخة دوست دانشمندم آقایعبدالحسین بیات که بمشخصات یل
۱ .۰ ب
۱۸۲ برگ بقطع ۱ پر م هرصفحه ب, سطر » اشعار سه ستونی » خط نسخ »
کاغذ فرنگی آهار مهرهدارن عناوین بسرخی » جاد تیماح مشکی, تاریخ تحریرندارد»
ولی نسخهایست کهازهندبر گشته ومختوم استبمهر: المت و کل علیانته عبدسحمدنبی .
درمیان آخرین برگ بهلاتین نوشتهشده است : محمدنبیخان » بمبلی » ونیز با همان
م رکب درهایش آخرین صفحه مرقوم اس تکه: مرسلة ابوطالب خلف مرحوم حاجی
| کبر نواب از شیراز برسم یاد گار» . نسخهایست بدون سرلوح و جدول ولیپا کیزه و
کم غلط » فقط در ذیل ترجمة عشرت شیرازی جای چهار بیت و درذیل ترجم قاآنی
ای بیست و دو بیت شعر خالیست ,
ونیز از آثار اوست کتاب بحراللثالی در شرح حالات امامجعفر صادق و تاریخ
زمان وسلاطین و امرای معاصر آنجتاب » در یک مقدمه وشانزدهباب و یک خاتمه »
که در شیراز درسال ۸ ۱۳۱ شمسی بطیعسکی رسیده است .
تذ کرءٌ دیده ۳۳۹
تاذ کرد دیاده
منسوب بهمغل مذاطب به آغرخان بهادر ترلجنگث متخلص بهدیده
وی از قوم ت رکمان و پسر کوچک آغرخان بزرگست ونسبش بهآغر نام کهاز
اولاد یافثن نوح بود متتهی میشود » آغرخان در زمان محمد شاه گو رکانی منصب
پنجهزاری و داروغگی گرز برادران شاهیرا داشت .
خوشگو مینویسد :؛ «ظاهرا تذ کرةالشعرا نوشته در احوال معاصرین اما بفقیر
نرسیده » چند سالست که از عالم گذشته .» ولی حا کمغان لاهوری مولف تذ کر
مردم دیده که شخصاً او را دیده در ترجمه احوالشی ذ کری ازین کتاب نکردهاست .
بنده تصور میکنم که خوشکو تذ کر حیاتالشعرای متیین کشمیری را که بنام
آغرخان مزبور تألیف کرده است اشتباها از آغرخان دانسته » و چون بقین نداشته
که او تذ کرهیی تألیف کرده باشد» تردید خودرا با قید «ظاهراه آشکار ساختهاست .
رك : سفینة خوشگو » دفتر ثالث » ص هب ومردم دیده» ص ۳ , و
پینظیر ص ۳, , و مأثرالامراء ج ۱ ص ۰۲۷۷-۲۷۶
ازوست
ابروی تو زه کرده کمانی بکمینی یک صید نیاسود زسانی بزمینی
هي
دیده غیر ترا نمیبیتد یکقسم» مدقسم» هزارقسم
تذل کر راهب
تیف شیخعلی راهب هروی درقرن سیزدهم
هل کو میرزای قاجار متخلص به خراب در تذ کرخود موسوم به خرابات چنین
۲۰ تاریخ تد کرههای فارسی
نوشته است *
«راهب اسمش شیخ علی اصلش ازهرات ا زکهنهشاعران ایران است وازجملة
استادان » کتایی موسوم بهدیر راهب بنظم درآورده است » و تذ کرهيي در احوال
معاصرین و بعضی از بلدان را حسبالامر علیرضا پاشای وزیر بغداد نوشته است » و
خوب از عهده برآمده است» بسیاق ناصرخسرو وحدیقه . مخسرایی را مسلم است.
اوراست
آنانکه شب و روز مرا مونس و یارند
یکروزه چوگل» یکشبه چونشمعمزارند
پا
دوتن جاریه درسرای منست یکی نام زیبا و یک زعفران
ولیهردو دارند دروقت کار یکیتجعفدلواند گرضعفران
ردرد ره
ای مایة جهل و مظهر فسق و فجور
از شیوة انصاف و مروت مهچور
روشن زچهرو نام توای ظلمت صرف
برعکس نهند نام زنگی کافور
404
اکر خواهی نبینی هربلارا مبین روی نقیب کربلارا»
فیوسط دریای حانفرسای محیط مسوده مه و ۳۳۵ ۱
وخرابات»
تذ کر رنعت ۲:۱
تال کر مر فعت
ازسیدمرنضی رفعت در ۱۲۸۸ هق
عبرتنایینی در ذیل نام داش شیرازی «میرزالطفعلی صدرالافاضل» مینویسد
که : «درسنه هزارودویست وهشتاد وهشت مرحوم سیدمرتضی متخلص به رفعت پسر
مرحوم سید محند شمسالادبا شرح حال ویرا نوشته»» و بعد بنقل آن بیپردازد که
ایست :
«شرححال دانش بقلم مرحوم سید مرتضی رفعت پسر مرحوم شمسالادبا:
دانش هوالعالم التحربرالمنطیق والشاعر الذلیق الطْلیق لسن مصقع» ادیب
اریب اروع ذودراية ورواية » اللوزعیالالمعی » نام نامی واسم سامیش محمد علی
الشهیر بهلطفعلی » جوانیست با فرهنک » و جهانیست باهوشوهنگك» دانشمندیست
فرزانه , وهوشمندیست یگانه » سپهر فضل را مهین رخشنده اخترست » و بحرعقل را
بهین درخشنده گوهر » پایٌُ شعرش برتری از شعری جسته » و مایهٌ نگرش عقد ثریا
را ازهم کسسته», کلمات کرامات آیاتش مصیاح طلام شبهت است وصیفل زنگ ریبت»
از ارباب فضل و دانش است » و اصحاب عقل و بینش ؛ میدان فصاحت را رستم
دستان » و ایوان بلاغت را فریدون و اردوان ۰ وماینطق عنالهوی ان هوالا" وحی
یوحی علمه شدیدالتوی ذومر"ة فاستوی» درعلم خط سرامد واوستاد» وخط نستعلیقش
جون رشیدا ومیرعماد 6 شکسته اش حون زلفي دلبران پیوسته » و درخحوتتویسی ۳
خابه درویش را شکسته 5
هکس که بصفحة خطس دیده گشاد
دل بر خط دلبران بهوش ننهاد
قرقنالج بط ده نی ارو
استادان را چنین خطی دست نداد
بساط علمش پهناورتر از رود ارس ؛ و بسیط حلمش گستردهتر از وادی قبسی»
۲:۲ تاریخ تد کرههای فارسی
طیع وافیش دریاچة سخن » و قلب صافیش سراچهُ روشنست ؛ خامهاش گهرویز ؛ و
چامه اش عنبربیز» رشته نظمش منتظم چون لالی منضود» و نوشته نفرش منظمچون
دراری بعقود .
لقد حاز افسام الفضائل کلها فاسمی وحیدا فی فنون الفضائل
بابش محط رحل افاضل» و جنابش مهیط فضائل » داثره هنررا مر کز محاط؛
و مر کز خرد را دائرهُ محیط .
خرد کمتر از آن باند که او دروی کند منزل
مغیلان چیست تا مییمرغ در وی آشیان سازد
ظاهرش از کمالات آراسته» و باطنش بمضمونالظا هر عنوانالباطن پیراسته »
صیت تحقیق و تحققش گوی سبقت و تفوق از همگنان ربوده » و کمیت تدقیق و
تد قفش بتکاپوی طرق وان" منالشعر لحکمة » وسن یژتیالحکمة فقداوتی خیراً کثیرً
پیموده » والد ماجدش از | کابر تجار و اعاظم است » واسم شریف وی بحمد کاظم »
دردولت شاهنشاه مبرورالیسهانته من حلل النور» باحسینخان نظامالدوله دوستبرافق
ویار سوانق بوده , چنانکه در دبستانها داستانهای ایشان مرقوم ؛ و برآحاد و انراد
مردم معلوم است ؛ مسقطالراس وی خطٌ پاك فارس » مولد وبوطن اصلی وی غالك
شیرازست » وسالهای دراز ابوی آنجناب با نظامالدوله در آنجا بسر برده و آن مرحوم
ابوراتخودرا بوی سپرده بود» تاآنکه ازگردش زمان؛ و بدووشی آسمان» نظامالدوله
معزول کشت وسخئول درخانه تشمت؛ دراین حالت آنجناب در این سرای سپتج بود
ودرسال پنچ مینمود» بعادت اطفال خویش را بلهو ولعب شاغل » و درعوض راحت
تعب حاصل میکرد» تارسید بسن" هفت ووقت راحت ومحنت ویرفت» ایام تعطلش
بدل یتحصیل » و هنگام تبطتلش عوض بتکمیل شد » درمکتبش گذاردند ؛ وکتیش
در کنارنهادند» بزودی فارسیرا درتور دید» ومقدبه بقدمات فروچید » و ابوی ایشان
در بحارست وی چنان ممارست کرده که ساعتی ازبطالعه تغافل و از سساحثه تکاسل
نمیورزید» بلکه ذات پاك ویقابل این صفات بوده » و گرنه هرسنگ وگلی قابل لولو
تذ کرهُ رفعت ۲:۳
ومرجان نشود » چنانکه خود فرموده .
ماخود از کنج قفس میل بهامون نکنیم
طلم میاد ستم پرورمان اينهمه نیست
تاحای ومکان درمدرسة سبهسالار گزید » و گوشة عزلتبرای تحصیل کمالات
پسندید » چندی عمرگرانمایه را صرف نحو » و برخی اوقات بلندپایه را درصرف ونحو
آن یعنی ادییت و عرینت وعروض وقوافی و مرصعات ومعایب نظم ونثر بسر نمود »
ومسالک مطالب علوم را پیمود » زماني برنياید که سرامد دوران ونادرة زمان شد »
درجمیمعلوم سمتاز و از کتب ودفتر بینیازآمد» گاهگاه ی کهاز درس وبحثمیرنجیده
شعرهای موزون و سنجیده میگقت ؛ و دراری ناسفته میسفت » ضمیرش مخزن اسرار
لدتی وقلب مییرش معدن انوار رب"ارناالاشیاء کماهی گردید» رفته رفته کارش بجایی
رسید ورتبة اتتدارش درشعرچنان بالا کشید که انضل منالجاحظ وا کملمن الخاقانی
والحافظ شد» شعرش چون شعر خوبان محبوب ومنزه ومبر"| از عیوب گشت » غزل را
بمذاق سعدی و سنجری میسرأبد » و قصیده و تغزل را چون معزی و عنصری »
انتهی .
سدينة الادب »اج , ص ۰٩۰-4۰۱
شرح حال مژلف را درجایی ندیدم » عبرتهم در کتاب خود مذ کور نداشته
مت ۰
تذاکر و ز نان شاعر معاصر ایر ات
تألیف سید هادی کورش حاپری (معاصر)
حزوة اول » چاپ تهران » سربی » جیبی » ص .
«فهرست مشار»
6 ۶ ۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
۳۳۳۳۳۳3 1339 ی کی رسای تسس تست
تذ کر سر ود
تألیف لالههیت پرشاد متخلص بهسرور درقرن سیز دهم
مولویمحمدمظفرحسین صبا مینویسد: «سرورلاله هیت پرشاد کایتههشا هجهان
پوری مولف تذ کر شعرا است» که بمدح هر شاعر در ترجمهاش یکث رباعی منظوم
خود نوشته و در تاریخ گویی مهارتی داشت وتازمان قألیف آفتاب عالمتاب(۱۲۳۸-
۱۲۰٩ ه) در قید حیات بود و سنین عمرش ازهشتاد گذشته .
زبس بیتایی دل ریزد اشک آتشین من
چراغ برق را فانوس باشد آستین سن»
«روز روشن » ص ۲۹۰
نف کر ة السلسله
تألیف حاجسيد ابوالقاسم مدرسی بزدی متخلص بهصابر در ۱۳۱6 ه ق
تلد و بختصریست مشتمل برسه سلسله ویک رشته درشرح احوال و منتخب
آثار سلسلة مدرسیه یزد وجمعاً مامل بیست ون ترجمه است .
آغاز : «بسمله » حمد بیحد و ستایش بیعد خالقی را سزد که ینش را خلعت
هستی بخشيده » وفطرت را درصدف شرف دربای بیمتتهای رأفت و مرحمت پروریده
۰ الخ»
انجام :
«هر که عشق او ووزد » لاعلاج جانبازد
یا زشوق دیدارش ء يا زدرد هجرانش»
در مقدمه آورده امست که ۰ اقلحاج وساد ات ابوالقاسم المتخلص بهصایر
تذکرة السلسله ی
خلف خلد قرار میرزا محمد ابراهیم برادرزاده قطبالاقطاب میرزای مدرس طابراه
برحود لازم ومتحتم ساخته بعضی از اشعا رگهربار ایشانرا ثبتنموده وآنرا به تذ کرة-
السلسله نام نهادم » وعلاوه از اشعار مجملی از احوال خجسته مال هریک باختصار
گوشزد صاحبان عظام و دوستان کرام بیشود » و برتب ساختم به سه ملسله و یک
هت
ساسله اول در احوال متقدمین .
سلسله دوم دراحوال معاصرین .
سلسله سوم در اشعار شیرین .
رشته دراحوال کمترین .
ودررقمزد اسامی گرامیایشان بترتیب حروف تهجی است, وا گر درحرفساوی
اشند» هریک سن شریفشان بیشتر نام نامیشان پیشتر » وا گر مساوی باشندبمقتضای
الافضل نالافضل عمل خواهد شد ...»
فهرستآسامی شعرا
۱-میرزای مدرس بزرگ ادسم ۳- میرزامحمدعلي حیران بدرس ثانی اهر
م. میرزاً سیدحسن پسرحیرال ء- میرزاابراهیم خاسوش پسرحیران .. "
ه- یرزا ابوالحسن شید! ب- میرژا محمد علی شهلا
پد میرزا محمد صادق صادق م- حاج میرزاسیدعلی
و- بیرزا سید کاظم . ,- میرزا میدبحیی فدائی
۱ :- میرزا سید مرتضی کامل ۲ ,- میرژا سید حسن ناطق
م , - میرزا محمدعلی وامق (سایقاً سای مولف میکده)
6 ۱ - میرژا نجید اسععیل و ,- حاجیرزا محمد پاقر
+ ۱-میرزا ابوالحسن تجلی ب ۱ - میرزا سید علینقی حجاب
,- حاج میرزا سیدحسین و ۱- میرزا بجمدحسن
, ۲ میرزا مصطفی خالص , ۲- حاجمیرزا محمدعلی درویش
۳:۹ تاریخ تَذ کرههای فارسی
۲ ۲- میرژ زین العابدین صدرالشریعه مب میرزاسیدعلی مشتاق
ء ۲- بیرزا عبدالباقی ه ۲ب سید مجمد فانی
٩ ۲- حاج میرزا بحمدحسن يپ ۲- میرزا سید علی مستاق
۸ ۲- میر زا مد علی ۲٩ حاج سیدابوالقاسم صابر (مولف) واین
پرابر نسخه آقای حاج سید ابوالفضل سعیدی ریحان واعظ و ادیب یزدی است.
نسخه شمارة [ ء مد ] دانشکده ادبیات طهران که نیز اصل وبخط بوّلفاست
بانسخه آقای ریحان اختلاف دارد» و در فهرست دانشکده آمدهاست که ستتمل بردو
سلسله ویک رشته بشرح دیلست ؛
سلسله یکم :
ب- میرزا محمدعلی حیران مدرس ۲- میرژا سید حسن پسر حیران
تساج مزا نیعم آير هم موس پسز خیرات مدرین
عم زا ابتالخی: گنها ۳
د- میرزا بحمد صادق شبدا بب میرژا سید یی فدائی پسر وامق
م- میرزا سیدحسن حسین ناطق »- بیرزا بحمد علی وامق
سلسله دوم :
, و آقاسیرزا سید کاظم , ,- آقا میرزا محمد اسمعیل
۲ ,- حاجی میرزا بحمد باقر م ,- آقا بیرژا ابوالحسن تجلی
ء ,- آقا میرزا مصطفی خالص ه ب- حاچی میرزامحمدعلی درویش
٩ ۱- حاجی بیرزا بجمدحسن ب,- آقا میرزا سید علی مشتاق
۸ آا میرژا محمل علی
رشته : ٩ ۱- درسر گذشت کمترین (مولف)
نمونه تراجم
«ناطق اسم شریفش میرزاسیدحسن از سادات عالیدرجات حسنیالحسینییکی
از پنیاعمام خلد قرار مدرس درساکک طلاب و شیرازة دفتر آداب خجسته نهاد و در
تد کر شاعرات پ
نسخ نویسی استاد شعر حجله خانة خلد قرا رکامل از ایشانست» .
نسخه آقای حاج سید ابوالفضل سعیدی ریحان» مجموعهایست خشتی دارای
۰ بر مشتمل برسجالس وعظ وخطابهومرائی ومباحثی بتظم ونثر دریاباحتیامط
بنام احتیاطیه ؛ و از برگ .ه , تا ,پ , تذکرةالسلسله است » و بقیه دیوان اشعار
خود صابر .
از دانشمند محترم جنابآقای د کتر وزیری سپاسگزارم که اطلاعات لازمه را
درسورد نسمخة آقای ریحان دراختیار بنده گذاردند .
نسخة دانشکده ادییات ازآغاز افتادگی دارد » وشتهراهم فاقدست » و نیز ده
ترحمه کمتر از نسخة آقای ریحان دارد .
ترجمه" مو لف : «هم از دودمان مدرس صابر تخلصی بوده که تذ کرهیی در
اسامی و مرح حال هریکه از افراد مدرسیه نوشته ام آثرا تذ کر سلسله گذاشته »
نسخهاش کمیابست ؛ اشعار خود صابرهم در آن تذ کره هست پا نام و نشانش وما
از آن محروم» .
«تاریخ یرد با آنشکد؛ یزدان» ص ۰۳۰۲
تذ کر ء شاعر ات
تأف در حدود سلل ۱۱۷6 ده ق
تذ کر کوج ۳ منت شامل تراجم درحدود پنحاه شاعرهبتر تیب حروف نهجی» و
ازیکانه نمخة آن که در کتابخان دانشگاه لاهورست مه حرف (الف » ب ؛ ی)
ساقط است» وقسمت پاقیمانده سیونه ترجمه اس تکهاز تونيآتون زوجهُ ملابقائیشاعر
شروع و به همدمی جرجانی ختم ميشود .
چون آغاز کتاب ساقطست نام مولف آن معلوم نیست » ولی از بعضی قرائن
۳۶۸ تاریخ تذ کرههای فارسس
پیداست که وی از مردم هن بوده و این کتاب را بسمال ۱۷ دردست تألیفداشته»
چنانکه در ذیل نام کاملهبیگم که ترجمهاش منقول از ریاضالشعراست برقول واله؛
اعتراض کرده و نوشته است : «محاورءٌ فارسی درهندوستان ازعهد قطبالدین آیبک
بلخ وطخارستن همراه ایشان بودند » درینجا سکونت ورزیدند » اولاد ایشان بهمان
ژبان وهم زبان هند متکلم وهم درآنعهد شعرای بسیار زبردست از اهل هند بودهاند ؛
و از زنان بیبیفاطمة سام که ذ کر ایشان گذشت درآنعهد بوده» .
دیگر اينکه درذیلسلطان (--غدیجه سلطانبیگم دخترعم ومعشوقةعلیقلیخان
واله داغستانی) نوشته است کد ۰ «خدیجه بیگم تاحین تحریر این سطور که ۱
است , دراصفهان زنده است» ,
,- واله در ترجمة کامله بیگم چنین نوشته است ۰
« کاسلهبیگم از خوانین هتد بودهء این رباعیرا درمرثِة شیخ فیغی گفته » و بعضیاز
سلیمه ییگم ( << خواهرزاده همایون پادشاه) میدانند» و دثاه ازهیچکدام 6 زیر که ازآئزمان
تاحال از دسال متجاو زگشته است» وشیوع لغت فارسی بمرور دهور درهندوستان زیاد شده
وبشود» آنجه با میبیتیم مردانشان فارسی نمیدانند وذمیفهمند» ۳ بزنان بچه وسد» و آنچهرا
دیگر میشود که مگر همان مردم یفهمند» و دیگری خود مشکل درسییابد» بهرحال رباعی
مزبور اینست :
فیفی مخور این نم که دلت تدگی کرد یا پای اد عمر تو لدگی کرد
میخواست که مرغ روح بیند رخ دوست زین واسطه از قفس شباهنگی کرد»
این رباعید رجواب رباعی فیضی گنته شده که چها رساه پیش ازمر گگ خود (دوشنباد هم
صفر ع . . ,) درحالت رنجوری گفته بوده » و آن اینست ۰
دیدی کهفلکشچه زهره نیرنگ ی کرد سرغ دلم از تفس شباهنگی کرد
آن سینه که عالمی درو می کنجید ۳ نیم دمی برآورم تتگی کرد
« | کیرنامه؛ ۳ ۰ ۱۷۰
مآخذاین تألیفعبارتستاز: تاریخ وصاف» مجالسالتفاشس» جواهرالعجایب
حبیب السیر» عرفات العاشقین» ریاض الشعرا » مرآتالخیال که درضمن تراجم از انها
نام برده است .
مولف دربارهٌ بدیهه سرایی مهریهروی پیش گوهرشاد بیگم تردید کردهونوشته
ست که : نزد بنده صحیح نیست زیرا که معاصر شا هرخمیرژاست » مگرآنکه صحبت
با گوهرشادییگم اتفاقافتاده باشد» واینقدرنمیدانسته که گوهرشاد زوجهُ شاهرخ بوده
است. .
آقای د کتر نقوی درذ کر اهمیت واعتبار این کتاب نوشتهاست که: «همچنین
راجم بغزلی که مطلع آنرا ملف ریاض الشعراهم بنام مهری وهم بنام ماهی نوشته و
ابیرعلیشیر درمجالس النفاس (- مجالسالتفاس) دو بیت اول غزل را ثبت کرده
است مینویسد : «مشهور چنائست که این بیت ازمهری است که ژن حکیم بوده اما
نقیر آزمردم نیک شنیدم که از مولائا سلیمان است».
«رك : تذ کرهنویسی فارسی درهند و پا کستان » ص 4۶۰.۱
بولف ریاضالشعرا در ذیل ام ماهی چنین نوشته است : « وگویند این دو
یبت ازمهری است » بعضی بوی منسوب داشتهاند :
بیخ هرخاری کهآن از خاك من حاصل شود
زاهد ار مسوالك سازد مست لایعقل شود
وایتکه :
غربت چه » وطن چه داستانست هرجا که خوشی وطن همانست»
و در ذیل نام مهری نقط پیت اول را آورده که بطورقطع از مهریست , و اما
غزلی که امیر علیشیر دوبیت آثرا بنام مولانا سلیمانی (نهسلیمان) ثبت کرده » ویدین
مطلعست :
حل هر نکته که بر پیر درد مشکل بود
آزسودیم بیک قطر؛* مسی حاصل بود
.۳۰ تاریخ تذ کرههای لارسی
شود وی در ذیل آن رنه اس که : « مشهورچنانست که ان دویتازسهری
است که زن حکیم طبیب بود » این فقیر ازسردم نیک شنیده که ازسلیمانیاست»
«وانته اعلم» ,
«لطائفنامه » ص ۱ ٩۲
بنابراین مولف تذ کر شاعراتهم بیتمحل تردید را باییت دیگر اشتباه کرده
وهماینکه گفته امیر علیشیر را بخود بسته است .
نسخة لاهور بصورت مجموعه ایست وقسمت آخر آن سفینه یی از نظم ونثرست .
تال کر و ۵ شستان
تألیف محمدعلی بنعیدالوهاب حسنی حسینی مدرسی بزدی متخلص
به شهلا در ۱۲۷۷-۱۲۷4 هق
تذ کرعمومیست که بعنوان ذیل برآتشکدءآذر تألیفشده و اجزاءآنبنحویکه
در دیباچه آمده بشرح ذیل است :
«مخفی نماند که آنچه در مرآت تصور جلوه گرست » اینست که مجموعدیسی
نوبسد مسمی بهشبستان مشتمل بردو هنگامه :
هنکامه اول : و آن مشتملست پریک انجمن ویک خلوتخانه :
انجمن : در ذ کر مجملی از احوال وشمهیی از اقوال پادشاهان کشورستان و
شا هزاد گان عدالتبنیان چه از تاجاریه و چه از زند یه :
مجمع اول : در ثبت حالات ونکارش مقالات شعرای فصاحت شعار و نمحای
بلاغتآثاری که بعد از نگارش تذ کر مفخر ارباب هتر چناپ آذر الی یومنا هذا پا
پدايرة نظم نهادهاند .
مجمع دوم : درضبط شعرای هندوستان وظرفای آن سامان .
نذ کرة شبستان ۳۰
خلوتخانه : در شرح احوال ونقل اقوال نسوان عقتتوامان معاصرین این بلد
پا سایر بلاد .
هنگامه" درم : و آن مشتماست بردوایوان ویک آستانه :
ایوان اول : در ذ کر شعرای یزد از متقدمین » | گرچه مقصود نگارش احوال
معاصرین است . لکن چون رشتههای درر ولالی منظومات ایشان د رکتب متعدده و
دواوین متفرقه ازهم گسیخته و در کنار تصرف شعرای هر مملکتی ريخته دید » لهذا
جواهر زواهر و لالی متلالی اشعار رنگین و ابیات دلنشین هریکک را چون عقد پروین
مهمااسکن اعم از اینکه اسامی سامی ایشان در تذ کرهها وتواریخ مسطور باشد پائه,
برشته تحریر کشید» وهمه را دریکك سلک منسلک و دریکک مجمع مجتمع گردانید ۲
ایوان دوم : در توصیف و تعریف حالات و خیالات معاصرین این بلد که | کثر
درساحت فصاحت جلوه گرند .
آستانه : درچگونگی احوال کثیرالاختلال انجمن آرای این بساط جنت نشاط» ,
ترتیب تراجم الفبایی و با رعایت حرف اوّل از تخلص شاعرست .
در سبب تألیف گوید که میخواسته آثار معاصران را در کتایی فراهم آورد تا
موجب افتخار و باعث اعتبار وی گردد» و دیباچه را بنام ناصرالدینشاه قاجار موشح
گردانیده است ,
تاریخ شروم بتألیف را درین بیت آورده :
نام اين مخزن لالسی نظم همچوتا ریخ آن «شبستان است»
۱۳ ۷ ۶
سالهب 7 , در احوال تاآنی ودب ۲ , درترجمة حید رییزدی بعنوانسالجاری
ذ کر شده است .
آغاز -
«جلوه کن تا که زآذر بود آتشکده را
داغها بر جگر از شمع شبستان کسی
۳۳۹ ارت کرهای لاو
خلوت شبستان ستایش و روضات گلستان نیایش منوار ومخضّر از پرتو تجلی
بیضا و آثار ترشح دریای تحمید و تهجیدسبحان منانی است جلّت عز"ته که انجمن-
آرای محافل سخنوری و آرایشگر مجامم مدح گستری» .
انجام
(در تاریخ فوت هلالك یزدی گوید)
«رقم زد از پی تاریخ فوت اوشهلا زجور وکین او آندی هلا هلاك»
۷ ۲ ا
در بار؟ شعرای سلف از منابع ذیل استفاده کرده است : میکده وامق » سلم-
السّموات » جابع بفیدی » آتشکد؛ آذر .
نسخه : کتابخانة عمومی وزیری یزد » نستعلیق تحریری خوش احتمالا"
دستنویس مولف » کاغذ زرد فرنگی آهار بهرهدار » ب, ۲ برگ هرصفحه , ۲ سطر »
اشعار چهارستونی » قطع ۸/٩ ۸/۲ , سانتیمتر .
قسمت اعظم ابن نسخه منتخبات اشعارست بدونشرححال و جای تراجمبیاض
است » نسخه مزبوررا درسال ع عم , بانی کتابخانه وزیری دوست فاضلدانشمندآقای
سید علی محمد وزیری باخود بهمشهد آوردند و بنده از آن استفاده کردم .
نمونه تراجم تذ کره شبستان
«عزلتی یزدی» اسم شریفش ملازین العابدین سا کن محلهسلغرآیاد ودرنوشتن
خط نستعلیقانی میرعماد و باوجود حسن خط بانواع فضائل و کمالات آراسته بوده»
و آداب تعلیم را بشا گردان در لباس نظم ادا میفرسوده » همواره | کابر و اشراف
بخدمتش میشتافتند » وهریکگ بقد ر استعداد خود بهره بی یانتند ,
وقات مشارالیه دراوا خر سلطنت غاتان علیین آشیان شاهصفی صفوی بهادرغان
اتفاق افتاده و گاهی کهاز نوشتن خط میآسود » زبان بنظم اشعارمی گشود» درتاریخ
مقیدیمسطورست کهدیوانش درمیانفرقانام پغا بتمشهورست» گویا مراددیوانیست
که مشتمل بر بیست وه غزل است » بعدد حروف تهجی که بجهت مشاعره سروده ء
۳ شیستان ۳ ۲
در هر غزل مراعات تسویه فیمابین ابتدا و انتهای هر شعر دریکی از حروف مسطوره
نموده » این اشعار ازوست ّ
فیالغزلیات
تأثیر می شوق تو نازم که نشاطش
ناخورده مرابیخبر از هستی خود ساخت
بت
در آب باده غریقم وگرنه آتش دل
دهد به نیم نفس خالك هستیم برباد
زر
زیاده شد زخطش ذوق مستیم آری
نشاط دل شود افزون زمره نوخیز
و
کام ارباب وفا ثیست بجز نا کامی
عزلتی بیتو | گرمرد بنا کام چه بالك
فی القطمه
بوقت نزع روان مریض خود شخهی
زراه صدق و وفا قاربی بمنزل برد
بی تلاوت قرآن نشست و لب بکشاد
بنعرهیی کهازآن بیم خسته جانبسپرد
چو دید خواجهسرا کنتش ازبرایخدا
خموش باش کهمننیزهم بخواهممرد
فیالرباعیات
ای زیور فقر گشته پیرایه ترا با مفلس طاعتیم و سربایه ترا
دروادی توحیدچنان فردشدی کزبی نتوانست شدن سایه ترا
نت
یه سس«
تاربخ تذ کرههای فارسی
گر باخبری زدرد من نیست عجب
آگاهی جان ژحال تن نیست عجب
مت
فیض دم صبح از نفس سرد منست درد دل شب زحان پرد رد منست
شب روشتی بزم سپهر ازمه نیست از پرتو برق آه شبگرد منست
زر
دل دید چو تبخاله بشیرین رطبش
غمکین شد و بازجست ازن سبیش
گفتم دهنش زبس بودتنگگ » سخن
تا صدبه نزد برون نیامد زلش»
ترجمه ملف :
«شهلا همشیرهزادء سیرزا ابوالحسن شیدا » و عمدزادهٌ این حتیر بیسروپا »
اسم شریفش میرزا محمدعلی وافق آدمیت را درخشان ک و کبی است متجلی» ازحملهٌ
طلاب علوم وشیراز؛ دفترآداب و رسوم » برموژ کمالاتصوری ومعنوی آراسته»وبحليةُ
اوصاف و اخلاق ظا هری و یاطنی پیراسته » سلالة دودمان نجابت وسیادت ؛ و نقاوه
خاندان فضیلت وانادت والد ماجدش نیزا زفضلای عظیم الشأن وعمدة الفضلامیرزای
مدرس المنخلص بهحیرانرا از عم زاد گان » منوز آغاز عمر وشاعری ایشان ومعذلکک
یسیار ظریف خیال و لطیف بیانست » تخلص ازفدائی دارد » وطریق یکجهتی با او
میسپارد » روز وشب رفیق و شفیق و مراتب شعر وشاعری را درمقام تحقیق وتدقیق
است » عجالة" این چند فرد را از اشعارش نگاشته » ومن بعد یوما نیوماً لثالی آبدار
طبع گوهربارش بعونالتهتمالی درین خزینه انباشته خواهد آمد» .
يکده وامق»
دیوان بیگی مینویسد :
«شهلای یزدی - از اجله سادات طباطبائی وسرسلسلة مدرسین و اسمش میرزا
تد کره شبستان .۳۰
الاجتهاد » و بسیار خوش صحبت و با محبت و خلیق و رفیق بوده » فقیر در یزد
تعریفش را خیلی شنیدم» گفتندشعرهای بسیار و خوبهم دارد » ولی هرچه تفحص
کردم دیوانی از ایشان ندیدم » الا" اینکه وامق که خالوازاده ایشانست» درتذ کرة
خود چند شعری از ایشان نوشته » ونوشته چون در اوائل جوائیست ؛ امیدست کد
ترقی کامل کند » لابد از تذ کرة وامق چندبیتی نوشته شد » رحلتش بعد از هزار و
دویست و شصت است» .
«حد يقة الشمر ا»
ازاوست :
سرم براه توگر خاك شد چه غم دارم
ار دریغ ذداری زخالك من پا را
ره
سخنی ساخته دشمن ز زبان من و تو
کافکند طرح جدایی بمیان من وتو
بت
هرجور که خوا هی بکن ایدوست که شهلا
بهر تو بدل دارد و انکار ندارد
تذکر و شعاعیه
محمد حسین شعاع شیرازی در ۳۳۱-۰ هق
تامل تراجم یکصد وپنج شاعرست که ازسال , ,۳ تا .۳۲ , هجریتمری
با مولف کتاب معاشرت ومکاتبت داشتهاند » بایک بقدمه درسبب تألیف وغاتمه در
احوال مولف .
۳۰۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
مولف درمقدبه کتاب نخست از مظفرالدینشاه قاحار ستایش کرده و سپس از
میرزا علی اصغرخان اتایک اعظم و در پابان تألیف خود را بهمیرزا محىد علیخان
نصرالدوله تقدیم داشتهاست» و بطوریکه خود مینویسداین ند کرهرا بعد از شکرستان
فارس نوشته و آنرا از اواسط سال , ۲ , تا پانزدهم محرمالحرام سنه و ۲ ۱ دردست
تألیف داشته ومیرزا آفای فرصت شیرازی تاربخی برای آن گفتد است .
آغاز : «الحمدته الذی احتجب بشماع نوره عن واظرالائام».
انجام :
«تألیف شعاعیه آسد رف کل
نیمی زنخستین ماه»ثشش عشر پس ازبهمن
جستندچو از فرصتناریخی ازین تألیف
گفتار زشعاعیه گردیده جهان روشن
نیمی زنخستین باءالي آخراینمصراع بعنیش اینست که اتمام تألیفپانزد هم
باه محرم وییست و پنجم فروردینهاه جلالیست » خمسمهُ مسترقه نیز حساب شده» .
درسبب تألبف گوید :
«... این فقیر مسکین وحقیر بییار وسعین شبی بزاویة عزلت نشسته ودر آىد
وشد بربیگاند وخویش بسته» درین خیال افتادم که کتابی درحالات معدودی ازفصحا
وشعرای معاصرین که از ابتدای مس هزار وسیصد تا کنون که امتداد تاریخ هجری
نبوی بهزار وسیصد و بیست رسیده و من بنده آنان را دیدهام یا از زبانشان شعری
شنیده » و محدودی که معاشرت و مکاتت داشته و دارند با بتقریب قرب زمان و
حیثیت گذاشتن نام و نشان بنگارم ء و در تذ کر روژگار بیاد گار گذارم ؛ و تفصیل
حالات و تکمیل بقالات نصحای ابر و بلغای معاصر که ازاهالی فارس و فارسان
توسن براعت را اس اساسند » در تذ کر موسوم بهشکرستان فارس که سایق فرسان
ثواب فلک جناب قمر ر کاب شاهزاده علینقی میرزا ر کنالدوله دامت شو کته در
فربانروایی پدر فردوسبقر ایشان درشبراز ترنیب داده وبسا نام نیک درآن بودیعت
تد کرةٌ شعاعیه بو ۲
نهادهام مذ کور و مسطورست » ه رکه طالب و راغب باشد بآن نسخ امدار که
مشحون از لالی شاهوارست رجوع نماید» و درین تذ کره برخلاف سایرمژلفین مقصود
ذ کر حالات و شرح مقالات بطور واقعیت و حقیقت است » و مشوب بتملق وخوش آبد
گوبی نیست» و موسوم ساختم آنرا به تذ کر شماعیه ومرتب گردانیدم بترئیب حروف
تهجی ...»
تمونه تراجم ؛
«امیرالشعراء سرایی جهرمی - نامش محمد نقی است و دستش در هجو بیشتر
از سدید اعرح و پیشتر از سدید بیهقی » در بدو شباب آهنگ عراق وغراسان کرد »
وروی بدان سامان آورد » طعخایش بمرور دهور پختهشد» وسخنانل مستش رد خرد
سخته » روزگاری باامرای ترك وولاة سترك بسربردی» واز خوان احسانشاننعمتهای
الوان خوردی » اندك ناملایمی بطبیعتش گرانآید» وباستعانت طبع زبان بقدح خادم
و مخدوم گشاید » تنی نبوده که از تیر هجوش آماج نگشته و دلی نمانده که با تیغ
قدحش بخون نیاغشته » نظر با ین احوال و افعال ؛ نواب محمد تقیمیرزایر کناندولد
از خراسانش اخراج کرد وطریق سبزوارش را منهاج» این رباعی را در این زمینهسرود
و بنواب سابقالالقاب تلگرام نمود :
در نرد سخن فلک چو لجلاجم کرد
پیکان خدنگ خصم ؛ آماجم کرد
شهراد؛ نوذر خدم طوس حشم
چونمهره ز .., طوس اخراجم کرد
تا در سنة ۲,س, عنایت یکی از وزراء او را یار شد و در آستان خاقان شهید
ناصرالدین پادشاه نوراتهمضجعه باریافت» پس از عرض مد یحه بی بلقب امیرالشعرائی
سرافراز و بوطیفه ومستمری دیوان دمساز آمد » درسال پار (- ۳,٩ , ق) بشیرازش
گذر افتاد , و سالی درآنجا بارنهاد » بعضیرا بآب مدح نواخت و برخی را بنار قدح
گداخت .
۱ شعر لمو لفه
از پس سالی که دراین شهر زیست
دید درهر گوشهبی صد عنصریست
و بدین صورتش مچال زیست یست » لهذا بمصاحبت: شاهزاده شیخ رئیس
بدارالخلافة ری شد » و بطرز سابق موانس مطرب ومی » بجز این قصیده و قطعات
متفرقه که غالبا از وی شنیدم » دیگر دفتری مدوان ازوندیدم» .
«نذ کر شعاعید»
ای وت و ۳
منتخبات اشمارش م۳ , بیت است .
فهرست اسامی شعرا
ب- آثار ارسنجانی (حاح ملامحمد شفیم) ( آزاد عراقی (میرزامحمدحسین خان)
۳ آسودء شیرازی (آقا محمد بهدی م .۳۲ , عاشر بحرم)
ع- آغاز ارسنجانی (میرزامحمودخان) م-آهنگ شیرازی (میرزا بحمد)
ب- اخترفیلی (محمدعلیبیک م ۱۳۰.۲) ب. ادیب فرآهانی (میرزا سید صادق خان
اد یبالممالک) انسرده فتح آبادی (محمود م . ۱۳۲)
و- انجام ارسنجانی (میرزامصطفیخان) . ,امین خراسانی(میرزاسيدامینم ۳۱۲ ۱)
, و- انجم شیرازی (حاجی احمدخان) »,- اورنگ شیرازی (میرزا محمود)
۳ ,- ایزدی شیرازی الاصل کازروتیالسکن (شیخ محمدخان)
ء ۱- پروین شیرازی (میرزا غلیل) هم ,- بلند اقبال شیرازی (میرزا سید رضی
حمزوی مم ۳۱ ,) + ۱- بها نیشیرازی(میرزابها نیبن بلنداقبال)
ب ۱ -بهجتشیرا زی( بهجت المما لک محمدعلیخان) مر ,-ئابت اصفهانی( | بوالحسن خیاط)
4 ,- جهانگیر شیرازی(میرژاجهانگیرخان) . :- حجاب شیرازژی (حاجی محمد مهدی
متولد ع ۲۲ , متوفی ۳5 ۱) ۲- حسرت شيرازي (مپرزا باقر)
۲- حسن فسا نی (حاح میرزاحسن م٩ ۱ ۳ ,)۳ ۲- حشمتشیرازی (عبدالرحیمشعرباف)
ء ۲- حیرت آذربا یجانی تاجار (شاهزاده ابوالحسن میرزا شمخ الرئیس)
وت ات اه
تذ کرةشعاعیه ۳:۹
ه - خانف شیرازی (اسععیل) > ۲- خبازشیرازی (محمدم و .۳ ,)
ب۲- خرمشیراژی (میرزا سید محمود حمزوی م ۳۰ )
۲- خلف شیرازی (میرزا سلیمانخان ر کنالممالک)
و ۲- دانششیرازی(میرزاسید لعف اننهانجوی) .۳ داورشیرازی (شیخ مفید)
,۳ دبیر شیرازی (میرزا محمد حسسن خان برادر شعاع )
۳۲ د هقانسامانیاصفهانی( ابوالفتح خان) ۳ راغب شیرازی (میرزا غلامحسین م
۳۰۳( ء ۳- رحمتشیرا زی(مبرزاعبد له بن میرزابحمود حکیم)
۳۰- رخصت شیرازی (میرزامحمد حسینبزاز برادر کهتر میرزای فرصت)
دم-رضوا نی شیر زی (سیدمحمد فصیح الزمان) .۳- رفعت اصفهانی (سید عبدالرحیم)
۳۸- روشن جهرسی (حسن) ٩ ۳- رونقشیرا زی (میرزاحسنعلیخان)
. -زردوزشیرازی(محمدابراً هیم م۳ ۰۱ - زرگر شیرا زی
6۲ ساعی اصفهانی (سیدسرتضی) ۳ ع- سا کتیریزی (میرزاابراهيم)
ع ع- سحابشیرازی( آقامحمد تقیم + ,۳ ) ه 6- سحاب طهرانی(عباس مویدالشعراء)
د ع- سراییجهرمی(محمد تقی آمیرالشعراء) ب ع- سرورشیرازی (میرزامحمدم ه ۳۱ ۱)
ع- سیاراصفهانی (علیبرادر ثابت) و عشعاع شیرازی(میرزابحمدحسین«حواله
داده پآخر کتاب) . »- شعریشیرا زی(میرزا بوالقاسم م ب , ۱۳ )
- شعله ثیر یزی(میرزامحمد جعقرم ه ۱۳۱) ۲ه- شوریده شیرازی (میرزا محمد تقی
ملقب به فصیح الملکک) م و ش و کتشیرازی (فضل انته)
ع - شهاب ارسنجانی(میرزاحسنهلی ٩ ۳۰ مه شیفته شیرازی (میرزاعلیمحمد)
د ه-صا دقشیرا زی (میر زامحمدصا دق م ب ۱۳۰) با ه- صبوری اصفهائی(میرزانصراتهخان
ه- صفای شیرازی معروف بهآقای اولپا سمیع (محمدابراهيم م ۱۳۰۱)
ه ۰- صفایشیرازی(مبرزاعلی | کبر) . ب- ضیاء شیرازی (میرزاعلی)
1 شیرازی (میرزاسیدعلی) ب- طالبشیرازی (عبدانهخان م ۱۳۰۹)
۹ تاریخ تد کرههای فارسی
مب طالع کازرونی (میرزانصراقه) »- عارف شیراژی (نورمحمده . م ,) عاری
بغدادي (محمدعلیخان) هت عشرتشیراری (میرزامحمدشفیم پسر دوموقار)
ِ_ِ_ عطارد شیرازی (محمدعلیمیرزا ملقب بشا هزاده آفامقتول در ۳۱۹ ؟(
تقو معا ۰ قافن تانق ارس یی
"- غبار کاشانی(میرزامحهدعلیمبشردیوان) 2 ,- میرزافضل الته خالپسرغا ر کاشانی
ب- فاضلشیرا ری (ملامحمدجعفر) #۲" فتوحیشیرا ری (فتح آنته م .۳۳
مب فخار شیرازی (ابوالقاسم) ء ب- فدائی شیرازی
ه بب- فرخ بوائاتی (محمدعلی) دی فرصت شیراژی (محمد نصیر معروف
بمیرزاآفا) ب بب فروغی اصفهانی(ذ کاءالملکك«بیاض»)
ب- فرهنگشیرا زی(میرزاا بوا لقاسمم و , ۳ ,) ٩ب فصیحی شیرازی (علیاصفر)
, م- قدسیشیرازی (سیدمحمد) ر ر- کیهان فیرازی (بحمه حسین مشهور
بمیرزاآقا) ۲م- لوحی قراباغی آذربایجانی (نصیر)
م۳ مر مایل شیرازی (مهدی) ء پر مسمتورشیر ای( عبد الرحیم )
ه رب مضطربشیرازی(حستعلی م۰ ۱۳۱) و م- مظفرشیرازی (غلامحسین)
ب.م- معتقد اهرسی (میرزاحسین) رم معطر بواناتی (میرزا باقر م )۱۳۰٩
وم ملتجی شیرازی (ابراهیم) . و- منظرشیرازی (شیخ عبدالمجید)
, - مونس شیرازی (میرزا عبدالحسین) ۲- مینایشیرازی(سلطا نعلی خانم ۰۲ ۱۳)
۳ - مینوی شیرازی (میرزااحمد) ء - اطقیشیرازی (میرزا محمدعلی)
ه - ناظمشیرا زی(میرزامهدی نقیب الممالکك) ب و- نثار شیرازی (میرزا مد علی
۱۳۱۸) ب4- نعمت فسایی (میرزامحمودغان)
-٩ نوایشیرازی (میرزاحید رعلی تاج الشعرا) و و- وحدت شیرازی (میرزامهدی پسر
راغب م ۳۰۸ ) . - هشیار شیرازی (محمد)
(. ,- همت شیرازی (علاءالدین بنوقار)
۲ . ,- یزدانی شیرازی (میرزاعبدالوهاب بن وصال)
دد کرتشعاعیه ۳۹۱
۳ ,- خاتمه در ذ کر احوال مولف محمدحسین شعاع
درین نسخه کتابخانة ملک نام سلامی شیرازی وطایر شیرازی در فهرست آغاز
کتاب هست ولی ترجمهشان درمتن سمطور نیست وظاهرا باید سه وکاتب باشد .
همچنین یکی دو صفحه که شامل ترجمه شوریده است ازبین رنته ولی اشعار
شوریده بجای خودست .
نسخه: کتابخان ملک ؛ شمارةٌ ۰ مورخ ۲ ۱,۳۲ هق در ۱ ۳۲ ب رگ »
بقطع ۲۳/۱<۱۰/٩ هرصفحه ب ,سطره جلد میشنقرمز » کاغذ فرنگی آهار بهرهدار.
کتابخانة دانشکده ادییات » شمار؛ (۰ ۰ ۳) خط نستعلیق» کاتبمحمدحسن
دییر » مور خ ه , ج « سال .۳ , شمسی بقطعوزیری .
خانمه در ذ کر احوال مولف :
او را بجمداحسین نامست و برعمتپناه حاجی ابوالحسن پاب کرام . والد آن
سرحوم آقامحمد ابراهيم است که ازفرط رستکی بدرویش ابراهیم شهرت نموده و پدر
او نیز مرحمتپناه جنتآرامگاه حاحیعلیرضا خان بوده که دردولت شاه شهید آقابحمد
خان خدمتهای شایان وهنرهای نمایان کرده بحکم فرامین و دستخطهای آن سلطان
بیقرین در حسن کیاست و لطف ریاست طاقبوده وشهور آفاق تاآنکه اهل غرض
درمعرض چندی متهمش میسازند» و اورا ازنظر مرحمت اثرملو کانه میاندازند» پس
بتوقف عتبات مأمور و ازغانمان دورمشود» درعرض راه لبیک حقرا اجابت گفته ودر
کافمین ع رخ بخاك نهفتد » بالجمله ولادت والد حقیر در ه , شعبان سنه ۰ ع ۱۲
است ؛ وقریب پنجاه وهفت سالمدتزند گانیش درین سرای سپنج» اکرچه امیاست
لیکن درمحاوره و مشاجره تالی فاضل قمی است» از آغاز جوانی تا انجام زند گانی در
سلک بازرگانان منسلک بود » و درراست گفتاری و درست کرداری تجارت همگنان
پیشش مستهلک » تا بهره اژحیات داشت روی بهیچ در تمیآورد » و ازخوان توکل
روزی میخورد » درصیح شنه پیست وششم رجبالاعسم دارنانی را وداع کرده و رو
بسرای باقی آورد» بموجب وصیت درتكيةُ خواجه شمسالدین محمدحافظ بردند ودر
۳۹۳ تاریخ ند کرههای فارسی
سمت دمتراست آن تکیه بخا کشسپردند» سیم این بود وحسیم بطرزا ختصار چنین *
والدهصيةُ مرحمتپناه میرزا محهدعلی متخلص بهناطق است که طایفة ایشانازسادات
حلیل الشأنند 4 وهریک بکمالی مشهور حهان .سم بنده در روز شنبة یازد هم دیتعدة
الحرام 1 ۱۳۸۹ یکساعت فل ازظهر در دارالعلم شیراز مسرت طراز بطالع حرت
از بطن مام زادم و پا بعرصة عالم نهادم » درهفت سالگی پدر بهمراهی مهین برادر
یمعلم داد » وهیچ ارراه ثربیت و تشویق فرونهاد » تا زمان تفا تشن بتر اناد و روانش
از یس تن بدر » در آنوقت سیزده مماله بودم و درسکالمة عمرو وزید دست تقد یر
بخردم حواله » مدرسدیی نماتد که با پای شوقند ویدم» ومحفلی نبود که از هندیمٌ
ذوق سری نکشيدم » تا بدین بایه که هستم رسیدم چنانچه برهمگنان پیداست » وبر
آبند گان از سوق سسخنم حرفه وفنم هویدا» از آن روز که درسخنسرآأیی دهن با ز کردم
و ساز قصیده و غزل گویی را عماز » برای اختیار تخلص بد یوال انصع المتکلمین سیخ
۲
شعر
(شعاع روی تو بازار ماه وخور بشکست) لهذا اين کامة همایون را تخلص
گذاشتم ولوایسخنسنجی برافراشتم » ا زگفته های قدیم وتازهام غیر مرتب بیاندازه
است» بجهت نمونه ازهر گونه شهری علیالرسم اختصارا اپرادشد» .
«ند کر شعاعیه»
وفاتش درعصر چهارشنبة هشتم جمادیالاخرة سن ۳ وم , مطابقدهم خرداد
۳ ۳۲ , وانعشد » رل : و فیات معاصرین ؛ یاد کار ج و ش۳ ص ۰۲ .
ازوست
هر کجا مینگرم صورت او میپینم
هر طرف میگذرم جلوهٌ هو میبینم
اين تباین که تویینی بود ازعالملفظ
من در آیینة معتی همه او سیبینم
تذ کرةٌ شعاعیه
زاهدم منع نماید که مده دل بنکو
بنکو چونندهم دل که نکو میبينم
آنکه امروز زنخوت ننهد پا بزمین
بن پفردا سر او خالك سبو میبینم
همهذرات حهان بظهر بحبوب منند
کوعدویی کهیگویم که عدومیبینم
آنکه کوتهنظران سروبلندش خوانند
عکس پارست کهسن برلبجومیبینم
جلوه یار بهر دور بطوریست عیان
که چو ایینه منش روی برومیبینم
آنکه درسشرق ومغرب توشعاعش بینی
هست یک نور کهسن کوی بکومیبینم
رباعی
گر تخت جم و تاج سکندر داری
گر ملک سبکتکین و سنجر داری
گر یونس و ادریس برادر داری
هر جا که روی مرگ برابر داری
قطعه
مرحوم مجلسی و کریم و کیل زند
دیدم بخواب دوثی که باهم مجالسند
میگفتمجلسی بوکیل » ای شه جلیل
این خائنان ببین که و کیلان مجلسند
از کعبه پا کشیده و با کعبتین نرد
شب نا سحر ندیم وانیسند و مونسند
۲۳ ۳
۳ تاریخ ت ذ کرههای فارسي
تاش کردهاند اساسی بضد شرع ۱
بنیاد جور و ظلم و ستم را موسند
من مخبر حدیثم و اخبار اهل بیت
بر من مدلل است که اینان مدلسند
گفتش وکیل زند گنه از م وکلاست
کآنان جماد خاید و اجساد بیسند
قارون شوند اگر زغنا قوم بی تمیز
پی بر حقوق خود چو نبردند مفلسند
آثار شعاع عبارتست از : ,- ند کر اشعه شعاعیه که درجای خود مذ کور
شد» تذ کرهُ شکرستانفارس کهذ کرش خواهدآبد» مب تذ کره شعاعیه»
- دیوان اشعار درحدود سیهزار بیت .
تذل کر ة الشعر اء
تألیف امیر دولتضاه بن علاءالدرله بختیشاه غازی سمرقندی در 4۸۲ ق
ند کر عمومیست دشتمل برمقدمه وهفت طبقه و خانمه » پدین شرح کهبولف
مینول :
«.. واین کتاب برظریق طبقات افلاك برهفت طبقه قسمت نموده که در هر
طبقه ذ کر یست فاضل تخمیتا مسطور باشد» ومقدبه وخاتمهیی براینطبقات افزودیم
که متدبه تذ کر شعرای عرب باشد » با بعضی فوائد و خاتمه ذ کر حالات فضاد و
شعرائی که امروز جهان پذات شرینشان آرامته است» .
این تذ کر بسیار مشهور که اشتبا هات تاریخی درآن زیاد است» یکباردراروپا
یسعی و اهتمام ادوارد براون انگلیسی و سهبار درهندوستان و دوبار در ایران بطبع
تذ کرة الشهرا ۳۰
رسیده است » و اساب تأسفست که تا کنون یک طبع انتقادی با تصحیح و تهذیب
کامل از آن نشده است .
چاپهای تذ کر دولتشاه ازینقرارست :
بمبگی ۳۰۰ , هق سنگی در ۲« ۲ صفحه باهتمام ملکالکتاب شیرازی
بمبشی م ۱ج , هق سنگی در , ۲۲ صفحه
لیدن, , م , هق سربی در, > ه صفحه+٩ صبقدمة فارسی+ب ۱ ص بانگلیسی
باهتمام ادوارد براون
لاهور ء ٩۲ , م سنگی در وم صفحه باهتمام شیخ محمد اقبال »
طهرآنب۳م ,شسربی «ع۳د. هه باهتمام محمدلوی عباسی
« مرش « « رعء « پاهتمام بحمد رمضانی
وان عمر آثرا بانگلیسی ترجمه کرده ودر وین بسال, ,مر , میلادی بطبع رسانیده
سلیمان فهمی نیز آنرا بتر کی ترجمه کرده و سفینةالشعرا نامنهاده دراسلامول
بسال ۰٩ ۲ ۱ ه ق بطم رسیده است .
نسخه های خطی این تذ کره در ايران وهندوستان واروپا زیادست ودرفهرستها
مذ کور ؛
نسخة شمار وس س کتابخانة مرکزی دانشگاه که آنرا تذ کر علانی
نامیدهاند »
رْك : جلد دهم فهرست بر کزی » ص ۸ ۱۹۷ ۲
شرح حال ابیر دولتشاه در مجلس پنجم مجالسالنفائس (ترجمة فارسی فخری
هروی) صفحهُ, , , مسطورست» و درهمان کتاب ترجمٌفارسی حکیمشاه محمدقزوینی
صفحذ چم ب نام پدرش فیروزشاه نوشته شده وحال آنکه وی عمزاد؛ فیروزشاه و پسر
اسیر عل(ءالدولة اسفراینی است .
دولتشاه در شعرعلائی تخلص میکرده » چنانکه در ذ کر خواجه شهاب الدین
۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
عبدانته مروارید متخلص بهبیانی گوید: «وبند گی مولانا نورالملّة والدین عبدالرحمن
جامی راست این مطلع :
نوبهاران که دید شاخ گلی ازگل من
غنچه همایش بود آغشته بخون دلمن
وخواجه شهابالدین عبدانته فرماید درتتبع مولانا عبدالرحمن جامیاینمطل:
آه کز ه رکه وفا بود امید دل من
غير نومیدیازو هیچ نشدحاصل من
وبژلف این تذ کره بتابرحکم این بزرگزاده فاضل گستاخی نموده تتبعاین غزل
کرده :
لمو لفه
دیگری را مکش از غمزه برغم دلمن
هرزمانتصد هلا کم مکن ای قاتلمن
میکشی خنجر وخونمیخورم ازحسرتآن
که شود رنجهدمی تیختواز بسمل من
قابل دولت غمهای تو آیا دل کیست
نیست مقبول تو باری دل ناقابل من
یبار بگذشت و رقیب از اثر او برسید
آه ازین بخت بد و دولت مستعجل من
سر بنه برسر آن کوی علائی زانروی
تادم حشر درینجاست چو سر منزلمن»
دص ۲ 46 چاپ لیدل»
تذ کرةالشعراه ۳۷
تذل کر ة الشعر اء
تأیف میر صدرالدین محمد بن میرزا شرف بن قاضی جهان سیفی حسنی
قزوینی در اوائل قرن بازدهم
قاضی احمد بنسیرمنشی قمی در تذ کر گلستان هنر وسحمد یوشواله درتاریخ
خلد برین و اسکندربیگ منشی درعالمآرای عباسی اژین تذ کره نام بردهاند.
قاضی احمد درفصلسوم گلستان هن رکه مشتملست براحوال خوشنویسان نستعلیق
ترجمهُ وی را چنین نگاشته است :
«سیرصد رالدین محمد ولدمیرزا شرفجهان قزوینی وی شا کرد مولانا مالکبود ؛
وصاف و پا کیزه مینوشت » و دررنگآمیزی و وصالی قدرت تمام داشتند » و در علم
موسیقی و ادوارد وقوب بسیار داشتند » وصوتها و نقشها بسته » و تد کرةالشعرانی
بطرز و اسلوب خواجه دولتشاه که بعد از هرشاعری یکی ازسلاطین زسانرا ذ کر کند»
فریب چهلسال درمیان داشتند» ودست و پای بیشتری زدند و کارینساختند» وقرب
د هسال هرسالهمبلغی کلی از نواب کامیابمالکرقاباشرف هما یون ابوالمظفرشاهعباس
بهادرخان خلدانته ملکه ابدا میگرفتند که تذ کره را تمام کنند » یالاخره عاجز آسده
موقوف بتذ کره راقم نمودند که این را گرفته در آن لباسی بپوشانند» مکرراً تواب اعلی
را برین داشت که تذ کره را از بنده طلبیدند » چون اتمام قیافته بود » بنده معذرت
عرض کردم ؛ تا آنکه دیگر بهانهنیانت ونواب کامیاب تذ کرهٌ او وا میطلبیدند » در
برایر تهمت برنقیر نموده عرض کرد که چهل و پنجسال قبل ازین که والدراقم وزیر
مشهد مقد"س معلّی بود » کتایی ا زکتابخانة آنحضرت گرفته ونزد او مانده » الحال
آن کتاب نزدقاضی احمدست» آثرا بستانید و بمندهید تامن تذ کرهرا تمام کنم» هیچ
قزوینی هرگز این حرف نگفته ء القصه بمودای القاص لایبالقاص خاطر اشرفرا
ازین غلام منحرف ساخته » معزول شده بهقمآمدم » و در ماه صفر که نواب مستطاب
معثّیالقاب» سیادت وصدارتپناه ؛ خداوندی امیر ابوالولی انجو بهقم تشریفآوردند»
۲۹۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
در درون روضه مقدسه ننور؛ محصوبه سلام التهعلیها فقیرمصحف برداشته قسم خوردم
که حکایت کتاب کتابخانه حضرت را که میرصدرالدین محمد بعرض اشرف رسانیده
که نزد بنده است » کذب محضست ؛ و بنده از آن خبری ندارم » و یر واقم و تمام
افتراست؛» و در ضمن آن مباهله کرده مشارالیهرا به حضرتامام رضا وهمشیرهاش حواله
کردم» و چون میر صدرالدین محمد ازدارالسلطنةٌ اصفهان درشهر صفر متوجه کاشان
شده از کاشان بجائب خراسان عزیمت فرمودند » مشارالیه درحوالی بسطام بانتقام
منتقم حقیقی نا گاه از کارخانهُ دیوان قضا در شهر ربیع الاوّل تنگوزئیلسم وال ف که
یکماه ازمباهله میگذشت ؛ مسنوجپ سیاست وحدود ا[سهیشده بآن خود رسید ,
سح
پنداشت ستمگر کهستم برما کرد بر گردن او بماند و ازما بگذشت
و در تاریغ فوتمیر » ابوطالب کاشي این اییات برلوح بیان نکاشته ؛
زطعه
میر فلث رتبة عالی گهر
اختر نابند؛ هفتم سپهر
گوهر یکتای گرامی صدف
ازشرف وسیرت وخلتشسرد
چون گهر ذات گراسی او
عاقیت از دارفنا رخت بست
خما نهسیه کردوفلک زین عزا
حیف که ارباب خردرانماند
بود چو ارباب نغمرا ملاذ
نغمهسراپان همه پستند لب
بربط و تنبور گسستند تار
از بی تاریخ وفاتش خرد
فکر بیکک بیت دو تاریخ بکر
فخر کنند اربوجودش سلف
مادر ایام ندارد خلف
کشت رخ ماه کبود از کلف
قدوهو ملجا و ملاذو کنف
بدچو آژو ا هل طرب را شعف
ماندرآهنگونواچنگ ودف
عود بر آورد شمان از اسف
بود طلیکار چو از هر طرف
پیش وی آورد برسم تحف
«ملحاً دنیا و بلاذ آنام » «صد رجهانی وحهان شرف»۱
باد حنوطش زپی مخغفرت خالك درسرقد شاه نف
ماجرای او وفقیر مجلدات بیطلبد؛ ورقههایی کهاوبفقیر نوشته شرح هاخوا هد»
بسربسته و بتقریبات در تذ کرةالشعرا ایراد یافته" , ومسو ده تذ کره که او مینوشت
و اتمام نیافته بود» بدست اشرف درآمده از آنچه او جمع کرده بود هفت بیت انتخاب
فرمودند» .
« گلستان هذر نسخه دسادویس نگارنده» ص ٩۱۱۸-۱۱
ترجمه دیگری ازو در ذیل خلدبرین سطورست.
تل کر ة الشعر |ء
تألیت باباشاه
حاجی حلیفه در کشفالظنون ار تذ کر مزبور وملف آن یاد کرده است » و
عبد انته خانقاری افقانی نوشته است که: «راجع باحوال مولف بفهرست اود» ص ه ء ۱
(جوع. سود8:
ركك : مجله کابل » شمارةء سثبلة ب,۳, شسی » مقاله تاریخ تذ هها » فقره
» ۰
حقیر بلف از وجود چنین تذ کرهیی بکلی بی خبرست وحتی درمحتقولحاجی
خلیفه هم تردید دارد» درمیان تذ کرهنویساننیز باباشاهنامیرا نمیشناسد» تادرفهرست
اود راجع باو چه نوشتد مه باشد
,- ازهر دو ناد تاریخ سال هزار وهشت استخراح میکردد . وحالآنکه قاضی احمد
وفات بر صدرالدین مجمدرا در ربیع الاول سثه مج والفب ۷ ۰۰ ۱( ثبت کرده آمهت,
۲- بتصود مجمع الشعرا ومتاقبالفضلاست که ذ کرش خوا هد آمد ,
درسیان شاعران باباشاه عراقی متخلص بهحالي خطاط مشهور قرن دهم و با با
شاه تریتی هستند که هیجیک ند کره تالیف نکردها ند .
ند کر ة الشعر اء
از ابراهيم بن محمد شربتدار سپاهانی در ۱٩۱۳۵
«سر گذشت کوتا هیبست از شاعران فارسی زبان ومیکوید «اين بود تذ کرابعضی
از شعرای منقدمین و اززمانسلطان حسینمیرزای بایقرا الیالان که درتعدادستآخرین
منتظماند» .
چنین است نام شاعران :
رود کی » اسدی » فرودوسی » عنصری » عسجدی » شیخ رئیس» معزی؛ استاد
فخری , نظامی عروضی سمرتندی » اصر خسرو » قطران » ازرقی » خافانی » انوری »
رشید وطواط » حمد غزالی » ظهیر فاریابی » نظامی » ذوالفقار شیروانی » نجم کبری»
شاهفور » نورالدین منشی ؛ خیام (باسر گذشت حسنصیاح) خواجه قادر نایینی»عطاره
ملای روم » سعدی» اوحدی» عراقی » ءحییالدین اعرابی » بدرجاجرسی» فخربنا کتی»
سراج قمری » خسرو دهلوی » خواجوی کربانی » عماد فقیه ؛ سلمان ساوجی » حسن
کاشی ء عبیدزا کانی » حافظ » لطف ال نیشابوری » کمال خجندی» پایسنتر» بساطی»
عصمت بخارایی » اسکندر بن عمر شیخ » برندق » شرفالدین علی یزدی » آذری »
شیخ علی شهاب ,
در پایان تاریخ ایران است از پیشدادیان تا یزد گرد » سپس خلفا .
آغاز : بسمله . الحندلوليه ... اما بعد بدانکه درزبان خلفا تابوقت سلطان
(- (ص ۲۷۰) | کرچه در پایان آبده که در ۱ ذیحجة ۱۱۱۰ نوشته شده است»ولی
درفهرست تاریخ دلیف ۳ ۰ ۱۳ نوشتهاند , رل ۰ فهرست مر کزی» ج۲ ۱ص 2۱۰ ".۰
تذ کرة الشمراء ۲
محمود غزئوی قانون ودفاتر و اثله ومناشیر ازدرگاه سلاطین بعربیمینوشتند» وعیب
انجام : وهو مستخف" باللیلوالنهار ادعوه بلفظ یات ,,. الدیار .
نسخه : دانشگاه تهران » ش ,روم ضمیمه مجموعهبی مشتمل برهشت رساله
بود که بفارسی ینویسند»
ازهمین بلف و این تذ کره جزه هشتم آنست (ص ع ه ۲-وم ۲).
تألیف در نمه" دوم قرن دوازدهم
شامل تراجم یکهزار و دویست شاعرست از قدیم وجدید تازمان تألیف که به
پیست وهشت حدیقه نقسیم شده وهر حدیقه برای یک حرف ودارای سه گلشن است»
- ستقطسین » ۲- متوسطین ء ۳. متأخرین » وکلشن اخیر شابل دو چمن است »
جمن اول درذ کر شعرای ایران و توران » و جمن دوم در ذ در شعرای هندوستان ,
تراجم باشیخ ایوالحسن خرقانی آغازمیشودویگانه نسخهیی که ازآندردستست
(م اته» ش (9+) فاقد مقدبه و خاتمه است . و بهمینجهت نام بژلف ونام کتاب
نسعخه اته در روبع برگست » هرصفحه دارای سهستون وهرستون ه , سطر با
اغلاط بسیار .
فهرست اسامی شعرا ازصفحه , تا ب, نوشته شده است.
آقای د کتر نقوی مینویسد : «مولف این کتابرا پین سالهای , ب ۱ ۱ ۱۱۸۰3۵
ه, تألیف نموده است» چون د رصفحة ۰٩/الف » نسخهٌ اته سال فوت سراحالدین آرزو
را .ب, , ذکر کرده » و سپس در ص سب الف دربارة میرشمس الدین ققیر (متوفی
در .م,, یا رم ه) مینوبسد که وی هنوز در قید حیانست» .
«تذ کرهنویسیفارسی درهند وپا کستان , ص 4۷۳
و وی تست بت
۳۷۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
اولا" نقیر دهلوی بضیط نتایج الافکار (ص ببع ۰-۵ 0ه) در۱۸۳ ۱ د رگذشته
است » و در انی ضبط تاریخ فوت سراجالدین علیخان آرزو دلیل این نمیشود که
تذ کرة مزبور بسال . ب , , دردست تألیف بودهاست» همانطو رکه تاریخ فوتفیضیرا
که ع,., ه است » اکر مولف ذ کر کرده باشد نميتوانيم آنرا دلالك تاریخ تالیف
قراردهیم » ولی زنده بودن فقیر د هلوی, در زمان تألیف با تصریح باینکه : «هنوز در
قید حیا تست» خود ترینهایست که حدود زمان تالیف را تشان دهد .
تذگرة الشع اء
مجهولالم زلف از قرن سیزدهم
درجلد چهارد هم فهرست کتابخانة مر کزی دانشکاهتهران (ص ۲+م) ذیل
شماره ریپ ع) آمده اس ت که :
«تذ کرة الشعراء - سر گذشت خاقان اعظم و شاهزادگان است » نخست
ییتهاایست و سپس از شا هزاد گان فاجار در آن یادشده (ص ه ود) آنگاه سر گذشت
محمدعلی میرزا آمده وغزل او » و از تذ کره شعرای او یاد شده » ونام فرزندانش از
محمد کاظم میرزا فرمانده اشرف تا برسد بهنجربیرزا درآن آبده ؛ سپس مر گذشت
محمدولی میرزا است ء آنگاه قصیده وغزل ورباعی شهنشاه » و نام شاهزاد گانازمحمد
حسین میرژا تا برسد بهمحمد طاهر میرزا وسر گذشت نایب السلطنه عباس میرزا و نام
پسران اوازمحمدمیرزا تابرسد به اسحقمیرزا ونسخهسیرسد بهس رگذشت <سینعلیمیرزا»
و از آغاز و انجام التاده و شناخته نشده که از کیست .
شکسته نستعلیقی ریز سد؛ُ ۳ , » عنوان شنگرف در زمینة ززین » جدول زر و
لاجورد » ۲, س ۹۰ ۰ ۱۵ کک و ,ءکاغذ فرنگي آهار مهره » جلد تیماجمشکی
صری» .
۳
تل کر ة الشعر اء
تألیف صدیقخان بن امیر مظفر 1 ظاهراً در قرن سیزدهم
استوری (,/۳ )٩۲ بههینقدر از آن یاد کرده و ارجام داده است به بخارای
. ٩/ سمینوف
تلد کر ة الشعر اء
تألیف بهاءالدین حسنخان عروح (قرن ۱۳)
احتمالا" مصنف پیام الفت (رلك : ایوانف ۲ . ء ضميهُ اولم و ب) حواله داده
شده است بهفهرست آصفیه » ج , ص م ,م شمارههای ۲ , و٩ .
)٩۲۳/۱( استوری
تذ کر تالشعر اء(تد کر مُپنجامشاعر)
مولف نامعلوم » تاریخ تألیف ۲۹ هق
شامل تراجم پنجاه تن از شعرای مشهورست بترتیب «روف تهجی از ابوالفرج
رونی تا نظامی گنجوی .
آغاز : بسمله - درود بیحد و ستایش بیعد براول مخلوقات و برگزيده خالق
عباد» ,
سمدوح آنها در عصر سشنبة یازدهم شهر جمادیالاخری ! سنهْ ,۱۳ هجری».
۳۷ تاریخ تد کرههای فارسی
درسبب تالیف گوبد :
در انا بعد چنین گوید جمعآورندء این اورای پرا گنده که چندین تذ کر
مطوال و مختصر از متقدمین و متأخرین درسیان مردم متداولست » بعضی که بهزید
خوبی از سایرین ممتازست » مثل تذ کره دولتشا سمرفندی و آتشکده آذر وهفتاقليم
ومجمع الفصحا وغیره» باز بعضی عیویات دارد» منجمله تذ کرةٌدولتشاه صاحب تَذ کره
خیلی چیزها مینویسد که از موشضوع کتابش خارحست» دیگر آنشکده آذر بجز حالاث
آن چند شاعر معروف » حالات مابقی شاعرها را بطوری مختصر مینویسد که هیچ چیز
ازو فهمیده نمیشود » و درحقیقت جز اسم چیزی ازو مفهوم نمیشود » فرضاً در احوال
بوحنیفهُ اسکافی همینقدر مینویسد : ابوحنیقة اسکافی نظر بفطرت اصلی بشغل مزبور
پشتپازده » و بوادی کمالات سرنهاده » وی از تلامده معلمثانی ابونصر فاراییاست»
ویک قطعه ازو بیشتر نمينویسد ؛ يا بعضی شاعرها را میلویسد : «از اکابر زادگان
آندیار بوده» دیگر نهاسمی نه رسمی نهسال وفات ندبدوح نهیکان اصلی » باری بجز
این عیبهای دیگرهم دارا است » دیگر تذ کرهُ هفتاقليم | گرچهازسایرین ممتازست»
ولی تاریخ وفاتشاعر و حالات رسیدن شاعر [به] ممدوح [را] صحیحاً بیان نمیکند »
تذ کر مجمع الفصحا که مرحوم رضاقلیخان درین عصر نگاشته اگرچه جامعتر ازو
تد کرهیی نیست » ولی بعضی اختلافات در سال وقات شعرا از نوشتن کاتب بیسواد
درو پیدامیشود » فرضاً دردیباچ کتاب مینویسد : ابوالعباس مروزی در سال ۱۷۲
هجری قصیدء فارسی بمدح مأمون عباسی گفت » و صله گران دریافت» نگارنده گوید
درسنه يب , مأمون سهساله بود» چرا کهاول خلافت هارونالرشید درسنه . پ , است»
و درشب وفات هادی خلافت هارون و تولد مأمون دستداد بانجهت آنشبموسوم
شد بهلیلةالهاشیه که خلیفهیی مرد» و خلیفهیی جلوس کرد؛ و خلیفهیی متولدشد »
,۰ وهمچنین در تاریخ وفات شعرا اغلپاز بیسوادی کاتب رقم هندسه تغییر کرده؛
باپنجهت سالها تغییر کرده » ازجمله تاریخ وفات فردوسی را درسنة , وع مینویسد و
غلطست» چرا که فردوسی یکسال پیش از سلطان محمود غزنوی برحمت خدا رفت »
تذ کرةالشعراء (تذ کرهُ پنجاهشاعر) ۳
وسلطان بحمود بروایت اصح درسنه , ء فوت کرده » وهمچنین وتات اسدیرادرسنة
وب ع بیتویسد» ۱ ذ کر میکند که پیش از سلطانبحمود غزئویفوت کرده»
چون میدانیم که نوت سلطان مسعود در سنه سم ءٍ وانع شده ء آن ناریخ و توییخ
ميکنيم » وههچنین تاریخ وفات شیخ عطار را درفتنمغول سنه ,۲ب مینویسد» وحال
آنکه فتن مغول سنه ي , + است » و دهسال تفاوت کرده وغیره و غیره » ودر بعضی
جاها خبط اسمیهمشدهسثلآنکه قطعهٌ مشهوررشیدی سمرقندی درهجو عمعق بخارایی
را عوضی از عمعق نقل میکند وغیره .
و این کتاب مشتملست براحوالات پنجاه شاعر ازشعرای متقدمین وبعضیاشعار
نیک آنهابعلاوة احوالات ممدوح شعرا واحوال پادشاه معتبرآن عصریعنیپادشا هیکه
خراسان وعراق عجمرا دارا باشد» امیدوارم که با نبودن فراغت ونقصان اسباب کار »
طوزی بشود که مایة سرزنشی نشود» اسامیشعرا بترئیب حروف تهجی نوشته میشودو
حرف دوم هم ملاحظه شده» .
فهرست آساهیشعر اه
۱ - ابوالفرج رونی ۳- ابوحنیفة مروزی س- اثیرالدین اخسیکتی
ب- آنوری آییوردی م جبلی غرجستانی و - جلال آلدین محمد مولوی
رومی . ,- حمالالدین عبدالرزاق , ,- حسن غزنوی
۲ ,- حافظ شیر زی حنظلة بادغیسی ع ,- خاقانی شروانی
ه (- خباری نیشابوری ٩ ,- ابیرخسرو دهلوی ب وب خيام نیشابوری
- دقیقی مروزی و ,- رانعی نیشابوری . ۲- رشید وطواط
۱ ۲- رشیدای سمرقندی ۲ رود کی بخارایی م ب- سعدی شیراری
ء ۲- سنا ثیغزنوی ۰ -سوزنی سمرقندای ۲ صابر ترمذی
ب ۲- ظهیر فاریابی ۳- عراقی همدانی ٩ (- عمجدی مروزی
.۰ ۳- عطار نیشابوری +۳ عمعق بخارایی ۲ ۳- عنصری بلخی
۳۷۹ تاریخ تد کرههای فارسی
وم و سم سس
۳ غضاثری رازی ء ۳- فخرالدین رازی ۳ فرخی سبستانی
دس فردوسی طوسی__ یم قطران تبریزی بر کسایی سروزی
۳۹ کمال اسمعیل اصفهانی , :- کمالخچندی
ع- لامعی جرجانی ع- لطفانهنیشابوری م ع- مختاری غزنوی
ء- مسعود جرجانی »4 بعزی سمرفندی + ع-سکتبی شیراژی
بو منجیک تربلای .بر ملوچهری دامغانی و > ناصرخسرو علوی
وم نظامی گنجوی ۱
مولف درسراسر دتاب نامی ازخود نبرده و بتد کرة حویش نیز نامینداده و در
آخر کتاب بعد از اشعار نظامی (ص ٩۰ ه) مینویسد :
«چون اغلب درین تذ کره اسم خلفای بنیعباس برده شده لهدا لازمست که
مختصری از اسامی خلفا وسدت تمام خلافت پنیعباس وضعف وقوت آنها درآخر این
کتاب بنویسم که خالی از فا نده نباشد» و تا صفحه و . + بد کر خلفای بنی عباس
پرداخته است .
نسخة منحصر بفرد این تذ ره در کتابخانه ملی ماک بشمارة , ویس محفوظ
است ؛ بقطم خشتی و کاغذ سفید فرنگی در ه .م برکگ » خط نستعلیق » کاغذ سفید
فرنگی » تاریخ تحربر .۳ , هق .
نمونه تراجم :
«ابوالفرج رونی اسمش ابوالفرج » اسم والدش مسعود» اصلش [از] رونه که
قریهایست از قرای نیشابور » مداح ظهیرالدوله ابوالمظفر سلطان ابراهیم بن مسعود
بن محمود غزنوی ء پادشاه معتبر ایران در آن عهد یکی سلطان ايراهيم و دیگری
سلطان ملکشاه سلجوقی بود » وفاتش بتحقیق معلوم نیست » اما سلطان مسعود بن
ابراهپم را بدح میگوید » پس درسنة , , » هجری زنده بوده » شاعری [ است] نصیح
و بلیغ که استاد زمان خود بوده » اغاب شعرا ویراستودهاند و باستادی او اعتراف
کردهاند» انوری متبع اشعار اوست» اغلب اشعار ابوالفرج را تضمین کردهاند» چون
تذ کرة الشعراء (تذ کر پنجاه شاعر) ۳۷۷
مدتی در لاهور بود » لهذا اورا لاهوری نیز گویند» استاد زمان مسعودسعد سلمان در
مدح ایوالفرج رونی باوحود عداوتی که با هم داشته ؛ کنتد ۰
ای خواجه بوالفرج نکنی یادمن نا شاد گردد این دل اناد من
نازم بدانکه هستم شا کرد تو شادم بدا نکه هستی استاد من
در حبس مسعودسعد ایوالفرج خیلی ساعی بوده و با غوای او مدت سیودوسال
و بقولی پیست سالدرحصارنای محیوس بوده"» ازدیوان ابوالفرج چندشعرثبتافتاد» .
(ص ۲-۱)
دیکر :
«اثیرالدین اخسیکتی اصلش [از] اخسیکت ازمحال فرغانه اسمش معلوم
نیست » ممدوحش قزلارسلان واتابک محمدایلد گز» وناتش درخلخال فیسنه ۲ه ۲
شاعری نیک است ؛ باخاتانی معاصر و مناظرات داشته » مریده شیخ نجمالدین کبری
یوده" درسن کهولت از خدمت بلوك انزواجسته » درخلخال ونات کرده » اشعار نیک
دارد » اورا با سدیدالدین اعور مباحثه بوده » منجمله اين قطعهرا درهجوسدیدالدین
قلب تو زنور معرفت عور چراست
بیئنی تو بر روی تو چون گور چراست
ابلیس رتش ای مردلك زشت
پس راست بکوچشم چپت کورچراست
سد یدالد ین درجواب گفتد
گفتی تومرا کور و همه خلق شنید
گفت توچه حاجتست چون هستپدید
. «سو؟ و «دهک» و «سرنع» را تصاب نیاورده است .
نا ۵193 حبات داشته ۰
خلاف واقعست چه که وی نیمقرن پیش از شیخ نجمالدین کبری (مقتول در۱۱۸)
د رگذشته ات
هم پ ۲ تاریخ تذ کرههای نارسی
کرچشمد گ رکورشدی بایستی [شایستی]
تا روی تو زجلب نبایستی دید
این قطعه را اثبرالدین درفضل خود برای خاقانی شروانی فرستاد :
آنم کد بر امروز برد رشکت دیم جأنم» حردم » تنم»ندانم که کیم
یا ری کی سلطان سخن آثیر اخسيکتيم
درآنشکده وفات اثیرالدین را سنه بب و نوشته وغلطست » چرا که در آن سند
پادشاه ایران اباغاقان [اباقاخان] بن هلا کوخان بوده واثبرالدین مداح قزلارسلان
است » و تقریباً صدسال تفاوتست» عیب کلی آتشکدهاینس ت که تاریخ وفاتشعرا را
بهمان سن4 خالی ۱ کتنا کرده » دیگر نعدد هندسه روی منه گذاشته ونه لفظاً ذ کر
کرده » چند شعر اثیرالدین نقل شد» .
(ص 5 ۵-۲ ۲)
ند کر شعر ای اصنهاتن
در کتابخانة ملی تبریز جزو کتب سرحوم حاجی محمد آفا نخجوانی تذ کر
مختصریست موسوم به تذ کر شعرای اصفهان که مولفآن درجایی تصریح یا اشارهبی
بتام حود تکرده ومشتملست بر ترحمحال و ذ کر اشعار هجده شاعر ذیل ِ
زب مجمد حسین خلفالصدق ملا ملک احمد قامّی عسکر
+ میرزا نصرانته برادرزاده سیرزا بحمد حسین مذ کور
میرژامجمدعلی مذهب بتخلص بهبهار ع- میرزا عبدالوهاب قطره
و - میر ژأ محندعلی وفای. زوارهبی 4 میرزاعبدالواسم صقا پسر ونا
پدب بجمد حسین میاه ر- سحمد طا عرشمهاب
٩ - میرزاً محمد باقر بهجت . ۱- محمدحسن رگر
۱ ,- محماء هاشمرونق ۲ - میرژا محعدحسن ذره
۳ ۱ بیرزا عبدالکريم صفا ء ۱- بیرزا بحمدحسین پروانه
ه ,-ملا" آقاجان پرتو > - محمد ايراهيم بصیر
۷ - میرزامحمد علینایینی ۸ ۱- میرزا حبیب قاآنی
این تذ کره دردوره تاحار نوشته شده و اختصاص بشعرای اصفهانندارد» جون
شاعر شیرازی ونایینی یزدیهم در آن هست و نسخه سزبو رکه منضم بیک جنگ و
سانتیمتر .
تذکرء شعر ای پنجاب
تألیف سرهنگث خواجه عبدالرشید دانشمند معاصر پا کستانی
درین تذ کره تراجم شعرا از متابع موجود بعین عبارت نقل شده است ولی نسه
بترتیب تقدم » وشابل ذ کر چهارصد و هشتاد ویک شاعرست اعم از پنجایی و غیر
پنجابی یعنیشعرای نقاط دیخر که عبورشان به پنجاب انتاده است .
این تذ کره با مقدبه ونهرست مطالب و منابم وفهارس دیگر در ع و ء صفجه
پیاد بود حسن فرخنده تاحگذاری اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شا هنشاه آریامهر و
ماس وتو واه شوا ری آنتازاد یامعم زرفافال آ قایتی کرام
باتطع وزیری بطبع رسیده و ترتیب تراجم آن الفباییست ,
تذدکرةُ شعر ای خو انسار
تألیت شاعر معاصر بوسفبخشی خوانساری در ۱۳۳۲-۱۳۳۳ ش
در احوال شعرای پنج قرن اخیر خوانسار , چاپ موسة مطبوعاتی میرپور »
3 تاریخ تَذ کرههای فارسی
طهران وم ,شمسی: سربی در ۲ ۲ صفحه بقطع ۱/۸ ۲و , شامل تراجم یکصد
تفر پترتیب حروف تهجی .
بژاف در دیباچه کتاب نوشته است که پس از سه سال صرف وقت و مطالعه
و تتبع یکدوره کتاب جامم وبسوط درچهار بجلد بشرح زیر تألیف کردهاست :
۱- «تذ کر شعرای خوانسار » شامل تراجم احوال وآثار شعرای خوانسار,
+ مشاهیر خوانسار» شامل تراجم علما » فتها » عرفا , خطبا و سایر اریاب
فضل وهنر .
۲ تاریخ خوانسار ۰ شامل موضوعاتناریخی» حغرافیایی» اقتصادی: اجتماعی
خوانسار ,
ع۶- خوشنویسان خوانسار» شامل تراجم احوالونمونة آثار خطاطانخوانسار» .
بدیهی است که فراهم آوردن مواد چنین تألیفی کار سیسالست نهسهسال» واز
جلد اول این تألیف که بنام تذ در شمرای خوانسار انتشار یافته پیداست که اگر
مشارالیه درمورد شعرای ساف راهنمای بصیریبیداشت بمنابع بیشتریدستمییافت؛
ولی حوز؛ تحقیق وی محدود بکتابخانة ملی ملک بوده وباایتحال بسیاری ازتذ کرهها
و دواوین وسفاین ومنابع دیگر سوجود درآ ن کتایخانهرا ندیده است.
ولی انصاف را ازهمین مختص رکه دردسترس عامه قرارداده است حسن سلیته
ودتت نظر وی را میتوان دریانت .
بعضی از نکات قابل ذ کر که ابیدست درچاپ مجدد ومکملاین نذ کره بکار
آید ذیلا" ذ کر مشود .
در احوال تابعی خوانساری (ص پس) آورده است که : «سال فوت تابعی را
باختلاف ذ کر کردهاند » تقی اوحدی باآنکه رحلت او را بسال یکهزار وهجده نوشته
مادة تاریخ فوتشرا چنین نقل کرده : (تابعی حیف که ادیده وداع همه کرد) که
ازین مصراع یکهزار وسی وپنج بدست میاید» .
حق اینست که درنقل اینمادهة تاریخ تغییر وتحریفی روی داده و بجای(چه)
قت و ی سا ای تست و
دذ کر شعرای خوانار ۳۸۱
که عددآن(م) است( که) که عدد آن (ه ۲) استواقمشده وحساب غلط از کاردرآمده
ومصراع صحیح تاریخ بنقل ازهمان تذ کر عرفات چنین است :
تابعی حیف چه نادیدهوداع همه کرد - ۱۸
مولف ا گر مطالبیرا که ازمنايم مختلف گرفته است بعین عبارت وباذ کر ماخذ
نقل بیکرد » حاصل کارش بصحت وامانت بیشتر مقرونبود» و پارهیی مشکلاتپیش
نمیآمد» مثلا در ترجمة تاجری خوانساری (ص وم) که مأخذ وی عرفات بوده و
مذ کور نداشته » مینویسد که : « تاریخ فوت مولانا تاجری بدرستی روشن نیست »
ولی آنچه مسلم است وی تاسال هزارم هجری قمری درقید حیات بوده است».
ملف عرفاتمینویسد که ؛ «تاسنة الف باقی بود» یعنی از «زار ببعد زندهنبود»
بنابراین چه جای تردیدست وکجای آن بدرستی روشن نیست ؟
درصفحة يب دوجا فاضل معاصر آقای علینقی منزویرا مولف فهرست کتابخانه
مجلس بعرفی کرده است» و حال آنکه جنابایشانسستقلا فهرستی برایآن کتاپخانه
ننوشتهاند » وفهرست مورد نظر صاحب تذ کره ( مجلد سوم ) تألیف آقای ابن یوسف
شیرا زی امست .
در صفحة ع. ب غزل مشهور خیالی بخاری شاعر قرن نهم هجریرا که بمطلع
ذپلست :
ای تیر محمت را دل عشاق نشانه خلقی بتومشٌغول وتو عانب زسیانه
وشیخ بهائی آنرا تخمیس کرده و تمام تذ کرهنویسان بالاتفاق بنام یالیثبت
کردهاند » بنام هلالی خوانساری نوشته که زماناً موخر ازوست و مستند ابشان یک
جنگ خطی بوده .
درپایان کتاب (ص . ع ۲-۲ع ۲) که از مدارك و ماخذ خود نام میبرد » هم
آنشکده را ذ کر کرده است وهم «تذ کرةالشعراء تألیف اسحق بیک بیگدلی متخلص
بهعذری» و حال آنکه کسی که به آتشکده رجوعی دارد از تذ کر اسحق بیک عذری
برادرآذر که فقط شعرهای آتشکدهرا جمع آوری کرده است بیفیازست و کتابمزپور که
5 تاریخ تذ درههای فارسی
بغلط تَذ کره نامیده شده است درین مورد نمیتواند مأخغذی جدا گانه باشد .
ونیز سفينة خوشگورا که ندیدم چیزی از آن نقل کرده باشد » تألیف محمدبن
عبدالکريم موسوی نوشته است » و این خیلی غریبست ؛ چه سفینه بتخلص مولف
تسمیه شده که امش بندرابن داس و تخلصش خوشگوست » ودری شوشتری پسی
از گرفتن نسخه از روی آب ۲ آنرا ترتیب داده و تنظیم کرده ات
لطا ثفالخیال و نگارستان سخن راهم جزو باآخد قلمداد کرده ولی جای نام
مولف آنها را سفید گذارده است؛ که اولی تألیف محمد بن محمد عارف شیرازیاست
و دوسی تألیف سید نورالحسن غان بهوبالی متخلص به نور.
با اينهمه تذ کر؛ شعرای خوانسار از تذ کرههای محلی خوبست .
ترجمه" ملف : شرح احوال ومنتضات آثار مژلف در پایان کتاب (ص . ؛ ۲-
۳ ۲) مسطور و این مختصر از آنجا منقول است :
تامش یوسف و شهرت و تخلمش بخشی است و بسال مرو , خورشیدی دز
دهکده ارسورخوانسار ولادت یافته است .
تحصیلات خود را در خوانسار بپایان برده ودروس جدیده وعلوم قدیمه را در
محل فرا کرنته و ازمحضر اساتید ونضلای خوانسار فیض بیشمار برده است .
ار اوان تحصیل بشعر وشاعری علاقمند بوده واشعاری میسروده» پس ازخاتمةٌ
تحصیلات بشیوة پدربتجارت پرداخته و درسال ۲( , ش ازخوانسار بهاراك وارآنجا
به الیگودرز بقصد تجارت رفته ولی از آنجا که یک شاعر خوب هرگز نمیتواند یکث
تاجر خوب باشد» سرمایهرا ازدست داده و جز زیان سودی بکف نیاورده است,
این ورشکست که همراهبود بامرث پدر وبادر وی» یکلی اورا درهمشکستء
و بناچار درسال ۳۰ بار سفر بسوی طهران بست » و اینک در یکی از بنگاههای
ملیطهران گذرانی دارد ,
آثارش جز از آنچه که درصدر بقال م ذکور افتاد عبارتست از :
۱- ترانه خوانسار که حروه اشعار محلی اوست و درع۳م , بچاپ رسیده,
تد کره شعرای خوانسار ۳۸۹۳
۲- دیوان اشعار بلهجة بحلی که هنوز بطبع نرسیده است .
۳ دیوان بخشی که هتوز بطیم ترسیده است ,
بخشی طبعی لطیف و اشعاری نغز و دللشین دارد » که از انجمله است غزل
ذٍِ
ف ۰
میدن
پیمان خود شکستی و میدانم با دیکران نشستی و میدانم
پیوند ما که بسته بمویی بود یکباره بر گسستی و بیدانم
دلدادة تو هستم و سیدانی دلدار غیر هستی و سیدانم
قلب امیدوار مرا جانا از خودسری شکستی وبیدانم
در کار دلبری و دل آزاری چالاك و چیره دستی و میدانم
از آنچه را که برسرم آوردی خواهان فاز شستی و میدانم
جاثرا بنازشست تو خواهم داد
زودم بکش که مستی ومیدانم
تذ کر ء#شعر ای سمنان
از نصرةاله نوحیان متخلص بهنوح در ۱۳۳۷ ش
شامل تراجم هشتاد نفر از شعرای گذشته و حال سمنان است با مقدسة مولفو
آقای حبیب پفمایی و شرح حال علدهءالدولة سمنانی بقلم آقای سعید نفیسی منقول از
مجل یغما ؛ چاپ طهران بسال ب۳۳, خورشیدی در رم ب صفحه » سربی » بقطع
6 ( 2 ۲ ۲ ه
تراجمشامل دوقسمتاست» اولشعرایماضی که بعنوانستقدمین وترتیب حروف
م ذکورند ء و دوم شعرای معاصر » درهم و بدون ترئیب .
۳۸۶ تاریخ تذ کرههای فارسی
تذاکرة الشعرای غنی
ازمحمد عبدالغنی موفرخآبادی متخلص بهغنی متوفی ۱۳۳۵ ه
وی کتابی تألیف کرده است بنام اربغان آمفی "که درهشت جزء بجزا در
علیگره بطبع سنگی رسیده و شامل ب ,۳ , صفحه است» موضوع کتاب استعمال الفاظ
و مصادر فارسیست در کلام شعرا و برای هرلفظظی از شعر چند شاعر شاهدآورده است
و این تذ کره جزهءنهم ارمغان آصفی است ومجدولست وبهششستون تقسیم شدهاست:
۱- تخلص نامشاعر م-منه وفات . : وطن »- ملک
ب عهد . وشعرائی که شعرشان در ارمغان آصفی آمده نام و نشانشان بترتیب الفبا
درین کتاب با ختصار مذ نورست و در ذیل جداول محمد مقتدیخانشروانی(مصحح
کتاب) تعلیقاتی مختصر دربارة هریکك ازشمرا نوشته است,
باخذ این کتاب عبارتست از لبابالالباب » مجممالفصحا » کلماتالشعرا ؛
تذ کرة بینظیره لطائفالخیال» نتایج الافکار» تذ کرد ولتشاسمرتندی» فانوس خیال!»
تذ کرهُ حسینی » آتشکده » خزانةُ عامره » ریاضالشعراء .
چاپ سنگی علیگره در + ,و , م یا دو مقدمه بزبان آردو یکی از یصحح (یک
صفحه) و دیگری از عبدالحمیدخان فرزند مژلف (چهار صنحه) بقطع + ع ۲ در
ع , صفحه ,
درین تذ کره ستون «سنه وفات» غالباً نانوبس مانده و بیشتر تواریخ هم بغاط
ثبت شده است .
اگر حواشی مصحح جنبة تصحیحی و انتقادی میداشت کتاب ارزندهیی يشد .
ترجمه مولف :
«غنی تخلص مولوی عبدالعتینام | کبرآبادی عالم جید و شاعر مستند بود ؛
ون کتاب موسوم به ارسغان آصفیه تصنیف فرمود » پنجهزار روپیه انعام از سرکار
تذ کرة الشعرای غنی ۳۸۰
یافته باز به| کیرآبادسراجعت کردند» تادسال در تصنیف مشغول بودند » ودرینفس
دیوان پارسی خود را نیز مکمل کرده » عمر آنجتاب بشصتسال رسیده بود» این چند
شعر از طبع پا کش و از زبان مبار کش بمشاعره شنیده بودم :
کافر زلفش زمن دل برد ودین تاراج داد
کی تواند مومنی با ناسلمان زیستن
باده چون پیرست » سافی وجوان باید مرا
با چنین پیر و جوآن شادان وفرحانزیستن
بی جمال باه کنعان » بی وصال ماه بصر
بدتر ازمردن شمارد پیر کنعان زیستن
وله
دارد شب فراق تو در سینه داغها
وز داغها براه تو روشن چراغها
بیخانه ها خراب زچشمت چوحالمن
پر خون زلعل نو چو دل من ایاغها
از قصیده
باز در گلشن امیّد گل تازه دمید
باز در باغ امل فصل بهاران آمد
باز یشکفت بهار چمنستان جهان
باز بلبل بهوای کل خندان آمد
وله
آن میمنت که در به شعیان رسیدهاست
ابات آن زأیه قرآن رسیده است
شه میدهد بغیر ترازو زر و گهر
گر جود آفتاب بمیزان رسیده است
۳۸۹ تاریخ تد کرههای فارسی
اصر صفا هانی گفت درشعردوم مصرعه او لبادهٌ کهنه و دیرینهشده بادءجوان
و پیر بغیر ساد معتبر نیست » گفتم سولوی غلی عالم متبحر و شاعر بیبدلست » یقین
میدارم که بفیر سند نبسته باشد » فرمود بغیرسند دلم قرار نمی گیرد چرا که بسیارعلما
وشعرا را دشواریهای شعر در خلل میاندازد , گفتم اگر دل جناب پغیر سند سکون
نپذیرد » سند بادهٌ جوان وپیر از میر معز فقیر پیش میکند :
چه بالك ازآنکه جهان سرد گشت وناخوش شد
که خانه گرم وبفنی خوشست و باده جوان
214
آنکه در پیرانهسر دارد جوانی آرژو
باد؛پیرش زساتی جوان باید گرفت»
دسخنوران چشمدید » ص 0٩4۲-۰4۱
تد کر ء شعر ای قاینات
تألیف ضیاءالدین قایناتی معاصر
یادداشتهاییست از سیشاعر قاینات واستوری د رفهرست شود (,/۳ )٩۲ از آن
نامبرده و مراجعه داده است به فهرست نذیراحمد شماره .م (مجموعة و » ایوانف
تاریخ نسخه .۳ , هق که ازروی دستنویس بوّلف نوشته شده است .
درفهرست م رکزی دانشگاه تهران (ج . , ص ۹4٩ ش ۱۲.) از نسخه
دیگری نشان دادهاند که شامل تراجم سی وهفت شاعر قاینی است.
واین هردو نیمی ازمقالت چهارم کتاب بهارستان است در تاريخ وتراجم رجال
قاینات وقهستان تألیف حاج شیخ ضیاءالدین محمد آیتی قاینی که در ۱۳۷۷ شسی
درطهران بطبع رسیده است و ما دربخش دوم این کتاب بتفصیل ازآن یاد کردهایم .
ند کر؛ شعرای قرن اول بهانی ۸۷ ۳
ند کر شعرای قرن اول بهائی
تألیف نعمةانته ذکائی بیضائیاز سال ۱۳6۲۷۱۱۳۱۱ شمسی
مشتمل برچهار مجلدست در ذ کر احوال و آثار یکصد ف پنجاه شاعر قرن او ل
فرقة بهائی و در حال تحریر نقط جلد اول آن طبع و نشر یافته و جله دوم تحت طبع
است .
مجلداول شامل مقدمهایست درهفتصفحه باتراجم بیست وشش شاعربترتیب
حروف تهجی از آذرمنیر تبریزی تا روحانی رفسنجانی در . پم صفحه که در موس
مطیوعات ملیابری بسال , , بدیع برابرسال جع ,شمسی هجری بصورتپلی کپی
بطبع رسیده و عکس بیشتر ازصاحبانتراجم درآن گراور شدهاست .
مولف درمقدمه جلد اوّل این تذ کره دربار؛مجلدات دپگر چنین نگاشته است:
«ترتیب ذ کر اسامی شعرای بذ کور دزین تذ کره بطریق حروف تهجیوبحرف
اول تخلص آنهاست» و دراین کتاب (جلد اول) ذ کر آنان تا حرف راء آمده است ؛
ولی چون شرح احوال برخی ا زگویند گان هنوز در مرحلُ تحقیق است وتکمیل نشده»
ویعلاوه ممکئست د رخلالطع کتاب با زاشخاصی یافتشوند که تاحالشناخته نشدهآند»
بدپن سبب درمجلدات بعدی هرقدر از حروف ماقبل تکمیل وحاضر شده باشد درابتدا
بذ کور و سپس دنباله آخرین حرف جلد قبل تعقیب خواهدشد» بعبارة اخری هرجند
ازین تد دره از حرف الف شروع و ادایه خواهد یافت .
از شعرای بعاصر که درقید حیانند دوسه نفر درحلد اول بذ کورگرد بدهاند ۰
ولی بطور کلی درنظرست که شعرای معاحبر درجلد آخر مذ کور شوند .. .»
تاریخ نگارش این دیباچه فروردینماه سال ۲ عم , شمسی است » و مولف در
آغاز سخن میگوید که: «تصمیم اینکار یعنی تهیه تذ نرهبی ازدمرای بهائیرادرسال
۳۰ شمسی مطابق سال وم ناریخ بدیم اتخاذ و بلافامله شروع پکار کردم»ولی
چون وارد عمل شدم » و بتحتیق و تتبع پرداختم » انجام مقصودرا کاری بسمشکل
۳۸۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
یافتم» چه اولا دراین زمینه منابعی برایاستفاده دردست نبود» و انیا وسیله وقدرتی
که بتوانم بنقاط مختلفه سفر کرده آثار پرا گنده وسوانح فراموش شده و سر گذشتهای
ازیاد رفتف شعرای بهائی را از منازل دوستان و اذهان معمران استخراج و استنسا خ
کنم نداشتم » ازیندو مهمتر علتی کد بسختی انجام کار میافزود اين بود کهصدمات
ولطمات وتتل وغارتهایی که دردور؛ پنجاه شصتساله اول امر متوجه دوستان الهی
گردیده (وهتوزهم کمابیش ادامه دارد) مجالی برای آنها باقی نگذاشته کد بحفظ
بایملک خود پردازند. و شاعر یا خانواده شاعری را قدرت وفرصت آن نمانده که | گر
آثاری برای آنها بوده بجمآو ری وتدوین آناقدام نها یند» وعلیهذا اغلبآثارپرا گنده
همراه با تحولات تأئرانگیز زمان قهراً ازمیان رفته و نابود گردیده است ؛ با اینوصف
معلوسنت که کار محتق دراین مرحله باچهمشکلاتی روبروست , .. الخ »
فهرست شعرای مجلد اول
- آذرمنیر تبریزی (- ابراهیم معروف به خطاط وملقب به بنیردیوان متوفی
۱۳۱۸ شمسی) ص ۱-ب ؟
۲- آزرد؛ فیروزی مرودشتی (.- آفابز رگ متوفی ۱۳۱٩ شمسی)اص ب- ۱۲ )
م- آزادی تفرشی طهرانی (سیدشکرانته خان روحانی متوفی ۱۳۱ شهسی)اص
۳ج(
ع- ادیب اعری (- موسی متوفی ۱۳۰۷۷ ش) ص م -و ۲)
ه- افروخت قزوینی (- د کتر یونس افروختهستوفی ۰ ۱۳۲ ش) ص ب ۲- و؛
>- اشراقخاوری (- عبدالحمید مشهدی متولد .۸ ۲,شمسی) ص ه دسر و
ب- اشراق قندهاری یزدی (- محمدطاهر متوقی ۱۲۹٩ ش) صم ۳-۹ ؛
م- ادیب بیضائی کاشانی (- علیمحمد متوفی ۱ ۱۳۱ ش) ص ۹۲-۸6 ۱؛
9- بعار رشتی ( میرزا محمدباقر متوفی ۱۳۰۰ ش) ص ۱۹5-۱۳
. - بناییزدی (- استادعلی! کبر مقتول در, ۲ , قمری درقتل عام بهائیان
یزد) ص ۲۱۹-۱۹۰ ؛
ند کرة شعرای قرن اول بهائی ۳۸۹
- بهجت قزوینی(؟) ص ۱۷ ۲۲۲-۲ ۰
۲ ۱- بهجت بمبگی (؟) ص ۲۳ ۲۱۷-۲ ۲)
۳ ,- بینش شیرازی (. عباسعلیمتوفی ٩ ۱۳۲ شمسی) ص + ۲ ۵-۲ ۳ ۲ »
ء ,- ثنا (؟) گن ۳۹ ۳۹-۶۲ #۴
ه ,- جهان کاشانی (- آقا مهدی معروف بهمرشدنساج متوفي ۰ ۱۳۱ شمسی)
حی ۰ ۶ ۳-۲ 6 ۲ »
د ,- حاجی سلیمان خان (مقتول در رو( , قمری) ص ع ه ٩۰-۲ ۲
ب- حکیمشیرازی (-شیخ محمد | براهیممتوفی ۳۱۲ ,شمسی)اص ۱ب ۲-و ب)
,- حمامه کرمانی (-شهربا نومشهورهبه ثربلایی خانمدر گذشته بسال» . ۱۳
قمری) ص . ۷ ۲۷۷-۲ ۰
و ,- حیرت طهرانی (س ابوالحسنبیرزا ثمیخ الرئیسقاجار متوفی ۱۳۳٩ هق)
٩ ۱-۲۱۷۸ ۲۲
, ۲- حیرت قمی (س سیداسدالته متوفی ع ۱۳۰ ش) ص ٩۲ ۲۹۹-۲
۲- جلالی کرمانشاهی (م فرحالته متولد .(, شمسی) ص . . سر .۳
۲ خدیجه کاشیه (؟) ص ب. ۳۱-۳
م + خاوری کاشانی (- سید احمدلسانالاسلام واعظ ستوفی ۱۳۳۳ هق) ص
۵ ۱ ۳-۰۳ ۳۲ »
ء ۷- روحانبة بشرویه بی (ام السلمه مشهوره بهبیبی روحانی در گذشتهبسال
۲ ص ۳۳۲-۲۳
ه ۲- روحانی طهرانی (- سید غ۸امرضا متولد ,۳ , هق درمشهد)اصم۳۳۳-
۳9۰
+ ۲- روحانی راسنجانی (- میرزا علی| کبرمتوفی ۱۳۰۰ شمسی) ص و۳ ۳٩
مجلد درم
این مجلد در آذرماه ۳ , پایانبافته وشاملسی ترجمه است بشرح ذیل؛
۳۹۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
۱ ادیپ طالقا نی (- بیرزا حسن ادیبالعلماء » دیع هق) ص
٩-۱ ۵ >
ب- آ گاهآبادیی (- بدیع الته » متوله و ۳۰ , ق» وزنده در۳۸۳)ص به-۲د»
م- انوار بحمدآبادییزدی (محمد رضایشهید»متوفی ۰ ۱۳۱ هق)اص ون
ایطاء رفسنجانی ( میدعلی ۱۳۸۲-۰۱ ق) ص ۰ب-ع ۹
ه- بهيهُ آبادهیی (- بهیه صفانی ۱۳۲۰۰۱۰ شی) ص ه ۲۰۹ . ۱ ۶
-٩ ثابت رفسنجانی (- محدابراهيم» متوفی ۱۳۳۳ ش) ص ۱۰۹-۱۰۳
بب- حاجبجمد کرادی بعدادی » ص ۰ ۱ ۱۱۳-۱
م- خازن بختیاری (- میرژاجعفر متولد ٩ ۳۱9-۱۲ ق ص ۲۱۳۳-۱۱6
و- درخشان اصفهانی (-سیدصدرالدین متولد,» ۲ , شمسی وزندهدرح۳ ۱۳)
صی ع ۳ ۲.۱ ع ۱ ؛
. ,- درویش صدقعلی » ص ۳ ,-ودع وه
۱ - درويشه رفسنجانی (- فاطمه) ص بع 5-۱ و
۳ ,- روحانلهورقا (متواد ۱ | ق) ص ۰ ۵ 6٩-۱ ۱
۳- روش جهرهی (- محملاحسن » متوژی ۱۳۰۰ شمسی) ص . ٩ ۱۷۳-۱
,- روئق یزدی (- آقاغلی فاضل ٩۰ ۲ مب ق) ص یرنه
ه ,-سلمانی اصفهانی (- محمدعلی . ه ۱۳۳۰-۱۲ قب) ص دم ۰۳-۱ ۲
د ,- سلسپیل بروجردی (- سید عبدالحسین ۱-۱۲۰ ۱۳) ص ع . ۲سب ۲
ب ۱ - سینا سداهی اصفهانی (-سیداسمعیل ود ۲ وم با ق)
۰ زر ۰۲۳۱۰۲۱۸
۸ ۱ - نیر سد هیاصفهانی ِ سید منود ۱۲ ۳ ۷-۱ ۳۲ ۱ ۳
4 ,- شارق بروجني (- میرزامهدی ۱۲۳ مدا ق) ص ۲۹-۲۳۲
, ۲-شهاب تیریزی ( - سید اپوالحسن شیخ الاسلام ۱۳۰۲-۳۰ هم )
حص ۷ ۶ ۲«ع "٩ ۲ 6
۱ - شوریدهُ شیراژی (- میرزامحمد تقی فصیح الملک 6 ۱۳۶۰۷۷ قاص
- بو »(ذکرحاج فصیح الملك شورید ه د را ینکتاب د ورازصوابست-)
-ضیائی آرانی (- میرزانحمدحسن ۱۳۳۷-۱۲۹۲ ق) ص هب ۲۸۱-۳
۲۳ طایر طهرانی (- عصمت ۸۲ ۱۳۲۹-۱۲ ق) ص ۸۲ ۰۷۹-۲
ع ۲ طابر محمدآیادی یزدی (ب محمد حسین ۱۳۵۵-۱۲ ق) ص ٩٩ ۲-
۳۳
م ۲- طاهری رفسنجانی (-عباس متولد, ب.۲, شسی) ص و , ۳۱۹-۳ >
۲-طوبی (د ۱۳۷۸۲-۱۲۹ ق) ص ۳-۳۱۷ ۲ج
ب۲- طیریزدی(- بیبیسکیند متولد ه (٩ , و زنده دربد۳, ق) ص ۶ ۳۲-
4 شک ان دای
۲۸ عراقی گليايگاني ( سیدمهدی .۲ ۱ب ۳۶ وق)اص ۳۶۰۳۳۳
۳ ۵ ۵-۳ ۶ ٩ ۲ب عطاء آبادهیی (- عطاء انتمسراح الحکماء و ۵ ۲ ۱۰-۱ ۳ ۳ ۱ ق)ص ٩
, م- عندلیب لاهیجانی (- علیاشرف ,۳۳۵-۱۳ رق) ص ۳۹-۳۰1 )
,ج- منیر قزوینی (م میرزامنیر ثیبلزاده ٩۱ ۲ ,رورا ص وو-. رک )
, ,ع صفحه ویک مقدیه دردوصفحه باعکس صاحیان تراجم» چاپ پلی کبی
درمژسة بلی مطبوعات امری بسال ۱۳۳ بدیم » بقطع ,»۳ ۲بره ,سانتومترا 1
8 ِ
مجلدسوم نحت طبع ای و نا این تاریخ (برداد بدع۳ ۱ ) مثئشر نشدهاست ۹
نذا کر ة شعر ای کشهیر
تألیف اصلح کشمیری متخلص بهمبرزا در نیمه دوم قرن دوازدهم
تذ کره شمرای عهد اورنگزیب عالمگیر پادشاه است (۹ ۱۰۰ ه) تا
دوران سلطنت ناصرالدین بجبدشاه غازی ( ۱ج , ,-, ور ه) مشتبل برذ کر میصاد
,- ترجم مولف در ذیل تذذکره دمرای معاصر تألیف اتجمن ادبی فرهنگتان ایران-
مسطو رست
۲۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
وپنج نفر با تگری پر تکلف و ساختگی و تراجمی سختصر وفاقد نکات تاریخی .
این تذ کره بامقد به و حواشی و دعلیقات بفید دانشمند ارحمید پیرحسام الا ین
راشدی درعء ب صفحه درآبا نماه» ۱۳ ا زطرفآ کادمی کراچی باتطع وریری بطبع رسیده
ات
درین تذکره غیر ازشعرای کشمیر تراجم سخنرا یال نتاط دیگر هندوستان و
ایرانیان مسافر و مهاجر که بآن سرزمین رسیدهاند یز مسطورست .
تذ کر شعر ای کشمیر
تألیف پیرحسامالدینر اشدی دانشمند معاصر پا کستانی
یکی از تذ کرههای بسیارهقید و بااررش ویستندیت که کمتر نظیرآنرا میتوان
یافت » چه ملف ترجمة هرشاعریرا از تد کرههای خطی وچاپی موجود بترئیب نفدم
و بعین عبارت بدنبال هم نقل کرده و حواشی وتعلیقاتیهم برآن افزوده است .
بخش اول این تتاب که شایل تراجم یکصد و بیست شاعرست بترتیب الفیا
ازازاد کشمبری (محمديقیم ) تا شیدای فتحپوری بامقدمه بهاردو و انگلیسی در و , ه
صفحه درآبانماه ب عج, اطرف اقبا لآ کادی کراچی باقطع وزبری بطبع رسیده است ,
بخش دوم نیزدرذ کر ب هشاعر ازصافی تاغیوری (ص ب , ۶۳-۵ , ,) نشریافت»
وبخش م و ء تحت طبع است .
درین تذ کره غیر از شعرای کشمیر گویند گان نقاط دیگرهم که بآن سرزسین
وفتهآند ید کورند ۹
تذ کرقشعرایبعاصر سًّ
نذا کر شعر ای معاصر
ازانجمن ادبی فرهنگستان ابران در ۱۳۲۸ شمسی
درسال ه ۳۲ , شمسینرهنگستان ایران بادعوت عدهیی از شعرا وادبایمعاصر
یک انجمن ادبی تأسیس کرد مر کب از یک رئیس ومهدبیر و یک خزانهدار» و
عدهبی بنام عضو اصلی و افتخاری » و بند؛ٌ نگارنده که جزو میأت موسس بودمازآغاز
تشکیل انجمن سمت دبیر اول و ریاست دبیرخانه آن انجمنرا داشتم ,
اعضاء اوّلین هیأتوئیسه عبارت بودنداز : مرحوم ملکالشعرایبهار رئیس»
مرحوم میرزا احمدخان اشتری بتخلص به یکتا نایبرئیس اول » مرحوم سید حسن
مشکان طبسی نایب رئیس دوم ؛ احمد گلچین معانی دبیر اول » د کتر حسین خطیبی
دبیر دوم ؛ حبیپ یغمانی دبیر سوم » احمد سوپلی خوافساری خزانهدار,
در ادوار بعد تاپایان کاره سرحوم حسین سمیعی (ادیبالسلطنه) که ریاست
فرهنگستان را داشت» بریاست انجمن نیز انتخاب میشد » و اعضاء هیأت رئیسه بجز
بنده و آفای سهیلی درتغییر بودند .
کار این انجمن یامرگ مرحومادیب السلطنه (متوفی ۳۳۲ ۱ ش) پایانیافت»
و چون تا حال تحریر رئیسی برای فرهنگستان انتخاب نشده است ؛ انجمن ادبی نیز
کهانتخا باتش تالی انتخاباتفرهنگستانست » عملا درحال وقفه و تعطیل است.
از تاریخ فوتبرحوم ادیبالسللنه تابحالدوسه بار دولتهایوقتبا تصویبنامه
کروهی را بعضویت پیوستة فرهنگستان برگزیدهاند , ولی چون تجانس و هماهنگی
در میانشان نبوده انتخاباتی, صورت نگرفتد و اثری بر تصویبنامههای کذائی مترتب
نگردیده است .
درسال. ,۳۳ ش » که آنچمن ادبی فرهنگستان ایران یکصد و پیست
نفر عضو داشت وهمه از شعرای نابدار و ادبا و دانشمندان عالیبقدار کشور وغالباً
از اعضاء تصویینامهیی فرهنگستان بسراتب بهتر و دارای معلوسات بیشتر
۳۹ تاریخ َذ کرههای فارسی
بودند» آفای د کتر عیسی صدیق نایب رئیس فرهنگستان طی یک دعوت عمومی از
انجن خواستارشدند نه تذ کرهبی از آثار و احوال شعرایمعاصر تشور تألیف نمایدتا
برای آقای پروفسور آربری استاد دانشگاه کمبریج بفرستد » زیرا که پرونسور مزبور در
آن تاریخ تصمیم داشت نمونههای منتخب شعر معاصر ایرانرا بزبانانگلیسی ترجمد
و با اصمل آن یکجا بطبع رساند ,
پس از نشر آگهی ووصول عکس وآارواحوال شعرای کشور» عدهیی ازاعضا-
انجمن برأی سخفی انتخاب شدند تا نخه آثار رسیده را بر گزینند و باشرححالهایی که
بقلم صاحبان آنآثارست» تحویل دبیرخانه بدهند تاتنظیم گردد و بصورت تذ کرهیبی
تسلیم آقای د کتر صدیق شود .
کسانیکه احوال وآثارشان درین تد کره سطورست چهل وسهتن هستند بشرح
ذیل که ترجه عالشان بقلم خودشانست :
۱ - اد یبا لسلطنه حسین سیعی متخلص بهعطا ۲ احمد اشتری بتخاص به یکتا!
۳- احمدی بختیاری (عبدالحسین) ع- آزاداصفهانی (سیدعلی نوربخش).
۰ افشاریزدی (د کتربحمود) ۰- آمیر فیروز کوهی (سید کریمامیری)
بٍ- اميرشهیدی (سیدذییح انته مشهدی) م- امیری گلپایگانی (امیرقلیمعظمی)
9- آورنگ (عبدالحسین) , - باستانی پاریزی (محمد ابراهیم)
۱ - بها ر(ملکالشعرا) - پارسای تویسر کانی (عبدالرحمن)
۳ ,- پری (پروین دولتآبادی) ء - پژمان بختیاری (حسین)
» ,- دانش مشهدی (محمدبزرکنیا) ب ,-ذ کائی آرانی (نعمةانته بیضائی)
يب ,- رجوي دیلمکانی ( کاظم) ۸ ۱- رسا (د کتر قاسم)
۰1۹ رشید پاسمی کرمانشا هی (غلامرضا) , ۲- رهیمعیری (محمد حسن)
ب :- ریحان تهرانی ( یحیسمیعیان) ۳ - ماس تهرانی (حسنسمیعی)
و- اگرچه اين تذ کره بترتیب حروفتهجی تنظظیم یانته است ولی چون مرحوم سمیعی
رئیس وسرحوم اشتری نایب رئیساول بودند؛ احتراماً ناسشان درآغا زکتابآورده شد .
تد کر شعرای معار ۳۰
۳ - سهیلی خوانساری (احمد) ء «- شعله (اسمعیل آشتیانی)
ه ۲- شهری (عباس شهرستانکی) ٩ ۲- صبا (علیرضا)
ي ب- عنقا (محمد) م ۲ فرات یزدی (عباس)
و ۲- فرخ خراسانی (سید محمود) .۳ فرهاد (علی اشتری)
وت قلزمیزدی (سیدمهدی ملکحجازی) ۰۳7 کورش (مید هادی حانری)
«م- گلچین (احمد گلچین معاني) ۰ عم گلشنآزادی (علی! کبر تربتی)
۳۵- بژید ثابتی (سیدعلی) ۳۰- میم ارد ثانی (علی صدارت)
ببس ثصرت (عبدالحسین منشیباشی) مم ظام وفایآرانی
و« نورانی وصال (عبدالوهاب) . ع- نویدسشهدی (|بوالقاسمحبیب اللهی)
,ء- وحیدی کرمانشاهی (محمد علی علامه)
۲ وس هاشمی کرمانی (مبیدمحمد) ۳- هشیار دردستانی (علینقی)
ازین تذ کره چهارنسخه باماشین تحریر تهیه کردم ؛ یکنسخه برای پروفسور
آربری فرستاده شد» سخة دوم دردفترانجمن مضبوطهت» نسخه سوم بدانشمند معاصر
آقای سیدمحمد محیظ طباطبائی داده شد که درآنتاریخ بعنوان وابستة فرهنگی ایران
عازم هندوستان بودند» ونسخة چهارم دردست نگارنده است , وتااین تاریخ اضافات
والحاقاتی پیدا کرده است .
اخیافات عبارتست ازاشعاری نغز که بخط بعضی ازشعرای معاصرداشتم وضميمة
اشعارشان کردم» و ملحقات عبارتست از تراجم بعضی ازشمرای سشهو رکهیا خودشان
درارسال آثارشان بدفتر انجمن غفلت کردهبودند و یا انتخا بکنند گان بغرضناسشان
را ازقلم انداخته بودند » و ازآنجملهاند : عبدالحسین آیتییزدی » ابوالقاسم حالت ؛
سید عبدالکریم غیرت کرسانشاهی » سیدعلی مزارعي » محمد علی ناصح ء محمد باقر
الفت ,
وابا سرنوشت نسخه پروفسورآربری آنشد که بعضی از ادبای بعاصر از دست
نوسرابان که تصداً یا اتفاقاً بهلندن رفتند» راه آربری را زدند و او را واداشتند که از
۳۹۹ تاریخ ذ کرههای فارسی
اشعار بهمل وسرایان بعنوان شعر معاصر ایران انتخاب و ترجمه کند » و همین کار
راهم کرد .
نمونه" تراجم :
ذ کائی بیضائی: اسمنممةانته» نام خانوادگی بیضائی» تخلصشعریذ کائی؛
تاریخ تولد سال (م ( , شمسی درآران کاشان «ایران» فرزند میرزاحمدرضا متخلص
به ابنروح » و او فرزند بلا محمدآرانی «تخلص بهروحالامین است » بعد از طی دورة
متوسطه » آموزشگاه عالی قضبائی رانیز گذراندهام » نهسال معلمی کرده و ایتک هجده
سالست در وزارت داد گستری « ادارةُ کل ثبت » مشغول خدمت میباشم » ذ کائی
بیضانی ۱۳۲۸/۳/۱٩ ۰
غزل
بران سرم که دل از اهل ناز گیرم باز
ببای جهد درآیم بکوی اهل نیاز
زراز پوش ربایی علاقه برگیرم
شوم بمیکده جویم نشان صاحب راز
رخ نیاز بنازم که دل کند روشن
بمکس آنکه همه تیرگی فزاید ناز
پنزد غیر چرا جبهه بینهد بزمین
برد کسی که بدرگاه بینیاز نماز
غم فراز و نشیبت مباد ای سالک
که رهروان هراسند از نشیب و فراز
...ور وصل بگر جان و دل برافروزی
بسال شمع یبزم غمش بسوز و بساز
ترا بعهد و ونا خواندهاند و می نکنی
مگر بگوش تو دلکش نیامد این آواز
تذکرءٌ شعرای معاصر اصفهان
ببود چو آز و طمع دشمن مناعت سو
چرا نمینهی ایدوست پای برسر آز
بسی معانی نا گفته سانده است هنوز
بسمی باش ذکائی که یابی آثرا باز
(ص هم)
تألیف سید مصلحالدین مهدوی (معاصر)
شامل شرح حال و نمونة اشعار دم عٍ تن از شمرای اصفهان و توابع آنست با
عکس گراوری ايشان که دراصفهان روی ناغذ کاهی چاپ سربی بسیار بدی خورده
و از اتشارات کتابفروشی تایید ات در ۶ ۱۳۳ شمسی بقطع ۸/۰ ۱۰۱۰۸۳ مسا نتیمتر
دز مر ه فیح 5
از آنجا که بلف بکمیّت توجه داشته کتاب او از کیفیت عاریست و شعرای
ارزنده در آن معدودی بیش نیستند ,
.۰ ۶ هه ۰
ند کر ة شعر ای معاصر ایر ان
تألیف سید عبدالحمید خلخالی
جلد اول در ترجمه هم شاعر » چاپ طهران در ۳۳۳ , شمسی » سربی ۰۲ ؟
صفحه » ناش رکتابخانة طهوری » قطع ء رز ۱۱۷/۳۲ ۰
جلد دوم در ترجمً مي شاعر » چاپ طهران در پ۳۳, سریی ۱۳ ع صفحه »
ناشر همان موبسبه » و بهمان قطع ۲
۳۹۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
درهردو مجاد عکس صاحبان تراجم نیز گراورشده است و جاد اول آن بر جند
دوم رححان دارد چه حلد اول آزادانه تألیف شده است و حلد دوم در تحت فشار
ارباب توقع .
نشریه کلوپ ادبی هرات ؛ جاب هرات در ۰ ۱۳۳ شمسی ؛ رقعی» ۱۳ص ۰
رلك ۰ «فهرست مشاره
دربقدبهة تد کر معاصرین سخنور (صفحة د) چاپ .»۳, شسی کابل نیز
مسطورست که ۱ «ثباغلی غواص بنام شعرای بعار هرات بجموعهبی ندوین کرده
است که دربطیعة هرات طبع شبد» م
نگارنده این تذ کره ۴۳ بدست نیاورده واز کم و کیف آن بیخرست ,
تذ کر قالشعر ءالمعاصر ین
لیف ضیاءالدین الخسینی المرعشی متخلص بهسید
بشتمل بر تراجم شعرای معاصر بولف و بترئیب حروف تهچی است .
این ند کره درهندوستان پسال ۱۳۹۹ هق با ذیلی که سید عبدالفتام پسر
بولفبران افزوده است > دریکك مجلد بطبع زسیده انتتان
درل : فهرست مشار والدریعه ۳۷
نگارنده این تد کره را ندیده است .
ند شعرای پزد ۳۹۹
تأثیف میرزامهدی یزدی در قرن ۱۳
دیوانییگی درحد یقهالسشُعراء بنقفل از ند کره میکده تالیف وایق یزدی ترحمه
مژلفرا چنین آورده است ۰
«سهدی یزدی پدرش میرزامحمد اشرف عامری معاصر با آذرست و حالتش در
آتشکده مد تور » اما خودش تخلص پاسم میکر ده وتمام عمررا دریزد مشغولاشای
حکام؛ وبکفاره این کار بیستر اشعارش درمدایح اه اطهار و مرائی فرهالمین حیدر
کرار بوده » وامق نوشیته است به شعر بسیار گفته ولی ازدادن اشعارخود کمالانکار
ات با بءد ار رحلتش درجتد عزوی دنه بعنوان ند ره شعرانوشته و روز کارفرمت
اتمامش نداده این رباعی را بنام خود دوثیته بود: رحات آورا وامق ننوشته است :
رباعی
ای بر سرت از لعمرك وطه تاج کونین بخاك استائت. محتاح
ومف تو نهحد,هدیآمد کهبود یکشمه زاوصاف کمالت معراح»
تذ کر شعر ای یز
تألیف آقای عباس فتوحی یزدی در ۱۳۴۷ ش
این تذ کره پایان نام سال تحصیلی ۳۳-۳ رش دانشکد؛ علوم معقول و
منقولست » و مشتملست بر هفت دوره و هردورهیی دارای یک مقدمة تاربخی بشرح
ذیل :
- شعرای دور مغول: مجدالدین همگر » سلطان اپویزید» امیرشیخ ابواسحق»
شاءشجاع , حلال عضد یزدی » معین آلدین یزدی .
ی تاریخ تذ کرههای فارسی
م- از جلوس تیمور تا استقرار صفویه : شرفالدین علییزدی » آزاد منطقی .
از استقرار صفویه تا جلوس نادر : غواصی » شرفالدین علی بافقی» شیخی»
کاسب : وحشیبافقی » مذاقی» الفتی » باقری » نقشبندی» فائز » زمانی» علی» شوقی»
شرقی » سالک » سراحالدین» کسوتی » کامی» وقاری» عشرتی » اجری » میرزاعبدنته؛
اختری » درویشحیدر » عرشی » همام » معینا » میرعبدالته » سعیدا» بومن » ادانی »
معزالدین نا . ربزی » ناخدا » مدامی » شمسی » تابعی » حاج عبدالفالب ؛
میرمحهدباقر » آدهنی » راب ندانی » نوری» ذبیحی » بیرزاهادی ایرفونی » کفری»
بیرعیسی » رونقی» لقا ؛ راهب» فسونی» عزلتی» صوتی» خالص» حسین زیانی» حسین»
ببصاحب ؛ هاشمی .
ء- عصر افمٌاریه آزحلوس نادز تاروی کارآمدت کریمخان زند : نجدی»رفیعا»
ایزدی » عرفان .
م- عصر زندیه از استقرار کریمخان تا جلوس آغا محمدخان قاجار : زز کش ؛
رامی » بیرحزینی ؛ بحمد طاهر نصرآبادی ؛ ملا الهی .
ب- دور قاجار از استقرار آغامحمدخان قاجار تاجلوس رضاشاه پهلوی : طراز »
حبیب مسکر » صفائی » شعری » مدرس » مدرس بزر گد» قضائی» وامق» طربنایینی»
حیرال» جیحون» حاحمیرزاسید علیمدرس» سیدمجمد بدرس » حاجمیرزامسنبدرسی»
حاج میرزا سید مرتضی بدرس » خاموش » حجاب » محرم » جلال » یغماء ام هانی »
مدرسی » خالص » اشتری » بیدل » وفائی» شیدا » رموزی » شوکت » آگهی » تمنا »
بثاء » قتیل .
,- دورٌپهلوی ازجلوس رنباشاه تاعصرحاضر : عاشق» قدسی» ذوقی» رضوانی»
سیحون » بهجور » اقبال » طایری » صدرائی » سلطانمدرس »؛ گلشن » افصح الملک »
مضطر » شکوهی » قوابي » فرخی » واصل » نسرین» آیتی .
م- شعرای عصر حاضر : مدرس » ثابغة مدرس » د کتر ریاضی » سیم » قلزم؛
ناصر » فرساد » د کتر افشاره یغمابی» عطار » فرات » اشتری » د کتر اسلامی » ثابتی »
تذ کرة شعرای پزد ۳۰۱
شا کری» عرب مقری » بهروز » عسکری کامران » نواب رضوی ؛ د کتر رادفر» مضطر
زاده ؛ لطفی ء د کتر جلالیان » د کتر پالكنژاد , د کتر مدرسی .
مولف به تذ کرههای رایج و کتب رجال و بعضی از دواوین خطی و چابی
صاحبان تراجم مراجعه کرده است ,
درمقدمه بینویسد: «ایتکك درین رساله ازشرححال وآثارشعرائی سخنمیگویيم
"که شایه بعضی از آنها بسالمان دراز در بت خاموشی جای گرفتهاند ؛ گرچه در شعر
وشاعری سقامی رفیع دارند » لیکن نام ونشانی ازایشان در تذ کرهها بندرت یا اصلا"
بمیان نیامده است » واین سبب شد هکه بسیاری از اشخاص از زند گانی و اشعار این
شاعرانبی اطلاع باشتد» پیخبر ازآنکه در کنا ر کویرلوت مر کزی که قهرطبیعت غالب
مواهب را ازسا کنین آن حدود امساكك نمودهء گاه وبیگاه چه گلهای معطر وجانفزابی
بوجود آورده است , که مشام دل صاحبدلان از بوی دلاویز آثار در ربارشان معطر
میگردد : یا بطور واضح درهمان اطراف کویر رعبانگیزی که حتی ذ کر نامش لرزه
براندام جهانگردان میافگند » گلهابی چون وحشی بافتی » طراز » قضائی » یغمای
جندقی ... بوجود آمده که قرنها پیش ازین رایحهُ جانبخش آار آنها موجب رونق
گلستان ادب فارسی و زیورآرای گلشن ادبیات این سرزمین بوده ومیباشد» ,
و درباب روش کار خود میگوید : «چنانکه گفته شد ازشرح احوال و زند گی
شاعران یزدی کتابی نوشته نشده, وتذ کرهنویسان نام بسیاری ازآنهارا ازیادبردهاند»
ومطلبی ننوشته وسکوت کردهاند» تاچارنگارنده برای روشن نمودن زند گانیآنان بدقت
بتفحص و تجسس پرداخت ...» رجوع شود بتذ کرههای یزد در همین کتاب .
«ازاین گذشته برای اينکه خوانند گان گرامی هنگام سطالعه بسهولت دریابند
که هر شاعری درچه عصر وزمافی میزیسته » تذ کر سزبور وا از پیدایش اولینشاعر
که نگارنده دریافته الی عصر حاضر بدورههایی تقسیم نموده وهردوره را در تحت
فرما نروایی سلسله سلاطینی که شاعر معاصر با آنها بوده» دسته بندی کردهاست» .
,- اطلاعات سربوط باین تذ کرهرا ازلطف جناب د کتر وزیریدارم که ضمن یادداشتی
ازیزدفرهتاده بودند» وبهمنجهت ازایشان کمال تشکر وامتنان دارم .
باتش شچ٩ شش شش «.«(حسى۰سِ
تد کرة شمسالتو اریخ
از شیخ اسدالّبن محمود گلپایگانی »ایزدگشسب متخلص بهشمس
در ۱۳۳۱ ه ق
مختصریست درتاریخ علهاوفتهاوحکما وعرفاوشعرای اسلامیه خصوصاثناعشربه
مشتمل برچهار رکن ویک خاتمه بشرح ذیل :
رکن اول - درحالات سلسلة نتهای عظام (ص ۱-۳ ۲)
رکن دوم - در حالات ملسله حکما ( ۱ ۲-عم)
رکن سوم - درحالات ساسلة عرفا ( ۹-4 ه)
رکن چهارم - درحالات سلسلة شعرای عجم ( مسرع) این رکن مشٌتملست
برتراجم پنجاه شاعر بترتیب تاریخی از رود لی تا روشن .
خاتمه - در ترجمه نگارنده و ترحمه بعضی که نگارنده آنها را بلاقات نمودهاز
حکما ونقهای عظام و دوستان والاقام تاا کنون که گاه نگارش این نامه است (ربیع-
الاول ۳۳۱ هق) درقید حیاتند وذ در بعضی یلدان وشرح آنها وبعضی امورمتفرقه
(ص ۰۱۲۷-۸۶
چاپ سگی » خط نستعلیی دربب ر صفحه » قطع بر بد , » محلطبعاصفهان
درسال ع ۳6 , بکوشش پسرش تجدید طبم شد .
ترجمه مولف : اقتباس ازهمین کتاب :
وی بسالم . , قدرگلپایگان ولادت يافته, از »تام ,سالگی درموطن خود
بتحصیل اد بیتوفته واصول پرداخته؛ آنگاهسفریبه اصفهان کرده» بعدازمد تیقلیل بوطن
مألوفباز گشته»سپس ازآنجابه نجف اشرفشتافته»,ویتحصیل عاوموننون پردا خته, ازصرف
ونحو ومعانی وبیانومنطق وحکمترفته واصول وبءضی فنوندیگر حظی یافته: پساز
سهمسال توقف به گلپا یگانبا زگشته؛ ازآنجا به اصذهانرفته ویکسال دیگر بتحصیل عاوم
تذ کر شهاب (منظوم) ۳۰.۳
اشتغالورزیده» بعدأبهطهرانوغراسان سف رکرده» پسسازدوسال توقفد رخراسانبهطهران
باز گشته» و هشت ماه درآنجا اقامت گزیده, آنگاه به گلیایگان واز آنسامان بهاصفهان
رفته» ودرآنشهر رل اقامتانگنده تأهلاختیا رکرده و کتبی چند تألیف وتصنیفنموده
که ازآنجمله است : مظاهرالانوار دراصول عقائد » گلزار اسرار درسختصریازمهارف»
حیوةا لا نسانفی تسبیح الاعیان» سعاد اتالنجفید فیشرح العدیله ؛ بساطالعشق والمحبة »
دیوان النبویه فیاسرار السل وکیه » رشحاتالاسرار درشرح بعضی احادیث مشکله »
مصابیح العقول » طرائفالحکم » قبسات الاسرار » منظومه لوامعالانوار » تحفةالسفر »
وفات او در پنجم ج , سال و هق دراصفهان واقع شده است:
تکملةٌ اين ترجمه ونمونة آثارمنظوم او در ذیل «نامة سخنوران» خواهدآمد .
تذ کر شهاب (منظوم)
از میرزاعبداله شهاب ترشیزی دراوایل قرن سیز دهم
وی درمقدیه دیوان خود ازچند بثنوی نام برده که ازآنجمله است : تذ کرة -
الشعراء ولی در نسخه های بوهود دیوان او ۰ آستان قدس ۳۳ و ۶ 6 مجلس 6 ۰ ۰ ۱
ازحمله همین تد کرةالشعرا نوشته نشده است وچون وی درملازمت نهمورشاه درانی
بسر میبرده » احتمال میرود که کلیات اشعارش در اففانستان موجود باشد ,
شهاب ترشیزی متولد بو , ۱ درهج وگفتن دستیبسزا وقدرتی عجیب داشته و ۰
راوی گروسی تاریخ فوتش را ه , م , و کلیات اشعارش را مشتمل بربیست هزار یت
نوشته است » ولی نسخه های موجود درایران که از طریقی خراسان بدستآمده بینسه
تا دههزار پیت است ,
۳۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
مثنویهایشهاب کهد ردقدیه دیوان خود (نسخه های مجلس» مر کزی» فرخ)
از آنها نامبرده بدینشرحست : ,- خسرووشیرین *- یوسفوزلیخا س- بهرامنامه
ع تذ کرةالشعرا م- عقد گهر (درنجوم) ه- مرادنامه (در ذ کر وفایم علیمرادخان
زند ) .
و از آثار منثور او تذ کرةالوزرا و تاریخ مجدول است .
دبوانش مر کبست از قصیدهوغزل وقطعه ورباعی که بیشترآنها درهجواشخاص
گفته شده و ارآنجمله است -
جمعه با زوج خود گفت شبی . که مرا برتوزآدینه شکیست
مت
زبهر تاختن دروادی هجو سمند طبع را چون رام کردم
ترا خرخواندم و گشتم پشیمان که آن بیچارهرا بدنام تردم
4
مهردار و دوات داراللکگ بسکه دائم رسوم میچویند
کربرایشان نسیسلام کند و علیکك الرسوم میگویند
توت
پیغمبر ماداده زدجال نشانها نااست بیچاره در اضلال نباشد
آینمهدی یکچشم کهآبدزصفاهان ای خلق بهبیتید که دجال نباشد
برایترجمة احوال وملاحظة آثاروی رلك: تذ کرههای عصری بخصوص مجمع-
الفصعا ( ۰۳/۷ +) و آزهمه مفصلتر ارسغان سال سیزدهم » علسله مقالاتی بقلم بهار
خراسانی ومحیط طباطبائی .
دو پسر شهاب میرزا مرتضی محجوب و بیرزا اعتیار شهابی نیز شاعر بودهاند
وذ ترشان درمجمع الفصحاآمده ومیرزا اختیار صاحب نذ کر حديقة المدایح اس تکه
ذ کرش خواهد آمد,
5 ند کرشهاب (منخلوم) ۳۰
شهاب در قطعه ذیل از مثنویات خود » ازجمله تذ کرةالشعراه ثام بردهاست:
مثذویاتی که من آوردهام در سلک نظم
هم بترئیب اینچنین دفتر بدفتر گفتهام
اولین بهرامنامهاست آنکه درسدای فکر
پیشتر از جملگی اشعار دیگر گفتهام
بعداز آن بوسفزلیخا کز طریق اختصار
درسه ماه بر توالی پلکه کمتر گفتهام
ازپس آن خسرو وشیرین کهدربحرخفیف
بر طریق داستان هفت پیکر گفتهام
بعداز آن عقد کهر درسلک نظم آوردهام
وندرانمد خلسخن ازچرخ واخت رکفتهام
بعد از آن [بیاض] از شاهان زند
هم بایر آن بلوك ملک پرور گفتهام
در د گر دفتر بیابی" شاعران نابدار
کاندران ایام" بر تقلید آذر گنتهام
قص حاجی رحیم و نقل بلحدناسه را
گر بهبینی در هجا اژجمله بهتر گفتهام
منقول ازدیوان شهاب ترشیزی نسخة شمارهٌ (0۳:) کنابخانة آستان قدس رفوی
و
تذ کر شهری (منظوم))
تألیف عباس شهری شاعرمشهور معاصر
شامل تراجم سی ونه نن ازشعرای مشهورومعروفی معاصرست که راعتقاد یصنف
۱- اصل : بیانی » نصحیح تیاسیست. ۲ اصل: همبرآن ایام» تصحیح تیاسیست .
۰ ۲۳۳ تاریخ ند کرههای فارسی
شاعران واقعی زمان ما محسوب میشوند . ووی درین منظومه تراجم را بدون تعارف
وتکلف وغالی ازهرگونه مجابله ومداهنه بدظمشیوا بیان کرده است .
این تذ کر منظوم تاحال تحربر بدوهزار وهندهبیت بالغ گردیده ومجموع آن
درمدت بیست وسهسال بتد ویج سروده شده است .
مقدمذ این کتاب مشتهلست برحمد باریتعالی ونعت نبی وسنقبت ولی و بیان
وضم بی سامان سخن در دوران ما و انتقاد از شعر نو شامل دوازده حکایت بر سبیل
تمثیل که بدین بیت آغاز میشود ۰
«رهي بگذار پارب پیش پایم که از هر ره روم سویتو آیم»
ند کر صدر اعظمی پا قدسی
تألیف میرزانقیخان دانش تفرشی هستذار اعظم در ۱۳۱۵ هق
شامل تراجم شعرائیست که میرزاعلی اصفرخان اتابکرا مدح گفته اند» عبرت
نایینی درتد کر مدینةالادب (ح , ص م و) ذیلنامامیریفراهانی «ادیب الممالک»
نوشته است که : «میرزا تقی خان دانش در تذ کر قدسی که ستایشگران میرزا علی
اصفرخان اتابک را ترجمت حال و اشعار برنگاشته شرححال وی را چنین مینگارد» و
اينکه نام کتاب را تَذ کرهقدسی نوشتهازینجهتست کهمیرزاعل ی اصغرخان درشمر قدسی
تخلص میکرده ولی خود مولف در ترجمحال خویش ضمن آثاری که برشمرده است
مینویسد : «دیگر تذ کر مدراعظمی در ترجمه و اشعار فضلا وشعرای معاصر» .
رك : مدینةالادب » ج ۱ ص ۲۱۰۱۲
ترجمه مژلف :
ترجمةُ دانش نخبتینبار پتلم خود او در سال دهم مجلة ارمغان انتشار
یائت وعبرت ناییتی همان را درمدینةالادب (ج .ص ب (. ,) درذیل دانش تهرانی
شیاه لشکر نقل کرده است » در تذ کرههای عصری وىقدمه دیوانش نیز که ازطرف
تذ کر صدراعظمی یا قدسی كِ
دانشگاه تهران طبع و نشر یافته شرح حالش مندرجست » سرحوم رشید یاسمی
مینویس .
«دانش - تقی دانش که لقب ضیاء لشکر ومستشار اعظم داشته » پسر مرحوم
میرزاحسین وزیر تفرشی است» ودرحدود سال رم( , دق درتفرش تولد یافته است »
سالها درخدمت میرزا یوسف مستوفیالممالک صدراعظم وظل الساطان وناصرالملک و
میرزا علیاصغرخان اتایک سمت دبیری داشته و در ه ,مج , دق ند کرةٌ صدراعظمی
را در شرححال شعرای معاصر اتابک نوشته است .
بعد از شروع مشروطه در عدلیه و دفتر ایالتی فارس بخدمات دولتی اشتغال
ورزیده است ,
دانش در و ,۳ , ها ق کتابی درصورت فکاهت طبع کرده که مشهور بهدیوان
حکیم سوری است » دیگر از آثار او مثنوی نوشین روان در ذ کر سلطنت انوشیروان و
فردوس برین بطرز گلستان و مثنوی جنت عدن بشیوة بوستان و تذ کر خوشنویسان
خطوط هفتگانه (- نون والقلم درسه مجاد) و کتابی درعلم بدیع فارسی و بحر محیط
در دوازده جلد حاوی مباحث اخلاق و اخبار و غیره است » دیوانش در حریق رشت
طعمه آتش شد (قسمتی از دیوانش) | کنون درطهران بفراهم آوردن دیوان دیگر از
روی محفوظات ویادداشتهای خود مشغولست» .
«ادپیات معاصر » ص ۸ 1»
ونیرازجمله آثار اوست: تذ کرهآش کشکیان که درهمین کتاب ذ کرش گذشت»
ولثالی شاهوار و بثنوی ! کسیر اعظم در چهار مجلّد و بحیره وابثال فارسی و وجوه
تسامی » ونیز دیوان حکیم سوری او دراواخرعمرش با اضافاتی تجدید طبع شد ولی
هیچیک از آن اشعار اضافی بپایة اشعار نخستین نمیرسد .
دانش در اواخر اپام حیات نابینا شده بود و در اسفندساه سال + ۳۲ , شمسي
برابر باسال پم , هجری قمری درطهران بدرود زندگی گفت .
نگارنده بسال ۳۱ شسی که د رکار تألیف کتاب گلزار سعانی بودم با وی
۳۰۸ ایغ ۷ نانیشن. ۱
آشنا شدم فصیحی تندخوی و وقیح ولی خیلی با ذوق یود » خانهاش مملو از اشیاء
نفیس وآثارعتیق بود» چندین قفس ازپرند گان هوشخوان داشت» یکهاطاقراا ختصاص
بهچندصد قناری داده بود» ویک اطاقرا بظروف چیتی » کتب خطی ی نت0
زیاد دا۸ شت» آنجه چاپی بود پیش از وفات بفروش رسید وقسمت عمده لت کتب خطی و
برقعاث پس آزشر کن بلسست آقایمحمدوجدانی سردفتر اسناد رسمیافتاد » وویبهیکی
از دوستان بنده فروعت و او بدیگران . ووی در جوانی خحط نستعلیق را در کمال
استادی مینوشت و بنده یکت قصیده ازوی که در ستایش بیرزا علی اصغرخان اتابک
کنته و بخط خود نوشته بود دردست کسی دیدم که براستی خوش وزیبانوشته بود.
اوراست :
ابیاتذیل از قصیدها یست کهدرزبان حیاتش شهرتي داشت ود رغایتاستادی
کفته است
ای برغ جهان بزیر پر کرده
ای اختر چرخ کرد اختر سای
همدوش درفش کاویان کشتد
و آن داور چا کر آفریدون را
ای افسر پر فروغ جمشیدی
گوهر ببهایملکث هفت اقلیم
برتر زسپهر » جایگه جسته
ای آخته یال م رکب خسرو
هم پویه بصرصر وزان گشته
هم تک بتکاور قضا رفته
در پهن فضای ساحت گیتی
ره را همه با سهیل پیموده
سر از برنه سپهر بر کرده
پیوند بنصرت و ظار کرده
ده آلگ هزار بی مقر کرده
بر مسند ملک مستتر کرده
آویز؛ خود درو گهر کرده
آذین تن و طراز بر کرده
اف هاه دادن رده
از برق شتاب تیزتر کرده
کوه و در ودشت پیسپر کرده
همراهسی م و کب قدر کرده
زاندیشه گذار پیشتر کرده
پرواز بقله و کسر کرده
ند کر صد راعظمی ۳ دسی
کوییده چهار سم" خارا کوب
ای قبة خ رکه فرا رنته
ای نوبتیان درگه عالی
ای تیغ فرو برفته در بغفر
ای تیر زخاوران کشوده پر
وان ماهی و گاو را خب رکرده
جا بر سررقبهُ قسر کرده
گوشفلک ازخروش کر کرده
وزداتة زره گذر کرده
اینیزه کشان سو کبنصور بر نیزه سران خصم بر کرده
دشتی نی خشک بارور کرده
مرحوم مستشار اعظم هزار و پانصد فطعه عکس از مشاهیر زان خود فراهم
آورده و قاب کرده بر در و دیوار سرای خود نصب رده بود » و پس از فوتش آن
عکسهای قیمتی را ورئهاش میخواستند بفروننند » کسی خریدار نبود و بنده نگارنده
بمرحوم احمد دهقان مدیر یجلة تهرانمصور اطلاع دادم و او را برانگیختم تا آن
کلکسیون نفیس را بمبلغ دههزار ریال برای آرشیو تهران سمصور خریداری کرد » با
آنکه بهای شيشههای آن راهم نداد ولی درآن تاریخ کسی بهبیش ازینمیلغ خریدار
نبود » دیوانش درساسلة انتشارات دانشگاه تهران بطبع رسید ,
ورمیوه 45 عدوی رلک
کر ؛ طبیعت
تألبف شبخ سیفالدین محمد طبیعت اکبرآبادی درنیمه" اول قرف دوازدهم
بهگوانداس:در تذ کر خود نوشته است که: «اصلش ازاعیان مشایخ الورمن
توابع | کبرآبادست» تحصیل علم بتداولهاز عبدالجلیل بلگرامی ودیگر لضلاینامی
نموده » صاحب فضل وکمال گشت » تذ کرةالاولیاء و تذ کرة الشعرانی نیز تألیف
کرده » درسنة یکهزار ویکصد وچهل وهفت درالهآباد با مولف ریاضالشعراه محبت
داشته» ,
سفیة هندی » ص ۲۸ ۱»
۳1۰ تاریخ تد کرههای فارسی
افتخار دولتآبادی تاریخ فوت طبیعت را شانزد هم محرم سنه خمس وخمسین
ومأته و الف (هه , ,) ثبت کرده است. رثك : تذ کر بینظیر »ص دم .
ازوست :
چو تالك از سبزپوشیهای خود فکر دغل دارم
لباس صالحان و شیشه می در بغل دارم
نیز رل : شمع انجمن » ص بیج و تذ کر حسینی » ص 9٩ 1[ ۰-۰ ۰ ۲ ۰
تذاکر ة طلعت
اثر بانو طلعت عنقا «اعنماد مقدم؛ در ۱۳۳۹ ه ش
شاسل یک مقدنه و ذ کر یکصد وهفتاد و چهارشاعر که بعضی از آنها دارای
تراجمی مختصر هستند و برخی دیگر و بلکه بیشتر بدون ترجمه مذ کورند » از میرزا
نصراته آبانی تا همایون خوائساری ,
در تراجم این کتاب هبچخونه دقتی نشده و حتی اشعار مشهور را هم صاحب
تألیف بغاط ضبط کرده است .
ترجمه عرفی همه چیزش غلط است ؛ اولا" او را سید نوشته و خطاست ؛ انیا
مثنوی مجمعالابکار او را که در برابر سخزنالاسرار گنته شده » بر وزن خسرو شیرین
نوشته و ازهمه عجیبتر اينکه مینویسد :
. بقرار مسموع که تاحدیهم مقرون بحقیقتاست» مدفنش دردارالمومنین
طالقان قزوین درناحیه کر کبود میباشد» .
همه میدانند که عرفی بسال و وه در هند ونات یافته و پس ازسی سال
استخوانهای او را به نجف پردهاند و رونق همدانی درینباب قطعهیی گفته که خیلی
مشهورست و بت آخر آن که شامل باده تاریخ ات ایشست ؛
ند کرة طلعت ۳
رقم زد از پی تاریخ رونتی کلکم
« یکاوش مژه از گور تا نجف آمد»
کافی ظفر همدانی شاعر ععد ملکشاهسلجوقیرا نوشته اس که: «ا زگویند گان
اخیر وصاحب طبعی دلپذیر است» (ص ۰ ۲).
وشعر مشهور ذوقی اردستانی را که میگوید: «نه شکوفه بی نهبر گی نه ثمر نه
سایه دارم» چنین آورده است ۰
نه شکوفهام ند برگم نه ثمرئهسایه دارم
همه حیرنم کهدهتان بچه کار کشتمارا
(ص ۲)
تاریخ وفات خواجه شهابالدین عبدانته مروارید متخلص به «بیانی» را که
تهصد و بیست و دو هجریست ؛ بين ۰.۳۲ , و برع . , نوشته است .
(ص ٩ ۲)
همچنین است تاریخ وفات بلا جلال دوانی .رو بجای نهصد و هشت .
(ص ۰۹(
و تاریخ وفات ذوقی تونی هبو بجای نهصد وهفتاد وند .
(ص ۸۲)
چند بیت از یک غزل معروف صائب تبریزی را داخل غزل امامتلیخانغارت
کرده است. .
(ص )۱٩۳
این کتاب در ٩۳ ۲ صفحه بقطع و ۲ ۱۷ بسال ۱,۳۳۰ هش در چاپخاند
۳۱۳ تاریخ ند کرههای فارسی
تذکرءٌ طوفی
تألییف طرفی تبریزی درنیمه دوم قرن دهم هجری
تذ کر عصری است و ذ کرش در خلاصةالاشعار در ضمن ترحمه مولف چنین
آنده است ؛
«سولانا طوفی ازجمله شعرای بر گزید؛ تبریز است» ودرشاعری طبعشد رکمال
بلندی و انگیز» عاشق پیش مقررست ؛ و در شعر شناسی ازامثال و اقران بهتر» درطرز
غزل تتبع مولانا ضمیری صفاهانی میکند» ودر لباس اهل تقوی وصلاحسلومینماید»
از اوایل ایام شباب الی یومتا هذا بتحصیل فن شعر و تتبع اشعار استادان مشغولی
نمود » و بجد تهام وسعی بالا کلام قصبالسبق از امثال و اقران درربود » چنانچه
ازشما ثم طبعسلیمش مشام جان عاشتان بعطرست» وازنسيم مشکین شعارذ هنمسقیمش
دماغ عارقان معنیر » اپیات شاعرانه آبدار واشعار عاشقانة هموار بسیاردارد» وهمواره
حزلیات رنگین وقصاید متين برلوح بیان مینگارد» آسا باوجود شاعری و اعتقاد بشعر
خود» جمع اشعار دیگران نیز کرده ومیگوبند تذ کرةالشعرائی درنهایتخوبی در عقد
انشاء انتظام داده » و حالات بسیاری از شعرا را که درین ایام در عرصهٌ فصاحت
جلوه گرند در آن تألیف افادت آیین برمنصه عرض نهاده » چنانکه محر ران مناشیر
مسامرت وبحا کات ؛» ومقر ران اساطیر محاورات و مجابات بنظر تحسین دیدهاند » و
میصران جواهر انشاء و تحریر و مهندسان زواهر انشاء و تصویر بسمع قبول شنیده و
پسندیده » و این اشعار مختار ازافکار مستحسنة آنجنابست که بمرورایام باین کمینه
رسیده » و درین اوقات اعنی شهور سنه ( ٩ درین خلاصهٌ دلگها حهت یاد کارشت
ومسطور گردیده » والسلام علی من اتبم الهدی:
انتخاب غزلیاته
تو آن بتی که اگر پا نهی بخانه ما
هزار کمبه کند طوف آستانُ ما
تذ کر طولی ۳۱۳
بدان رسید کهجان خانه وا کند خالی
زذوق آنکه قدم مینهی بخانه ما
بانتاب وشی همنشین و همرازم
که سمایه محرم ما تیست ذر میاناما
ور
دوری زغمت سخت بود سوختگان را
سختست جدایی بهم آموختگان را
گر مزد؛ دیدار تو نبود » که کند باز
ازخواب عدم» دیده بهم دوختگانرا
تِن
زیحبتی که دارم » دل تو خبر ندارد
عج بآتشیاست عشقت» که دراواثرندارد
بتو عالمیست عاشق ء شدهام بدین تسلی
که کسی محبت ازمن » بتو پیشتر ندارد
ژوفا مکن حکایت » که ندارم از تو باور
بزبان میار حرفی » که دلت خبر ندارد
مچموع منتخبات اشعارششی در خلاصةالاشعار میصد وشانزده بیت است ,
نیز وجوع شود به : هفت اقلیم » عرفات الماشقین » صحف ابراهیم» آتشکده»
شمع انجمن .
ء ۳۱ تاریخ تذ کرههای فارسی
تذ کر عباسی
ازسید هادی حاثری کورش شاغرمعاصر
شامل تراجم شعرای بندرعباس است» و دوست دانشمند من آقای محمد حسون
رکن زاده آدمیت د رکتاب دانشمندان و سخنسرایان فارس (ج , ص ٩ () ترجمة
میرعبدابته ارنعی را ازآن تذ کره نقل کرده وصد ویک بیت از اشعارش در ذیل ترجمه
آورده افتتا: :ج
واینک عین ترجمه ارفعی بامنتخبی از اشمار او :
«میرعبدانته ارفعی متولد بو ۲ , خورشیدی واز بازرگانان بزرگوار و خیرخواه
ونیکنام بندرعیاس امتتتء و چندسالی سا کن یزد بوده » ۱ کنون مقیم تهران میباشد ؛
نست باین نويسنده بیمقد ارسحبتی سرشار ولطفیییشمار داردء دراقسام شعر» قصیده»
غزل » مشنوی » رباعی طبع آزمایی کرده و شایسته است که آثارش در جرَوهٌ حدا کانه
طبع ونشر یابد» تا کنون بیش از یکصد بیت اشعار خودرا متدرجاً جهتراقماینسطور
ارسال داشته است». ۱
دو بیت از یک غزل ارفعی که تحت عنوان «رباعیات» چاپ شده است :
هرگز نگشت با لب جام آشنا لبم ازهم نشد زبهر صراحی جدا لبم
داني بجام باده چرا لب نميزنم تا بار دارم ازسخن ناروا لبم
ماپقی اشعار نیز برين, قیاس است.
برای ترجمة احوال مولف » رلك : «سخنوران نامی معاصر »ج ۳ ص 6۱ ۲ -
۲ و تذ کر شعرای بعاصر ج ۲ ص ۲ ۳۷-۲ .
تد کر علوی ۳۱
تذ کر علوی
از رضا ثابتی شاعر معاصر
چاپ تهران » مطبوعاتی افلاطون » سال ۳۳ شمسی » سربی » رقعی در
٩ صفحه ,
درین کتاب بعدد اسم علی (ع) اشعاری ازیکصد و دهنفر شاعر قدیم و جدید
که در سنقیت آمام علیه السلام سرودهاند انتخاب شده و مول درذیل تخلص هر
شاعر بذ کر نام و تخلص ومولد وعصر و زبان وی پرداخته است.
برایترجمة احوال مولف» رلك : (سخنوراننامی معاصر »ج ۳ ص م -۲ب».
تذاکره فریدونی
تألیف ملافریدون قمی(ظ : قرن ۱۱)
دری شوشتری در سفینُ خوشگو بر ترجمه طرزی افشار تکملهیی نوشته است
پشرح زیر :
«حقیر دری در تذ کر ملانریدون قمی که بهتذ کر فریدونی مشهورست »
احوال ملاطرزی را چنین دیدم که چون از مک معظمه دربدینة مشرفه آمد» ایندو
بیت را از روی طیبت گفته بود :
شکر تّه که ما مکيديم زنگ اندوه زدل حکيديم
مدنیدیم پس از مکیدن عمریسدیم و ابابکر یدیم
رفیقال ورد خود کرده میتخواند ند ۲ رفته رفتد بر زبانها افتاد » چون به شام رسید»
او را بهسب خلفا متهم ساخته گرفتند و بفکر سیاست او افتادند » آن بیچاره از روی
عج گفت اگر تقصیرسن گفتن أین دوشعرست» آنچهد رهم عمر خود بیتیده یاشعریدهام
از ایران دیوان شعر وقصيده مراپیاورند» اگر آزین بابت است» مرخص فرمایید» وال"
بهرتوع که خواهید سیاست نمایید» ایشان قبول کرده اورا بحبوس ساختند» آنبیچاره
۳۹ تاریخ تد کرههای فارسی
درمحس کاغذ وقلمدان ازنفر خود خواسته شروع بساختن شعر کرد تاديوانيمختصر
تمام نموده وآن مسوّدهها وا بملازم خود داد » تانسخه نمود و جلد کرد بعدازچند
ماه آن سفه را بنظر والی شام رسائید» وهمین سبب استخللاص او گردید» چندشعری
از قصیده وغزل درینجا نوشته میشود» (ویکصد بیتاز اشعار طرزی راهم ازین تذ کره
نقل کردهاست) ,
«سفیته خوشگوه
تذ کر النضلا
تألیف حاجی عظیم شرعی بخاری متوفی ۱۳۱۳ ه ق
اپن تذ کره دراحوال معاصرانست بانثریبسیار متکلفانه ازینقبیل که درترحمه
میر احمد مخدوم پکار برده است :
«فهرس مجموعه کمالاتبینش » نقطة انتخاب فصل و دانش ء دیاچهمحيفة
فنون حکم » عنوان جربدٌ علم بالقلم » نکته پرداز معنی طراز » ادا فهم خوشبحاوره»
خردهدان نیکومحاضره » از فضلای بینظیر روزگار » ونادره ادوار ؛ درجمیم فنونادبیه
ممتاز » وبتمامی صناعات قلمیه بیانبازست ... الخ».
صدرالدین عینی مینویسد: «حاجیعظيم شرعی بهنیت تحصیل علم به هندوستان
سفر کرده درآخر عمر باز در بخاراآمده دراینجا وفات یافته است» علم تاریخ» لغت و
تراجم را خوب میدانسته است .
ترجمة حال نگاران معاصر روایت بیکنند که حاجی عظیم موضوعات علوم
مشهوره » ترجمة احوال مولفان کتب معلومه رامع تألیف وسیب تصنیفا زیرمیداند» .
ازوست :
وقت آن آمد که نیسان کوهر افشانی کند
قطره عمانی نماید » ابر طوفانی کند
تذ کره قایلی ۳۱۷
چهر؛ٌ گل از نقاب غنچه افروزد صبا
عند لیب اندر گلستانسا زخوشخوانی کند
یاسمین و سوسن و سنبل بصحرا هرطرف
تن بشوید» لب گشاید» زلفجنبانی کند
بگذرد باد صبا وقت سحر سوی چمن
بردىدسوری» بتفشه کا کل افشانی کند
زعفرانازخوشدلی خندانشود درمرغزار
همچو چشم بار » نر گس قصد لتانی کند
رك۰ نمونه ادیات تاحیک » مس ۰۳۷۳ .
صدرالدین عینی از تذ کرةالفضلا تراجمی چند در کتاب خود نقل کردهاست ؛
ببرای اطلاع بیشتر رك : نموىة ادبیات تاجیکك » ص ۲۷۳/۳۹۱/۳۳۲ تا +۳۷/
۰ »۶ ٩
تذکره قایلی
رن دهم
تقیالدین کاشی در ترجمة مولانا ضیائی بخاری آورده است که : «اصل وی
از بخا راست» لیکن در خراسان وعراق میبوده و از شمرای سابقست » وبعاصر مولانا
حیرتی ولسانی .
مولانا قایلی که بصحبت او رسیده در تذ کر خود نوشته که مشارالیه مردی
درویش دلریش بود » ارباب فقر وفنا را باو کوش خاطری بود و همواره مدح و ثنای
محبوبال بلوح بیان میشکاشت ؛ و ابیات بلند و اشعار دلپسند ییاد گار بیگذاشت » و
الحق سخنان خوب و نکتات مرغوب که نظر فکر و درك از بیان آن عاجزست بسیار
دارد » وقلم مشکین رقم اين ابیات را ازو درین اوراق ثبت مینماید :
۳۱۸
تاریخ تذ کرههای فارسی
وه که دلم کیاب شد » زاتش بیوفاییت
سوخت مرا به رکسی گرمی و آشنابیت
بند زبند من جدا گشته و هر غم یکنون
میکشدم جدا حدا » خاصه غم جداییت
سست
یاد تومونس دل غمنالك من بسست
درد توبرهم جگر چاك من بسست
ای چرخ بهر قدل ضیانی شتاب چیست
کز بهراین غرض بتچالاك من بسست
ی
کدام داغ که دور از تو بر دل وجاننیست
زچون تو جان جهانی جدایی آسان ئیست
سر ضیاشی و خاك ره ستهکاری
که ریخت خونجهانی وزان پشیمان نیست
و
بقطم باری دشمن نمیدهم پندت
که محکست بمهر رقیپ پیوندت
اگر مت نبرد اختیار من از دست
باختیار تدو خواهم گذاشت یکچندت
زآرزوی تو جان برلبست ودل صدچاك
یا که ازدل و جانیم آرزومندت
یلد
در کنج فراقم بصد اندوه فتاده
کو محرم رای که رساند خبر دوست
کره قایلی
فریاد از آن دوست که بهر دل دشمن
صد پاره کند تیغ جفایش جگردوست
ور
گوش نازك زنفان من مدهوش مبند
من زبانبستم ازافغانتود گر گوشمبند
جان بیمارسرا تلخی هجران تو کشت
ای کل زپرسش حالم لب چون نوش مبند
شیوة چشم سیاهت ره دینداران زد
اين گنه بر شکن زلف سیه پوش مبند
جبجم
با همه بدعهدیاز خوبان جداییمشکلست
آه اگر بودی بنای عهد ایشان استوار
رت
گرچه خارتبود از باغ جهان درآغوش
همچ وگل خندهزنانباش نه چون غنچه خدوش
رهن می را نسزد خرقه صد پار سا
لیک داریم امید کرم از باده فروش
ساقیا تا بکی این درد سر و ردج خمار
ساغری بخش که بنبعد نياييم بهوش
یت
ای مود چون رسم در کویش آوازیبرار
تا باین تقریب گیرم لحظهیی آنجا قرار
ججج
۳۹
۰ ۳۳ تاریخ تذ کرههای نارسی
ای هوس لقای تو برده زمن فراغ دل
از غم انتظار تست اینهمه درد وداغ دل
گرچه زدیده رفتهیی » هیچ نمیرود ولی
مهر تو ازضمیرجان » بوی تو از دماغ دل
مت
آبد پی تاراج دل » نا گاه ترك مهوشی
بابیدلانبیگانهیی» باخا ؟سارانس رکشی»
وخللامبة الاغعاره
ترجمهُ مولف بدست نیابد» ومعلوم نشد کدامیک از قایلی تخلصان ترن دهم
تذ کرةالشعرا تألیف کردهاند .
ند کر قدسیه
ازمیر زا ابراهیم مدایح نگار در اوائل قرن چهاردهم هجری
شامل تراجم بیست وشششاعرستازناصرالدینشاهقاجار وشا هزاد گان وبزرگان
زمان باتصاویر سیاهقلم صاحبان تراجم اثر نقاشمشهورا بوترابغفاری در چهارر کن .
این تد کره پانمام خصوصیات ؛ همان تذد کر «] نجمن ناصری» ات از همین
مولف که ذ کرش گذشت ؛ حتی قالب چاپ هردویکیست» و تنها فرقی که با انجمن
ناصری دارد اینست که درین یک, انجمن را بهرکن تبدیل کرده و تغییری مختصر
در دیباچة آن داده و روی کاغذ کبود رنگك چاپ کرده ات
ند که قطبشاهی
تألیف محمدبن علیالعاملی مشهور بهابنخاتون درنیمه" اول قرن بازدهم
بیرزانظام الدین احمد بن عبداته صاعدی شیرازی مولف کتاب حد یقة السلاطین
که مشتملست برذ کر احوال وسوانح دوران هفتمین پادشاه سلسلة قطبشاهیه ماطان
عبدابّه قطیشاه متوفی ۱۰۸۳ ۸ از ولادت ( - ۲۳. , ) تا نوزد همین مسال سلطنت
(-ه. ,) در ذکر بعضی از فضلا واعیان دارالسلطنة د کن که درسال باع .۱
د رگذشته اندء ازبلاخلتی شوشتری یاد کرده ومینویسد: «... اشعار مرغوب ازقصیده
ومزلورباعی ومثنوی درصفایح رو زگارازویباد گار انده ونوابعلامی پیشواهالزمان!
تذ کره اعیان وا کابری که باستعداد وطبعنظم موصوف بودهاند » و مدح خاقان مبرور
مغفور" نورانتهمرقده میکردهاند» ترتیب دادهاند» درآنتذ کره فضایل و کمالاتسولوی
را که دفعهٌ اول بدارالسلطنه آمده بوده مرقوم نمودهاند » وقصاید غرا و بقطعات و
تر کیب بندخوش ادارا که درمدح خافان سبرور بنظم درآورده ثت کردهاند» .
«حد یقة السلاطین » چاپ ۱۹۱۱ دکن » ص ٩۲۱۱-۲۱۰
ترجمه مولف :
درقسمت اعظم کتاب حدیقةالسلاطین گزارش احوالوی مسطور ومندرجست»
اجمالا" اینکه وی ازجملة علمای امابیه وازا کابر تلامذهُ شیخ بهائی بوده و درفترت
اوزبکیه از ایران به هندوستان مهاجر ت کرده ونزد سلطان محمدقطبشاه رفته » اربعین
شیخ را بامر سلطان مزبور ترجهه کرده و ترجمه قطبشاهیه اش نامیده » وی درسالسی
ودوم جلوس شاعباس باشی ازجانب سلطان محمد قطبشاه بحجابت ورسالت بهایران
آمد ودرسال سی وچهارم رخصت با ز گشت یافت و دردربارسلطان عبدانتهقطشاه بترتیب
بمئاصب نیابت پیشوایی و دییری و میرجملگی و صدارت و پیشوایی ارتقا یافت » و
۱ کذا ومقصود اين خائون عاملی پیشوای کلمماکت د کن است.
»- سملطان بحمدقطشاه ۳
۳۲ تاربخ تذ کرههای نارسی
همواره حوزهٌ علمیة او مشحون ازفضلا ودانشمندانزمان بود» شرحجامع عباسیوشرح
ارشاد علامه نیز از تالیقات اوست .
رلك : «حدیقةالسلاطین ص ۳۰و بومع روعو » تاریخ عالم آرایعباسی»
ص ۱ ع ٩ و ۱ ٩6 ۲ ربحانةالادب» ح هو ص ٩ ۳۱ ۳۲ ) لغتثایه » آ-اپوسعد ص
۳ نع 6۳ ۰
تذ کر کاتب
تألیف میرزا محمدعلی کانب صنوی در ۱۲۲۵ ه ق
تهجی است » از سید اشرف جهانگیر سمنانی! تامحمداشرف یکتا ,
آغاز : «شعلهیی که نوالهٌ اخگر او زسین و آسمان را فرو گرفته منور سازد ...
الخ» .
پایان :
«شد تذ کره از نضل قدیر قیوم گردید بدهر نام کاتب موسوم ( کذا)
تاریخ تمامیش بگفتا هاتف کم کن تو مد از تٌذ کره گرددمفهوم»
۲ ۲ ۱ - , ,وه ۲ص رب تذ کره.
درسب تألیف کوید که وی در خدیت سلطان ابوالفتح محمد صفوی سمت
میرمنشیداشت» سلطان صفوی بویامر کرده تا اشعاری را که درسوقع مطااعه مخزن-
الغرایب وی روی آنها نشانه گذاری کرده بود جممکند» همچنین شرححال شعرایی
وا که سلطان در تحفةالشعرا نیاورده عليحده تهیه کند» بنابراین کاتب تذ کرسزبور
را ترتیب داد و بمناست سمت خود نام آنرا تذ کره کاتب نهاد .
تست و و رت و۳۳ .-
رك ۰ ذیل لطایف اشرفی دربخش دوم کتاب حاضر.
نسخه : رابپور » تذیر احمد » شمارهٌ ۱ .
درباب این کتاب شجاعت علیخان شرحی درمجلهة اورینتل کالج میگزین 3
و ش ۲ ص ۱-۱۰۸ بزبال اردو نوشته است.
مولف نخدت در خدیت شاهزاده محمد سلیمان شکوه بن شاه عالم پکتابت
دواوین فارسی و اردو اشتغال داشته و بعد مصاحب و کاتب ابوالفتح مبلطان مد
صفوی بویهی متخاص به طلوعی شده" و بیش ازین اطلاعی از احوالش در دست
رلك : استوری » ,/۰مرم» نذیر احمد » ش ,.» اووینتل کالج میگزین ج و »
تنل کر ة کاظم
تألیف کاظم در ۱۲۸۷ ه ق
شامل احوال و آثار بیست و پنج نفر از متقدمین ویکی ازمتوسطین و دوتن از
متاخرین و ذ کر نه تن از نسوان که زینبیعلویهم در ردیف ایشان ترارگرفته و
رویهمرفته سی وهفت ترجمه را شاملست .
این تذکره که نسخة اصل آن د رکتابخانة مجلس بشمارهُ ٩.۱ محفوظست
ودرنهرست آن کتابخانه ( ج ج ص .ب, ) شرح آن آمده برخلاف تشخیص صاحب
فهرست که بولف آنرا بداشتن ذوق و قدرت ادبیستوده و باحتمال قوی ویرا کاظم
تویسر کانی (-آرتیمانی) دانستهاند» ی بیذوق وعامی و آنچه درین کتاب
آورده ار آنشکده وسجمع الفصحا برداشته است ,
شاعر دانشمند معاصر آقای عبدالرحمن پارسای تویسر کانیهم عقیده دارند
۱- برای اطلاع اراحوال وآثار طلوعی صفوی رل ۰ یل ریحفه الشعرا,
فت ما موس با مت ی اس جووسی پسوون بر سر بت بت نی
۳۲ تاریخ تذ کرههای فارسی ۱
که مولف این تذ کره سید بحمد کاظم بن سید محمدهاشم آرتيماني متولد .۱۲.۰ و
متوفی بب ۲ , در تویس رکان وازنواد گان میررضی آرتیمانی است .
بقراریکه محمود میرزای قاجار در تذ کر سفینةالممود آورده است : « کاظم
اصلش ازقریه آرتیمان منقرای تویسر کان است» ابا عنجد درآن صفحه بلکهدرعراق
یآدمپت طاق بودند. سیدیست فرشته خمال » وحوانیست صاحب کمال» سلسلة نسب
این نیکزاد بهسیررضی آرتیمانی میرسد کهحاجی لطفعلیبیک در آتشکده متعرضذ کر
او شده و از ایشان به خاناحمد گیلانی منتهی است» بالجمله این پا کزاد خطاوربطا
علماً وادباً بزعم من سعتازست» و ازساعدا بینیاز » شامها ببام و بامها بشام درصحبت
جنابش آوردهام » درقدست خدمتهم ازمخلصان دیرین و از چا کران اخلاص ضمین
است » قصیدهها و غزلها در »دیجم سروده » این چند بیت از منتخبات خیالش ثبت
آفتاد ۰
مثنوی
کنم تا جو تیان بمیخانه حای الهی بستان که راهم نمای
که خاکی زسیخانه بر سر کنم بته جرعهبی بلکه لب تر کنم
کهدر کیش عقلستاین بسعجب خم از باده لبریز و ما شک لب
کدامستاین کیش وبلت کدام پر از میصراحی و ما خشک کام
غزل
بیتالحزنست محفل با از بحفل با بتر دل بسا
بمن آندوات دیدار دانستم نمیماند
که بود این معنی پنهان ز کا رآسمان پیدا
+
براهش آتدرها حان شده خالد
که ازخالرهشی حان میتوان یافت
+
تذ کر کاظم 3
آنکه ماند زنده دور از روی دوست
همچو کاظم سخت جانی میکند
ص
از پی آن سنگدل جانا زکفم گر نرفت امروز » فردا میرود
موی
ایکه گفتی بغمم از چه مان یارشدی
آنزمان بود که من بیکس وغمتنهابود
#۶
جان نثار قدم پیر مغان همه کردند » چرا من نکنم
#۶
ریخت خونم گر بپای خویشتن . خواست گیرم خونبهای خویشتن
تیي
دانی که چهها بیکشم از محنت هچران
با هجر اگر دست وگریبان شده باشی
مجموع اشعار کانام آرتیمانی درسفینةالمحمود سی و چهار بیت است. ی برای
نشان دادنقدرت طیع او بدیتقدر اکتفا رفت ,
حال که کاظم آرتیمانی راشناختيم و اشعار نغز و دل انگیزش را خواندیم »
یه بينيم که کاظم تذ کرهنویس خود راچگونه میشناساند :
وی در پایان اشعار اتوری که از مجممالفصحا نقل کرده است. مینویسد؛ «در
روز چهارشنبه چهارم شهرربیع الثانی دم ۲ , تمامشد پار؛ ازنصاند وغزلیات ورباعیات
حکیم انوری بیداقل کاظم .
این نوشته تابماندیاد کار من نمائم خط بماندباد گاره
گو اینکه ذ کر همین یک بیت شعر سست وسخیف و پدونلالیه کالیست که
تست و سوت وت سس و و مت لت وم
۳۳۹ تاریخ تد کرههای فارسی
وت سرت ات اه
تویسنده را شاعر ندانیم ولی باز دلائل دیگریهم که حا کی از بیذوقی وبیاطلاعی
و پیسوادی اوست ذ کر ميکنيم :
زینبی علوی را زن تصور کرده ونامش را در دنبال احوال شاعراتی قرار داده
است که عینا منقول از آنشکده است : عایشد ؛ عصمت , لاله خاتون » عفتی ( ص
۳ ) مطربه» مهری(۳ ۰-۰ ه) مهستی (ه هسرم ه) نورجهانبیگم ( رم ه) رابعد
رم ه-وره) زینبیءلوی ۸٩( ه) .
دربعضی جاها نوشته است که : در آنشکده بیشازین نبود لذا بعضی اشعاراز
خارج نوشته شد», و اشعار اضافي را ازسجمع الفصحا گرفته است .
درحاشیةُ صفحه ۲و نوشته است که : «حرره فی مىهشنبه چهارم شهر جمادی-
الاول ( کذا) پم ۲ ۱» .
و درحاشیه صفحه , » ۲ نوشته است که : «درشب پنجشنبه و ۲جمادیالثانی
( کذا) در کاروانسرای زنجان نوشته شد پم ۲ ,» .
وچنانکه گفتیم کاظم آرتیمانی بسال,ب م , یعنی دهسال پیش ازین تاریخ در
تویس رکان در گذشته است ,
مشخصات سخه ازینقرارست :
آغاز : «حکیم انوری وهواوحدالدین اصلش از قلعه ابیورد ,..»
انجام :
« کاین بوسه همید هد قدمهای ترا
وانرا شبوروز دست درگردن تو »
بعضی از اوراق این نسخهدرصحافی پس وپیش کردیده وفهرست صاحبانتراجم
شیر ازنسوان که گذشت بشرح ذیلست:
انوری (ص ۱۹-۱ ) خاقانی (۱۲۰-عم ب)
آزرلی( ۸۰ ۱) جایشعرشسفیاست عنصری ۸٩( ۹۹-۱ ۱)
سنوچهری ( ٩ ۰-۱ ٩۷: ۲) رود کی (۱ + ۲-وب۲)
تذکرة کالم ۳5۹
تست و تست بت وب ت هه
مسعود سعد (بب 4-۲ ۳۲) تتمة اشمارعنصری (ه ۳۲-رع ۲)
ابویزید غضائری ٩( ع۰-۳ع) ابوالفرجرونی (۰ه )شمرشرا نئوشته است
سوزنی (,۳۰-. م) فرخی (۱ ۰۲-۳ ۶)
قطران (۳. ۳-۳ع) معزی (۹-۳۰)
ابوحنیفه اسکافی (, ۰۹-6 ع) ظهیر فاریابی ( ٩. ۰-6 ع)
عمعق بخارایی (٩۰ع-.ع) عسجدی ( ۸۱ ۳-5 ع)
عبدالواسع جبلی (ع ۰-6٩ ۲ ه) کمالاسمعیل ٩( ۲ ه-به ه)
لامعی ( ه ۰-۵ ه) ادیپ صابر (و و ه-۳یه)
دقیقی ( ء به-هي ۶ ) سلمالساوجی (و ی ۱-۵ ه)
بعد از ذ کر نهتن ازنسوان وزینبی علوی (۲م ٩-۰ ه)
هاتف (. ٩ 9۹-0ه) صباحی بید گلی (. . «-ب. و)
0
ب. ۲ برگ » هرصفحه ب, سطر بقطع ۲ 5-۲ ۱ جلد تیماجی» کاغذ فزنگی»
تاریخ تحریر وم ۲ ,-یر(, هق» خط نستعلیق ,
نا گفته نگذاریم که! گرصاحباین تذ کره کاظم آرتیمان ی که صاحب دود یوانست
میبود» باوجود ذ کر هاتف وصباحی که از متأخریناند » قطعاً از احوال و آثار خود و
و پدران خود از جمله میررضی آرتیمانی و پسرش بیرزا ابراهیم ادهم نیز چیزی
ا زکاظم آرتیمانی یک مثنوی بنام گل وبلبل درآحاز سفینهُ شمارةٌ 6 6 ۲۲ (ص
۲۲-۱) مورخ وب , هجری در کتابخانة مجلس موجودست وید نساخته است .
آغاز
ابتدا بسم خداوند قدیم آن الهی کوست رحمن ورحیم
انجام
تا بآن گلشن مکن جابی متام کفتمت باقی تودانی والسللام
هر ۳۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
تذ کرءٌ مجدیه
تألیف میرزا ابراهیم منشی مدایحنگار در ۱۳۰۳ق
اين تذ کره بنام میرزا تقیغان مجدالملک تألیف شده وبهمین جهت به تذ کر
مجدذ یه موسوم گردیده است .
کرهایست کوچک وسختصر مشتهل بر شرح احوال ود کر اشعار معدودیاز
مقربان خلوت و معتمدان دولتناصری که باناصرالدینشاه جمعاً یازدهنفرند» وتصاویر
قلمی ایشان نیز درنسخة مزبور بچاپ رسیده است .
شعرای این تذ کره عیارتند از ؛
۱- تاصرالدینشاه قاجار ۲- میرزا علیخان امین الدوله
۳- میرزا علیاصغرخان ابینالسلطان ». میرزاتقیخان مجدالملک
وب حکیم الملک و میرزامحمدخان اقبالالدوله
ي- غلامحسین خان امین خلوت م- محمد باترخان شجاع الساطته
-٩ علیرضاخان صمصام الدوله . ۱ - بحمل| بر هیج خان پیشخدمت مخصوص
۱ ۱-میرزا ابراهيم مدایح نکار
این تذ کرهبسال ۳.۳ , هق در پر صفحهبقطع ۲,/۲برع , باتصاویر سیاهقلم
و خط نستعلیق بسیارخوش د رطهران بطیعسنگی رسیده است .
ترجمهٌ مولف در ذیل انجمن ناصری که تألیف دیگری ازوست گذشت» واینک
نمونة اشعار وی :
قطعه
ملکث توشاها چو بحری زرف ومواج از خرد
من یکی هبچون خرف بیقدر در وی ندرم
از دعا کویان شاه و ازئا گویان خاص
نامی اين سرزمین و ساکن این کشورم
ذ کر محترم
تا بمدح تو دهان پکشودمی مانا صدف
در و مروازید غلطان شد هم از پا تا سرم
ای سلیمان دستگاه و خسرو جمشید جاه
من بعهدت از یکی مور ضعیفی کمترم
تحفهام اینک کتابستی گرش داری نظر
دانی اندر بحر فضل و علم یکتا گوهرم
سعیها کردم که گردد صیت فضلم مشتهر
تا بدین مجموعه حاصل گشتمیل خاطرم
در فشانیها نسودم در سدیح حضرتت
ذره آسا تابشی باید زمر اذورم
یازده ساهست مشغولم بجمم این کتاب
9 روا باشد نباشد ناسی اندر دفترم
من بقدر زحمت خود دارم استدعا زتو
نو بتدر همت خود کن عطا سیم و زرم
تد کر محترم
تألیف حاجی نعمةاله محترم بخاری متوفی ۱۲۳۸ ه ق
۳۳"
این تذ کره بشتملست بر ذ کر احوال شعرائی که معاصر با مولف بودهاند » و
صدرالدین عینی در کتاب خود (نمونه ادییات تاحیکك) در صفحات ذیل از آن نقل
۶۰۰/۲۸ ۲/۳۷۸/۳۱۲ ( ۵۵/۶6/6 6۱۳/6۱۳/۶ /ببع تا .ری
و در ترحمه بولف بینویسد «حاجی نعمةالته دراوا دل نازك تخلص میکرد 6
۳۳۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
پس از آن بهمحترم تبدیل نمود» وی بزبان و ادبیات عربهم وقوف داشت» ازاشعار
شعرای متقدمین و متأخرین که بردیف بکدیگ رگفته اند » تاحرف دال تقریباً پنجهزار
بیت جمعآوری کرده است" ,
وی درزبان ولهج محلی تصرفات غیرطبیعی بکارمیبرد» محترم بجوانیبخاری
دلبستگی داشت » ابا چون در عهد امیرعالم به یکهباغ تاضی بود» در وقت انقلاب
بسوهتفاهمی از طرف ادارءٌ حربی کشته شد (سپتامبر 9۲۰ , میلادی) .
وی وقتی بخانة صدر فیاء مژلف تذ کر منظومه رفت و او را پخواب دیده در
بدیهه این رباعی را گفت :
رباعی
ای آنکه ضیای دید احبابی بانند هما بفرقها کمیایی
من بخت توام ازآنسیب بیدارم توبخثمئی» ازآنجهتد رخوابی
«نمونه ادییات تاحیکك ص 6۶۱۸۳
تد کر محبدشاهی
تألیف بهمنمیرزا پسر عباسمیرزا نایبالساطنه در ۱۲6۷ ق
بهمن میرزااین تذ کرهرا بدستوربرادرش محمدمیرزا پیش ازپادشاهی تألیفوینام
او تسمیه کرده است » تذ کر محمدشاهی مشتماست بر سهرشته بشرح ذیل که در
ديباچة کتاب مسطورست :
رشته اول در ذ کر متقدمین .
فد
ا- نام این کتاپ ردایفالاشعا رست» وصدرالدین عینی د رصفحات ذیل ازذمونهةادبیات
تاجیک اشماری ازآن نقل کرده است ۰
۹/4 ۸۱۷/۱۰۱۹۵۹ ۱۷( ۲۱:۸۱ ۱/۱/۹۲ / ۱ ۰۲۷۸/۲۷
نذ کر*مصدشاهی ۳۳۱
این رشته شامل تراجم ۳ , شاعر قدیم و جدیدست تا پایان قرن دوازدهم
بترتیب حروف تهجی که با اسدی شروع و به یتیمی ختم میشود .
رشته" دوم : در افکار ابکار و واردات غیبی اعلیحضرت خاقان گیتیستان و
احوال بعضی شاهزاد گان تاجدار و امرای نامدار » و چون سلطان عادل را منزل در
دلست » بدانجهت آن رشته را درقلب جا دادیم » تا این زر قلب را با کسیر التفات
طلای بیغش فرمایند .
این رشته شامل تراجم سبزدهنفرست بترتیب مس از خاقان تاحاجب .
رشته سوم : دراحوال شعرای بعاصرینست» واسامی شعرا بترتیب حروفتهجی
است مگر درشاهزاد گان که تقدم سن درآنها منظورگردید ,
درین رشته پنجاه وهفت شاعر مذ کورند که با اتابک اعظم میرزا ابوالقاسم
تانمبقام شروع و به واله پایان میپذیرد.
آغاز : «الحمدمّه ربالعالمین والصاوة والسلام علی خیرخلقه محمدوآله اجمعین»
زیتت هر کتابثنای حضرت ربلاربابیست که ذ کر محاید ذاتش در تذ کره و بیان
نگتجد» .
انجام + «بنت خدایرا که این کتاب بدون اغماض واغراض بیایان رسید » و
زینت محذل اصحاب دل گردید » برارباب دانش معلوسست که منظوری جز ترتیب
انتخاب اشعار شعرا بوجه صواب نبوده است» والا خاتمهیی بجهت احوالخود ترتيب
میداشتیم» وخاتمه کتاب و کار مابروجه صواب دعایدولت دوران عدتشهنشاهجهان
و قبلةٌ عالم و عالمیان و ولی هد خسرو کیتیستانس تکه اتمه امورشان بخیر باد ء
بحق محمد وله الامجاد» .
در سبب تألیف گوید :
«... اما بعد ملف کتاببند؛ جانشار و کمترین چا کر در اه شهنشاه دین پناه
تاجدار بهمن قاجار | گرچه فرزند داور داد گر بیهمال نایبالسلطنت بیزوال .
سزاوار وشایسته تاج و گاه نگهبان اسلام عباس شاه
۳۳ تاریخ تذ کرههای فارسی
ادام اه ملکه 3۳ ولی خود ر از کمین چا کران آن آستان میشمارد 1 و بهبندگی
آن دربار جهانسدار افتخار دارد » منت خدایرا که از الطاف والتفات ولیعهد شهنشاه
حجهان مایهُ امن وامان حهان پکامست و صید مرادم بدام , دز دارالارشاد اردبیل
ومساناتآن حسبالامر آنحضرت بسرپرستی ونظامرعیت وولابت مأمورم » واز دولت
دوران عدتش شاد ومسرور.
دعا گوی آن دولتم بندهوار
شبی در فیروزی چون روز نوروز» ودرغرمی چون بهار گیتیافروزه درغم واندوه
از* ۰ مسسی حجوت بسته » وابواب عیش وشادی ازهرباب گشاده؛ چم ید روز گار درخواب»
که پشیرصافضمیر از دردرآید» واین نکته راسرود که ترا احضار فربودء آنحانحهان
مایةٌ امن وامان» خداوند کار معظم » شاهزاد؛ اعظم . .
محمدشهآنوارثتاح وتخت
ولیعهد شه را ولیهد راد
پس از چارده گوهر تابنالد
زمادر پدر او برادر مرا
خداوند کار من آن تاجدار
عدایا تو آن سایه پایندهدار
که بالد بدوتختواقبالویخت , ,
که فرخنده کارست وفرخنهاد
نظیرش نیفتاد بر روی خالد
منم کهتر و اوست مهتر مرا
مرا او بهر کار آموزگار
پس از گفتگر آن جهاندار راد
که یس تذ کرهدیدهام درجهان
چه باشد کسی گر بوجهحسن
چ وگفتاین حکایتشه داد گر
فراشت جو مییافتم من زکار
بسی شعر کردم بوجه صواب
نوشتم بفرمان او این کتاپ
درین تذ کره کس نشد بارمن
ژبانبیان را چنان بر گشاد
ز آذر ز دولتشه نکته دان
کند منتخب نظم اهل سخن
من از بهر اینکار بستم کمر
پشب ساعتی چند بیدستیار
زدیوان هر شاعری انتخاب
که ازاو جهانی شود بهرهیاب
بجز خامه کانشد مدد کارمن
تذ کرمحمدشاهی ۳۳۳
پی سال تاریخ » پیر خرد بدریای فکرت بسی غوطه زد
یگفعا « یبود ۳ آپبدار پاسم محمد مه ناسدار »
۶ ۲ ۱
و چون حسبالامر خداوند کار معظم » شاهزاده اعظم ء این لول منگور با
باجواهر منظوم از دریای فکر بکنار آمد » و گوش و کردن شا هدمعانیرا بارهو گوشوار
شدء مسمی یتذ کر محمدشاهی نمودم .
که شاید بدین نام نامیشود بر اهل دانش گرامی شود
واين گوهر شاهواز را بسه رشته انتظام دادیم» .
درین کتاب پیش از ذ کر شعرا تیمنا ه ( بیت از اشعار منسوب به مولای
متقیال ثبت شده است» تراجم بطور کلی مختصرست و درخور استفاده نیست ولیاشعار
گاهی خیلی مفصلست, مثلا اشعار فردوسی از صفحه رب , تا ب رم و شامل چهار
هزار و پانصد بیت است» وهمچتین اشعار انوری » حافظ » سعدی » عطار » بولوی و
نظامی که هریکک درحدود دوسه هزار پیت است ,
نمونه تراجم
سقیمی - اسمش حسن بیک و ازطایقه تر کمان بوده»
«سعروف - از اهل تبریز شغل رسالی یز داشتد»
«یرزا محمد - ازسادات سمنان و درغزلسرابی شیرین زبان بوده»
«مهریز - زئیست از اهل کشمیر وصاحب حسن و طع دلهذیر » مضامین یکو
گفته و این دوفرد را در وقت مشاهد؛ ضعف شوهرش در وقت راه رفتن انشا کرده
است »
(مهری مرویست نه مهریز کشمیری)
«سختار غزنینی - اسمش عشمان » از اقران حکیمسنائی وندیم سلطان محمود !
بوده » این اییات ظریف از خیالات او مرقوم شد» .
۳۳ تاریخ نَذ کرههای فارسی
فهرست شعرای تذ کره محمدشاهی
رشته یکم
اسدی » انوری » ابوالعادی گنجوی » ابوالفرح سجزی , اوحدی براغهیی »
اهلی شیرازی ؛ یولقلیبیگ انیسی » ابن یمین فریومدی » آهی جفتایی » ابر محمد
صالح جغتایی» امیر همایون اسفراینی » آذری طوسی» خواجه آصفی » اشرفمازندرانی»
آفا حسین خوااساری » ابیدی طهرائی » اسر صیدی طهر نی » اسام فخررازی ؛ آفتابی
ساوجی » ادهم کاتی » ابوالیاس فضلبن عباس » امیر خسرو د هلوی » حاحیلطفءلی
بیگك آذر » حسینخان اسیری اصفهانی ؛ ابراهیمخان ائورزند » شیخ بهاءالدینمحد
بهائی جبل عابلی » باباافضل داشی» بدیم الزمان میرزا بن سلطانحسین بایقرا:بهرام
میرزاین شاهاسعیل صفوی , دیرزا بافر اصنهانی» نورالد بن عبدالرحمن جامی ؛ حمال.
الدین عبدالرزاقی اصفهانی » خواحه حافظ شیرازی» فاسم بیخب حالتی ذر لمالطهرانی»
حزنی اصفهانی ۰ میرزاسلمان حسابینصنزی» حسنخان شاماو» حقیریتبریزی. حیدری
نبریزی» حیرتی #زوینی» بیرحضوری قدی» حیاتی ذاشی: حاجیباد گارحاجتشیرازی»
شاهاسعیل خطانی صغوی ۰ خواجوی ذرسانی ۲ خیام تیشابوری» خواجه.حمد تاتی»
خواحه هندی م قلیدامییزدی » ابراعیم-لطان داوری کاشی » بلاعبدالواسم دامی
همه آنی»د رویشمجیدطالفقانی» ذوقیاصفهانی» عبدالرحیم خال رحیمی خانخانان»راغب
اردبیلی» رهاییخراسانی » سیدمحمد حعفرراهب » ملاحسین رفیق اصذهانی » سدحسسن
زیدت اصفها نی»سعدیشیرازی»سلطان | تسز»سلیمیطبسی :سلمانسا وجی» شیخ رثن الدین
سنجان خراسائی» سعید یزدی» شاه شجاع آلبظفر» شریف تبریزی» شمسالدین طبسیء
حکیم شفائی اصفهانی » شرقی یزدی» صبوریتبریزی » حاجیسلیمان صباحیبید گلی»
میرزانورانته فیاء اصفهانی » شاهطهماسب صفوی » طالب لاهیجانی ؛ میرزاطیب طوفان
هزار جریبی » شیخ فریدالدین عطارنیشایوری » عنصری بلخی» دحدد عصارتبریزی»
میرعبدالحق استرابادی » علاءالدولهة سمنانی » عشقی نانمی» با باطا هرعریان: آقامحمد
عاشق اصفهانی » حکیم بوالقاسم فردوسی طوسی » فصیحی تبریزی » میرزا اصغر فنائی
تذکرثنجدشاهی ۱ ۳۳۰
طوسی » فروغی قزوینی » محمد قراری گیلانی » قیدی شیرازی » کمالات هندی » بابا
سلطان قلندرلواثی قمی » جلالالدین محمد مولویرومی » حسن بیکک مقیمیتر کمان»
حسن بیگ معلوم تبریزی » میرزاسید محمدسمنانی » عثمان مختار غزئوی» شیخ محمود
شبستری » میرسحمدمومن استرابادی » محمدبن عبدالملک » معزی سمرقندی » مقلح
اصفهانی » میر مقبول قمی » محتشم کاشی » میرزا محمدصادق تفرشی » میر سید علی
مشتاق اصفهانی » مهدیبیک شقاقی » مهریز شاعر؛ کشمیری(مهری هرویصوابست)»
مهستی گنجوی . حکیم نظامی » حکیم ناصرخسرو علوی » خواجه ابوالنصر ناصری
نيشابوري » نظام جرجانی ۰ نوری اصفهانی » شیخ نجمالدین کبری » محمد زکی ندیم
خراسانی» احمدمیرزانیازی» میرژانصیر طبیب اصفهانی» نورعلیشاه اصفهانی»میرجهانگیر
هاشمی کرمانی ؛ هلا کییزدی » سید احمد هاتف اصفهانی » میرزامحمد صادقهامی
امقهانی ؛ یمینی سمنانی » قاضی بحبی مازندرانی » یعقوب ساوحی» یتیمی کاشی.
رشته دوم :
خاقان» محمد علیمیرزای دولت» محمدقلیمیرزای خسروی ؛ محمد تقی میرزای
شو کت » علیشاه میرزا ظل السلطان متخلص به عادل » علینقیمیرزای والا شیخعلی
میرزای شاپور ؛ اماموبردی میرزا » محمودمیرزا» ملکدقاسممیرزا » ظهیرالدولهابراهیم
خان طغرل : انتهیارغان حاجب ,
رشته" سوم : دریبان احوال واشعار معاصرین .
میرزا ابوالقاسم قائممقام» اشرف آذربا بجانی اسدالتهحان شیر زی» حسینقلیخان
افندی زنجانی ؛ میرزاهحمدعلی آزاد کشمیری » میرزا میدعلی| کبر | کبر اصفهانی. »
احمد بیگک اختر گرجی » میرزامحمد حسین اسیر تبریزی , حاجی میرزا داود بینوای
خراسانی»میرزامحمدرضیبندة تبریزی » میرزا محمد رحیم بیدل» میرزا عبدالباقی موسوی
باقی اصفهانی » محمد امین خان بیدل بیات » میرزا تقیسالیانی » میرزاحسی نآشتیانی»
میرزاحسین کوزه کنانی» میرزامحمد تقی حسرت همدانی » سیدابوالحسن حریفجندقی»
ملاحسینعلی قزوینی » ملاحسن نهاوندی , میرزاسید فضلالقه خاوری شیرازی » میرزا
۳۳۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
خرم آذربایجانی » میرزا عبدالغنی ذر؛ تفرشی » فاضاخان راوی گروسی » میرزا رضای
تبریزی , نجفقلیخان سرشار تبریزی » سیدمحمد سحاب اصفهاتی» شیخ محهدساغرعرب
خزاعی » بحمدمهدیخان شحنه بازندرانی » هادی بیگت شایق لرستانی » فت<مایخان
صبای کاشی؛ حاجی ملااحمد صافینراقی » میرزا نظرعلیقزوینی ؛ درویش حسین نوای
کاشی ء آقا بحد نصیب ؛ میرزا مجمد صادق همای مروزی ؛ آقا محمد کاظم واه
اصنهانی .
نسخه : مبجلس » ش ٩.۲ مورخ ۱۲۹ وش ٩۰.۳ مورخ ۳۰۱ ؛ وسلگ
ش ۳۱۷ قرن ۳ ,» ودانشکده ادبیات ش . , - ب مورخ ۲۶2۹ واته, ءضميمة
ردو ۲ , مورخ به ۲ » و کتایخانة آستان قدس .
ترجمه مولف :
«ثانی اسفندیار روبین تن نواب بهمنبیرزا ازبطن مرضی4 والده بظمهشا هنشاه
ممالکثآرا (- محمدشاهقاجار) ود رمتدماتعلوم عربیت بغایتبا هر وداناست»تذ کرهیی
درجمع اشعار شعرا نوشته و هنوز ملاحظهنگشته است » اراده تحریر تاریخی دارد که
در روزگار بیاد گار بگذارد » درایام حیات ولیعهد مغفور (- عباسسیرزا پدر صاحب
ترحمه) به نیابت برادر بلنداختر سلطنت دستور در ولایات مشکین و اردییل حکمروا
بوده و در زسان این دولت ابد مدت قاهره در ولایات دارالخلافه طهران ودارالسرور
بروجرد وسلایر متدرجا فرمائروایی نموده است» .
«تذ کر خاوری تألیف بیرزا فضل النه حسیتی شیرازی متخلص بهخاوری»
(بتلم علامة فقید مرحوم محمد قزوینی)
« بهمن میرزا پسر عباس میرژا ولیمهد پسر فتحعلی شاه تاجار که از فضلای
شا هزاد گان قاجار و مربی علم و ادب و صاحب کتابخانة معروفی بوده و بسیاری از
کتب نقیسه قارسی باسم او تألیف شده یا بتشویق او بچاپ رسیده است" . واومولف
بقیه حاشیه درصفحه نعلده
تذ کرفبعمدشاهی ۳۳۷
تذ کرةالشعرائی است بنام تَذ کرهٌ محمدشاه ی که آنرا بنام برادرخود محمدشاه قاجا
درسال و عم , بانجام رسانده است .
بهمنمیرزا در اواخر سلطنت محمدشاه چون بتوطثه برضد پادشاهمتهم گردید از
ترسجان بهقفتاز گریخت ودرآنجا درشهور سنة عزاروسصد ویک قمری در شهرشیشة
قراباغ وفات یافت .
اين بهمنیرزا را که پسر عباسمیرزا وعم ناصرالدینشاه است نباید بابهمن-
سیرزا ملقب ببهاءالدوله که پسر بلافصل اتحعلیشاه وعم بهمن میرزای مذ کور است
اشتباه نمود» .
«یاد گارج ۳ ش 4 ص ۸ ونیاتمعاصرین»
ازبهمنمیرزای قاجار در۱۲۵ هق
تذ کر محمدشاهی تکملهیی دارد در چهارمجلد شامل منتخبات بیشتری از
اشعار شعرایی که بهمنمیرزا در تذ کرهٌ خود آثارواحوالشان را باختصار مد کورداشته
است .
مجلد چهارم این تکمله که علاوه براشعار منتخب حکایاتیهم بهنثر دارد »
پشمارهٌ يب (بخش تذکرهها) د رکتابخانة استاد محمود فرخ خراسانی موجودست »
پتبه حاشید ازصفحه قبل
عباسمیرزا نایب السلطنه بن نتحعلی شاه و برادر اعیانی محملشاه تاحار از دوثفر از اضلای
عهد خود تقانبا کرد که الفليلة ولیلً عربی را از لثر بغارسی ترجمه کنند . یکی از آنها ملا
عبداللطیف طسوجی پد رمظفرالملکث بود که متن نگر الفلیلهولیلة عربی را بشر لصوح ارمی
درآورد» و دوم سروش امفهانی بود که ترجماشمرهای عربی الفلیله وایله بشعر لارسی باو
محول گردید , ..»»
دیاد گار » ج ه ش ۲-۱ ص ۱۰۲ ولیاتمعاصرین»
۳۳۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
و در آغاز آن بهمنمیرزا چنین نوشته است
«بسمله » درسال و ع , دجری که این بندهُ خا کسار بهمن قاجا رکه حسپ.
الامر سر کار ولیعهد مغفور عباسمیرزا که والد امدارست » در مرز اردبیل و الکای
مشکین وطالش حکمران بود » بخاطر قاصر چنانآمد که یعداز فراغ از رسومملکداری
تذ کرهییمشعر براشعار جمیم شعرایمتقدمین ومتأخرین ومعاصرین ترتیبدهد» لهذا
همت بمتصود گماشته اسیابآنرا فراهم داشت » و بتدر «قدور وضرور رجوع بکتب و
دواوین شعرا کرده شروع بمطلوبنمود» موافق تتبع و بلایت خود و احوال واوضاعی
که مقتضی آنوقت بود » تذ کرهیی نوشت وبوسوم بهتذ کر محمدشاهینمود .
پس از اتمام واختتام تذ ثرهُ مزبور بامر خدیو جم خدم » وخسرو ستارهحشم»
شهنشاه دین پناه ابوالسیف محمد شاه قاجار خلدانته ملکه که این بنده را ابا و اما
با آنحضرت شرنب و رتست اخوت میباشد » بامور بمرزبانی و حکمرانی عراق که خال
رخسار شاهد آفاقست گشت .
چون دراردییل تحصیل ادعار شعراییش از آنمقدور ومیسورنبود» وبا ینواسطه
تذ کره ناقص مینمود » بجددا هنگامفراغت ازمهام ونظام امورسپاهی و رعیتمشذول
بجمع و انتخاب اشعارشعرای فصاحتآثار سلف و خلف گردید» ازهرجا وهرطرف کتب
ونسخ فراهم آورد » دراندك مدت بقدر چهل هزار بیت از اشعار آبدار بتید جمعیت و
کتابت آمد» و مجلد بچهار جلد شد .
کنون که آخر سال فرخندهفال هزارو دویست وپتجاه وشش هجربست دربلده
همدان که مقر ریاست ومستقر حکهرائیست, انجام و اتمام یافت .
مکنون خاطرانست که انشاءانته الرحمن از احوال و اشعار شعرا هرقدر که از
قلم تذ کرهنگار انتاده باشد » جلدی دیگر ترتیب داده ضمیمهُ آن چهارجلد نماید » و
آن گنج شایگان را بر گنچینة اول افزاید» و دریک جلد شیرازه بند اوراقاین مجموعه
آید » تا اهل دانش بمطالعهاش دساز» و از کتب دواوین وشعرا که جمعش
مشکلست بینیاز باشند » باین تفصیل از دواوین شعرا درین جلا چهارم ثبتشد» ,
ند کرهٌ مخامر شعرای کرمانشاه ۳۳۹
تذل کر ةُ مختصر شعر ای کر مانشاه
و افنجمنهای ادبی - مطبو عات
تألیف باقر شا کری مدیر روزنامه خسروی کرمانشاه در ۱۳۳۷ ش
تذ کر محلیست مشتمل بر سهبخش :
تاریخچه شعرای کرمانشاه (ص ۱:۲-۱) .
م- تاریخچة انجمنهای ادبی ثرمانشاه (ص ۳ ۱-ع5) .
م۳ تاریخچة مطبوعات کرمانشاه (ص و ,-وم ۱).
چاپسعادت کربانشاهدراسفند پب۳ع اش باهقدبة شاعر دانشمند آقایغلامرضا
کیوان سمیعی در ر , صفحه ومقدی؛ مژلف در «صفحه بقطع.۰ ۲۳« و ۱ کاغد
کاهی وحروف سربی .
بخش اول شامل تراجم یکصد شاعر کرمانشامی است که ازمیرزا احمد الهام
شروع میشود و بهطهماسقلیخان وحدت پایان میپذیرد , عکس شعرای معاصر نیزبر
صدر تراجمشان گراوور شده امست .
بخش دوم که تاریخچه انجمنهای ادبی کرمانشاهست» تکملهیی برین تذ کره
مبحسوب بیشود » ومشتمل بر ذ کر بیست شاعرست .
مولف از تذ کره اقبالتامه تألیف محمد باتر بیرزای خسروی در ترجمة میرزا
احمد الهامی (ص ) استفاده کرده است » و از مجمع الفصحا در ترجمةٌ پیر مراد پیک
مشفق (ص ۱۳۲۸).
در ذ کر احوال بحمد حسین کلهر کربانشاهی (ص + ) و در ترجمة میرزا
عبدالوهاب سحرم نیز از تذ کرة گنجشا یکان تالیف میرزا طاهر شعری اصفهانیاستفاده
کرده ولی نام مولف آنرا اشتباهاً رضاقلیخان هدایت نوشته است .
کتاب فهرستندارد ودرین روز گاربسیاقتديم کا رکردن پسندیده نیست ,
۶ تاریخ تذ کرههای فارسی
خلی که در سلجم دنو مقر اسبت دنه شاه یلم فیاست :
زسوزل تاب) عشق توزا نگونه دوش تنمیسوخت
که هر نشس زتف سینه پیرهن میسوخت
از مخفی رشتی است که صاحب عرفاتهم اشتباهاً آنرا از بزمی کوز دانسته و
درهندوستان بامقدار زیادی از اشعار دیگر سخفی دردیوان زیپ النساء بیگم مخفی
دختر آورنگزیب عالمگیر پادشاه بطبع رسیدء » ولی در تذ کر نصرآبادی بنامصاحب
اصلی آن ثبت شده است» برای اطلاع بیشتر وك : تذ کره میخان» جاپ نگارندهصفع
ءِ۹ ۰.۷
ازین اشتبا هات بختصر که بگذريم» رویهمرفته این کتاب از تذ کرههایمحلی
دیگ رکه درین اواخر تألیف و طبع شده بهترست » بخصوص که شاعر دانشمند آقای
غلامرضا کیوانسمیعی بقدمة فاضلانه وسمتعی درهجده صفحه بران نوشته وبقدر کتاب
افزودهاند» ولی | گر مولف بتذ کر حدیقةالشعرا تألیفمیرزا احمد دیوانبیگیشیرازی
دست مییافت » تعداد شعرای کتابش بدوبرابر افزایش سییافت» زیرا که او تذ کر
خود را در کرمانشاه بپایانبرده وعلاوه بر ذ کر معاصران خویش درمورد شعرای»لف
ازحدیقهاماناللهی تألیفمیر زاعبدانله رونقسنندجی وسحامدحسامیه تألیف حسینقلیخان
صلطانی کلهر و مجموعه میرزا محمود قلندرشاه ثیز استناده کرده است» رلك : فهرست
حد یقةالشعرا درهمین کتاب .
نذاگره همسعونی
مجموعهایست که نیمی از اول آن شامل رسائل مختلفومطالب گونا گونست
کد ۳ انیسالعشاق شرفالدین رامی شروع و بهینشات و مکاتیب متفرقه ختممیشود
و نیمه دوم آن تحت عنوان «تذ کر مسعودی» ذ کر شصت وسه شاعرست در .مج
ند کرة مسعودی ۳
صفحه بدون ترتیب خاص واشعار نخستین شاعر تا سی وچهارمین نفر دارایشرح حال
است و بقیه بدون شرححال .
نسخذ منحص رکه علیالظا هر بخط مولفاست متعلق است بکتابخانملیملک
بشمارة ع ع رم خط نستعلیق » کاغذ حنایی » طرز کتابت چلیپاست در چهار ستون ؛
نسخه بدون تاریخ است و از آخر افتادگی دارد ولی از قرائن پیداست که در نيمه
اول فرن یازدهم نوشته شدء چنانکه در دنبال نام ابوطالب کلیم « سلمهالته » مرقوم
گردیده » جلد چرسی عنایی » قطع وزیری .
آغاز : مجیرالدین بیلقانی
انجام :
زهرسو بلبلی ازنغمه سرسست طپان بر گوشهای عود بنشست
فهرستاسامی شعر ا
و - بچیرآلدین بیلقانی عمادی شهریاری ۳ خافانی شروانی
ء- حکیم سناییغزنوی و شیخ عطار «- اثیر اخسیکتی
ب- شرفالدین شفروه مب رضیالدین نیشایوری سید معین الدین آشرف
سمرقندی , ,-سمیفالدین اسفرنگ , ,- نیاءالدین خجندی
,- جوهری زرگر بخاری ۳ نظامی گنجوی ء ,- اپوالمفاخر رازی"
ه - رقیم لنبانی ,- مجدالدین همگر ,- رود کی
,- غضایری ٩ - بتداررازی , ۲ب عتصری
( ۲ سیلداحسینی ۲ - جالالالدین رومی م ۲ تام رخسرو
ع مب آذدیبصابر ه ۲ رشید وطواط ٩ ۲- عمعق بخاری
ي ۲ خواجه ناصر بخاری م۲ حمید بن عمعق و ۲- مظفر هروی
۳- سعید هروی ,۳- انوری ۲ ظهیر فاریایی
۱- ترجمه و اشعار ابوالمقاخررازی دویار ذ کر شده است .
۳م- جمالالدین عبدالرزاق عم- کمالالدین اسععیل هم خواجه حسین ثنائی
+ ظهوری پسب عرفی شیرازی ۳ آمیرخسرو دهلوی
وم- خواجه حسندهلوی . . ع- فیضی د کنی ۱ - شیخ سعدیشیرازی
۲ اهلی شیرازی م ع- ففغانی شیرازی ع- غیرتی شیرازی
ه ع- لسانی شیرازی و ع- میرزانظام الملکشیرازی (دستغیب)
,6 غیائای شیرازی ع- میررا صادق دستغیب شیرازی
و 6- شیخ علینقی کمرهیی . ۰- قاضی نوری اصفهانی , ه- ضمیریاصفهانی
۲ ه- میر صبری روزبهان اصفهانی ۳- حکیمشفا ی اصفهانی
ء »- حزنی اصفهانی ه - حکييم ز کنا ٩ ه- محمدقلی سلیم
به- ابوطالب کلیم ه- وحشی کربانی و ه- آصفخان(میرزاجعقر)
. و میرزاقاسم گنابادی ۱ - سیر سنج کاشی ۲ نوعی خبوشمانی
۳ب شاپور طهرانی .
حُمتراجم این کتاب انتحالیست از تذ کره دولتشاه سمرفندی و اینک نمونهیی از
آن ذ کر میشود :
نمونه تراجم :
«مچیرالدین بیلقانی - بغایت خوشگوی وظریفطبم وفاضل بوده واز اقرانظهیر
فاریابی است» و در پیش اتایک ایلد کز راه تفرب ونیابت داشته ؛ وهمواره بتجمل و
ژواستعد اد معاش کردی » و شعرا و اقران وی چنانکه رسمست براو حسد بردند » و او
را بنابر نقرییی بجهت تحصیل وجوه از دیوان اتابکی به اصفهان فرستادند » افاضل
آنجا چنانکه شرطست پروای اونکردند » درهجو مردم اصقهان این رباعی گفته :
گفتم زصفاهان مدد جان خیزد لعلیست مرو تکه ازآن کان غیزد
کیدانست مکاهلصفاهان کورند با اینهمه سربه کز صفاهان خیزد
| کابر اصفهان ازو درخشم بودند» شرفالدین شفروه را بربن داشتند که او را
اهاجی رکیکه گفت که ابراد آنها مناسبنیست» بعضی ازقصاید او درین جریدهثبت
تد کرسسکین ۳۳
شد ؛ ازحمله این قصیده که درمدح قزلارسلان گفته در لژوم شمع در هربیت وبغایت
نیکو گفته :
بهره عمرم ربود» شعبدء آسمان کشتچراغ دلمشمعسپهرالابان
۰ الخ»
«رك ۰ ند کرهٌ دولتشاه » چاپ لیدن» ص ٩۱۱۷-۱۱۰
تألیف میرزا مسکین اصفهانی درقرن سیزدهم
تذ کره گونهایست شامل غزلهای طرحی شعرایانچمن ادبی اصفهان کهبعضی
ارایشان همدورههای موّلف بودهاند» بدون مقدبه و ترتیب که شروع میشود با قطرهٌ
سامانی و بهمیرزاعبداته سرگشته پایان میپذیرد .
آغاز : « مرحوم بیروز میرزا قطره که از اهل قریك سامان از بلولك چهار محل
اصفهان بودهاند و اسم ایشان در تَذٌ کرهها هست و احتیاج بهعرقی نیست .
انجام :
«امرفز در قلمرو اتلیم شاعری الحق دیار اطعمه را او مستخرست»
سرحوم بجمدحسین شعاع شیرآری شتصفحه اول این کتاب نوشته است؛
«تذ کر میرزا مسسکین اصفهانی - این تذ کرةٌ بختصر را مرحوم میرزا مسکین
اصفهانی نگاشته . وقلیل آثاری از اشعار شعرای عصر و سامان خویش در روزکار
بیاد گار گذاشته » خدايش رحمت کند » و سای رگویند گان را حق بیامرزاد » فی بوم
چهارشنبة م۱ شهر ذیقعدة الحرام سنة ۰۲« ۱ هجری قمری ؛ واناالحتیر بحمد حسین
شعاع الملک شیرازی» .
نسخه : اصل این کتاب که بخط مولف است درسجلس و جزو کتب اهدائی
۳:۶ تاریخ تذ کرههای فارسی
مرحوم ناصرالدولهفیروز است بشمارة . ۳۲ قطم ربعی» کاغذ سفیدفرنگی » جلد تیماج
عنایی » خط نستعلیق و برگ » هرصفحه ۳ , سطر.
فهرستشعرای تذکره مسکین
۱- قطرهةٌ سامانی - دریا : میرزا لطفانته بن قطره
۳ عمان سامانی : میرزانورانته ولد میرزا عبدانته سامانی پسر قطره
ء- دهقان سامانی : ابوالفتح - آشفته : میرزا<ستعلی
+- بیضای اصنهانی بب فرخ اصفهانی : میرزا کلبعلی
م- خرم اصفهانی : عباسعلی بیگك و شعلة اصفهانی : محمداسمعیل
. ,-طوبی اصفهانی : سید هاشم , ب- صفای اصقهانی : میرزاسیدعلیرضا
۲ ,- طغرل اصفهانی : میرزاعای ۳ ,- محتسب اصفهانی : میرزا سیدرضا
ء و - آسرار سبزواری : حاجبلاهادی" هم ,- ثاقب اصفهانی : میرزااسمعیل
> ,- پرتو اصفهانی : میرزاعلیرضا مشهور به میرزا آفاجان
بب)- مسکین اصنهانی ,- افسر اصفهاتی : میرزا عبدالرحيم ین
مسکین ٩ ,- میرزامحمدسعید اردستانی
, ب- پهاراصقهانی: میرزامحمدعلیمذهب_, ب صافی اصفهانی : میرزابجمد
۲ - اصفی : میرزا محمدحعفر ۳ - جیحول فریدنی : میرزا سیلمرتضی
ء ۲- حاجی میرزا بیع درب امامی ه ۲ س ركشت اصفهانی : میرزا عبدالته ,
نمونه تراجم :
«دهقان - ازقریة سامان و ازشعرای مقر انجمن اصفهان » جوان سلیمالنفس
سریع الطیع با ذوقیست » و کتاب الفلیله را بناینظم گذارده و بسیاری از آنرا منظوم
تموده است واسش هم میرزا ابوالفتح است .
3-۱ کر اسرار درین تذ کره تیمتاً آمده است.
تذ کرةٌ مسکین و ۶ ۳
بهار آمد و چمن زگل پر از نگار شد
چمن زسوسن و سمن چو ساحتتتارشد
بخاك ناف ختن ثار بار بارشد
بشاخهای نسترن نسیم مشکبار شد
چو خط سبزیارمن جهان بننشه زارشد
کنار ودامن دمن پراز تذرو وسار شد
زارغوان و یاسمن نماند جا بگلشنا , , ,»
این مسمط ۳ بندست و جون دیوان د هقانل جاپ ۳ ات بد ینقدر | کتفا
ترجمه ملف :
«مسکین اسمش محمدعلی از نجبای اصفهان و ازشعرای نکتهدان » جوانیست
خلیق و با اصدقاشفیق» باآنکه بکسب موروث نیا کاننش سر وکار و با تلخی تریالك و
تهوهاش بازاره اشعارش شیرین وافکارش شهداً کین است؛ لطف غلقت و حسنجبلتش
بحدیست که بافرط معاشرتش با اهل بازار از آنها بیزار و از رذایل اخلاق سوقیه
معرا وسر است » و باوجود آنکه استادی ندیده وقواعد شعریه را ازمهرهُ اهل خبرت
این فن کمتر شنیده » اغلب اشعارش فصیح و کمتر محتاج تصحیح است » بطرز
فصحای متقدمین آشناست» و این قصیده که درسدح بند گان شرایع ا رکانقدوةالایام»
مقتدیالانام ء افاض النته بدوامهالاسلام بسلک نظم کشیده , وسصد ر پاوصاف مسجد
سدرهآسا وسعبد اقصی مبناست » بدینهعنی گواست :
تصیده
لوحش الته ای همایون مسجد عالی بنا
کعبهٌ بقصود عالم » تبل اهل دعا
۳۶
تاریخ تذ کرههای فارسی
نغز بنیادت منور همچو کاخ مان
طرفه ایوانت زین همچو عرش کبریا
سطحتازوسعت تعالی انته جهان اند رجهان
سقفت از رفعت وقالانته سما اندر سما
آب صافت جانفزا چون چشمة آب حیات
خاك پا کت عطرسا چون ناف مشکختا
طعنه بر گردون زند هر غرفهتو زارتقاع
خنده پر جذت زند هر صفحة تو از صفا
در رواق عالیت سبّوح گویان قدسیان
بر بنای محکمت احسنت گوبان انبیا
از شبستانت شبستان فلکک را زیب وفر
وز چراغانت قنادیل کوا کب را ضیا
پاك دامانان بزم زهد را بیت السرور
پا کزادان سرای قرب را خلوتسرا
کعبهٌدین مفتخر اززیبت ایزیبنده کاخ
ستف کسری منهدم از قربتای عالی ینا
کعبهرا گرهست فخری کش بود بائی شلیل
اینک آسد بانی تو سبط فخر ابنیا
نایب مهدی سمّی قبلُ پنجم که گشت
از علو قدر محرم درحریم کیریا
سید دوران و فخر عالم و فر جهان
مقتدای دهر و کیهان را امام و پیشوا
اختر برجم شریعت شمع تقوی را فروغ
گوه رکان حقیقت بزم ایمان راضیا . . .الخ»
«ساثرالباقریه»
تذ کرة مصور ۳:۷
سمکین در سال ۱۲۰۳ هجری تمري در گذشته و عنقای شیرازی مادة ناریخ
وفات او را « کو مسکیتی مسکن ببهشت» یافته است .
تألیف زینالدین راوندی با تصاویر شعر ا بقلم جمال نقاش اصنهانی
درسال ۵۸۰ ۵ . ق
واین قدیمرین تَذ کرهایست که از آن نشان داریم » محمد بن علیین سلیمان
راوندی درراحةالصدور مسطور داشته اس ت که : «درشهور ست ثمانین و غسیماشه
خداوند عالم رکنالدنیا والدین طفرل بنارسلانرا هوای مجموعهبي بود از اشعار »
خال دعا گوی زین الدین مینوشت و جمال نقاش اصفهانی آنرا صورت میکرد » صورت
هر شاعری میکردند ودر عقبش شعر میآوردند وسضاحکی چند مینوشتند وآن حکایت
را صورت رقم ميزدند و خداوند عالم مجلس بدان یآراست» .
« راحةالصدور » طبع لیدن » ص باه»
تذ کر ر مصور
از ظفرخان تربنی متخلص بهاحس در نیمه دوم قرن بازدهم
سرخوتشی درئذ کره کلماتالشعراه ذیل ظفرخان احسنمینویسد: «خلفر کن-
السلطنت خواجه ابوالحسن تربتی صاحب طبع عالی بود » دیوانی رنگین با مثتوی پر
مضامین ترتیب داده » | کثر بصاحب صوبگی کشمیر و کابل عشرتاندوزی داشت »
وقت ی که نام کابل بود » سیرزا محمدعلی صاب تبریزی بشوق دریافت صحبتش از
۳۶۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
ایران آمده مدتها گذرائیدهء خان قدرداندراحوال پردازیش سعی سوفوره بجامیآورده
بانواع مراحم و الطافی پیش میآمدند 1 تد کر اشمار شعرای کات که باوی ربط
آشنائی داشتدد مثل صائب و کليم وسلیم و قدسی و هردو سالکک یزدی و فزوینی و
بخط او نویسانیده برپشت سر ورق صورت آن معنیسنج فیز ثبت کرده بود» یکورق که
برو شبید کلیم بوده پیش شاه عیان دیده و صورتش را زیارت کردهام » ازوست ۰
بتیغ بینیازی تا توافی فطع هستی کن
فلگ تا نفکند از پاتراء خود پیشدستی کن
روت
بهر کجا که رسم وصف دوستان گویم
برای بار نروشی د کان نميبایید"
2
ازسبزه تیغ بر کمر گل بهار بست
کر توبه خضروقت شود, جان نمیبرد
هه
مراا زگفتگویبادسر خوشمیتوان کردن»"
« کلماتالشمرا چاپ لاهور در ۲ ۱44ص ۰4
در سرو آزاد مسطورس ت که ظفرخان بعد از صوبه داری کابل «مدتی بحکوست.
ب- نقصود شعرای مقیم کاپل در آنزمان هستند همچنانکه هیچیک ازین شعرا که نام
برده است کابلی نیستند .
۳ بار فروشی کنایه از تمرینیار کردنست «بهارعجم»
۳ چاپ دیگری ازین ذ کره در مدراس شده است بسال ,هو , و ترجمه ظفرغان در
صفع ب آن کتاب بابمضی اختاافات مسطورست.
ند کرةالمعاصرین ۳:۹
کشمیر پرداختب و ملک دبت را مفتوح معاعت 4 وپایان عمر در دارالسلطنت لا هور
فرو کش کرد » و درسنه ۳ب . و مبحمل بسرای فنا کشید»
«سرو آزاد ص ه ٩٩
تذاکرة المعاصرین
تأثیف شیخ محمدعلی حزین لاهیچی در ۱۱۹۵ هق
تذ کره عصری مختصر ومعتبریست مشتمل بریک مقدمه و دو فرقه در ذ کر
علما و شعرایی که ازج . , , هجری ( سال ولادت مولف ) تا زسان تألیف پا بعرص
ظهور نهادهاند .
مقدمه در سب تألیف وچگونگی آن .
فرقه اولی در ذ کر علمای معاص رکه بانشاء شمر زبان بلیغ بیان گشوده وتوجه
خاطر بآن فرمودهاند (و در آن د کر بیست عالم است) .
فرقه ثانیه در ذ کر شعرای معاصر (و در آن ذ کر هشتادویک شاعرست) .
در سیب تالیف و چگرنگی آن کوید : «اسا بعد بر مشاعر فهم و اقفان مشعر
توقیق وقرایح صافیُ جرعه نوشان زبزم تحقیق نهفته نیست که ... راقم این مقال
صف" نعال گزین محفل ارباب کمال محمدالمشتهر بعلیالجیلانی حزین است . .. که
با همه اسباب فروماند گی و تفرق بال وانواع آلام و اهوال » یادآوری دوستانیکدل
ودقیقت پژوهی کامل و پاسنیکث صحبت یاران خلیل و اصدفای جلیل قدرشناسی
هنرهر وضیم ونییل بران داشت که درین صفحات بذ کر بعضی از یاران معاصروابیات
برعی از صاحبدلان صافي ضمایر که بفکر قویم و طبع مستقیم مایل بنظم لالی اشعار
بوده و ازین شراب طهور جامی پیمودهاند پردازد» ... وتبلاز تفصیل مقصود تقدية
سخنیچند نا گزیر : مخنی نماند که تسوید ابن اوراق دراواخر سالهزار و یکصد و
۳9۰ تاریخ ند کرههای فارسی
شصتوپنج هجری د روقتی که بختعنوده درشبستان هنه تیره روزست» اتفاق افتاده »
و چون مقصور بد کر معاصرین است » مبداء تاریخ ولادت این خا کسار خواهد بود
کهدرداه ربیم الثانی هزار ویکصدوسه هجری بدا رالسلطندُ اصفهان واقمشده وبطون این
همایون دفتر باظهار شعرای ملتاثذاعشر اختصاص خواهد داشمت ,
و چون این راقم آئم را حصول ملاقات و صحبت | کثری رویداده » ا تین
ندرت درین محفل سامی و بزم گرامی ذ کر قلیلی از عزیزان بزبان قلم آید کهادرالگ
صحبت صورت نبسته باشد خالیاز اشعار واشارت نخواهد گذاشت» .
و درضمن اشارت بروش تذ کرهنگاری خود» از تذ کرهنویسان سخن ناشناس و
بی وقوف عصری انتقاد کرده و چنین گفته است که : «... بعضی نذ کرهها که این
عوام باغراض فاسده که اشارت رفت ترتیب دادهاند » حیرت زاریست عاقل را » چه
قطمنظر از وکا کت عبارات وژاژخایی منشآت ؛ مشحونست با کذویات و خرافات » و
مملوست از اشتباهات و لاطایلات » کسانی را که نشناسند و اصلا" معرفتی بانان
نداشتهاند» ورق ورق احوال توبسند » و جمع ی که هرگز یکک بیت نگفتهاند» اشعار
دیگرانرا د رکار ایشان کنند» ود ر کلام گویند گان تخلیط نموده سخن د بگریبدیگری
نسبت دهندء آنجا که نباید ونشاید صفحه صفحه ستایشی و القاب و نعوت نگارند » و
جایی کهبایسته وشایسته است تحقیر نام وتنزیل مقام آرند» ... هرتحریفوتصحیف
وهرسقط وغلط که در نسخ انتاده پاشد همه را بکار برند وصواب شهارند «خود غلط
معنی لط مضهون غلط انشا غلط» (یراستی که تد کرهنویسانهندیازین هم بدترند ء
گلچین معاتی) .
« در زمانة ما ناظمان سخن وناشدان اشمار افزون از حد عد" و احصاست ؛ اما
چون | کثر بسیب عدم بضاعت وفتدان مناسبت با این صناعات لایق اعتنا و التفات
نیستند وسخنشان قابلیت ذ کر و سماع ندارد » آنها را درسلک <ضار این مجلس جای
نميدهد» ... و درین بختصر زیاده برین رعایت ترتیب را لازم ندید که منقسم بدو
فرقه نماید ؛ فرقك اولی در ذ کر علمای اعلام» فرتة انیه درییال سایر انام ۰۰۰
تذ کر المعاصربن ۳۰
این تذ کره یکبار در لکهنو بضمیمه کلیات حزین بسال ۳ , قمری و یکبار
در کانپور بسال , ,م۳ , بهمان نحو بطبع سنگی و بار سوم مستقلا" در اصفهان بسال
عم , شسی بامقدمهُ دانشمند فقید مرحوم محمدبافر الفت بطبع سربی رسیده است »
نقدب دیوان چهارم حزین هم در آغر این چاپ آمده است.
حزین شاعری پر کار وعالمی نامدار بوده آثار بسیار از ود بجا گذاردهوترجمةٌ
احوالش بتفصیل در تمام ند کرههای همزمان وی وییشتر تذ کرههای متاخر ازقبیل؛
ریاض الشعرا» خزانة عامره» مجمعالنفائس» سفینة خوشگو » تاریخ محمدی» آنشکده»
سیرالمتآخرین » خلاصةالکلام » عقد ثریا , صحف ابراهیم» خلامبة الافکار » مخزن -
الغرائب » مرآتآفتابنما » آرایش محفل ؛ نشنرعشق» لغم عندلیب ؛ هفتآسمان »
شمع انجمن » نجومالسماء » تذ کر حسینی » مردمدیده؛ انجمن خاقان » مجمع الفصحاء
ریحانةالادب و بانند اینها مسسطورست ,
سفن علیحزین نیز تذ کره گونهایست از هم وکه بطبم رسیده است و ذ کرش
خواهد آمد » وی عدد ابیات دیوان خود را پنجاه هزارگنته و این ببت حاکی ازین
معتیست :
بعد پنجه هزار شعر گزین که درآمد بدفتر تدوین
این پنجاههزار بیت شامل چهار دیوان بوده که سهدیوان اول بشرحی که در
تاریخ احوال خود نوشته است؛» ازبین رفته ودیوان چهارم را درهند گفته وهمانجاهم
بطبع رسیده است» این نسخه که کلیات حزین نام دارد مشتملست بر تاریخ احوال و
تصائد و غزلیات و مثنوبات و مقطعات و رپاعیات و متفرقات وتذ کرةالمعاصرین .
از کلیات وی که کاملتر ازنسخه چاپیست بکنسخه ریو درح (صب , پالف
معرفی کردهاست ونسخةٌدیگر بشمارةٌ ,بو , مورخ ۲۳ , هق درمجلسموجودست ,
مشنویات حزین عبارتست از : صفهر دل » ودیعةالبدیعه » فرهنگنامه » تذ کرق-
العاشقین » خرابات » چمن وانجمن » مطمح الانظار .
واز آثار منثور اوست: رساله درحقیقت نفس وتجرد» فرسنامه» دورساله در تفسیر
۸ و ی
۳۲ 6 ۳ تاریخ تذ کرههای ارسی
« سس بح سس
بعضی آیات , تحقیق معادروحانی» اوزان ومقادیر» حدوث وقدم » شرحلامیه» صید یه
يا رساله در خواص حیوان » حمله های ایران برهند » و ترجمهٌ فارسی تحربر اقلیدس
از خواجه نصیرالدین طوسی با توضیح بعضی عبارات مشکله آن . رك ؛ احوال و آثار
خواجه تألیف بدرس رضوی (ص ۰.۱ ۲) .
دستورالعقلاء درحکمتعملی» مواعدالاسحار» مدا کراتفیبحاضرات» مصأبیح -
الظلام فيآراء اهلالکلام » تذ کرةالمعاصرین » تاریخ احوال» سفینة حزین .
مولف تذ کر حسینی گوید که وی : خط ثاث ونسخ و رقاع و شکسته را در
نهایت حودت مینویسد » وزند وپازند درست میداند» (ص + . ۱۰۹-۱) .
در کتابخانة مجلس بیاض اشعاریهست بعربی و فارسی از حزین و دیگران
بشمارهُ (. »ب) که بیشتر آن بخط شکسته نستعلیق زیبا و پخت حزین است » و چند
چا رقم دارد» یکی ازآنهااینست: حررهالعید بحمدالمشتهر بعلیالجیلانی الثشعبان
عام سبعین ومائه بعدالالف » پزیرای پرتو نظر قبول دوستان معنوی بوده پادآوری را
وسیله باد » والعاقبة بالسعادة» .
مجموعهبی از بعضیآثار حزین نیز متعلق به برادر عزیز و خویشاونددانشمندم
آقای د کتر مصطفی مقرای معلم دانشکدةادپیات » | کنون دردست من بنده استشاسل
رسال فتاوی و تاریخ احوال حزین ودیوان پنجم وی که بالغ بریکهزار وصد وپنجاه
ببت است از غزل وقصیده و قطعه و رباعی و تا کنون بطبع نرسیده است .
بتصریح کاتب ( مجمد باقر ولد حسن عسکری ) همه از روی خط مصنف
نقل شده و تاریخ تحریر آن سیزدهم رجب المرجب سنة ۳ , , یعنی سه سال پس
ازفوت حزیست ؛ و درپایان دیوان پنجم دو قصیده شامل اده تاریخ با تعمیه اثر
طبم مولانا اپوالمعالی متخلص به عالی ویک قطعه که آن نیز متضمن ماد تاریخ
فوتحزبن است وگویند؛ آنمعلوم نیست» وغزلیچند از ابوالمعالیمذ کورسمطورست .
تذ کرةالمعاصرین ۳۳
جمال ملت و دین مقتداً علی حزین
صعود کرد یقرب مبادی اولی
سوّال روز و به وسال اگ رکنند بگو
شب خمیس ودهمازجمادی الاولی
, ۸ | |
کاتب مزبور در آغاز دیوان پنجم چین نکاشته است : «اين غزلهای مرشد
برحق شیخ محمد علی حزین علیهالرحمه نقل از خط مصنف که اراد دیوان پنجم
داشتند ودردیوان چهارم داخل نکردهاند نوشته شد» .
حزین در رسالة فتاوی خود در جواب سوالی راجم بجبر و اختیار » اشاره باثر
دیگری ازخود بنام « کنزالمرام» میکند بشرح ذیل :
«جواب اهل حق منکر جبرند چهآن قطعاً باطلست» ابا منکر علیّت وعدالت
وجباریت حق نیستند » بواد و ذوات طیبه و خبیثه هردو موجود شدهاند » و هریکك
براه خود میروند» واینکه توهم لزوم جبر در بسیاری بواقع عوام را رومیدهد از جهل
بتحتیق این مسأله ومقدمات ولواحق این مسأله است» وتا محققنشود شبهه برنخیزد
و تحقیقش خالی ازصعوبتی تیست, پندارم که نسخة کنزالمرام که مرقومقلم فقیرست»
برای کسیکه استعداد فهم این حقایق داشته باشد بهترین نسخ است» هر که خواهد
طلب کند ودرنهم آن بکوشد» .
و این رسالة فتاوی شامل جوابهاییست برسی و هفت نقره سژال نقهی یکی از
علمای مسلمان هند » و خود در پایان آن نوشته است که : «هو » هوحسبی و الید
موئلی» درحالی که ضعف و اندراس حواس نفسانی وناتوانی جسمانی طاقتنشستن و
نوشتن نگذاشته » اين سوالها بنظر قاصررسید» احتیاط مقتضی سکوت بود» لکناندیشه
رفت که چون تدین وایمان باعث سوالست» و دیگری در روزگار ما نمانده تا کفایت
کند وازین قاصر ساقط گردد» چند کلمه در ذبل بقلم آمد » وطوبار مرسله چون بیاض
سا اس 9 تست و وت یی س.-
۳۹ تاریخ تذ کرههای فا رسی
کم داشت» بیکی از حاضران التماس نوشتن سوال وجوابنموده همین راارسالنمود»
رب- احعلا منالذین آخر دعویهم انالحمدته ربالعالمین» .
کاتبی که از روی خطحزین سطور فوق را نقل کرده چنین نوشته است: «این
چند کلمه دستخط خاص حضرتشیخ العارفین شیخ محمدعلیالمتخلص بهحزین است»
انارانته مرقده » حسبالامر آقا صاحب قبله در اختلال بال و تشتت احوال بطریق
استعجال مانند ابهٌاعمالخویش این چندورق را ضایم و سیاه نمود. المأمورنعذوره .
واینک نمونة یکی از سوالات و جواب آن : سوال - درهندوستانمعمول گشته
که مهر زنان سا صد هزارروپیه کایینش میبندند» ومطالبه بالفعل ندارندءبلکهبرذسه
میگذارند وهر گز این مبالغ مقدورنا کح نبوده ونیست» وجمعی ازطلبةٌعلم میگویند که
مقدور ادا بالفعل شرط نیست » زوح مشغولالذسه است » هرگاه قادرشود ادا نماید
اکر زوحه هبه ننماید ؛ و در کتب متداولة نته هم فعلیه شرط نشده است » و جمعی
قدرت ادا بالفعل شرط میکنند وحکم ببطلان آن عقدها میکنند» وجمعی دیگر بااشراط
قدرت برادای بالفءل میگویند که صداق کذائی که ازعهد؛ ادا غارجست باطلست ؛
وعقد صحیحست ؛ مهرالسنه لازم میشود » چون اعتماد برهیچیک از فرق ثلائه بنابر
عدم مهارت آنها درین ان نیست , رجاآنکه هرجه از کلام اهلالبیت برآنعمادالمله
والدین تحتیق شده باشد فتوی ممالحجة نویسند که موحب اسکات مداهن و انهام
مخاصم شود» جواب - تجاوز از پانصد درهم که مقدار مهر سسنون است » مرجوع و
مکروه » اما | کثر مقدار مهر وا حدی نیست » بهرچه تراضی طرفین شود جایزست » و
قدرت اداحین العقد شرط نیست بالاتقاق » پس اکر بمبلفی خطیر عقد بندد که حال
غیرمقدور وآینده نیز بطواهراحوال بعیدالحصول یا غیرمقدور نماید, ظاهر شرع اقدس
دلالت بر صحت وجوازدارد » | گرچه خارج ازتقویاست؛ اما توهم بطلاناوخطاست»
وتول برد" آن بمداق مسنون ا گرچد قائل دارد آما قول شاد ومستندش قابل اعتماد
تیست , وا کثر نقها نیز برخلافش اطباقنموده لیکن لازسست که خودرامشغولالذیه
داند وقصد ادا داشته باشد» ,
تد المعاصرین ۵ ۳۵
حزین لاهیجی
علی ابراهیم خلیلخان بنارسی مینویسد :
«حزین تخلص » اسم سامی آن نقاوٌ علمای اعلام » واصدق اذ کیایعاليمقام
شیخ محمد علیجیلانی است » اصلش از لاهیجان و تولدش درسنه یکهزار و یکصد
وسد به دارالسلطنة اصنهان است » آبا و اجداد آن عالیمقدار تا زبان سعادت نشان
حضرت غیرالانام علیه السلام هر کدامجامع علومدینیه وعارف معارف یقینیه بودهاند»
چمانچه شیخ صفیالدین اردییلی که افتخار سلسله صفویه بدوست » رید شیخ زاهد
جیلانی است» که بهجده واسطه جد" آن علامهٌ روزگارست» ازینجا رفعتپایعزتش
توان شناخت که سلاطین کشورستان صفوی نژاد با آنهمه جلالتشان » مراعات آدب
وعقیدت درست بااین خاندان مسلولك داشته» بالحمله حضرت شمیخ دراصفهان وشیراز
ازفحول علمای آنزمان | کتساب و استفاده نموده وسالها سیاحت بلاد ایران و ادرالد
صحبت بسیاری از حکما و عرفا و شعرا کرده و در سنه یکهزار ویکصد وچهل و سه
بزیارت حرمین شریفین فایز گشته » خامة کوته زبان نجلت را چهیارا که بشرح برخیاز
قضایل نامتنامی او تواند پرداخت» و زبانبیان را چهمجا لکه ازرفعتستابیعرش
کمال او سخنی کرسینشین تواند ساخت ؛ بسی رسایل جلیله درهرفن ازماثرذهن وناد
و طبع نقادش بر صفحهٌ روزگار بیادگار و دیوان رفیع بنیان او که بحربست لبالب
از لالی آبدار , کحلالجواهر بصایر فصحای بلاغت شعارست ؛ صاحبتظران میدانند
که کلامش بغایتدرد وسوز نمکسای داغ سینه ریشان وشوربخش دماغ درد کیشان
است .
مخفی نماند که بسبب توهین و تحقیر هند و مردم هند که در نظم و نثر آن
عالیمقدار پیشتر ازین بقوله اشعار شده» بعضی از صاحب کمالان هندوستان| زومنحرف
شده کنا یه نابلایم که منافی کمال اوست» در تصانیف خود ایراد کردهاند» واینمعنی
دستآویز افکار | کثری ازعوامسرتبه ناشناس شدهاست» لیکن درنظر انصاف حق پدست
۳9۹ تاریخ تذ کرههای فارس
حضرت شیخ است » چرا که بهنگام ورود او هندوستان بسبب ارتکاب سلطان بلعب
و بازی و اشتغال امرا بتن پروری و خودسازی » ازهنر نامی و ازفضیات نشانی باقی
نمانده بود » و مردم هرپیشه از حد خود تجاوز نموده و وابط قدیم را از دست داده
مرتکب اوضاع نامسدود و سبدع اطوار بستکره ونامحمود گشته بودند » باعث اختیاو
غربتشیخ ازبرهم خورد گی آلصفویه و استیلاینادرشاه وحدوثمفاسد گونا گونست ,
در عهد جنت آرامگاه محمدشاه بدارالخلافة دهلی آبد, و پادشاه و امرا وسایر
ناس مراعات قدر ومنزلت آن حضرت را برخود لازم شمرده » بحرمت و ادب با وی
معاشرت مینمودند .
القصه بعد از سرور ایام از دهلی نوضت اختیار نموده , بقصد طواف بیتالته
مرحله پیهای بنگاله گردید» هنگامیکه وارد عظیم آباد شد » پیکر شریفش از قلت غذا
و کهولت من بغایت نقیه ونزار گردیده بود» ناتواني وس وگواری ! رها نکرده کهقدم
پیشت رگذارد ؛ و درهمان شهر چندسال اقامت فرسوده » و باز بهبلدُ بنارس کهبفاصلةً
شصت و چند فرسخ از عظیم آباد بسمت مفرب واقعست, عنان تاب گردیده» و بنارس
شهریست درئهایت خوبی و بزرگی وسعيدعظيم هندوان است» عمارتهایمتین ورفیم ؛
و کوشکهای بلند ومنیع از منک خارا بسیاردارد » و از وفور آبادی و اتصالعمارت »
پیچ وغم کوچه هایش همطرح زلف سلسلهمویانست » و سا کنانش همه بلند بالا و
خوبرویانند
بالجمله حضرت شیخ این هردو شهر را مسکن و مقر خود قرار داده » مدتها
تردد و برگشتن بعمل میآورد » راقم آئم درشهر بنارس بملازمت آن عالیمقاممستفید
هد » فضایل حتیقت نفسانیه اشرا با محاسن ظا هریه جمم داشت» وهموارها زکاوش
درد معنوی بامزة اشکفشان میزیست » توحه خاص یااین احترالناس میفرمود » و
رساله یی چند از مصتفات و دستخط خود تب رکاً بخشیده بود ؛ و چون اتسام خط را
میرین مینوشت » خوش رقمان عصر » نقش خامه او را سرخط تعلیم میپنداشتند »
آنگاه که ضعف وشکستگی بربدنش مستولیشد» مداراقامتدائمی بشهربنارس گذاشت»
تذ کر المعاصرین باه ۳
و درسال یکهزار ویکصد وهشتاد بدارالوصال ارتحالنمود» مزار فایضالاتوارش بیرون
شهر بنارس واقم وزیارتگاه مسافر ومقیم است» منظوماتش از هرقسم زیاده برسیهزار
پیت بشمار آمده .
پوشیده نماند که حضرت شیخ در بحور مختلف پنج مبثنوی مختصر دارد » و
ه رکدام را بنامی موسوم ساخته وتعداد ابیات آنها همگی یکهزار وپانصد وچهاربیت
است » درین مقام از هر پنج مگنوی چند بیت برسبیل ایجاز ارتسام مییابد !۰ .
»تد کر خلاصةالکلام » ص وم ۳۸-۳
منتخبی ازدیوان حزین از روی چاپ لکهنو بسال ۳:۲ شمسی در مشهد
بسرمایه کتابفروشی توس و اهتمامشفیعی کد کنی بچاپ سربی رسیده است .
تاریخ احوال حزین نیز از روی چاپ لکنهو بسال ۳۳۲ شسی در اصنهان
ازطرف کتابفروشی تأیید بطیم مجدد رسیده است ,
منتخباتی از دبوان پنجم حزین که ذ کرش گذشت وتا کنون بچاپ نرسیده
انگند فلک چودورم از روضهُ طوس . . آن غيرت طور
نگذاشت مرا فیض الهی مایوس . چون دیده زنور
از طوف حرم طرف سعادت بستم ابا زقضا
ابروز به سوبنات هندم افسوس چون زنده بگور
مزر
هجرت زحریم مکه دوری زنجف دل را باسف داد وپافسوسم کف
غانل که مکافات چنین جرم مرا آرد سوی هند و ساز دم عمرتلف
دزد
۰- در ویاض الشُعرا ترجمة حزین دقیقتر وکاملتر ازهمهجاست و تمامت آندر مجلهً
اربغان دورة نهم شمارة هفتم (می ۹-6۱۷ ۳ع) وشمار#هشتم وتهم (ص ۳, ۲۷-۰ ه)بسال
8۰۷ ۱۳ شمسي درح شده است .
هچرت زحرم عقوبتمداد به هند
عصیان بره جحیم می(-ره مرا
ازهند گر خواره کنم یا د به هد
از طالع بد لط شد ء افحاد به هند
این قطیه را در وفتی سروده ات که نادرشاه عزم سفر هند داشته:
ای صبا از من آشقته سخن
که نیارد هوس هن ییاد
که شه هند فراوان دارد
بشهنشه ببر این تازه سروش
دارد ارگوش ودلپندنیوش
پهلوان موش وبهاد رخر کوش
بیتی چندست ازیک قصیده :
ای بار خدای بنده پرور
آشفته سرم زجور گیتی
از خود خجلم ردیدن هد
صدشکر که ازتو سرفرازم
ممنوننيم از کسی بجزدل
گوکاخ جهان زبن برآید
نهانی کردهیی یغما دل من
گرابار تغافلها نگاهت
ببرعکسش ندید از ناز و شد آب
چه طونانها که درهجران نیفشاند
حزین آشفتهتسر از گردباد ست
غزل
ویجانبخشایدلنگیدار
آزرده دلم زدهر غد ار
شرمندهام از وبال این عار
با راحم نجنی من الثار
گر در هندم و گر بتاتار
مرهون خسی یم بدینار
بر دوش کسی نبودهام بار
پشتی ننهادهام بدیوار
کجابردی ؟چه کردی ؟ بادلمن
سکدوش تناها دل من
از آن سرو سهی بالا دل من
بجان دیده دریا دل من
درین صحرای شورافزا دل من
سرت
دلدار یگو وفا ندارد
آیینه رخی چودرنظرنیست
دارد » اما بما ندارد
عمخانه دل صفا ندارد
ند 5 محیز ۳۰۹
اه تیان تم این قانلهها درا ندارد
ازعدل خداستاین کهسلطان نان دارد و اشتها ندارد
دست طلبش سا فتادست در بوزه گری که با ندارد
این حوشی و خروشظالمانچیست گر جوب خدا صدا ندارد
فش
روشن نفسم » فکر شب ار ندارم
آیینه صبحم » غم زنگار ندارم
ازدولتعشق تو زيانم همه سودست
با سود و زیان دو جهان کار ندارم
و
میکرد "داش چارهُ چین جبین تو موجی که بیزند عرق انفعالمن
مد
پریدنهایرنگ از جاوههای کیست»میدانم
طپیدنهای دل زآواز پبای کیست میدانم
بچشم هردو عالم حلتف یرون در باشد
حردم سینهام علوتسرای کیست میدانم
تور
زد نقش سخن سکه جاوید بنامم از صفح دلها نشودمحو کلامم
ند کرء ممیز
قرن ۱۳
شامل تراجم مختصری از شعرای قرن سیزدهم بامنتخجی از آثار ایشان بدون
هیچ ترتیبی .
دس و. ح سس .
.۳۹۰ تاریخ تد کرههای فارسی
نسخه منحصر این تذ کره که بخط نستعلیق در سال .۱۳ و
قراین پیداست که دستنویس موّلف است بشمارة )٩.( در کتابخانة مجلس شورای
ملی محفوظ میباشد , درآغازنسخه پانزده صفحه ثائویس است که ظاهراً برای نگاشتن
مقدبه گذاشتهشده , و کتاب با عبارت : «خاقان مغفور مبرور فتحعلیشاهاجار» شروع
و
بطوریکه درفهرست مجلس مذ کورست : سولف این تذ کره ازخود نامی نبرده
ولی از مندرجات ص و . > که گوید « قریهیی در جوار امامزاده بود او را تعدیل
میکردم» ونیز درهمین صفحه گوید «سال ی که بنده مأمور بتعدیل نهاوند بودم» معلوم
میشود که مقام تعدیل مالیات یا ممیزی داشته و چنانکه از مطالب مندرجة در ص
ر, معلوم میشود درسال .۲۰ , در تبریز بوده و از ص ع , , بدست میابد که در
سال ۲۰۲ در طهران توقف داشته و درص پر تذ کر داده که بسال ۱۲۹٩٩
سوسیخان متخلص بهسرهنگ را دیدار کرده و از او اشماری نقل نموده است .
اين تذ کره شامل اسامی وشرححال مختصری از شعرای معاصر مولف میباشد»
و در آخر مختصری از آثار نثری ونظمی خود را گذارده و پس ازنام اخکر پسر آذر و
چند بیت ازو» مطالبی متفرقه ازقبیل ترجمة رسالةالطیر شیخ ایوعلیسینا (ص ۸ ۱۲ -
به۳ ۱ ) وانشائی بینقطه ومراسلاتی نکاشتهشده و پس از آن بازنام چندنفر و آثاریاز
آتها را ذ کر و در آخر زیر عنوان مولف این اوراق» آثار نظمی ونثری از خود آورده و
غرائبی که در مسافرتهای خود مشاهده کرده نقل نموده وتمام اين تذ کره که شامل
آثار برخی از شعرای قرن سیزدهم هچری میباشد درحدود . .۲۰ بیت است».
«فهرست مجلس ج ۳ ص ٩۱۹
اسامی شعرا » از ص ه تا م ۱۲ بشرح ذیل است :
- دولت (- محمدعلی میرزا) ۲- خسروی (- «حمدقلیمیرزا)
۳- ش وکت (-مجمد تقیمیرزا) ء- عادل (- علیشاممیرزا ظل السلطان)
۰ والا (- علینقیمیرزا) + شاپور (- شیخعلیمیرزا)
تذ کرةُ ممیز ۳۹۱
ببه دارا (- عبدالتهمیرزا) م- آماموبردی میرزا
و- محمود (- محمودمیرزا) , ,- همایون (- همایوق میرزا که نخست
حشمت تخلص میکرد) ب- خاور (- حیدرقلی میرزا)
۳ - بیضا (- انتهویردی میرزا) ۳ ,- جهان ( جهانشاهمیرزا)
ء - احمد (ب احمدعلیمیرزا) م و- حشمت (- محمدحسینمیرزا)
و و سرور (- طمماسبمیرزا) ب,- ضیاء (- نظر علیمیرژا ین شیخعلی
میرزا) «- طفرل (- ابراهیهخانقاجار)
و ,- شو کت (- محمد قاسمخان قاجار) . :- عزت (- سلیمانخان قاجار)
1 مه رفعت مححل اسمعیل خان قاحار ۲ ۲- مریح ت حلف حسینقلی غانقاجار)
م۳ ۲- حاحب (. لته یارغان قاجار آصفالدوله)
ء ۲ صبا رت فتحعلی خان) ۵ ۲- میرزاابراهيم مستوفی ببریری
+ ۲- اشرف ( علیاشرف) یب اشراق (- میرزامحمد بروجردی)
- امید (- ابوالحسن خاننهاوندی) پم بینوا (- بیرژاداود)
.۳ باقی (- میرزاعبدالبافی موسوی اصفهانی)
ج- بنده (- میرزامحهد رضی تبریزی) ۳ بیدل(-میرزامحمدرحيم طبیبفارسی)
۳م- بسمل (ب آقا علی| کبر شیرازی نقیبالاشراف)
ء۶- چا کر (- حسینقلیخان خمسهیی) ۰ همایی (- فتحعلیبیگ قاجار)
وم حسرت (- میرزا محمدتقی مراغی) پم بلاحسن نهاوندی
حناب میرزاحسین ۳ ملاحسین ساروی
,- میرزاحسین کوزه کنانی تبریزی . , ع- خاور (- محمودغان دنبلی)
۲ع- خاوری (- میرزا فضل اه شیرازی) ۳ :- راوی (- فالخان گروسی)
ء 6- سرشار (- جفتلیخان صفوی) ه - سیهر (- میرزا تقی کاشی)
و ع- سجاب (ب سیدمجمد) ي ع- سخا (-محمد زمان خان بن محید
ی تاریخ ند کرههای فارسی
ها رات ها یبای ) ۰ صاحب (- میرژاتقی علیآیادی)
ه- صبور (- میرزا احمد کاشی) ۲ ه- صفایی (- ملااحمد نراتی)
م و صدرا (س + لامحمد بنشفا) - طوطی (- ابوالفتح خان)
هه طایر (- محمدحسنخانشیرازی) وه طرب (- بیرزا یوسف کربانشاهی)
به- عشرت (- میرزا مهدی حسینی فراهانی)
مه عیسی (- میرزاعیسی قائممقام مشهور بمیرزا بز رگ)
و ه- عزیز (- یودفبیکگ لاهیجی) . .و فرخ (-محددحسنخانبن علیمرادخان
زند) , ب- فکرت (س سید نعمةالته لاریجانی)
۲ب قابل (- حسنعلیغان ایروانی) . ۳ب کوثر (- حاجی ملارضای همدانی)
کی اسان مرت ردق
هب- مایل (- میرزا محمدعلی شیرازی) بد- مجمر (- سیدحسین ژوارهبی)
ب ب- متصوز (-میرزأمحمة رضای اصفهانی) م د- منظور (- میرزامحمدابراهیمشیرازی)
٩ ب- محیط ( میرزا معصوم بن میرژا عیسی وزیر)
, یه محروم (- حسینعلیافشار) ۱ ب- مونس (-میرزامحمدرضایبارفروشی)
۳ ب-نشاط (میرزاعبدالوهابمعتمدالدوله) ۳ب فرخ مازندرانی
ع ب- غزال (- ملاشیخ حسین طهرانی) وب عشاق ( کذا ) (- میرزا سید محمد
بروجردی) «اشراق صحیح است و درشمارهءُ پب ذ کرش گذشت»
بپ-لتک (- بلا آذر کامی بهودی بروجردی)
بدی سا کت (سبیرزااحمد مجتهد تبریزی) ,رب خاور (م مجد نقی بیرزا از اولاد
شا هرخشاه نواده نادرشاه) ۹ آشعر [ نت میررا عبدالوهاب اصفهانی)
. بر سیم (- ملاحسن خویی) ۱ م- میرزا محمد خلخالی
۲- عند لیب (-میرزامحمد حسینشیرازی) ۳ شبا هنک (س آقاسیدعلی طهرانی)
ء م- مدهوش (- حاجی محمد صادق گلپایکانی)
۰ «- نقی (س شیخ علینق یکمرهیی) بم- دیب (- میرزامحمدجعفر فارسی)
تذ کرسمیز زر
بیر- حاجب(- میرزا بحمدجوادشیرازی) مم- استاد (جای شرححالش سفیدست)
و ر- صائب (- فقط دوبیت شعر) ,و سرهتگگ (س موسیخان)
۱ - حیران (- میرزا ابوالقاسم خمینی) ۲ میرزاعباسقلی آقاصاحب تاریخ گلستان
ارم ۳- مریض (- میرزامجر م)
ء 4- قدسی (سابقالذ کر) ۰ نظام یزدی
+ فانی بو نوایی (- ملاعلی) «ازچهار نفر اخیر
فقط اشعار منتخب آورده» ۸ ٩ س لایق ( ملاحسین شوشتری)
و و- اخکر (- فرزند آذر) .
از صفحة مج , تا عب, مطالب متفرقه است و ازسفحة + , تا رم , تراجم
و اشعار که بعضاً تکراریست و از صفح ٩۲ , تا ,۲ آثار منظوم ومتور مولف .
بقيه اشعار و تراجم بشرح ذیل است *
۰ ۰ نامی قمی ۰ - هر (- عباسقلیخان تبریزی)
۲ - موسی طهرانی ۳. ۱- شهره (- علیرضامیرزای قاجار)
6 . و- میرزاعلیمحمدخان مت کانلم بی
۱۰ وکتای تاآن ب. ۱- محمد تقیسیرژا
۰۸ - نجفقلیمیرزا 4 .- قدسی (- میرزا اسدانته گلیایکانی)
. ,- فانی (- آقا جواد باد کوبی) ۱ - میرزا رضاقلی نوری
۲ ,- مولف این بجموعه ,
بطوریکه در فهرست ملاحظه شد قسمتی از تراجم بترتیب الفباییست و قسمتی
بدون ترتیب است » ونیز در تذ کرهٌ شعرای معاصر دونفر ازشعرای گذشته راهمداخل
کرده است» یکی شیخ علینقی کمرهیی که ازو شرححال و شعر نقل کرده است و دیگر
صائب تبریزی که دو ببت شمر اوآورده ؛ ثرجمهها بطو و کلی مختصرست مگر در
بعضی ازبوارد که بتفصیل نوشته شده است .
سک نگارش خیلی ساده است و بولف که از احوال خود چیزی بقلم نیاورده
3 تاربخ تذ کرههای فارسی
بطوریکه از اشعار سمتش برمیآید دو تخلص داشته سریری و ممیز که ظاهراً اولی
تخلص واقعی اوست » و دومی تخلصی است که بمناست شغلش اختیار کرده و در
موقع نگارش این تذ کره بیش ازهفتاد ازسنین عمرش میگذشته چنانکه از اشعارذیل
هرسه موضوع تفا ۵ کرد .ء
ملتفت نیستم از کفک سریری چه نوشتست
مثل دوزخیانست که اعراف بوشتست
مرضزاری بود از جنت فردوس مراخه
نبود تودهٌ غبرا که زعنیر بسرشتست
مانه تلخیم ونه شیرین نمکتچیستسریری
تخته بخت مرا مهر؛ مردان نه پیشتست
پر
ای صبا ای توت جاد ای قوت بازوی من
روی بنما دشت پیما جانب کوه و دمن
از ممیز خدمت سر کار شو کت عرض کن
ای مرانرا معتند ای سرورانرا سوتمن
درمدح سیرزا علیاصفرخان امین السلطان
سپاس و حمد سزاوار آن خداوندست
که بیشبیه وثظیر ومثال ومانندست
وزیر اعظم ایران که نزد دانش او
هزار صدر و اتابک بجای فرزندست
امین سلطان فهرست ملت و ایمان
که ول خامهاونسخ زندوپازندست , ..
خدایگانا هقتاد رفته از عمرم
بگوش هوش من | زرفتگان همین پندست
ند کرهُ محیز ۵ ۳
نمونه تراجم تذکره ممیز :
«بلاحسین اهل ساری بازندران » قامیعسکر خاقان شهید :
در صفا ریحان کجا » مشکین خط جانان کجا
آن زگل رست؛ این زگلشن؛ این کجاوآن کجاء
« سخا اسمش محمدزمان ولدحاجی بحمدحسین خان صدراصنهانی :
کند زهول قیامت حدیث واعظ شهرم
شبم زهجر بهشتی رخیست» روز قيامت»
«طرب نامش میرزایوسف برادر میرزا ابوالقاسم وزی رکرمانشاهان و از اهلآن
خطهُ ارم نشانند :
حلقه بردر آشنا نا کرده دربگشود دوش
گوییا پنداشت آن ناآشنا بیگانهام»
«میرزاعیسی میدحسینی ملقب بهمیرزا بزرگ و مشهور به قائم مقام در مرئی
فرزند بزرگش میرزاحسن گوید :
ای جسم پس از روان چه مانی ای پیر پس از جوان چه مانی
چون رات پسر » پدر چراماند این شاخ پس از ثمر چرا مساند
اي نور بصر کجات جویم اي اسر سر کجات جویم
ای تازه سفر چه رفتنت بود ای بخت پدر چه خفتت بود
پر
آشیانی دیدم ازهم ریخته پادم آند از سرای خوبشتن
۳۹۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
تفه کر هٌ منشم
تألت مرزامحمدمنشی سارجی در۱۲۹۵ ق
عبرت ایینی در تذ 4 مدینةالادب (ح بص ,ه )٩ درذیل نام میرزالطفعلی
دانش شیرازی ملقب بهصدرالافاضل مینویسد که :
«درسنة هزار و دویست ونود وپنج میرزامحمد مننشی ساوجی در رسالهیی که
گزارش حال شعرای معاصر خود را نگاشته » شمهیی از حالات وی را برشتة تحریر
درآورده» ,
آنگاه شرح حال مفصل و بسوط دانش را از تذ کر منشی بتمابه نقل کرده
است ,
ازین تذ کره درهیججا نشانی نیافتهام و ترجمة منشیراهم ندیدهام ,
نمونه تراجم:
«ترجمت دانش بقلم میرزا محمدمنشی ساوجی
«شرح حال حکیم مرتاض ونحربر فیاض » جامم علوم معقول ومنقول جناب آقا
میرزالطفعلی المتخلص بهداتش» | گرچه شاعریدون رتبهُ ایشانست » ولیچوننگارش
این رساله گزارش حال شمرای معاصرینست » اشارتی بل بشارتی بطالبان رموز نظم
وکنو زکلام از حال وحالت ايشان میشود» اصل برومند آنجناب که مصداق هو امیر
الکلام فیه تنشبت عروقالفصاحة وتهدات علیه غصونالبلاغة است, ازخاك فرحناك
خطه نبررزست» همانخا کی که مولویمعنوی علیه الرحمة والغفرة درمشنویدرحتش
میفرماید :
ایرکی یا ناقتی طاب الامور ان تبریر بناحات الصدور
ابرکی یا ناقتی حول الریاض ان تبریزا لنا نعم العفاض
ساربانا باربکشا زاشتران شهر تبریسزست و کوی دلستان
شعشعهُ عرشست این تبریز را فر فردوست این پالیز را
تذ کرژسشی ۳۹۷
و سس و مر ی یی رت
صد هزاران فوح روحانگیز جان از فراز عرش تا تبریزیان
و از طرف مادر نسبش بشارح علوم اولین و آخرین استادالبشر عقلحادیعشر»
خواجه دریا دل خواجه نصیرطوسی رضیالله عنه میرسد .
از وفور علم و دانشورائت حسبیرا برورائت نسبیافزوده ."
برجناب خواجةٌ دریا دل حکمت نهاد ۱
که نظیرشرا نبیند کس الییومالقیام
درنسب فرزند جسمانی کشبل من اسد
درحسب فرزند روحانی کمطرمن خزام
بالجمله جناب آقا محمد کاظم امین السفرا والد ماجدش که نتيجة آیة شريفة
الکاظمین الفیظ والعافین عن الناس است ؛ چون آثار قابلیت و استعداد درفرزند خود
مشاهده کرده » همت بتربیتش گماشته از مکتبش بمدرسه فرستاد تا روز و شب خودرا
صرفنحو وعلوم دیگر سازد» آنقدر نگذشت که آن يکانهة آفاق درجمیم علوم منقرد و
طاق گشت » چون جفت خودرا در علوم رسمی وحکمت و کلام و منطی واقسامریاضی
درسستقبل وماضي ندید» ازعلوهمت بتکمیل خطوط سبعه پرداخت» درحسن خط کارش
بجایی رسید که بزرگان این فن درحتش گفتند :
اندر قلست که پخش کو کب باشد
صد معجزه سوجود و مرتب باشد
در بیش تو میرا گر برد دست بکلکث
انصاف که از جهل مرکب باشد
غرض خط نسخ بخطوط استادان کشید, حتی بهصالح وعبدالرشید » ثلخش در
ربم مسکون منتشر گشت, ریحانش غبار از دلها زدود» حسن تعلیق تعلّق باوگرفت»
کوقی معزولرا خط حکم داد » بحقق شد که امروز این پادشاه خطدرویش عهدست؛
وشفیعای وقت : بءد از آن شوقش باشعار و ذوتش بگفتا رکشيد» چونبصفای ذات و
نیکی صفات و حسن افعال و صلاح اعمال و وفور زهد وووع متصف بود » باعانت
۳۹۸ تاریخ نذ کرههای فارمی
هن ىاه
تست داد مس
اه سا تج مت تپ ود ۵ 4 ۵ ۵ ۲ ات وا و و ات سس سیر
روحالقدس در اندك زمافی شعرش بشعری ونثرش بنثره رسد ؛ ایباتش ناسخ سختان
سحبان و حسان آبد» درهرانی ازننون نظم چنان مقتدرشد که حیرت اولوالابصار و
عبرت خداوندان افکار گشت » وقتی رسالهبی از خیالات ابکارش بنظر استاد کاسلی
رسیده بود» در پشتآن کتابنگاشته بود ۰
هوش ربایخردستاین کتاب
شعر بشعرای یمانی رساند
تا نشود لطف الهی چراغ
بی مدد خمسه نگیرد بدان
مخزن اسرار الهمی نشد
بهتر آزین چشم هنربین ندید
ار اثر اه دانش پدید
هم علم دا ۵
بر در دولت تو نیاببی کلید
پنجه تو دامن بخت سید
قالب نافابل و قلب پلید
لولو ومرجان مطلب زابجوی
ه رکهچودانش رهیزدان گرفت
الحق ناظم این قطعهٌ شریفه حق گفته و درهای حقیقت سفته زیرا که آن
پاك فطرت با آنکه در اول شبابست »؛ کرد معاصی نگشته و کرد گناه بدامن عنانش
تنشسته » از لهو ولعب همیشه دوری گزیند» و پیوسته باعلما و صلحا نشیند , شب و
روز درتلاوت کلام کرد گار وحلادت اوراد و اذ کارست , غالباپام روزه است» ودر
مپوه تمنا مکن از شاخ بید
هادی وی کشت خد ایسحید
پیشگاه رحمت بدریوزه ؛ حافظ » حافظ نشد مگر از تلاوت قرآن ومداوست فرقان» خود
صریح میفرماید : هرچه کردم همه ازدولت قرآن کردم .
پس ناظم قطعه مزبوره تحقیق درستی کرده » گذشته ازاین حدیث؛من اخلص
هاربمین مباحا+درینبابشا هدیست کافیودلیلیوافی»باری: توفیق رفیقیاستبه رکس
ندهند ».استادان سابق وسخنوران لاحق هریکی صاحبفن بودهاند » و بطرز و اسلوب
مخصوصی سخن راندهاند » اين بلبل هزاردستان » واین سوسن صدزبان را در اقسام
بیانها زبانهاست که دل را زنده وجانرا تازه میسازد» دو تقبیح و تحسین ونفرینوآفرین
وفصل و وصل و ابهام و توضیح و کنایه وتمریح و تمریف وتنکیر و تقدیم و تأخیر
ند کرژمنشی ۳۹۹
وایجاز و اطناب ید بیضا ظاه رکند » درقصاید وغزلیات و وباعیات و مسمط و معما و
اشعار مصنوعه و اشعار عربي نهایت تسلطرا دارد » باآنکه فن او حکمت وعلومریاضی
ونقه واصولست» جنانکه اشاره با ینمعنیشد , شاعر دیگر دوعلم حساب وسیاقایشان
بنظم آورده ؛
در علم حساب عابلی باقی نیست
زانها که بدند کاملی باقی نیست
حقا که بجز حضرت فانی امروز
درفن حساب فاضلی باقی نیس
در بدایت کار تخلص آنبزر گوار بملاحظه تجرد و گسیختگی ازدنیا فانیبود»
روزی چندتن از سران دولت مثل جنابجلاات .اب مجدالملک وحضرت لسانالملک
متخلص بهسپهر که هردودرفضیات یکتا وانديشه د رکنه کمالا تشان بیدستوپاست»
بد یدن والدشان امینالسفرا قدمی رنجه داشته بودند » صحبت اشعار آن عالم ربانی
بمیان میآید» پس از تحسین بسیار و تمجید بیشمار » جناب مجدالملک سیفرماید که
باید بتغییر این تخلص کوشید: نسبت چنین وجودرا بفنا نبایدداد» جنابلسانالملک
تخلص را بهدانش قراردادند؛ فوراً اين اطیفه را جناب دانثی مآب برزبان آوردند :
الاسماء تنزلمن السماه . همگی باین اطیفه تحسین کردند» خصوماً خود حضرتلسان-
الماک که تخامشان سپهرست ؛ بای حال گویا پدر بزرگوار این پسر نامداررا بقربان
وقرانونماز ونیاز ازخدا خوامته که چنین نعهتی پاوعطا شده که درلیل ونهار وزمستان
وبهار باعلما وحکما در مذا کرة عامی است؛ اگر درسقام استفاده است ظن را بیقین و
روایت را بدرایت میرساند, اگر مشغول افاده است » بالمره ازالة شکوله و اوهام از
خاص وعام مینهاید, باآنکه اسیاب.ماش اگر هرقدر باشد» بنیآدم بازخودرا ازتلاش
معاف نمیدارد» این بزرگوار تا! کنون پابخانُ اولیاه دولت نگذاشته » وچشم طمع از
احدی نداشته » بخلاف این ادبا و شعرا که بتندی بندند و بخروسی خرسنه » گاهی
غمار خاسری را عمّار یاسری کنند؛ گاهی عباسی را حانم و کناسی را رستم نمایند »
سس وت کت بت اب ور ۰۹ ۰۰۰۰۰( هضسس ۰ 7 ۱۳
۳۹ 7 تذ کرههای فارسی
تاشکمی بچرانند» همچنین عرق وجه دروجه عرق ریزند» و رورا سختنر از سنگورو»
و آبرورا آب جو نمایند تا نادشیی تراهمآورند » روز تاشب دربرافعذ دستوری بو اب
ومستوری و ابارباب باشتد؛ | گرچهآنها هم حقدارند» الضرورات تبیح المخطورات»
امروز این شغل بیفانده و این سفرةُ بیمانده کد خط و ربط باشه » بقدر حوی فانده
ندارد» این بیچارگانه مکار و کسبی دیگر ندارند» لاید باید کوششی بکنند » و قوت
یوسیه بی فراهم آورند» تاقوت کارداشته باشند» هردوسه روزی که سهچهار شا هیپید |
ميکنند در برابر مخارج طهران مثل اینست که گاورسی بگاوی دهند ؛ یا خردلی
پیش خربطی نهند » باز فردا بیجو » باز فردا در تک و دو .
شرح این هجران واین خونجگر اینزسان بگذار تا بارد گر
بخلاف این ادبا و شعرا , او عود بمردم نان دهد ؛ و خوان نهد» خلعت وجاه
بخشه رنج محتاجا ن کشد» در عجز ومف کمالاتش شاعری گفته :
شرح اوصاف تو ای عالینسب اند پدان
کاب دربا فالج مسکین بپیماید بجام
یا کسی خواهد که باسلم رود بر آسمان
یا شناور طبي کند بحر محیط نیلفام
یا که موری روی آرد بر سصاف شیر ذر
یا که لنگی بسپرد اطراف گیتی را بگام
بگذرم پس لاجرم زین آرزویخام خویش
کودلك ناچیز کسی سیمرغ را آرد بدام
همینةدر در شرححال آناستاد بیهمال کفایت میکند» شیخ سعدیعلیه الرحمه
میگوید : مشک انست که خود بوید نه آنکه عطار بگوید , اشعار رنگین و سخنان
سحرآیین آنرئیس سلسلهحا کی حالات وبحک کمالات اوست» ه رکهراتوفیق بطالعه
دست داد» تصور تصدیق خواهد شد .
گرشیبینی ودست از ترنج بشناسی
روا بود که ملامت کنی زلیخارا
در نگارش منشاتهم از قبیل احکام و ارقام دیوانی و نامهحات سلطانی و
رقعهجات دوستان » تحریراتش نایبمناب گلستان بلفظ اندلك و معانی بسیان رامش
روح ومایهة فتوحست ؛ بعبارات خوش و الفاظ دلکش داد فصاحت و بلاغت دهد »
چون یال را بفواصی و خامه را برقاصی درآورد؛ حیرت ءقول گردد؛ طور وطرز قدما
واسلوب و وضمزمان با همگی او را آباده ومهیا ؛ هیچکس را زهره و بهرة آن نیست
که بجواب رقیه»جاتش پردازد » يا کمال خویش را ظاهر سازد. بلی عزثتیماج در
همدان است, ولذت تتماح در پیابان » اینجا بساط سلیمان است وسماط سلطان » باید
پیادشد وساده نگاشت» وخودستایی را کنا رگذاشت .
خموش باش بروشندلان چو بنشینی
که شهرآینه جاینفس کشیدننیست
در رقمهجات مصنوع از قبیل بینقطه و معجمه ورسوز وسابر صنایع چه درعربی
وچه درفارسی دستی در مشرق و دستی درمغرب دارد » با اینهمه فضائل و آراستکی
در کل علوم و اقسام خط و وفور صنایع وبدایع هیچوقت دعوی فضل و کمالنکرده»؛
و اظهار وجود ونمود نموده» کارش باهمم عالیه است نه بارمم بالیه» حرنش پاسفینة
اشءارست نه بادفینه دینار , گفتگویش از احادیت دصطفوی است » و جستجویش از
مواریث مرتضوی » همیشه در خیال زیادت صلاح اعمالست و آراستگی انعال » آزار
هیچ دلی نجوید ؛ و راه خلاف کسی نپوید » خود را خاله و خاکی خواند » تکبر و
جبروت را بختص خداداند» اینست آنچه ماد یدیم وازدیگران نیز شنیدیم» والسلام»
فیشهر رمضانالمبارك ٩۰ ۱۲ »۰
«بدینةالادب » ج ۱ ص ۹۷۱-۹۰4
شرححال مولفراد رجاییندیدم» عبرت هم در کتاب خود مذ کور نداشتهاست.
۳۷۲ تاریخ ند کرههای فارسی
وچ 7 ۳
ست یس تست سا ود ۳ ۱۳
تنل کر منظوم رسشسحه
تصنیف میر زامحمدباقر رشحه اصفهانی در ۱۲۵۰ هق
اصل منظوبه مثنوی عاشقانه ایست بروزن لیلی و مجنون نظامی در سر گذشت
ساختگی نوروز دختر بختیاری و جمشید پسر وزیرخان ختا که میرزا محمد باقر رشحهٌ
امنهانی درسال . ۰ , هجری قمری سروده ودختومست بنام میرزا حسین شان علوی
وزیر نایین و دعای دوام و بقای دولت فتحملیشاه تاجار .
رشحه در اواسط داستان دنباله مطلب را رها کرده وبموضوعات دیگری ازقبیل
آثار ملوك عجم ونمایح ایشان پرداخته است» بهمین جهتهم فصلی درناتمامماندن
داستان و سفاهت ناتمامال ساخته و چند حکایت بیموجب و بیسورد برسبیل تمثل
بنظمآورده و دوباره دنبالٌ داستان نوروز و جمشید را پیش کشیده » نخست ازمکاتبُ
دودلداده سخن گفته و بلافاصله از رفنتن نوروز در کاپ جمشید بجاتب محرا وشکار
واف-انه گنتنش در وقت خواب برای جمشید حرف زده ؛ و دربا زگشت بخانه» جمشید
از نوروز خواسته است تاتراجم شعرای عصر را بنظم اد! کند » مشروط براینکه ذ کر
هر شاعری درسهبیت بنظم آید و از اشعار هریکک دوییت بیشتر نیاورد .
درنتیجه تذ کرةالثعرای منظوم ومفیدی ا زکار درآمده است » مشتمل بر ذ کر
یکصد وسی وهفت شاعر معاص بااین امتیا زکه بعضی از شعرای مذ کور در آنرا در
:ذ کرههای دیگر نمیتوان یافت .
ثرئیب تراجم الفباییست از سیداحمدیزدی تا میرزاحسین باری اصفهانیونام
اصلی هر شاعر وموطن وی نیز در کنار ترجمهاش ذ کر شده است .
اشعار صاف وپخته ویکدست است و با محدودیت والتزامی که معنف داشته
بخوبی از عهدة اینکار برآمد» ؛ بخصوص که پیت سوم هیچ شرح حالی که درتوصیفی
شعر صاحب عنوان ونحوه انتخاب آنست با بیتسوم شرححال شاعر دیگر لفظا مشابه
نیست و این خود ازکمالاستادیست .
تذ کرمنظوم رشحه ۳۷۳
مصنف در پایان تذکره بشرح احوال خود پرداخته است » اجمال" اینکه :
جد پدرش محمد ازنارس به اصفهانرفته و پدرش علیاصفر نامداشته ومحمدباقررشحه
پنجمین پسر اوست که بسال ۰.۳( , هق در اصفهان ولادتیافته و در دوازده سالگی
پدرش درگذشته و بسال .۰ که این منظومه را سروده است چهل و هفت سال
د آشته وسقیم نایین یزد بود» .
وبقول میرزا احمد دیوانبیگی شیرازیمولف تذ کرءٌ حديقة الشعراه : «دراول
عمر از اصفهان مخصوص تجارت بهیزد رفت» نیالجمله سواد وشور وشعوری داشت »
کم کم بالالتجاره صرف هواینفس وایشان بدرسه نشینشدند» قدری حالتش باسردم
زمائه و حر کات و اعمال آنها منافی بود» ازینجهت مردم بسوء خلق نسبتشمیدادند»
و فقیر صورة" ملاقاتش کردهام » اما اتفاق معاشرت نیفتاده ؛ وفاتش درسال هزار و
دویست وشصت وشش (++ ,) دریزد اتفاق انتاده » و او را تذ کرهایست در حال
بعاصران خود که اسم و بلد و حال شاعر را در دوسهبیت بنظمآورده؛ و دوسه شعرهم
ازو نوشته » در یزد خیلی طلب آن تذ کره را کردم» بدستم یامد » بعضی از اشعار او
را شنیدهام » بدعنوانی نکردهاست» .
نسخهُ اصل ومنحصریفرد آن بنامنوروز وجمشید د رکتابخانة آستانقدس رضوی
بشمارةٌ (به + ع) جزو کتب وقفی مرحوم میرزارضا خان ناییتی موجودست.
نگارنده تد کره منظومراً از مشئوی مزیور استساخ کرده با مقدمه و حواشی در
فروردینماه سال ع ع۳ , بدستیاری وپایمردی دوست عزیز دانشمندم آقای عبدالحمید
تیبزادة مشایخ طباطبائی و با سرمایةُ موسسه چاپ و انشارات ام رکییر در ع ۱ +
۰ صفحه بقطعوزیری بطبع رسانیدهام .
غزل وقطعه و رباعی ذیل ازوست :
بفتی شهرهم امروز خرابست » آری
نازمی مستبود چشم تو» هشیا رکمست
۳۷ تاریخ نذ کرههای فارسی
بیتو آرامدل آمشب نه ربهبودی بود
ضهفچون گشتفزون, نالهپیمار کست
گر وفا میطلبی از در درویشان جوی
کابنمتاعیست 4۲ درهرسربازار کمست
تا تماشا گه عشاق سرکوی تو شد
آنکه دل میکشدش جائب بازار کمست
اعد
گفت مردی بخیل حاتم را جود. کم کن که زو نما ند
فکردرماند گینداری ؟ گفت دست بخشنده در نمیباند
کر
مارا پتام عشق راهی دادند
در کوی خرابات پناهی دادند
دروبشی و ببچار کی سا دیدن
ما راهم ارین تمد کلاهی دادند
ند کر منطو مه صیلد ضاء
تألیف قاضی محمد شریف صدرضیاء بخاری شاعر معاصر (نیمه اول قرنء۱)
بطوریکه از نام آن پیداست این تذ کره منظوم و مشتمل بر نراجم شعرای
معاصمرست » ابیات ذیل نموتهایست از آن دربیان حال محمد صدیق بخاری متخاص
به حیرت متوفی در ه ۱ ربیع الثانی ۳۰ هق ۰
حوان خردیند نیکو نهاد چنو مادر دهر, هرگز نزاد
بکشف ربوز و بدرك اسور ندیده نظیرش سنین وشهور
تذ کر منظوم صدرضیاه
یکی صادق القول صد یق نام
بنای سخن راست ر کن تمام
بخیرت فرو رفته خلقفی ارو
بفکر زا 3 بطبع بلند
بطرز نوی نکنهپرداز شد
درین عصر وآوان بملک بخار
ورا حیرت آبد لقب پهراو ...
بنظم ثریا فکندی کمند
چوبلبل ادامنچ این رازشد ...
بخردی نشد کس بدین اقتدار
۳۷/۷
الخ 4
و در پایان هرمنظومه یی که در ترجمة حال شاعری سروده نمونهیی از آثار
او را نثل کرده است ,
صد. الدین عينی در ترجه وی میئویسد : «ضیاء پسر داملا عبدالشکور آیت
است که از متفردین استادهای زبان خود بوده , صاحب ترجمه در سای تربیت واه
پدر کسب کمال نموده » بعد از وفات پدر بیش از پیش بگردآوری خزائن فضائل
کوشیده است ,
ضیاء از جملة علمای ترقیپرور بشهارمیرود » ینابرین امیرعالم درسال ب ۱٩
برای اجرای فرمان اصلاحات » موبیالیه را در بخارا تاض ی کلان کرد » چون امیر از
فرمان نشر کردهاش نکول نمود» ضیارا نیز معزول کردهظاهراً درقارشی قاضیرا حقیقة"
ززیخارا تبعید نمود .
بمناسبت واقعة قالسوف درسال بر ,و , ماه مارت مومیالیه رامع پرادرش در
قارشی حبس و برادرزادهاش را قتل کرد» بعد از هفتاد روز محبوسشدن بعنوان نظر
بندی بهشهر مبزفاضی کرده در زیر نظارت عم خود | کرم خان که در آنجا حا کم بود
سپارید .
بعد از انقلاب کبیر بخارا به بخارا آمده بخدمتهای حکومت شورایی مشخول
شد » یا شعر را کم میئویسد » در نظم اثر نمایانش تذ کرة الشعرای منظومه است
۳۷۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
که در آن شعرای معاصر را بطریق انتخاب درج نموده » اسا آثار منشورهاش بسیارست»
از انجمله :
1 روزنامهایست که درآن سانحات عمری وعصری خود را نوشته است ,
۳ تذ کرهالخطاطین» درین کتاب خطاطهای مشهور متقدمین و متأخرینرا با
ترحمه حالشان یاد کرده است.
۳ تاریخی نوشته است که مشتمل بر ذ کر پادشاهان ایران » افغانستان »
تورکیه و روسیه و اولاد تیمورست ,
و-نوادر شیئیه» این مجموعه محتویست برحکایات شیرین و لطاّف نمکین
که محرر دیده و شنيدءٌ خود را بعبارات سادهٌ هزلآمیز تصور کرده است .
(انسوس که روزنامه و بمض منشآت مهه ضیاء در فلا کت محبوسی ۶ارشی
تلف شده) .
صدر ضیا خوشنویس کمهمتاست که نستعلیق وا بسیار زیبا مینگارد هم
بژلفات خود را بخط خود درکمال زیبایی تبییض نموده خیلی اثرهای دیگرانرا نیز
ازمتقدمین ومتأخرین بالذات درقید کتابت کشیدهاست.
بااینهمه فضل و کمال », سک صحبت ولاابال است» مصاحبتش طرباندوز و
مقارنتش معرفت آموزست» .
«نمونة ادبیات تاجیک » ص ۳۹۹» .
صدر ضیاء بسال ۲ , دق ولادت یافته و در تاریخ تألیف نمونه ادبیات
تاحیک حیات داشته است,
تد کرة منظطومة صدرضیاء ازمآخذ عمد؛ صدرالدین عینی بوده ودر صفحاتذیل
ازنموئة ادییات ناحیک بنقل از آن کتاب پرداخته است -*
۱۳۹( ۰۹/۱۳۵۱ ۳۱۹( )۳۱| ۰«+ +۱۳ ۰-(-*۳// ,۱۳۰/۷ ۱۳/۱۷ / ۱ /۱(۳۱/ ۳۳۰/۸۳۳۱۳۲۹۷
۱۳۹/۱۳/۳۰۰/ ۳/۷ 6 ۰۰۵ ۰/۶۳۲/۶۲۶ ۶/ ۰/۹۰/۶۸66 ۶۷
۱ ۷ 6 ۵ تش.
تذ کرهُ منیر لاهوری بدپا۳
تذکرء منیر لاهوری
تالیف ابو البر کات منیر لاهوری متوفی ۱۰۵ ه ق
مژلف صحف ابراهیم تذ کر منیر لا هوریرا جزو مآخذ خود ذ کر کردهاست,
دوست دانشمندمن آقای سیدحسن ازپتنه بهمن نوشتهاند که اپوالبر کات منیر
لاهوری درسال . ه . , تذ کرهیی مشتمل براحوال شعرای فارسی گویهندتألیف کرده
ولی نسخهاش پیدانیست .
درجای دیگر دیدم که بنیرلاهوری تذ کر خود را در رمضان ه. , تکمیل
ره ات
نخستین کس ی که بذ کر احوال و آثار بنیر پرداخته است محمد صالح کنبوی
لا هوریست که ازدورانطفلی تادم مرگ بنابگفته خودش باوی معاشر و محشوربوده
است» او از وجود تذ کرهبی درآثار منیر خبرنمید هد و تاریخ قوتشرا هم روز دوشنبة
هفتم رجب سال هزار و پنجاه وچهار ثبت کرده است؛ بنابراین قول ثانیهم که مبنی
برتکمیل تذ کرهٌ منیر دررسضان ع و . , بدست خود اوست صحت ندارد ورد میشود .
برای اطلاع ازاحوال منیر » رلك؛ عمل صالح »ج ۳۴ ص م. 6؛ ور ع 2 وردذ
روشن » ص باه ٩ ! وشمم انجهمن» ص ب ع ع ؛ وسروآزادص , »؛ ومراآة الخیالص ۱ !
وهدیذالعارفین ج,,.ص , + 4 وئتایجالافکار» ص یب ؛ وتذ کرحسيتي ٩ ۰.۳۲
تذ کر و میخانه
تالیف ملاعبدالتبی فخرالزماني قزوینی متخلص بهنبی در۸ ۱۰۴ هق
مشتمل بر تراجم ساقیناه سرایان و ذ کر ساقینامه های ایشان است در سه
مرنبه :
۰
ببس ث(خ(ُ ُ(ُ«أض(ضخچ شخ ضش هش -_ص-_ص_-«-«۰-۰ص۰«-۰-۰-«(« سس ( ۰( ب٩۹۰ت2ة٩۵٩ة۵ة(!09۷ل(۵أغ(ح۵ه((۰ة٩ة7 7 خشخ(2غ-ب-۰-۰ص۰-صب۰-۰(-«(«ِ«ِ« سبحجحج«س سس _ _
مرتبةٌ نخستین در ذ کر سخنورانی که داعی حق را لبیکث اجابت گفتهاند »
(درین مرتبه بیست ونه شاعر مذ کورند» بترتیب زمانی ازنظامی گنجوی تاافضل خان
رد۳ ۱3
مرتبة دوم در ذ کر شاعرانی که الحال (- م (. ,) در قید حیاتند » و صحف
این ایام خجسته فرجام از منظومات ایشان مزین بیگردد » (درین مرتبه بیست وسه
شاعر مذ کورند » از ملاسحمد صوقی مازندرانی تالف کتاب عبدالنبی فخرالزمانی) .
مرتب سوم درذ کرفصحائی که مولفبا یشان برخورده و باایشانمحبتداشته»
و یقین حاصل کرده است که تا غایت بلاقات ساقینامه نگفتهاند » ولیکن بشاعری
اشتهار تام دارند» درینمرتبه سی وهشت شاعر مذ کورند » از نظیری نیشابوری تا
درویش جاوید) ,
رویهمرفته این تذ کره شامل احوال نودشاعرست .
ملاعبدالنبی فخرالزمانی این تتابرا بنام خواجه یاد گار .خاطب بهسردارخان
که از امرای بزرگ دولت جهانگیری بوده در پتنة هندوستان باتمام رسانیده است ,
تذ کر میخانه یکبار بسال »۲ , میلادی درلا هور بامقابلة دو نسخه ناقص
ویغلوط که درحدود یککسوم ازاصل کتاب رافاند بوده » باهتمام پروفسور محمد شفیع
لا هوری باحواشی و تعلیقات » بعضی بفارسی و بعضی باردو » باخط نستلیق درشت
در ع ء + صفحه و . ب صفحه مقدمه و » , , صفحه حواشی که هردو بزیان اردوست
بطیم رسیدهاست .
باردیگر در تهران بااتصحیح ومقابلٌ نسخة چاپی و دو نسخة کامل خطی از
قرن یازدهم ونزدیکک بزمان مولف ومراجعه بدواوین صاحبان تراجم و بدست آوردن
ساقینامه یی چند ازشهرای سرتبة سوم » باحواشی وتعلیقات مفصله ذیل:
۱ - ترجمههای تفصيلي و تکمیلی که ازبآخذ عصری کرفته شده است » پنجاه
ونه فقره ؛
تذ کرهٌ میخانه ۳۷۹
۳ توضیحات ونظرهای انتقادی یکصد وشصت وهشت مورد؛
ع- معرقی شهرها و دیه ها ؛
ه- شرح لغات واصطلاحات و کنایات ؛
بب آشعار منتخب از دواوین وسفاین دوهزار وشهصد پیت ؛
ببب تکملة حواشی و استدرا کات (بع و-به و)؛
م- فهرستناسهای کسان وخاندانها (۲ودو-مرو) )
و فهرست اما کن (99۳-۹6) ؛
. ۱- فهرست کتب (۳۰۹۹..))
۱ ,- فهرست نغمات والات موسیقی ومتعلقات (۳.. ,-م. . ) ؛
۲ - فهرست لغات و کتایات و اصطلاحات ٩( . . )؛
۳ ,- فهرست ساقیثامهها (. ۱.۱« و . ۱)؛
ء و - ترجمهُ مقدمه چاپ اول (نه -سی وپنع) ؛
ماخذ حواشی چاپ اول (میوشش - سیوهفت)؛
,- مقدبه چاپ دوم (یک هشت) ؛
سب ,- مآخذ حواشی چاپدوم (سیوهشت - چهل وچهار)!
۱- ملحقات (و ۹-٩۲ ع 4) .
بسعي و اهتمام این بنده احمد گلچین معانی و بسرسایةُ کتابفروشی حاج بحمد
حسین اقبال و شر کاء در , ,. +عع صفحه بطیع رسیده و در آغاز فروردینماه سال
۰ ۳, شمسی بقطعوزیری انتشاریافته است .
ند کر؛ میخانه یک تصنیف ثاملا" ابتکاری و درنوع خود بینظیرست وازنظر
تفصیل نراجم و دقت در صحت مطالب و ذکر دقیق آشار و احوال شعرا همانند
ندارد .
ترجمهمژلف وسا یرآثار اودرتذ کرةمیخانه (صم ه ب-۳رب) بتفصیل مسطورست»
ونقل آن درینجا چه باجمال وچه بتفصیل چندانلطفی نخوا هدداشت .
۰ ۳۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
افقطچیزی که برانمزید توانم کردایست کهنسخهیی ار کتاب نوادرالحکایات
و غرائبالروایات او د رکتاخانه دانشکده حقوق بشمارة هه - محفوظاست.
ونیز کتاب دیگری از تألیفات او بنام طرازالاخبار ثناخته شده است که پس
از میخانه بسال بس . , آنرا تألیف و به مبارزالدین صفیخان سیذخانی تقدیم کرده
است . نسخه یی ازین کتاب که تحریر آن از قرن یازد هم هجری ونزد یکبزمان یاف
است در کتایخانة م رکزی دانشگاه تهران بشمارة ء و +س موجودست .
وی درین کتابسخنان منظوم ومنثور سرایند گان ونویسند گانرادرسوضوعهای
گونا گون گردآورده وسشتلست برچهار حزوء هرحزو دارای دوازده طراز ویکخاتمه»
برای اطلاع بیشتر از محتویات طرازالاخبار رلك ۰ فهرست کتابخانة مرکزی دانشگاه
تهران (مجلدیازدهم » ص ۷ ۲ ۰-۲ ۰۲۲۷
تذل کر میخانه
تألیف حاحمیرزا سیدحسین مدرسی یزدی (وامقزاده) دراواخر فرنسیزدهم
آیتی یزدی نوشته است : «وامق چنانکه اشاره شد وابق دیگری در خاندان
مدرس بوده که نخست وامق زادهاش میگفتند» وا کنون بهوایقي مشهورشده واونامش
حاجمیرزاحسین بوده :۰ تذ کرهیی نوشته بنام میخانه که نستخهاش کمیایست ؛ طبعی
متین داشته » اوراست :
کمال عشق را پرواته دارد که هیچ ازسوختن پروا ندارد
رباعی
از ا هل زمانه کس ند یدم آگاه شیخی بقبا شیخی وصوفی بکلاه
ازبیی پیع و تشری نی پروا لاحول ولا قوة الا بات
«تاریخ یزد » ص ۰۳۲
تد کرة تاظم تبریزی ۳۸۱
دربارهٌاین نذ کره ازجنابد کتروزیری یزدی تحقیقی کردم؛ جوا بأمرقوم داشته اند
که شامل تراجم شعرای یزد است ومولف آن فدانی مدرسی یزدی است» و نسخه آن
بضمیمة دیوان فدائی در کتابخانه وزیریبزد موجودست .
تدکرة ناظم تبریزی
تألیف محمدصادق ناظم تبریزی در ۱۰۳۹ق
ند ثرٌ عمومیست مشتمل بر دوباب وهربابی محتوی دوفصل بشرحذیل:
باب اول :
فصل اول : منتخب غزلیاتفصحای قدبا ومتوسطین و برخي ازاحوال خجسته
مال ایشان .
فصل دوم : منتخب غزلیات بلای متأخرین و برخی از احوال خجسته مال
ایشان ,
باب دوم :
فصلاول : منتخب رباعیات فصحای قدماوستوسطین وبرخی از احوال خجسته.
مال ایشان .
فصل دوم ۰ متتخب رباعیات بلفای متأخرین و برخی از احوال خعسته مال
ايشان .
آغاز :
سرتاسر کائنات حمدست و داست انته انتّه چشم بیننله کجاست
بگشای نظر که آفرینش ورقپست کز فانحه قاخا تمه درحمد خداست
معنیآرایصورت فاتحة صفحات آفرینش وحسن افزای معنی خاتمة سفاین اهل
۳ حمد وثنای محوعه طرازیست له پنولد خابه اد رت صفحاث بیاضص ایجاد را از
۳۹۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
سواد نقوش بخلوقات منقش ساخته ,..»
درسیب تألیف و ناریخ اتمام آن کوید :
قضا جریان نواب اشرف اقدس همایون شاهنشاهی صورت تألیف و معنی تنظیف
پذیرفته ,
کنو گشایان شاه عباس
جهان دردستچونانگشترینش
کشاده روی عالم در زمانش
معماری عدل او در ایران
نبیند هیچکس در شهر و تویی
نمیریبزند خونریزان ایام
فرودستان زترلد پر تطاول
کهشداسکندر صد عضروالیاس
ولیالامردین نقش نگینش
ندیده چین جز ابروی کمانش
نباشد جز بنای ظلم ویران
بغیر از چشم خوبانفتنه جوبی
بچز خون صراحی در دل جام
چنانایمن "که خار ازآتش گل
,۰ در اول ستة هزار وبیست و هشت ... در دارالسلطنة صفاهان ... طبع
همایون آن شاه دین پناه را میلی باستماع اشعار بهمرسید » صاحب نطرتانی را که در
سریر اعلی حاضر بودند » مأمور بانتخاب اشعا رگرانمايةُ استادان بلندپایه نمودند » از
آنجمله این قلیل البضاعة عدیمالاستطاعه اعنی فقیر <قیر محمد صادق الشهیر بناظم
التبریزی بامیداینکه شاید و-یلهیی بجهت تقبیل آنآستانملایک آشیانوقبول عدبت
بساط عزت بدستآورد » همت برین گماشت که دواوین متقدمین و متاخرین را ورق
بورق وبیت بهبیت گردیده منتخبی از آنجمله که لایق آنبزم بهشتآیین تواند بود
فراهم آورد .
بپپوست تخته و کشکول از برای سخن
جهان بگشتم کاینک منم گدای سخن
زنقد عمر عزییزم هرانچه رایج بود
به رو نمای سخن رقت و در بهای سخن
تذ کره ناظم تبریزی ۳۸۳
سخن مرا بنظرها چنین گرامی کرد
که باد جان گرامی من فدای سخن
چون بعد ازمدت بسیار و مشقت بیشمار شاهد متصود بکنار درآ.د » در عتبه
خیرالبلاد مکمعظمه زاد هاانتهشرفاً ومهابة" وتعظیمابتاریخ هزاروسیوشش درترتیب
این مجموعهلطایف و گلدستة غارایف برین نهج اقدامنمود کهمجموع آنرا بدوپاب وهر
بابی را بدوفصل مبوب و مفصل گردانید , واسامی شعرا را نیز بترتیب حروف تهجی
مرتب داشت,
چنین خحسته بیاضی کلکک مرا راست کشت تدخمیده
اهل نظر داشتند هر نقطُی را محترم اندر نقظر چو مردم دیده
از بی تاریخ جمم ونام خواست خرد نکتهیی زطبع رمیده
خامه بنا که زابر چسم گهربار پرصدفنامه ریخت؛ «نظم گزیده»
-۱۰۳۹ ق
چون کشش خاطر همایون ظلالذهی بجانب اشعار عاشقانه بیشتر بود ؛ لهذا
بغیر از غزل و رباعی شعری درینسفینه مندرحنساخت».
نسفه ؛ کتابخانة مجلس شورای سلی » ش . م ع فقط ۲ه برگگ منضم باوراق
دیگری از کنابهای مختلف » کاغذ : متن و حاشیه : خط نستعلیق تحربری خوش-
شیوه و زیبا » احتمالا" غط مصنف » کتابت بطرزچلیپا, جلد تیماجعنایی یکثلا » قطع
باحاشیه ٩/۲ ۲« ۱۸۰ و بیحاشیه ۲۲/۷ , (اوراق این نسخه درحال حاضرمجزا
ازهم است» وقسمت معاصران در آن نیست) .
کتابخانة ملی ملکک » ش جزو سجموعه ب ی که مشتمل است بر : تذ کرةناظم»
فرهاد و شیرین وحشی ؛ مرآتالجمال صائب ۰ معراج الخیال تجلی » ریشنام؛ عبید
زا کانی ؛ رسال صحت وسرض فضولی » حسن ودلفتاحی نیشابوری » منشات و ساقی-
نان ظهوری ترشیزی ؛ غزلیاتی از صاب و کلیم و بعضی مکاتیب» (قسمت عصری
این نسخه از تذ کرژناظم نیز ناقص است و جزتنیچند ازسعاصراندرآن مذ کورنیستندو
6 ۳ تاریخ تذ کرههای فارسی
آغاز وانجام آن هم افتادهاست) قطع م ع ۱ , کاغذ ترسة سمرفندی مغز پستهیی »
خط نستعلیق تحریری کتابت بطرز چلیپا ؛ جلد تیماحعنابی » بدونتاریخ .
تراجم این کتاب درقست قدبا بکلی بیاساس و فاقد ارزش واعتبارست» ودر
تسمت بعاصران چون دوسه ترحمه پیشتر دیده نشده » حکم کلی نمیتوان کرد : ولی
آنچه مسلم است تَذ کرهنویسان هند غالبا نام ان تذ کره را جزو داخذ خود مذ کور
داشته و از آن استفاده کردهاند,
مولف درانتخاب اشعار نیز دقت زیادی نکرده وغالا قصاید قدما را بنام غزل
شت لوده:اننتا
فهرست شعرای نسخه مجلس :
انوری » ابوالفرجرونی اشرف سمرقندی » اثبراخسیکتی , اثیراومانی » ادیب
صابرء اوحدالدین کرمانی » شیخ آذری» ابرعلیسینا» ابن بمین» بنداررازی» بدرشاشی»
جلالعضد» حجت علوی » خسرو دهلوی » ر تنالدین دعویداره داعی شیرازی» سید
دوالفقار شروانی » شیخ رباعی ۰ زینالدین صاعد خبوشانی » رضیالدین نیشابوری »
روزبهان بقلی » سوزنی سمرقتدی » ملمان ساوجی » مسنائی غزنوي » شرفالدین علی
بافقی» عمعق بخاری , عبدالواسم حبلی » عسجدی ؛ عمادفقیه ثربانی» عبیدزا کانی»
عصت بخاری ؛ عمادی شهریاری» فخرالدین عراقی » فرخی سبرستانی» فاحیشروانی»
سراجالدینقمری» تطران اجلی» کمالالدین اسمعیل » کانبینیشابوری: کمال خجندی»؛
لامعی گر گانی » مسعود سعد سلمال » تسیمی حسینی » محمدین عتمان یمینی, اوحدی
مراغهیی » ازرقیسمرفندی» امامی هروی» تاجالدین سرخسی؛ حمالالدین عبداارزاق »
شرفالدین شفروه » رکن صاین ء صدرالدین نیذابوری , عین التضاة همدانی » عطار
نیشابوری » عنصری » عايشْة مقریه » لطفانته تیشابوری » مختاری غزنوی » مچیر
پیلقانی » مغربی صوفی » منوچهر شصت کله .
نمونهتراجم پوج و بیاساس این تذ کره بقرار ذیل است :
ثیرالدین اخسیکتی ازمریدان شیخ کمال خجندست» وخود را ازاقران خاقانی
تد کر ناظم تبریزی ۳۰
میداند» چنانکه از بعضی اشعارش معلوسست» واخسیکت قصبهایست درحوالی بخارا
وخجند» وائیر درآنجا بخدست کمال بشغول بوده! , تا آنکه روزی حزوی از اوصاف
حمید؛ او دردجلس پادشاه آنولایت شرفالملک قلانسی گذشته» شرفالملکرا وس
دیدن اثیرند» و او را طلییده وزیر خود ساخت » ودر ایام وزارت عاشش حداد پسری
گدت؛ وا کثر اوقات با شو کت وزارت بدر د کان مطلوب رفتی» وبیطاقتی نمودی »
عاقبتالامر پدر آنپسر از یم وسوایی پسررا برداشته بولایت دیکر فرارنمودند. وائیر
پیتاب شده ترلك جاه کرد » و سر در بیابان آواز گی نهاد , قضا را جذبةٌ عشقش عدان
گرفته بدیار یار کشانید , چون آنجوان نظر براسیر خود کرد » از روی خشم بانگزد
که آیا ترا چهمدعاست ؟ اثیر گفت : زند گانی من ! تمنایی که دارم اینست که در
پای توافتم و بمیرم » پسر گفت بسمالقه » چون اثیر اجازت یافت » نتد جان را تسلیم
نمود . آوردهاند که پسرنیز بعد از گريهُ بسیار باندك روزکاری برسر قبر او هلاك شدء
مخفی نماند که دیوان آثیر پنجهزار بت است » ومنتخب غرلیات او اینابیا تست :
در گلشن ایام سیمی روا نیست
درد یدهافاالگ نشانی زحیانیست , . .»
بر 2
گرهکشای سخن امه وبتال منست
خزینه دا رخرد خاطرروالبنست . . .ال
مجموع ابیات منتخب میبیتاست وعموماً ازقصاند انتخاب شدهاست» باآنکه
نصریح کرده که منتخب غزلیات وی است ۳
اسم ۳
دیکر :
« کمال خجند از صاحب کمالان همت بلندست ؛ و درفن غزل گوبی سرآمد
روز گار خود بوده؛ و دراواخرحال که زاویهنشین فقر وعبادتشده خواجه اثیرا خسيکتی
که یکی از شا گردان و معتقدان شیخ کمال بوده"؛ بنسبت خویشی و حقوق استاد.
,وم ظاهرا وی صد رالد ین عبداللطین خجتی با پسرش جمالالدینرا با کمالخجندی
اشتاه ده امست .
ری تاریخ تد کرههای فارسی
شا گردی» خدمت او را واجب دانسته » درا هتهام وجهمعیشت او و فرزنداناوبتقصیر
ازخود راضی نميشده تا آن روزی که اثیر را شرفالملک قلانسی تکلیف بوزارت خود
نمود » هچنانکه در ذ کر اثیر مسطورست ؛ و در آن ایام نیز نظر التفات بحال شیخ
پیشترمیکرده » مخفی نهاند که دیوان غرلیات کمال آنجه مشهورست هفت هزار بیت
است و تمام غزلهای او هفتبیتی است؛ چنانچه خوداظهار کرده . لیکی بیش ارجهار
هزاز بت ارآنجمله بنظر فقیر نرسیده » ومنتخبآنها این اپیاتست:
منه
از پیرهنت بویی آید بگلستانها
کرد ند پرازنکهت گلها همهدامانها . , .»
«ناظم تبریزی »
الحسینی به هندافتاده وانتخابی ازاشعار ستغدسین وستأخرین نهوده ا-اطول دادهچنانکه
در پعصی توصوم ار سیبیت او تولف یک بیت تخاب نموده» و چنین استماع شد کد
ودتبع اخعار را خوب کرده جنانکه بعصی اغمار عرلی دوپند رسخا از کسی بدستآورده
که از کتا بخانه دحا نان برآوردهبود» درسعتی بسیاریار اشعار عرفی او سیب شهرت
آن شده و این چندبیت از انتخاب آشعار ناظم است :
دامن چرخ زخون جگرم ؟لگونست
چشُمدریا ۳ سن سایة صد حیجونست
همهجا نام تو از کلکمن آیدبیرون
کار
ند کره ناظم تبربزی
باز رتم عجبی درايدنم: جات داره
سر قتلم مگر آن خنجر مژگان دارد
حالاین دلتو چه دانی زسر زلف بپرس
که پریشان بر از حال پریشان دارد
جنه
ترله آن طرةٌ مشکین بجفا نتوان کرد
رشته عهر بافسانه رها نتوان فد
ضعفم از حد شد وشادم که برسواییها
چون ملالم د گر انگشتتما نتوان کرد
یبد
شوم گرم فغان از اشکریزیهای مخواران
بلی چون آب برآتش فشانی دود برخیزد
۲ پپبا
چوشمع داغ توآنانکه برجگر سوزند
هميشه بالب خندان وچشم تر سوزند
بدد کنیم بهم در دا ختن من ودل
چوآندوشمم که پهلوی بکد گرسوزند
رد
سوختم زآتش شوق نو زپا تاسرخوبش
کونسیمی که فرستم بتوغا کسترخویش
ره رت
دلافسرده را سر گرم گلرخسارهیی دارم
بجای دل درون سینه آتشپارهبی دارم
ری
۳۸۷
اگر هر کسسن کسیدارد کین من بیکسی باشد
چوناظم نا کسم جزییکسی گرهیچکسدارم
94
بعیر من کزان لب دادهام حان
کین اهر گن نمرد: ار اب وان
جِِ
رشرم روی تو گل درچمن گلاب شده
بدور حسمن و هر دره آنتاب شده ۹
«ند کره (طا تفا لخیال »
تد کر ناظم بدحشی
تألیف میر محمداسمعیل ناظم بدخشی در )۱۲۱ هق
«سوّلف این ند کره « میربحمد اسمعیل ناظم بد خشی» است ؛ اصلا" از اعالی
رستاق بد خشانوسعاصر مر محمدشاه ( که یکیازحکام دوران ملولكا(طوایفی بد خشان
است) میباشد ,
مشارالیه در سنة ع ,۲ , هجری قمری برحسب حکم میرمحمدشاه باهیأتی که
جهت اخذ محصولات ملکیه عازم (تر کستان شرقی) شده بودند , شمولیت ورزیده و
بطوریکه خودش درمقدمة کتاب خود ذ کرمیکند در شهر ( کاشفر) بملاحظة تاریخ
«فضلی کوچاری» مولق شده وقسمتی ازین تاریخ را که متعنق بحالات بلخ وبدخشان
بوده حين اقامتش در « ایله » از ترکی بفارسی ترجمه کرده و بهمان اشتیاق بتألیف
ید کرة ناظم پرداخته است .
اين تذ کره حاوی شرححال یک ساسله ازنضلای بلخ و بدخشان » ايران و
بخارا میباشد .
تد کر نایین ۳۸۹۹
نسخه قلمی آن نزد نگاونده موجود و درقسمتهای آخر این کتاب یک اندازه
الحاقاتی ازطرف شخص دیگری بعل آمده که بسیار اشتباهات تارپخی دارد» .
نقل از مجلة کابل سال نهم شمارهٌ یازدهم » مقالٌُ شاه عبدالتّه بدخشی تحت
عنوان «ادییات فارسی» .
تذاکر نایین
تألیف میرزاحسنعلی طایرنایینی (فرن ۱۳)
دیوان بیگی در حديقة الشعراء تراجم شعرای نابین را ازین تذ ره نقل کرده
است و درترجمة میرزامحمدعلی نایینی مینویسد که : «برادر میرزا ابوطالبخان وزیر
«بهار» تخلص و پدرمیرزاحستعلی طایر تخلص صاحب تذ کرهٌ نایین است کهذ کرشان
ذشت». ولی در ترجمة طایر ذ کری ازآن نکردهاست .
همو در ذیل سروراصفهانی گوید : ... معروفست به میرزا کوچک » بزیارت
بیتانته هم مشرف شده » پدرش از اصنهان بهنایین رفته سا کن شده ؛ خود سرورهم
الآن سا کن نایین است » مربعی در تذ کرهنایین بناماو نوشته بودند » بعضی از آن
مرقوم شد» .
همچنین دراحوال سمرنایینی آورده است که : ,.. اشعار عربی وفارسی بسیار
دارد » صاحب تذ کرءٌ ایین نوشته که من دیوان ایشان را دیدهام زیاده از پنجهزار
بیت است» ,
ترجمه طاير :
«طایر نایینی - اسمش میرزا حسنعلی » پهرش میرزا محمد علی » عمش میرز
ابوطالبخان وزیر «بهار»ه تخلص است که ذ کر آنها میآید و گذشت» جوان باهوش با
خطو ربطی است؛ اغلب ازین عمرقلیل را که حالیازیاده ازییست وپتجسالش نست»
۳۹۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
درثایین بلکه در قرا و مزارع پسر برده واستاد کاملی ندیده و پسواد اعظمی توقف
نگزیده » بعهذا بواسطة جوهرذاتی و استعداد فطری بیهترنیفتاده » وقتی فقیر تاریخ
یزد را مینوشتم" حصوصیات نایینرا از بعضی آشنابانآنجایی خواستم» میانخودشان
قرعه پنام او زدهبودند» و او رساله یی مشتمل برحصوصیات نایین نوشته فرستاد» بد هم
نتوشته بود" در آنجا مجمل حال و بعضی از اشعار خود را نوشته است » از جملة
اشعارش بعضی دراینجا قلمی میشود ء با اين حال و سن که ازو نوشته شد » شعرثی
بدنیست .
منمسمعطه
جابدٌ دیبای روسی باغ اندر بر گرفت
حلهُ اصفر نهاد و جام اخحضر گرفت
روز گار پیر عیثیوخوشدلی ازس رگرفت
قمری اندرسروین لببرلب مزم رگرفت
بلبل اندرشاخ کل بنهاد نای اندردهن
پاد نوروزی شمیم مشکچین دارد همی
ناف تاتار اندر آستین دارد همی
دشتو کاخ و کویرا زوعنبرین دارد همی
بوبی از خلق امیرالمومنین دارد همی
صهر پیغمبر شه دین شافع یوم المحن
وله
1 رفت ا گر از چمن و بلبل خوشگو
وان صاصل خوش تغمه وآنلالهُ خودرو
دا ٩ مه
۲- شاید مقصودش او ند کرءٌ تا بین همین رداله تاشتقن :
7 ۱۳
از ال و خط آراسته کن ای بت دلجو
مشکوی حریفان را چون ساحت مینو
ای نازه رخت شرمده لاله و گلنار
رقت ار زگلستان جهانساری و سارنگ
وزطرف چمن سوری وسیسنبر خوشرنگگ
افروخته چون نامه کنون چهرء نارنگی
وان زلف دلاویز توچون مرغشبا هنک
يا شاخه اسپر عم برلاله نگونسار
فارست بنخل انبدر چون شعله آذر
گویی شده برشاخ تمایان رخ دلبر
وندر دل او گشته نهان رشته کوفت
درجیست همه لژلژو کانیست همهزر
لولوش عیانینهو زرش نه پدیدار
منغز له
خال مشکین کهبرآن آتش رخ چونعودست
زلف ازان گرد بنا وش تو همچون دو دست
رنگ گسوی تو از دیده عشاق نرفت
زین مسب روز بچشم همه قیر اندودست
باد بر گوش تو از خالك نشینان درت
برده پیفام که زلف تو غبار آلودست
وله
در ره آب بقای لب وشین تو زلف
ظلما تیست که صد ءضروسکند ردارد
۳۹۱
و اي اک سس و سس لت سسته ۴ بر نت سید بت مه
۳۹۲ تاریخ َذ کرههای فارسی
س ات وی و ات۳
تچ تست نیج جر سر سس ها خر خر و ی سس
نار سوزان زنسیسست هبادر برخلق
لیکن این قول برطبع سلیمست سقیم
کاتشعشق توآنگاهزند شعله بچرخ
که نياید بسحرگاه زکوی تو نسیم
ولهدوبیت
ایزلف برنگ تیره چون ثبرستی پر فتنه بسان عالم پیرستی
گردوست ندارد سر پیکار جرا گهچوزرهی گهیچوزنجیرستی»
« حد یقةالشعراه نسخه آقای سلطانالترانی ص ۰۵ ٩ ۹ ۱۲»
در بجموعةالادب (نسخة شمار؛ُ و ع و ع کتابخاتة آستان قدس) که جامع و
واتف آن مرحوم میرزا رضاخال نایینی است مسعاورست که ۰ میرزا حستعلیخان طایر
ناینی برادر حسینعلیخان وفا و پسر میرزا محدعلی وزیر شاهزاده احتشام الدوله
(خانلرمیرزا) در یرب( , هجری از بطن دختر محمدرضاخان نایینی بوجود آمده است»
مجلسش مجممافاضل ومحقلش مخیم ارپاب فضایل » خطوط نسخ و ششکستهرا استاد
ونستملی را تالی میرعمادست » قصاید بسیار فرموده وغزل بیشمار سروده است .
ازتصاید وغزلیا تش نیز مقداري درمچموعه مزبورثبت است ,
تذکرء ندرت
تألیف عطاءاله علیفطرت متخلص بهندرت و مخاطب بدانشمندخان
در ۱۱۵۰۰۱۱۹٩ همق
ند کره عمومیست مشتمل بردوچمن وهنت گلشن ویک حدیقه يا خانمه .
چمن اول درذ کر شعرای فرن سوم از رود کی تا عماره مروری ؛
تذ کرةٌ ندرت ۳۹۳
چمن دوم - در ذ کر شعرای ترن چهارم از امیرآغاجی تا ابوالفرج سجزی ؛
هفت گلشن - دراحوال شعرای هفتقرن از پنجم تا یازدهم ؛
حدیقه - در احوال شعرای بعاصر با قرن دوازدهم ؛
تألیف این تذ کره درنوزد همین سال سلطنت محمد شاه گور کانی بپایان رسیده
است ,
آغاز :
«ثنای فصاحت پیرا صافعی را سزاست 45 دندان سین سخن ... الخ»
نسخه : اته » شمارهُ ب يب (ناقص است وفقط شامل قسمتی ازین کتابست) .
عطاءانته ندرت مصنف فرهنگ آیینعطا نیز هست که مدت بیست سال آنرا در
دست تألیف داشته و درسال جب , , بتکمیل رسانیده است» کلیات اشعارش راهم اته
بشمارءةٌ و وب معرفی کرده است .
داستوری 6۸۲۸/۱
ترجمة مولف در تذ کرههای همزمان وی مسطور نیست .
تل کر ة النساء
دید کرةاللساه ت تد کرءٌ شاعرههای هندوستان است » ام ملف ندارد (ندیر
احمد ی کتابخانة حاجی حبیبالته درنلور مورخ ۱۱۸۳ ه- موب م)».
وق کرهنویمی لارسی د رهند وپا کستان ص ۰ ۰۷۱
تألیف فاضی ملامحمدصدیق آخوندزاده هروی در ۱۳۲۷ ه ق
در تراجم یکصد وچهل نفر شاءره تازی وفارسی است ازقدیم و جدید , مولف
آثار هرات در ترحمه صاخب تذ کره وتوصیف کتاب او چنین نگاشته است ۰ «یعی ار
علمای معروف وفضلای محقق این سرزبین جناب فاضی مارمحمد صدیق خال است
که در تاریخ علمای عصر اخیر هرات اولین موقع را احراز میمایند .
علمی ههچون بحر مواج » هوشی مانند برقسریم» طبعی باصطلاح شعرا بسان
سپهر بلند ء خطی بگفته ارباب عشق چون ربحان نوخطان دلکش همه ازسزایای
حقیقی اپن پیرمرد محترم است که با اخلاق نجیب و فطرت بیتکاف او ممزوح شده
وجود یک ههچو نابغ علمی را تشکیل سید هد .
قاضی صاحب | کثر حصص عمر خود را در کایل گذرانیده و درینوقت به هرات
که وطن اصلیشانست بوظیفة قضای شرعیف سرافعه و ریاست انجمن ادبی هرات
اتغال دارند .
آثار علمیشان پرا گنده است مگر تذ کر نسوان که از (. ع و نفر) شاعرهتازی
وفارسی ذ کر بیکند وتاهنوز طبع نشده ,
این کتاب برای دانستن احوال شاعرات اسلامی بهترین تذ کرهایست که تا
| کنون باین استداد ومحت تد کرهیی جمعنگردیده .
بقیة آثار نظمی ونثری قاضی صاحب همه بصورت رریشانی در هرجا و بدست
ه رکس افتاده و خودشان هم از کثرت مشاغل بجمع و تدوبن آن موفق نیامدهاند ,
قاضی صاحب در نوشتن نظم و نثر هردو بسلیقة بیدلی رفته در نظم تشبیهات
مرموز » تلمیحات متلون » خیال بندیهای مغلقی دارد ,
درنثر نیز بیشتر به پیرایش کلمات وسجم فقرات مایل بوده در هرجمله اگر دو
کلمه فارسی نویسند باید چا رکلمه عربی درحنمایند ودرهرنوشته | گردو جملهفارسی
۳ 0 ٩ة۵ة۰
تذ کرءالتساه ۳۹۵
دارند » باید سهچار جمل دیگر تضمینات عربی بان ضم کرده باشند ,
از همهبیشتر در برآوردن ماد تاریخ که باید طبعشان را ماشین تاریخ برآوردن
معرفی کرد .
مثلا" خودم یاددارم که یکروزی برای کتابی که در انجمن ادبی هرات
مینوشتند » قاضی صاحب را بااعضای انجمن به برآوردن نام تاریخی کتاب دعوت
کردیم» هیچ فراموش نمیکتم که درآن انجمن اگر دونفر کدام نامی برآورده با نه
برآورده بودند » قاضی صاحب بدون اینکه سابقه از موضوع داشته باشند در همان آن
) ۲ نام ( برای تاریخ همان کتاب برآورده بانجن عرضه دادند که همه صحیح
بودند .
همچنین روز دیگری قاضی صاحب را برای تعیین نام تاریخی کتاب تذ کر
نسوان بولفة خودشان تکلیف کردم؛ درسهساعت ٩ نام تاریخی وضم کردند ما؛شده
ریاض شاهی : ۷ ۱۳۲ کلشن خسروانی : ب ب , شاعرات عارفه : ۳۲۷ ۱ حرم باغ
نکو : بپ ۳ , نشان سخنوری : ۱۳۲۷ تاریخ عیالها : ب ۲ , و همچنین نامهای
دیکر .
تاضی صاحب درسال یم م , تولدیافته وامسال" عموشان به ء ب سالبالغ شده
است . ازآنجا که درنظر داریم آثار قافی صاحب را علیحده بطبع برسانیم دراینجا قرار
خواهش خودشان بهمین چند بیتی که در روزهای جوانی خود نوشتهاند | کتفا
میورزدم ؛
در زسان شاه دریا دل خدیو بحر وبر
عبد رحمن خان که رشحی باشدازجودشسحاب
آن شیاء ملت و دین آفتاب سلطدت
کز فروخ عدل او دارد جهان عهد شباب
۰-۱ ۱۳۱۰ شدسی و ۱۳۰۰ قمری هجری ,
۳۹۹ تاریخ تذ آرهه؛ی فارسی
بجر را آنجا که عدلشحکم همواری دهد
در شکست طرءٌ امواج وان یافت تاب
ور زجودش مایه یی نسبت برد دریا و کان
قطره گوهرخیز کردد» سک یاقوت انتخاب
بر کهیی کز جام قرب حضرت جامی بدی
همچو مینای دل ارباب معنی فیض یاب
پسکه رخسار رواتش خورده سیای هدرم
چین گرفت ابروی تعمیرش زسوج انقازب
نایب والا که میتابد زنور طلعتش
مطلع صبح سعادت جوهر صدق و صواب
اختر فیاض سعد الدین کهشد از پاس عدل
پبرسریر حکمرانی هری مالک رقاب
جاه و شو کترا بذاتش سبت موج ومحیط
صدق را يا طینت او الفت گل با گلاب
اين همایونبر که را تعمیر کرداوچونتخست
تا کند شاداب از کوثر روان جد و باب
حبذاپوری که از وی زنده شد نام پدر
خرمآن رودی کهموجشی وصفدریا دادآب
داشتم غواصی دربای معنی جوش نکر
تا تأمل ار صدف آرد برون در خوشاب
سر کشید ازجام معنی خضر و در تاویخ گفت :
کرد روح باب باني زاب کوثر کامیاب
«آثار هرات ج ۳ ص ۰.۵ ٩۲۳۱۰۰۲
عبداقه خان قاری افغانی نام این کتاب را تذ کرة اللساه نوشته و گوید :
تذ کرهُ تصرآبادی ۳۹۷
«تذ کرةالنساء تالیف فاضل معاصر مولینا محمدصدیق آخندزاده هرانی که در سال
۷ ۳۲ , هق تألیف شده و «سرورضوان» ماد؛تاریخ آنست» این مجموعه تذ کرهایست
در شرح حال زنان شاعره از عرب و عجم و نسخة قلمی آن نزد عبدالعظیمخان پسر
عیدالرحیم خان موجودست» .
«رك : مجله کابل شمارهُ سابل ب ,۳ , شمسی » مقاله ملکالشمرا قاری» لقره
۰ ۱ ۰ ٩
تلد کر نسوان
تالیف نعمةالتهذ کالی برضالی آرانی کاشانی (معاصر)
نگارنده این تذ کره را تا کنون ندیده ولی آنچه دریارهةُ آن میداند اینست که
کتاب مزبور نختین تذ کرهایست اززنان شاع رکه درزمان ما تألیف شده است .
ملف از شعرای فاضل معاصرست» و تألیفات دیگری نیز دارد » که ازآنجمله
است : تذ کر چهل وهشت تن از شعرای معاصر وند کرء شعرای قرن اول بهائی و
هریک درجای خود مذ کورست.
ند کره نصر | بای
تألیف میرزامحمدطاهر نصرآبادی اصفهانی در ۱۰۹۰-۱۰۸۳ ق
تذ کر معروفیست دراحوال شعرای عهدصفوی کهپنام شامیلیمان صفوی نوشته
شده ومستملست برمتدمه وپنجصف و خانمه پشرح ذیل ۰
مقدمه در د بر شا هان وشاهزاد گان ۱
مف اول در ذ کر امرا و خوانین وسایر ملازمان پادشاه مشتمل برسه فرقه :
۳۹۸ تاربخ تد کرههای فارسی
فرقة اول در ذ کر مقربان و امرای ایران
فرقة دوم در ذ کر امرا و خوانین هندوستان
فرقة سوم درذ کر وزرا وستوفیان و کتابدفترخانه همایون اعلی
وف درم درذ کر سادات ونجا وسایر حماعت اعزه
صف سرم در ذ کر علما وفضلا و آنل مشتملست برسهفرقه :
فرثه اول درد کر عله! ونضلا
فرقة دوم درذ کر خوشنویسان
فرقةسوم در ذ کر فقرا ودرویشان
صب چهارم درذ کر شعرا وآن مشتملست برسه فرقه :
فرقاول در ذ کر شعرای عراق وخراان
فرقةدوم درذ کر #عرای ماوراءالنهر
فرقذسوم درذ کر شعرای هندوستان
صف پنجم در ذ کر اقوام کینه و این نقیر بیوجود
خاتمه در ذ کر تواریخ ولغفز و معمای متقدسین ومتأخرین وآنمبتی است بر دو
دفعه" اول درذ کر تواریخ و الاز ومعماهایی که اسم قائل مشخص است ؛ و
آن مشتملست برسه حرف ۰
حرف دوم درذ کر الغاز
حرف سوم درذ کر معما
دفعه درم درذ کر تواریخ والفاز ومعماهایی که قائل مشخص نیست» مشتمل
پرسه حرف :
حرف دوم در الغاز
تذ کرهنصرآبادی ۳۹۹
حرف سوم دزیعما .
درسیب تألیف گوید :
«غرض از تسوید این اوراق اینکه سخنسنجان بثل محمدعوفی مژلف جامم-
الحکایات( کذا) بتسوید ند کرهموسوم بهلبالالیاب( کدا) پرداخته مشتمل براشعار
سلاطین وذعرای متقدمین» ومرحوم میرعلیشیر درجالس النفائس و نواب شا هزاد گی
ساممیرژا در تد کر سامی و دولتشاه سمرتندی درتد کرةالشعراء و ملانحمد صوفی در
تذ کره موسوم بهمیخانه وبتخانه( کذا) آنچه لازم -نجید گی و حقوق برگزید گیست»
در تحقیق حالات اهل نظم بطهور رسانیدهاند» و بهد از ایشان میرتقی کاشی بنگارش
یذ کره پرداخته » والحق داد سعی داده 41 برآن مزیدی متصورنیست.
در تاریخ شهور سنه ۳ . , دارونوش بزم نامرادی محمد طاهر نصرآبادی را
بشوق تشبه بانطةة علیه بااینکه خزان تشویش بیش ازپیش نزهال حالمرابیبرگ
ونوا ساخته و دوحه مرادم را صرصر بیتمیزی و سعامله ناشتاسی ابنای دهر از پدای
انداخته .
وی
چو موج ساغر از صدوجهدارم چین پیشانی
چو دود مجمر از صدرهکذر دارم پریشانی
بخاطر رسید که مختصری از اشمارسعاصرین خود که بعضی صاحب دیوان و
جهعی گاهی متوجه ترتیبنظمی شدهاند پردازد» و بعضی از اعزه فرمودند که درین
مدت از معما و لغز انتخایی نشده » اگر از ما و تاربخ ولغز متقدسین و متاخرین
انتضا بی شده داخل شود » شادد تالیف را حسنی دیگر (همر سد » بناپراطاعت کهطیعی
کمینه است , از کم مایگی و قلت تتیم انديشه نکرده بذ کر مطالب پرداخته و آنرا
وسیل دعای دولتنواب ظل النهی ساخت» .
نصرآبادی کتاب خود را تاسال .و . , هجری دردست تالیف داشته » و پسس
از فراغت ازان ونیات را نیز تا ه , , , ثبت کرده » و تا این تاربخ که هشتاد و
0 تاریخ تذ کرههای فارسی
هشتسال از عمر وی میگذشته آثار وحودی خویش را ثشان دادهاست .
درنسخة خطی کتابخانهوزیری یزد که استکتابآن درغرٌ رحب بو .,پایان
یانته و بامضای نصرآبادی رسیده است» درترجم حالدرویش جانبیگی اصفهانی که
درنسخك چاپی نیست » مسطورست که : «چهار سال قبل از اين توفیق یافته از جمیع
مناهی تایب شده تکیه یی در کذار نهر هزار حردب ساخته بعبادت مشغفولست , تا
درینسال که .۹. , است قوفیق رفیق اوشد بهیکة بعظمه رفت ؛ امید که بسلامت
رجعت کند» و درنسخة چاپ وحید در ترجمه مسیحای معنی ( ص ۱۷ ) نخمت از
شاعر زنده سخن میگوید ومینویسد : «بنوعی محروب دلهاست ده چون پیالهسیدست
بدستش می گردانند» و پس از در گذشت وی افزوده است که ۰ «درسنة وه , ,, فقوت
شده » قصیدهبی که درباب دردپا گفته دلیلیروشنست برائبات دعوی فقیر ودیباچهیی
برمجموعه فقیر نوشته که کمال رابت دارد» ,
وباز در (صی ۱( ,) درذیل ترجمة میرزامحمدتقی شیرازی میبینيم کهمذ کور
داشته :۰ « درین سال که ور. , است در مسجد لنبان فیض صحت ایشان دریافته
محظوظ شدیم » کمال آشنایی و تتبع بسخن دارند» ,
واینها از وقایمیست که بعدا روی داده وبژلف هریک را درجای خود ثبت
اک فه ات
نکته دیگری که لازم بذ کر است اینست که وی تراجم شمرای ماوراءالنهررا
بعداز رر . , نوشته است » چه میرزا بدیم ملیحای سرقندی صاحپ نذ فرةٌ مذ کر-
الاصحاب درهیأت سفارت خانی بخاراازطرف عبدالعزیزخان درسالرم . , بدربارایران
آمده و درمدت سه سال اقامت خود دراصفهان مکرر با بیرزا طا هر نصرآپادی صحبت
داشته (رك : صم ع ع) ومیرزاطاهر شرح حال وآثار شهرای ماوراهالنهررا ازوی گرفته
است (ركك : مد کرالاصحاب) ,
استاد فقید مر<وم حسن وحید دستگردی درسالهای ۱۳۱۵ - ۱۳۱۷ شمسی
تذ کرة نصرآبادی را با دردستداشتن دونسخه (نسخه حاح حسین آقا ماکگ و مرحوم
تذکرء نصرآبادی 5۰
محمدعلیتربیت) در بببهب ه صفحه در چاپخانة ارمغان بطعسربی رسانیده و فهرست
تامنظم و بیقاعدهیی برآن افزوده است .
نسخه های خطیاین تذ کرهدر کتابخانه هایایران و کشورهایدیگرموجودست»
وانچه که بیشتر درخور اعتناه و اعتمادست» یکی نسخة شمارهءٌ (۲ع۳م) کتابخانذ
مر کزی دانشگاهست که ذیلیهم ضمیمه دارد؛ دیگر نسخة کتابخانة وزیرییزدست
که در , و, , نوشته شده و باصلاح و امضای نصرآبادی هم رسیده و ترجمةٌ چندین
شاعر در آن مذ کورست که درنسخةچاپی نیست؛ دیگر نسخه کتا بخانة ملی اس تکه
ذ کرش درفهرست کتابخانمزبور آمده» و چون چاپ وحید بسیار مغلوط ا زکار درآمده
واشتباهات ومتطات زباد دارد» بجاست که بدست صاحب همتی بااسسفادها زنسخه های
معشر بوحود مجد دا طبعشود ۲
شاعر معروف معاصر آقای عبدالعلی ادیپ برومند سفینة نظم ونثری دارد که
تحریر آن درحدود ربع اول قرن دوازدهم هچریست, درینسفینه که باقیماندة کتاب
بزرگتری است » پارهیی ار تذ کره نصرآبادی بنظرنگارنده رسید که با نسخه چاپی
اختلافات بسیارداشت» ازجمله اينکه درقسمتی از فرقه اول از صف چهارم که مربوط
بشعرای خراسان است » شعرای هرات بدنبالهم مذ کور بودند » تراجم شعرای ذیل
راهم افافه داشت :
ایمانی بیگ هراتی طالع تخلص» خضربیکك هراتی خضر تخلص»
» حاجیباقی هراتی نسبت تخلص ؛ حاجی محدد صلاح باخرزی نایض
تخلص .
وئیز شفیعای شکسته نویس که در چاپ وحید (ص و . ء) از ولایت خراسان
مذ کورست » درین نسخه از مردم باغرز نوشته شده » وناظم هراتی که درچاپ وحید
(ص .۳«) از مثنوی یوسف زلیخایش ذ کری نشده» درین نسخه مذ کورست وهجده
پیتهم از مثنوی مزبور ثبت گردیده » وعبارت هردو ترجمه بیشتر ازچاپ وحیلست ,
تراجم اضافی نسخه کتابخانة وزیری یزد نیز بدین شرحست که جای هریکبا
ذ کر شماره صفحه چاپوحید نشان داده ميشود ؛
بعد ازساطان مصطنیمیرزا (ص . ,) عبدالعزیزخان پادشاه بخارا:
بعد از بایندرخان صفوی (ص ۳) سیدیخان بیکچگنی »
بعد ازمیرزاغازی (می , ب) نیرزا شاهحسین مبزواری ؛
بءد از بیرزا مجمدا کبر (ص عم) میرژاهادی»
بعدازمیرزا خلیل (ش هو) میرزا ابوالحسن حسینی اصفهانی کهنفر اولازصف
دوم محسوبست»
بعد ازبیرزا ابوالبقا (ص ۳7 . ,) سیرزا صد رولدبرزا حبیب دخترزادةمیرداباد»
بعدازمیرزاعبدالقادر (ص ؛ . ,) میرمحمد شریف سبزواری »
بعد ازمیرزا عبدیناف (ص ۲, ,) میرزامحمد برادرزاده او
یمد از محمدفاسم (ص ۹ , ,) میرزارحیم پسر او
بعد از آقاتقی (ص ,ع ,) محهد تقیولد ملک محمد صحاف ؛
بعد ازملامقيم (ص بم ,) مولانایجمد رشید پسر او »
بعد ازشیخصمد (ص , , ۲) درویش کاینات تصرآبادی و درویش جانبیگی
"مفهانی ؛
بعد از بابا محمدعلی (ص + ۲ع) قدیرای عرفان تخلص اصفهانی ,
اسامی شعرا نیز درچاپ وحید غالبا غلط درج شده و چون تعدادش زیاد است
ازذ کر آن میگذریم .
درپایان این نسخه میرزاطا هر نصرآبادی شرحی نوشتهاست که عینأنفلسیشود؛
وهرحا که ریختکی داشته و خوانا نبوده بادوتلاب مشخص بیگردد؛
«بعدا زآنکهاین ریزهچین بساطسخن کستری» ودریوزه گر بزمسخن پروری» گمنام
گوشذ نامراديمجمدطا هرنصرآباد ی که| زخوشه [ ] خرمتیاندوخته» ودربساط خاطراز
تذ کر تصرآبادی و3
ابیات گزیده سخنسنجان چراغان افروخته ؛ خواست تا خود را درسلکک ارباب معنی
داخلسازد» هیچ تحفهشابسته تر وهیچ هدیه بایستهتر ازین ندید که مجمعیپردازد»
وشاهد معانی کهمشاطة خیالعزیزان دزحجلة خاطر بحلی وحلل ترصیم و توضیح مزین
وه رصم ساخته در زیور نظم برسسند ظهور نشاندهاند » درمرآت طبع شناسنده و آيينة
ذهن در ابند؛ ارباب طبم سلیم و اصحاب ذهن مستقیم جلوه گر سازد ؛ لاجرم
جواهر و لالی حقایق و معارف که از معدن خیال ارباب سعنی در خزانه خاطر اين
بیوجود [ ] بدستیاری خامه درین اوراق ثبت نمود » و آن رحیق تحقیق را بمذاق
جان لبتشنگان [ ] پیمود » بعضی از دوستان بنگارش آن پرداخته ؛ خصوصاشمع
افروز بزم قدردانی » طراوت بخش گلشن مهربانی » نقاد جواهر سخن گستری ؛ صراف
نقود معنیپروری که طبع رفیمش حاوی مراتب معقول وضابط مدارج منقول » و عذار
شا هد سخن بگلگونة ذاتش رنگین» و وسار عروس معنی ازشورصحبتش نمکین است»
اعنی :
مونس خاطرشریف ووضیع نور چشم کمال میر رفیع
هم از غایت محبت نسیت باین بیوجود و نیاز شوق که بسخن وسخن سنج
دارند» بعد ازآنکه یکی بخط غود درقید کتابتآورده کاتبدیگری بترئیب این نسخه
بأمو رکرد» ویمقابلة نظری کمینه رسید» امید که چون این نسخه ساير وساری گردد »
وبنظر بصیرت [ ] بینان مشرف شود » فقیرپروری مسلولكداشته خابُ اصلاحدريغ
ندارند» وا گر چیزی ترلشده باشد داخلنموده [ ] وناپسند را اخراج کنند » غرض
یادآوریست و کرنه من کیستم و چیستم که ممیز سخن توانم بود » و طریق بوازنه
و[ ] توانم پیمود.
بخیال ابنهمه لعبت بهوس میبازم
بو که صاحب نظری نام تماشاببرد
حرّ ره خا کروب بساطنامرادی محمدطا هرنصرآبادی در تاریخ غرء شهر رجب.
.۶ تاریخ نذ کرههای فارسی
المرجب ٩, . , حسبالالتماس آنعزیز مصر خوبیبتسوید این چند کلمه پرداخت»
امید که یادآوری را باعث باشد» تمت» .
نستعلیق خوش ازسبزعلی بابا احمدی بختیاری سورخ ,9. , » ناقتص الاول
۶ ۱ سب ۱ د۵/و برع گک ۲/۱ رب/و » کاغذشکری متن وحاشیه (حاشیهفرنگی
آهارسهره و درزان قاجار ساخته شده) عناوین بشنگرف » اسامی بخط ثلت » جدول
بتحریر وژرولاجورد شش بر گ فهرستاسامی شمرادرآغاز» دوب ر گ ازفهرستویکب رگ
ازمتدمه نونویس, جلد تیماج ضربي گلی دوره طلایی » مادهٌ تاریخ پایان تحربرنسخه
دگل گلشن خیال»- ٩, ۰ ۱ ۵ .
آغاز موجود : «غواص درین بحر بتطرهجویی گرایید که گوهر شبتاب» .
انجام : «نودست و ثلث نود خود ظاهرست» .
تذ کر ءنصر آباوی(ذیل)
تالیت ۱۱۳۶ق
در جلد یازد هم از فهرست کتابخانة مر کزی دانشگاه تهران (ص .۲۳۳ -
برع ۲) نسخهیی ازاذ کرة نصرآبادیبشمارة (۲ع۳۳) معرفی شده اس تکهدرهامش
هنده صفحهُ آن از , ء , شاعر اشعاری نقلشده و این قسمترا ذیل تذ کرٌنصرآبادی
دانسته چئین نوشتهاند ؛
«»- ذیل تذ کرهٌ نصرآبادی (هامش -ه و ومرم) درباراء , سراینده
فارسی و گویا در عم , , ساخته شده » چه درهامش ص درس رگذشت ماد"عرنی از
سال عم , , یادشده است .
ازفهرست اسامی , ء , شاعر مزبور که باذ کر شمارصفحه درآنجا درج شده است
اولا" چنین معلوم میشود که شرححالي از صاحبان اشعار غیرازعرفي نوشته نشده زیرا
تذ کره تمرآبادی (ذیل)
۶ ۰ ۵
که درهامش هرصفحه نام چندینشاعر آمد ه که گاهی بشانزدهنفر بالغ میگردد ودیگر
جایی برای شرححال باقی نمیماند» ثانیا ازنهمین نف رکه شاهاسعیل صفوی است تا
شاعر صد وشانزدهم که سهیلیجفتایی است» همهاز تحفهة سامی نقلشده ء و بقیه» جز
چند نفری که موخر از میرزاطاهر نصرآبادی هستند ازقبیل : مخلصا ی کاشی ونجیبای
کاشی وشفیعای اثر واسمعیلایما» دیگران از شعرای تذ کر نصرآبادی هستندمانند:
عرقی ونورس دماوندی ومحتشم وبعضیدیگر.
شاعر اشعاری نقل شده است که ذ کرشان در تذ کرههای دیگر نیامده و اين عده
عبارتند از :
۱- ممید محملین شاه حسن ازسادات رضا توفیقی
ب- عینقیبهبهانی نامتی تخلص
۳- مجمد مقیم بهبهانی حابد تخلص
ع- قانعای کوهگیلویهای
ه- آخوند صدرای گازر صدرا تخلص
ب- آخوند ملاحسینی جاذب تخلص
ب- آخوند ملامحمدزمان
م- مسرت رضاقلی بیگ ولد حیدرقلی بیگدلی
و- حاج لطفعلیبیک ولد محمدمومن بیک آقاجری ( کذا)
, ,- علیرضاییک بن صغیقلیبیک
۱ ۱ - میرزا حبیب انته ولدشاهمنصور بهپهانی
۲ ,- آخوندمحمد زکی ینملا عبدالصمد د هدشتی
۳ ,- ملاجهانگیر بنملاسعید کرایی سفیلی تخلص
ء ۱- حکیم محمدغال عرفان تخلص
۸٩ صي
و
ی مت
۰5 تاریخ تذ کرههای نارسی
و ,- ملااحمد جنونی تخلص (یابحمد شریف) کرایی» ( کذا) ص ۷م
ند کرهٌ نوا
تألیف درویش حسین نوای همدانی در ۱۲۵۳ ه ق
تراجم کوتاهیست ازشعرای قدیم وجدید بامنتخجباتی از آثارشان و ازنظر طبقه
بندی مانند تذ کرةٌ دولتشا هست .
نسخه : ذیل ریوء ش و , , که با اين عبارت شروع میشود : «اسامی نحول
شعرای متقدمین که درطتةٌ اول ازسلسلة اول نوشته شده است» مورخ ( , ه بدون
بقدیه ونام مولف .
این نسخه فقط شامل طبقة اول از ملسله نخستین است در ذ کر پنجاه شاعر
بترتیب حروف تهجی از ابوالفرجرونی تا نظامی گنجوی» ومحتملا" خود مولف نوشته
است یا برای او نوشتهاند . اسامی شعرای این نسخه در ذیل ریو» ص رم و ۲م
مسطورست و ریو مینویسد : « چرچیل احتمال داده است که تذ کرةٌ درویش نوای
کاشانی باشد ,
بجموعه براون شمارهٌ م >» علاوه برقسمتهای سذ کور پیش » شامل طبق م از
سلسلة, هم هست که بعضی از آنان ازشعرای قدیماند وبرخی ازدورءٌ صفوی, ویک
قممت سوبی که نهعنواندارد ونهظاهراً کامل است» زیرا که درحرف (ص) افتادگی
دارد » ومربوطست بشعرائی که بیشترشانجدید هستند ,
«استوری , : ه وم ذبل ریو : ص ۳۱۰
هدایت دروپش نوارا کاشانی نوشته ودیگرانراهم باشتباهانداخته است. سیرزا
محمدبهدی اصفهانی ملقب ینروغ الدین ومتخلص بهفروغ که در زدان غلبةٌ روسیه
پرآذربایجان ایران (۳ ء (, ه) در تبریز بسرمیبرده و بادوویش نوا دوستی داشته» در
تذ کر نوا ۰
تد کرةالشباب که متضمن حالات خوداوست » ویراهمدانی نوشته است .
«نسخة تذکرةالشیاب » کتابخانشسلک » ش بدبپب
هدایت تذ کره نوارا دردستداشته وترجمة حالش را چنین بینویسد :
«ئوای کاشانی - اسمش درویش حسین » مدتی سیاحت کرده » دربن عهد به
تبریز رفته » درحوالی روضة سیدحمزه منزلی دلگشا ساخته گلها و ریاحین منزه بعمل
آورده » چنانکه فرزندان حضرت نایپالسلطنه ولیعهد و بزرگزاد گان آذربا یجان
بتماشایآن تکیه رفتندی وبدو | کرام کردندی» درایام ییکاری تذ کرهیی کتابت کرده »
وقرهٌ تشخیص شعر نداشته » بعدازفوت او آنکتاب بیمقدمه و خاتمه بنظر رسید» گا هی
شعری میگفته » این سهبیت ازوست :
هرطرف زمزمة مرغ گرفتاری هست
میتوانیافت درینشهر که گلزاری هس
4
هیچکس را چو در آن منظر عالی ره نیست
زين چه حاصل که گروهی دوقدم پیشترند
تن
نوا از قید دنپارستی و دربند عقباشی
زهیمردی»ولی یک همتمرد اند یگره
اه
تذکر و ارسته
تألیف ملسیالکوتی لاهوری متخلص بهوارسته درقرن دوازدهم
سیه عبدالوهاب افتخار بخاری دولتآبادی درتذ کر بینظیر در ذیل نام میر
غلامعلی آزاد بلگرامی ازین تذ کره نام پرده ومینو یس :
۰۸ تاریخ تد كرههاي نارسی
«وارستة لا هوری که هندوییست سیالکوتی ملنام » تذ کرالشعرائی نوشته »
| گرچه تذ کر اوبفقیر نرسید» اما شخصی نقلدیباچهآن فرستاد» درآنجا میئویسد کد؛
میرغلامعلیآزاد تذ کرهیی به بیاض برده » یکی از اغلاط او آنکه اشعار عمرو بنامزید»
وافکار زید بنام عمرو قلمیساخته» مرادوارسته ازین تذ کره همان ید بیضاست» وقتیکه
میر وارد لا هورشد؛ آفرین لا هوری نسخه یدیضا ازمیر گرقت» ظا هرا همان سخه به
وارسته رسیده » میر درعنوان یدبیضا قلمی میفرماید که : بتظر تتبم معلوم شد که در
صحائف استادان » شعر یکی بنام دیگری مأخوذست » بغایتی که هیچ تذ کرهرا ازین
حال خالییانته نشد» و درین عجاله اشعار از همان اصول منقولست » ار آن تفاوت
درین کتاب بنظر متصفحان درآید» راجع براوی اصل خواهد بود» میراعتراضوارسته
را پیشتر جواب داده » و ترجمةٌ بیرهم از تذ کرهُ وارسته بققیر رسیده ؛ در آنجا میررا
نو کرپادشاهی نوشته » غلط است» میرمدةالعمر بنوکری پادشاهی وهیچ امیریاصل"
آلوده نشد» واشعار اوائلمیر که هیچکدام از آنها داعل د یواننیستآورده, و توارد
ثابت کرده » ازآنجمله این بیت میر میگیرد
چون سفال نو که اول آثنا کردد باب
چشم نوآموز مندر گریه دارد ناله ها
ومیگوید میرالهی بسته :
چشم حیرت بسرذالة خود دوختدام
تا کنم تحفه یار این قلم نر گس را
و ظاهرست که کجا مضمون میرآزاد و کجا مضمون الهی ؛ و نیز بیت میرمیگیرد:
چوآهوبی که ازیس تشنگی» آرد زبانبیرون
نگاه سرمه آلودش بخونم تشنه میآید
وبازشعر یکتا میارد :
سوسن بکنار؛ٌ لب جو انگنده زبانچوتشنه آهو
تذ کرءٌوارسته ۶:۰۹
(وپس از توضیح و تمثیلی درباب توارد) مینویسد :
«طور تحریر وارسته نطق میکند که او تسس مردیست طعان » در یدهم
دهان » خرده گیری موزونان شعار خود ساخته . و زبان خود را از دندان مارو دم
عقرب پیش برده» .
میر عبدالقادر سمرقندی تلمیذ میرآزاد در رسالهُ تادیبالزندیق ( که در رد
وارسته است) میطرازد که + انسمان اشرب مخلوقات الهی است : و مستعد کمالات
نامتناهی » ا گر مقصد خودنمایی و تفوق براقرانست» کمالات بسیاردرعالم افتاد ه که
بتحصیل وتکمیل یکی از آنها سرمایهُ خودنمایی توان بدمتآورد؛ و رایت رجحان بر
افران توانافراشت» چهلازم کهاین کس بتحقیردیگران بزر گی خودجوید» وعیبجویی
یاران هثر خود سازد » این کمالنیست , بلکه عين نقصانست» حضرتآزاد فرماید ۰
عیب مردم فاش کردن بدترین عیبهاست
عیبگو اول کند بیپرده عیب خویش را»
وثقیر ع«بجیزی مشاهده کردم که هندوانی که تقلیه اسلامیان میکنند » و
در علوم اسلامیان توالیف بقلم میآرند » چون عنوانات توالیف اینها از فروغ نعمت
سید الهرسلین صلیانته علیه وآله وسلم عاری میباشد» پیشانی کتاب نور ندارد » و پر
ظلما نی مینهاید 6 جنانجه دو نسخه وارسته بنظر درآمد ِ یکی بصطلحات شمعر | دوم
جواب شافی ( کهظاهراً پاسخی است به میرعبدالقادر سمرقندی) عنوان هردو از حلية
نعت عاطل است ؛ هندوان را با ید که برحد خود باشند » و در علوم خود تصنیف و
تألیف کنند» وا گر درعلوم اسلامیان دخل می کنند» باید که اول دولت ایمانحاصل
کنند» وبعد ازآن زبان قلم را بعلوم اسلامیان آشنا سازند» .
«قذ کرة بینظیر » ص ب-ه»
کرده باشد .
و اینکك ترجمه مولف :
«سیالکوتی مل وارسته تخلص - مولدش سیالکوت منمضافات لاهورست؛ در
نظم ونثر ماهر بود » و بعروض وقانیه و اصطلاحات ولغت با خبر ؛ چنانچه درین فن
تألیفی دارد » و شعرهم خوب میگفت , ازوست:
نگردد رام کس هرکز دل وحشت لباسما
چه خونها عوردهطفل اشک تاشدروشناسبا»
«سفینهُ هندی ۰ ص ٩۲ ۳٩
کتاب مصطلحات الشعرا در هندوستان چند چاپ خورده و بهتر از همد چاپ
کانپورست که درحاشیهاش خلاص بهارعجم است» و بسال موم میلادی درسطیع
منشی نول کشور در و . ع صفحه پخط نستعلیق و قطع . جد. م۳ بطبع سنگی رسیده
فتاه
تال کره وبصره
ازمهدی حسین داصری درنیمه اول قرف ۱6
مشتمل بر تراجم شعرای مشهور قارسیست ودرالّه آباد بسال ۰ ۱ ٩ 1 میلادی
برابر با ۱۳۳۶ هجری قمری بطبع رسیده است .
«استوری » ۰۹۲۳/۱
تذ کر یوسةهلیخان ۱
تث کر ه یو سفعلیخان
تألیف بوسفعلیخان در ۱۱۸4 ه ق
یوسف علیخان ین غلاهعلیخان ذیلی برحدیقةالصفا نوشت » یعنی خاتمهیی
که گاهی تذ کره یوسفعلیخان نامیده میشود» و آنرا درمرشدآباد در وم , , هق تمام
کرده است » وشامل تراحم مختصر ومرتب بحروف تهجیاست از سیصد شاعر قدیمو
حبت یل 1 باذیلی مربوط به پیست شاعر معاصر که در تذ کرهخانآرزو (-مجمعالنقا نس )
ذ کری از ایشان ثیست .
نسخه : اشپرنگر » ش مب »؛ بادلین م , ۱ که دستنویس ساژلف است ؛ برلین
ش ,بو مورخ ۱۳( هه بانکیپبون ج و ش . م که فقط ذیل آنست» ایوانف»
س ۵ ۶ ۰
«استوری ۶*۱ م6
تألیف قدرت الّه گوپآموی متخلص بهشوق دراوالل قرن سیزدهم
مشتمل برذ کر شعرای قدیم وجدیدست بترتیب حروف وتکملهایست برتاریخ
جام جهان نما که درسال ۰۱ ۱۹۹-۱ ۱ ه ق سمت تألیف یافته و ذ کر آن در جای
خود آمده اففتتتا.
از مولف بیشازین نميداني م که پسر شیخمحمد قبول وساکن قصبةٌ گوپاموی
3 تاریخ تَذ کرههای فارسی
هندوستان بوده وطبقاتالعراهم ازتألیفات اوست که درا حوالریخته گویانست. .
نسخه : رامپور » مورخ ۳۱۸ ه (رك : اورینتل کالج میگزین » ج ۷ ش ۱
وامپر ٩۳۰ م ؛ ص مو-و و وثدیر احمد ص ۳ج) .
«اسنوری ۸۱۷۷/۱»
درفرهنگك سخنوران (ص ه ,م) بنقل ازقاموسالاعلام ترکی درذیل نامشوق
جنین مسطورست ۷ «میربمحمل باقر صاحب یذ کر طبقات الشعر |»
واین همان قدرتالته شوق صاحب تذ کرهٌ طقات الشعرا باردو وتکملةالشعرای
تکبله مقالاتالشعر |
تألیف مخدوم محمدابراهیم خلیلنتوی دو ۱۳۰۸ هق
تکمله بحمد ابراهيم غلیل جهل وسهسال بعد از وفات علیشیر قانع که در . ۱ ۵
۱- نسخه : آصفیه » + ص ۳۳۲ ش ۰ مورخ ۲۱۰ ه (استوری » , : پابام-
۷۸) ۰
آقای د کترنقوی د رکتاب خود (ص وب ع) نوشته است که : شوق ند کرة شعرای
ریخته (اردو) ئام «حقیقت الشعرا» راندز ترنیبداده بود » چتانکه د رصفح ۳3 دردیل نام
حافظ امیرالدین متخلص به امیر بداونی میذویسد : «باین ملت رابطه برادرانه داشت ...
گاهی شعر ریختههم میگفت » چنانچه در تذ کر حقیقتااشمرا اشمار اوا کثر نگاشته شد».
«تد کرهویسی فا رسی درهنلد وپا کستان»ه
بنظر بنده این همان تَذ کر طبقات الشُعراست که بتحریت و تصحین با نقل از زبانی
بزبان دیگر بدینصورت درآمده است» چه معقول نیست که یکنفر دو تد کره در احوالریخته
گویان پنویسد ء طبقاتالشمرای دیکریهمهست ا زکریمالدین احمد وبزبان ارد و که دویار
بطیع زسیدذ و ای
تکمله مقالاتالشعراه ۰۳
واقع شد زادهبود» واین کتابرا بعمر شصت وچهارسالگی شود وفتی نوشت که ازئالیف
مقالات ۰ ۳ ۱ سال گذشته بود ,
خلیل درین کتاب شرح حال شعرائی را فراهم آورده که از مدت زیادهازیکصد
ممال مشعل شعر فارسی را درسند فروزان داشته بودند ؛ و بعد از چند سال دزگذشت
لیل پکلی خاموش مانده ۰
شرحی که گذشت بقلم پیرحسامالدین راشدی مصحح دانشمند ابن کتابست »
ووی درسال ,ره و , م تکملة مزبور را بادواشی و تعلیقات سفید و تصاویر عدیدهجزو
مسلسلهُ نشرات فارسی انجمن ادبی سند بطبع زسانیده و جمماً دارای یکصد وسه ترحمه
است؛! با نقریظی بقلم امخاد سمعید نفیسی ونقدیة بصحح در ۳۹ ۳ ۹۱ یمه ّ
استاد نفيسی نوشتهاند که بط این کتاب بیشتر ازپن جهت براي ما اپرانیان
بهرهبخش وسودمندست» که شامل آثار گویند کانیست از دورهای که متأسنانه شبهقارة
هند وپا کستان کمتر با ایران رابطفة معنوی داشته است » درین دوره استقلال دیرین
هند ازمیانرفتد وناچار حوادث ا گواری که برین کشور پهناو رگذشته روزبروز زبان
فا رسی ۲ درین سرزمین بزر گ 6 بزوال نزدیکتر کرده ات 6 و اگر استقلال پا کستان
#- نمیآمد و دوباره پرادران پا کستانی با دراحیای سن ادبی دبرین مردانه
نمی کوشیدند 4 بیمفرآموشی سیرفت» دص ٩ ۱ ۰
مصحح دانشمند مینئویسد : «مخدوم خلیل درین کتاب شرح حال شعرا را در
نهایت اختصار داده . و تاریخ وفات همان شعرا راهم نتوشته که در ایام حیانش
در گذشتهاند» ولی با کوشيديم که دربار؛! کثر شعرا معلوسات دیگریرا فراهم آوریم»
وتواریخ تولد ووفات وغیره را درحواشی ثبت گردانیم» وتألیفات هرفردرا که بمامعلوم
بود» یادآوری کئیم کد درین ماسله یکک فهرست یکمل تالیفات علا مه متخ ومبحمد
هاشمرانیز ترتیب کردهایم» و درحواشی برخی اشعارراهم انزودهايم » واحوالبرخی
ازشعرای دیگر همین عصرراهم دادهایم» «ص ۶۳۵ ۰
۳ ۳
۱ تاریخ تد کرههای اارسی
ترجمه موّلف ؛
ترجمة خلیل وخاندانوی درتکمله مقالاتالعرا (باحواشی مصحح ) ازبفحه
ب* , تا ۳+ ۲مسطورست, وآقای حسامالدین راشدی در مقدمه آوردهاند کد:«مخدوم
محمد ابراهيم خلیل "توی (المتوفی ب ,م۳ , ه) درجمادیالاولی ۲۳ , ه بدنياآمد »
در, ه م, ه آموزش قرآن مجیدرا بتکمیل رسانید .
وقتکه سند بدست انگلیس آبد ( ۱۲۵۹ ه) سنین عمر مخدوم محمدابراهيم
خلیل (ب ,) وآموزش عربی وفارسی را ختم کرده بود .
از احوال مسخدوم خلیل نتط همانقدر معلومات داریم که خود وی در تکملد
(رك : ص ,رب ,) نگاشته و ازآن پدید میآید که بعمر هفت سالکی قرآن شریفرا
خواند» و بعد از آن بخواندن کتب نصاب فارسی وعربی پرداخت» کتب مروجهصرف
و نحو ؛ اصول » منطق ؛ ریاضی » حدیث » نفسیر / ژنه » اصول » حددث وعلم مثاظره
وا خواند ,
در محیط ی که خلیل چشم بدنیا گشوده و پرورش یافته بود » و با کسانیکه
صحبت کرده و ازآنها فیوض انهانی کسب کرده بود » تمام آنها صوفی وعالم و مردم
صاحب سلولك وطریقت و اهل عرفان وایتان بودند.
بنابرآن وقتی که بسن شباب رسید» صوفنی باصفا وامل دل وعرنان بارآمد » و
پیرو طریقت کردید » که نهتمام زندگی وی » بلکه شاعری ونثرنویسیش نیز مودار
این اثرست» نظموی تمامآهمین رنگدارد» ونمونهنشراوهم درین تکمله زیرنظرماست»
«نقل واقتباس از اجزاه مخلف بقدبه مبصحح دانشمند آقای پیر حسام الدین
راشدی» ۹
نمونه" آثار منظوم اوست :
ازلبش جوش حلاوت بکلاسست اینجا
از قدش شور قیاست بقیامست اپنجا
مت
تکملة مقالاتالشمراه
مزن حرفی بدور حلقة ذ کر خفی ایدل
درین محفل نباشد بار» ساز گفتگوهاوا
پپد
چشم مخمور توای ساقی خرابم کردهاست
لعل بپگون تو سرشار شرابم کرده است
مد
بستة جادوی چشمت نظری نیست که نیست
زخمی خنجر نازت جکری نیست که نیست
نبیر لا
بیئم ازدور جمال تو » وصالم ایشست
سوزم ازهجر بنزدیک تو حالم اینست
4۵
ایشب که مرا دولت دیدار بدسنست
جام طربم از سی سرشار بدستست
و(
توا گرچه پرجقابی» چو زمانه بیونایی
بعیا دت ارئیا یی 6 پمزار خواهی آند
یرف
۶۱۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
یا
اتخیاب مجمم الشائی
تألیف کهر لك پترای کایست در ۱۱۹۹-۱۱۹۵ ه ق
این کتاب را لهرك پت رای کایستدره و , ,-+9, , هق باانتخابیازتراجم
و اشعار ونتد ادیی ونظرهای خانآرزو از تذ کرة مجممالنفانس بدستآورده ونام آنرا
جامعالفوائد نهاده است ۳
نسخه : اندیاافیس » ش ۱ م. ء مورخ ۹,, ها ق.
جبعالخیار
تألیف قاضی احمدین شرفالدینحسین ابراهیمی حسینیقمی
مشهور بمیرمنشی دراواخر آرن دهم
تذ کرهاپست بسیاو با ارزش مشتمل برشش جلد کوچک و مختصر در تراجم
شعرا ونویسند گان آذربایجان و عربستان وعراق و خوزستان .
رك : استوری ۱۰۷/۱
برای اطلاع از احوال مولف وسایر آثار او رجوع کنید به علامبهةالتواریخ .
حوا هر العجاب ۷ ۶
جواهر زو آهر
ازلچهمینراین شفیقاورنکث آبادی (فرن ۱۲)
بولف اختر تابان درضمن معرفی باخل خود ازین تذ کرههم نام بردهاست» ولی
درشمار آثار شفیق اورنگآبادی صاحب نذ کرههای گل رعنا وشامغریبان چنین انری
مد کور نیست ۹
«رلك ۰ اخترتابان » ص عه
جوآهر العجایب
تألیف سلطان محمدبن امبری هروی متخلص بهفخری در ٩٩۳ هجری
درشرح احوال و ذ کر آثار بیستوپنجتن از زنا سخنگوست » بترتیب تاریخ
که از مبهستی شروع میشود وبنسایی ختمسیگردد» و این نخستین تذ کرهایست که
دراحوال شاعرات تألیف وتدوین یافته است .
فخری هروی بتصریح خود این تذ کره را در آغاز جلوس جلال الدین محمد
| کیرشاه (- بو ه) تألیف کرده وبه جیجیبیگم معروف بهباهماتکه مادر رضاعی
| کبرشاه و والد ادهمخا نک وکه تقدیم داشته است » چنانکه کوید؛
"کامکار بخت ودولت ساهم بلقیسقدر
آذکهشد پرورده اورا در شاهی در کنار
بر مببهر نیک رایی ماه تابانی تمام
آنچنانما هی که خورشیدش بودآینه دار , ..
یاد کردم نازنینان را در اقليم سخن
گفتم ازمن تحفه بي پیش توباشدیاد گار
یی تاریخ تذکرههای نارسی
همچوفخری کارمن با ریدعای جان تست
بندءٌ بخلص نمبداند ازینبه کار و بار
(ص ۲ ۲۳-۲)
در سیب تألیف گوید : در ایام دولت شاه طهماسب خلدانتهساکه بعزم زمین-
بوس حرمین شریفین گذارم بملک مند افتاد » وحسبالتقدیر چندی درآن دیار اتفاق
اقامت دستداد » تاآن خجستهدایام که سلطان جلالالدین محمد | کبر پادشاه غازی
خلدانته سلکه درملکهند قدم برسریر همایون نهاد » فتیر قصیدهیی درذ کر جمیل آن
حضرت انشا کرد» ازآنجاست ۰+
آنگه میگوید صدای طبلاو د رگوش چرخ
نوبت سلطان جلالالدین محمد | کبر است
آن شهنشاه فاک تدری که از روی شرف
شسه ایوان قصرش افتاب خماورست
وبیخاطر رسید که هدیه یی نیز لایق مجلس شریف فردوسآیین دلشاد زان و
گوهر شاد دوران فراهم سازد » مدتی درین انديشه میبودم» آخر شبی مجموعة تحفقف
الحبیب را مطالعه میکردم وبراشعار دلپذیر مخادیم میگذشتم » ازتماشایآننگا رستان
معانی بهرهسند میکشتم » تا گاه نظرم برین غزل مسماة مهری افتاد که :
حل هر نکته که بر پیرخرد مشکل بود
آزمودیم بیک قطرهُ می حاصل بود
الخ
آخر بدلم چنان تافت وبرخاطرم قراریافت که جهتافبساط خاطرآن مسندنشین
بلقیس نشان آنچه | زطایفة اناث درلباس نیکو اساس نظمظا هرشدهجممسازم» پس بترتیب
این مختصر کوشیده پس از اتهام آنرا جواهرالعجایب نام کردم » (نقل باختصار از
دیباچه کتاب» ص ۵-۳) ,
فخری درپایان کتاب نیزقصیدهبی درندحا همییگم دارد» وبعدا همین تذ کره
جواهرالعچا یب ۱۹
را در اواخر عهد عیسیترخان والی سند (,و-ءیبه ه) با تغییر دیباچه بنام وی
معنون ساخته وباوتقدیم داشتهاست", ازینرو اته سال تألیفآنرا ءبو دانسته است" ,
نثر کتاب ساده وروان است و احوال واشعار صاحبان تراجم بقد ری کهدستیاب
بوده درآنآمده است. و بااینحال درتذ کرههای بعدی براحوال و اشعار اینعده چیزی
افزوده نشده است و درهرحا که ذ کراین ه ب شاعره یا بعضی ازانها آیده بعین عبارت
نضتین کسی که ازین تذ کره استفاده کرده است تقیالدین اوحدی مژلف
عرفاتالعاشقین است که ازآن بعنوان تذ کرةالنساء نامبرده وآخرین نفر علی| کبرمشیر
سلیمی صاحب کتاب زنال سخنور است ,
جراهر العجایب در لکهنو بسال مببم ر میلادی در م۲ صفحه بطبع سنکی
مغلوطی رسیده بطوریکه در ذ کر مسماحیات (ص ٩ ۱-. ۲) ترجمه وثبعر سه شاعره
درهم ریختهشده که یکیتونیآتوناست ودیگریرا نشناختم » بعدازین درهمانسابان
یکچاپ دیگرهم شده است که تاریخ آنرا نمیدانم» وسپس درىجلةٌ اردوی اورنگد
آباد با حواثبی حکیم شمس الته قادری بطبع رسیده ونگارنده آن مجلهراهم ند بدهاست .
آثار دیکر فخری عبارتست از :
,- دیوان اشعارشامل پنجهزارییت درا کره بنظرتقیالدین اوحدی رسیدهاست .
۲- تحفةالجیب که مجموعهایست ازغزلهایی که شعرادر اقتفای یکدیگر
ممرودهاندبترتیب قوافی از الف تایاهء ووی این کتابرابسال و ٩۲ الق کززی
الدین حبیب الته ساوجی وزبر دورمیش خان (للُ سام میرزایصفوی والی خراسان) در
هرات تألیف کر ده ء و مادهٌ تاریخ آنرا چنین یافتهاست:
,- از تدوبن ثانی حواهرالعجا یب سحچه یی در کتاپخانه عصوصی دانشمند محقق
پا کستانی آقای پیر حسام الدین راشدی درکراچی سوجودست .
۲- رل ۰ ترحه4 تاریخ ادییات انه (ص ِ.
س_- تاریخ دذ کرههای ثارسی
تاریخ این صحیفه کسی را عیان شود
کو بی «حد» آورد بنظر «تحلةالحجیب»
٩ ۶ ۱-۱۲۰
ازین کتاب یک نسخه در بانکیپور بشمارُ ۳و , ونسخهیی در کتابخانة
تاشکند است» و دونسخه در کتابخانه پیرحسامالدین راشدی در کراچی و یک سخه
در کتابخانه مدرسه سیهسالار بشمارة عب م سورخ ب. ۲, هجری » ونسخة ناقص و
(رکبید یباچه بی که تحریر ترن چهاردهم است در کتابخانة استاد محمود فرخ خراسانی
در مشهد موجودست » وچون نسخه اخیر وا مجموع غزلیات شناخته بودند بنده شرح
مفصلی در معرفی آن با ذ کر احوال وآثار مژلف نوشته درنشریهفرهنگگخراسان (سال
پنجم » شهار 6-۳ ص ب-م ۱ ) با فهرست الفبایی شعرا و تعداد غزلهای هریک درج
کردم ۰
ریو تحفةالحبیب را یکی از دو دیوان نخری دانسته است» (رلك: ذیل ریو )
ص ۰ )۳٩ .
س- لطایفنابه که ترجه فارسی مجالسالنفایس است با اضافاتی بقلم مترجم
وذ کرش خواهد آید .
ع- روضةالسلاطین, اين کتابهم تَذ کره است ودرجای خود ذ کرش خواهد
آید ,
و صنایم الحسن در صنایع و بدایع شعریست و بنام بیرزا شاه حسن ارغون
والیسند تألیف شده ونسخه بی ازآن د رکتابخانة پیر حسامالدین راشدی موجودست .
د- هفت کشور تاریخیست آمخته باعلاق وافسانه و داستان که بنام شاه -
اسمعیل اول نوشته ونسخه آن بشمارة (۳۳-ج) در کتابخانة دانشکدء ادبیات تهران
موجود وتحریر قرن یازدهم است ,
بیرالهی همدانی در تذ کر خزينة گنج ذیل نامفخری مینویسد که : «,.. تا
زمان شاهطهماسب میزیست وهادحآن ملکبوده, ومجالس النفائس میرعلیشیرازتر کی
جوا هرالعجایب 1۲۱
بفا رسی ترجمه کرد » بعضی تراجم شعرای دور دوم را اضافه کرد , کتاب دیگر بنام
بستان خیال نیز تألیف کرد» کهمطلم های غزلها از شعرای مختاف زمانشدارد».
مرحوم اخترجونا گرهی مقالهُ مفصلی بعنوان روضة السلاطین شامل احوال و
آثار نخری در کتاب ارمغان علمی چاپ دانشگاه پنجاب در هه , میلادی بزبان
اردو نوشته و درآنجا گوید که : بوستانخیال مشتماست برمنتخبات اشعار فارسی که
یکك نسخه آن در و مه صفحه سورخ ۳ب , هجری در کتابخانة پروفسور محمدشفیع
لاهوری موجودست .
این دوتعریف متضاد ازیکک تتاب دور ازصوایست » و درمورد اول بعیدنیست
که فخری مطالم غزلهای تحفةالحبیب را بصورت کتابی علیحده درآورده باشد » و
تازه همزمان وی نتاب دیگری بهمینصورت و بهمین نام تألیف شده و آن بوستان یال
تالیف بکتاشقلیابدال روسی است درسال . هه هچری ونسخه های آل فراوانست!؛
ازجمله نسخهیی از اوایل رن یازدهم در کتابخانه شخصی آفای حسین اعزاز ثقفی
سا کن تهران » ونسخة شمارة (م,م -ج) کتابخانة دانشکده حقوق که در فهرست
آن کتابخانه (ص . , ۱) دیوان بکتاشقلیابدال رومی یا «بدل حافظ» شناخته شده
است » ونسخة مورخ رجب ه ۳۷۲ ,ضمیمه مجموعه شمارهُ (و و , ع) کتابخانژم ر کزی
دانشگاه باالحاقاتی ازشعرای ترندوازدهم مانندآذربیگدلی وغیره» وملف مادتاریخ
آنرا چنین یافته است :
,- درآغازآن گنته است ؛
بخاطر رسیده مرا این خیال که اشمار چندی زاهل کال
کنم ازسرصدق و اخلاص جمع فروغیدهم هریکی را چو شمع
نهم نام آن « بوستال خیال پرم تحفهیی رد ارباپ حال
ابدال رومیمجموع4 مزبوررا ندیده بود, والا | گر مطالع غزاهای آنکتابرا استخراج میکرد
بوستان نیال بچندبرابر این که هست بیرسید .
33 تاریخ تذ کرههای فارسی
توفیق رفیق کشت چون آمالم هدر روز فزود دولت و اتبالم
اتمام چویافت اینمطالع» تاریخ حویید زبکتیشقلیابدالم-,ه و"
و در مورد ثانی باید گنت که تحفةالحبیب بیدیباچهیی در دست داشته و
نشتاختهاند ی وانتهاعلم ,
ترجمة مولف- استاددانشمند آقایعلیاصغر حکمت دربقدمة لطایف نامه (ص
کح مد کط) ترجمه حالی بنام فخریمقولاز ریاضالشعرا آوردهاند که ترجمهواتعار
ازفردیتربتی است. و کسیکه ازجانب ایشان مأمور استنساخ ترجمهٌ فخری هروی از
ریاض الشعرابوده » پس از ثبتنامفخری ترجمة بعدی را که ازفردی تربتي بوده بقلم
آورده وتسلیم ایشان کرده است .
واینک هردوترجمهرا که درریاض الشعرا بدنبالهم آبده است بنده نقلمیکنم
تا حقیقت روشن شود :
«مولانا فخری از سخنوران مملکت هندوستان بوده وصاحب دیوانست » غالبا
که همانفخری او لست؟ و این اشعار ازدیوان اوست:
صبا هرگه بزلف تابدار یار میپیچد
زغبرت عاشقمسکین بخود چون مار میپیچد
یر 2۴
از آن به پیش رخت ماهدرحجاب شود
که ذرهمی ننماید گر آفتاب شود
جبیي
باتو هرخستهدلی را که چومن کار افتاد
میتوان گفت که کارش بخدا افتادست
> نیزر
۱- نقویهم در کتاب خود (ص :۹ ) بوستانخیال را ازآثار نخری دانسته است.
۲- فخریاول ترجمه اش اینست؛ «سولا نافخری ازسخنوران مسلکت هندوستان بودهباقسام
سخنفادره (نقویهم در (می ۳) ترجمة فردی تربتیرا بجایفخری هروی آورده است).
حوا هرالعجایب وف
هرآنکه صورت او دید » دل زجانبرداشت
چه صورتیست کزو دل نمیتوان برداشت
دزد
برفت بار وزیاران خویش یاد نکرد
بخیر باد ؛ بما گرچه خیر باد نکرد
ار
چوترك مهوش من روی درنقاب گرفت
نغان زشهر برآید که آفتاب گرفت
هنم
آنچه زو آسودمجانم» زخم جانان منست
وانچه دل بگشادا زوچاك گریبانمنست»
فردیتربتی - درزهد ورع یگانة زمان ودر تصوف نادرٌدورانست» چندمتنوی
درسلک نظم کشیده » ازمعاصرین شاهطهماسب مغفور ماضی بوده | اوراست :
جا کن درون دل که ازو خوبتر شوی
توقطرهیی چو درصدف آبی گهر شوي
مه
حسته چشم ولبت کردم که درتبهای شوق
این مرا چنداتکه بهمیکرد, آن بیمارداشت
هن
خیال خال لب اومکن که دانة دردست
چو در زمین دل انتد فغان وناله برآید
دپ
عالم بسوخت ازغم ودل برمنش نسوخت
دل سوختم زبهر وی و دآمنش نسوخت
۷ب
۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
نادیده ما زیار وفایسی نمیرویم
ورهم رسد جفا» زجفایی نمیرویم
هرجا که ميرويم دیار حبیب ماست
ما از دیار عشق بجایی نمیرویم
و
نگار مست من ازحال کس نمیپرسد
گلست وهیچ زاحوال خس نمیپرسد
عجب نباشد | گر یاد من نکرد حبیب
زمانهایست که کسحال کس نمیپرسد»
وسولف عرفا ت که رعایت حرف اول ودومرا میکرده » ترجمفردیتربتیرا بعد
از نخری آورده » و بنده برایآنکه معلومشود واله داغستانی درانتحال وغارت عرفاث
چهبلایی برسر تقیاوحدی آورده است» همین دو ترجمهرا عیناً از عرفاتالعاشقین نقل
بیکنم :
«افتخار زمان مولا نافخری در سنه نهصد وهفتاد درهند بوده» و مداحیسلطان
سلیمه بیگم حرم | کبر پادشاه » وسداحی شاهحسن بنشجاع [- شاهبیک] ارغونیبسیار
کرده ؛ دیوانش قریب به پنجهزار بیت درا کره بنظر رسیدء ازآنجاست :
ای مرهمجان ریش خونین جکران
چون چشم توئیست لطفاینسیبران
سوی توبود چشم امیدم نگران
یک چشم بود هزاو لطف د گران
رت
صبا هرگه بزلف تابدار بار میپیچذ
زغیرت عاشق مسکین بخود چونمار میپیچد
جواهرالعجایب
غم موی میانش رنج باریکست ومن دارم
مرض کمدرجهان ایننوع دربیمارمی پیچد
سرت
از آن بپیش رخت باه در حجاب شود
مین
گفتمش ه رکه رود سویتو مجنون آید
زیرلب خنده زنان گفت دگر چون آید
پردهٌ دیده همه خون حگر داد برون
تاهنوز ازپس ابن پرده چه بیرونآید
زد
تا دل خسته درآن زلف دوتا افتادست
جال بحنت زده در دام بلا افتادست
با تو هر - خسته دلیرا که چومن کارافتاد
ِ میتوان گفت که کارش بخدا افتادست
#۴ ۷
هرآنکه صورت او دید » دلزحان برداشت
چه صورتیست کزو دل نمتوان برداشت
اد
نم که سجدهگهم آستان خانهُ تست
فسونچشم توازبس که عوابمردم بست
را
۶ ۲ ٩
تاریخ تد کرههای فارسي
پیش خط تو غالیة مشک ناب چیست
جایی که رویتست به وآنتاب چیست
هرگه بمن رسی و زحالم کنی سژال
حالی شود مرا که تدانم جواب چیست
ار
آبروی با عباری از سر آنکوسست
خا کسارانرا همینمقدا رآبروسست
زد
برفت یارو ژیاران خویش یاد نکرد
بخیرباد » بما گرچه خیر باد تکرد
ود
تا بکی پیش توعرض حال زار خود کنم
گر توفکر من نداری فکر کار خود کنم
زان پگرد خوبش پینم سنگ ,,,
باسپاه نم چو روراد رحصارخود کنم
زرد
بحال زار من آن سیمبر نمیبیند
زحال رفتم و درحال من نمیبیند
مقیم کوی تو یاد چمن تمیآرد
غریب شهرتو رویوطن نمیبیند
مت
حواهرالعجایب ۰.۷
آنچه زو آسود جانم زخمجانان مست
وانچهدل بکشادا زوچالك گریبانمنست
دوستیدانند یارانمنعم ازجانان ولی
اینسخن ه رکس که گویددشمنجانمنست
3
چوترك بهوش من روی در نقاب گرفت
نغان زشهر برآسد که آفتاب گرفت
سرت
دل در خم آنزلف گرهگیر فتادست
دیوانة بیچاره بزنجیر فتادست
گویند که تدییر غلاص شم خود کن
تدبیر چه سازم که زتقدیر فتادست
چبزبن
از هردو جهان دیده برویت نگرانست
یکك دیدن رویتو بهازهردوجهانست
گفتم که مریض تو ندارد سر بهبود
درخنده شد وگفت که بهبود درانست»
«عرلات / ء ود و»
«منفرد زان » محقق دوران » استادالکلام » ازهدالزهاد مولانا فردی تربتی
از افاضل صاحب حال وا کاپر صاحب کمال است » کلیات این فردیرا دیدهام » وی
هشتادسال قبلازین که سال هزار وییست واندست» درعرصبة حیاتبوده » اقسامسخن
گفته » چندین مثنوی پرداخته در تصوف بسیار صاحبحال وبا کمال است» اشعا راو
همه پخته وسنجیده و وسط سایل باعلی است» یکدست وهموار حرفمیگوید» و چندین
فردی دیگر بجز وی درعرصه بودهاند» وازجملة اشعار اوست:
ناد یده با زیار وفایی نمیرویم
هرجا کهمیرویمدیارحبیبباست
فردی بهشتباسر کویبجتست
تاریخ تَذ کرههای فارسی
جا کن درون دل که ازین خوبتر شوی
تو قطرهیی چو در صدف آیی گهر شوی
2
خسته چشم ولبت گردم که در تبهای شوق
من زذوق وصل مردم تا غم هجران رسید
نیک سردم ورته آن پیرحم بامن کارداشت
جبوبجه
خیال خال لپ او مکن که دانة دردست
چو بر زمین دل افتد نغان وناله برآید
رت
عالم بسوخت ازغم و دل برمتش نسوخت
دل سوختم زبهر وی و دامنش سوت
خواری نگر که ازپس مرگ استخوان من
برداشت گلختی و زتف گلخنش بسوخت
جاوجه
تا کی زقاصد تو بگوشم سخن رسد
کی باشد آنکه مژد؛وصلت بمن رسد
تا کی زاشتیاق تو جانها رسد بلب
وقتست کز وصال توجانها بتن رسد
جهیبن
ممّت
ورهم وسد جفا » پجفایی نمیرویم
با از دیار عشق بجایی نمیرویم
زین آستان بکهنه سرایی نمیرویم
جواهرالعجا یب ۳۹
گلست وهیچ زاحوال خس نمی پرسد
عجب نباشد ا گر یاد من نکرد حبیب
زمانهایست که کسحال کس نمی پرسد
تن
عجب گر ازطواف کعبه عاشق [ ...]
نگرژ., ,] مجنون بکردمحملی گردد»
«عرنات » برگ ع مه
ملف عرفلات ترجمه فخری را در دوجا مذ کور داشته وندانسته است که این
هردو یکیست ؛
سلطان محمدین امیری المدعو بفخری
«زیدة المولفین » عمدةالفصحا سلطان محمد بن امهری المدعو پفخری بسیار
خوشطبیعت وفاضل بوده: تازمان شاءطهماسب درعرصهٌوجود باقی بوده» وویمترجم
مجالس النفانس امیرعلیشیرست» چون آن نسخهشریقه بزبان ترکی تألیف یافتهبوده»
وی ترجمة آن نمود تافایدهاش اعم واتم گردد, وخود نیز برآن الحاقات نموده و بنده
برآنجا گردیدهام ؛ و بعضی از متوسطین شعرا که اینجا مذ کور ساخته ازآن عرصات
چلوهدادهام » درابتدای کلام بتعریف همانترجمه گفته است : وله
این پیکر انگیخته از کنک خیال
واقمشده پاك وصاف چون آب زلال
مانند نگارپست در اهل کمال
سر تاقدسش لطافت وحسن و جمال
مت
۶:۳۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
شه آسمانچتر انجم سپاه سه اوج اقبال طهماسب شاه
فرازندة رایت عدل و داد نوازندءة نوبت کیقیاد
,۰ فراز و نشیب زبانیست گویا بحرف نهیب
چنان . . . . . برآورددست که در ساژ ناهید آبد شکست
زبس کو ببخشید گوهریکس به پیچرد برخویش دریا که بس
در خانم کتابخویش درآن نست۸42 آورده ات قال
یارب که جهان خوش بلقای تو بود
تبا دور سیهرست بتای تو بود
هرجا که حدیثی یزبانی گذرد
ختمسخن آنبه که دعای توبود»
«عرلات / مه ه»
امیری حراسانی
تقی اوحدی ترحمه زدر نخریراهم در تد کر خود آورده واینست؛ «اختربرج
عالیمکانی » گوهر درج کامل بیانی مولانا امیری خراسانی ازاعیان وا کابرست, گویند
یه نسبت ابارت ابیری تخلص کرده 6 مولد وی هرات است» وواند ملافخری صاحب
تحفةالحبیب است» نقلست که شاهاسمعیل بعدارتسخیر» هراترا بوی و دورمش غان
سپرد » وایشان بغایت خوشسلوك کردند» اما امیریاز افاضل مترر واماحدمشتهرست»
بسیار خوش طبع و فهیم وحکييم و دانا بوده و با بد رألدین هلالی و عبداننه هانفی و
دیگر اعزه هميشه بخصوص افتاده » اوراست :
حای جز میخانه خوش ناید من دیوانه,ا
زانکه پریبار سوافق یاقتم میخانه را
«- این ابیات مشنوی که دربدح شاه طهماسب گفته شده است » هچنین رباعبی که
مژلفعرلات از پاپانلطا نف نامه نقل کرده » درلطانفنایه چاپطهران بیست ,
جوا هرالعچایب - 3
بر در میخانه حرف خانقه ای شیخ جیست ۱
پیش عشرتگاه کم کن ذ کرمحنت خاندرا
نیست در سیخانه لابق گفتگوی قصر خلد
زانکه هستآب وهوایدیگر این کاشانه را
دمبدم درمجلس ایصونی ترا فریاد چیست
خیزو بارندان گذار این نعرُ مستانه را
ایامیریلعل یکدانه فروش وبادهنوش
تا بدانی قیمت لعل ومی یکدانه را
«عرقات ؛ ب رگ ؟۰۹
اين غزل را کاتب نسخة عرفات بسیار مفلوط نوشته و بدینصورت صحیح از
مجموعهٌ غزلیات شمارة و مجلس نقل کردم» واینک دوغزل از همان مجموعه از
فخری هروی :
هست این صنع خدا روی توبا را
در آینه مییین » بنگر صنع خدا را
جایی که رسیدست کف پایتو بوسم
چون زهرءٌآننیست که بوسم کفپارا
گل پیرهناچون کشمت تنگدرآغوش
کان بخت میسر نشود غیر قبا را
تا پکك مبا کرد طوف سر کویت
دردیده شم خالك ره پیک صبا را
با را بجفا هجر برانداخت ؛ کجایی
ای آنکه برانداختهیی رسم وفا را
3
تاریخ تذ کرههای فارسی
هرچند فراموشیت آیین شبده باشد
یکباره فراموش مکن جانب سا را
فضری بدعا یافتهام دامن وصلش
سهوست که گویم اثری نیست دعارا
2
سجده غیر از کعبهٌُ کویت نمیشاید مرا
کافرم گر جز برین در سر فرود آید سرا
جائب بیتالحرم پیمودن راهم چهسود
چون حریم کعبهُ کوی تو میباید مرا
تا خیالت دردل آمد» چشم پوشیدم زخلق
جز بدیدارت نخواهم چشم بگشایدمرا
گفتجایدیگری زین درنکردی اختیار
چون کنم جای د گر خاطر یاساید مرا
قخریآنبه چندفرماید که باشم درهرات
یندهٌ فرسانم اما اين نفرماید مرا
چراغ انجمن ۰.۳۳
«چراغ انجمن کتایست که درسوصوع فضلا وشعرای انغانستان درسنه ٩ ۱۳۰
هجری شمسی بنام مبارلد پادشاه بز رگ وحیات بخشای افغانستان (اعلیحضرت سعید
شهید محمدنادرشاهغاری رحمة الته علیه) تألیف و درلاهور طبع شده است» ,
«نقل ازسجله کابل ۳ سالنهم؛ شماره یارد هم » مقالة شاهعیدالنه بد خشی توت
عتوان «ادبیات فارسی» .
مور
نو یسندهمقاله مولفب تذ کر مزبور را معرفی نکرده ات
تألیف احمد گلچینمعانی در ۱۳۶۱
مشتملست بر شرح احوال ومنتخب اشعار در حدود یکصد و پنجاه شاعر شیراز
و فارس که ذکرشان در کتاب دانشمندان و سخنسرایان فارس نیامده بوده است و
پیمشترشان ازشعرای قرند هم ویازدهم هبتعتد ر
قسمتی ازین تذ کره در بیستوچهار شماره ازروزنامه پارس (سال بیستوپنجم»
۰ ۳۶ شمارهٌ ۳ .تا بیر.۳) وقسمتي دیگر در دوازدهشماره (سال بیستوششم»
٩ ۱۳۶ شمار؛ + ع۳, تا ,بر س) درج شد » و بقیه متوقف ماند ,
درنظرست که بشرط حیات و توفیق بصورت کتاب مستقل و بعنوان ذیل بر
کتاب دانشمندان وسخنسرایان فارس طبع ونشر شود .
۳ تاریخ تذ کرههای فارسی
تألیف نعمةالهذ کالی بیضالیآرانی کاشانی در ۱۳۳۹ ش
تذ کر مختصر ومفیدیست شامل شرح احوال وآثار چهل وهشتتن ازشعرای
معاص رکه درانجمن اد بیطهرانعضویت دارند» بترتیب حروفتهجی از آرش (- کاظم
شیبانی) تا یاور (- احمد نیکطلب) .
تراجم ساده و بی تکلف نوشتهشده ومنتخیات اشعارخوبست .
این کتاب در اسفندماه سال ۳۳ شسی در چاپخانه گیلان واقم در طهران
یقطع ,/: ۲رمر/ب , بایک مقدمه در هر , صفحه بطبعسریی رسیده است .
آقای ذ کائی بیضائی از شعرای فاضل معاصرست و تألیفات دیگری نیز دارد
که از آنجمله است: قافیه و انواع شعر» تذ کر؛نسوان» وتذ کر؛ شعرای قرناولبهائی
وهریک در جای خود مد کورست .
ترجمه مژلف فاضل در تذ کر چهل وهشتتن از شعرای معاصر وسایر ند کر
های عصری بتفصیل مسطورست,
حدایقالجنان
از عبدالرزاقبیگ دفبلی آذربایجانی متخلص بهمفتون دراواخرقرن ۱۲
شامل سر گذشت مولف است درشیراز و تراجم علما و شعرای آنسامان که
معاصر او بودند با شمهبی از احوال کریمخانزند وخانواده او تاظهور آغامحمدخان
قاجار ,
استاد فقید مرحوم ملککالشعرای بهار یک نسخه ازین کتاب بخط مصنف در
کتابیخانه شخصی خویش داشته و کتاب تجربةالاحرار و تسلیةالابرار نسخة شهارة
حدایقالشعراه ۶۳9
ءس و کتابخانة مجلسشورای ملیزا هم دیده» و بامقایسة ایندو در کتاب سبکدشناسی
خود چنین نظر داده است:
«عبدالرزاقبیگ در مدت اقامت شیرا زکتابی بنام حدائق الجنان در س رگذشت
خود و ترحم لضلای معاصر و داستانهابی از کریمخان وخانواده او نوشت ؛ و بعد
همان کتاب را باردیگر دستکاری کرده نامش را تجریةالاحرار وتسلیةالابرار نهاد »
این کتاب یکی از شاهکارهای قرن دوازدهم هجریست؛ و بشیوهٌ یین شیوه وصاف و
گلستان شیخ علیهالرحمه تحریر یافته و تمام مزایای فنی گذشته را دربر دارد » و
میتوان آنرا ازجملهٌ آثاری دانست که مربوط برستاخیز ادبی و بازگشت بسبک قدیم
است» .
«سیکشناسی » ۳ .۳۲
تألیف میرزا امیربیگث امیر بنارسی در ۱۳۹۲ ه ق
این کتاب مصد رست بنام کاپیتان فتحملیخان ظفرالدوله وشامل تراجمالفبایی
مختصری ازدوهزار وششصد ونهشاعر قدیم وجدید که با آبرو شروع ویهیونسابهری
ژٍ- محمد یونس خان) ختم میشود, و تقسیم شده است برسی و یک حدیقه و دردنبال
آن سی شجره است که درآن خبط صحیح عناوین شاهان وشعرا را نشان داده است» و
می ویک دوحه راجع بضبط صحیح نابهای جغرافیایی» ودو ثمرهدرباب نامها وتاریخ
وملدت سلطنت شا هان پیش از اسلام ایران و دئیایاسلام» وهفت خله دریاره هفت
لهجة زبان فارسی ازتبیل هروی وسگزی وماننداینها, وسی نتیجهشامل اشعاری که
پنابرقوافی و بترنیب حروفتهجی "نیم شده است ,
۰۳۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
تاریخ اتمام این تألیف هفتم شعبان ۲۲ , هق است .
نسخه : ایوانف کرزن (محتملا" دستنویس مولف) .
بوهار : فهرستعریی » ص ٩ ۳.۰ کهفقط شامل حدیقهها وشجرههاست .
میرزاامیربیگ د رخدمتفرسانروایان اوده بودهء اززمانسعادتعلیخان(( , ۲ ۱ -
۱۳۳۹( تا دوران یجبد اب جد علیشاه (رره ۲ ۱۲۹۱۳۱ ح ه
«استوری » ۲/۱ 64۰
حدیقة اماناللهی
تألیف میرزاعبدالّه رونق سنندجی در ۱۳۹۵ ه ق
تذ کرهایست عصری ومحلّی مشتمل برمقدمه ویک خیابان و دو گلین و یک
جویبار ویک گلاسته » بشرح ذیل :
مقدمه درسبب تالیف و تس کتاب بهحديقة اماناللهی ؛
گلین اول در ذ کر احوال و اشعار امانانتهغان ثانی والی کردستان»
گلبنثانی درترجمة احوال وذ کر اشعار سی ونه شاعر کرد؛
جویبار دریبان احوال وآثار دوشاعرةُ سنندجی (-مستوره ووالیه)»
گلدسته درترجمهحال مژلف »
درسببتألیف گوید روزی سه چهار تذ کره بنظرش رسیده که در آنها از بمضص
شعرای ولایات نام برده شدهبود ودیده که اشعار آنهابه نسیت آارشعرای سنندج |رزشی
ندارد وشایستة درح درتذ کرههائیست» ازینرو بفکر تألیف تَذ کرهیی مشتمل براحوال
واشعار شعرای منندج میافتد . وی این تذ کره را درسین مایین . ب و .سم دردست
تالیف قراردادهبوده ومیخواسته که آنرا بنام خسروخانانی والی کردستان (. ء ۱۲ -
۰) مصدر گرداند » ولی هنوز کار تذ کره بپایان نرسیده کارخسروخان بایان
حدیقه اماناللهی و3
میپذیرد و درمیگذرد » و اتمام کار تذ کره را بهانهيی میجسته تا در نوبت دوم
حکومت امانانته خانثانی تذ کره را بهایان میرساند و بتاموی تسمیه میکند .
آغاز : «ازهاراشجار حدیقهبیان انفس و آفاق وائمار نهال آبسال زبانماسوی
الخلااق» .
انجام :
«تاتیر خصم را شه افاق شد هدف
بر عرش شد شرار دل شحنة نجف »
نشر کتاب منشیانه ومصنوع و پر تکلف است وازسجموع سهصفحه کهدرترجمة
شاعری بقلم آورده است بیش ازسهسطر مطلب بدست نمیآید » ازشعف تألیف و حذف
افعال و اهمال قواعد دستوری نیز عاری نیست .
ترجمه" مولف : دوتن از سعاصران روثق بنگارش احوالش پرداختهاند که
بترئیب نقدم نقل میشود :
رضاقلیخان هدایت مینویسد : «رونق کردستانی اسمش میرزا عبدانته و اصلش
ازهمدان بوده » اجدادش بهستندح آمده متوقف شدهاند, ووینیز درآنجا متولد گردیده
درخدمت ولات مشندج منشییاشی بودهاند » وی تذ کرهیی براحوال و اشعار شعرای
کردستان نکاشته » و بنام امانانتهغان والی آن مجموعه را حدپتذ اماناللهی نام
گذاشته » از اشعار خود نیز در خاتمةٌ آن لختی نقل کرده» (مجمعالفصحا » ج ب ص
۱۱
حاجمیرزا احمد دیوان بیگی شیرازی کهاز اواخرسال ٩۳ ۲ , تاوو م , باسلطان
مرادمیرزا حسام السلطنه د رکرمانشاهان بسرمیبرده » باین تذ کره دست یافته وتراجم
عدهیی از معاصران را از آنجا به حدیقةالشمرا نقل کرده است . در ترجمه رونق نوشته
«رونق منندجی اسمش میرزا عبدانته و ازجملة منشیان معتبر محترم کردستان
است؛ دوتذ کره نوشته است یکی صفغیر که نامش را حدیقه گذاشته » و یکی کبیر .
صفیر او را میرژا علی| کبر افسر تخلص پسرش وقتی به کرمانشاهانآمد نسخهداشت
وداد» اساس بعضی از معاصران را از آنجا نقل کردم » وعده کرد که تذ کر کبیرش
را بااشعارش بعد ازمراجعت از کرمانشاهان به کردستان بفرستد» نفرستاد» .
«حد دقةالشعراء نسخه آقای سلطان القرا ئی»
بنایراین معلوم میشود کهوی دوتذ کره داشته و از تذ کرهٌ تانی وی یا بقول
دیوانییگی « 1 کرة کبیر» اثری پیدائیست.
آقای د کتر خیامپور استاددانشکدء ادیبات تبربز برین تذ کره نقدی نوشتهوآنرا
درسلسلة انتشارات موس تاریخ وفر هنگ ایرانل (شمارهُ , ) بسال ۶ ۱۳۶ شمسی در
۲ بر , صفحه بقطعوزیری در تبریز بطبع رسانیدهاند .
حدیقةالشعر |ء
تألیف محمد کاظم تبریزی ملقب به اسرارعلیشاه در ۱۲۹۵ ق
انتخایست از تذ کرهُ بهجةالشعراه تألیف خود وی که ذ کرش گذشت ,
استاد فقید مرحوم عباس اقبال آشتیانی در مجله یاد کار (ج ه ش م- و ص
۱ ۱4۲-۱) نیز از آن بحث کرده است » لیکن بروایت غلط یکی از فضلای تبریز »
مولف را حاجی کاظم کورهبز و تراجم کتاب را مانند یخچالیه ساختکی دانسته است .
نسخه : تبریز ؛ کتاپخانه خحصوصی آقای حاجحسین نخجوانی » تحریر قرن
سیزدهم هچری .
حدیقه الشعر اء
تألیف حاجی میرزا احمدایلیک آقاسی شیرازی معروف بهدیوانبیگی
در ۱۲۹۰ هق
تد کر شعرای قرن سیزد هم هجریست شامل + ۲ ترجمه با مقدمهییدراحوال
مژلف وسب تألیف وشروع و ختم آن » ویک خاتمه دراحوال وآثارشاعرات ,
ترتیب تراجم الفباییست از آبانی طهرانی تایغمای جندقی » و خاتمه درذ کر
نهشاعره است ازبیبالك ت رکمانیه تا والیه دختر خاقان .
مآخذ وی در تراجم شعرای نیمه اول قرنسیزدهم عیارت بوده است از: حدیتة
ابانالتّهی تألیف رونق سنندجی» میکدهٌوامق یزدی » تذ کرهنایین تألیفطابرنایینی»
گنشن محمود تألیف محمودمیرزایقاجار.» مناقب حسامیه تألیف حسینقلیخان سلطانی
کله رکرمانشاهی ؛ و بسیاری از منتخبات اشعاررا از مجموعذ میرزا محمود قلندر شاه .
نتل کرده است .
دیوانبیگی نخستدز ,۰ ۱۲-. یب دست بتألیف این کتاب زده است » ولی
بسیب پارهبی موانم یکچند ازین خمال بازمانده , ودر بر+, که دریزد بشغل آمیر
دیوانی اشتغال داشته وکتاب اخبارالیزدرا مینوشته » دیکربار درصدد جمعوترتیب
اوراق تذ کره برآمده» از آن پسی بهاصنهان رفته و با کار تذ کره را معوق گذارده »
تا در ٩۳ ۲ , که بیکار بوده و درطهران روزگارسیگذرانیده مجددا بنگارش پرداخته »
سپس به کرمانشاهان مأموریت یافته و درآنجا بمدت سه سال از ء ٩ ۲ ,ت۲۹ ,هق
تألیفخود راتکمیل کرده است .
آغاز : «بسمله (جای خطبه مپیدست) و بعد چنین گوید فتهر ضعیف احمد بن
ابوالحسن ,..»
انجام :
«درظلمت هجر بودنمتا کیوچند ای پدر تمام بر شیم مهتایی»
3 تاریخ تذ کرههای فارسی
نسخة اصل » ج؛ , برگ » تحریر درستن و هامش » و چون نسخه اول است
بیکقاعده نیست» کاغذ رنگارنگ ؛ جلد تیماح مشکی ۶ ۳۰ ۲ .
این نسخه متعلق است بدوست فاضل آفای جعفر سلطانالقرائی که دربهمنماه
۳۶۱ , آنرا با تذ کره شکرستان پارس و بهجالشعرا از تبریز به طهران آورده و در
اختیار بنده گذاردند تا در تألیف این کتاب از آنها استفاده کنم » ازینرو سپاسگزار
ایشانم .
نسخهثانی حدبقة الشعرا که آننیز بخط مولف است » جزو کتب استاد فقید
مرحوم عباس اقبال آشتیانی بوده وقسمتهایی از آنرا درسجلاٌ یاد گار درج کرده است .
وی پیش از سفر فرنگ تذ کرهٌ مذ کور را به استاد دانشمند آقای علی اصفر حکمت
وا گذار کرد» و ایشان با سای رکتابهای خود یکجا بکتابخانة دانشکده ادبیات طهران
اهداء فرمودند » و شماره آن ( ,مر () است.
درنسخهآقای سلطانالقرائی بعضی از تراجم مکروست » و برخی بدون شعر ء
وعدهیی هم شرححالشان اصلا" نوشته نشده وفقط نام وشعرشان مسطورست؛ ولینسخة
انی باتجدیدنظر کامل نوشته شده و بانسخة اول اختلاف دارد ,
نسخهٌئالگی | زحدیقةالشعرا تا کنون دیدهنشدهاست وهیچیکاز فهرستنویسان
نشان ندادهاند .
درسیب تألیف و ترجمه" حالخودگوید :
«بسمله - ویمدچنین گوید فقیر ضعیف احمدینابوالحس الشریف بن غلامحسین
ینالحاج موین بن محمد نتی الشریف بن الحاج ممن الشیرازی که چون باتتضای
تقد پرات خداوندی از برای فقیر میسر نشد که تحصیل علم وسواد و کمالی نمایمزیرا
که درس نهسالگ یکه سال هزار ودویست وپنجاه بود پدرم علیهالرحمهبدرودجهان
نمود و در پناه موالی خود برآسود ؛ و تریبت وپرستاريم موکول شد به آقادحمد علی
جدامیام که خدایش رحمت کناد و اوکه شرح مختصری از حالش را درین اوراق
حديقة الشمراء 133
" درحرف میم نوشتهام درظرف دوسال اوقات صرف ترییتم کرد » و درآنمدت آنقدر شد
که از خواندن کتابهای فارسی رسمی و مراسلات و مکاتبات و سیاق جواب نوشت
بطالب مستغثی شدم ؛ و درمقدماتاز آن سه چها رکتاب امثله وصرف میر و عوامل و
امثال آن که در دیبرستان معمول و بازیچه اطفال دبستانست فیالجمله ربطی حاصل
نمودم » و از نجوم سی فصل ناقص و بیست باب ناتمامی خواندم » و ازخط همینقدر
حظبردم که مایه اوا کنون دردستست» پس ازآنشبی مرا مخاطب کرده فرمایشچند
نمود » ومچملش این بود که اولا" درسلسلهُ ما عالم وفقیه و مجتهدی نبوده و فصلی
درانکار اصرار بزبادتی تحصیل تقریر کرد » و خلامهاش اینکه رسیدن باعلی درجةٌ
علم وفضل که فائدهاش فقط تحصیل آخرتست » درهر عصر ودوری منحصر بقلیلی
است» باتوجه وعنایت خداوند, و آنها که بمقام کمال ومنتهیدرجة فضل وعلم نمیرسند
غالبا ابر آخرتشان مغشوش است؛» ازینروی چندان بتحصیل علمتو میل ندارم»وخود
این فقیرهم همین مطابرا درسقدمهُ وصیتنامچه که بجهت فرزند گرامیمحمدا براهیم
مدعو بخلیل نوشتهام فیالجمله بسطی داده » بالجمله پسازآن فرمود که امائ وکری»
مسلماً درآن امر خسران دنیا و آخرتست » واگر در هزاران از آنها یکی نجات یابد
خیلی نادر وعجیب » ونمیدانست که عاقبت تقدیر مرا گرفتار وکری خواه کرد ؛ و
خسرالدنیا والاخره خواهم شد » پس از آن گفت امری را که درین دنیا آدم عاقل
میتواند تحصیل گذران ازآننماید.. و با تدین و تعقل آخرت خودراهم محفوظ دارد»
منحصرست بزراعت و تجارت » و درصورت ابکان جمع هردو باهم » اما زراعت عاجلا"
از برای تو میسر ومقدور نیست » وا کنون اولی اينکه مشغول تجارت شوی , و آنقدر
که تاحال ازخط ورسم کاغذنویسی وسوادخواندنمراسلات تحصیل کردهیی از برای
شخص تاجر کافیست » خاصهاینکه تجارت شغل اصلیتو و تمام اقارب و منسوبانت
ممغول تجارت و ازسشا هیر تجار ايران وهندوستان بلکه چین وفرنگستان مباشند ؛ و
بعد از تفریر این تفصیلات » صباح همانشب ازدبستانم بیرونآورده روانةٌ یزدم کرد
زیرا که درآنوفت مرحوم خالو و بعض اقاریم درآنجا و مشغول تجارت بودند , دیگر
۰۶۲ تاربخ تذ کرههای فارسی
باقی حالات ومسافرتها و انتلابات "حوال خود را درشرحی که براحوال خود نوشته
بسطدادهام » و آن کتاب نیز درنزد فرزندی موجودست » و دراينمقام گنجایش زیاده
ازین ندارد » اما مقصود ازین مقدمات اینکه در اول عمر مجال تحصیل علم و ادب
تکردم » ولی چون از روی قطرت سایل بودم» بهرجا که ميرفتم طالب وراغبصحبت "
اهلش میشدم » ویصحبت هر که میرسیدم کسب فیض کرده و درخزینة سینه محفوظط
بیداشتم » برخیراهم بمسودات سیبردم » و هروقت فرصت و فراحتی بدست میافتاد
بمطالعة احادیث واخیار و تواریخ و اشهارمشغول ميشدم » تا در سنواتمیانهزار و
دویست و شصت و هفتاد که زمان عمرم بیان بیست و سی بود بخیال انتادم که
تذ کرهیی براحوال شعرای سعاصر خود بنویسم ۰ زحمتی کشیده رنجی بردم » و قدری
از احوال و اشعار هر کس را تحصیل کرده وشتم . هنوز نظم و ترتیبی پیدا نکرده
علائق فوقالعاده بهمرسانیده گرفتار اموز نو کری ودیوانی شده بقسبی که بکلیاز آن
خیال افتادم» و چنان میبود تاسال هزار ودویست وهشتاد وهفت که بهیزد رنتم و
باقتضای وقت کتاب اخبارا لیزد را نوشتم . و ببعض مناسبات درمقام جمع آن اوراق
انتاده دیدم بسیاری از مسودات ازمیانرفنته وقلیلی از آنها بانده » باقیمانده را جمع و
فیالجمله انتظامی داده از تذ کرهُ وامق و اشعار شعرای یزد قدری افزودم ودر مقام
اتمام برآمدم» که نا گاه بانگالرحیل برآمد وحرکت بهاصفهان کردم وهمچنانمموق
وبیترتیپ بماند» تا درسال هزار ودویست ونودوسه که در دارالخلالة طهران بیکار
و تنها ساندم لاید از برای مشغولی خاطر مشغول نگارش حال بعضی گردیده» و در
همانحال مسافرت کرمانشاهانم تقدیرشد» و در کرمانشاهان در سنوات هزارودویست
ونودوچهار و پنج وشش با گرفتاری و مشفلهٌ نوکری و تحمل زحمات مردم و تنظیم
امر دیوانخانه ومجلس تحقیق آنجا بعلاوهسعی و اهتمام درجمع وتالیف کتاب نخیة
المصیبات احبدی اصرار و تشوبق وهمراهی استاد ادیپ وفاضل لبیب» رئیس اهلی
کمال و پیشوای اهل حال» ذوالحسب الرتیم والتسبالمنيع حسیتقلیخان سلطانی که
فیالجمله حال و کمالش درموقع خود تحریرمشود باتمام وانجام عازم و جازسم کرده
حدیقة الشُعراء ۰:۶۳
بلکه سبب شد تا ازمعاصران تجاوز کرده بعضیراهم که بعد ازانجام آتشکد؛ مرحوم
آذر وقبل از معاصرانبودهاند اضاغه نمایم » بعلاوه بهتردانستم که این مجموعهشامل
حال شعرای فقطنباشد» ازعلما وعرفاهم ذ کری نموده دربعضی جاهاهم فاند؛تاریخی
مننظور شود» و چنان کردم » ومدار را بترتیب حروف اول تخلص قراردادم » وهریکک
راهم تخلص معیتی نبود همان حرف اول اسمشان را ملاحظه کردم و قراردادم که
بعد از اتمام و ترتیب اگر خبری ازحال شاعر معاصری برسد یا شعری شنیده شود ؛
ملحقاتی اضافه کرده درآنجا بنگارم واین مجموعهرا مسمی کردم بهحدیقةالشعراء» .
وی در ترحمة میرزاعبدالوهاب نشاط اصفهانی «معتمدالدوله» از تألیف دیگر
خود بنام ذیل ریاضالجنة نیز نام میبرد ووگوید: «درذیلی که بر تاریخ ریاض الجنة
نوشتهام فیالجمله دراحوال آنجناب ومرحوم حاجیمیرزا سید حسین خان اصفهانی بسطی
داده و رححان ایشان را دربقام کرم بر اسغیای دنیا بدلّل داشتهام» .
«رك ۰ حدیقةالشعرا» نسخه آقای سلطانالقرائی» ص ٩. ,>
ترجمه دیگری از مولف :
حاجیمیرزا احمدایشیک آقاسی باشی - خلفالصدق غفران مآب آقا ابوالحسن
تاجرشیرازی» درسال , ء , درشیراز متولد گشته» دراوایل مراحل زند گانیبمناسست
شغل احدادی مشغول تجارت گردیده » مدتی دریزد توقف کرده » عود بشیراز نمود»
وچونعالیجاه علاصةالاشباه آقایجهدعلی کدخدای اینبحله میدان شاه که جلمادری
حاج میرژااحمد بود» از پسر خود رنجش خاطر داشت منصب کدخدایی را بحاجی
بیرزااحمد وا گذاشت وسالها براین منوال گذشت و درسال يب( , حاجیمیرژا احمد
منصب کدخدایی را بخالوی خود عالیجاه آقاجانی وا گذاشت» وخود درر کاب نواب
اشرف والا حسام السلطته سلطان مراد میرزا قاعار از شیرار بخراسان رفت » و منصب
ایشیک آفاسیباشی را تصاحب نمود» و درسال هشتاد ودو درر کاب نوابسعزیالیه
عود بشیرآزنمود» و درسال هشتا د وشش باز درر کاب نواب رهرّیالیه أرد شیرازبطهران
ءِ: تاریخ تذ کرههای فارسی
واز طهران بمنصب ایر دیوانی بشهریزد برفت»ود زسالنود ویک باز درر کاب نواب
معزیالیه بمنصب ایشبک آقاسیباشی عود بشیراز نمود » و درسال نود و دو باز در
ر کاب نواب معزیالیه از شیراز بطهران و از طهران بکرمانشاهان برفت » و در سال
نود وهشت بعد از وفات تواب حسامالسلطنه عود بشیراز نموده در کنج قناعت گنچ
راحترا یافته گذرانی دارد» و از ماثر او کتاب حديقة الشعراء وتاریخ يزد و کتابی در
مصانس اهل بیت موت است» و این چندشعر ازوست ۰
ای سخنور که نزد اهل خرد مدحتت فرقی از هجا نکند
زانکه ازیدح وهجو هرچه بود کس یگفتارت اعتنا نکند
باچنین پایه شمر حوشترآزک شعر گنتن کس ادعا نکند
کرچه گوب ی که چونتوسمدوحی شعر ازین بهتر افتضا نکند
با چئین شعر کس یمدحت من به که شاعر طمم عطا نکند
باز فیالجمله هدیهیی دادم گرچه خرجی ترا وفا نکند
«فا رسنامة ناصری ۲ ج۲ ص ۰۱۳.۰
سال در گذشت دیوانییگی بدرست معلومنیست» مرحوم اقبال درمجلهٌ یاد گار
تاریخ فوت او را . ,س , نوشته و در فارسنامهُ ناصری که بسال م ,م, تألیف یافته
آنده است که: در کنچ قناعت گنج راحترا یافه گذرانی دارده وازین عبارتمستفاد
میشود که درآنتاریخ زنده بوده» ودوستدانشمندم آقای آدمیتد رکتاب دانشمندان
و سختسرایال فارس سال فوت وی را بعد از م ,م , دانستهاند و حق با ایشانست »
رك : فارسنامه ص ۱۳۰ .
فهرست اسامی شعر ا
الف
- آبانی طهراتی( تصرانته) - آرامیزدی (میرزامحمد صادق)
۳ آزاد هندی آشفتة شیرازی (محمد کاظم ۶ ۳۸۸ ۱)
حد یقةالشعراه ه
۰- آشفته قاجار (رضاقلیخان) ب- آشناییزدی (آفاعید الکریم)
ب- آشوب طهرانی(ابوالقاسم) م- آ گاهقاجار (اردشیر میرزا ین عباسمیرزا
م ۱۳۸۹ 4- آیت قزوینی (محمد حسن)
, -میرزا ابراهیم گلپایگانی ,- حاجیمیرزا سیدابراهيم فسوی شیرازی
م۱۳۰۶ ۲ ,- بطحيشیرازی (سیدمحمد حسین انجوی)
۳ - میرژا اپوالقاسم قمی ع ,- میرزا ابوالقاسم شیرازی
ه ,- اثیم سنندجی (فضل انته بیگ) > :- ملااحمد نراقی کاشانی
پ ,- احمد کردستانی ۸ ,- میرزا سیداحمد شیرازی
,- اختر گرجی (احمدییگ م ۱۳۳۳) . ۲ ادب کرمانشاهی(میرزاسیدمحمدتقی)
, ب- ادیب صفوی (میرزااحمد) ۳ 7- ادیبشیرازی
م - ادیب تفرشی (احمد) ء - ادیب تبریزی (عبدالعلیخال ادیب-
الملک) ه - ارسطوی قمی (میرزا ارسطو)
> ۲- اسحق فراهانی يب ۲- اسرارسبزواری (حاحبلابحمد هادی)
۲- اسمعیل یزدی (میرزا سید محمد. اسمعیل طیاطبائی)
۲- اسیرسنندجی (اسدانته) , ۳- اشتری یزدی (میرزاعبدالمحمد)
۱ ۳- افسراصفهانی (عبدالرحیم بنمسکمن) ۳۲- افسرسنندجی (میرزاعلی | کبر بنمیرزا
عبدانته رونق مم- آفسر اصفهانی (میرزاعبدالرزاق)
ع۳- افسر یزدی(میرزاعبدالوهابطبیب) ۳۰- افسرقاجار (محمدمیرزا بننتحعلیشاه) :
+۳ آفسر قزوینی! ب.س- الفت نوری اصفهانی (میرزا کاظم)
رم الهامی کرمانشاهی (ملااحمد) وس امانانتهسنندجی (م ۰ع۲)
, 6 - امیدنهاوندی (میرزاابوالحسنخان) , ع-اسید کرمانشاهی(میرزاعباسم۱۳۸۸)
۲ » - انجم بزدی (میرزاسحمدعلی تفتی) «ع- انجم یزدی(میرزاممدعلینوابمصلی
م باه ۱۲) ء ع- انجمن شیرازی (میرزا اسحقشمس المعالی)
5 تاریخ تذ کرههای فارسس
ه ع- انیس طباطبائی (سیدجعفر) + ع- ایمن کرمانی (میرزاعبدالغنی)
ِ
بع- پارق کرمانثا هی( اقامحمدم ۸۳ ۲ ,) م ع- باقرقاجار (باقرخان بن حسینقلیخان)
و ع- بدیم اصفهانی (سیدبدیع الزمان دربامامی)
. »- پرتواصفهانی (میرزاآقاجان) ۱ ۰- پرتویروجردی کردستنی (محمد. کاظم
م 6۷ ۱۲) ب ه- پروانة شیرازی (میرزاتقیشبرف)
م۳ ه- پروین طهرانی (ملاعلی) ع ه- پریشان شیرازی (محمود)
- بزسی شیرازی (آقامهدی) ب ه- بسملشیرازی (حاچ ملاحسنو کیل-
الشرع م بع ۱۲) یه بقای اصفهانی (میرزاسید کاظم حسینی
رستم الشعرا) م ه- یقای کرمانشا هی (محمدرحیم)
٩ بهاری یزدی (میرزاسیدابوالقاسم پسر خزانی)
, ب- بهاریزدی (سید ابوالقاسم) رب بهار نایینی (بیرزا سید ابوطالب خان
م پم ۲ ۱) + »- بهارشیروانی (میرزانصرانته)
م۳ ب- بهاراصفهانی(آقامحمدعلی مذهب) ع ب- بهجت قاجار ( امین میرزا صد رب
الشعرا) ه ب- بیدلشی رازی(حاجیسید رحیمم ب ۰ ۲ ۱)
دب بیللیزدی (احمدغان) باب بیدل یزدی "(آقازین العابدین مب ه ۲ ۱ )
ب- بیدل مازندرانی کرمانشاهی (میرزا حاجی محمد م و مرج ,)
4 ب- بیرم گرمسیری فارسی (م ود ۱۳) .ی بیضای اصفهانی (حسنعلی)
, بب- بیضای قاجار (عمادالدوله امامقایمیرزا م ۲۳۹۲ ۱)
ب- بیضای قاجار (انهویردی میرزا بن فتحعلیشاه)
ت
ی تاراج اصفهانی (محمدحسین) ء یب تاراج شیرازی (میرژاخسرو)
,- رشحهٌاصفهانی اورا بابلی نوشته است .
حد پقةالشُعراء بع ۶
ه ب- ترابی جهرمی (ابوتراب) > ب- تسلیشیرازی (آقا رجبعلی)
ب ید تمناییزدی(میرزاحسن هراتیالاصل)م ب- توفیق کلهر کرمانشاهی( نصرانتهییک
م ۱۲۹۰
ث
وب اقب کرمانی (میرزا زین العابدین م ۲۷۲ )
,. - ثنائی حجازی (میرزا ابوالقاسم قائممقام مقتول د رشب آخر صفر , ه ۲ ۱)
ج
بر جامع شیرازی (میرزامحمد م ۲ ۲ ,یا ۳و)
۲م- چرس طهرانی (میرزابهدی) ۳ میرزاجعفر ترلك
ء م- جلال قاجار (جلالالدین میرزا) م- جلالی بافقی (آقا علیرضا)
دم جلوة شیرازی (شیخعلی پسرمفتون) بم- جلو اصفهافی (میرزاسيد ابوالحسن)
رم جمرة کاشانی (سید فرجالته) و م- جواد فسوی
, و جوهری کردستانی (خسروبیگ) ,و جیحون بزدی(میرزا بحمد نواب تاج-
الشعرا)
ح
۲ - حاجبشیرازی (میرزاحیدوعلی) 9 حامدعرب (شیخ احمد بحرینیفارسی)
و حالت کرمانشاهی (محمدعلی) »و حبیب شیرازی (میرزا سید ابوالقاسم
دستغیب م 6 ۲ ) -٩ حبیب یزدی (ابوالقاسم)
پ- حجابشیرازی (میرزانتحعلی) -٩ حجابشیرازی (محمدمهدی)
و - حجاب یزدی(میرزاعلینقی پسرحیران) . . ,- حسرتسنندجی (تقی)
۱- حسرتنایینی(میرزاسیدحسین خان) ۲ . ,- حسرت همدانی (میرزانفی)
۳ - حسرت بروجردی . ۱- حاجیبحمد حسن یزدی
ه . ۱- حسنخان سمنانی د. ۱- آقاحسین جهرمی
۸ ۶۶ تاریخ تذ کرههای فارسی
با. ب- حسیلی یزدی (میرزا سید مجمد حسین م ب ۱ ۱۳)
۹ وب حسینقلیخان قزوینی سعدالملک ۰۹ ب- ملاحسین نایینی
+ ,۱ میرزاحسین گرمرودیآذربایجانی ۲,,- حشمت قاجار (همایون میرزا بن
:| ۱۳ ۱- حکمتناینی (میرزاابواحسن)
۶ - حکیم شیرازی (محمود بنوصال) ۱۰ ۱- حکیمیزدی (میرزا محمدعلی طبیب
م ۱۳۸۷) ۱۱ حکیم طهرانی (علی)
ب , و- حیدرییزدی (آقاسید اپوالحسن م بو ۲ ,)
۱ ,- حیرآن یزدی (میرزا بحمدعلی مدرس م ۱۳۰۰)
٩ ۱ ,- حیران یزدی (ملاغلامحسین) .۰ ۲,- حیرانفارسی
۱ ۱-حیران یزدی (حاحی سیدسرتضی) ۲۲ ,- حیرتشیرازی (بیرزا سیدمحمد)
۳ (۱- حیرت کرمانشاهی
ح
ء ۲ ,- خادم طباطبائی (آقاسیدصادق) »» ,- خاقان قاجار (فتحعلیشاهم . ه ۲ ,)
٩ج ۱- خاقانی بحلاتی (میرزاحبیب الله) ب - خاموش یزدی (میرزا سید ابراهیم
بنحیران) ۱۲- خاوریشیرا ی (میرزاسیدفضل الهم ,> ۲ ۱ )
و ۲ ۱- خاوردنبلی (محمودخان م .۱۳۰۰) ,۳۰ ,- خاور قاجار
۳۰۱ ۱- خاوری مازندرانی (میرزا محمد اسمعیل)
۳۲ - خاور کرمانشاهی ۳۳ - خجست اصفها نی( براد رصفیعلیشاه)
ع۶ ۳ - خرد رشتی ۱۳۰ خرم شیرازی (م ۳۰۰ ۱)
+م ,- خرمشیرازی (علیرضا م ٩۳ ۳,) بم - خرم شیرازی (سیدمحمود)
۳۸ ۱- خرم شیراژی (ثورمحمد) ۹ ۳ - خرم قرأچهداغی
۰ ۶ ات خرمسنندجی (میرزافتح القّهم ۳ ۲ ۱) ۶ - خرمخراسانی (عبدالمچید مشهدی)
۲ - خرم (بدون ترجمه) ۳ - خزان نوری
حد بقه الشعراه ٩ >
ء ء ,- هزانی یزدی (حاجی میرزا محمد علی)
و ء و- خسرو سنندجی ( خسروغان والی م ۲:٩ ,)
> ع ۱- خسرویقاجار(محمدقلیسیرزایملکآرا)ب ء ,- خسرویقاجار (محمد باقرمیرزا)
۸ ء ۱- خسروی کرمانشاهی (محهد صادتخان زنگنه مقتول در ۸۶ ۲ )
و ء ,- خلیل قزوینی (م ۲۸۱) ۰ خهوش طهرانی (میرزاشریف)
:۱ خوشدل کربانشاهی (م ۰ ۱۲)
د
«ه ۱ - دارایقاجا ر(عبدانهمیرزابن خاقان) ۳ ه ,- دانش تفرشی (میرزاسیدهادی)
ء » ,- دانش رشتی (شیخ حسن) و ۰ - دآورتاجار (ابام ویردی بیرزا بن
فتحملیشاه) 1- داوریشیرازی ( بحید بنوصال)
په ۱ - دبیرفارسی (میرزا محمدحسین) مه ,- دشتی فارسی (محمدغان)
٩ ,- دولتشاه قاجار (بحمد علی میرزا ين نتحعلیشاه م ۳۷ ۱۲)
۱۰ دهقان سامانی
ذ
,و ,- ذییح شیرازی (میرزاسیداحمد) . ۲ب ,- ذوقی بسطامی (میرزافتح الّه)
۳ب ,- ذوقي خویی (میرزاعبدالرسول م ۲۰۳ ۱)
9
ء + ,- راجی کرمانی (ملابما نعلی) وب ,- راحت فسایی (میرژا مجمدحسین)
دب ۱- رازشیرازی (میرزاابوالقاسمم ۰م ۱۲) بب ,- راقم کرمانی (میرزاامین)
۸ ۱- رجای نایینی (بیرزاسیدحسین) وب ,- رشحاصفهانی (آقامحمدباقرم »و ۲ ۱)
۰ ۷ ۱- رضاقليیزدی (میرزا ...) , ب و- وضوانقاجار(شمس الشعراساممیرزا)
۲اه رفعت تهاوندی ( علیمحمد) ۳ رنجور قاجار (میرزا محمد خان بن
حسینقلیخان برادرغاقان ع »۱ - روشن نوری (میرزا هدایتالته)
۳9 تاریخ تذ کرههای فارسی
»۱ - روشن اصفهانی (محمدصادی) وب ,- رونق سنندجی (میرزاعبدالته)
باب ۱- رهی اصفهانی (محمد ابراهيم) مب ,- رهی طهرانی (میرزا محمد علی)
4 ۷ :- ریاض رازی (حسین ) ۰ ریاضییزدی (میرزامحمد باقرم ۳٩۲ ۱)
ز
۱ - زرگر اصفهانی (حسن م ۲۰ ۱) ۲ زین آلعابدین بروجردی
۳ ۱ - زیوریزدی (میرزأتقی) 6 ۱- زیور یزدی
س
وم ,-سائل قیری (محمدسعید م . ۲۲ )وم ,- سایق اصفهانی (م ۱۲۰)
پم و- ساغر اصفهانی (محمد ابراهیم) _ چم و- سا کتشیرازی (میرزا وچک)
تالک امفهان رش انهیادعیت )به منک کرماتتا هی (اق ذوت)
۰ ,-سآمانی شیرازی (میرزاحسن بن قاآنی م ٩ ۲ ۱)
۳ ,- پهر کاشانی (میرزا محمد نقی لسانالماک)
۳ - سرباز بروجردی (اسعیل) ء ۱-سرخوش هرأتی
۰ ,-سروریزدی (آقا زین العابدین) وو ,- سروراصفهانی (میرزا کوچکت)
٩ ۱- سرور خوانساری (محمدحسین) _ مرو ,- سروش اصفهائی (محمد علی)
,- سفیر یزدی (حاجی غارلخان کوراغلی مقتول درو , ۲ ,)
۰ -سلطانی کلهر ( حسبتقلیخان) + . ۲-سلطانیقاجار (محسن بیرزامیرآخور)
۴ ۲- سمرنا نی (میر زاسید حسین م ۰۲ اُِِ , ۳ سودایی زوارهبی (میرزاعبد الّه)
ء . سهای نایینی (میرزا عبدالحسین) ه . ۲-سهای یزدی (میرزاسید ابوالحسنم
۱۹۲( ۲.۰ سهای تبریزی (میرزاابراهیم)
پ.. ۲- سهیل کرسانشاهی (محمدقلیخان) . - سید قزویتی (سید ابوالقاسم معروف
به سیلشاه)
حدیقها لشعراء ۰۱
. ۲- شا پورقاجار(شیخعلیسیرزاشیخ الملوك) . , »-شارققاجار (سلطانمحمدسیرزا)
, , - شایق اصفهانی (میرزامحمدعلی) ۲ شجرشیرازی (میرزااسدانته)
م۳ , شحنهة مازندرانی (محمد بهدیخان اوبهی م ۱۳
ء , ۲- شعرای یزدی (میرزابحمدعلی) » , ۲- شعرایاصفهانی(میرزاطا هرم ء ب ۲ ۱)
+ ۲ هعرای یزدی (میرزا بوالقاسم) ۱ ۲- شفق یزدی (میرزاً احمد)
۲- شکسته قاجار (حسنعلی میرزا شجاع السلطنه)
, ۲- شکرریز یزدی(شیخ ابوالحسن) . ۲ 7- شکوهاصفهانی(میرزاسیدعبدالوهاب)
۱ ۲ ۷- شکوه شیرازی (میرژاعبدالهجید) ۲۲ شکیب نایینی (میرژاعبدالرضا)
۳ (- شوقی بزدی ء ب ۲- ش وکتقاجار (محمد نقیمیر زاحسام-
الساطنه م .۲ ۱) ۰ شوکتطهرانی (حمن)
۲ شهاب ترشیزی (میرزا عبدانتهخان م ۳ ۲,)
ب ۲ - شهاب اصفهانی (میرزانصرانته تاجالشعرا م ۱۳۹۱)
یم ۳ ۲- شمهلای یزدی (میرزامحمدعلی) ۲۲٩ شهدی
۳۰ ۲- شهید شیرازی (میرزاعبدانته) ۲۳۱ شیبانی کاشانی (فتح انتهخان)
2۳۳ شیدای یزدی (میرزا! بوالحسن م و ۳ ۲ ؟( ۳ ۲- شیفته همد انی (ابوالقاسم)
ص
۳ ۲ ۱- صابر قاجار (اسحتیسیرزا) و۳۳ صابرقاجار (محمد هادیمیرزا)
+ ۲- صابر شیرازی (آقابهدی) ,م۲ صاحب علیآبادی (میرزا محمد تفی
صاحبدیوان م وه ۲ ) رم ۲- صادقیزدی
۵ ۳ صادق شیرازی (درویشصادق) . ء -صادقجهرسی (محمدصادقغان)
۱ ۲- صاعد شیرازی (م ٩۳ ۱۲) ۲ ۲ صالح اصفهانی (شیخ صالح)
۳ 6 ۲- صافیاصفهانی (میرژاجعفر) ء ۲- صافی فزوینی
> تاریخ تذ کرههای فارسی
ه ء ۲- صبای کاشانی (فتحعلیخان ,۲۳ ,) و ۲- صبوری کلهر (عبدالکریم)
بء ۲- صحیت لا ری( محمد باقر) ۸ 4 ۲- صرح «زویمی (محمدعلی)
و ء ۲- صفای تفرشی (میرزاعبدالمچید) .و -صفانی قزوینی
۲- صفای شیرازی (میرزاسیدابراهیم) ۰۲ ۲-صفانی یزدی (میرزامحمدعلی)
۳ ۲ صفی اصفهانی (حاج میرزاحسن صفیعلیشاه)
ط
ء ه ۲- طاهرنایینی ۰ ۲- طایر جهرمی (سیدمرتضی)
ده ۲- طایرثاایینی (میرزاحسنعلی) به ۲- طایرشیرازی (حسنخان م بع ۲ )
ره ۲- طرازیزدی (آقاعبدالوهاب) و ه ۲- طرب نایینی (میرزاجعفر)
, ۲ طرفه محلاتی (میرزافرج اه خازنالاشعار)
,و ۲ طلعت اصفهانی ۲ب ۲- طوبینا بینی (میرزاسیدمحمد خانم عم ۲ ,)
ظ
۳ ۲- ظریف (بدون ترجمه) ء ب ۲ ظفراصقهانی (میرزا عبدالحسین)
ح
ه و ,- عاشق کرمانشاهی (محمد) + ۲- عالی شیرازی (میرزا محمد حسین
م 6 ۱۲) ۲- عامی شیرازی (حسین)
۸+ ۲- عباس (حاجی میرژاآقاسی وزیر م ۲۹۰ ,)
ه > ۳- عبدالیاتی میرزایقاجار ,يب ۲- عبدالصیدجهرمی
زپ ۲ب عبدالرحيم فایی (م برود و ۱) . ی ۲ عبدالصمدفسایی (م ۱۲۰۰)
۳ ۲- عبدالعلی کاشانی ب ۲- عبدالمطلب کاشانی
هب ۲- عبدالعلی خلخالی دب ۲- عجیب مازندرانی (محمد خلیل م
۸۰ ۱۳) ببب ۲- عشرتتایینی (میرژاسیدعبدالحسین) -
رب ۲- عشرت بهبهانی (حمدالته) ٩ب ۲- عشرنا تویسر کانی (علیدهد)
۰ ۲ عشقی کربا نها هی( سید حسن ) 1 ۸ ۲- عطاردسواد کوهی (میرژاعباسخان)
۲ ۲ علیشیرزای ۳ - حاجیبیرزاسیدعلییزدی(م ۲ ۳ ۱)
حدیقةا لشعراء 9۳ص
مج حاجی علی! کبر شیرازی ه بر ۲-عندلیب کاشانی(محمدحسین پسرصبا)
٩ ۲ عنقاي اصفهانی (میرزا حواد) روم ۲- عیانی جهرمی (احمدخان)
۲ غارت زند (امامقلیغان) بت غالب آذربایجانی (اسدانتهغان)
۰ - غبار یزدی (ملامحمدباقر) ۰۱ ۲- غمامییزدی
ف
۲ ۲- فاخر غراسانی (میرزاحیدر) ۳ - انی (ملاحسین)
و فاثق آشتانی (مسمدتقی) ۰ »۹ »- فائق ابرقوبی
٩ > ۲- فدایی یزدی (میرزا سیدبحیی پسر واسق)
بب 4 + فراغی قاجار (ابوترابمیرزا) .مه - فرامرزشیرازی (م ۱۳۰۳)
٩ ۲- فرخ یزدی (مهدی) .۳ فروغ اصفهانی (میرزامهدی)
.۳ فروغی بسطامی(میرزاعباس ع ۳۷ ۱) ۲ . ۳ فروغیاصفهانی (میرزا محمد حسین)
۳ . ۳ فرهنگ نایینی (میرزازین العابدین) ء . «- فرهنگشیرازی(ابوالقاسم بنوصال)
۰ .۳ فریپ اصفهانی (عبدالغفار) د ,م۳ فطرت:وایی (چراغعلیخان)
با . ۳م فذا یی خویی(میرزا سید عبدالر-ول م ٩۳ ۱۲)
۲۰ فیروژی شیرازی (میرزاعلی پسر بیدل)
ی
و ۳۰ فاآنی شیرازی (میرزا حییب الته م ۲۷۰ ۱)
, ,م- قادر بروجردی (میرزاحسن) , ,۳ قانع جهرسی (شیخ محمد)
, ۳- قدرتقمی (باقر) ۳ ,- قدسی شیرازی
۳۱ تضائی یزدی (آقاعبدالرحیم)
کت
ه ,۲ کایل کرمانثاهی (بیرزا بحمدغان م ۹۶ ۱۲)
9۶ تاریخ تذ کرههای فارسی
_ ۱ ۳ کاسی اصفهانی( میرزاصیدابرا یم ) ب ٩ ۲ب کاهر کرمانشاهی ( بحمد حسین )
م۳۱ کمال جپلعاملی (عیسی) . و ,م- کوثر کاهر کرهانشاهی (اسکندرخان
م ۲۷ ب) ,. ۳ کوریزدی (میرزا صادق)
۲ کوث رکرمانشاهی (میرزاحسن) ۳۲۲ ک و کب یزدی (میرزاعبدالعلینواب
م ۲۳۹ ) ۳ کیوانطهرانی (میرزابحمد م ۲٩, ,یا ۲و)
گ
ع +۳- گلشن اصنهانی (بدونترجمه) ۲۰ گلشن شیرازی (بدونترجهد)
ب ۲ گلشن ثابینی (میرزاحسینعلی) ,۳۲- گوهر تبریزی (سیدمجمدحسین)
ل
۲۳۸ لابق ابرقویی (علی)
٩ ۲ ۲۳ مایل نهاوندی (ملامیر زابابا) مه ۳ ۳ بایل بروحردی (میرزارحیم)
, ۳۳- مجدلدینساوجی (بوا لفضل محمد) ۲م مب مجدی سقزی
۳۳۳ مجرم افشار (محمدعلی) و ۳۳- مجمراصقهانی (سیدحسین م۵ ۲۲ ۱)
۵ ۳۳- بحبت مازندرانی (عبدالرسول) وم محبتقاینی (میرزااسعیل)
به۳ ۲- محجوب ترشیزی (مرتضی قلی (ٍسرشهاب ۵ ۰٩ ۲)
۳۳ - محرم شیر زی( علیمحمد) و ۳ محرم باققی (میرزامحهد)
, ۳6 محرمیزدی (میرزاسدعلی م۳۱( ), ع ۳ محرم یزدی (میرزاعبدالوهاب)
ع ۳ محسن یزدی (میرزا ...) م عم محمهپزدی (مید , ,.)
ع ۳6- محمدنایینی (میرزا , . .) » ۳6 بحمدشیرازی (میرژاآقا .۰..)
و 6 ۳- محمدعلی ناییشی (م ب ۲ ۱) ب؛ع ۳- محمذ علیشیرازی 2 ۱۳۹
۸ ۳6- محمدقلیغان کازرونی (۱۲۳۲۰۸) عم بحمود کلهر (پاشاغان بقتول در
۲۰و , ۳ محمود خویی (میرزابحمودقلند رشاهم » و ۱(
حد یقةالشه اه ۰
, م۳ بحیط گلپایکانی (میرزامجمد) . هم مخز کرمانشاهی (ملاعبدالمحد)
م۳ ۳ مخلصشیرازی (بدونترجمه) ء وم محمودقاجارلرمجودمیرزاین فتحعلیشاه)
ه ۳۵- مخمورشیرازی(میرژامحسن م . ۰ ۱۲) دهم مرتضیبزدی (حاجی سید ... م
۱۳۸۰ به۳- مسکین اصفهانی (میرزامحمد علی)
به 7 سمعودطهرانی (بیرزایحمود) . وه مشتاق نایینی
. بم مشتری خراسانی (میرزاا براهیم) , دم مشفق یزدی (آقامحمد ابراهیم)
۲ ۳- مصور خراسانی (علیقلی) ۳+ س مطبوع شیرازی(محمدجعفرم . ۰ ۱۲)
ع بم- مطربطهرانی (آقاعلی! کبر) ه بم- مطیم مازندرانی (میرزا محمد ز کسی
م بدب ۲ ر) > دم مظفرعایشاه
ببس مظهر تبریزی (عباسقلیخان) . موس مفتی کرمانی
و پم مفتولشیرازی (شیخ محمدحسین) . بم- منتخب یزدی (میرزاحسنعلی)
, یم منظر کرمانشاهی (عبدالهجید م ۳( یا ۶م)
ی منظر کرمانشاهی (میرزاشعبانمای) ۳ب منعم شیرازی (آتابحمد ابراهیم)
ء یم موالییزدی (علی| کبرعان) ه ب۳- مهدی یزدی
یم بهدی خویی (سیرزا... ٩۸۶ ۲ ببم- مهدی کرمانشاهی (مود۲)
رب مهدینراتی (ملا ...)
نُ
و ب۳- ناجی قزویبنی . ,رم ناطق یزدی (میرزاسیدحسن)
ز چرس تاصر فسایی (میرزاسید مهدی) مس ناصری کلهر کربانشاهی (میرز
| بوالحستخان) ,رم نامی قزویغی
ء مس نامی کاشانی (سیدمهدی) و پرم- نأمسی کرمانشاهی (میررا بجمد م
۱۳۳۸ درم نثار آذربا یجانی (میرزامهدی)
بیرم- نجاتی یزدی بانقی (ملاحمد) رم ندیم شیرازی
ده > تاریخ تد کرههای فارسی
٩ ۳ب نشاطی گرجی (محمد باقر بیک برادر اختر)
۰ نشاطیسمنانی(عباس ۱۳5۲) 7۲ نقیب شیرازی ( میرزا احمد نفیب -
الممالک ) ۳ نوای یزدی (میرزا آفاجان)
ء ٩ ۳- ورعلیشاه اصفهانی (محمدعلی م ۲۳۲ ۱ -غریب)
هم نوید خراسانی ٩۰ ۳- نیرعل یآبادی(اعیل ومعروف بمیرزا بزر گه)
/
۷ ۳- وأمق یزدی (میرزاسیدمحمدشریف) ٩ ۳- وامق یزدی (میرزا سید مبحمد علی م
۱9۲ ۹۹ ۳۳- وجدیشیر زی(مبرزامحمد علیم ۰۹۹«(
۰ وحدت رشتی (حسین) ۱ - وحید کتگاوری (میرزابهدی)
۲ , - وصالشیرازی (میرزاحمدشفیع) م. ع- وصالی مازندرانی (میرزارضا)
ء , »- وفائییزدی (محمدعلی) . - وفانیشوشتری (فتح الته)
9 وقار شیرازی (میر زااحمدین وصال) ع ولیالنه طبیب آذربا یجانی مسروف
بمیرزاآقا)
۰ هادی قاجار قزوینی م ۸۱ ۱۳ ۰ . - هدایت شیرازی ( کذا) (رضاقلیخان
امیرالشعرا م بر ۲ ) ۰ :- هشیار شیرازی (میرزاعلی موم ۲ )
۱ 6- هشیار فارسی (حسین ) ۲ - همایشیرازی (نضاقلی)
۳( ع- همدمسمتانی (میرزامجمدعلی) . ء ع- هترجهرسی (شیخ ابوالحس)
ی
ه , )- یزدانی شیرازی (عبد الوهاب بن وصال)
۱ ع- سید یعقوب کرمانشاهی(م ٩۲ ۲ ۱۷ - یفمای جندفی (میرزاا بوالحسن )
حد بقة| لشعراه 32
خاتمه در اشعار باشعار و احوال بعضی از نسوان که درین اوان قدم بمیدان
شاعری گذاشتهاند و بعضی از آنها داد نصاحت داده ۰
۱۸ع- بیباك ترکمان (مجلس آرا همسرخسنعلیمیرزا فرسانقرما م در میان بب۲ و -
٩ (۱۸۲ ۱ ع- خدیجة كاشة بابیه
, ۷ ع- زرینه تاح قرةالعین قزوینیه (مقتولهدرسال . ,۲۷ ,)
۱ ۲ - سلطانی بسطامیه (صبيهُ سیر زافتح انته ذوقی)
۲( - صنعت فارسي عامی4 (د ختر کد خدایلارستان)
۳(ءّ عفت شیرازید
ء ۲ ع- لقای ابرقوئیه(دختر میرژاعلیخان لایق ملقب بهبجد الشعراء)
ه ۴ ۶ مستورءُ کردیه (زوحه خسروغان والی کردستان)
) والیهدعتر خاقان ( 9 ۱ و - ۲ ٩
نمونه تراجم : در ذیل حدیقة ابان اللهی و تذ کرء نایین و گنچ عاپگان
. مسطورست
تألیف کنور درگاپرشاد سندیلوی متخاص بمهر در ۱۳۱۱ ه ق
تذ کرةٌ سختصریست مشتمل براحوال زنان شاعر ودر گوین پرمس سندیله بسال
۳ میلادی طبع شده است .
ترئیب تراجم الفباییست و از آقایی شروع میشود .
آغاز :
ای شاهد زیای سین لو گر سکن
ازشوخی خود کلکرابالوپری کن ...
وی تاریخ تذ کرههای فارسی
چهرهآرایی مشاطهقلم پهثنای حسن دلفریب شاهدیست که شبستان جهانرااژ
شمع جمال ماهرویان و شعاع حسن خورشیدرغان منور ساخت » وچمن پیرایی باغبان
خامه ببوستان حمد دلرباییست که ریاضجهان را ازچهرة زیبای گلرخان ونهال قامت
دلربای سروقدان براراست» .
درسیب تألیف گوید که براثر علاقه یی که بمطالعهُ اشعار شعرا داشته درضمن
مطالعه بابیاتی از شاعرات برخورده و لذتبرده درنتیجه مصمم بدین شده است کد
تذ کر#یختصری دراحوال ژنانشاعر تألیفنماید .
و نیز در دیباچه بدعی است که : « کتابی از بجموعه کلام نسوان بنظر
نگذشت » و بیاضی از حلاص مذاق این سحر کاران » فروغ افزای چشم جهانبینم
نخشت» .
ولی بطورقطع ازتذ کرفجواهرالعجائب تألیفی نخری هروی وتذ کر اخترتابان
تألیف ابوالقاسم بحتشم که اولی درلکهنو بسال یم , میلادی و دومی در بهوپال
بسال و و + , هجری قمری بطیع رسیده بوده استفاده کرده است » چه داستان دلارام
.وبهرام گورراازجوا هرالعجایب گرفته ودرذیلحسیناییگم بادرابوالقاسممحتشم غفلة از
اخترتابان نام برده است » واین حسینا درآنتاریخ ذ کرش درهیچ تَذ کرهییبجز اختر
تابان نیامده پوده,
ترجمه ملف وسایر آثار او :
کنور در گا پرشاد متخلص بهمهر فرزند راجهدهنپترای است» و بسالم۳ ۱۳
ق درسندیله ولادتیافته و در عم , ه بعتوان رئیس خاندان جانشین پدرخویش
گردیده » و در ۴ .م, بمنصب قضای سندیله رسیده و تا ء ,جح , حیاتداشتهاست.
تألیقات دیگر او عبارتست از ۰
, ذ کرة اللساء یزبان اردو در احوال زان نابور دنیا که بسال عم
بیلادی درا کملالمطایم دهلی بطم رسیده است ؛
۲- گلستانهند مشتمل برتاریخ هند و راجه های آن در چهار دفتر (,- قبل اژ
حدیقةالمدایح ۰۹٩
اسلام > دوراسلام دور تسلط انگلیسان تا ه.۳, هق ع- احوال مولف و
احداد او) کد درلکهتو بسال ,رم , م و درسندیله بسال یور , چاپ شده است
م- بوستانآوده درتاریخ اوده چاپ لکینو درسال ٩۲ ۱ م.
ترجه مولف مأخوذست از : استوری »ج ب ص ۹۱ ٩۱۱/۷۱۳/۶ .۰
حدبقةالفضلاء ور وضةالشعر اء
تألیف سیدجمالالدین محمد حاثری یزدی در اوالل فرن چهاردهم
مژلف صاحب. کتاب اخبارالاوائل (مطبوع درم ,۳ هق) نیز هست وبسال
۳ ,م, هق د رگذشتهاست . تألیفات دیگریهم دارد که در کتاب مصفی المقال
مصنفی علمالرجال (ص ع ب ,) والذریعه مذ کورست .
صاحب الذریعه شخصاً حد یقةالفضلا راندیده بوده تا اطلاع پیشتریدراختیار
۳ بگذارد » ما نیز بیش از آنچه ایشان مرقوم داشتهاند درباراین کتاب نميدائيم .
حدیقه البدایح
تألیف میرزا اختبار شهابی پسر میرزا عبدالّهعان شهابترشیزی درقرن سبزدهم
بنا باظهار دانشمند محترم آقای سیدمحمد محیط طباطباثی که مالک یکنسخد
ازین تذ کره هستند میرزااختیار مدتی درسلطان آباد درعدمت میرزا یوسفخان سپهدار
کرش (بانی سلطانآباد) بسرسیبرده » ودرآنمدت تراجمشعرائی را که دربدح سپهدار و
آثار خیر او قصائدی بتازی و پارسی گفته بودند با اشعارشان دربن کتاب ضبط کرده
هن
نسخه بخط کاتبی استعادی که دراختیا رمیرزااختیاربوده واضانات وتصحیحاتی
۳ ۰٩1۱ /ح(حححظظةةة(ة2ة02۹٩ة٩۰ب۰۹۰۹ك۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰چ٩۰
۹ تاریخ تد کرههای فارسی
احیاناً بخط مژلف و صاحبان اشعار درآن دیده مشود .
ملف کليذُ قصائد پدرخود شهاب ترشیزی را که درمدح سپهدار سروده و بالع
بر دوهزار بیت است» در بیش از یک ثلث کتاب فراهم آورده است .
این نسخه متعلق بخانواده سپهدار بوده که ارثاً پسرش محمودخان رسیده و
او اشعاری از خود ودیگران بران افزوده است ,
غالباً صاحبان تراجم مردمی بودهاند که در زاوية بینقم » اصفهان و کرمانشاه
میزیستهاند و باسپهدار قرابتمحلی داشتهاند ,
هدایت ترجمهاش وا چئین آوزده است :
«شهایی ترشیزی نامش میرزااختیار » فرزند کهین میرزاعبدانته خانمتخلص بسه
شهاب بودهء درایران سیاحت کرده چون بهفارس آمدبابراد رکهترخود (مهترصوابست)
میرزامرتضی متخلص به بحجوب که ذ لرش درحرف میم مکتوب خواهد شد با فقیر
آشنایی یافتند» قریب دهپانزدسال درسفر و حضر اتفاق داشتند , چون بیرزا بحجوب
تصد مک بعظمه کرد , او در شیراز بماند » وگاهی دو کتابت بعضی مثنویات حقیر
ابدادی نمود» پس از آن مهاجرت افتاد » وروز گاری درخدستامرا بسربرد» و بداحی
کرد وسالی چندست که وقاتیافته» از اشعارش چیزی دردستندارم که نوشتهشود»
ندانم مسوداتش پدست که درافتاد » و کجا ازمیان رفت» الحاصل شاعری پخته طبع
بود» و ازعلوم عرییه نیز چیزی مکتسب داشت» این ویاعی را وقتی دراواخر دیوان
من نگاشته بود» مننیز نوشتم :
رباعی
من پور شهابم و شهابی است فنم
در نظم پدیو خصم اولك فگنم
درخدمت حضرت هدأایتچند یست
بس البدل ببرادر خویشتنم
حدیقه المدایح 5۹1
نم لفه
آن پور شهاب کش شهابی لقبست
کلکش گه رجم همشهایی نسبست
سرجوم شدند ازو شیاطین سخن
آری زشهاب این صفت کیعجبست»
«مجمع الفصحا؛ ج ۲ ص ۶ ۲»
علیرضا میرزای شهره" قاجار مینویسد :
«اختیار - او را نام و تخلص و تاریخ ولادتیکیست » پسر عبدانتهغان شهاب
خراسانی ترشیزی است » که مداحسلاطین افاغنه بوده است» اختیار مزبور را مسقط -
الراس دارالسلطنه هرات است » ومنشاً و معیش اطراف وا کناف ساحات » چندی در
مشهدقدس بسربرده و بالاخره رو بنواحی عراق آورده , تحصیل کمالات او را دست
داده و ارثاً پا بدایرءنظم نهاده . محروسُ ایران را کلا" بقدم میاحت پیموده : بل بحر
قلزم وعمان راسباحتنموده» چندی در عتبات یتحصیل علم دینیه توفیق یافته» بعلت
قلت معاش بازبجانب عراقشتافته » چندی در دارالخلافطهران درمدرسهُ صدربافاده
و استفاده اشتغال داشته» برامغال وافران رایت متابعتافراشته » و چندسال است که
غاشیه بداحی وثنانگاری غلامحسین خانسپهدار را بردوش گرفته » درآندرگاه سمت
ملازمت ومنادیتداردء بانامه نگارش نیز کمالارادت» | گرچه فنش تصیدسراییست»
گاهی بخواهش احباب غزلی میگویده .
«بستانالسناق»
۳ ء تاریخ ند کرههای فارسی
تألیف بهگوانداس متخلص بههندی در ۱۳۰۰ هق
موف در دیباچه تذ کرهُ دیگر خود موسوم به سفن هندی آورده است که
سابق در سن یکهرارودویست تذ کرءٌ حدیقه هندی مشتمل برحالات شعرای ماضی و
مفیده درو مندرح نموده 6 و آن حد یقه | یست حا نفزا وتألینی است دلگشا» (ص ۱ ( ۰
ودر ترحم حال خود نوشته است که : نذ کر حدیق هندی مشتمل برحالات
ظهور اسلام تا سنه یکهزار ودویست هجری تألیفنهوده . چنانچه آن تألیفهم تذ کره
وهم تاریخضمت» (ص 5۲ ۳).
ند کر مهم وسفیدی است وقطعاً بولفآن بمنابع زیادی رجوع داشته » ولی
بطوریکه عطاءالرحمن کا کو ی در مقدم4 سفیته هد ی (صفحه الف) مد کور داشته
نسخه آن مفقودست.
برای اطلاع از احوال و آثار یولف رجوع شود بهدذیل سفیثه هنديی ,
تألیف محمدعلیخان متین کشمیری درنیمه" دوم فرن درازدهم
(ر,,- روی,) و سید عدالوهاب افتخاردولتآبادی در ترجه وی چنین نوشته
انتت ۰
«منین محمدعلی خان پا اغرخان ن له «حنگك دیده» تحلص بسردیبرد و این
حیاتالشعراه ۳
اغرخان درآستان فردوس آرامگاه محمدشاهوالید هلی بمنصب پنجهزاریچهر؛ اعتبار
میافروخت؛ و بداروغگی گرزب ادران لوای امتیاز میافراخت! .
متین بنام او تذ کرةالشعرائی مسمی بهحیاتالشراءتألیف کرده ؛ و صاحب.
طبعان عهد خلد منزل بهادرشاهرا تاعصرفردوس آرامگاه محمدشاه بقید تحریردرآورده
همینقدر احوالش از تألیفاو مستفادشد .
و در ترجه آفرین لاهوری میلویسد : «وقتیکه یک بیت مولف رساله شنید »
محظوظ ومسرورگردید » و تامدتی وردخود کرده بود » آل اینست :
آلوده دامنی نیست در مشربی که ماییم
سماغر بکف چو تصویر » رندیموپارساييم »
متین رحمهانته در تذ کرة خود میرعبد الجلیل بلگرامیرا بتعظیم پاد کردهءلیکن
میگوید که : «میرقصیدهیی در تعزیت غلام خود کهدرسفر د کن رختاقامتبرست»
گفته بودند , یک بیتاو تکاشته میشود ۰
روانشد روحاو باقاصدآه بهسر کلدستة آمنتبالله»
این تصیده نیست » بلکه مشنویست ومسطلعش اینست :
بیا ایخامه ساتم روایت پریشانسا زگيسوي حکاپت
ونیز میگوبد که : «نوبتی در لشکر اعظمشاه ایشان غزلی تصنیف کردند؛ یک
مصرع این بود :
ریختم شمم باندازة کاشانة هویش
شاهزاده ایراد گرفت » میرم ذکور از لشکر برآمده باز نرفتند» ایننقل بیاصل
محض ومصراع مذ کور از بیرئیست» میر اصلا" درلشکر اعظمشاه نرفتند » و دوسرتبه
درتشکر عالمگیر از بلگرام به د کن رفتند :
اول - درسته اربمومأنه والف» وثانی - درسنه احدی عشر ومأته والف » درین
,- برای اطلاع بیشتر از احوال اغرخان (آغورخان) رك : تذکر؛ مردم دیده (ص
۱-۳ وماثرالامراء ج ص ۷ ۷۷-۲ ۰۲
۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
مرتبه عنقریب بمنصبی ووقایم نگاری کجراتشاهدولا مأمور شده به کجرات شتافتند ؛
و بعد عرزل وقایمنگاری کجرات پادشاه قدرشناس غائبانه بخدمت بخشیگری و
وقایع نگاری سر کاربهکر وسر کار میوستانبرنواخت» وقول بتين که در لشکراعظمشاه
ایشان غزلی تصنیف کردند» برهان بربطلان آن قویست که میرعبدالجلیل مرحوم هر
قسم شهر از قصیده وثوی و رباعی وغیرها بنظم آوردهاند» اماتوحه بغزلنداشتهاند؛
ودرتمامعمر یکكغزل بتفریبی در سلک نظم کشیدهاند , مطلعش اینست :
چون بار رنجه کرد بگلکشت باغ پا
گل پیش کردس رکه بنه بردساغ پا ۰۰
«تد کر بینظیر » ص ۱۳ ۱»
عبدالحکیم حا کم لاهوری درترجمه شاهآفرین لاهوری مینویسد کد:
«بحمدعلیخان بتين پسر حسامآلدین متوطن کشمیر در تذ کر خود این بیت
شاهآفرین را باندلك تغییر مطلم کرده بنام خویش نوشته ؛
دربشربی که ماییم آلوده دامنی نیست
سماغربکف چوتصویر» رندیم و پارساییم
حال آنکه این فقیر سیسالپیش ازین» بیت مذ کوره را دردیوان مرحوم دیده
ودرسخن نهمان لا هور بیتبذ کور بنام شاممرحوم اشتهارتمام دارد» ,
« تذ کرسردمدیده » ص ۳ ۲»
بدابشرحی که از قول دو تذ کرهنویسعصری ذ کورافتاد اعتبا ر گفته و نوت
۳۹ زنالشعراء ۰ ۶
یا
واماثالنامرات
تألیف سیدعلی کبیر اجملی الهآبادی در ۱۲۹۵-۱۲۹۰ ق
نام اول برابرست با تاریخ شروع بتألیف (. + و ق) ونامثانی برابر با سال
ختم آن (سو و , هق) .
استوری مینویسد : )٩.۳:۱( تراجم یکصد ونود شاعر جدیدست تقریاً همه
هنددی وبیشترهان شا گرد ومرید ودوست یامنسوبان عمویاو شاه خوبلتهمحمدافضل
محقراله آبادی » یا کس دیگری مربوط باینشخص .
نسخه : . ش ۳۸۹ بورخ .۱۹ م .
مولفسیدعلی کبیر معروف بهمحمدییرانجان اجملی پسر سید علیجعار حسینی
مهدی حنفی نقشبندی اله آبادی است, سابقا درص ۲۲۳ بءنوان مصنف ترجمهبی از
سرالشهاد تین عبد العزیزد هلوی نام برده شد» که این اثر را درغازیپور درسال , ه ۱۲
تمام کرد » وعنوانش را اظهارالسعادة فیترجمذاسرارالشهادة گذاشت .
سید علی کبیر درر ۲ محرم ۲,۲ , ولادت یافت» پدرومادرش هردو ار اعقاب
شاه خوبانته (احتمالا" محمدیحیی اله آبادی) بودند ءلاوه بر تعدادی آثار کلامی و
تألیفات دیگری بنشر » دبوان و چندمتنوی دارد» .
تلف د کتر ماهیارنو ابی در ۱۳۳ ش
این کتاب که تذ کر خاندان وصالشیرازی است م نخضمت درنشریة دانشکدء
سس
6 ۱ تاریخ تذ کرههای فارسی
ادییات تبریز سالهفتم شمارههای وسوع درحشد و بعداً جدا گانه انتشاریافت .
مولف دربارٌ خاندان وصال تحقیق دقیق کرده است » ودردیاجه راجع بکتاب
خود چنین توضیح داده است:
«اينرسالهُ ناچیز بسال, ,س , برای گذراندن شهادتدامة تاریخ ادبیات فارسی
دانشکده ادبیات تهیه و بحتاب امستاد بدیمالزمان فروزانفر اهداء شده است ,
این رساله تدها دربارءٌ وال وپسران اوست ؛ واز نوههایش که آنهاهم کم و
بیش شاعر بودهاند سخن بمیان نیست .
بخش نخست از اصل این رساله که تاریخ مختصر فارس است از سال ۱٩۷ ۱
تاسال م۳۲ , بعنی ازسال تولد وصال تاسال مرک آخرین فرزند او » پرهیز از اطناب
کلام را درینجاحذف بیکنیم .
همة نسخه های خطی اشعار و آثار این خاندانرا که هم درستن وهم درفهرست
زير از آنها بادشده است» دون ازنوههایوصال که هنگام نوشتن این رساله هنوزرخت
ازین جهان بیروننکشیده بودند» یعایانوشهروانان عشرت و روحانیوصال برایاستفاده
دراختیارنگارنده گذاشتند » آفرین و درود فراوان بروانشان باد » خداشان بیامرزاد؛ و
ازبخشایش مینوی خود برخوردار کناد» .
«نشریه دانشکدهادبیات تبریز » سالب شب ص ٩۱۰ .
بطوریکه گفتهشد این کتاب درشرحاحوال وآثار وصالشیرازی و شش فرزندش
احمدوقار وسحمود حکیم ومحمدداوری وابوالقاسمفرهنگ واسعیل توحیدوعبدالوهاب
یزدانی نوشته شده است .
ازجم نکاتی کهباید یادآورشد اینست که مولف درصدر آثار چاپنشد؛وصال
کتاب بزم وال را نام برده و نسخه متحصر پفرد آنرا از روحانی وصال دانسته است
(رك : ص ۳۷م همان شماره) .
وحالآنکه بزم وصال بسال۳بم ,رم درلکهنو بخط نستعلیق برروی کاغذ کاهی
خراپات ۰۹۷
در ؛ :۲ صفحه باقطع وزبری بطبع سنگی رسیده و ازهمین کتاب نسخة دیگر از قرن
سیزد هم بدون تاریخ تحریر در هب , برگ هر صفحد + بیت بخط نستملیق و تطع
6 ور کاغذ سفیدفرنگی آهار سهرهدار » جلد تیماج مشکی » در کتابخانا مرحوم
روحانی وصال وجودداشته وا کنون درتصرف فرزند برومندش د کترعبدالوهابنورانی
وصال است .
همچنین کتاب صبح وصال ازآن روحانی رانسخة متحصربفرددانسته است (ص
۰۱) درصورتیکه نسخهیی ازآن بهتر که در (ص ۲۳۰) توصیف شدهاست وازخطوط
خوب وصال است» هم| کنون درتصرف د کتر عبدالوهاب نورانی وسال است .
خر ابات
مجهولالمولف است : واز ۱۰۱۰ ۱ ۱۰۲۵ هجری دردست تألیف بوده
نذ کرهایست شامل تراجم شعرای قرننهم هجری تاربع اول قرن بازدهم بترتیب
حروفتهجی که دراصل دو مجلّد بوده » و بالفعلسوده جلد اول آن در کتابخانة
ملی ملکك بشماره ,رم در ۱۰۶ یرگ بخط مولف که تستملیق تحریری صاف و
پختهایست » بقطع ۱۰/۸ بره/ وس و کاغدذختابی الوان موجودست .
معلوماتی که ما ازین نسخه بدستآوردیم پشرحذیلست" :
جلد اول خرابات با اهلیشیرازی شروع و بهزینی مشهدی ختم میشود » ولی
بعضیاز اوراق نسخملک درمحافی ترتیبش بهم خوردهاست» بطوریکه نتم غزلیات
جامی در اول کتاب واقع شده و ترجمه +سرویقاینی درآخر الحاق گرد یدهاست»وجلد
+ قسمت اعثلم گزارش آلای د کتر سیدعلیرضا نقوی پا کستانی درباب این کتاب »
خلافواتم و دور از صوابست » رلك : تذ کرهنویسی فارسي در هند و پا کستان (ص ۰۱۳
بدا
بم ه 6 تاربخ تذ کرههای فارسی
دوم آن که از حرف (س) تا (ی) باید باشد تا کون درسایی دیده نشدهاست .
این تذ کره هیچگونه مشابهتی با خراباتهای دیگر ندارد ,
درین مجلد از ه . , نفرشعر وشرححال مسطورست» و از ۳ب , نفر فقطمنتخبات
اشعار ,
پعضی از تراجم بفصلست و برخیمختصر » همچنین است اشمار شعرایی که
مولف نام خویش را ذ کر نکرده ولی نام تذ کر خود را درسه موضع بقلم
آورده است ً
و - درترجمة خواجه حسین ثنایی مشهدیمینوبسد : «وفقیر حقیر رأقم این مجموعه
موسوم به خر باتدرهرات در کود کی بهدیت ابشان مشرفشد» ,
در ذ کر مولانا دوست محمد ا.,ترابادی گوید ۰ «ورباعیات عارفانهُ عاشقانه
ازو در حرا پد مستعدان یاقتشد؛ جند رباعی ازآن درین مجوع4 که بوموسست ۸4
خرابات قلمی شد»
۳ در احوال رستم میرزرای صفوی متخلص بهفدا نی نوشته است که «حالات
وواقعات اپشان پسیارست» فیالجمله درین مجموعه مختصری نوشته شد که انشاءانته
درجنگی که موسوم به خراپات است» کماهوینبغی نوشنه شود» .
این مجله ازسال . , . , تا ء., هجری دردست تألیف بوده » چنانکهمژاف
درترحمه تاحری خوانساری گوید : «الحال که . , . , است در هذلست» و در ذ کسر
میرابوالبقای تفرشی مذ کور داشته که : «درشهورسنة ه ۲., بعد ازنتح هرات که
نواب کامیاب صاحبقراني تفرش را بعد ازفوت مرحوم ولی غان به نوابحسین خانمیرزا
ولینعمت این ققیر مرحمت غرسود ند » در خدمت نواب مشارالیه وارد نفرششد وبلاقات
سید مشارالیه ومیرمسمدحسین برادر او که در کمال فضیلت ومشی خوب , و افصح-
خرابات ۹۹
المتکلمین وا کمل السادات سیر عبدالغنی میسر شد ومستفیض گردید»۱ .
واینکه سلطان بحمد خدابنده را در ذ کر احوال پسرش سلطان حمن میرزا
«خلدانته ملکه نوشته عبارتیست که با ترجمه سلطان حسن مزبور از تذ کر خلاصف
الاشمار قل کرده ومأخذ خود را مذ کور نداشته است» بنابراین نباید تصو ر کرد که
این تذ کره اززمان سلطنت سلطانمحمدصفوی دردست تألیف بوده »
مولف در کود کی درهرات بخدمت خواجه حسین ثنائی مشهدی رسیده است .
در .وه که علیقلیخانشاملوبیگلرییگی خراان بوده » میررضائی مشهدیرا در هرات
دیده و بصحبتش رسیده» همچنین رضای کاشیرا که درایام دولت علیقلیخانا زکاشان
به هرات رفته بود درآنجا ملاقات کرده ومینویسد که وی دوقتلعام هرات )٩٩۰-(
بدست عسا کر اوزیک شهید شد» خودوی نیز در قتل عام مزبور در هرات بوده » ولی
معلوم نیست که بچهوسیله ازآنمهنکه جانبدربرده است . دوترجمة عیدالغنیانجدانی
بیتویسد ۰ « بنده در وقتیکه از قَضْيهٌ هائلة هرات نحاتیافته وارد دارالسلطنة قزوین
شد ؛ او را ملاقات نموده از صحبت ایشانمستفیض گشت» . درسال »وه در مشهد
بخدیت شاهروحی همدانی رسیده است» در ه , . , درقاین بوده وا ختلمنا بدیرا درآنجا
بلاقات کرده » و ترجمةٌ خضری خوانساری را بسال بر , , دراحمدنگر نوشته است»
در م : ., یز درهندوستان بخدست رستممیرزای فدائی صفوی رسیده » وترجمةانیسی
شاملو را بسال و , . , در برهاقپور نگاشته است. در ۰.۲, همراه حسین خان میرزا
وارد تفرش گردیده بصحبتسیرا بوالبقای تفرشی و برادرش میرعبدالغنی تفرشی رسیده
است ,
و وی ۱۳۱۱۱
+- مولف باین وضوحبینویسد که دره ۰۲ ۱ د رخدمتنوابحسین خانبیرزا وارد تفرش
شدم ومیرابوالبقای تفرشی وبرادرش وبیرعبدالعنیراملاقا ت کردم » وآلای د کتر قوی باستناد
همین عبارت نوشته اس تکه مژلف بسال ه ج. , درهند بوده؛ رلك : همان کتاب » ص۱۹6
لتر؛ » .
37 تاریخ تذ کرههای فارسی
این بود تواریخی که مژلف بدانها تصریح کرده و رد" پای حود ر نشان داده
تذ کرههایی که از آنها استفاده کرده است » یکی مجالسالنفائس است کهدر
ترجمةدرویش دهکی ازآن نام برده ء دیکر خلاصةالاشعار » چنانکه در ذ کر احوال
پیانی استرابادی کوید : «اين ببت راکه با یک دیوان برابرست میرتقیالدین محمد
کاشی در خلاصهٌ خود بنام مولانای مذ کور نوشته » اما بنده از آصفی دانست
انشاهانته رجوع بدیوان خواجه آصفی شود :
تابوت من آهسته زکویش گذرانید
چوننیستامیدی کهييايم د گرآنجا»
تَحفه سامیرا نیز دردست داشته » چنانکه ترجمه واشعار اهلی خراسانیراعینا
و بدون یک حرف کم وزیاد ازآنجانقل کرده ولی مأخذ خود را مذ کور تداشته است .
از تذ کرهنویسان بیرابوالبقای تفرشی را ملاقات کرده و تذ کرهاش را دیده و
پسیار پسندیده است .
ازملف عرفات بیتیچند بر گزیده ودرصدر آنابیات نوشتهاست: «تقیاصفهانی
مشهور به تقیاوحدی» .
(- از اینکه درترجمة تاجری خوانساری مینویسد : «... ازعراق متوجه هند شد و
الحال که . , . , ات درهندست» و دراحوالسر تشبیهی میکوید: حال که هه ۱.۱
است درلاهورست» نمیتوان حکم کرد که درینسوات نیز مولف درهند بسرمبرده » چه وی
درسال » ,. , چنانکه گذشت بتصریح خودش درقاین بوده واختریجنابدیرا درآنجا ملاقات
کرده است» واین توضیح ازآنجهت است که آقای د کتر نقوی بخلاف ابن فهمیده و نوشته
است که : «مژلف از . ,., تا ۰(., در هند بوده» و چنانکه کنتيم بسال ه۲. ,هم در
تفرگ بوده .
رك - تَذ کرهنویسیفارسی درهند و پا کستان » ص و , س ۱۹ .
- رك : ذیل تد کر ابوالبقا .
خرابات ۱"
ترجمة رستممیرزای صفوی را در حرف «راه ثبت کرده ودرهامش نوشته است:
«چون آنحضرت ندائی تخلص کردهاند » اشعارشان دز ردیف «فا» طرح باید کرد» .
در بعضی صفحات ایبافاتوالحاناتی بدوخطتازهتر هست که یکی ازآندوامضای
محمد طبیب را دارد! .
آغاز : «تتما حزلیات جامی
تو درگلزار خوش ای باغبان ما وسر کوبی
که آب رویصد گلزارمی بخشد خسوغارش»
انجام :
«میروم از سر کوی تو بتا کاری کن
که نباشی خجل از ما چوزما باد کنی»
پاآنکه درین تذکره فقط شعرای قرن نهم تا یازدهم بذ کورند ؛ بولفدرحرف
«دالف» ترجمهشاهشیخ آبواسحقاینجو (ازقرن هشتم) ودرحرف «جیم» ترجمُعزالهین
جبلیقزوینی شاعر قرن هفتم معاصر ابقاانراهم بقلم آورده است » زاين نشان کم
تتبعی اوست » همچنین در تذ کره شعرای فارسی ترجمةٌ بیبیتردی شاعر؛ تركرا هم
درج کرده است ,
ترجم خواجه حسین ثنائی مشهدی را که در کود كي در هرات بخدمت ای
رسیده بودهدوبار (بدنبالهم) توشته ومتتخبات اشعار اورا مفضلتر ازدیکران ودرچهل
وچهار صفحه آورده است ,
قسمت تراجم عصری این کتاب نسبة" مفید و مشتمل برذ کر پارهبی از وضایع
تاریخیست .
فهرست صاحبان تراجم
مامتان .۰ ۳ یبن
ء- امیرحاج انسی جنابدی ۰ ه-انیسی کاتب خوارزسی ۱ ب- خواجه آصفی
,- متأسفائه تذ کر مزبور شمارُصفحه ندارد تا این سوارد لشان داده شود .
32 تاریخ تذ کرههای فارسی
پد ایوب بنابوالبر که م- ابوالیر که و- سلطان ابراهیم امینی
. ,- خلیفه اسد اصفهانی , ,- خواجه جلالالدین امیربیگ سهر
+ ۱- ناصح کرمانی ب ,- امیر ابوالمعالی کاشی ۸ ۱- امیرابوالحسن تفرشی
مشهور بفراهانی و ,- انیسی شاملو . - ابوتراب پیک کاشی
فرقتی ۰ - آمتی تربتی ۲ - آختریجنابدی
۳۳ بنانی هروی ء ۲- با پرمیرزا ه ۲- بدیم اازسان میرزای
تیموری ٩ ۲- پیروی ساوجی ب ۲- بادلی ساوجی
۲- بهراممیرزابنشاهاسمعیل و ۲- بدیع الزمان میرزای صفوی
۳۰ محمدحسین پقانی بن امیریاد کاربیگ , س- بافرمروی
۲- بیاضی استرابادی مس حافظ باباجان کاتب ۳ میر ابوالمقای بقائنی
تفرشی و ۳- حاجی اسمعیل بحثی قزوینی متوفی ٩۷۰ ه
+۳- بدیهی قاجار پم بیانی استرابادی پم امیربیخودی همدانی
و۳- حکیم بدیمی تبریزی متوفی ۰ ٩۸ ۸ . - مولانا برگی
+ 6- میرعیدالباقی صدر مشهور بشاه باقی مقتول در . ۲و ه
۲- خواجه عبدانته مروارید بیانی تخاص ۳ 6- پناهیدارابجردی
ء و ملامکتبی شیرازی ع- پرنوی مبزواری + باقر خرده کاشی
ببع- بیکسی شوشتری رع- میر تشبیهیاصفهانی" ٩ ع- میرنقی الدین محمدبن
میر جمالالدین محمد صدر استرابادی متوفی ء ء و درقدس خلیل
. - تابعی خوانساری ه- ناجری خوانساری ۲و بیبیتردیشاعره نرلد
۳ وب خواجه حسین ثنائی سنهدی ستوفی بب.., در لاهور
۰- نورالدین عبدالرحمن جامی م م- عزالدین جبلیقزوینی
۱- ترجمهاش بدون شعرهدت .
۳ میرتشیبهی کاشی است زه اصنهانی ,
خرابات وف
> ه- خواجه جلالالدین محمد تبریزی ببه- جذبیمشهور بپادشاه قلی ولد شاهقلی
سلطان نارنجی بر ه- میرزاجعفر آمقخان
٩ - حشمتی خوانساری . »- حريمی سأوجی متوفی ,بو ه
۱ب سلطان حسنبیرژای صفوی ب- قاضی ميرك حمیدی قزوینی
۳ب حاجیبیکگ قزوینی ء ب- میرحالی لاهیجی ه ب- حاتم کاشی
ب- دوستمحمد حالی اسفزاری بب- حسن بیگک شکراوغلی تر کمان متوفی
ء ۰۱ , درد کن - حیرنی قزوینی
- بیبیحجابیسروید ختربد رالدین هلالی , ب- حیرانی همدانی
۱ب حستعلی خراس هروی ۲ب حقیری تبریزی
۳ب حسینقلیمبرزاشاملو ء یب حسامی قرا کولی خوارزمی
ویب خواند میر مورخ دب مر کمالالدین حسین خلقی
ببپ- میرمحمد پوسف خلقی مقتول در هشتم رجب ۰ ٩۲ ه
بب- ميرك خورد (- خرد) متوفی ٩۳۲ درهرات
٩ب خواجوی سمنانی . .م- خضری خوانساری
+ مب درویش دهکیفزوینی ۳ پر ملا جالال دوانی
۳ میردوست طارمی ء م- داعی خراسانی
هم شاهرضا نوربخشی دم ریاضی زاوهیی خراسانی
بم- میرراستی تبریزی م- آقا بحمدرضا طهرانی
وم رضائی کاشیبقتول دره و و درهرات , 4- میر رضایقمشه بی
, و- قاضی روحالته قزوینی متوفی ۹ ۵ ۲ رافعی قزوینی
۳- میررضانی مشهدی ء - روغنی استرابادی
- تاسم بیگه رغمی هرویمتوفی ٩٩۱ ۸ - ریلی خراساتی
بو- نواب رستم میرزای صفوی فدانی م -٩ شاه روحی همدانی
4 - امیر ابوالمعالی ورامینی رازیتخلص . . ,- زلالی هروی
1۷ تاریخ تذ کرههای فارسی,
۱ - زینآلعابدین مشهور به تکلتوغان ». ,- زلالی خوانساری
۳ - زینی جنابدی ء . ,- عبدالغنی انجدانی
۰ خسروی قاینی متوفی .۰ .۱.۰ ه
فهرست صاحبان اشعار
,- اپراهیم کاتب استرابادی ج- ملا اسمعیل کاتباسترابادی
۳ ادهم کاشی ع- خلینه سدید گیلانیآ گهی تخلص
ه- آمیر فرامرز دیلمی الهی تخلص . » خواجه امنی فراهی
بپ- ایقوت میرزااستاجلو م- آهی کرمانی و- انیسی شیرازی
" ٍه میرزا مخدوم شیر زیمتخلص به اشرف ۱ ۰-ملاآزاد پردی
۲ ,- بیرژا محمد امتی تبریزی م۳ بلاامد شیرازی . ء ,- ملاآهی
+ آنشیشیرازی ب ,- اتدسدماوندی م ,- ادایی و ,- آیتی مکتبدا راصفهانی
, - خواجه جان احمد قزوینی - امیر قلی اصفهانی
۲ - خواجه افضل تر که ۲ قاضی لاغر سیستانی
۲- مطرب ه :- قاضیاحمد ولدقاضی محمد غناری
+ ۲-مولانا ابوطالب ۲- خواجه جلال الدین امیرییک مهر
۲ الضل طهرانی (- نامی) و ۷- یر اشکی ثمی
,۳ آمیر ابراهیم رازی ۳۱- سیر ابراهيم قانونی
۳۲- میرزااحمدتزوینی م- انصاریقمی ء ۲- امیر ابوالفتح جنابدی
۵- خواجه اسد بم مولانا حاجاحمد سراج
پ۳- امیر افضل ولد میرسلطان علی خواببین رم میرابراهيم سبزواری
و ۳ مولانا اشرف . ع- سیدحسین اخلاطی
۱ آگهی تبریزی ۲ ع- اسیری تربتی
۳ - میرداماد (- اشراق) ء 6- خواجه یعقوب همدانی
خرابات 3
ه ۶- پراق خان اوزبک ع- یاقی نایی بخاری
بع- بزمی ...برع امیر بزمی و - خواجه قطب الدین یسانی
. - بیانی بحرآبادی سبزواری به- پاکی دلاك هروی
ه- شاه پدرالدین ۳ - بینایی ۰- باباشاه کاتب اصفهانی
۰- بیخودی فراهی به- بیانیجوینی ي ه- خواجه علیاسترابادیبازاری تخلص
مه بسملی کلهپز قزوینی »- بهرام بیکگ ولدشاه حید ردیلمی
. - بهلول قزوینی - بدیهی همدانی
۲ب بلایی مب بهاری اصفهانی ء ب- تیمور علی متشی فراهی
ه ب- مولاناتذوی قزوینی ب- تژریقی بیارجمندی
ب- سیرزاتقی هروی ولد خواجه علیخان کلانتر م + خواجه تاحالدین کاشی
, ب- میرزاجانی شیرازی ۳ب جمالی کاشی ۳,- جمالیاردبیلی
ی چا کری هپ- جاروبی > ب- حیدرتیلوه « تیلبه » (شمرش مفصل و
تر کیست) ردپ محمد حگیم میرژا
مب حکیمیامترابادی وب حاجی معمایی قندهاری
.بر حافظ سمنانی ,م- حاجی صحاف م- میرزا حسابی نطنزی
مر لسان راوندی ء م- حزنی اصفهاتی
هر حرقی اصفهانی بمب حیاتی پم حالی کاشی چرم- <زینی نهاوندی
٩ رت میر محمله حلمی طهرانی , 4 ابوطالب حزینی جرجانی
+ - خواجه حیدرعلی جرپادقانی ۲- حزیتی اصفهانی
۳ حاضری ء : - امیرابوالمکارم مشهدیحاضری تخلص
۵ حجابی بو حجابیاردبیلی بو ملاحیدر همدانی بو مولانا حیرتی
۵ - میر حیدر حافظ سبزواری ات خیالی کیلالن
+ وه میر حپیب له هروی ۲ -حدیثی ساوجی ۳ حالی یزدی
۶۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
ء . ۱- حریمی و . - میرحامدرازی
ب. ,- حاصلی تبریزی
٩ ., حافظ عصار قزوینی
۱ ۱- خواجه خلیل کلانترنخجوان
۳ - خواجه کلال خوانی
ه ۱- میرخورد (- خرد) مبزواری
- شرف حکالك خاتمی
٩ « ,- خواری تیریزی
۰۱ - خوارییزدی
۳ب ,- قاضی ميرك خالدی قزوینی
۱۰ حسین ابدال
۰۸ -حالی مشهور بمولاناشاه خوشنویس
, , ر شاهاسمیل خطابی
۲ - خزانی تونی
ء ب- خراسان خانلاری
دب -میرزاعلی خلقی طهرانی
۱۸ ۱- مولافاخیالی
۰ خواری هروی
۲ خواجه خسرو اصنهانی
ء ۲ ,- خاموشی کاشی
ه ۲ ۱- غاوری تونی + ۱۲ خیالی کیلانی ب۱۲- خوابی قمی
۱۲۸ خالصی تیریزی
۱۰ حضری استرابادی
۲ خضری لاری
۳ ,- دیوانة نیشابوری
بح - دیوانة نقاش تبریژی
٩ - خواجه درویش بتکچی
۱ ۶ - دخلی ۳ ء :- استاددوست
۰ :- بیرشکاردامی
۷ ۱- میررمزی رمال مبزواری
٩ - رشکی همدانی
۰۱ دأمی ۲۳ ۱ رحرمی
۰ - روحیساوجی
باه ۱- رضامی کاتب عراقی
خاتمی تبریزی
و۱۳ درویش تربتی
۳۳ زکی همدانی
۵ ۱- ملادوایی + ,- دوایی گیلانی
۳ ۱- میر درویشعلی زاوهبی
۱۰ داعی انجدانی
۳ ء ,- محمد عودی ع ع ۱- دوأمیساوجی
٩ ع ۱- دوست محمدأسترابادی
۸ ۱- میررمزی اصفهانی
۰ رشکی هروی
۳ - رحمی 6 ۱- روحی شاملو
ده ۱- مراد پیگ رزمی
۱۸ جلال رفیقی
خرابات ٍ۷#۷
٩ و ۱- میرم رتضی رفيقي , > ,- ابوسعید ابوالخیر (یکرباعیدرهامش)
۱ - میر حیدررفیعی معمابی ۳ - روشتی همدانی
۳ - روشنی قندهاری ,- رسوایی همدانی
ه ٩ ,- رهایی شروانی ۱ میررهنی بد خشانی
بو ۱- روشنی بغدادی ۸ - زلالی گیلانی
ب ,- زلالی ثبریزی . ۷ ۱- عليیبگ مخلص
۱ب - زینتی جنابدی ۴ب ۱- زینی مشهدی
نمونه تراجم
« خواجهحسین ثنایی - مشارالیه سخنوربست که در دقتمعانی وعلوافکارسرآمد
فصحای روز گارست » ومولد ومنشاش مشهد رضيةُ رضویه علیهالتحیه است » همانا
توجه وترییت از روح پرنتوح آن امام معصومیافته » والا بیتوجه حضرات هیچکس را
این رتبه سخن ثیست ء والد ایشان خواجه بحمد حسین نام داشته و بکسب بزأزی
اوقات میگذرانید» » وچون حناب مشارالیه از مکنب واپرداختهاند بکسب علوم شعر
قدم نهادهاند» و درآنان گوي سسبقت آزمتقدمين ومعاصرین ربودهاند » اشعار دقیقة او
مطرح شعرفهمانست » وثهایت.کمال درشعرفومی فهمیدن ابکار آن جنابست » قصاید
غر"| دارد ؛ وسثلوی موسوم به سکندرنامه در بحر شاهنامه گفته » الحق بنایت لیکو
شعرپست وبعنیهای تازه دارد» و بعد ازشهادت شاهزاده خورشید لقا سلطان آبراهیم
میرزا به هراتآمدهچندروزی سیر هرات فرسوده بخصوصیات آن خط دلنشین بازرسیدند؛
و فقیر حقیر راقم این مجموع موسوم به خراپات درهرات در کود کی بخدمت اپشان
مشرف شد , و از مسنودات اشمار بفقیر شفةت فرمودند » بعد از آن یاران هرات را
وداع نموده متوحه بلاد هندوستان شدند» و درخدست | کبرشاه تربیتی بحدوسطیافتند»
ودرهندنیز قصاید غرا فردودند » و درابتدای گنتن اول ساتينامه بنام نواب شا هزادة
سعادت انتما سلطان ابراهیم میر زا گفته شهرت تهام یافت » و درمدح حضرات ائمه
۷۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
خصوصاً امام ثامنضامن علیبنموسیالرضا قصاید غرا فرمودهاند ودر شهور ب. . ,در
لا هور برحمتایزدی پیوست » غفر ذنوبه یاربالعالمین» .
ومجدداً درصفحه بعد نوشته است -
«خواجه حسین ثنایی" - از شعرای بلاد خراسان بمزید حدس و زیادتی فکر
امتیاز تمام دارد» بلکه برفصحای زمان و بلغای دوران بسبب مخترعات طبع وافیه و
مرتجلات فکر عالیه» صفت تفوق وتقدم یافته و طایفهیی از ممیزانشعر » مشارالیه را
انوری زمانمیدانند» والحق مضامین غریبه ومعانی ءجیبهبی که اورا بخاطر میرسد »
ویلباس نظم درمیآورد هیچیک از شعرا را نکر بآن ونا نمي کند » وازینجهتست که
دریافت معانی بعضی ابیات وی موتوف برسماعست از قایل یا تأمل بسیار ازآنجمله
این بیت :
پردهشب میدرد قهرتازآن سعنی چو صبح
شعلةٌ تب شمم را در استخوان میآورد"
ابا اصل وی از مشهد بقدس رضویه است » و پدرش خواحه غیاثالدین محمد
نام داشته » وباهر بزازی اشتغال مینموده» ومشارالیه ازجملة تربیتیافتگان ومداحان
شا هزاد؛#عالمیان سلطان ابراهیم میرزاست ومدتیمدید د رکمالامتیاز واعزاز واحترام
ملازمست آن شا هزاده نموده » و بیمن همتآن پادشا هژاده اورا در شاعری چندان ترقی
حاصل گشت که زیاده بران نتواند بود» چنائچه | کثر شعرای زان خافان جنت مکات
او را درشاعری مسلم داشتند» ودرمضمار فصاحت و بلاغت او را مقدم خوددانستند»
وفیالواقم کثرت افکار آنجناب وقدرتش درایجاد معانی مغلقه وابداع مضامین عالیة
غریبه درجهیی دارد که بیان نصحا توضیح آنرا ازجملٌ مشکلات میشمارد » و شاهد
این دعوی چندقصیدهاست که دراجوبة استادان درسلک نظم کشیده و بعضی ابیات
ا- درهامشی توشته است که ۰ ولد خواحه نضد حسین بزازست» ۹
پ تمام اشعار مولانا ازاینقبیل است» ولذا شعرنهمان و سخنسنجان حکم به بیمعنی
پودنآنها دادماند وحق هم همینست ,
خرابات 5:۷۹
آن درغایت شهرتست» ودیگر از منظومات این خواجة بلاغت آثار مشنویی استموسوم
بهساسکندر | گرجه تمام تکرده » لیکن قدرتش دردقایق شاعری از آن نظم مفهوم
میشود » وغزلیاش نیز بدنیست».
(اشعار او ر درحهل وجهارصفحه وبیش اردوهزاربیت اورده است)
دیگر :
«سولانادوست محمداسترایادی مردی متقی وپرهی زگار وبحب اهل بیت رسول
صلیانتهعلیه وآله وسّم؛ شیو؛ درویشی پیش گرفته, مضمون حدیث الکاسب حبیب انته
را پيشنهاد همت خودساخته ؛ اوقات بپوستین دوزی میگذراند » واز کس طمع وتوقعی
نمیفماید » و باین منعت پشت گرم کرده » اوقات بوجها حسن گذرانیده ء از دمسردی
خسیسان دیسیرت ایمن است» و بسیار لطیفطبع واهل دلست ؛ و رباعیات عارفانة
عاختا:د ازود رحراید ستعدان یافتشد چندرباعی ازآن درین مجموعه کهموسوماست
به خرابات قلمی گردید» 1
دیکر :
«نواب رستممیرزا در شهوار درج نواب جنتبکانی سلطانحسینمیرزای انی
ولد شا هراد مشتریلقا بهراممیرزاست؛» کمالادراك بانها یت شجاعت ود لاوری
جمع ساخته » قبل ازین بلده قندهار وزینداور مکمن آن عالیمقدار و برادر بود » آخر
درشهور سنذ بو - بحسب تقدیر و اتتضای فلک پرتذویر ( کذا) از کثرت مخالفان
اوبكيه شومیه آن دیار را بو کلاه پادشاه جمجاه | کبرشاه گذاشته خود با برادران
متوجه هندوستان شدند, و از آن پادشاه رعایت وتربیت حد وسط یافته » حسبالامر
| کیرشاه بملک د کن تشریفآوردند » واز آن تاریخ تاحال در ملک د کن میباشند .
حالات و واقعات ایشان بسیارست , فیالجمله درین مجموعه مختصری نوشته
شد » که انشاءاّه در جنگی که موسوم به خرابات است » کما هو ینبغی نوشته
نا
سود » م
ط_ تاریخ تذ کرههای فارسی
درهامش مسطورست : «چون آن حضرت :دائی تخاص کردهاند» اشعارایشان
را در رد یف فا طرح باید کرد» 9
صفحه" رعك :
فدالی
تا چند فدانی بمعاصی بودن ورسهو همی راه خطا پیمودن
برروی زین | گرچنین خوا هيبود صعب استترا زیر زسین آسودن
42
بنگر بقزلباش و دل ابترشان زهرست بجای باده در مماغرشان
ژولیده بفرقشان نهموی -یهست پاشیده فلگ خالك سیه برسرشان
این رباعی نیز از ایشانست ویعهوت سهوی که کاتبی کردهدرمیان اشهارحاهی
که عمزاده آننوا بست نو شته بوه) پناه: نیز ههان مرو ۵۵ را [ که ] سمعلورشد نوشته
بود » آخر درشهور سنهُ م , . , درخدست نواب شاعزاد گی تحقیقشد» ا گرچهایشان
این مضایقه ندارند, اما صحت درهجموعه مطلویست ۰
تا کی برخت نگاه ترسیده کنم شب تابسحرنصیحت دیده کنم
ازچشم نو آنقدر امانمیخواهم ناسوی تو بک نگاهدزدیده کنم
این رباعی ایشانتیز در تحت اسم پادشاه ذیحاه | کبرشاه نوشته بودند » جون
پنظر کیمیااثر ایشان رسید ظاهرشد ۰
فرچند که رامرام گفتم اورا وحشیشدواربخت بدم رام نشد»
«مولانا زلالی از شعرای تازه خوانسارست ل ومولانا تابمی بغا یت بعتعد ونایع
شعر اوست؛ وهمواره برسستعدان میخواند » علیالجمله دراک شعرای آنجا انتظام
پاعتقادبنده کمترین وراقم این مجموعهمشارالیه سرامدشعرای آلنولایتست؛ ودرینمدت
خرابات ۸۱
الیالآن از آن ولایت مثلاو تازه گوبی برنتخاسته » و در وادی تصیده و مثنویازنوادر
رات :
بولانای مذ کور در اوایل حال داستانی ازمثنوی گفته » چون مردم بیانصاف
پراعتقادی بشعر اونداشتهاند» بنام حکیم قطران که هرگز مثنوی نگفتهشهرتدادند»
چنانچه هیچکس ازستعدان عراق وخراءهاننبود که درمجموعهها ثبت ننمودهباشند»
چون مثنوی مذ کور مقبول طباع وسستحسلیقه هاشد » هرچند که مشارالیه مینماید
کهازمنست کسی باور نمیکند» امامثنوی محمود وایاز وسلیمان و بلقیس کهدرینولا
درسیان دارد شاهد احوال اوست» الحق درین دو کتاب کمال فصاحت و بلاغت و
تزا کت و نزاهت یانت میشود ؛ و از سر گذشت مولانا عرفی که سرامد شعرای این
عصرست » کسی درىثنوی مانند مولانا زلالی نیست» اما اند کی بیطالع واقعشدهاند,
و از بیطالعی هیچیکه از | کابر این زمان متکفل ترییت او نمیشوند» وا گرواقع میشد
ترقی بیش آأز پیش مینمود» .
دیگر : 1
«[ .....] اسمه عبدالغنی مولدش ولایت انکوان است » اما دردارالسلطنة
قزوین نشو و نها یافته , وبعضی اوقات درنجف اشرف و برخی احوال در دارالمومنین
کاشان تحصیل فضایل نموده » در حقایق علوم عربیات ماهرست » و دقایق قبول
حکمیات برطبع نکته دانش ظا هر » بزیور تقوی وطهارت محلی است » وبقصاحت بیان
وطلاقت اسان از ! کثر شعرا سمتاز ومستثنی » شوه مخالطت ومجلس ارایی را نیکو
مییداند » درشهورسنة ,یو دردارالمومنین کاشان دروادی طلب ثبات قدم مینمود » و
نزد حضرت میادتپناه اسیرفريش ثرفه و بعضی افاضل ایندیار مقدمات و متداولات
بطالمه میفرمود ؛ و بعه از آن بهمراهی مد مشارالیه به عراق عرب رنته قدم از آن
برتبه بالاتر نهاده به تتبع علوم منقول ومءقول پرداخت » و قریب به پنجسال در آن
اما کن شریفه جهت تحصیل مراتبعلمی رحل اقامت انداخت» وبازیجانبعراقعجم
3 تاریخ تذ کرههای فارسی
خرامیده » چون بهقزوین رسید» مدتی دیگر ساکن گردید وتوطن نموده گاهی بلوازم
شعر وشاعری وگاهی بقواعد انشا وسخنوری مشذول گشته » اشعار رنگین و قصاید و
منشآت دلنشین برلوح بیان مینگاشت» و درسلک اعاظم اصحاب انشاد واعالی|رباب
انشاء و تألیف منتظم میبود» وباز درشهور سنه ه و و به کاشانرفته بواسطهمخالطت
ومصاحبت دستورالوزراء خواجه علیبیکگ انجدانی در مجلس ولیخان سلطان تر کمان
راه محبت یافت » وهم درآنسال که جمعی از آمرای شاملو بجنک سلطان بذ کورابده
بودند» و کاشان رامحاصره نموده » چندنوبت ازجانبین رسالت کرد » و پیغام راازهردو
جانب بحسب دلخواه بادارسانید, الحق ربطسخن وسلاستالفاظ لازمهُ طبعآنجنایست»
وسجید گی کلام و پا کیزگی عبارت ذاتی تکلم او .
ابا مولانا در مدح معصوبه آفاق و خدیجه دوران پریخان خانم صبیُ نواب
جنتبکانی علیین آشیانی شاءطهماسب حسینی صفوی قصایه غرا دارد؛ واز عجاب
آن در گاه صلات و عنایات یلیخ يافته .
بنده در وقتی که از یذ حایلهٌ هرات جات یافته وارد دارالسلطنة قزوین
شد» او را بلاقات نموده از صحبت ایشان مستفیض کشت » ودراینوفت ضعف پیری بر
ایشان مستولی شده بود ؛ انشاءاله بعمر طبیعی برسند» .
خر ابات
تألیف هلاکومیرزای قاجار متخلص بهخراب در ۱۲۵۱-۱۲۵۵ هق
نذ کر عمومیست مشتمل بر تراجم شعرای قدیم و جدید از ایرانی و ترك و
عرب وهندی و اوزبک وانفانی و ماوراءالنهریبامطالب گونا گونی د رمعمیات وصنایع
ویدایم شعری و پارهیی حکا یات و روایات ومنتخبات بسیار از اشمار شمرای متقدم و
متاخر بدونترجمة حال .
خرابات ۳
درین کتاب از یکصد وهنتاد و دو شاعر ماضی وسیصد وسیوهفتشاعر معاصر
شعر وشرح حال مسطوست, و ترتیب تراجم الفبا ییست ,
ا گرچه غالب تراجم مختصرست ولی درقسمتسعاصران معتبرست؛ ویخصوص
مزیتی که خرابات نسیت بسایر تذ کرههای دورء؛قاجار دارد اینست که شامل احوال
وآئار عدهیی از شعرای قرن سیزد هم هجریست که ذ کرشان درهیچ تذ کرهبی نيایده
است , واین عده از ثعرا کسانی هستند که درقلمرو ماموریتما و سیر و سیاحت مولف
قرارداشتهاند ,
آغاژ :
«خرابات را گرزیارت کنی تجلی بخروار غارت کنی»
انجام :
«شنیدهام که عرب صدر سینه را گویند
رسیدهام بدیاری کهصدراو پشت است»
مژلف در ذ کر شعرای گذشته ماخذ خود را مذ کور نداشته ) وفقط در تراجم
یعضی ازمتقدمین گاهی نقل تول از عوفی میکند .
دیباچه درسبب تألیف و وجه تسمیه کتاب و تغییر تخلص مولف است بشرح
دیل :
«بسمله» اللَهم صل علی محمدخاتم النبیین وآلهالطیبین الط هرین والسلام
علیک یا ام الکتاب امیرالمومتین علی ورحمانته و ب رکاتد .
این نسخه کزآراستگی چون چمنست
چون صحنچمن پرازگل و باسنست
تشبیه توان کرد بصحن چمنش
لیکن چو نظر کنی درینجا سخنست
درحالتیکهچون تیرخوردهپلنگازکوهه گریخته ییدرهاسون بیپایان عربستان
ءٍ م ۶ تاریخ تذ کرههای فارسی
باستارة خود درجنگ و بواعطة مهجوریازیار ویاوران و دوری از دلبار و همزبانان
دلتنگ بوده » بجهت مشغولي خاطر بمطالعهُ بعضی از دقاتر اقدام میرفت » برخی از
کلامشیرین متقدمین را که در اوراق وکتب متداوله کمترله ضیط بود » و قدری از
سخنانرنگین معاصرین را که بهذاقم خوب وبسلیقهام مرغوبمیآمد» برسیل یادداشت
برین اوراق مینگاشت . چون دربیانهیاران بابهر مشهوو بموزون کردن شعر نیز شده
بودیم » وبهیچوحه درضبطآن مزخرات اهتمامی نبود» لهدا بقدار دویست سیصد بیت
از اشعار دل آزار خودرا بجهت صد ق کلام یاران وبرآوردن مرام بعضی ازدوستداران
که خوا هشمند گردیده بود ند » ونیز جون هیچ گلستانی بیخار وهیچ دلستافی بیآزار
وهیچ نوری بیظلمت و هیچ الفتی بی کلفت نبوده » بمضمون «شکر در باغ هست و
جون سعي د رضیط و تحرپر اشعاز دلکش دیگران پسیارشده » صیز ییله ا گریاران
از تقصیر مزخرقات با غل وغش این فقیر چشم پوشیده و درمعا یب او نکوشیده بلکه
چول برحسب فرمودة حناب مفتدای انام وپیشوای خاص وعام» نخجتةالاعاظم»
مجتهدا(عصر» جنابحاجی سید کاظم رعتی زیدانته فضلدء اینرورها تع#ییر تخلص داده»
ار «عشق» نازه «خراب» شده بودیم » ونیز ازهرقسم جیز در او نوشته شده » و بانواع
ترا لیب مختلفه تحریر رفته بود, باینمناسیات مسعی به خرابات گشت» .
نسطة اسل این کتاب بخط زیبای موف که شکسته نستلیق وا بسیار خوش
وپخته وعینابشیوة استاد خویشمیرزاعبدالوهاب معتهدالدوله نشاط اصنهانیمینوشته»
از حسن اتفاق بدست بنده افتاد و بمبلفی گزاف خریداری کردم ؛ و چون نظم اوراق
آن درصحافی بهم خورده بود » شیراره آنرا گسیخته ۱ و تراجم را چنانکه بولف آورده
بود بترتیب حروف هجا مرتپ گردانیدم» و دو نهرت الفبایی یکی از شعرای ماضی
ویکی از شعرای معاصر تنظیم درده با ترجمه احوال ماف برآن افزود م 6 تا لتاییشد
حسایی ؛ ولی از آنجا که بنده بهیکباری ویی تعلقي خووگرفتهام » جندی بسازنگارش
خرابات 2۰
این گزارش چون آن نسخةٌ عزیز و نفیس پسند خاطر دوست ارجمند آقای ر کنالدین
همایون فرخ گرد ید » آثرا پایشان فروختم .
مشخصات نسخه : کاغذ فرنگی رنگارنگ و آهار مهرهدار » جلد چرمیتوسازه
عدد اوراق هم , هرصفحه بین ی تا پنجاه ببت» تحریر یطرز چلیپا تطعد ۷ *
و سانتیمتر .
ترجمه ملف :
هلا کو میرزا فرزند ارشد شجاع الهلطنه حسنعلی میرزا بن فتحعلیشاه قاجار
متخلص بهشکسته است؛ کهاز سرداران شجاع ونامی ایرانبودء و درحکومت خراسان
ویزد و کرمان ومأموریتهایدیگر یکهداشت» بااقغانها وق رکمانها واوزبکهاوخوانین
سر کش خراسان ازقبیل محمدخان قرایی وغیره جتگها کرد ورشادتها بروز داد » ودر
تمام این سفرها ولشکر کشیها هلا کوسیرزا درالتزام ر کاب پدربود .
درسال .۲۰ , هق ء که فتحعلیشاه د رگذشت» پیش از آنکه محمدشاهازتبریز
بپا یتخت بیاید. شاهزاد گان قاجار در ابران هرج ومرجی واه انداختند» ازجمله آنکه
علیشاه ظل السلطان درطهران یتخت نشست و خود را عادلشاه امید » حسینعلی میرزا
قرمانفرمای فارس در شیراز جلوس کرد » حسنعلیمیرزا شجاع السلطنه به اصفهان
لشکر کشید, و هلا کو میرزا که بجای پدر خود در کرسان بود بهیزد دستاندازی
۳
,- خود وی در ترجمة عبدالوهاب طراز یزدی نوشته است که : «... در روز تسخیر
دارالعبادءٌ یزد که هریک ازشهرای آنجا بواسطهُ بدح ی که سروده بودند بحضور آمده » اونیز
ارآنجمله بود» قطعه یی گفته بود مصراع اخیرش | ایتست ۰
بختحیدر فر" شهلشکر کشودشمن کش است
ورنه این لشکر که با دیدیم خیبرگیر ثیست
و حال این حسارت سورد نوازش آمد ... »
بقیه حاشیه درصفحه هه
۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
پس از ورود محمدشاه بهطهران و اعزام قوای دولتی بصوب اصفهانوفارس»
شجاع السلطنه منهزم شده به شیراز عقب نشینی کرد ؛ و در آنجا منوچهرخان گرجی
معتمدالدوله وی وبرادرش قربانفرما را بحسن سیاست و بیجنگث وستیز دستگیر کرد
وبهطهران فرستاد ,
پیش ازآنکه شجاع السلطنه وارد طهران شود » دربرح نوش ویرا ازبیم غوغای
هواخواهانش مکحول کردند » و ارآنجا یکسر بهقلعهُ اردییل فرستادند » تا در آغاز
سلطنت ناصرالدین شاه مستخلص شده بهطهران آمد وبسال , يب , هجری درگذشت" .
اصلقطعه | بنست:
ای جهانداری که در اتم ممالک مرترا
منت سردار لشکر حاحت شمشیر نیست
ای جوان بختی که اخلال و ضرردر کارتو
قوُ گردون دون » مقدور چرخ پیر نمست
خصم را گفتم کهابنسیدانجنگستوجدال
این چهاوضاعست » آخرنقل ... و... نیست
اجرم ازمن شنید و شد کریزان ازبصاف
آری آری جز گریز از رزم تو تدبیر نیست
لیکن اینهم کویم ار انصاف میبایست داد
چون مرا در خدست شه شیوهٌ تزویر نیست
بختحیدرفر تولشک رکش ودشمن کش امت
ورنه این لشکر که مادیدیم خیبرگیرئیست
منقول از دیوان طراز یزدی نسخة اصل » شمارهٌ (9٩+ع) کتابخانة آستانقدس.
«- دیوآن شکسته که ار روی نسخه استاد فقید مرحوم بهار نوشتهشله 6 ودر کنابخانهة
آستان قدس رضوی بشمار (. مدع) محفوظست ,
خرابات ۱ ۶:۸۷
ابا هلا کوبیرزا همینکه محمدشاه در پایتخت مستقرشد و رسماً جلوس کرد ؛
دست ازیزد بداشت و به کربان با زگردید!؛ ولی از بیم گرفتاری ومجازات در آنجاهم
نتوانست زیست و ببهانة زیارت خانخدا ازمهلکه بدررفت» و بطوریکه ازنوشته های
خود وی مستفاد میگردد تا پایان عمر در مناطق عربی و بلاد عشمانی و دیار فرنگ
س رگردان بوده وهرصفحه ازخرابات را درشهری يا بندری یا زبارتگاهی یا جزیرهبییا
دریایی نوشته است .
آخرین نقطةٌ اقاست ا و کاظمین بوده که بسال ۳( , هجری درحالت مرض و
یا دستی لرزان سطور ذیل را نکاشته و پیداست که دیگر امیدی بادامة حیاتنداشته
است *
«دوش با زلف تو من رار نهانی داشتم
نا باو پیوسته بودم نیم جانی داشتم
ای پریشان زلفتا کیسازيم چون خود خراب
۰ آخر ای بیغانمان من خانمانی داشتم
عصر چهارشنبة شانزد هم صفرالمظفرست » در خدمت سر کار خانداداش این
چن دکلمه بجهتیاد گارقلمی شد باهو» حر رهالفقیر هلا کو فیحالت مرضهدر کاظمین
سته ۳ ۱۳
«خرابات » ص ! . ٩۲
درصفحةٌ »۲۳ سهبیت شعر نوشته و در ذیل آن شرحی خطاب به عم خویش
(ب سلطان محمدسیرزا سیفالدوله متخلص بهسلطان) بقلم آورده ودرضمن آنمنویسد
که : «... پیاد شما آن سهشعر را گفتم دربالای کاغذنوشتم » بخاطرم آمد که چون
فردا انشاءنته بنای مجلد کردن خرابات است بلی خرابات که مجلد شد » خراب و
ر- اعتمادالساطته در ذیل حوادث سال .ه ۲ مینویسد : «هلا کومیرزا بن شجاع
السلطته که در زمان فترت دریزد اظهارش وکت بیکرد» به کرمان بازگشت».
«متظم نأصر ی«
۸۸ > تاریخ تذ کرههای فارسی
خرابا تیان را حفاخلی پدید خواهد آمد » لهذا بجهت تیهن دراین صفحه که هم از
احزای خرابات است , و چند شعری نوشته بودم 6 این حچند کلمه را بیاد عموجانم
نوشتم 6 آوخ که ۱
اینجا فراق حانان » آنجا حزای عصیان
آسایش دا کیتر 2 پربا حرأم کردند
چهتوان کرد ,»
آثار دیکر ملف 1
خراب قاجار بعد از تألیف خرابات قسمت سماصران را ازآن جدا کرد»ومصطة
خراب نامید 6 نستخه یی از این ید کره بشماره / ۱۱۹۰ ) در کتابخانه تشر باریس
مضیوطست و اخیرا باهتمام آقای د کتر خیامپور استاد دانشکد؛ ادبیات تبریز بطیع
رسید» و این گزارش برای استفاد ایشان فرستاده شد و درمقدمه نقل کردند .
اقوال تذ کرهنگاران دراحوال مژلف :
سلطانبجد سیف الد وله متخاص به.-اطانفرزند فتعلیشاه در تذ کر بزم خاقان
که بسال ۵ ۶ ۲ ۱ تألیف شله است ؛ ترحمه ها کورا در وقتی که هنور تغییر تخاص
ندادم بوده چنین سینویسا *
«عشق نام شریفش هلا کومیرزا خلف الصدق شجاع السلطنه حسنعای میرزا
است» جوا نک خوش احوال نیکو حالتی است» هدیسشه ازملتزمین ر کاب زدریزر گوارست
خحط شکته و درست مینویسد» دستش بنقاشی هم آشناست» پامنش ذهایت دوستی و
رقاقت است؛ گاهی ترتیب نظمیمید هد ,
رباعی ازوست :
از دوریت ایدوست حگر ها خوسست
از خون جکر چهر؛ من گلگونست
یکاحظه زخود جدا نماندی هرگز
تاحال خراب عشق دانی چونست»
خرابات ۶۸۹۹
آقا محمدیاقر رشحه اصفهائی درتذ کر منظوم خود که بسال .۲۰ هجریدر
یزد تألیف شده است » نخست از شجاع السلطنه وهلا کو ذ کری نکردهبود» ولی پس
از درگذشت فتحملیشاه وهرج ومرجی که رویداد و ذ کر آن گذشت» همینکه شجاع -
السلطنه از شیراز به اصفهان لشکر کشید» وهلا کو از یزد به کرسان تاخت » از آنجا
که این پدر وپسر بحکم سوابق درخشان وفتوحات فراوان » محبوبیتی درمیان خاص
وعام داشتند» باقتضای زمان واحتمال اینکهآن شاسیشود واین ولیههد» ترجمهُمنظوم
ایشان را بشرح ذیل درحائية نذ کر خود افزود :
«شکسته » وهو شجاع السلطته
در بیش پر دای شکسته سر پنجه شیر نر شکسته
بروی ز زمانه آفرین باد بر مسند شاه جانشین باد
در کشور نظمهم بود شاه آزوی بشنو دوبیتدلخواه:
زرا
با چنین مستی اگر چشم تو هشیاری کند
بیخت خواب آلوده من نیز بیداری کند
دگران در تسو بصسرت نگران
من بحسرت نگران در دگران
هلا کو میرزای فاجار
عشق است تخلص جهانبان دارای دیار يزد و کرسان
بر یزد کنون فکنده -ایه زواهل هنر بلشد پایه
گرخودبه ختاو کردسشق امت بیتی دو ازوگواه عشق است؛
مد دم
بود لی بیباك زلفش درشکست دل چنین
گر نمی بودش رور مومیایی داشتن
ور
۰۹۰ تاریخ تد کرههای فارمی
آه که یکره نشد مجال نگاهم درشبوصاش زییمروزجدایی»
رضاقلیخان هدایت درمجم الفصحا (ج , ص (+) غزلی باتخلص هلا کو ازو
آورده , و ازاینکه وی بعداً عشق تخلص کرده » و باز آنرا به عراب تغییر دادهاست »
آگاهی نداشته » و تاریخ فوت او را نیز مانند سابر تواریخ بغلط (,ب() ضبط کرده
بی
است ,
وی سینویسد ۰ «هلا کوغان قاجار قوینلو | کیر اولادشاهزادة معظم شجاع -
السلطنه حسنملیمیرزا المتعخلص بهشکسته است» ووالدهاش صبیهُ مرتضی قلیخانعم
خاقان صاحبقران بوده » سالها درخراسان ایالت نموده" روز کارینیز درکران وشیراز
مکرم ومعزز میزیسته» حطیدلکش و طبعی خوش داشته» ودرغالب کمالاتصاحب
مقام بلند گردیده » بعد از دولت غاقان صاحبقران بهبغداد رفته ؛ درنجف وکربلا و
بغداد بسر میبرد » درمنة بپ( رحلت نمود» گاهی غزلی میآراسته» ازانجملهاست
تابو که من خلاص کنم دل زهجر پار
تم باغلام یک شط بغداد سی بیار
زانمی که گر خرد خوردش تیمقطرهبی
گیرد هنزار ماه زفرزالگی کنار
چندان سقایتم کن » کزفرط سرخوشی
نی هجر یار دانم » نی جور روزگار
و- تذ کرهُمنالوم رشحه (ص ۰ و 6 ء) چاپ تهران در ۳6 , شمسی بامقدمه و
حواشی بقلم نگارنده .
ب- چنانکه گنشت ودو تواریخ دورثفاجار سطورست» ایالت خراسان راشجاع السلطنه
درمهت داشته است» ثه حلا کوبیرزا , وظاهراً کاتبمجمم الفصحا قسمتی از عبارت متن را از
قلم انداخته است .
خرابات
وله
پیر میخانه کند بر رخ ا گر در بازم
حامل خرقه و سجاده از آن دربازم
آنقدرباده خورم برد رمبخانه که خصم
گر سرم را طلبد در قدمش اندازم
باچنین بخت هللا کومن ووصلش هیهات
سالها رفته که در آرزوی یک نازم»
منتخبي از اشعار خراب قاجار متقول از تد کر خرابات (ص ۲)
دیده دریا شدو سیالابسرشکم برخاست
تا برفت ازنظر آن گوعر یکدانه با
مات
پپای خم ردست ساقی امروز زجامی ستهام آلود کی را
مرت
رو بهآبادی چسان آرم » کجا میآورند
رحمیاین تر کان غارتگربرین حال خراب
مه
پیا تا حان دهم در راهت آیدوست
که حاندادن براه دوست نیکوست
مرا این بس کزین پس خلق گوبند
بره افتاد او » کشت اوست
تیپ 2۳
هر خواهشی که از سرسستی خراب کرد
چشمان نیم مست تواش کامیاب کرد
۶۹1
۶
تاریخ تد کرههای فارسی
هر من کر جفای تو برسینه کوفتم
آهی برون زسینه شد آن سنگ آب کرد
هر تیر ناو کی که جهید از کمان ناز
ابروی او اشاره یجان خراب کرد
زرف
شیشه وپیمانه وساقی یکی بودء ازچهرو
قسمت سا خالی واز دیگران لبریز بود
سرت
چند از بیتایی دل پرسی ای تابنده زلف
از خیال سنبل پر تابت او بیتاب شد
و
دل چسان از بی لعل لب جانان نرود
درد دارد» چه کند کز ای درمان نرود
روت
نمیدانم چه در پیمانه کردئد کهاز یکجرعهامدیوانه کردند
نماز و روز؛ سی روزه را خلق بچامی رهن در میخائه کردند
شمار مسحه را از کف نهادند حدیت طرهٌ جانانه کردند
راب آخر چسان اطفال رومی ببام و برزنت افسانه کردند
مه
افتاده زموی تو برویت شکنی خوش
واندرشکنش جایدل همچومنی خوش
مرول زلفست بران صفحة عارض
یا سنبل تر ریخته بریا سمنی خوش
حديقةالمدا بح ۳
دل میبرد از خلق بشیربنی و چربی
این نظم خرابار گذرد بردهنی خوش
+
مرغ دل باست عندلییی کوراست اضای | بنجهانتنگ
گشتيم خراب در گلستان از نفىٌ بلبل خوش آهنگ
سرد
محشر عشاق را نازم که هست
اجر یک قاتل فزون از صد قتیل
یپرد
نمونة تراجم تذ کر خرایات از خراب قاجار .
دنشاط » معتمدالدوله » اسم آنجناب میرزا عبدالوهاب» از بزرگان دارالسلطنة
اصفهان ومشفول بکلانتری آنساسان » بعد از شرف خدمت حضرتصاحیقران بمنصب
بلند معتدالدوله سرافراز و ازحملة وزرای ابران ممتاز » الق جنابش راهرچه ستایند
اکم است » و سرمایهُ ه رکمالی درخیالش مدغم » از افکار ابکارش کنچینه بیازنظم
ونثر و مثئوی وقصاید وغزل ترتیب یافته که در حقیقت کنجیست بادآورد » پجهت
یاد آوری قدری درین دفتر ترقیم خوا هد رفت» خطشکستهرا بها ین درستی کسینلوشتد
الحق مخترع یوم تاره بامزه که بهاين مزه از آغاز آن فن تابحال کسی ننوشته است»
! کفری اریاب خط ترجیح بخط درویش مجید دادهاند » ومراهم اعتقاد برینست که
مزه و اسلوب خط ایشان سبتی ندارد .
مدتی در دارالخلافة طهران و خراسان در پیش ایشان مشق کرده و درس
خوانده ؛ ولی ترقی نکردن خط وسواد ما نه از بابت قصور ایشانست » بلکه از عدم
استعدادست؛ ایشانراست» ,
دم ۱۱۷۱۷ ۲
۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
املای بلخی
«املا مشهور بحضرت ایشانچندی درمیهنه و بلخ بازار تصوف را رواجداده.
مرده (!) بسیاری از ایماق واوزبک و انقان گرد اوجمع گشته , عاقبت لوای سروری
برافراشت» و با چهل هزار لشکر از دارالسلطنة هرات بعزم تسخیر مشهدبقدسح رکت
کرده در وسط راه هرات و مشهد مقدس با سر کار نواب شا هراده ید ولییرزا که
در آن ژمان والی خراسان بوده محاربه اتفاق افتاده درمحاریه بقتل رسد » در لرخ
۳۹ فرسنگی هرات مبدفونست» میدت چهارده سال #ل ی جهار ایماق و بلخ وسهنه و
آن حوالی آنچه مزاوجتی که اشای میافتاد ؛ باید شب اول بکارت ایشان را حضرت
ایشان ببرند» و درهنگام عبور از کرخ بباغی که مزار ایشانست رفته نهایتنزاهت را
۱۱۳
ارراست
نباشد دل بغیر ازعشق با کار د گرمایل
بلی باشد پدر با دولت وصل پسر مابل
مه
خیال های وهو کردن بود فرزانهرا مشکل
صلراح کار باشد مردم دپوانه را مشکل
نباشد پیشة عاشق بغیر از خانه ویرانی
بود اندیشْة سامان دل پروانه را مشکل
و دس
صارم هزارهیی
«صارم هزارهیی اسمش احمدقلیخان برادرامیرالابراء شیرسحمد خان بیگلرییکی
اهل هزاره است» جوانی بکاره است. با کمال رشادت که جبلی آن طایفه است » طبع
شیریئی دارد 6 درهنگامیکه دردارالسلطنه هرات ۲ ۲ ۱ : بتای لشکر کشی بجانپ
ظا هرا مژلف را هوالقامي دست داده است وسال « ع ( , باید باشد,
خرابات 6۹۰
کرمان را از راه سیستال داشتم 1 از حالب برادر خود پا پانخصد سوار داخل ملتزمین
ر کاب بود ,
اینشعر ازوست :
مگشا لعل بدشنام که در مذ هب عشق
حیف باشد سخن تلخ [شیرین دهنان»
«ص ٩ . ۱ *
داملای اوزبکث
«داملزیاوزیک معاصرست, درهنگام توقض دارالسلطة هرات مکررسلاقاتش
نموده » از برای ندامت بهتر از ایشانی کمتر بدستمیآید » روزی بجهت تفرج خاطر
بمزار مولانا عبدانته انصار رفته بودیم » چون من را دید پیش آمده گنت : میدانم
جویای همصحتی هستي , بعد ازآنکه خوب تفحص کردی وئیافتی » من پربدنیستم»
چون تفحص در هرات ییحاصل بود » درهمان مقام. آشنا شدیم » در تر کی مهارتی
دارد .
عمریست که منت کش آنزلف سیاهم
نگذاشت که پایان شبم را سحر افند »
«ص . >
مبرزامحمد اخباری متخلص بهسیل
«سیل اسمش ناب میرزا مبحمد اخباری از اجه فضلای آن سلسله است »
وقتی بدارالخلانة طهران بخدست حضرت صاحبقران آمده , در آن هنگام مایین دولت
ایران وروس محاربه بود » و دعوائی بینالدولتین اتفاق افتاد » سرسردار لشکرروس
را که مسمی به اشپختر بود عساکر ایران آوردند . چون سابقه ذکری اژین باب
میانة حضرت صاحبقران و آنجناب شدء بود » مردم نسبت این امر را بجتاب مذ کور
دادند» و چناب رئیسالامرا حاجی محمد حسینخان مروزی منکر این فقرهبود » جناب
۶۹۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
حاجی(۱) قطعهیی گفتند » چون بغیر ازین قطعه از ایشان بخاطر نبود نوشته شد ؛
والا" نمینگاشت ۰
مرویست که مروی بود ازتخمه سروان
تومروی و بروی نبود برد مساءان
زیرا که برا بود مراد انکه شود فرق
مایین ابوجهل جفقا پيشه وسلمان »
«سن " ۰9
تسلیم سبزواری
«اسمش بیرزا احمد طبیب ولی از هر کمالی با تصیب ؛ ومرا مدتی انیس و
حلیس و حبیب؛ درهنگام بودن مشهد مقدس با عیال و اطفال او را بهمشهد مقدس
آورده و درآنمکان سکنی داده و مدت ده ال علیالاتصال شب و روز باما بود» قوی
ظا هر و باطن ۰ ما ارصحت ایشان مستفوض شده » چندیرادم تا به هندوستال قبل از
آشنایی باما رفته بودند. استغنای عجیبی از ایشان مشا هده بیرف تکه کمتر ازهمگنان
ایشان را بود » در عمارت و باغ و گلکاری سلیقة مستقیمی دانست ؛ طبع حوتی
ی ۱۳۳
ای ردست المت خسته دل وجانی چند
وی زدست ستمت جالد ۳۹ حند
شانه مشاطه یران زلف دلاویز مزن
که در آن سلسله جمعند پریشانی چند
دون
چشمان تو تر کائه بکینم باشد یر موه تو دلنشينم باشد
ابروی توپیوستهزهر گوشه کمان تاگوش کشیده در کمینم باشد
و
خرابات 6
صندلی رنگ دیدهام پسری جستهام بهر خویش دردسری
رت
دردا که دردام»؛مردیمو کس نیست
کاگاه سازد » صیاد مارا
ایجان شیرین » هرگز نگفتی
برسر چه آمد » فرهاد سارا»
«ص ۲۳۳
میرزا عبدالوهاب سالکث اصفهانی
«سالک اسمش میرزا عبدالوهاب امل اصفهان است » و مدتی در زسرءٌ غلام-
پیثخدمتال ومداحان با بوده » طبعکی دارد» آوراست بجهت تمریف اسب که اسم او
بختاور بود گوید :
شهزاده علا کو که فلکث چا کر اوست
سرهای دلیران همه در چثبر اوست
خاقان جم احتشام توران داور
اندر خور مهتری بختاور اوست
در جواب رباعی که ما بجهت بریدن زلفی گفته بودیم گوید » لطانتش دراسم
شمشیرست که جانسوزست ,
زلفی که ببوی خوش جهانی مستش
ای شاه چهان مکن زبالا پستش
مشاطه بمقراض بریدش سر اگر
با تیغ جهانسوز جدا کن دستش
اص و 4٩
تد کره خرابات درنقاط ذیل بتسوید رسیدهاست که حکاپت از سرگردانیمولف
آن میکند :
6۹۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
فیقسطنطنیه مسوده شد » ده ۱۲ ص ۱٩ »
در بحروسة دمشق شام این صفحه مسودهشد» ص ۲۲»
این صفحه را در بلاد سور که یکی از شهرستانهای عربستان است ساتمزده
مسوده نموده » ص ۱ ع »
ایرو زکه بیست وسیم ذیعقده است» درحدود حدیده این صفحه (ح) راازاشعار
خواجه حافظ سوده نمود » ۱۲۰۰ ص . ه .
فی جزيرة خارك ... از روی کتاب کهنه اینصفحه مسودهشد» ص هب »
فی وسط دریای جانفرسای محیط مسودهشد» سنه هه ۱۲» ص یپ
فی دارالسلطنة قسطنطنیه کبری مسوده شد» ده ۱۲ » ص مه
این صفحه را در دارالملکک یمن سسوده نمود » سنٌ ۰0۰ ۱۲» ص ۸۲ »
در دیماس شام درحالت کارنتین (- قرنطینه) مسوده شد» ص ۳ »
قی جزیرهٌ مفر من جزایر آقدنکیز درم کب دخان این صفحه مسودهشد» سنهٌ
ص ۸
فی محروسة دمشق شام در قریهٌ صالحیه بعد از مراجعت از فاتحة محیالدین
اعرابی این صفحه مسوده شد» ص «,ر»
فی دارالسلطنة اسلامپول مسوده شد», مه ده ۲ » ص ٩
فی وسط دریای مخرب بنزدیکی جزیرة قبرز مسوده شد ؛ ص ۱ ٩
فی دارالسلطن4تسطنطنیه دراسکودار درحالت کارفتین مسودهشد» مهب ه ۱۲»
ص ٩۳
نیمهشبی از شبهای رمضان دریکی از جزایر عمان بجز خدا ومن احدی بیدار
نیست » خاركامایانست» یعتی از آن هنگام» بیخوایی بنوشتن این د و کلمه واداشت
مارا ؛ ۵ ۰ ۲ ۱ » ص هو ٩ 6
فيوسط درياي احمر این صفحه مسوده ثبل, ء مس م ۲ ۱ ص 1۹٩
خرابات ۹۹
فی دارالسلطنة اسلامبول در اسکودار درحالت کارنتین این صفحه مسودهشد»
مسثة وه ۲ »ص ۱۰۶
در بلدء بصره این صفحه را تحریر نمود » شهررسضانه ۰۰ ۱۱۲ ص ۱۱۰ >
این صفحه را در بندر بیروت که بهشتی است مسوده نمود» ص ۲۲
دردربایاحمر جزیرهیی که مسمی به کامران است» وازسملکت یمن محسویست»
شیخ عراقی آنجا مدفونست شبی را که آنجا بوده بفاتعه رفته ؛ ص ۱۲۳
درد یماس شام درحالت کارنتین اینصفحه را نگاشت » ص ه ۱۲ »
فیاسکند رية مغرب مسوده شد » درحالت طاعون» ص + ۱۲ وه۳ وه ء رسنةُ
٩ ۰ ۲ ۱ وص ۶۰1 ۱)
فیقسطنطنیه مسوده شد» سته وه ۱۲ ص ۷ ۱۲
فیشهر بندر رودس منمحالایطالیة فرنگ این صفحه مسودهشد» سندء ۱۲
ی ۱۳۸ )
این صفحه در جزبرء مسیره فیشط منائی ویمن وسمقط مشقشد» ص . » ۱
ی دبار بکر این صفحه مسوده شد » ۰۰ ۱۲ ش 6۷ ۱ ٩
فی کاظمین علیه السلام( !) مسوده شد» و ه ۱۲» ص بع ۱ »
ی و ۳ص ۲۱۸ .ر 7
رقيدارالسالام بغداد سوده شد ؛ سنه ۱۳۵۵ رفبیگ بح
فیاسلامبول مسوده مت ص ۲ ,»
این صفحه را درشهر شام مسوده نمود» سنة ده ۰۱۲ ص 4۱
فیاسکندرية مغرب درحالت کثرت دباغسوختکی و وفور طاعون مسوده شد »
عي ۳ ۱۱۷ »
فیدا رالسلطنة قسططنیه مسودهشد درحالت خوشی ای جایت خالیعموجان
من ۱» سنة ده ۱۲» ص ۰ ۱۷)
- مقتصود سلطانمحمد سیفالدوله متخلص بهسلطان است؛ وایندوبهم خیلیعلاقهسند
۰ ۰
بودهاند .
۰ ۰ 6 تاریخ تذ کرههای فارسی
فیبعبلیک این صفحه مسوده شد » ص ٩ ۱۷
فیبندر بیروت این صفحه مسوده شد» منهٌ ۹ ۱ ص ۱۸۰ )
این صفحه درسموات مسوده شد , جایتخالی عموجان"» ص و۸ ۱
این صفحهرا درمداین صالح درهنگام مراجعت از حج مسوده نمود» ص , ,۲؛
قی کاظمین درحالت طفیان آب این صفحه مسودهشد» وه ۲,» ص ۱۰ ۲
فیدارالسلام بغداد این محه بسوده شد ۱ ۲۵۵ ۱ ص ۱۶ ۲۲
فی دارالسلام بغداد درسسجدجنب شط » درمتزل حاحعبدانتهفنا تحربرشد این
صفحه » ص ۱ ۲ »
فیاسلامبول در اسکودار تحریر شد این صفحة , جای عمو جانم " خالی » سنة
۹ ص ۱۷ ۲ »
فیبندر بیروت این صفحه مسوده شد» ص م ۱ ۲
بثاریخ نهم ربیع المولود چون دماغیبود بروشنابی دوشمع کافوریششساعتی
شبنگاشت » ص ۱ ۲
فیدیار ابیض مسمی به آقدنکیز این صفحه راسوده نمود» وه ۱۲ص ۱ ۲
فیامامین الهمامین کاظمین علیهماالسلام مسودهشد این صفحه . جمادی.
الثانی( !) سته هه ۱۳» ص ۰۲۲۳
فیدارالحرب کربلای معلي مسوده شد این صفحه » ص ء ۲۲
فینجفبآشرف این صفحه مسوده شد» من و ه ۱۲» ص ۲ ٩۲
فیبندر عدن که الحق بهشت عدن است» این صفحه مسودهشد » ص ب ۲ ۲»
این صفحه را در علکهُ (!) اسکندریه در حالت تردید که بدترین حالا تست
بسوده لمود » وه ۲ ۱ ص ۲۳۰ ۲
فیامامین الهمابین کاظمین علیهماالسلام این صقحه مسودشد» ص ب۳ ۲ »
فیبلدءٌ حله مسودهشد این صنحه» ص و ب؛
لیمکة معظمه ابن صفحه مسوده شد؛ ص ۱ ۰ ۳
7 7
هر آبات
نی مدین طیبه رسول (ص) این صفحه مسوده شد» ص به + ؛
این یفده را درعلکه( ا( بندر کورژمین که بهشتی است مسوده نموده ۸ مه
۰ ۱۲ ص ۵ ه ۲ )
درقیه سلامه نوشته شد این صنحه 6 و این مصراع نیز گفته شد : «عبر مع
السلامة منقبة سلامةه الحمدنه » ص به ۲ ,
فهر ست اسامسی صاحبان تراجم
(الف - شعرای ماضی)
ابوسعید ابوالخیر » ص ب
اوحدی مراغهیی » ص پ
اسدی طوسی » ص ۸
امام فخر رازی » ۰ ۱
آذر ییگدلی » ۱۲
امیر لاریچانی » ۲۲
اپوالمعالی تخاس ۳۳
اپوالیر کات خراسانی » ۲۳
احمد الکانی > فریدالدین » ۲۳
ارشدی سمرقندی : ابومجد » ۲۲
اپوزراعه چرجانی » ۲۳
ابوعلی حسن هروی » ۲۳
ابوعبدانته فرالاوی » ۳ ۲
اپوالمعالی راژی »۲۳
این رشد غزنوی » ۳ ۲
رباضی زاوهیی » ٩ب
اوحدالدین کرمافی » ص ۷
شیخ احمد جام » ص م
انوری ایبوردی » ص ٩
آهی جنتایی . ۱۱
امامقلییخان حا کم فارس » ۱۲
اپوالمفاخر رازی » ۲۲
ابوجعفر قاینی » ۱۳
ابوطیب سرخسی » ۲۳
اختیار الدین علی شیبانی» ۲۳
ایامی هروی» ۳ ۲
ابوشعیب هروی » ۲۳
ابوشکور بلخی ء ۲۳
آپوهعید بن مسعود سعله » ۲۳
ابی رجاه الغزنوی » ۳ «
حمالالدین محمد » >
میرزا زکی وزیرنادر( ندیم تخلص) ع رده ۰ ۱
6 ۰ ۳
سراجالدین قمری » ۸۷
سرمد کاشی » ٩۲
سلام انته کاشی » ٩۲
شاه میرییگ » ,9
شرفالدین علیبافقی » ٩۷
صوفی اردستانی » ب , ۱
صفیُ بدخشی» ۱۱۰
طالبی سمرقندی ؛ ۱۷ ۱
طیری اصفهانی : محمدك ربیع » ۱۷ ۱
ظهیر فاریابی » ٩ ۱ ۱
عذری بیگدلی » ۷ ۱۲
عبدالباقیبنقاضی جهان قزوینی » ۸ ۱۲
ایوسراته عبدالرحمن بلخی » ۸ ۱۲
عصمت بخاری » م ۲ ۱
میرعلی خلف ببکك تمر » ۸ ۱۳۲
غالب اصفهانی : حسین» . ۱۳
غیاثالدین احمد نیشاپوری » ۱۳۱
عنصری » ره ۱
عبداللطیف گو رکانی » مه ۱
عارف طهرانی : محمذعلی » ٩ ۰ ۱
فدایبی استرابادی : میرغیاد » ۱۳
سعدی شیرازی » ۸٩
خواجه سمنانی » ٩۳
سهراب رازی ۰ ٩۳
شرفجهان قزوینی » ٩,
شاهقلی عراقی » ٩۷
صانپ تبریزی»٩ ۰ ۱ رو ه . ۰۱ ۱ ۱ ۱ ۲٩ ۱[ ك(
طبعی اصفهانی : عنایةالته » بر ,
طبیب اصفهاتی : عبدالباقی » ۷ ۱
طاهری هروی » ٩ ۱ ۱
عبدالکريم خوارزمی » ۰ ۱۲
تاضی عبدالوهاب مشهدی » م ۱۲
عبدی یی شیرازی » م ۱۲
عبدالحق استرابادی ؛ م ۱۲
عبدانتههمدانی » ۸ ۱۲
عبدالقادر تونی » ٩ ۱۳۲
غنی نفرشی » ۱۳۱
عمادلر » مه ۱
عمارة مروزی » ۸ ۱۰
عفیقی » ۸ ۱
عنایةانته اصفهانی » ٩و ۱
فخرالدین علی صفی » ۱۳
ز ایتکه اپوسراته در حرف عین آمله ) __ عبدالرحمن بلخی ( و بعد از حرف غین
دوباره هفت شاعر از حرف عين آسده است سهوالقلم مولف بوده واز اختلاف شماره صفحات
پیداست .
خرابات
فریبی : میرزا حبیب اللّه » ۱۳۸
ممید قراخ شیرازی » ب : ۱
آرشی ماوراءالنهری » ۶۱ ۱
فتاحی خراسانی» ۱۳
تاضی عیسی ساوجی » , ع ۱
تبولی قندوزی تر کستانی ۶ ۱ ء ۱
فانعی خیوشانی , ء | تاضی لاهیچی » , ع ۱ قراری گیلانی » ۱ ۶ ۱
قوامالدین حسین اصفهانی » ۲ع ۱
قاسمی حنابدی » ۳ ۱
قتالی خوارزمی » ۳ ۱
مید کمال کجکول » , ء ۱
کامی اویهی» .۱۰۰
کمالالدین حسین »۰ .۱۰۰
قافی لاغر سیستانی » و۱۰
لطفالته نیشابوری » ۰۲ ۱
مشرب عامری : میرزا اشرف ء به ۱
خواجه متصور جرجانی » 1۱ ۱
مجوی هروی / ۱ ۱ ۱
۱٩۱ » بحبیالدین
مولائا مایلی » ۱٩۱
خواجه سوسی ؛ ۱ + ۱
بير مخدوم ) ۱٩۱
حلالالدین محمددوانی » ٩۱ ۱
مير یفلسی ۲ ۱٩۱
مير مومن استرابادی » ,و۱
امیر معزی » ۱٩,
تاضیزادة اردبیلی » ۳ع ۱
امیر قالب اصفهائی » ۳ ۱
کاوس بن اسکندر » ع ع ۱
کمال اسمعیل اصفهانی ؛ . ۰ ۱
کمال خجندی » . ۱۰
لعلی بدخشی » ۱ ه ۱
لطیفی هروی » ۱ ه ۱
مشُفق بخاری ء ٩ه ۱
مشرقی مشهدی » ۱5۱
منشی نیشابوری » ۱٩۱
بير مرتاض » ۱٩۱
مجدالدین عمرالفرقدي » ۱۱
سید مسلمی اسفراینی » ۱٩۱
مجمد سمرقندی » ٩۱ ۱
تاضی محمد » ٩, ۱
شیخ بحمد عرب ؛ ۱1۱
معزی زاوءبی » ۱٩۱
محمدبن عبدانته جندی » ۱ ۱
شیخ محمود شبستری » ۱۹
ء ۵۰ تاریخ تذ کرههای لارسی
مومن هروی : عبدالموین » ۱٩۳
ابیر معزالدین » ۳+ ۱
مشفقیبغدادی » ٩۲ ۱
مانی مشهدی » ٩۳ ۱
سید بعنی ۲ ۱۱۲
ناه اصفهانی : زینالعاپدین » چ«ب ۱
نش تبریزی : عبدالرزاق ۱۰6
نیازی صفوی : احمدمیرزا » » ۵ ۱
نصرالته میرزای افشّار» ه ه ۱
نصرین بحمد ؛ ود |
شیخ نجمالدین کبری » ۱۸۰
نانبای شیرازی » ۰ ۱
ولی قلندر هروی » پم ۱
واله لکزی : علیقلیخان » بم ۱
واتف پنجابي » پم ۱
وصالی رازی : قاضی غفار » ۸۸ ۱
همام تبریزی » ۱٩۶
هلالی هروی » ٩ ۱
۱٩۷9۱ ٩6 » هلالی جغتایی
یحییبن محمد نیشابوری » ۱۹9
میرزاميرك کور » جو ۱
محند استرابادی » ۲و۱
شیخ بحد » ۱۲
تاضی محمود قزوینی » ۱۰۳
میرحاج جنابدی » بو ۱
میرزانصیر اصفهانی ؛ ۱9
نامر نچفی اصفهانی » هه ۱
تیار ششتری » ۱۰٩
نسیم قاجار » و ۱
نجمالدین ساوجی ؛ ۱۸
ویسی هروی ,۸۷ ۱
واحدی مشهدی » بر |
ویجه کرسائیه » ۱۸۷
وصالی کاشافی » بام ۱
وحدت رشتی : حسین ۰ ۱۹۰
میرهادی رضوی » ٩: ۱
همدبی مشهدی » ٩: ۱
بلاهاشموی تونی » ٩۰ ۱
یقینی خلخالی ۱۹٩۰
باری » ۱٩٩ امیریمین الدین طغرایی » . . ۲
ترك زبانان
ذهبی عشمانلو » مر روحی عشمانلو » ع و ۲
غالب افندی عشمانلو » ع > ۷ فضلعلی بن قضولی بغدادی » ۲ ۲ ۲
خرابات ۰۰
نوایی - امیر علیشیر » ۵ ۸ ۱
شعرایعرب
حافظ بیگ دمشقی »۰ ۲۱۸ سیدمهدی طباطباتی بحرالعلوم » م , ۲
(ب معاصران)
آشفته ایروانی : حسین بیگك » ب انیس اصفهانی : محمدصادق » ۸
انیس نهاوندی : میرزایوسف » م ادپ تاینی : ملامحمد عارق ؛ . ۱
انسر اصفهانی : محمد رضا » . , الفت کاشانی : محمدقلی » ۱۳
انور یزدی : محمده حسن ؛ ۱۲ امید نهاوندی : ابوالحستخان » ۱۳
امید اصفهانی : محمدخان » ۳ ۱ آزاد کشمیری : امیر غضنفرعلی » ۱۳
ائور زند : ابراهیمخان » ۱۳ انسر قاجار : محمدرضامیرزا » ع ۱
اختر گرجی : احمدپیگث » ع ۱ آشوب ایروانی : میرزا اسمعیل» ۱۰
آنش فربدنی + سید محمد » و ۱ ملااحمد نرائی کاشانی » ۱٩ ۲۲
الفت شیرازی : بحمودخان » ۱ سید ابوالقاسم انجوی شیرازی » ٩ ۱
آگه شیرازی : علی اشرف » + ۱ اعلم یخاری ؛ داملا میرژا عبدالرحمن» ۱۷
ا کمل خوقندی ۰ داملاشیر » پ امانانته کابلی » م ۱
ابلای یلخی : حضرت ایشان » ٩ ۱ آفا بابای قزوینی » ۲۲
انصاف قاجار : ملکكابرجمیرزا » ع یینوای مشهدی : میرزا داود » ه ۲
بیدل شیرازی : میرزا سیدرحیم » ه ۲ بهار دارابجردی - میرزابحمدعلی» ه ۲
بیمار شیرازی : آقا حسین » ه ۱ بنده تبریزی : سیرزا رضی » ٩ ۲
باتی اصفهانی : میرزاعبدالباقی » هج بسمل شیرازی : علی| کبر نواب » ٩ ۲
پریشان علیشکری؛ مرتضی قلیبیگ»+ م برهانملیخان لکناهوری ۲
پریشان بزدی: میرزامحمدعلی» و و. ۳ پروانة شیرازی : سیدمحمد تقی» ۰ ۲
پروانه کرمانی » ۸ ۲ آتامحمود مشهور به پایینی » + ۲
۰۰.
بیضای قاجار : الهوبردی میرزا » .۳
بیدل یزدی ؛ . م
بیضای تاجار : ابایقلی میرژابن دولتشاه» , ۳ ملایما نعلی کرمانی » ۳۱
پرتو کرمانی : علیاصفر» ۳۲
تسلیم سبزواری : میرزااحمه » ۳م
تقیشیراری : محمد ثقی » ۳۳
جواد اصفهانی ,۳
حلالی یزدی : علیرضا» پم ۳
حسن بافقی : حاجی محمد حسن ؛ م ۶
حسین مشهدی: ملاحسین نوچک » ,ه
حریف جندتی : سید اپوالحسن» ۲ ه
حسرت همدانی : سلامحمد تقی؛ ۲ »وب
حبينی یزدی : سیدمحمدحسین» ۲ ه
حاجب قاجار ۰ الاهیارغان » +ه
حسینساروی : بلاحسین » ۲ه
حیاتی : ژن نورعلیشاه » ۰۲
حدست بروحردی » ۶ ه
خاوریشیرازی: بیرزا فضل الته» ۳ دوه »>
خالد از اهل سلیمائیه؛ ۳ب
خادم شیرازی » و و
خرم اصفهانی : میرزاهاشم» هد
خسروی : محمدقلیمیرزا ملک آراء وب
خامیقمی » ۸ ب
خادم کابلی 6 رو
دارای تاجار : عبدانتهمیرزا » . ب
بوالمدین بنگالی » 7۲
تسلی شیرازی » رجبعلی » ۳۲۳
جامع شیرازی » ۳۷
چمافلویمارندراني » پس۳
حسینی قزوینی : محمدحسین م6
ما رخ بیگدلی ۰ بجمد صادقخان » ر >
حسین ایروانی : محمدحسین » , ه
حیرت شیراژی : بیرزایحمد» ۲ه
حیرآن یزدی : سید محمدعلی» ۰۲
حسرت اصفهانی : علیجانییگ » ۲ه
حشمتقاجار : همایون میرزا » ۲ه
حسن نهاوندی » ۲ه
حسینقلیخان کردستانی » ۳ ه
خرابقاجار: هلا کو؛ بوو, , ۲وو رپ
خاوری کاشانی ۳
خاقان ۰ قتحعلیشاه » مد
حرمشمیرازی: نجعلی» ه >
خسته مازتدرانی : میرزاحسن » بب
خاور قاجار : حیدرقلییرژا » ب +
حسروسندحی ؛ >
دولت : محمدعلیبیرزا » وب
درویشی علی ۶اینی ۲ , ۱
خرابات
دانش اصفهاني : آفابز رگ» . ب
داعی شوشتری : سید داعی »
دارای شیرازی : سید رضا » , ب
ذوفنون نیشابوری : محمدامین خان» ۳ب
ذبیحی شیرازی: میرزااحمد» ع ب
رشحه اصفهانیه دخترهاتف » وب
رهی اصفهانی: محید اپراهیم پي
راوی گروسی . محمد فاضلخان ؛ رب
رفیقی تفرشی : میرزامحمدعلی » مب
زمان ۰ آقا بحمدزمان » ۸۶
ساغری اصفهانی » دم
سحاب اصتهانی : سید محمد » با
ساغر شیرازی : شیخ محمد » ۷م
سانل : محمد سعید » بم
سمیعیزدی: حاج ملاسمیم » ٩۲
سالکک اصفهاتی : عبدالوهاب ؛ ۰
سیری طهرانی : آقابزرگ » 9
سپهر کاشی : محمد تقي ؛ ٩
شعری ۰ علیمحمد خان نظامالدوله » ب ٩
شایق سبزواری » ٩٩
شایق اصفهانی : علی عسکر» ٩٩
شرر مشهدی : میرزاعسکری ۲ ٩٩
شرر بیگدلی : حسینعلی بیگك ,۱۰۰
شریف طهرانی : بحمدشریف» ۱۰۱
داداش کاظم قزوینی » . ب
دابلای آوزیک ؛ . ب
ذوقیءامری : میرزافتح الته» ۳ب
در تفرشی : عبدالغنی » ۳ب
راهب هروی : شیخعلی » ۷
رخصت سبزواری » دپ
روده کرمانی : کربلایی حسن » ,وه ب
روشن : میرزا احمد » رپ
ر کنالدوله علینقیمیرزاء 5۰۳
زرگر هراتی » 9 ۸
سید همداني » م۸
سفیر : محمدنبیخال» ام
سرباز کا کاوند : اسمعیلخان » ۸۷
سلطانیما زندرانی : رضاقلی » ۸۸
سروش اصفهانی : میرزارحيم » ٩۰
سیل : میرزامحمداخباری » ٩٩
سری نیشابوری : میرزارلیع » ٩
شادی. از نسوانست» بپه
شاپورتاجار : شیخعلیمیرزا» ٩٩
شیدای اصفهانی : محمدعلی » ٩٩
شهاب اصفهانی : بحمد طاهر » ٩٩
شهاب ترشیزی : عبداتهخان » ۱۰۰
شرار اصنهانی : بحمدحسین» ۱۰۱
شهدی قزوینی : آتا زمان » ۱ ۰ ۱
۳۳ تاریخ تذ کرههای فارنی
شکسته قاجار: حسنعلیمیرژا » ۱۰۳
شوق هتدی : سید بحمد / ۳. ۱
صافی کرمانی » ٩ . ۱
صفیخان تربتی » . ۱
صاحپ علیآبادی :؛ محد تقی ۰٩ ۱
صارم هزارهیی : احمد قلیخان ؛ و .۰ ۱
صابر شیراژی: علینقی » ۰٩ ۱
صافی اصفهانی: میرژاجعفر» . ۱ ۱
صفی کاشی : میرزا صفی » . ۱ ۱
طغرل : ابراهیم خان » ۱۰ ۱
طلعت اصفهانی : آقا محمدء و ۱ ۱
طایر شیرازی : حسنخان » ۰ ۱ ۱
طراز یزدی : عبدالوهاب » ۱۱ ۱
طرب همدانی : میرزایوسف » ب ,۱
طیب قزوینی : محمد حسن ؛ ۱۷ ۱
طبیب شیرازی : میرزابحمد » ب, ۱
طبیب شیرازی : عبداه » و ۱ ۱
ظریف اصفهانی : میرزاحسین » ٩ , ۱
۱۳۰
عشرت شیراژیه » ۱۲۲
عفت شیرازیه » ۲ ۱۲
عارض اصفهانی : آقا پاپا » ۲۲, ووو ۱
عابد امفهانی : عابد » ۲۲ ۱
علی کاشی : ۱۰۸
شایق فیلی : هادیییگ » م. ۱
شحنه مازندرانی : مهدیخان » ء . ۱
صبای کاشی : فتحعلیخان » و ,۱
صادق اصفهانی : بحمدصادق » م . ۱
صفای اصفهانی : آفامحمد » و . ۱
صحبتلاری ملایاقر ؛ ٩ . ۱
صبری هروی / ۱۰ ۱
صفائی کربانی ۰ آقابحمد» . ۱ ۱
ضیاءالسلطته (ازنسوان) ۱۳ ۱
طالع شهرزوری : قادربیگ » ه , ۱
طرب شیراری : محمد رفیع خال» ۱1۱۰
طوفان مازندرانی » ۱۰ ۱ وب ۱
طهماسببیرزا بن دولتشاه » ب ۱ ۱
طرفة هاوندی : جلالالدین محمد» ب ۱
طبیب اصفهانی : زین العابدین » ۱۷ ۱
طوطی جوانشیری : ابوالفتح خاد» ۱۷ ۱
ظفر کرمانی : میرزا کاظم » ج ۱ ۱
عالی شیرازی : میرزامسمدحسین » ۱۲و
عندلیب کاشی : محمد حسین خان » ۱ ۱۲
عامی : حاجی حسین » ۲ ۱۲
عارف اصفهانی : محمدتقی » ۲ ۱۲
عارفشیرازی : عایه » ۱۲۲
عادل قاجار : علیشاه ظل السلطان» ,ره ۱
عامی کاشی ۰ بیرزا آقاسی » مه ۱
6۰ ٩ خغرابات
عارف تفرشی : میرزاهدایت » مه ۱ عشرت نراهانی : میرژا مهدی مه |
عزت قاحار : سلیما نخان » ه ۱ عیشی اصفهانی : میرزا رضا » مه ۱
عامی : بحمد باقر ٩ ه ۱ عاصی نهاوندی : ملاعلی ۱۰٩۰
عالم نهاوندی ؛ ملابحمد باقر» وه عزیز رشتی : میروایوسف » ۱۹۰
عارف مازندرانی : ملاابوجعفر » .و غیرت : میرزاسیدجعفر » ۱٩۰
غمین فارسی : ۱۳۱ فناییخویی: میرزاعبدالرسول» ۱۳۳
فگار شیرازی : میرزاحمد ۱۳6 فکرت لاریجانی : سیدنعمةالته ۱۳۵
ایض خچندی : محمدامين » ۳ فا : حاجی عبدالته درویش » ۱۳٩
فدوی یزدی : محمد جعفر » ۱۳۸ فدای اردستانی : میرزامجمد سعید » ۱۳۸
نکار شیرازی : آفا لطفعلی » ۱۳۸ فرخ زند : خانارغان » ۱۳۹
لطرت نوایی : چراغعلیخان و۳ فروغ کاشی : قاسمغان» ۱۳٩
قکرت لاریجانی : سیدنعمةالته » و۳ فطرت لرستانی : محداممنبیگ ۱۳۹
فردی زند : صفرییگك » ۱۳٩ قابل قاجار : حسنعلیخان اپروانی » ۱ ۱
قطر؛ اصفهانی : میرزاعبدالوهاب . ,؛ , قتیل گلپایگانی : سید مرتضی » ۱6۳
کوثرآشتیانی : میرزاحسن » 6 4 ۱ کوه رکربلایی : ملاحسن؛ 6 ( و مه و
۷ ۶۸9 ۱ کشتة کاشی : احمد. ع ۶ ۱ ۶۷۵ ۱ ۰۵ ۱
کشیکچی باشی: اماموبردی میرزا؛ پبء, گلشن شیرازی : بحمدعلی » ۷ ۱
ک وکب یزدی : عبدالعلی » مع ۱ گلبن کازرونی : حاجی کاظم؛ ۸ع ۱
ک کب شیرازی : بحمد صادق. رع , کاشف افندی خجندي ۶٩ ۱
کامی اصفهانی : محمداسمعیل» لمع ترشیزی ؛ رضائلخان » ۱۰۲
مذئب تربتی : شیخ یوسف » ع ۱ مطیع ما زندرانی : محمد ز کی ۰ ۱۰٩
مشنق امترابادی : کوچکه؛ به, ملامحمنسارویصاحبتاریخبحددیء»۱۵
مفتون استرابادی ۰ سیدفضل انته » ده ۱ میرژامحمد کوزه کتانی تبربزی » ۱۵٩
مشفق فارسی : سید بحد وه ۱ بفتون شیراژی : محمدحسن ۱۰۰۰
۰ ۰۱ تاریخ ند ههای فارسی
بهدی بیگ شقاقی » ده ۱ محروم جهرمی : حسیئعلی » ۰٩ ۱
ی(
منصور سرابی : میرزا رضاء ببه ۱ مسرور قاجار : حسینقلیخان » په ۱
مهدیخان کلهر » به ۱ مفلق طهرانی : بحمدغلي » ۷ه |
محرم : بیرژا محمدعلی » باه ۱ مجهور اصفهانی : بحمدعلی؛ به ۱
مونس : محمد علی » باه ۱ مشفق خسسهبی : حسینتلیخان به ۱
ملابحمدنهاوندی » ببه ۱ مدهوش گلپایگانی : محمد صادق» به ۱
معلم نهاوندی : ملا مهر علی » ۰۷ ۱ محمد تقیبیکگ ملایری » ۵۷ ۱
مسرور بیگدلی : ولی بحمدخان به ۱ مطلم قزوینی : محمدصادق » به ۱
میرزامحمد بارنروشی ه ۱ مینای افشار ارومی : فریدون ؛ ۷ ۱
منصور خمسهبی : حسینعلیبیگ, ,د, بلولی : از نسوان؛ ۱۹۶
منعم شیرازی : میرزامنعم ء ٩۰ ۱ کمین نطنزی: میرزامحمد فاخر» ٩۵ ۱
منصور اصفهانی : میرزارضا و۱ مایل آشتیانی : میرزا محمدعلی » ٩0 ۱
محمد احمد آبادی اصفهانی : 4۰ ۱ مجروم جهربی : آتاحسین » ۱٩۰
مایل شکستهنویس : شیخ رحیم» ۱٩0۰ مشفقزند : پیرمرادییک ۱۹۹
مطبوع شیرازی : محمدجعقر » ۱۹1 محمدللة شیرازی » ۱۹5
محیط فراهانی : بیرزایعصوم » و منظورشیرازی: محمدابراهیموو و۱۹
مونس اصنهانی » ۱ مخلص میرازی : بحمدنیی ۱٩۰
مظهر اردستانی + سید مت و ۱ مجمود میرزای تاجار » ۷ ۱/ر
مسکین مازندرانی!: عیاس » و ۱ میربوالمعجن (!) کرماني » به ۱
۱- مسکین بسطامی است ومولف درموطن او اشتباه کرده ونیز بعلت مهاجرت از ایران
ازمقام ارجمند وی درشاعری وشهرت او به اروغیبسطامی بیخبر بانده است؛ چه در ترجه او
مینویسد ۰ «مسکین اهمشی میرزاعباس ؛ مازندرانیاست » عبعصحی دارد » مدقی بواسطه بودن
ی حاشیه در صفحه یمد
خرابات
مسعود میرزا بن محمودییرزا» مرو مطلق کرمانی : بلااحمد ۱
منصف قاجار : محمد زمانخان» وب سمهجورهُ هراتی » ۱۰٩
محیط کرمانی : میرژا بجمد حسین؛ ۲ب , سید بحمدفراهانی ۱۲
بظهر قاجار : بهدیقلیبیگک » ۱۲ بایل بوشهری : غلامعلی ۱۷۰
ار ات تارج وی نشاط اصفهانی : معتمدالدوله» پب,
نشاطی گرجی . محمدباقرییگ , بپب, نیریشیرازی : میرزاطاهر » مب ۱
نورعلیشاه اصفهانی: محمدعلی؛ مب وه ه ب نیاز : میرزاً محمدرضا ۱
نظیر گلپایگانی : سیدحسین ۵و نوری ؛ ملاعلینوری» ۱۰۰
نوایی : سیرزابحمد تقی » 6 0 ۱ نشاطی دامغانی: عباس؛ ۱۸۱
نوای زند: منتعلیبیگك: ,»۲ "ااطق اصفهانی : محصمدصادق» ۲م ۱
نیاز اصفهانی : سید حسین ؛ ۸۲ ۱ نصرت ایرانی : عباسقلیخان » ۸۲
نصرت انجوی شیرازی؛ سیدحسین. ۲م , نصرالتهخان قرا گوزلو ۱۳
نصرت طالشی : سلطانحسین ییگ ۰ ۲ + نظیر زنگنه - ابانانتهییگ ۱۸۹۳
نیازی شیرازی : میرزا سیدعلی 6 ۲م, ادری کازرونی : اپراهیم ۸۲ ۱
نقی لا هوری : علینقیخان» ۲ ۱ ندیم شیرازی ؛ میرژا! کبر» ۱۸۳
ناتص تبریزی؛ میرزابهدی» هر ۱ نظام یزدی : حاجی ملاسمیع » ۸۷ ۱
وفای زوارهیی : سید بحمد علی ۰ ۰۱۸۷ ۱۸۹
بقی حاشیه ازصفحة قبل
۰۱
خدبت براد رگرام فروغ الدوله «فروغی» تخل کرد » اسا درنگرفت ؛ بیچاره بهمان سسکینی
از سرخی منقار توان یات که طوطي خون میخورد ازحسرت قندی که توداری
۱ ریت
گر نبودی کفرسن میگقتی تالی حیذد ز شجام السلطنه »
وشاید هم حسادت ویرا بدینکار وادار کرده باشد» وانتهاعلم .
۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
وائق قزوینی : حاجی آفاسی بر ولای تفرشی : عبدالتهییگ بم ۱
وفای استرابادی: میرزاحسین» ۷ج ۱ وایق امنهانی : بحمدصالح؛ ۷ ۱
وفای شیرازی : بیرزاحسنعلی » رر. وحدت هندی : بحمدعلی » ۱۸۸
وصالشیرازی : .دهم :وه واله اصفهانی : بحمد کاظم؛ ٩. ,وی و
وامق یزدی : میرزامحمدعلی؛ .9 وامق کاشی : محمدصالح» ۱۹۰
وجای هندی » ۱٩۰ والی ؛ نجفقلیمیرزا: ۱۹۱
واقف کابلی » .۱۹ همایونبیرژای قاجار » ۱۹6
هنرجهرمی : شیخ ابوالحسن» ۹2 همدمشیرازی: سید زینالعایدین ۱۹
همای مروزی : محمدصادق» ۱۹ هدایت مازندرانی : رضاتلیخان» ٩٩ ۱
همایونفریدنی:شیخ عبدالعال»» و ,ویو , همایشیرازی» > ,وه 9۱ب٩ ۱
هجری تفرشی : میرزاابوالقاسم بو بوسفبیگ گرجی؛ ۱۸۷
هاشمدرویش شیرازی » ٩۷ ۱ یفمایجندقی : ابوالصسن» ٩٩ ر ۲.۰.9
شعرایترد
ابراهیم انندی» ه , ۲ علیرضا پاشا وزیربغداد » ه , ۲وه ۲
پرتو پاشاء و , ۳۲۵۲ راشدانندی» ۲۰۱
کمال انندی عشمانلو » ء ب «بو. ه ۱ ندیم بغدادی: بحودییگ » وب ۱
شعرایغرب
محمد علیحلبی؛ ۸ ۱ ۲ عبدالباقی افندی م , ۲
شمخ امین الجندی» م , ۲ سیدمهدی مچتهد قزوینی» ۰۲ ۲
خزانهءامره ۰۳
خز انة عامره
تألیف میرغلامعلی آزاد بلگرامی در ۱۱۷۲ هق
سوانح زمان مواف که بخواهش برادرزادهاش میراولاد محمد برشتة تألیف کشیده و
درباب تاریخ اتمام آن گفته است :
آزادی رقم نمود نو تذ کر در جیبورق ریخت نقود سره
گنجورخرد گوهرتاریخ فشاند «حنل دادهعجب خرانة عامره»
ترتیب تراجم القباییست که از انوری شروع وبهمیرسحمدیوسف بلگرامی ختم
میشود .
مراجموی درین تألیفعبا رت بودهاست از لبابالالباب (ازنصف ترجمهٌرود کی
تا آخر احوال نظامی) نذ کرهدولجشاه» تحفهسامی» انم خالاصةالاشعار» هفتاقلیم؛
منتخب التواریخ بداونی 7 مجمع الفضلایملابتا نی» تذ کرةٌ تصرآبادی» مرآتالخیال؛
کلماتالشعرا» #میشه بها ر» حیاتالشُعرا؛ سقینهُ بیتخر) ریاض الشعرا؛ مجمعالنفانس»
تذ کرةالمعاصرین حزین » بینظیر» سروآزاد؛ مردمدیده» و چندین کتابدیگرازتواریخ
وغیره .
خزانه عامره ازنظر دقت وصحت تراجم (جز دریکی دومورد) و ذ کر حوادث
تاریخی زمان وپارهیینظرات انتقادی مولف از تذ کرههای خوب محسویست » ولی
زیاده گویبها یی هم دارد که خارج از وطیفة تذ کرهنویسی است ,
حیاعی کاشی دادهومیئویسد که «خان آرژو را در حیاتی گیالانی وحیاتی کاشیغلطی
واتم ده از مطالعُ بجممالنفائس تألیفاو واضح میشود» (ص ۲ ,) و حال آنکه
میرآزاد را غلطی واقع شده است نه خان آرزو راء وبئدم نگارنده تفصیل این ماحریرا
درتذ کرسیخانه ذیل حیاتی گیلانی (ص . ۱م) نوشتهام ,
۰۱ تاریخ تذ کرههای نارسی
خزانه عامره در کانپور بچندچاپ بفلوط منکی رسیده است» و این یاددات را
بنده از روی (چاپ , پم , ) تهیه کردهام که کاغذ آن زرد تیره است و عدد صفحات
۲ب ء » خط نستملیق با فهرست مندرجات درآغاز .
ترجمه مولف :
«حسان الهند سید غلام علی آزاد بلگرامی بن سیدنوح حسینی نسباً و واسطی
اصلا" وحنفی مذهباً وچشتی مشرباً و بلگرامی مولداً و منشأ" درتاریخ ۰ صفر روز
یشب سال ب , , , هجری در بلگرام متولد شده » کتب درسیه را از اول تا آخر
نزد سید طفیل محمد اترولوی خوانده » و لغت و سیر تبویه را ملعم و سند احادیت
شریفه و اشعار عربیه وفارسیه از جد مادری خود سید عبدالجلیل بلگرامی فرا گرفته »
و عروض و قوافی و برخی فنون ادبیه را از حال خود سید محمد بن سید عبدالجلیل
استفاده نموده ومرید سیدلطف الته بلگرامی بود » بزیارت حرمین شریفین فائز گشته و
مبحیح بخاری را نزد شیخ محدد حیات سندی درندیند منوره قراءعت کرده » و اجازت
صحاحسته ازو گرنته , و به هندوستان واپس آبده بمصاحبت نواب نظام الدوله اصر
جنگ ین نواب نظام الملک آصفجاه حیدرآبادی رسید ,
منجمل تصائیف عرببة او ضوءالدراری شرح صحیح بخاری تا کتابالذ کر و
تسلیغالفژاد درقصائد خود و تراجم علما ودودیوان عربی که درهردو دیوان سه هزار
اشعارست» وهفتصددییت اشعار عربی که در کتاب سبحةالمرجان بطورسثال درج کرده»
سبحةالمرجان فیآثار هندوستان » و از تصانیف فارسیه او ید بیضا و سروآزاد و خزانة
عامره در تذ کرهُ شعرا وروية الاولیا تذ کر بعض اولیا و باثرالکرام تاریخ بلگرام در
ذ کر اولیا وفضلا و شعرای یلگرام وسندالسادات فیحسن خانمةالسادات » و دیوان
فارسی و مقظهرالب رکات و سبعهُ سیتاره و غیره ازو باد گاوست, درسال ۱۲,۰ هجری
آزینجهان رحلتنمود » نو راتهبریحه» .
دتذ کر علمایهند » ص ع ۰ 6۱
خزانةعامره
از اشعارفارسی اوست
آزاد گرچه دام علائق گسته است
باشد غلام » شاه ولایت پناه را
نیت
مریض را غحم بالا تر از مرض اینست
کهصیح صورتثحس طییب بایددید
بت
زنبود در زبانهندینار وقتاریتا عذاب الثار
رت
گرنورسینه نیست؛ چهحاصل زنورچشم
بی شمع خانه خالك بسر ماه بام را
مت
خانهها سوختی واینمردم خانه آباد گنتهاند توا
میور
ناله کردم تابگوش اورسدء نشنید ورفت
گریه کردم تابدادمن رسد» ندید ورفت
399
دلستم زده | کنون بداد خوبش رسید
کهشانه از سر گیسوی او بریش رسید
نیت
من از حلاوت دشتام پار دانستم
کهنام تلخیرنجش چرابود شکراب
0
۱ تاریخ دذ کرههای فارسی
مانی نا رد قلم نقشی زچشم مست بست
چون نظرافکند برمحراب ابرو» دستبست
244
ای مست نا زگرد تو گشتيم عمرها
بشکن توهم بگردش چشمی خمارما
شرت
نتش ونگار دنیا » سیر بهشت دارد
اماچوپای طاوس» پایانزشت دارد
یود
در کشورمانیست ووا شب مژه بستن
با مردم خواییده ستيزند عسسها
«انتخاب از تد کرةُ مردم دیده»
ابیات ذیل منتخب از نسخه خطی دیوان او متعلق بنگارنده است ۰
حاشا که ذرء را نرسد فیض آفتاب باشد بمهربانی او اعتماد با
فصل بهار فیض چمن عام میشود
این نوخطان جهشد که ندادن دادما
نیت
نت
دماخ را زمی کهنه تازکی بخشید
مت
خزا 4عامره ۱
ا گرچه خاك شدم » اضطرابمن باقیست
کهپیج وتاب رسن بعد سوختن بافیست
برنگ آینه در کار خویش حیرانم
که يار در بغل و انتظار سن باقیست
زذوق بانگالستاند عارنان در وحد
سخن تمام شد ولذت سخن پاقیست
غمین مشو که گذشتند عرفی وآزاد
هزار شمع بکشتند و انجمن باقیست
0۶
تو راه عشق بنیروی عقل میسپری
یپایلنگ ندءانم سفر چه خواهی کرد
949
زمانه جلوه کند هر زمان بحال د گر
پیاله نوش ومکش انتظار سال د کر
زآستان تسوجای د گر نخواهم رفت
بگرد ماطرخود مگذران خیال د کر
مهم
تار نفسم گسسته » شورم پردند بازوی سرا شکسته » زورم بردند
داخست دلم که رفت نور بصرم نارم بگداشتد و نورم پردنله
۱۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
تألیف مر عمادالدین محمود بنمیر حجهالّه اسدآبادی همدانی متخلص
بهالهی درقرذیازدهم
مشتمل بر شرح احوال ومنتخبآثار چهارمدنفر از شعرای قرن نهم و دهم و
بعضی از شعرای قرن هشتم بترتیب حروف تهجی ازابن یمین فریومدی تا همایون
پادشاه .
فهرستنوبسان دونسخه بیشتر ازین کتاب نشان ندادهاند » و آن هردو بدون
فاتحه و خاتمه است و احتمال دادهاند که ملف توفیق تمام آنرا نافته باشد .
و- برلین » شمارهُ بع ب بخط مولف»
۳- اشپرنگر » شمارهٌ ۱ و ,
آغاز ؛ «صاحب مقطعات موعظتآیین امیرسحمود مشهور بهابن یمین» .
اسامی شعرای این تذ کره را اشپرنگر در فهرست شود ( ص بب-بم ) آورده
است , .
ماخذ مولف عبارتستاز : تذ کر دولتشاه, مجالس النفائس ؛ مذ کراحیاب »
مقالةالابرار » مجالس عبدالقادر » تحفهٌسامی » جواهرالمجائب» عرفاتالعاشقین» که
ازینعده بجز بذ کراحباب بقیه جزو مآخذ مولفب عرفات است که بعضی ازآنها مانند
مقالةالابرار در آن تاریخ فقط دردست تقی اوحدی بوده وهیج تذ کرهنویسی بجز وی
مستقیماً از آن استفاده نکرده است . ازینرومیتوان احتمال داد که میرالهی مواد اصلی
وعمده کتاب خود را از عرنات گرفته باشد .
این نکته نیز قابل ذ کرست که باوجود شهرتی که میرالهی درزمان خودداشته
وطول مدت اقامت اودرهند ( , ۲. ۳-۱ . :) ودلازمت جهانگیروشاهجهان؛ هیچیکك
از مورخان و نذ کرهنوبسان عصری درطی احوالش کوچکترین اشارتی بدین نکردهاند
کهوی تذ کرهیی تألیف کرده باشد ,
خزینة کنج ۹
استوری (۰/۱ ,) میگوید که : «عمادالدین محمود الهی حسینی چنانکه
خودش مینویسد فرزند حجةالدین( کذا) از سادات اسدآباد همدان بوده کهدر. ۱ . ۱
بهشیراز رفته وسهسال ونیم در آنشهر بتحصیل پرداخته و بعد به کابل نزد ظفرخان
احسن رفته و درآنجا حکیم حاذق گیادنی را دروقتی که از رسالت دربار امامقلیخان
حا کم بخارا باز میگشته ملاقات کرده و بعدا به هندرفته و پس ازمدتی که در دربار
جهانگیر وشاهجهان گذرانیده همراه ظفرخان در , ء . , به کشمیر رنته و تا پایان
عمر درآنجا بوده » و در واقعات کشمیر (ورق ۲۲/۱ ,) مسطورست که وناتش بسال
ی د رکشمیر واقع شده, و (بود سخن آفرین) ماد تاریخ فوت اوست که درضمن
قطعه شعری برلوح قبرش منقورست» .
ترجمه مولف :
تقی اوحدی مینوپسد : «مجموع4 کمال همهدانی میرالهی همدانی » نام وي
میرعمادالدین محمودین میرحجةانته سعدآبادی است"؛ و سعدآباداز توابم همداناست»
ووی مدتی در شیراز بکسب کمال اشتذال داشت » از آنجا بهعراق آبده » یکدوسال
درصفاهان مکث نمود» و درسن هزار وییست ویک به هند آمده بصحبت وی درآ کره
رسیدیم » الحق جوانیست در غایت دقتطبم و ادراك عالی ء کمال شوخی فطرت و
صفای خاطر دارد » آب ننظمش درنهایت عذوبت, ابر فکرتش در غایت رطوبتست »
بره رگونه سخن تدرتی تمامش هست » اگر توفیق مشق یاید شاعری بابت خوب
خواهد شد ء تا غایت دوهزاربیت گفته » ادراك درست رساییدارد؛ و بسخن نیزخوب
بیرسد ؛ و در صفاهان ذوقی اردستانی را اهاجی بسیار » بر نحوی که منت شعرای
عصرست گفته است ؛ و الحال (- ۰۲۲ :-: ۲.) در ملازمت مهابتخان میباشد» .
و پس از ذ کر یکصد و شش بیت از اشعار او » در پایان نوشته است که :
- درسفین خوشگو ونذ کرة همیشهبهار » ذیلالهی اسدآیادی همدانی ترجمهٌحگیم
صدراله ین علیین بحمد شیرازی متخاطب بمسیح الزسان وستخلص بهالهی ثبت شده که خود
سمدوح بیرالهی بوده است » رك ۰ عرلات » نهخد بانکیپور » برگ ۲( , و۱۳۳ .
۰ 9 تاریخ ند ءهای فارسی
«وفتی درآ کره با هم بو دم ۲ وی هم در آن حوالی بود » سعرو) ماد داره کفته تزد
مخلص فرستاد » و بجهت مخلص خود این رباعیهم گفته داخل آنها فرستادبندههم
جوا کرده فرستادم ِ
اوراست
بردوش سحن ۳ زغلط باری هست
سهاست ا گر مدد زشسخواری هست
در بیتی اگر مصرع بیماری (#ست
(جواب)
جز فیض الهی از کست یاری نیست
ادراك تومحتاح یدد گاری ایست
نظم تو زمحتست چون چشم بتان
درچشم بنان عیب زبیماری نیست»
«عرفات / ص ۲ ٩۱۳۳-۱۲
محمد صالح کنبوی لاهوری وقایع تکار دربار شا هجهان مینویسد :
«مظهر فیض نامتنا هی میرالهی که بافیض رابطة الهی دارد وباسخن استیناس
طبیعی» طراز سخنش بسیار تازه ؛ و اشمارش بلندآوازه» لطف کلامش ازقیاس افزون»
وجزالت الفاظش از خیال بیرونست» درقصیده قصدهای نیکو میکند» و درغزل معنی
برجسته میبندداستعاره وتازه گوبیرا بمرتبهُ کمال رسانیده» و درخانهة بیت خصوصیات
دیگر را طفیلی دانسته » بیشتر در تازگی ادا و نزا کت و استعاره میکوبد » مولدش
همدان است ؛ وبمواجبی درغور داخل بند کان درگاه فلک نشان » در وقت مراجعت
حکیم حاذق از حجابت بخارا درخطهٌ کابل چون میرمذ کور بدیدن حکیمحاذقرفت»
قضا را نقش حکیم پامیر کج نشست , و صحبت باهم راست نیامد » میر رنجیده خاطر
خزینة گنج ۱
گردیده و ازشوحی طبیعت که لازبه شعر است» این رباعی درهجو آن مجموعذمدایح
پرداخت :
دام زادب سک مبو نتوان شد
در دیده اختلاط مو نتوان شد
صحبت به حکيم حاذق | زکمت یست
بالشکر خبط ء روبرو نتوان شده
و دردنبال این متال نه بیت ازغزلیات اورا ذ ک رکرده است .
رك : «عمل صالح با شاهجهاننامه » ح ۳ ص ه , ع»
و درهمان کتابست که.ازشیدای فتحپوری! کبرآبادی «درسال هزار وجهل و
هفت هجری ابن قطعه که بر تبززبانی او برهان قاطع است ؛ درهجو میرالهی گفته:
تطمه
ای میرمن که کرده الهی تخلصی
ازمردلاهی ارچه الهی شدن خطاست
زین رطب ویابسی کهبوددر کلام تو
کرمنک رک لام آلهی شوم بجاست
میر مذ کور از استماع این قطعه بسیار برآگفت » و چندین رباعی در هجو او
انشا نمود » اما هیچ تلافی آننکرد» .
«عمل صالح ج ۳ » ص ۶.۵
ملا عبدالباقی نهاوندی در احوال مرشد بروجردی بذ کر میرزا حازی ترخان
پرداخته و گوید: «د رسال ها روبیست وسه هدری حکوت قند هار و آندیار که ین
وزسینداور بوده باشد ؛ حسبالفرمان فرمانفرسای هندوستان نورالدین محمد جهانگیر
بمیرزای مومیالیه متعلق گشت» و آن نوجوان نامدار را چتدان عنایت و شفقت باین
حلاص روز گار بود که زبان قام از تمریف و توصیفآن عاجزست و در ایام سلطنت
قندهار میرزا تقربخان»ومیایه (.-مرشدخان» مرشد بروجردی) وا کثری ازستعدان
ربب ۳۰|
۳ تاریخ تذ کرههای ثارسی
زرینقلم» ومیرعبدالباقی قصه خوان ومیرالهی امدآیادی ودیکر مستعدان ایرانبشرن
ملازست آن بختها ررسیدند» و راه مصاحبت ومجالست بوسیل خان موبیالیه یافته بلند
رتبه گردیدند» و قصائد غر"ا در سلک نظم کشیده رعابت کلی یافتند» .
«سآثررحیمی 6 2 ۳ ص | + ب-ررب 9
وازینجاهملوم میشود کهدرسال . > . , هجری از کابل بهقند هار رفته وبوسیلة
مرشد بروحردی درحر که مللازمان میرزاغازی ترخان واردشده و سال بعد به هندوستان
رفته است : چنانکه درنقل احوالش ارعرفات مد کور افتاد.
در تذ کر هفت آسمان (ص بء ,-ع ۱) مسطوزست که : «ویرین وزنست
مثنوی الهی بقول والاجناب د کتر اشپرنگر میگوید میرالهی بن حجالدین سعدآبادی
(سعدآباد قریب همدان است) او بوقت تقی اوحدی بوده و نیز یارمحمدجان قدسی »؛
سنة وفات (.+. ,) یا (ع+-. ,) غنی کشمیری تاریخ او چنین یافته: «ع» بردالهی
زجهان گوی سخن (-ع+.۱)" .
مثنوبی دارد بوزن مخزن دربدح شاهچهان , اولش اینکه : «شعره
بسمانّه الرحمن الرحیم قافلهسالاو کلام حکیم , . ,ال »
[یامولف هفت آسمان ویا د کتر اشپرنگر را درتاریخ فوتقدسی اشتباهی روی
داده است » چه که وی درسال بء . , وفات یافثه و ابوطالب کلیم در تر کیب بند
بلندی که در رثاء ا وگفته » ماد تاریخ فوتش را چنین یافته است:
بچمن گریه کنان رفته زگل پرسیدم
بچه تاریخ برون قدسی ازین بستان شد
گل زشبنم همه تن اشک مصیبت شد و گفت
«دورازآن بلبل قدسی چمنم زندانشد]
۱ ۰ ۵
,- اپنتاریخ یکسال زیادست,
خزیله گنج فرش
۱- ریو»ج ۲ ص ببرب ب مورخ ۱۰۶۲ هجری )
۲ اشپرنگر » ش پیب ۲ مووخ ۲ ( کتابخانة اوده) »
۳- برلین » ش ٩۳٩ مورخ ۱.۰۲ .
این ابیات ازوست و ارعرفات انتخاپ شده است:
تا نشأةُ مجاز و حقیقت یکی شود
کاش این دوبادهرا همه دریکسو کنند
پا
چشمی بدور چشم دو بدنام خواب نیست
وزحیرت رخت حرکت در نقاب نیست
نیلوفرم بچشمه مهر وونا ولي
در روزگار تربیتم آفتاب نیست
#پپر
خواهآهوبااش » خواهیشیرد رصحرایعشق
بیخبر منشین که آن میاد» غانل میرسد
کت
زآب روی و نظارء آب میکردد
زطلعت تسو نقاب آفتاب میگردد
چو برفروخته میبینمت زآتش می
نگاه بر سر مژگان کباب میگردد
7
ستمرسیدهتر از من کسی زمانه نیافت
که دور من همه ایام بینوایی بود
ایور
چو آسایش ببزم تکاش هر گز جا نمیکردم
که خودرا چون نگاه بلهوس رسوانمیکردم
اد
شب یه رخ سحرگاه منست هرجا که غمیست»چشم برراهمشست
تاری کهباولباس حسرت دوزند ابریشم تاب داد آه منست
>
از دوریت ای تازه گل باغ مراد
چون غنچٌچیده خندهام رفتهزیاد
گریان چوپیاله پرم د رکفسست
الان چوسبوی خالیم دردم باد
خلا صةالاشعار و ز بدةالافکار
تألیف تقیالدین محمدبن شرفالدین علی الحسینی الکاشانی المتخلص بهذ کری
در ۱۰۱۲-۹۷۵
مفصل ترین تذ کر عمومیست شامل ا رکان ونصولذیل بشرحی که درمقدمةً
کتاب مسطورست :
«بتای این تألیف که بوسوسست به خلاصةالاشعار وزیدة الافکار برمقدهوچهار
فسل و چهار رکن و خاتمد اتفاق انتاد » اسا مقدمه و آن مبنی است برسبب چمم
امعار وبوجب انتخابدواوین شعرای فصاحتشمار» وامافصول اربعه وآن مشتملست
برحتیقت صنات و حالات عشق , فصل اول دربیان ایجاد عشق و معرنت آتکه عشق
ازلیست واین محبت از جانبالهیست » فصل دوم در تءرف وفضیلت عشق ومذمت
کساني که مذاق را عشقنام نهادهاند فصلسوم در تقسیم عشق بمجاز و حقیقت و
خلامیةا لاشعا ر وزیدالانکار 0۲۰
شرایط محبت از جانب محب" وتصیحت جماعتی که منکرند سودت راء فصل چهارم
در شرایط محبت از طرف محبوب مجاز و دذمت جماعت ی که سعشوقی را ندانستهاند
و اختیارات دیوان شاء اولیا و برمان اتقیا اسدانتهالغالب ومطلوب کل" طالب علی
بن ابیطالب علیه افضل الصلواتوا کمل التحیات , اماا رکان اربعهوآن مشتملست
برحالات و اذ کار دوریینان عرص سخنوری و صدرنشینان بار گاهنکته پروری باانتخاب
اشفعار ایشان برین ترتیب: ر کناول وآن برتبست بر ند کره شعرای بتندمین اززمان
آلسبکتگین از قصیده گویان و یبان حالات عشق ایشان باانتخاب دواوین هربک در
ضمن آن » و درین رکن پنجاه فاضل ثبت شده بترتیب تاریخ فوت» فالاول ثمالاول»
و این دو مجلدست : مجلد اول استاد عنصری م ,جیار ع > » حکیم منوچهری م
۳ » استادفرخی مییستانی م .ببع ء استاد اسدی طوسی » حکیم ناصر خسرو» استاد
ابوالفرج رونی م ٩ » مسعود بن سعدسلمان م ه , ه » میدم المعانی حکیم ازرقی م
پبجه » ملکالفضلا ادیب صایر م دع ه » ملکالشْعرا ابیر معزی م (عه ؛ استاد
عمعق بخاریم ۳ ه؛ حکیم الهیشیخسنابی م + ه» حکیم معفتاری غزنویم ع ء ه؛
حکیم لامعیجرجانی » حکیم و سرقندی م بء» آستاد عبدالواسعجبلیمه ه ۰
سید اشرف آلدین حسن غزئوی م ده » افصح الشعرا عمادی شهریاری م ۷۳ه »
ملکالفضا( رشیدالدین وطواط م مپه » امیرالکلام حکیم فلکی شروانی م ببیده »
ملکالکلام اوحدالدین انوری» سلطانالشعرا افضلالدین خاقانیم ۲ ره , مجلددوم:
زیدةالشعرا ظهیرالدین فاریابی » ملکالفضلا رضیالدین نیشابوری » شمس الفضلا
اثیرالدین اخسیکتی» نجمالشعرا مجیرالدین بیلقانی» خواجهجمالالدین ین عیدالرزاق
صفاهاتی ء خواجه ضیاءالدین الخجندی » سید آشرف سمرقندی » شرفالدین شضروه
صفاهانی » خواجه جلالالدین و رکانی » شیخ الشعرا نظامی گنجوی » سیفالدین
اسفرنگی 4 رفیع الدین لنبانی » شیخ فریدالدین عطار نیشاپوری » سراحالدین قمری 4
کمالالدین اسمعیل صفاهانی » تجیبالدین جربادقانی » ةاضی شمس الدین محمود
طبسی خواحه جمالالدین زنجانی » فریدالدین احولاسفراینی » ملکالفضلا آمامی
سا رونت سپس سرت بسچ ۲
۰۳۹ تاریخ تد کرههای فارسی
هروی ء خواجه بجدالدین همگر فارسی » بدرالدین جاچرمی » رکنالدین دعویدار
قمی » خواحه جمالالدین منشی » اثیرالدین اومانی » سید ذوالفتار شروائی » دولانا
جلالالدین محمدروسی » خواجه افضلالدین کاشانی , رکن دوم و آن مشتملست بر
ذ کر غزلسرایان متقدمین و بعضی از قصیده گویان که با ایشان معاصر بودهاند ء و
درین رکن زیادهءازچهل کامل مذ کورشدهبترتیب.د کور : شیخ مصلح الدینسعدی»
شیخ اوحدی مراعهبی » شیخ فخرالدین عراقي » خواجه همامالدین تبریزی » خواجه
اصرالدین بچهیی » تاجالدین بهاءالجامی » رضی الدین بابا فزوینی » سید حسینی
سادات » مولانا حسن کاشی ؛ حکیمنزاری قهستانی » سید جلال جعفر فراهانی » امیر
خسرو دهلوی ء سعیدالدین هروی » سید سراجیسگزی ؛ سید عضد یزدی » خواجه
حسن سجزی ؛ جلالالدین عتیقی » سیدجلالالدین عضد یزدی , خواجوی کرمانی
اين جلال شیرازی » میرمحمد. کرمانی ؛ فخرالدین ابنیمین فریومدی » خواجه ناصر
بخاری » خواجه جمالالدین سلمان ساوجی» خواجه عبید زا کانی » عزالدین کرخی
شروانی » امین الدین حاحی دادا تبریزی » خواجه عمادالدین فقیه کرمانی » جلال
طبیب شیرازی » شیخ غیاثالدین محمد کججی؛ سولامحمد عصار تبریزی» ابن نصوح
تبریزی ء خواجه رکنالدین صاین » استاد حسن متکلم » مولانا رکنصاین سمنانی »
خواجه بحمود زنگی کرسانی » مولانا مظفر هروی . خواجه کافی همدانی » مولانا
فضل اه قزوینی » مولانا رکن هروی » شیخ ابواسحق شیرازی » شاه شجاع کرمانی .
رکن سوم آن نیز مشتملست بر ذ کر غزل گویان و بعضی از تصیده گویانمتآخرین» و
درین رکن زیاده از چهل کس نام برده شده: خواجهشسالدین محمدحافظشیرازی»
شیخ کمالالدین خجندی » مولانا معینالدین جوینی » مولانا شمس آلدین مغریی ؛
سید نمیمیحروفی» شاهنورالدین اعمةانتهولی » شیخ محییالدین رافعی» مولاناابواسحق
شیرازی» شاهقاسم انوار» خواجهفخرالدین عصمتانه بخاری» مولانابساطیسمرقندی »
حانطسعدشیرازی. شیخ برهانالدین آذری» کمالغیاث شیرازی»مولا ناخیالی بخاری»
بولانا کاتبینیشابوری.مولانانتاحینیشا بوری»مولاناید رالد ین شاشی سولا ناشرفالدین
خلاصةالاشعار و زیدهالافکار ۲و
علیبزدی » مولانا لطفالته نیشابوری » خواجه رستم بسطامی» مولانا حسن سلیمی ؛
مولانا محمدبنحسام » مولانا برندق سمرقندی » امیرشاهیسبزواری» طالعیسمرقندی؛
مولانا صاحب بلخی » سید حکیم طبسی » مولانا طوسی , طاهر بخاری , اوحدمستوفی
سبزواری ء یاد گار بیگ سیفی » شیخ ولی قلندر » روحی بادزی » خسرو هروی » زینی
سبزواری» کوثری بخاری؛ سیداشرف» بحمود مشکی » مسعودتركء ریافیسمرقندی»
مولانا خا کی » شیخ شمسالدین اسیری » خواجه صانعی ء مولاناقناثی , ر کنچهارم
و آن مشتملست برذ کر حالات شعرای زمان سلطانحسینمیرزا الی زمان هذاالتألیف»
و درین رکن زیاده ازسد صاحب دیوان مسطور گشته : مولانا عبدالرحمن جامی »
میرعلیشیرفانی » مولانا نوایی هروی » امیرحسین معمایی » امیرشیخم سهیلی » سیفی
بخاری » درویش دهحی ؛ قاضیعیسی ؛ امیرهمایون » مولانا حسن شاههز ال» مولانا
صاحب دارا » خواجه عبدالته مروارید ؛ شیخ نجم مساوجی » مولانا گلخنی؛ مییبل تهبیبی
نوربخش » باباجزوی » مولانا ضیائی » مولاناپرتوی » مولاقا شهودی, مولانا صدائی؛
درویش مثالی » خواجه ابوالب ر که فراقی » مولانا بنائی » خواجهآصفی» مولانا کامی»
درویش حسامی ء باپاهمایی » امیر حاج انسی » مولانا تظام معمایی » بابافغانی »
مولانا عطائی » مانی شیرازی » شیخ زاد؛ لاهجی فدائی" » ندایی یشابوری » سولانا
آهی » میرمجلسی» مولانا امیدی» مولانامحوی» ارشد کازرونی » مولائااهلی خراسانی»
مولانا الهی » رشید کازرونی » مولانا محبیلاری » فروغی نیمردانی » مولانا حیرانی »
مولانا وفائی » مولانا زلالی » میر مقبول قمی » میرمایلی » مولانا کشوری ؛ مهدی
استرابادی » هادی مشهدی » فخری مشهدی» طایریاسترابادی, مولانا اهلیشیرازی
مولائا شهیدی قمی » سولانا هلال قزوینی » مولانا اصیلیقمی » ادری مروی » میر
۱ در خلاصةالتواریخ ذیل وفایع سال > ,و آمده است که : « و نوبتی دیکر شیخ
محییالدین احمد شیرازی مشهور بشیخزادء لاهیجیرا . .. برسالت نزد شهبک خانفرستادند»
واین شخص پسر شوخ بحمد اسیری نوربخشی لاهیجی صاحب مفاتیح الاعجازدرشرح گلشن
رازست و رباعیات عارلانه بسیا رگفته است .
۸ ۰۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
هاشمی بخاری ؛ مولانا ترکفین » مولانا دوستبحمد حالی » مولانا هلالی » مولانا
نامی » میرسحمد صالح » مولانا لسانی » مولا نازاری» بایاقصیبی گیلانی » مولاناآ گهی
یزدی » مولانا ضیائی نیشابوری » ظاهری هروی » فضلیهروی » مولانا علی فیضی »
مولانا فردی تربتی » سائل همدانی » میرحسین قدسی » مولانافراری» مولاناسلطانمحمد
صبدقی » قاضی یحبی گیلانی » مولانا شوقی تبریزی » شوقی یزدی » فصیحی تبریزی»
مولانا قاْلی , شاطاهر » حیدر کلوج » شریف تبریزی , مولانا حسینی کاشی » سولانا
عشقی کاشی » میر علیاصفر مشهدی » مولانا حیرتی » سیفالدین محمود رجاشی »
میر شفائی طبیب » میرزا شرفجهان » مولانا مالک قزوینی » فضولی بغدادی» مولانا
نثاری تونی » مولا نایحمیجان طالب گیلانی » ميرصنعي نیشابوری » سولاناشرف یافتی»
مولانا ممیری همدانی » سید عزیز قلندر » مولانا غزالی مشهدی» و در تاریخ این پنچ
مجلد گفته است ۰
چون پنج کتاب نقي تذ کرهسنج در مخزن جلد جا گرفتند چوکنج
تا هریک را درست باشد تاریخ بر « پنج کتاب تقی » افزودم پنج
هت ۹۹۳
اباالخاتمه, وآن مشتملست بر ذ کر بسیاری از شعرای عصر و زمانتألیف این
نسخه خیرمال و ترتیب آن پردوازده شهر دادشده ...۰ .
خائمه مزبور را چنین آغا زکرده است ۰
پساز حمد خدا ونعت نبی و مدح شاهعباس ویکستدبه در بیان فضیلت علم
فصاحت ویلاغت و تفضیل شعرا براصحاب صناعت مینویسد : «... غرض از تمهید
این متدمات ومقصود از تتشید این کلمات آنست که چون خلاصه اشعار برگزیده از
مشایخ وحکمای متقدمین وفضلا وعرفای متأخرین را درین خلاصه بهمآوردیم ...
؟ کنون محلست که ذ کر صفات شاعرانی و بیان حالات سخنورانی کنیم که درین
روزگار درمیدان فصاحت جولان ایشان متداولست » لاجرم این خاتعهرایذ کر اسامی
ایشان مزین ساختیم و زبدة اشعار ایشانرا در ذیل ا رکان اربعه جمع گردانيديم تا
خلامبةا لاشعار و ربدة الافکار 0
رتبهُ هریکک از ایشان طاه رگردد» ۳ بر رای ارباب فطنت و ذ کا و اصحاب نظم و
انشا پوشید» نماند که خاتمه کتاب خلاصةالاشعار را بعدد بروح آسمان بردوازدهاصل
قسمت نمودیم» و باز هراصلی را بهدوفصل تقسیم کردیم » برین ترتیب : فصل اول
در ذ کر سخنورانی که البوم بازار نصاحت بدرر القاظ ایشان آراسته و د کان بلاغت
یغرر معانی ایشان پیراسته ... فصل دوم درایراد اشعار سخنورانی که بعضی از آن
قبیلاند که بنده بیمقدار بخدمت ایشان در مغر سن رسیده و فیض بینهایت از نظر
کیمیا اثر ایشان یافته و الحال درعرصهٌ فنا سا کناند» وجمعی دیگر از ایشانرا ندیده
و بملازمت نرسیده » و چون مصدوقهٌ حبالوطن منالایمان حدپثی است صحیح و
کلامیست در غایت شهرت » لازم بود که ابتدا از شاعران دارالمومنین کاشان
نمودل ,..»
«اصل اول در ذ کر شعرای دارالمژبنین کاشان حماهاانته عنآفاتالزمان و
نتنالد وران و درو دونصلست » فصل اول درذ کر ءخادیمی که الیوم درعرصدحیات
جلوه گرند وبعضیرا بملازمت میرسیم, وبشرف قدوم ایشانمشرف ميشویمء ازآنجمله:
حسانالعجم مولانا محتشم » امیر رفیعالدین حیدرمعمائی » امیر معزالدین محمد! »
خواجه امینالدین محمد » میرزا حسایی» مولانا ضیاهالدین محمد » سیرزاجلالحکیم»
مولانا رکنالدین مسعود » میرزا ابوطالب حسینی طباطبا م . ,. , » میررفیع الدین
حسین » ابوتراب بیگ تاشی برهانالدین محمدباقر ؛ میر ر کن الاین مسعود ر کنی »
مير بعقویی قمی کاشانی م رم و » مولانا جلالآلدین محمد » میرنظامالدین هاشمی
۰٩٩۱ مولانا موحدالدین فهمی» میر علی! کبر تشبیهی» مولانا شجاع الدین غضتفر»
مولانا کمالالدین حاتم» مولانا مظفرالدین حسرتی, مولانا رضائی» مولانا فریدالدین
شعیب جوشقانی » مولانا وحشتی جوشفانی ( خواجه حسین ) » مولانا افضنل دوناری
نطنزی مقتول در ع۰٩» مولانا شرف اردستانی » مولاناحیدر ذهنی » مولانا مقصود
کاشی (م ,و - خوشطبم)» مولانا حیات ی کاشی » خواجگی عنایت کاشی » مولانا
اب درشهور سنهٌ مس و تسعین ونسمانه د رکاشان فوتشد؛ د گلستان ره .
.۰۳۰ تاربخ تذ کرههای لارسی
سمایی » مولانا شعوری (خواجه محمدآمف) » مولانا شعوری (خواجه محمد آمف) ؛
مولانا فخری » مولانا خصالی (حسین) » مولانا کسری (محمدقادم) » مولانا نذری »
مولانا شریف » مولانا مردمی (حاجی)» مولانا سروری » مولانا عبدالغفار » قاضیمحمد
ملقب بهعصفور » مولانا جلالالدین مسعود م ۲و » مولانا مضنفر بن مولانا فهمی
م ۰.۹۳
فصل دوم از اصل اول در ذ کر جمعی ازذعراء دارالممنین کاشان حما هاانته
عن الحدثان که در زمان تألیف این خلاصه خیرسآل رخت هستی از دامگاه فتابارانگاه
بقا کشیدهاند و بعضی از آنها را در اوائل سن بصحبت رسیده ء از آنجمله ۰ مولانا
شجاع ملقب به کورم ,مه »مولانا همدمی (میرزاعلی) م 9۲ میرسسعودطباطبائی
٩۷۲ ؛ مولانا مشفقی م ۲ ٩۷ 6 مولانا گلشنی م ۹ مولاناحید رطهماسبیم ۱ ٩۷ »
مولانا ادهم م ووو » مولانا نعمتی م ب بو مولانا نگاهی آرانی م بو » سولاضا
رموزی نشلجی م ۲ب و» میرهیةانته م ,ره » مولانا عبدل سا کنی م ٩5۰ ۰
اصل دوم در ذ کر شعرای دارالسلطن صفاهان حنظهاانته تعالی عن مفاسد
الدوران » و درو دوفصلست, فصل اول در ذکر سخنسرایان زمان تألیف این خلاصة
خیرمال» ازآنجمله سلطانعرص بینظیری مولانا کمالالدین حسنضمیری» مولانازین-
الدین علی نیکی » مولانا حزنی » مولاناصبری روزبهان » قاضی نورالدین محمد نوری
تخاص » خواجه افضلالدین محمدت رکه میرشجاع الدین محمود خلیفه» امیرجلال-
الاین حسن» یر برهانالدین محمدباقر اشراقالشهیربداماد » میرزا تاجالدین حسین
صاعد م . . . , (- واعظپاك)"» میر مرتضی رفیقی م .9 » خواجه شاهکی رنانی
متخلص بهفنائی » آقا ملکك معرف » خواجه محمد رضا فکری » مولانا کلامی » مولانا
داعی (میرك)» درویشغازی » مولانا باباشاه حالی» حکیم شرفالدینشفائی» مولانا
محمدرضا ثبکییی ,
فصل دوم در ذ کر جمعی از شعرای دارالسلطنة صقاعان ونواحیآن کهبهءضی
و - تاریخفوت ماعد را مزلف بعداً الحاق کرده است .
+لامبةالاشعار و زیدةالافکار ۰۳۱
را در اوائل سن بخدمت رسیده وبعضی دیگر را ندیده وجمعی ازآنقبیلاند که گاهی
بیتی میگفتهاند » و در تاریخ قألیف این خلاصهُ خیرمال رخت هستی از دامگاه فنا
بارامگاه بقا کشیدهاند » از آنجمله : مولانا حرفی م ۱ب » مولاناطالب م عمو در
کجرات" » مولانا ادایی م »٩۰۰ مولانابهاری » خلیفه شاه محمود » میرزاابراهیم بن
شاه حسین م ٩ » امیر تقیالدین محمد شاهمیر خراسکانی م ۹٩۱ مولانا صادق
م .6 » مولائا مذاقی م بو » مولائا مفلح » خواجه فضلالته » مولانا سالک »
مولانا شامسین ساقی م ء و » مولانا شاهحسین یقینی » مولانا پیری» خواجهجلال-
الدین محمد م بو » مولانا آیتی » مولانا واحد م ,بو » مولانا مقیمی م ٩٩۳ »
مولائا حریمی م بو » مولانا محمد قاسم زاری م وبو » خواجه غیاثالدین علی
فراقی » مولانا خوفی » مولانا حلمی » الّه قلیتسمی» مولانا لوحی م ٩۸٩ میر رمزی
۰.۷۸
اصل سوم در ذ کر شعرای بلدة المومنین قم ونواحی آن حماها انّه تعالی عن
اختلافالزمان از آنجمله : میرعزیزانته حضوری » میراشکی م ۲ب » مولاناهجری »
حکیم رشدی » مولانا ملک » میروالهی (یوسف)» سلطان محمدرئیس » مولاناعارضی»
میرهاشمی » مولانا مشربی » مولانا شکیبی » مولانا حزمی » میرحسایی » میر جعلی -
الدین بحمود اصلی م ۱۰۰۳ ۰
لاحقه : بولانا انصاری قمی » مولاناوحیدی تبریزیقمی م ٩۲ ۰
اصل چهارم از اتمه کتاب خلاصبةالاشعار در ذ کر شعرای بلدةٌ خر ساوه و
نواحی آن » ازآنجمله : مولانا حریفی م ببو ") مولانا مقصدی» مولاناعهدی» مولانا
۰- طالب اصفهانی تا حدود چهلسال بعد ازاین تاریخ زنده بوده و جهانگیر پادشاهدر
توزك خود (ص وم ) ذیل وقایع سال ء ۲. , نوشته که عمرش قریب بصد رسیده وا کنون
د رکشمیر بفرا زبال با فرزئدان ومتعلفان بدمای دولما مشغول است.
> در خلاصةالاشعار سال فوت حریفیساوجی ٩, نوشته شده» ولی درهامش تسخة
بقیةُ حاشیه درصفحة بعد
صبحی م ۳ » مولاناسوزی » مولانا ملاحالدین صرفی » مولانا جدایی م م9 »
مولائا ظریفی 6 سولانا پیروی 6 میر غبدالقدوس تنسی 9 ۳ ٩ مولانا باذلی» مولاثا
کمالی » مولانامیر کی م ۱ ٩٩ » مولانامتصوری .
اصل پنجم در ذ کر شعرای دارالسلطنة قزوین خصوصاً بعضی از شا عزاد گان
کامگار و سلاطین نامدار و وزرای عالیمقدار که در زمان خاقان حنت نکان اپوالبقا
شاطهماسب رو حالته روحه درآن بلده جنت نشان میبودند و گاهی بواسطهُ موزوئیت
بوادی نظم میل مینمودند » ازآنجمله :
بدیم الزمان میرزابن بهرامسیرزا مقتول دره مر ٩ سلطان مصطفی میرزاینشاهطهماسب»
مق ره » سلطان حسنمیرزا بن سلطان محمد پادشاه مق ره » میرزا سلمان بق
۱ 4 ۰4 میرزاجعفر آصفخا ؛ قاضی میر حسن عبدالرژاق سیفی » حاجیاسمیل بحلی ؛
مولانا فروغی » مولانا شرمی (احمد)» درویش کا کای شیرازیالاصل فزوینی مسکن
بق حاشیه از صفحة قبل
مجلس بخط دیگری همزمان با تحریر تذ کره نوشته شدهاس ت که : «فوتش درسة سبموستین
وتسعمانه بود » ملا مقصدی در تاریخ او چنین کنته :
حربفی خرقه بنها د وشدآزاد بودتاربخ فوتش «خرقه بنهاد»
٩۹۰۷
بدابراین ما همان تاریخ صحیح را ثیت کردیم
۱- جاهی صفوی در آخر روز شب پنجم ذیالحجة سال ع ,و هجری مقتول گردید؛ و
تاریخ کشتهشدن اورا مولاناعبدی جنذابدی چاین بافته است ۰
برفلکسودافسرش کدنهاد در مقام رضا سر تسلیم
گفتتاریخ ال قتل مرا پنویسید:« کشت ابراهیم»
<< عم 4
« گلستان هتره
خلابةا لاشمار و زیدة الانکار 9۳۳
م .و » قاضیميرك حمدی تخلص شیخ محمد امین » پادشاهقلی جذبی تخلص »
محمدی بیکتاجار بدبهی تخلمی , مير فارغی م هب٩ . مولانا طبخی , بولانا قدری»
مولاتاساحری ء مولانا حاجیبیکت » مولانا امامقلیبیگ فسونی ذوالقدر ,
لاحقه در ذ کر شعرای دارالسلطنهتزوین که قبل از ژمان تألیف بودهاند » ودر
ا رکان اریعة این کتاب خیرمال که محل ثبتاسم ایشانست بواسطة آنکه دیوانشعر
ایشان بنظر نرسیده بة کر علیحده مذ کور نشدهاند » و چون بعضی از تد کرهنویسان
به ییتی یاغزلی | کتفا نمودهاند لاجرم اقتدابسنت ایشان کرده نامایشانرا درین خاتمه
مشبت بیگرداند » ازآنجمله :
میرفیضی مرعشی مولانا حیرتی . میرهاتفی م ۰٩٩٩ عزیزالته .
اصل ششم : درذ کرشمرای گیلان ودارالمرز مازندران ونواحیآ, ازآنجمله:
خاناحمد میرزا کار کیا ؛ میرزا قراری ؛ سیرحالی لاهیجی قاضی عبد التهبقینی»
مولانا عنایتاله فکری ۹۷,۳ مولانا عارف لاهیجی ؛ مولانا مجازی لاهیجیء مولانا
کافی گیلانی » سولانا ثنائی لاهیجی » مولانا اوجی گیلانی مولانا عزی رشتی »
مولانامابلی رشتی» مولاناحیاتی رشتی, سولانا مسیحی گیلانی » مولانا دوائیلاهیجی؛
مولائا نجاتی گیلانی ؛ مولانا قائمی آملی » مولانا محمدصوفی مازندرانی .
اصل هفتم در ذ کر شعرای دارالسلطنة تبریز و آذربایجان ونواحی آن » از
آنجمله ؛
مولانا حقیری مق ۹۹6 » مولانا خواری م ع بو » مولانا شخیبی م ٩۷۱ »
محمود ییک سالم » مولانا طوفی مولانا وصالی » مولانا حیدری » مولانا صبوری »
مولانا وقوعی (محمد شریف)» مولانا حسن بیگ عجزی , مولانا محمود بیگ فسونی »
میرجعفری » مولائا حالی ؛ مولانا سلطان محمد عرفی م . ,. , » حکیم ابوطالب ؛
قاضی وافی دق ۲و » میرحسین سهوی » چلبیبیگ فاتح تخلص » مولانا فانی »
مولائا صاقی؛ مولانا صیرفی » مولانا معروف ؛ مولانا جانبی ء مو:نا طفیلی » مولانا
قوسی , خواجه امیربیگ سهر م ۳و میرزا کافی اردوبادی» میرزاصادقاردوبادی»
۰۳ تاریخ تذ کرههای فارسی
مولائا ثباتی اردویادی » مولائا برگی تبریزی » مولانافردی اردییلی » مولانا بیسی
اردییلی » مق بر و » مولانا وارثیاردبیلی » مولانا عبدی شروانی م ٩۸۰ .
ال هشتم در ذ کر شعرای یزد و کرمان ونواحی آن ودیار هندوستانمشتمل
بر دوفصل :
فصل اول در ذ کر شمرای یزد :
بولانا وحشّی » قاسم بیکقسمی» طهماسب قلیییگ عرشی نکلو» میرغبدالوهاب
تجدی مولانا زمانی » مولانا عبدیابرقوهی » مولائا کاسب » مولانا شامحسین کامی
م ٩۰6 » میرزبانی » مولانا شاهعزالد بن غواصی م .+ و» مولانا شمسالدین رم ۹ »
مولانا فسونی م ,و ؛ مولانا قاسعی اردستانی قاسم تخلص م ,مرو » مولانا جلال
سهپری » مولانا محمد مرشدی مرشد تخلص , مولااعطائی اردستانی .
فصل دوم از اصل هشتم در ذ کر شعرای دارالامان کرمان ونواحی آن ودیار
هندوستان :
مولنا صوی کرمانی ؛ امیر شمسالدین محمد صد رکرمانی فهمی تخلص؛ شاه
ابوالقاسم الشهیر بهصافیبمی » میرنضلی بمی » مولاناغباری کرمانی؛ شیخ عبدالسلام
پیامی کرمانی » مولانا فداقی کرمانی» مولاناعلینویدی کرمانی م ٩۷۰ مولاناعاشقی
سیستانی » قاضی احمد لاغری سیستانی » میرجنونی قندهاری » میرابوالقاسم کاهی
کابلی م ٩۸ 4 یاد کاربیگ حالتی کابلی ؛ بجمد حسین بقائی پسر حالتی » شیخ
ابوالفیضش فیضی د کنی ؛ امین الملک امیر بحمد معصوم بکری » میربحمد هاشمسنجر
شی (متوطن هند) » بیرمخان » همایون پادشاه » میرنیازی بخاریحجازی» مولانا
مظهری کشمیری » مولانامحمد زمان صانعی بدخشانی .
اصل نهم درذ کر شعرای دارالافاضل شیراز حفت بهالاعزاز ونواحی آن :
مولانا شرفالدین غیرتی » مولانا قیدی م .٩و » مولانا قدری » مولانا عرفیم
۲ ممولانا عاملی دارابجردی م »بو » مولانا لطفی فارسی » مولانا طرحی »
هرفی در و وه درگنشته است,
خلاعهالاشعا ر و زبدةالافکار ۰۳۰
مولائا نطقی ء خواجه عبدیبیگشیرازی (علی ملقببزین العابدین) متخلص بهعبدی
ونویدی م مرو » ابیر معین آلدین آشرف الشهیر بمیرزامخدوم شریفی» شیخ ابوالقاسم
کازرونی » حافظ نامی شیرازی (عمادالدین محمود) ؛ مولانا صحیفی ء مولانا انیسی»
مولانا پناهی دارابجردی م وه » مولانا مکتبی شیرازی مولانا احمدی شیراژی »
مولانا فروغی م ٩۳ . مولانا حمدی فارسی » مولاناعیشی م ببو» مولانا رسوایی ؛
بولانا مبوحی ؛ مولانا صافی » میر حرببی کازرونی» نوروزشاه بهاری هرسوزیم+۰٩»
مولانا حامدی بهبهانی » مولانا مایلی ایگی م ۲ببو» مولانا راستی شیرازی » مولانا
بیکسی شوشتری م , بو , مولانا عاجزی لاری» مولانا کمالالدین حسین لاری» سولانا
کاتب شیرازی » مولانا داعی شیرازی .
اصل دهم در ذ کر شعرای بلدةالاسلام همدان و نواحی آن و یعضی الکات
قراهان و امثال آن .
مولانا هلا کی » مولانا رشکی مق ٩٩۱ مولانا روحی» مولانانازکی» خواجه
آقابابای مد رکیچولکی نهاوندی م .. . ,» خواجه عبدالباتی نهاوندی پسرمد رکی؛
مولانا اسداته حالی همدائی م ۰ .. , » مولانا عبدالباقی شکوهی همدانی » بولانا
موسیرضا» خواجه ملکیبیک سر کانی م : .۰ خواجه آقاسیر همدانی » میرمرتضی
قانی آرتیمانی » میرسمغوث بحوی اسدآبادی , میرعقیل بزمی همدانی » مولانا منیری
نهاوندی » مولانا صیقلی بروجردی ,
لاحقه درذ کر شعرای دارالسلام بفداد ونواحی آن :
مولانا شمسی بغدادی م عوو » مولانا عهدی پسرشسی : مولاناوجه یکرد»
مولانا طرزی شوشتری متوطن بغداد . عینالزمان حلی » میر سید محمدنجفی» خواجه
سراجالدین یعقوبنجفی متخلص بهآمف, مولانا تقی شوشتری .
لاحقه آخر در ذ کر شعرای جربادقان وقصبات آن و حوالی نزدیک بان ؛
بولانا علینقی کمرهیی » مولانا لطفی خوانساری, مولانا حجابی جربادقانی م
برمه ء مولانا علی واصلی جربادقانی » مولانا فکری محلااتی » قاضی میرشجان
۳۹ تاریخ تذکرههای لارسی
کرهرودی م ٩۸۳ » قاضی علانی ٩۳ سولانا داعی انجدانی» مولانا ملکطیفور
انجدانی » مولانا وصلی خوانساری .
لاحقه سوم در ذ کر مستعدان قصیه خوانسار که پیرایة خود را بزیور شاعری
آراستهاند و از غایت صفای خاطر فضائل دیگر علاوه آن ساخته ۰
فاضیحسین خوانساری » مولائا طاعتی خوانساری » مولانا تابعی خوانساری »
مولانا فردی خوانساری م ۲ مولانا شوخیخوانساری متخلص بدپیر دهتان ؛
مولانا تاجری خوانساری , مولانا عضری پسر تاجری » مولانا حشمتی خوانساری »
حافظ مراد خوانساری » مولانا سرودی خوانساری » مولانا زلالی خوانساری » مولانا
غیاتالدین بنصور هرندی .
اصل یازدهم در ذ کر شعرای دارالخلانة ری و دارالفتح استراباد ونواحی آن
بازد و دردون تٍ ۰
فصل اول در ذ کر شعرای بلدة مذ کوره و آن نواحی :
قاسم بیگ حالتی رازی » شاه صفی نوربخشی م ردو » شاه رضا نوربخشی م
۰ » قاضی محمد رازیم رب و قاضی عطاءانته, خواجه محمدشریف هجریم ٩۲
قاضیعیداننه بن قاضی بحمد » امیر قاضی اسیری م ۲و » خواجه شرفالهین شاپور
فریبی » مسیب خان تکلوی رازی » مولانا نفیسالدین شانی تکلوی رازی » مولانا
افضل نامی طهرانی » علیییگ ددهُ شاملوی رازی متخلص به زهدی ء بولانا یمینی
شیرازیالاصلسمنانی سوطن م ۰.۹۸۱
فصل دوم درذ کر شعرا وسستمدان دارالفتح استراباد که با وجود زیور شعر
بفضائل و کمالات دیگر آراستهاند
میرمجمدمژمن میربرادی م ۲۹ مولاناروغنی» مولانا فارغی» مولاناسحایی»
مولاناً ناطتی » مولانا دوستمحمد ء مولانا غیاثی » مولانا علی نیازی» میرمحمد یوسب
در م پن ی مولائا بیانی » مولانا فدانی » مولانا بيروالهي » میرسیری ملقب بهمیر
ناقه م ۲ » مولانا دائميلنکک ؛ ميرهاشمي.
خلام2 لاشما ر و زیدهالافکار ۰۳
3 دوازدهم ازخاتمه کتاب خلاصةالاشعار درذ کر سخنسرایان بلادخراسان
حنظهاانته عن الحدئان : میرزا قلی میلی مشهدی مه » مولانا ولی دشت بیاضی ؛
خواجه حسین ثنائی مشهدی» خواجه محد ميرك صالحی مشهدی,ء قایاحمدفگاری
جوینی م ٩٩ » میرمحمد هاشم مردمی مشهدی م وه » مولانا نسبتی مشهدی م
۰ بولانا صبوحی هروی م هبو » مولانا عبدی جنابدی » میرزاقاسم جنابدی »
مولانا محمد امین ذوقی توئی م بو » سید بحمد جامهباف مشهدی » شیخ رباعی
مشهدی م بب» » حافظ حسن همتی مشهدی مولانا شرف رشکی سبزواری م۰ »٩
مولانا مخلصي مبزواری م ب و وه» مولانا جمالالدین محمدواتعی مشهدی ؛ سیدمحمد
طاهر حزیتی مشهدی » مولانا کمالی سبزواری» مولانا نورالدین ظهوری ترشیزی »
مولانا نظیری جویتی (ئیشابوری)» مولانا اقدسی مشهدی م (. . , » مولانا شهودی
مبزواری » مولانا صابر مشهدی؛ سید بحمد | کبر بدیهی مشهدی؛ بولقلیبیکانیسی»
سولانا ایوالوجد فارعی مشهدی » حافظ کمالالدین حسین تربتی » مولانا حریمی
نیشابوری .
و در تاریخ اتمام مجلد ششم گفته اس تکه :
تاریخ نگار ازان سیب گفت شد «ست مجلدات لاژم» -
۰۹ »۰
اخیرا نسخهیی از مسودات خلاصةالاشعار که شامل دویست و چهل و چهار
ترحمهُ ناقتص وکاسل ودرهم است نصیب دوست دانشمندم آقای د کتر مهدی بیانی
شده که تماما بخط مولف است » ازینعده ترجمذ ,رم شاعر مکررست و تراجم بیست
نفرتعرایذیل درهیچیک ازاحزای خاتمة خلاعبةالاشعار ونسخه های موجود مسطور
نیست و منحصر بنسخه ایشانست» نهرست اسامی بیستنفر شاعر مزبور بقرارذیلست:
همايي هروی (ص +ح)؛ شيخي هروی متوفی ٩٩۸ (ص +۳)؛ مولانا ضیائی
۰۳۸ تاریخ تذ کرههای فارمی
بخاری (ص )» غزالیجنیک" هروی متوفی ۲۹۲۷ (ص ب,۳)؛موالی توني متوفی
۰٩ (ص س)؛ ملالی مشهدی (ص . ه) » خواجه علی واتفی مشهدی (ص , ه)»
حیدری سبزواری مشهور به حید ربینی (ص ر ۰)» تکوییهروی( ۱ ۰)» بیکسی مبزواری
(۱:)» رونقیمشهدیمتوقی ٩ ۷ (ص ۰۲)» میرمحمد کسکتی سبزواری(۲ )؛ عهدی
نیستانی( ۲ ۰)» همدمیحلواییمشهدی( ه), داخلی کابلی(ص ۰)» دردیسمرتندی
(ه) ؛ وسالی بسطامی (؛ ه) » فايضي مشهدی (ء ه)؛ خواجهیحمد خوافی (ء ۰)»
حلاویشیرازی (ص هم) .
رت
تذ کر خلاصبة الاشعار از نظر کمیّت اشعار و منتخبات مفصل دواوین شعرا
عظیمترین ند کرههای فارسیست که رویهمرفته سیصد وپنجاههزار بیت کتابت دارد و
مشتملست بر تراجم ششصد و پنجءنفر شاع رکه اسامی ایشان مذ کور انتاد و تفکیکا
پدین شرحست :
جلد اول ازر کن یکم ۲ شاعر
جلد دوم ازر کن یکم ۲ شاعر
ز 0 دوم ۲ شاعر
رکن سوم برع شاعر
رکن چهارم ۳ شاعر
ات4 ۵ ۸ ۳ شاعر
, - درعرفات الماشتین هم «جنیک» است» ولی در تحقَهُ سامی » چاپطهران » صبج ۱
وچلپ پتنه» ص ۳م , «چنبک» آمده ودرنجمع الخواص » ص «م , وهفت افلیم؛ذیل هرات
! «چنیک» ثبت شده است ,
+ ظاهراً مژلفراسهوالقلمی دست داده و بجای «به من بجو نوشته است » زیرا
وی شا کرد حید رکایچه متوقی ,مه » ومعاصر غزالی مشهدی بتوفی .۹۸۰ بوده و سنه بو
بهیچ حسایی درست لیست .
خلاصةالاشعار و زبدة الافکار ۰۳۹
اضافات نسخة د کتر بیانی . ( شاعر
جمع کل" ,ه+ شاعر
آغاز ا رکان اریعهُ خلاصةالاشعار ۰
«بسمله جواهر حمد و ثنائی که یفرح لوب اصحاب دین مبین و مفتاح ابواب
اتسانی بحکم آنانه غلقالانسان علی صورته ظاهر گردانید» .
آغاز خاتمه خلاصذالاشعار ۰
« بسمله - حمد و سپاس بیعد آفرید کاریراسزد که نفس ناطقه را معدن جواهر
اسرار معرفت و منبع زلال حکمت گردانید ۰ وپس از حمد باری ونعت نبی و مدح
شاهعباس گوید :
«ابا بعد چنین گوید بندة کمیته تقیالدین محمدین شرفآلدین علیالحسینی
درین وقت که این نوباوه که مسماست به خلاصدالاشعار و زبدةالافکار ا زکتم عدم
بمکمن ظهور رسیده و تذ کرةالشعراء و بجالس التفانس و مکارم الا علاق"؟ راتلوی
میموننهاد پدیدشده و تربی همزاد دروجود آبده" اکراین کریمه که درجمال کرامت
+- درنسخذیرلین (ش ,+ الف) ؛عداز اصلدوازدهم که درذ کرشعرایخراسانست»
یک اصل سیزدهم نیز وجود دارد که باز در ذ کر مب , شاعر خراسانیست بثرتیب حرون
تهجی از ابوالسن ابیوردی تامیرشا همیر متخلص بهیمینی کهالحاقی بنظرممرسد» چهتقیالدین
خود میکوید که خاتمه را بعدد بروح آسمان بر , اصل قسمت نمودم: پس اصل سیزدهمی
وجودندارد» و اگرازشعرای خراسان بازهم کسی رابدست میآورد داخل دراصل «,میکرد؛
بعلاوه او در ذ کر تراجم ترتیب زسانی را ملحوظ داشتهاست نه حروف تهجی را .
۲- این تذ کرههم مانند مجالس النفاشس بتر کی نوشته شده ومولف آن پیر مبحمد بن
پیراحمد دفتری رومی شاعر متخلص پهعزمی وستوفی . ٩۰ هجریست .
م - این عبارت مأخوذ از بعدسة کتاب ریاضالملوك نی ریاضاتالسلوك تألیف نظام
تبریزی درسال ردب هجریست » و درآنجا مسطورست که : «درینوقت که این نوباوه از کتم
عدم رمکمن ظهور رسید» مرزبان نامه وفرائدالسلولك راتلوی بیمون لهاد , , ,الخ» رك «ازسمعدي
تاجاسی »ص ٩5 ,
0 تاریخ تذ کرههای فارسی
پرورش یافته است بدستیاری مشاطهٌ قبولعالی حضرتی که مقصد اصلی این تألیفست
(- شاعباس اول) زیب و زبنت قبول یابد عجب نباشد ..... غرض از تمهید این
مقدمات ومتصود از تنشید این کلمات آنست که چون خلاصه اشعار شعرای برگزیده
از مشایخ و حکمای متقدیین وفضلا وعرفای متأخرین را درین خلاصه بهم آوردیم و
زبدهٌافکار مبدعات طریف وتالد را جمع گردانيدیم و ازهرنوع چندین ییات رنگین و
تکات شیرین ترتیب دادیم» | کلون محلست که ذ کر صنات شاعرانی و بیان حالات
سخنورانی کنیم که درین روزگار درمیدان فصاحت جولان ایشان متداولست » لاجرم
این خاتمه را بذ کر اسامی ایشان مزین ساختیم وزید؛ اشعار ایشانرا درذیل ارکان
اربعه جمع گردانيديم تا رتبةٌ هریک از ایشان ظاه رگردد» .
تقیالدین ذ کری کاشی تألیف این تذ کرهرا درحدود سال ٩۷۰ شروع کرده
ودیباچة ر کناولرا بدعای دوام وبتای دولتاپوالیقا شاءطهماسب صفوی آغازنموده»
و درپایان آن تألیف خود را بهشاهعباس ماضی تقدیم داشتهاست .
وی اجزاء مختلف این تذ کر عظیم را از ارکان اربعه تا اصول دوازده گانهٌ
خاتمه وفصول ولواحق آن درطول مدت چهلسال بترتییی که مواد مربوط بهر قسمت
را بدست میآورده مینوشته وغالبا بتاریخ تحریر تراجم تصریح کرده است.
نخستین تاریخی که بقلم ذ کری جاری شده » سنهببو است در ترحمه امیر
روژبهال صبری که مینویسد: «۱ کنون که سال هجری بنصد وهفتاد وهفترسیده» و
آخرین تاریخی که بنده دیدهام هزارویازده است درترجم زلالی خوانساری که گوید.
«و چند قصیده از اشعار او درسنة احدی عشر و الف هجریهداخل این نسخةه خیرمال
گردید» .
تراجم شعرای ذیلرا نیز درتاریخهای مختلفی که ذ کر ميکنيم نوشتهوبدانها
تصریح کردهاست: سیدمحمدجامه بافمشهدی هم و امپرجلالالدین حسنشهرستانی
بر و و تکملة آن در دوو» نسبتی مشهدی ومیرزاصادق اردویادی و صبوریتبریزی
ومیر یعقوبی قمی کاشی وعاشقیسستانی م,م و » حزنیاصفهانی وثباتی اردوبادی وم و»
خلامذالاشعار و زبدةالافکار ۱
سلطان بحمد رئیسقمی و رضائی کاشی ومیرزا مسخدوم شریقی ٩٩. . فهمی کرمانی و
رکنالدین مسعود کاشی ,٩؛ خان احمد گیلانی و عبدافقفا رکاشی و طوفیتبریزی
۲ ۰ میرمحمد باقر داباد استرابادی متخلص به اشراق ٩٩۳ ؛ سید محمد نجفی و
حکیم ابوطالب تبریزی ع وو » داعی انجدانی 9۰و » حانظراد خوانساری بو »
مظهری کشمیری و میرحسین سهوی تبریزی ,وه ؛ پیأمی کرمانی و سراجالدین
یعقوب آصف نجفی ,و » عارضی تمی ... , » حاألی تبریزی ۰.۰.۱ شانی و
یولقلی بیگ انیسی ونذری کاشی (.. , » شرمی قزوینی ۱۰.۳ » میرمغیث محوی
اسدآبادی ه . . , » مومن حسین یزدی ب. . ,» میرزاسید ابوطالب کاشی ومیررلیعم-
الدین حسین کاشی و ابوتراب ییگ فرقتی جوشقانی . ,., » زلالی خوانساری
۱ ۰.۱ ؛ درسال , ,. , به همدان رنته وملا عبدالباتی شکوهی همدائی را در آنجا
بلاقات کرده است ,
استوری (,/۳.م) در ضمن سعرنی نسخه های خلاصةالاشعار مینویسد:«تمام
این اثر وجود دارد در یک نسخه که در ب , . , کامل شده و بخاتمة دومی پایان
میپذیرد ( کهاین خاتمه شامل منظوبههابی بدون ترجمة حال از. ب شاعریست که
بیشتر آنان پس از تألیف کتاب دیوان خود را برای مولف فرستادهاند) و یک ذیل
مشروح (شامل عقائد و افکار مولف دربارة تألیف مذ کور » نگاه کنید به پلاندصفحات
۱ ۱۳۲۹3 .۰
بطوریکه ازمندرجات خلاصبة الاشعار برمیآید تقیالدین بارها تألیف خود را
کامل پنداشته و باز بتکمیل آن پرداخته است؛ واینکار تا سال ب , ., ادامه داشته
است» مثلا" در احوال مختاری غزنوی گوید که : «مدتهای مدید درطلب دیوانیازو
دراطراف عراق گردیدم» تا آخرالامر در شهور سنذ وم و که خاطر فیالجمله ازترتیب
این خلاصة دلکشا فارغ ساخته بودم ؛ یکی از دوستان ندیم ... از جانب هندآمد )
و تمامی دیوان وی که قربب بچهارهزار بیت بود بچهت کمینه آورد» و سب این
پیش آمد منتخبات تاژهیی ازدیوان مختاری داخل نذ کره کرده است .
2 تاریخ تذ کرههای فارسی
همچنین در ذیل ابوترابیبگگ فرقنی گوید که: «راقم اين حروف را بعدازترك
تذ کرهنویسی وتوبه ازآن شغل خطیر» لازم شد بلکه واجب که باردیگر سرقلمشکسته
رقم از دوات مشکین شمامهترسا زد » ونام نامی آنجناب را با اشعار بر گزید؛ویداخل
این نسخة خیرمال کرداند ء لاجرم در شهور سنة عشر و الف هجریه این چند کلمه
مرقوم کلکثمکسوراللسان گشت» ونتایج طبع ونسایج خاطر نقاد آنحضرتدرین اوراق
مثبت شدء بمنه وجوده» .
در ترجمة نسبتی مشعدی مینویسد: «آما الیوم کهسال هجرت نهصد و هشتاد
وهشترسیده آوازشاعری و میت سخنوری وی فرونشسته» نمیدانم زبان ا زگفتاربسته
یا از آنجا (- آذربایجان) بیرون رفته » علیایحال اشعاری که قبل ازین مشارالیه
بغقیر فرستاده بود دربن خلاصه صورت تحریر یافته» .
و دردنبال آن بعدا اقزوده است که : «اما درین اوقات که تاریخ سنه نهصد و
نود وپنج هجریه است وسسود این اوراق از جمع و تألیف این نسخد خیرمال فارغ
شده و بکتابت آن مشغولست» یکی از مستعدان گف که مشارالیه بسفر رومرفتهبود»
و مدتی در آن نواحی سر گردان میگشت » هم درینسال بهاردبیل آمد ودرآنجاداعی
حق را لبیک اجابت گفته نزیل فردوس گشت» .
در ترحمه حکیم شفا نی کودد : «بنابراین مقدمات درین اوقات راقم اینجروف
بعد از اتمام این نسخة نامدار » و بازداشتن قلم از ذ کر شعرای تا این روزکار» بار
دیگر قلمسشکین رقم را از چشمه دوات رطباللسان ساخته اسم نامی حکیم ژادبالغ
طبیعت را اضافه این کتاب دلکش وقلادهُ اين عقده بیفش گردانید » و باوحود آنکه
چند نسخه ازین خلاصه باطراف عراق وخراسان رفته بود ء و الحاق واضافه مستحسن
نمینمود» این اشعار منتخب آنجناب را که بهتر از در و خوشتر از عقد گهرست ؛ و
رقیقتر از آب زلال و دتیق تواز سحر حلال باظر ناظرانرسانید, بمنه وجوده و کرمد» ,
و در ترجمة محمدرضا شکیبی اصفهانیمینویسد : «اما اشعار بر گزیده واییات
پسندیده مولانا شکیبی آنچه بنظر رسیده بچند دذعه » همینست که درین اوراق مت
خللامبةا لاشعا رو زیدةالافکار ۰۶:۳
شده » ولهذا دربعضی نسخ این کتاب درذیل ذ کرش بزیاده و نقصان مثبتومسطور
گردیده» .
استاد فقید برحوم سعیدنفیسی در سالنام؛ پارس سال م۲۲ شمسی (ص۳۳)
وبجلة پیامنو (جه ش ٩ ص , ب فروردین ۱۳۳۰) و تاریخ نظم ونثر درایران و در
زبان فارسی (ص وب وه .م) توشته است که: تقیالدین دراواسطعمر به هندوستان
رفته و بسال هو در بیهعاپور خلاصةالاشعار را بنام ابراهیم عادلشاه تألیف کرده
است» و اتمام آثرا سال ۳و دائسته است .
د کتر نقویهم خلاصةالاشعار را در ردیف تذ کرههابی که درهندوستان تألیف
شده است آورده و در (ص ع ( ,) نوشته است که : «مولف | کثر اوقات زند گانیخود
را در ایران و درکاشان بسر برده ؛ ابا در آخرعمر به هندرفته ودرسال ب , . , تذ کر
خود را پنام ابراهیم عادلشاه انی سلطان بیجاپور (م,م و-بم . , ه) عنوان و تقدیم
نمو۵د» ,
تا آنجا که بنده تحقیق کردهام تقیالدین کاشی هرگز به هندوستان نرئته و
بیشتر ایام عمر را درمولد خویش کاشان متوطن بوده و سفر دور او بسال 4٩. واقع
شده است که باتفاق ناطقی استرا پادی بزیارت عتبات رفته بوده » وغالب شعرایی که
2 در زمان تالیف خلابتالاشعار متیم هند پوده با عزیست هند کردند » بتصریح
خود وی اشعارشان را برای ثبت در تذ کر وی بوسیلة سمافران ازآنجا به کاشان
فرمتادها ند .
تقیالدین پیش از سفر عتبات درسال ,رب برای ملاقات شعرای اصفهان و
نگارش تراجم آنان بدان شهررفته ویعداز آندرسال. , . , بقصددیدار ملاعبدالیاقی
شکوهی به همدان و حدود نهاوند سفر کرده ودیگر در کتاب خوداز هیچ سفری یاد
نسخه خلاصتالاشعار شمارء (عمم ) کتایخانامجلس در کاشان بخط بحمد
3 تاریخ تذ کرههای فارسی
شرفالشریف بن میرزانظام در ۲۳ رجب ۳ ,. , نوشته شده و اضافات و اصلاحاتی
بخط بصنف دارد .
تقیالدین اوحدی مولف عرفاتالعاشقین که مقیج هند بوده و تذ کرهٌ ود رادر
شهر آ گردرسال ۲۲ .,-ع ۲ ., تألیف کرده است» درترجمة تقی کاشی مینویسد کد:
«.. یر تقی کاشی المشهور بهمیر تذ کره مردی فاضل کامل قابل بود » ... درین
ازمنه شنیده شد که بحق پیوسته» ,
۱ تتی کاشی به هند رفته بود تراجم واشمار شعرایمتيم دربارابرا هیمعادلشاه
شعرای مزبور بالصراحه مینویسد که اشعازشان را ارآنجا فرستادند » چنانکه درترحمة
ظهوری آورده ِ «الحال دورشهر احمدنگر در ظل تربیت پادشاه آن ولایت آرام دارد 4
و بلوازم شعر وشاعری پرداخته نقشی افکار برالواح خو اطر بستعدان و واردین آندیار
مینگارد » و در شهور دنه ۹۹۹ این چندقصیده باین کمینه فرستاد» .
درسال ۸ ۱۰۰ در ترحمة شربف کاشی نوشته است که ۳۹ «در شهور سنه اریم و
تسعین و تسعمانه متوحه دیار هند گردیده و الحال زیاده از چهارده سالست کهدران
ولایت سا کنست» .
ظاهراً مولف خلاصة الاشمار تمام یا قسمتی از تذ کر خود را بقصد دریافت
انعام يراي سلطان ابرا هیم عادلساه بیجا پوری فرستاده بوده و آن سوه پعد ها بدست
یک فهرستنویس فرنگی افتاده و او نادانسته چنین نظری داده است » وآفایان سابق-
الذ کر ازو تبعیت کردهاند ۱
التزام در نیاوردن مثنوی
وی باخود قرار دادهبوده که ازمثنویات جیزی ذ کرنکند» بهمین ههت درترحمه
زمانی یزدی گوید ۶ «بااوجودآنکهالتزام کرده شد که مثنوی درین خلاصهثبتنباشد»
حسب الاراده وی این التزام را پرطرف ساأخت» .
دیوان مولای متقیان
بعد ار دیباچة ر کن اول » ازدیوان مولای متقیان اختیاراتی کرده استباشرح
ابیات » و درمقابل هردوییتی یک رباعی گفته و تحتعنوان لشارحه ثبت کردهاست .
درهامش صفحهیی از ترجمةٌ میرداماد که تقیالدین کاشی از زبان بد گویان
شکوه میکند (درنسخد مجلس که بخط شرف بن میرزانظام دز ۳ ۲ رهب ۳ . ۱ ۵ )
نوشته شده و آثار تصعیعات و امافات مولف درآن آشکارست) یکی از معاصران وی
چنین نوشته است : «راست میگوید ابن انشا وعبارات ساخته از کلیله ودسنه برداشته
و شعر هیچیک از موزونان را چنانکه هست ننوشته و انتخاب معکوس نموده » لهذا
شعراهم او را اهاجی ر کیک کردهاند .
لمولانا فهمی
مار در سوراخ دارم عقرب مودار را
عقرب مودار را » میمون گیسودار را
وهجو او بسیا رگفتهاند » و اين مخصر برنمیتابد» .
همین شخص در کنار ترجمه حکیم شفائی اصفهانی نوشته است که : «الهی
بغضب مرتضیعلی گرفتار شوی ۰ که ا زکهالات حکیم مذ کور یکی از هزار را نقل
نکرده واز اقسام سخنش که مغرب ومشرق را فرو گرفته هیچ ننوشته » اشعار کاشیان
بیمزه گویرا تمام نوشته وبه اصفهانیاندرمقام نفاقآمده» آنچه بکار میآیدومشهوزست
نتوشته » کسی که مشرق ومغرب گیتی را بتیغ زبان گرفته باشد بتذ کرة توچه احتیاج
دارد» اما ه رکه برین انتخاب نظر بیافکند حمل بر خری تو میکند » يا کم تتبعیتو
و شعر نافهمی » چنانچه خود انصاف داده فتأمل» .
و درکنار اشعار حکیم نوشتهاست: «اين اشعارراحکيم درسکتب درس طفولیت
گفته و داخل دیوان نساخته و اشعار متنوعه وقصیده و اهاجی و چهار کتاب مثنوی
راهیچ ننوشته » ظاهراً نشنیده یا نفهمیده» .
1 تاریخ تذ کرههای فارسی
نیز همین شخص نام اصلی صاحبان بعضی اشعار را که مولف بغیر سرایندهاش
سبت داده بوده در کنار آن اشعار نوشته است .
حقاینست که تقیالدین کاشی دربارةٌ شعرای ؟اشان بحکم حبالوطن من-
الایمان غل و کرده ؛ و دربار شعرای»ایرنقاط بتفصیل تراجم شعرای کاشانچیزننوشته
است » و این خرده گیریها و انتقادات و اعتراضات معاصران پر بیاساس نبوده.
ونیز یمسائل شخصی وموضوعات خارج از وظیقه تذ کره نگاری زیاده از حد
پرداخته است ؛ و درواقع یککسوم از ند کر خلامة الاشعار را این حشو و زواید پر
کرده است . وی هرشاعری را بهر صفتی که توصیف کرده است» فصلی بمناسبت کلام
درآن باب پرداخته » مثلا" اگر بخیل بوده در بخل و !گر کریم بوده درکرم وا کر
حسود بوده درحسد فصلی مشیم بقلم آورده است ,
باابنهمه تذ کرعظيم خلاصةالاشعار ازنظروفور شعرغنیترین تذ کرژفارسیست»
و از حیث تفصیل تراجم بخصوص درقسمتعصری بیتظیرست .
ولی شکفتست که سولف با آنهمه شعری که دیده و خوانده و انتخاب کرده
بوده که خلاصُ ناچیزی از آن آتشکدهآذرست» گاهی بدقایق سخن وقواعدآننرسیده»
ازحمله اينکه الف مماله را با الف مقصوره درقافیه خطامیکرده » چنانکه در منتعخیات
اشعار فریدالدین شعیب جوشقائی پس ازنقل این دو بیت :
تمام نر گس بینا بروید از خا کش
درین بهار بخالك ارکنند اعمی را
5: ,-"گویا حکیم رکنای کاشی بهمین معنی نظر داشته است که گفته :
4 9 ی
3 درطرزسخن ترا ببانی د گرست القصه زبان توزبانی د گرست
5 از للزم دانش توای بحر عمیق هرقطره هیولای جهائی د گرست
: ۳ ومیرداماد درجواب گفته ۰
جا. درقالب نظمازتو جانید گرست درتن ژخیال تو روانی د کرت
در محور آسمان استمدادت هر نقطه بحیط آمسائی د کرست
-
«متقول | زخلامةالاشماره
خلاصةالاشعار و زیدةالانکار ۳4
نبرد دست بسوی نیقلم هسرگز
ازآنکه یافت یکی در رقم نی ونیرا
نوشته است که «درقافیه این بیت قصوری هست .۰
اگر نه لطف تو داوی نجاتش از طوفان
زمانه کردی تابوت نوح » کشتی را»
درمورد شعرای منقدم مقید بوده که برای هریک داستان عشقی مجعولیبسازد
وتذ کرة خود را از اعتبار بیندازد » و شیخ علینقی کمرهیی که از شعرای مشهور و
دانشمند ترن بازدهم معاصر وی بوده چون این قسمت از تذ کرهٌ مزیور را از انسانه
جدا کرده حقایق تاريخي و اشعار شعرای متقدم را بانتخاب خود مجزا ساختهبوده »
تقی الدین کاشی از این عمل وی رنجیده خاطر گشته و مدتها با او سکابره داشته
است .
بژلف خلاصة الاشعا ر دربار شعرای سلف از ماغذ خود کمتر نام میبرد" و
پارهییاز منابم ومراجم خودوا که بقلم آورده عبارتستاز: چهارمقاله» المعجمفیمعا ثیر
اشعار العچم » حداثق السحر , تذ کر؛ دولتشاه , مجالس التقائس » تاریخ جعفری ؛
تحفه سامی و چند کتاب دیگر وغالباً جغرافیای شهرها راهم نوشته است» مثلادرذیل
قاسمی اردستانی آورده است که : «اما اردستان قصبهایست درمیان یزد و صفامان و
کاشان واقم شده و در قدیم الایام بعضی اوتات داخل صفاهان و بعضی محلازتوایم
ولایت یزد بوده » و در کتاب اسامی بلدان که یکی ازفضلای روزگار درسنة خسو
اربعمائه (ه . 4) تصنیف کرده آورده که ... الخ» ؛ ودر ذیل عاشتی سیستانی گوید
که : «.اما سیستان ناحیتی است بزرک و آنرا سجستان نیز گویند و شهر نیمروزش
خوانند و در قدیم الایام بزابلستان مشهور بوده و در وجه تسه باین نامها وجوه
+- مثلا دراحوال ادانی اصفهانی میئویسد که ۰ «ارحملهة شعرای مشهورست ونایش
در تذ کرهها مذ کوره ولی نمیگوید کدام ند کرهها ۹
۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
گفتهاند , صاحب عجایب المخلوقات آورده که سیستان شهریست بزرگ و پر نعمت
۰ الخ»
نسخه : کتابخانة مجلس » نصف اول از مجلد ششم شامل هفت اصل ازخاتمه
سورخ م۲۳ رجب م,., ه بشمارة عم با اضافات و تصحیحات مصنف » کاتب
محمد شرفالشریف بن میرزانظام» در ع , ب برگ» هرصفحه ه ۲ سطر بقطع . ۱:۲ ۱
شامل ۳ , ۲ ترجمه .
نصف دوم از همین بجلد را که شامل اصل.هشتم تادوازد همست با همان
مشخصات و بخط همان کاتب آتای عبدالعلی ادیپ برومند شاعر معاصر » سا کن
طهران مالکست این نسخه شامل بب , ترجمهاست دومع ۲ , صفحد» هرصفحه ه ۲
سطرء و آثار تصحیحات و اضافات بخط مصنف درآن مشهودست, این نسخه از اول و
آخر دوسهجا افتادگی دارد.
ایضاً مجلس قسمتی درهم از خاقمه بخط مولف شامل ۲ ترجمه ازسحتشم
کاشی تا چلبی بیگ تبریزی جزو کتب اهدائی مرحوم سید بحمد صادق طباطبائی
بشماره رو در وه ۲ بر گ هرصفحه ۲ ۲سطر بتطع ۱-٩ ۱ مورح , جمادی-
الاخره سنة ,.., ۵ در کاشان ,
ایضاً مجاساول از رکن اول بشمار؛ٌ ببب جز و کتب اهدائی سرلشکر مجید
فیروز که در زمان حیات موّلف نوشته شده با اضافات و تصحیحات وی ورقم آخر کتاب
نیزبخط اوست» در ,و بر گ شامل » ترجمهاز عنصری تاخاقانی بقطع . ۲ ۲۲
مورخ شهر رجبالمرجب بر ., . , هجری" .
,- در پشت صفحةٌ اول اين نسخه بخط مرحوم حاج فرهاد میرزا معتمدالدوله چنین
مرقوسهت : « دخل بنویةالاقل واناالعدالمذتب العاصی طالب الرشاد فرهاد فیدارالخلافة
طهران مع اربم مجلداتآخرفی ۳ شهر ربیع الثانیسنه , »+ , هجری علیهاجرها الفالفسلام .
(مهر نایب الایاله)
بقیهُ حاشیه د رصلحة بعذد
خلاصةالاشعار و زیدةالانکار ۰
کتابخانة مرحوم صادقانصاری » مجلد اول از رکن اول بخط مصنف شامل
هفده ترجمه از عنصری تا خاقائی » تاقصالاول .
کتایخانة ملی ملگ » نسخه شمارة رب . ع شامل ۳ , ترجمه از قسمتهای
مختلف خاتمه که با فیضی د کنی شروع و بهمومن حسین بزدی ختم میشود , مژلف
درپایان این نسخه نوشته است: قابل باصله حرره بولفه تقیالدین محمدالحیتی فی
ممنف ۳ ۰ [ ۰
کتابخانة شخصی آقای د کتر مهدی بیانی » قسمتهای مختلف و درهمی از
خاتمه با افتاد گیهای زیاد شامل ,م, ترجمه بخط مصنف از کمال الدین حسین
ضمیری تا درویش کا کای شیرازی.
ایضاً کتابخانة آقای د کترییانی قسمتهای درهم از خاتمه با تراجم بعضی از
متقاین بخط مصفشامل ه ؛ ب ترجمه که . ء ترجمه آنه مکروست و پیست ترجمه
اضافیست که درهیچیک از نسخهها نیست.
بقیة حاشیه ازصفحهة قبل
ودرپشت مفحا آخر نوشته است ۰
«هو - این کتاب اول مال حاجی لطفعلی بیک آذر تخلص صاحب تذ کر آنشکدهبوده
و اشعارشمرارا ازین انتخاب کرد است که درحواشی علامت انتخاب گذاشته است , سليقة
حاجیبیکدلی ازین معلوممیشود که مثلا دربن تذ کره ازاشمارسوزنی ومختاري که ازه رکدام
صه هزار بیت شعر است تریب بصد بیت انتخاب کرده» سهل است که دریک قصیده کهانتضاب
کرده اشعار خوب را ترك کرده ؛ تمیدانم سلیقه انتخاب نداشته يا اينکه عمدا چنین اشعار
برگزیده اس ت که اشعار خودرا قصيدة" وغزلا" جلوه دهد» ماللتراب وربالارباب؛ اینمجری
السیل منمطع السهیل. درحق حاجی لطفعلیبیگ همان هجو طوفان کافی است که یکبیت
او درنظر است
زشعر خود درو بلوشت بسیار سقط شدد تذ کره در زیر اینبار
والسلام خیر ختام»
٩ متسه
۰ تاریخ ند .های نارسی
کتابخانك شخصی د کتر عبدالوهاب نورانی وصال مقیم شیراز » شامل سد
ترجمه از مجلدات اول و دوم (ر کن یکم) :
۱-رفیالدین نیشابوری م-اثیرالدین اخسیکتی
۳ ادیپ صابرتربدی » بخط مولف .
کتابخانة ملی » شمارة + . , تحریر آرن سیزدهم » قسمتی است ناقصالاول از
جلد یکم رکن یکم .
دانشکدة ادبیات » شمارهٌ ء , , -ب ءبع برگگ » شامل مجلد اول ازرکن
یکم .
دانشکد؛ ادییات» شما ره , مج» نسخهایستدرهم شامل قسمتهایپرا گندهیی
از ارکان اربعه واصول دوازده گانهُ خاتمه کهاز محتشم آغاز وبهمخلصی ختممیشود»
حاوی ۲ ۲ ترجمه در مب برگ.
در کتابخانة فخرالدین نصیری امينی سا کن طهران نیز مه مجلد از ارکان
اوبعة کتاب بخط بصنف بوحودست.
کتابخانة آستانندس ۶ ش مه ء شامل سهترجمه ازر کن اول (- ازرتی »
ایوالقرجرونی » ایوالفرج سجزی) مورخ ء محرم ۱ ۰۱۰۱
نسخه هایی که استوری نشان داده است؛
وی پس از توضیحی مختصر درباب ا رکان اربعهٌ کتاب و خاتمٌ آن مینویسد:
«تمام این اثر وجود دارد » در یک نسخه که در ب , . , کاسل شده و بخاتمة دومی
پایان میپذیرد ( که این خاتمهشاملمتظومه هایی بدون ترجمة حال از, بشاعریست
که بیشتر آنان پساز تألیف کتاب دیوان خود را برای مولف فرستادهاند) ویکذیل
مشروح (شامل عقائد و افکار مژلف دربارة تألیف مذ کور : نگاه کنید به بلاندصنحات
۱ ۱۲ ۱۳۲9). ازین نسخه خلاصهبي شامل تراجم احوال بدون شعر وجوددارد .
اشپرنگر » شمارة م (سوتیمحل)» شمارة و (موتیمحل) .
لوشه » چ بش ۱۲۲ (عمع » سوزني » رشید وطلواط » فلكي » عمادی
خلاصةا لاشعار و زیبدةالافکار ۰.۱
«ازرکن یکم». این جلد یکی از مجلدات نسخا اصلی تذکره بزرگتقیالدین کاشی
امتنک : مربوط یاو خر قرن شانزد هم میلادی) ,
بانکیپور » ج م ش مب (مجلدچهارم - ر کنسوم) با تجدید نظر و امافات
بقلم مولف مربوط باواخر قرن شمانزده یا اوائل ترن هفده ,
اته » شمار؛ ربب ( خلاصهُ دومین تدوین است ؛ دون اشعار » و ناقد رکن
چهارم) .
اه » شمارة ربب (شامل خاتمه از اولین تدوین » بدون اشعار مربوطبه ٩۳
هجری) .
درن » شمارة ۳۰ (شاسل ر کن سوم از بو هجری تراجم , عشاعر) .
یمه ریو » شمارةُ ه . , (مدخل فصول ومجلد یکم فقط » ناتصالاخر ازترن
> م شامل تراجم ۲۲ شاعر) ,
لیندزیاناه ص ۲۲۳ ش ۲,س (دومین تدوین فاقدر کن چهارم» مورخ۰۳۸ ۱
هچری) «نسخه بلانده .
برلین » شماره نع (خلاصه دومین تدوین ازقرن ٩ , م).
برلین شمارهُ بع ب / ] (فقط خاتمه : خاتمة دوم» ذیل » از قرن و ,مونهرست
شعرا در دومن خاتمهاست) .
ایوانف » ضمیمه ( ش ۲ج (قسمتهایی از جلد چهارم که مطابقست با رکن
سوم از قرن ۱٩ )۲ .
۱- در کتابخانة آستانقدس رضویدیوانازرقی (شمار؛ ,ره ع) که مشتمل است برشرح
حال ومنتخبات دیوان آزرتی وابوالفرج رونی وابوالفرج سجزی وئیز دیوانهای رشید وطواط و
سیدحسن آشرفغزنوی (بشمارههای ببه دع و مب ع) دراصل قسمتی بوده است از رکنبکم
خذ کره خلاصةالاشمان ومتصدیانبیاطلام کتا بخانه ترجمة هرشاعرومنتخیات اوراجدا کردهبنام
دیوان مستقل شمارءٌ خاص داده و تجلید کردهاند » و لازم بذ کرس تکه در کتابخانة مزبور
تسبت بتمام مجموعهها اينجنایت صورت گرفته است .
۳ ۱ تاریخ تذ کرههای فارسی
تقیالدین اوحدی ترجمه وی را چنین بقلم آورده است :
«عرفه - جابع مجامع گوهر افشانی » عمان گوهر کاملبیانی میرتقی کاشانی
المشهور بهمیر تذ کره مردی فاضل کامل قابل بود » تتبع دواوین وقواعد کرده اشعار
بسیاری از استادان دیده و تذ کرهبی نوشته ازشعر قدما هرچهیافته در تذ کره بذ کور
ساخته » و الحق آن مجهوعه از بسیاری شعر ازلباس ذ کرشمرا برآمده » و وی در آن
نسخه برهریکک ازقدما شیوه عشقی لاژم ساخته و ازعهده آن ئیکو بیرون آمده » وقتی
شیخ علینقی کمرهبی برآننسخه گردیده انتخابیبرآن تذ کر وی نموده» ویرا اینمعنی
یغایت گران آمد و آزرد گی عظیممایین واقمشد؛ مدتها مباحثات ومکالمات مینمودند»
ومیرتقی مرتکب شاعری کمتر شده » درین ازمنه " شنیده شده که بحق پیوسته» ذ کری
تخلص کردی .
وله
کدام ماه بطلعت چوماه من باشد
که حسنشاهد من شمع انجمن باشد
شهید عشق ترا زیست بیمی از محشر
خوشا تنی که بزخم تو در کفن باشد
سهیل طلعت جاسمت برق خرس غم
من آنسهیل نخواهم که دریمن باشد
خرد بیان ترا بوی دید و رفت بفکر
گمان مردم جاهل خلاف ظن باشد
حدیث محنت هچجران من چوینویسند
فراقتاسة بجنون و کوهکن باشد
,-تاریخ تألینعرفات (۲۲. ,- ۰.۲ ۱) است؛ بنابراینفوت تقيالدین ؟اشي دريکي
از سالهای ۰۳ رتاع ۲ ۱ هدری وا شده ات ۲
لاصةالاشعا ر و زیدة الانکار ۹
کسی کهفاش کندرازعشق نیستمحب
کرش چو مار همه خالك در دهن باشد
خوشست جان که نثارقدوم دوستشود
کسی کجابرد آن جان که دربدن باشد
یمن سخن شده باری که بعد مردن هم
زبین خانة من قبلة سخن باشد
مکن برابر هرنظم شعر ذ کری را
کسینگفته بری مثلاهرمن باشد»
«عرفات برگ / ۰و ,>
میر تقیالدین محمد تذ کره
منم آن اسیر هجران بغمش جدا نشسته
چو رسول بیت احزان بره صبا نشسته
بابید آنکه گاهی شنوم مدای صوتش
برهش چو کوه حیران پره صد| نشسته
تو چوجان من ربودی بلیان روح پرور
دل من زرشک جانم زتوهم جدا نشسته
چو ندید پیر کنعان پسر عزیز خود را
بهوای دوربینی نگهش زپا نشسته
منشین بیپهلوی ما تو که دردما نداری
شد همست وبیخود آنکس کهدمی بمانشمته
دل من زچشم مستش بمژه پناه برده
زبلا و فتنث او بنگر کجا نشسته
بی خواهش وسالش بحریم پیر کنمان
بهزار امید ذ کری بدر دعا نشسته
منقول ازیک سفینه که در اوائلترن یازدهم نوشته شده است .
اون تاریخ تذ کرههای فارسی
آثار دیگر تقی کاشی عبارنست از :
مجمع القصاید مشتمل برقصایدی که ازمتقدسین برایتذ کر؛ُخود انتخاب کرده
بوده » ظا هرا در پنج مجلد .
ندوین دیوانمحتشم حسبالوصيُ شاعر بدست او صورت گرفته وبرآندیباچه
نوشته است ,
مائرالخضریه در شرح احوال و ذ کر ابنیه و آثاری که آقا خهرای نهاوندی
در زمان حکومت کاشان خود درآن سامان بوحود آورده است ,
راجم به مجمع القصاید. آقای د کتربحمد دبیرسیاقی در پیشگفتار دیوان عنصری
بلخی مصحح خودشان (صفحه نه - ده) چئین نوشتهاند :
«محتویات دیوان حاضر در بادی امر برمقولات کتاب مجمم القصائد متکیاست
که بعلامت اختصاری «م» درین چاپ نموده شده است .
مجمالقصائد که تفیالدین محمدالحسینی جامم آنست و بسالهای بب . , و
۱.۸ هجری تدوین و تحریر یافته سه مجلد است و آن درحقیقت مجموعهایست از
دواوین :
حکیم عنصری - استاد فرخی - اثیرالدین اخسیکتی - مسعود سعد سلمان -
ابوالفرج رونی - سید حسن غزنوی - حکیم آزرقی - عثدان بختاری - ظهیر فاریابی -
مجیر بیلقانی - امیر معزی - انوری - عبدالواسم چبلی - ادیپ صایر - رشید و طواط -
حکیم سوژنی - جمالالدین عبدالرزاق - اثیرالدین اوسانی- سراجالدین قمری - امامی
هروی - فرید الدین احول - شمس الدین طبسی - رکن صاین - بدر چاچی - مجد
همگر » .
دوصفحه آغاز کتاب حاشیهُ مذهب دارد و از دواوین فوق فقط دیوانعنصری
که درآغاز نسخه آیده است دارای مقدمه است» .
ظا هرا آفاید بیرسیاقی تاریخ تحربرمجمم القصائد (نسخةطرفمراجعة خودشان) را
+لاصتالاشعار و ژبدةالافکار 99
که درحدود چهل وپنجسال پسی از مرگ تقیالدین نوشته شده است باتاریخ تدوین
آن اشتباه کردهاند .
ونیز اينکه مینویسند دیوان عنصری دارای مقدمه است » یادآور ميشویم که
این دقدمه همان شرح احوال عنصری است که درجلداول از ر کناول خلاصةالاشعار
بدون یکحرف کم و زیاد مندرج است .
قسمتی از مجمالقصائد تألیف تتی کاشی که درشمار آثار تقیالدین ذ کرش
خوا هد آبد » و در واقع جزئیست از خلاصةالاشعار مشتمل بر قصائد جهالالدین
عبد الرزاق اصنهانی (با ترجمهٌ حال) و سید حسن غزنوی ( که ترجمهاش از آغاز
اشعار افتاده) وادیب صایر ترمذی ( باترجمه ) درکتایخانة سرکزی دانشگاه تهران
بشمارء . رو در ,بر برگ موجودست ؛ و در فهرست کتابخان مزبور (ج ۳ص
و ب عس) بنام عرفات العاشقین وعرصاتالعارفین معرفي شده است» و با آنکه درترجمةٌ
ادیبصایر آیده است که : دابا اشعارش آنچه بنظر راقم حروف تةیالحسینی رسیده
پیشی از دو هزار ببت نبوده و اوراق بسیار ازآن افتاده» (ص 9+ ) مژلف فهرست
تقیالحسینی را با تقی اوحدی اشتباه کرده ونسخة مزبور را پارهیی از عرفات دانسته
است ,
برای نمونة تراجم خلاصة الاثعار » رلك + شرح حال باتی نهاوندی در ذیل
مثر رحیمی» وعلینقی کمرهیید رذیل انتخاب خلاصةالاشمار» وشرح حال شیخ ابوالفیض
فیضیفیاضی در ذیل تذ کر فیضی» وقاسمی کازرونی در ذیل سلمالسموات ,
نا گفته نماند که مولف خلاصةالاشعمار درموقعی ترجمة چهارنفر مذ کوررا بقلم
آورده است کهاز ت ذ کر ابشان بیخبربوده و گرنه شرححالشانرا نمینوشته, همچنانکه
از نگارش احوال تذ کرهنویسان دیگر مانند : تقیالدین اوحدی صاحب عرفات» و
میرابوالمقای تفرشی مولف تذ کره اپوالبقا» ومیرعمادالدین محمود حسپتی اسد آیادی
متخلص بهالهی مولف خزینة گنج» و ای احمد ين میرمنشی صاحب تذ کرة مجمع -
الشعراومناقب الفضلا وجمع الخیار و گلستان هنر» ومیر صد رالد ین محمدتزویتی ملف
۰٩ ۵ ۵ تاریخ تذ کرههای لارسی
تذ کرةالشعراء ومیرعلاءالدولة کامی قزوینی صاحب نفائسالماث رکه همد معاصروی
بودها ند خودداری کرده ات .
خلا صةالاشعار
«خلاصه و متتب»
ازشیخ علینقی کمرهبی متخلص بهنقی دراوایل قرن بازدهم
سخنسرای دانشمند شیخ علینقی کمرهیی ( ۰۳۱-۹۰۳ ه) قسمت متقدمین
نذ کره خلاصبةالاشعار از داستانهای ساختکی عشقی پیراسته » و در تراجم آنان فقط
حقایق تاریخی ومنتخات اشعار را آورده است .
تقیالدین اوحدی صاحب ند کرهُ عرقات (۲۲. ,-ع ۲. ۱ ه) در ترجمدمولف
خلامٌالاشعار مینویسد : «وقتی شیخ علینقی کمرهیی برآن نسخه گردیده » انتخابی
بر تذ کر وی زده » وی را درینمعنی بغایت گران آمد ء وآزرد گی عظیم مابین واقع
شد» مدتها مباحثات ومکالمات بینمودند» ,
تقیالدین کاشی نیزدرخاتمة خلاصةالاشعار ودّیل ترجمهُ شیخ علینقیازانتخاب
مزبور یاد کرده است » و چون خانمة خلاصةالاشعار که درد کر احوال معاصرائست
تاسال ب , . , دردست تألیفونگارش بوده» پیداست که این انتخاب پیش از , . ۱
انجام گرفته است؛ واینکه استادفتید مرحوم -عیدنفیسی درچندینجا ازجمله تاریخ نظم
و نثر در ایران ( ص . ه ) وىقدمة دیوان رشید وطواط ( ص » , ) تاریخ انتخاب
خلاصةالاشعار را جمادیالاولی ۳ , دانسته است درستنیست» و درین تاریخ دو
سال ازم رک شیخ علینتی گذشته بودهاست .
نسخه : کتابخانة شخصیمرحوم سعیدنفیسی » مورخ جمادیالاولی ۰۳۳ ۱ .
کتابخانه شخصی فاضل معاصر آقای بحیط طباطبائی » تحریر قرن دوازد هم .
خلامةالاشعار 5
ترجمه موف :
در کتابهای ریاض العلماء و روضاتالجنات (ص و . ع-, ع) وریحانةالادب
(ج عءٍ ص ۲۳۲) وفهرست مدارسه سپهسالار (ج ۱ ص ۳۰۶ ۳۶۷ 3ج ۲ ص ۱ ع د)
وتاریخ نظم ونثر درایران (ص و . ه) شیخ الاسلام زینالدین یا عزالدین علینقی بن
شیخ اپوالعلاء محمد هاشم طغابی کمرهبی فراهانی شيرازي اصفهانی متوفی ۱۰5۰
هجری را که صاحب تألیفاتی چندست درفته وحکمت و کلام » با شیخ علینقی شاعر
دوگذشته بسال ,۳ ., هجری یکی دانستهاند! ,
صاحب خلاصةالاشعار ترجمه او را چنین نکاشته است ۰
«مولانا علینقی اصل وی از ولایت کمره است آبا در کاشان نشو و نما بافته
ویزی اهل صلاح ویخوی ارباب سداد دارالمومنین مذ کور برآمدهء جوانیستبصفای
ذهن سلیم و ذ کای طبع مستقیم موصوف ؛ و درمیان طلبِة علم و اهل فضل بدرستی
سلیته معروف , در ابتدای سن صبی چون سلیقهاش بمعما موافق بود » زد فصاحت-
شعار مولانا فصیح الدین کاشی که بصعبت وی میل بسیار داشت » تحصیل آن فن
نمود» و باندلك زمانی بیمن توجه مولانایمشا رالیهقصبالسبق ازاقران وامثالدرربود؛
ویعد ازآنکه معمیاتپرفکر گفت» بجد تمام بکسبعلم پرداخت و بسبباندك کوششی
در آن وادی نیز مشارالیه گشته علم مفاخرت برافراغت » و الحال در علوم معقول از
(کقا و اشباه ممتاز و مستثناست . اما در ائنای تحصیل گاهی بنظم غزلیات بواسطةٌ
عاشقیها میل مینماید » و ازگتجينة خاطر پرفکر ابمات رنکین بعرصد ظهور میآورد ء
و طالعش در عاشقی بسیار موافقافتاده» چنانچه هرجا که میل پیدا کرد دائمالاوقات
پوصال معشوق انس دارد » و آیینهوا رکمال حسن او را مشاهده میکند » و بمضمون
این رباعی سولوي مشنوی طریق بیان ميپیماید :
و رل 2 تذ کرههای سرو آزاد ل زان غامره ل غنی نت یج الافکار» ولطایف الخیال
خطی نسخد کتابخانة ملی ملک .
۸ ۵ 6 تاریخ تَذ کرههای فارسی
در عالم عشق » سوبسو میگردم چون آبروانه جو بجو میگردم
بی دردسری و زحمت راه فراق دربنزل وصل کرد او می گردم
مجملا" بجذبسحبت | کثراوقات محب ناظر آنجمالست ومنظوررا درنظردارد»
و چشم ازو برنمیدارد » و کمال عشق خود را در حسن او میبیند » و بتوت مواصلت
حهلبار امانت بینماید » دربند گی کارسلطانی میکند» ودراسیری شیوٌامیری بجای میآرد؛
چنانکه ازنحوای اين رباعی که ازجملة نتایج طبع اوست؛ اینمعنی مفهوممیشود:
در بزم وصال» جا کنون خواهم کرد
وزدل غم هجر او برون خواهم کرد
چشم ازسر اختر زبون خواهم کنذ
خون دردل روزگاردون خوا هم کرد
07 اشعار مو لانا ازقصیده وغزل ورباعی فریب بدوهزار بیت خوا هدبود
و ابیات غزلیات وی آنچه درین خلاصه ثبت شده انتخابیست که آنجناب خود نموده
واشارت بتحریروتسطیر فرسوده: وچون این کمینه رانسبت بآناعزالفصحا علاقه یکجهتی
و اتحادست, چنانچه این دعوی احتیاج بینه و برهان ندارد» و از مناسبتاسمیجهت
انتساب معنوی نیک معلوم بیشود ء و انتخاب دردن اشعار دیگران از انتخابات این
کتاب دلگشا نسبت پدر و فرزندی ظاهر میگردد , لاجرم ابیات انتخاب بشارالیه را
بیتصرفی درین خلاصه مسطور ساختم تا ناظرانرا نموداری باشد» .
تقیالدین اوحدی مینویسد : افصح الفصحا » ابلغالبلفاء برهان الفضایل
والکمالات » امجدالشعرا ء اسعدالعلما » معدن علم و افتخار ؛ کوهسار حلم و وقار »
شیخ علینقی کمرهیی » از شهرای مشهور ومعروف زمان بوده, مدتها بامحتشم ووحشی
وضمیری مشاعرات و مباحثات نمودی » بغایت فاضل کامل بحقق مدتقق موحد ء
بوحدت وحود فائل » باخلاق حمیده شامل » متتبع » خوشفهم » درویش طبیعت ؛
قانع , متواضع » بحالت خود بود . مکرر درصفاهان بصحبت وی دررسیده مشاعرات
نمودهايم . یکنویت درمجلس حاتم بیگ اعتمادالدولة شاهعباس اتفاقمحت افتاد .
خلامبةالاشعار 8
کمال اتحاد و یگانگی خودرا بمخلص اظهارمینموده میگفت میانة ما و ایشانوحدت
ویکرنگی بغایتیست که اشعار ماراباسم ايشان و از ایشان را باسمما بسیارسخوانند ؛
و دراسم ومسمي ما و شما عين يکديگريم » چنانچه نقی را با تقی مجانست باقیاست
و تفاوت درمیان جز نقطهیی نیست » میان ما نیز این نسیتست » بنده گفتم درستست
ابا آن نقطة عاليهُ اسم و مسمی درطرف ماست » ار ما نیز خود را بان رسانید یقین
که باعث کمال خواهد بود » چه نقی از آن نقطه تقی سیشود» ازین نکته برجست و
مرا دربر کشیده اظهار تملق بسیار نمود» و الحق بغایت مردی بانصاف » درستفهم»
صاحب کمال » بانشاه حال بود . وقتی برتذ کر میرتقی کاشی گویند انتخایی زده »
اما آنرا ندیدهايم » اشعار خودش از سه هزار بیت شایدمتجاوز بودهباشد» وازالحاقات
و اضافات بعدی او بر عرفا تست که : «ودرهند مسموع شد که طایر روحش باآشیان
ملکوت پرواز نموده » چه بعد اروت پسررشید مستعد قابلش دیگ رکمرحیاتنتوانست
راست کرد و | کثر اوقات درموطن خویش کمره پسر میکرد ۱» .
«عرفات / ص ع بب»
۱- نقی ترکیب بندی شامل ده بند در رثاء فرزندش ابوالحسن سروده است که بقول
نصرآبادی سنک را آب میکند مطلم هربندی ذیلا" ذ کر میشود :
۱
نصیح وشام دامن گردون شفق نماست
دامن زنان برآتش من چرخ بیوفاست
۳
جان پدر برنتی و مارا گذاشتی ماراغریب وبیکس وننها گذاشتی
یاربسن مکد نوحه گرم درعزای نو ان نی من آذنیم که تمیرم برای تو
ء
ایستگدل سبهر چه کردی بجان من وی پیر سالخورده چهشد نوجوانمن
یه حاشیه درصفحه بعله
۰ * 4 تاریخ تذ کرههای فارسی
منتعضات اشعار نقی, در خللامبةالاشعار ۰ بیت و در عرفات العاشقین ۱۹
ییت است » و آنچه ذیلا" نوشته بیشود انتخاب نگارنده است از دیوان نقی نسخة
کتابخانة شخصی دوستدانشمندم آقای عبدالحسین بیات که تحریرآن نزد یک بزمان
شاعرست .
از دیوان این شاعر بزرگوار نسخ بسیار دردستست » وبهترین نسخه شناخته
شده متعلق است بکتابخانة مر کزی دانشگاه تهران بشمارء (ء وه () شامل ٩0. ۶
بیت با دیباچة منثور از خود وی که مصدرست بنام امامقلیخان والی نارس (متوفی
۲ ۱ه) » و در فهرست دانشگاه (ج و ص ۱۳۸ ) نسخه مزبور را بخط مصنف
شناختهاند .
ازرست
گرزخا کم گل بروید » گل نچیند گل تبوید
بختآنم ک وکهیامن خوش بخندد خوش یگوید
سس - ۹ب فذةذظةظهضهضس ٩۰ ِ«ِ«ٍ(*##«#«ِ« 0 ۲ب _ _»«#«#««سآسآچارصپ۳
پقیه حاشیه ازصءة صفحذ قبل
ایدیده زین عروس مشعبد نظریبند عقد دوام گریه بخون جر بیند
۹
ازناشکفته غنچةاین گلستان دریغ وزسبزه نودميدة این بوستان دریغ
ی
برخیز وحرفیاز لب کرشکن بگو حالات چند روزه جدابی بمن یکو
۸
۳ 6 ۸ » ِ ۳ ۰
من مرخ نیم بسمل بیبال ۲9پرم در دل بخون گره صلا رفص مفررم
۹
قد خمیدهام ه زیبری خمیده است تا گوشاین کمانغم هجرش کشیدهاست
۱۰
از دهر پر بتنگم وا ز کار وباراو رفتم که رختخود بکشم ازدیاراو
خلاصةالاشعار
گرتوگردیشمم مجلس» زآسمانپروانه ریزد
ورگل گلشن تو باشی » اززمین بلبل بروید
تركجان میگویم ومیخواهم ازلعل تو بوسی
هر کهدستازجان بشوید هرچه میخوا هد بگوید
میزند طوفان خون جوش از تنور دل میادا
س رکند ا گاه و خالك کوبت از رویم بشوید
خواندهآن بدخونتی راه هان توقفنیستجایز
پا یگل دارد نشوید » گل بکف دارد نبوید
جهوب
وقت آنست که دستی بدعا بکشایم
گره از کار دل بیسر و پا بکشایم
روز بردارست از خواب و قبا درپوشم
شب میان بازکنم بند قبا بکشایم
شب کهبیدارشود بختمودرخوابشوی
از کات پرده سیکتر زصیا بکشایم
برک نسرین ترا شام بیندم بنگار
صیح » گلیرگ ترت را زحنا بکشایم
بتو مخصوص شوم درحرم خاص وجود
بنگه زان گل تر آب حیا بکشایم
شمم پیش آرم و بنشینم و تا وقت سحر
ره صد خدمت مخصوص ترا بکشایم
عقده از بخت سیه باز کند طالع و من
گرهی چند از آن زلف دوتا بگشایم
لب بدشنام نقی صبح چو بکشایی تو
دست برداشته من لب بدعا بگشایم
۵
در عشق توبیتاب وتوانم چه توان کرد
دوری زتو کردن نتوانم چه توان کرد
گفتآنچه توان گفت برویم چهتوان گنت
کرد آنچه توان کرد یجانم چه توان کرد
کردم دل ودین صرف وخریدم غمواندوه
سوداگر بازار زیانم چه توان کرد
در نالة من رنگی و بویی زفرح نیست
من بلبل ایام خزانم چه توان کرد
گفتم که توان کرد نقی شرح غمدل
حیرت که شود بند زبانم چه توان کرد
ندوب
خیزو دیگر منشین ؛ فتله میلگیزو برو
خویش رآمیکشم ازدستتو» برخیزوبرو
شمل آتش ديوانگيم گشته بلند
خود ازین آتش جانسوز بپرهیز و برو
تا دگر بوی محبت بمشامم نرسد
مها من سخنان گلهآمیز و برو
پر حدیث گلهآمیز میاور بمیان
مکن ای شمع د گر آتش ما تیز و برو
نقیاين گریه کزو دامن وچشم توپرست
پیش آن باه بیکباره فرو ریزو برو
جبیبی
ای نازنین تو خود گل پژسرده بودهبی
ما را گمان اینکه تو در پرده بودهیی
دیمست بودغیروبمن هرچه خواست گنت
بااو چه بادههای نها خورده بودهیی
صدره زیزم خویشتنش راندهیی بناز
بازش بلطفسوی خودآورده بودهیی
خا کت بسرنقی که زدست رقیب دوش
در کوید وست خالك بسر کردهبودهبی
آتش طبیعتی چوترا سردهیی چنان
صدبا ر کشته بوده» مگرمردهبودهیی
تن
ناخط زرخش سرزده بامنسخنش نیست
چندانبخودافتاده که پروایمنش نیست
داغی پجگر هست سرا تازه زخطش
اما بچگر سوزی داغ کهنش نیست
باهر خس وخارش سرو کاریست نهانی
پیداست کهدیگر گلی اتدرچمنش نیست
کو تاب که پر گردد ازآن سیمبر آغوش
کسصاحب اینحوصلهجزپیرهنش نیست
عشقست سراپای وجود نقی اسروز
جزعشق کسی والی ملک بدنش یست
احوال و آثار شیخ علیتقی کمرهیی بتحقیق و انتخاب احمد گلچین معانیعنوان
مقالة مفصلی است که درشمارء ب-م مجله دانشکده ادبیات مشهد» سال سوم (آذرماه
۳۵۰ ۱) ازصفحه ب ۲ , تا ره , درح شده است,
د رتذکره (مکتب وقوع د رشهرفارسی ) ازمولف! ینکتاب نیزترجمه حالد قیق
وی با منتخبات مفصل اشحارشازصفحه ۱۸5٩) ند رجست»ا ین تذ کره ,
۸ ارطرفبنیاد فرهنگ ایراند ر٩ ۷۰صفحه به طبع رسید ۰
وه تاریخ تذ کرههای فارسی
سح
تألیف ابو طالبخان تبریز ی اصفهانی در ۱۲۰۷-۱۲۰۵ هق
تذ کر عمومیست در ذ کر چهارصد و نود و دو شاعر قدیم وجدید که تقسیم
شده است بیک مقدمه دربارة شعر فارسی و تواعدی که در ذ کر تذ کرهلویسی باید
ملحوظ داشت؛ که متأسفانه هیچیک را مولف خودملحوظ نداشتهاست» وبیست وهشت
حدیقه در ذ کر سیصد و نهشاعر متقدم و متوسط و متأخر (هر حدیقه برای یکحرف)
ویکه ذیل در ذ کرنام و ثبت بیتیچندازیکصد وشصت شاع رکه درنظرمژلفجهول-
الحال بودهاند, ویک خاتمه دراحوال بیست و سهتن از معاصران و خودمژلف .
ابوطالب غاندرین کتاب ازهرنوع شعریآورده است ولی مثنوی نسبت بسایر
اقسام شعر پیشترست . از اتب منثور ومکا تیب ومنشاتصاحبان تراجم نیزآنچه دستیاب
شده است مسطور داشته » و باآنکه منتخبات علیقلیخان واله بژلف ریاض الشعرا را
نپسندیده و براو رده گرفته است » در نقل تراجم و اشعار ا زکتاب ویاستفاد بسیار
کرده » وحتی رسالة خلاصةالبدیم تألیف میرشمسالدین فقیر د هلویرا هم عیناً ازآنجا
نقل کرده است ,
آغاز : «لالی منثور سهاس و ستایش باستحقاق نثار دامن کبریای ناظمی تواند
بود که ,۰ الخ»,
انجام :
«چشمم که بسانابر نیسان گرید
تنها نه بران توکل خندان گرید
بی منظر خوب آن انیس یکتا
برحال بدعویش دوچندان گرید»
(شعر ازمژلف)
درب تألیف وید : «...مدتها تذ کرهها و دواوین شعرا را میخواندم و
خلاصدةالالکار 1
انتخاب میکردم » تااینکه در سنة (.:, هجری ینابر بعضی اسباب از بلده لکهنو
که مولد و از مدتی موطن خود گشته بود » به کلکته افتاده بآفت غربت و تنهایی
گرفتار ومحض بیکا رگشت ؛ وسیدالحکماء والفضلا» بیربحمدحسین مرحوم که ذ کر
شریفش در خاتمة کتاب درجست از حیدرآباد بدین مکان رسیده » مکنون ضمیر را
اسبابظهور درهم پیوست .
تفصیل این مجمل آنکه چون آن برحوم نیز همین سودا درسر » و درینوقت
بتابر عرض مرض » تفریح طبع منحصر درین شغل داشت » ا کثر بتد کار اشعار
ميگذرانيديم » و چون تذ کرة علیقلیخان مرحوم درآنوقت دردست بود » ا کثر اشعار
سست مشهود میکشت متعجب بیکردیدیم » روزی آن مرحوم انتخاب تذ کرامذ کور
را از این حقیر درخواست فرسود » بپاس خاطر آن دوستشفیق کمر بآن کار پستهبقدر
امکان کوشیدم » و آنچه مناسب نبود ساقط کرده ؛ دیباچه یی در ابندا و ذ کر چند نفر
ازمعاصرین درخاتمة آن افزودم» ا گر چه نسبت بسابق بسیارخلاصهشده کتابی جدید
درنظرآمد» اماچنا نچه دل میخواستصورت نبست, لهذا خیال کهن درزین دلبیخ گرفته
باعث بر تحریر این اوراق گشت ؛ بنابراینکه از مدت بیست و پنجسال اند اندك
اسیاب آن مهیا بیگردید » درمدت قلیل اینمجموعه بتانونیکه دربقدیه خواهد آبد»
بریک نقدیه و پیست وهشت حدیته ویک ذیل و خاتمه که مجموع سی ویک جزو
باشد بانجام رسید» و چون خللاصُ انکار فصحای عجم سوجب قوام آنست؛ به خلاصقف
الافکار مسمی گردید» .
تاریخ شروع و ختمآنرا نیز در پایان کتاب چنین آورده است :
« گل بیخا رو گنج بی رنج است»(ب . ۲ ۱ )
سال ثاریخ اين خجسته نگار
ورتو از ببداش بخواهی » گو
«جمع یکجا خلاصةالافکار(-ب . ,)۱
۱- حرف «تاه» را 4 ملقرظ هم هست «ها» گراته وعدد چهارصد را پنج بحسابآورده؛
و این خلاف تاعده است .
1 تاریخ تذ کرههای نارس
تقریباً آنچه ابوطالبخان درین تذکره در پا شعرای سلف نوشته »
بیاعتبارست , و این قسمت از تذ کر او را با ذیل آن بکلی باید حذف کرده و یا
لااقل نادیده گرفت » ولی خاتمة آن که شامل ذ کر بیست وسهتن ازمعاصران و خود
مولف است » اصیل و معتبرست ؛ که متأسفانه آنهم مربوط بدوره انحطاط و تدتی
شعرفارسی درهندوستان است.
نسخه : اته» ش + وب ویو + (شمارة بو ب بخط سونتن انگلیسی است کدزبان
فارسی را درلندن نزد ابوطالب خان فرا گرنته ودر تاریخ ,۲ , هق بتصحیح مولف
رسیدهٌ است) .
پادلیان » ش ۳٩, مورخ ۲۱۰ هق .
ریو » ج ص ریم ب (نسخهایستنزدیکک بزمان تألیف ولی کامل نیست) .
بانکیپور » ج م ش ۲ ,ب (تحریر آن نزدیکه بزمان تألیف ومنضم بدورسالة
دیگر از آثار مولفست) .
اشپرنگر » ش ع ۲ .
ه«استوزی » , :بم»
تسخه یی هم دانشگاه لاهور دارد » (رك : نقوی » ص ممع» .
نسخة زیبای کتابخانه ملی ملک ( که مورد استفادهٌ پنده بوده ) ش ۶۳۰۳
مورخ ۰ ۲ رجب . , ه ق » نستعلیق نادعلیالحسینی بنمیرزا محمد کاظم شهیر
بهآتاسی نقاش ؛ عدد اوراق بر هرصفحه ه ۲ سطر » اشعار چهارستونی » مثضم به
پنج رسال دیگر از آثار مولف که عبارتست از : رساله در علم اخلاق » مصطاحات
موسیقی » رساله درعلم عروض و قائیه » مختصری در فنون سب طب » لبالسیر
وجهان نما .
اسامی شعرایاین تذ کره درفرهنگ سختوران مذ کورست.
در تراجم شعرای سلف اشتبا هات بسیار دارد ازجمله اینکه مینویسد:
آقا شاپور نیشابوری » نامش ارجاسب است» فاضل مستعد تربیت کرد؛خواجد
خلاصدالانکاو ت
نورالدین وزیر خوارزمشا هیان بوده » گوبند اولبا رکه شا پور بدرخانهاشآمد » گنتند
که بشرب.مدام مشغولست » وهمچنین چهار باردیگر بهمین عذر تاموجه بار نیافت »
تااینکه این رباعی را بوی فرستاد :
فضل تو و این بادهپرستی باهم مانند بلندی است و پستی باهم
حال تو پچشم ماهرویان ساند کانجاستمدام نور ومستی با هم
عدد نتایج افکار و تاریخ رحلتش بدارالقرار بعلوم نشد .
فصاید
صید کند تا دلم تکهت زلف ترا
از نقس افکنده دام در ره بادصبا
(وبیت است)
تشبیه بهار
چه مژدهداد ارآن شاخ گل نسیم بهار
که رقصمیکند ازشوق برسرم دستار
(م و بیت)
تگبیه
از شراب شبانه مره بار نیمه یی مستونیمه بی هشیار
(و بت)
غزلیات
بذوقی بیکنم تکرار حرف آشنایی را
که دلد رسینه پندارد کهمیبوسمد هانیرا
ده
طفلست و بعاشق روش زیست نداند
صدحان! گرا ز کسطلید» نیستنداند
۰۹۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
دلدار نداند دل یار ار دل اغیار
داند کهدلست,اینکهدل کیستنداند , ..»
چهاردهبیت دیگرهم هس ت که جمعاً پنجاه وپنجبیت میشود ,
بااینکه بژلف مدعیست که مدت بیست و پنجسال برای تحصیل بواد کتاب
خود تذ کرهها و دواوین شعرا را میخوانده» گوبی اصلا" نه کتابی دیده ونهتذکرهیی
خوانده» چه درهمین یک ترجمه برتکب چند خطا شده است :
در آغاز از شا هپور اشهری نیشابوری شاعر قرنهفتم نام برده ؛ و بعد داستان
رفتن کمال الدین اسمعیل اصفهانی را بدرخانة نورالدین منشی و بارنیافتن و رباعی
گفتش را بوی نسبت داده» وسپس منتخب قصاید وغزلیات خواجه ارجاسب شاپور
تخلص طهرانی» شاعر نیماول ترنیا زد هم» را که نخست فریبی تخلص داشته بجای
اشعار شا هپور نیشابوری آورده است ,
دیگر :
«میر عمادالدین الهی همدانی سعدآبادی است . وی نیز شیرین مقال و در
عربی وفارسی صاحب خیالست » در عصر شا هجهانی به هتد آیده اعزازیافت » ودرسة
. ۱۰۷ هزار و بیست هجری بعالم آخرت شتافت » اما تخمین قدر و تعداد ابیاتش
بوضوح نهپیوست» (از اشعارش ۲ ۲ بیتآورده) .
ماحصل کلام ایس ت که شاعر در زمان شاهجهان به هندوستان رفتد » و در
هفتمینسال سملطنت پدر شا هجهان یعنی جهانگیر وفات باقته است .
میرالهی بضبط عرفاتدرسال , ۲ . , وزمان سلطنت جهانگیر پادشاه (ع ۰ ۱-
يپ ۰۲ ۱) بههندوستان رفته و تقیاوحدی مولف تذ کر عرقات او را درآ گره ملاقات
کرده است » و در سال ۳ب , , مطابق این مادهُ تاریخ که برلوح قبرش متقورست ؛
«پود سخن آفرین» در هند وفات یافته است » رك : ذیل خزینة گنج درهمین کتاب ,
«سیر بحمد صادق ازسادات دست یب شیرازست » و در آخر به د کن افتاده
خلاصةالافکار ۹«
برحهت حق پیوست ؛ و این غزل که قبلاز همٌاییات بسطورمیگردد» بحسباتفاق
در همان ایام از خاب گهربارش ریخته شده بود » پیش پیش جنازهاش خواندند »
بنایر مناسبت مضمول حالتی عچیب بحضار روداد » رحمةاننهعلیه :
ه رکه آمد گل زباغ زند گانی چید و رفت ... الخ».
ویه رگز به د کن نرفته ودرشهرستان لارفوت شدهاست» رلد. تذ کرءنصرآبادی
(ص ۰۲۷۲
عدهیی راهم بد ینصورت ذ کر کرده است:
«رمانای مشهور تخلص ازبما هیر سخنوران د هرمست» .
«با بانصیبی گیلانی ازسخنوران زبردستست».
«میرسیدعلی مشتاق از صادات عباس آباد اصفهان وسخنوری عالیشانست» ,
«بلک طیغور برادر داعی انجدانیست» فال و سخنور بوده ؛ انجدانموضیاز
متعلقات کاشان است» ,
در ذ کر سنوات فوت نیز کوتاهی کرده و اگرهم تاریخی را بقلم آورده تحلط
واتع شده است ؛ مثلا" در دیل نام بنانی هروی بیئویسد ۰ «فیسنه تهصد ودو بنای
بنائیهروی پسال نهصد وهجده درلشکر کشی امیر نجمانی وزیر شاهاسمعیل
اول بهماوراء النهر وقتلعام بلده قرشی کشته شد , رگ * حبیپالسیر » ج ص۳۶۸
و ۲ ۵ 6۲۸۵ ۰
باوحود آنکه ابوطالپ ان از درح اشعار بسیار در کتاب خود دریغ نداشته
وخلاصةالافکار بهمجموعة آشعاز بیشتر مانندست تا بیک تذ کره » معذلک از بعضی
0
شعرا اصلا شعری نیاورده و پارهیی از نثرشان را نقل کرده است» ازجمله آنکهدرذیل
ام میرزا مهدیخان استرابادی که ترجمه او زا بدون ذ کر ماخذ ازریاض الشْعرا
پرداشته » مطلقاً شعری نیاورده وفقط قسمتی ازمنشات او را ذ کر کرده است .
ابوطالب خان در ذ کر مقدار اشعار شعرا نیز راه صواب نپیموده » و برای
.9 تاربخ تذ «های فارسی
هریک بانصافخود چیزی درثظر گرفته است» متلا" دربارة تقیالدین اوحدیمینویسد
که 2 « کلیات اشعارش بقدر ده هزار خوا هد بود» و حالآنکه حود وی در عرفات
نوشته است که دار بیت در قزوین اردست دادهام » و آنچه موجود دارم بالفعل
سیودوهزار بیت است .
با ينهمه خرابکا ری وسهل انگاری که د رئتیجة بیسایگیو کم تتبعی ازابوطالبخان
مرزدهاست» آقای د کتر سید علیرضای نقوی پا کستانی راجم بکتاب او چنین نظرداده:
«موّلف د رجمع آوریمطالب این تذ کره خیلی زحمت کشیده» واطلاعاتسهمی
راجع بزند گانی شعرارا از کتب تذ کره وتاریخ بدستآورده وخلاصُآنرا دراین کتاب
درج نموده است.
مولف این کناب را بعد از زحمت بیست و پنجاله تألیف نموده » و دررطی
این مدت همواره در محتویات آن بکرر بتأمل نظر کرده » و همچنین انتخاب اقسام
تثر و نظم آنرا چندین دفعه تغییر داده » و بعضی قسمتهای آثرا حذف یا اضاقه نموده
است .
رویهمرفته ابن کتاب ازحیث جامعیت بطالب که مژلف درعین اختصار و
ایجاز از کتب معتبر دیگر جمع آوری نموده و همچنین اصالت و خوبی اشعا رکه غالبا
ملف خودش ازدواوین شعرا انتخاب نموده این تذ کرهءرا میتوان جزوبهترین تذ کر
های فارسی حساب کرد» .
رك : «تذ «نویسی فارسی درهند و پا کستان » ص همع و ممع» .
نمونه تراجمعصری خلاصالافکار :
«دیگر میرزامحمد بخش متخلص به آشوب است » قوت پازوی نظمش فارسان
مطرح رزبیه را از م رکب قلم پیاده ساخته » ونوك خامهٌ معنیشکانش سنان دعوی
درناف دوات حریفان نظم و نثر انهاخته , اصل وی از تر کان برلاسالوس جفتای
مبحرانشین اویماقات بدخشاناست» الوس سسطور بسیب تسلط خوانین آوزبکی جلای
وطن و اواسط عهد ا کبری در دارالامان هندوستان مسکن گزیدند» چون جمیل بیگ
خلاصةا لافکار ی
نامی از اولاد حارث بیگ در آن وقت سرکردءٌ آن جماعت بود » همگی الوس بلقب
حارئی معروفآ گاه وغیراً گاه گردیدند» ازسشا هیرآن گروه یکی محمد قبادییگ مخاطب
بهدیانتخان است» که اواخر عهداورنگزیب بدیوانی صویه های د کهن میپرداخت»
مومیالیه که جد" مادری آشوب است» بطراز اتواع فضل وهنر مطرز مینمود» وعلاوه
علوم اسلامی پارهیی از فنون بید هندی وسفر فرنگستان کرده برخی از علوم لطینی و
یونانی نیز تحصیل نموده بود» دیگر محمءغیاث بیکحیرت تخلص برادرزادهقسورخان
مشهور ومیرزامحمدحارثی که از علمای معروف عهد محمد شاهی است » پدر و عال
محمد یخش از آنجمله هستند» وخود در شا هجهان آباد تولد یافته» مدتها در رنقای
سپاهی پیش اعتمادالدوله قمرالدین غان مرحوم و اولادش ائسلاك داشت » و بفتون
سپاهگری و آداب فروسیت سهارت ظا هر میساخت » درا کثر حنگهای ابدالی و غیره
که در نواحی دهلی و لاهوو بعد ضعف سلطنت دست داده شریک و شامل بود »
ومدتی سردفتر متشیان عمادالملک وزیر مانده , پس ازآن در لکهتو بشغل کتایت و
فکر شعر گذرانوقت نینهود , درسنة یکهزار ویکصد و تود ونه هجری بحالت افلاس
روانه وعده گاه عدم گردید کلیا نش بقدر پنجاه هزار بیت » از آنجمله مثئویی
هست مسمی بهفتوحات شام که ظرفای لکهنو «خالدنامه»ءاش مینامند» بگمانالزامو
شکست حکیم ابوالقاسم فردوسی رحمهانته درسلکنظم کشیده وبسادرت آن جرأت
قبیح ووقاحت صریح» حقيقة" خودرا تشهیر حاص وعام گردانیده» بنابر شدت تعصبش
] کثر مردم از وی بهيزید بخش تعبیر مینمودند » و این حقیر را در باب رعایت وی
که بملاحظةٌ استحتاق ظهور مییافت سلامت میکردند , چنانچه یکی از ظرفا تاریخ
فوتش باینطریق ضبط نموده است :
آشوب که از سلسله حارثیان بود
از دارننا رخت اقامت بستر برد
تاریخ سقط کشتن او ازدل هشیار
پر خردم گفت:«سک خارجیانمرد»
۲ تاریخ ند کرههای فارسی
درین مقام قدری اشمار منتخب ی به نلک آشوب و 1 0
که تیر روی ت رکش کاب تش هستآورده» ,
صاحب خلامصةالافکار مد وشصت وهفت بیت ازاشعار دل آشوب محمدبخش
آشوبرا ثبت کرده است» و مافقط بیتی چند از مثنوی فتوحات شام او را ذ کرميکنيم :
«سیب تألیف کتاب ازمگلوی نتوحات شام وهحو فردوسی:
پس | زحمدوتوحید رب ودود
تولاایی پار بار کبار
برآهنگ کشتی بزر دشتیی
مغ مغ نسب گیر آتش پرست
دلش گبروجان گبر وگبری زبان
بهسام وبه رستم قوی پشت او
کهن شاعری شاهنامه نگار
بکفری کزآن گبرم آمدبگوش
زحد گلینش فرومانده پا
که کرده بهشهنامة خودرتم
«زشیر شتر خوردن و سوسمار
که تخت فریدون کند آرزو
همانا بدل درد دینش نبود
نیامد خوشش کاختر کاویان
چنانسرنگون گرددآن تخت عاج
زپا و س سر کشان عجم
این شخص سنی حنقی تادری متعصبی بوده » و پسرش محمدعمر نیز خالی
آزین تعصیات حا هلانه نبوده؛ چنانکه درحواشی نسخهة ریاض الشُعرای شماره ء ,۳ ۶
ینام مبحمد سروده درود
تبرّایی منکر هر چهار
به بیعت بهر موبدی دادهدست
زگبرانبه گبری زبانقصه خوان
به یاج و یه برسم گرهیشت او
به فردوسی طوسیاش اشتهار
رک غیرت دینم آبد بجوش
فرو بسته در چشم شرم و حیا
بطعن عرب از زبان عجم :
عرب را بجایی رسیدست کار
تفو برتوایچرخ گردون تفو»
ویا بیم ایزد قرینش نبود
بآن تيره بختی شود ههعنان
همان کفشی زرین وزرینه تاج
برناش رات عرایی حشم
۰ ,لخ»
خلاصةالافکار ۹۳
اکتا بخانه ملّی مل ککه بخطاوست» درحین امتکتاب هرحا که ذ کری ا زشیعه میرفته
مبلغی فحش ثثا رکرده است» ره : همان کتاب هامش ترجمةٌ شیخ فیض یآ گرهیی .
ترجمه" مژلف
معیل عبداللطیف خان شوشتری که باوی بعاشر ومحشور بوده ترحمه حالش را
چنون مینویسد : «سیرزا ابوطالبخان بن حاجیبیک خان تبربزي اصفهانی » والد او
درعهد نادرشاه به هند افتاده » درلکهنوماند» و ازو همین یک فرزند ذ کور بوجودآمد»
ذهنی رسا و فطرتی عالی و بسی بزرگ منش و پسندیده اقبالست » از بدو شعور در
حجر تربیت اعاظم و هوشمندان قزلباشیه تربیت یافته » بسخن سرایی و سخن منجی
رغبتی تمام دارد» مورحعی بینظلیر ونکتهدانی بیمانددست» تصوری که درسخنسرایی
دارد» بنهم سخنان نیکو تدارك آن کرده» بحافظة توی بسیاری از اشعا رسشکلقدمای
شعرا را جون خاقانی وانوري و امثال ذلک از بر دارد ء و بسرانگشت فکرت دقیق
مواضع مشکله را حل نموده است» تذ کرةالشعرائی دارد که مقدار فهم وسلیقهاش از
آن هویداست؛ درصصت وگرسی مجلس بیمانندست » درسر کار آمفالدوله باستعداد
ذاتی ترقی نموده در سلک امرای عظام منسلکک گردید » اراد تفویض نیابت خود را
پاو داشت» اشخاصی که درپایه انکار بودند » درشکست کار او کوشیدند » تا او رااز
آن اراده بازداشتند» وویرا بتدریج مضمحل ساختند و ازنظر انداختند » آن بلند همت
بمفاد ان"ارضی واسعةنتهاجروا به کلکته آمده اقاست نمود » پسازچندی بعزمسیاحت
عالم بهانگلستان رفت ؛ و در آنجا از پادشاه ذیجاه و از اسراً و اعاظم عزت و احتشام
یاات » | کنون در آنجا روزگاری بعزت دارد » مکتوبی از او از فرنگ رسیده . ورود
اتگلستان وسلولد پادشاه و اعاظم را با خود نکاشته بودء بامن یگانه و دوستبیهمال
و پیشتر اوقات را در کلکته با من بسر میبرد » و ازمحبت روانپرور خویش محظوظ
میداشت» درسردی و مردانگی و شجاعت و اخلاق پسندیده بکمال » و در استقلال
مزاج و استغنا قدوهُ امثالست» هرچند فلککبرونق مرام نگردید. او بمذلت ومسکنتش
۷ تاریخ تذ کرههای فارسی
تن درنداد » و گردن بقلادة منت و احسان ابائل واقران ننهاد , و بااحدی از دنیا
داران فروتنی نکرد» ازروز منارقتپیوسته دریاد دل اخلاص مئزل اخلاق آن نیکوب
بنیاد را فراموش نمیکند» رژقناانته فیاشرف الاما کن لقائه» .
«تحفةالهالم » ص ع >
طامسولیمییل که اونیز معاصر وی بوده چنین مینویسد: «میرزاابوطالب خان
لندنی پسر محمدبیگغان بود » چون درسنة هزار ودوصد وسیزده هجری مطابق سنة
هزار وهشتصد ونود ونهعیسوی از راه دریای شور بولایت فرنگرفته بود, ازآنسبب
او را لندنی میگفتند , بعداز مراجعت ازآن سفر که درسنه هزار و دوصد وهجده هچری
اتفاق شده » کتایی موسوم بهسیرطالبی فیبلاد افرنجی در وقایع سنر فرنگ تصنیف
نموده و درسته هزار و دوصد و بیست هجری مسافر ملکث عدم گردید , مقلف حسب
خواهش پسر او میرزایوسف باقر این دوتاریخ در وفات او گفته:
تاریخبتعمیه
رخت سفر چو بست ابوطالب از جهان
هوش وحواس غالمیان از دماغ رفت
هاتف زغیب با دل افکار ناگهان
از بهر سال فوت «دوصد بار آه» گفت!
ایضاً
برفت چون زجهان میرزا ابوطالب
دود بدهد رغم م رکش ببحراشکنشست ب
یکفت هاتف غیبی زبهر تاربخش
کهبودسالوفاتش هزارودوصدوبست»
«سفتاح التواریخ » ص ع یاه
۱- تَعمیة اپن تا ریخ «دل افکا رست یعنی کاف که عدد آن ببستاست و باه«دومدآه» که
هزار و دوپست است جبعا . ۲ ميشود .
حد یقاالشعرا و پوه
بطوریکه میرعبداللطیف شوشتریهم اشاره کرده است ء ابوطالب خان شاعر
خوبی نبوده ؛ و بد شعر میگفته » دو ببت ذبل نمونهیی از اشمار اوست:
زهی لندن و وضع بیمثا لش هم آن آب وهوای اعتدالنش
چو مسبا رلبخوبی کس ندیده خدا از دست خویشش آفریده
واين اییات ازمثنوی سرورافزای اوست که جداً ممافزاست و در تعریف لندن
سروده » منظومة مزبور با ترجمهُ انگلیسی آن در لندن بسال بر میلادی بطیع
رسیده است .
آثار دیگر اوعبارتس از : دیوان شعری مسیر طالبی که درهند چاپشدهاست
لب السیروجهاننما که شامل تراجمی است از مشاهیر ازجمله شعراو در جای خود
ذ کرش خواهد آمد" » معراح التوحید , تفضیح الغافلین , و در پایان لب" السیر اشاره
بکتابی دیگر از تألیفات خود میکند دراحوال مل وککهند .
نکملهةً گر ارش یلصف لافکار
تألیف در اواحر قرن دوازدهم و اوائل فرن سیزدهم
در تابستان سال (ع, شسی که حضرت استاد حلال الدین همابی دامت
اناضاته العالی بر طبق معمول همهساله به اصفهان تشریف میبردند » از حضورشان
استدعا کردم تا دربارژ نسخة خحطی تذ کرةالشعرائی که متعلق بدانشمند محترم آفای
,- آقای د کتر غلامحسین بوسفی استاد دانشکده ادبیات مشهد ازلندن شرح مفصلی
دربارة این کتاب و احوال و آثار ابوطالب خان برای نشریه نرهتک خراسان فرستادند و در
شماره ۳ سال پنجم آن مجله در گردید ,
باوجود کسالتی که عارض وحودشال شده بودء کتاب مزبور را چندین رو زتحت«طالمه
بنده کردم معلوم شد که تذ کر خلاصتالافکار تألیف | بوطالب غاناست» لذاتحفیقات
عمیق و دقیق معظمله را بعنوان تکمله ضمیمة گزارش خود ساختم » ونوشتة خود را
بطوری تنظیم کردم که دوهیچیک ازد وگزارش مطلب تکراری نباشد:
«تذ کرهٌ حدیقةالشعراء (یا حدایق الشعراء) نسخة خطی حضرت آفای الفت
اصفهانی مدظلهالعالی » نسخة موجود بتطم وزیری بز رگ است » روی کاغذ ترمه با
خط نستعلیق متوسط وبغلوط دارای ,ربس صفحه (غیر از چهار ورق سفید که برای
افتاد گیهای حدیق حرف سین وشین درمحافی علاوه کردهاند) هرصفحه , ۲ سطر
اسامی شعرا و عناوین اشعار وسرفصلهای حدیقه ؟ را بقرمزی نوشته است .
۲ اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است ؛ از اول نسخه قسمت بقده که
لابد نام ملف ونام کتاب ودیگر خصوصیات در آن بوده است باقسمتی ازحد یت حرف
الف افتاده ونسخه موجود بتصید؛ مصنوع «اهلی شیراژی» شروع میشود که سرآغاز
صفحه اش این ببت است که بترمزی وسیاهی کتایت شده.
بگوهر آن خط سبز تو خاتم خوبی
قد توسایة طوبی کشیده در رتتار
واز آخر نسخه نیز بیشتر حدیقة حرف کاف باباقی حروف تهجی همه انتاده
است » و بخش موجود منتهی میشود بتر کیب بند معروف «حسن کاشی» در مناقب
دالسلام ای سایه ات خورشید ربالعالمین» الخ» که صفحه آخرش باین مصراع ختم
شده است «تیغت آن ابری است دریا دل , .,» باتی مصراع درصفحه بعد بوده که از
نسخه ستط شده است ۰
و۰ درمردادماهم ع ۳ ۱ درگذشت وپیش از ونات کتب عربی خود را وتف کرد وکتب
نارسی را بپبسرش انتتال داد .
9۷۷ مارفشلاةتیدم
۳- اسامی شعرا بترتیب حروف تهجی هرحرفی را یک «حدیقه» قراردادهاست
ومن بهمین جهتاحتمال دادهام کهنام این تد کرهدحد یقةالشعرا» یادحدایق الشعراه»
یا چیز دیگر شبیه آن باشد ؛ شاید خود مژلفش که تا کنون اسم او را ندانستهایم
نامی دیگر برای تألیف خود اختیا رکرده بود .
ء- باری مولف این تذ کرههریکک از حروف تهجی را دریک حدیقه درج کرده
است یعنوان «حد یقةالباء و «حد يقة التاء» و «حديقة الثاء» الخ که درنسخه پقرمزی
توشته شده است؛ با این خصوصیات که درهر حدیقه نهرست اسامی شعرای آنحدیقه
را با شمارة جزوی وکلی آثار نظم ونثر (قسمت نثرش مخصوص اشخاصی است که
اثر متظوم ومنثور هردو داشته باشند» نظیر سعدی و حزین لاهیجی وشمسالدین فقیر
د هلوی وامثال ایشان) کهدرآن حدیقه نقل شدهاست بصورت اعداد هندسیوحساب
معیاق ذ کر می کند بطوری که اولا" معلوم میشود که عدهُ مجموع قصاید و زلیات
وقطعات وغیره ... الخ ونیز عده مجموع ابیات هر کدام از انواع شعر (قصیده» غحزل
قطعه » مثتوی ؛ مرائی , اهاجی ... الخ) ونیز حاصلجمم تمام ابیات منقول در هر
حدیقه چقدر است؛ و انیا بههان ترئیب معلوم میشود که از هرشاعری بخصوص چند
قمیده وچندغزل ,.. الخ» فقل شده ؛ ونیز حاصلجمع کل اییات که ازآن شاعر در
این تذ کره ثبت شده چه اندازه است .
ازبابمثال در «حدیقةالخاء» بینویسد «وآن مشتمل است برهشت ترجمه و
وبحتوی است بربکصد و دوازده شعر ویکهزار ومفتصد و نود وهشت بیت » و عدد
« » را بسورت معمول هندسی در کنار صفحه زیر عیارت فوق نوشته است بعد
صورت تفصیلی آنرا تحت عنوان « کمافصلت» پاحساب سیاق مینویسد ؛ و در سطسر
زیرآن بترتیب فردنویسی مستوفیان قدیم صورت میدهد؛ بعد از آن باز درذیل اسامی
هر کدام از آن هشت ماع رکهدراین حدیتهذ کر شدهاند پهمان ترتیب صورتحساب
جزو وکل ه رکدام از انواع شعر و مجموع ابیات را که از وی نقل کرده است ثبت
میکند» و ا گر نمون نثر نیز نقل شدمباشد آنراهم صورت مید هد .
سس سس
مثلا" در حرف حاء «حدیقةالهاء» و آل مشتمل است برهفتده ترجمه و محتوی
است بریک نثر و دوصد و بیست وشش شعر و هشتصد ونه بیت « کما فصلت» . ..
الخ ؛ ویک رسالهُ نث رکه در این حدیقه نقل کرده از «حزین لاهیجانی» است .
م-سقطات نسخه متحصر بقسمت اول و آخر نیست ؛ در اواسط نیز دو موضع
افتاد گی دارد : یکی از اواخر حدیقة سین قسمتی از اشعار «محمد قلی سلیم» با تمام
ترجمهٌ «میر زاهد علی سخا» افتاده است که درصحافی ورق سفید گذاردهاند, دیگردر
اواسط حدیتة شین بخشی از اشعمار «حکیمشفائی» باقسمتی ازترجمهحال «امیرشاهی»
سقط شده است که آنجا نیز ورق سفید گذاردهاند؛ درموارد دیگرهم سقطات دارد که
مربوط بکاتب است نه بنسخة موجود .
اما اینکه گفتم ازآحرنسخه بیشتر حديقهُ کاف با یاقی حروف افتاده دلیلش
اپن است که حدیت کاف مشتمل است بر شانزده ترحمه و نسخه موحود تا اواسط
آثار «ملا حسن کاشی» است که پنجمین شاعر حدیقةالحاء است و باقی حرف کاف
همه افتاده است ,
پ- فهرست اسامی شعرا که دراین تذ کره آمده است -
بیفایده ندانستم که فهرست کلية حروف را که در این نسخه موجود است
استخراج کنم تا معلوم شود 45 مجوع اسامی موجود دراین تذ کره چهاندازه وازچه
قرار است » درعده اسامی وشمارة اشعار و آثار منقول درهر حدیقه عين عبارت کتاب
ر نقل کردهام ۲
از اول نسخه که گفتم دراواسط آثار «اهلی شیرازی» است معلوم نیستچهقدر
از حدبتَُ حرف الف افتاده » باقیماندهٌ اسامی شعرای آن حدیته بعد از اهلی شیرازی
بدین قرار است :
شنیمای ثر (هیرازی هج وکویاعمی) نوری
امامیهروی خواجه آصفی شیخ جلالالدین آذری
میرزاجلال اسیر استاد ابوشکور امینی نجار بلخی
حدیقةالشعراء ۹
اوحدالدین کرمانی اوحدی مراغهیی این یمین
ابیدی رازی اهلی غراسانی ابوالحسنفراهانی
فت انش احمدخان گیلانی میرعمادالدین الهی
ائیسی شاملو میرزاابراهیم اد هم قزلباش غانامید
سراجالدین علیخان آرزو غلامعلیخان آزاد بلگرامی
حدیقةالباء
و آن بشتمل است بر دوازده ترجمه و هفت ذ کر ومحتویست برنود و هشت
شعر وشسصد ونود ونه بیت ۰
بدرچاچی شیخ بهاءالدین عاملی رفیمغان باذل [صاحب
منظومهة حملهحیدری متوفی ۳۳ ۱ ۱ ق] سید ابوطالب اصفهانی
[صاحب ملحقات حملهٌ حیدری] ۱ میرژاییدل
بهاءالدین مرعیانی[ کذا والظا هر مرغنیانی ] بدیع تبریزی
مولانا بقائی مولائابنائی شهابالدین بیانی
بنت سالار وغیره پنچاسامیه( کذا) بدرالدین نور هروی
توضیحاً در ذیل « بقائی » نمونة مشاعرات اورا با زوجهاش « بیبیآتون » و
عمدانته خان اوزیک آورده ؛ ودر دیل «بنتسالار» که متصودش «بنت حسام سالار»
است از پنج زن شاعرة دیگر نام میبرد ونمونة اشعار ایشان را نقل می کند بنامهای
ذیل :
پنجه [ظ؛ بیجه ] شاهی (ازفواحش هند) عایشة سمرقندیه
بیبیمهری حلایری بیبیساه آفاق حرم امیردرویشی تتابداربرادرامیر علیشیر
بیجه خانم مهستی
ومنظورش از « پنج اسامیه ۰ که در فهرست اسامی ضمیمةه «بنت سالار» کرده
آمده باشد > گلچین .
۰ 0۸ تاریخ تذ کرههای نارسی
همین پنچ نام است» ومتصودش از « هشت ذ کره که درصدر عنوانفهرست گفته همین
پچ نفرست پا دونفر که دردیل «بقا نی» گفته شد» پسمقصودش از «ذ کر»اشخاصی
است که درضمن تراجم احوال دیگران ذ کر شده باشند .
حدبقة التاء
و آن مشتمل است برپنج ترجمه ومحتوبست بر بیست ونه شعر ویکصد وسی و
تٍِ ۱
میرزا علیرضا تجلی مولانا تابمی خوانساری تقی اوحدی
میرزآمحمدسعید تنها میرزامحسن تأثیر
حدبقةالثا
و آن مشتمل است بردو ترجمه ومحتویست برچهل شعر ویکصد و پنجاه و سد
لت ,
خواجه حسین ثنائی میرزامحمد افضل ابت
حدیقةالجيم
و آن مشتمل است برده ترحمه ومحتویست برنود وهقت شعر ویکهزار وسصد
شش بیت .
عبدالواسع جبلی جمالالدین عبدالرزاق مولوی چامی
جمالالدین ابن نصیر (کذا باثبات الف «ابن») جمالالدین یزدی
مولانا جلالی جمالی د هلوی مولائا جسمیهمدانی
جمالالدین کازرانی میرزا فتح انتهجتاب
حدیقَة الحاه
و آن بشتمل است برهفتده [ برسم الخط خود نسخه] ترجمه وبحتوی است پر
یکك نثر و دوصد و بیست وه ش شعر وهشتصد ونه پیت ۰
خواجه حافظ شیرازی خواجة حسن دهلوی حسن اشرفی
۳ شیخ الاسلام حارئی سیدحسن علوی
حسن بنشهابی حکیم نله بادغیسی سید حسنمتکلم
قاسمبیکث حالتی حکیم حاذق حزنی اصفهانی
میرزاحسایی نطنزی حاجیمحمد گیلانی حید ر کلیچه
شیخ حزین حسن خان شاملو
حدبلقة الخاء
وآن مشتملاست پبرهشت ترحمه وسحتوی است بریکمد و دوازده شعر ویکهزار
وهفتصد ونود وهشت بیت ۰
خاقانی امیرخسرود هلوی خواجوی کرمانی
حکیم خباز حکیم خسروانی عمر خیام
نجیبای خالص پادشاه خائون
سحدبقةالد ال
و آن مشتمل است بر پنج ترجمه ومحتوبست بر سی و پنج شعر وشصت وهفت
بیت :
میرزا رضی داش قافی رکنالدین دعوی . درویش دهکی
درویثی محمد قصهخوان میرزاهاشمدل!
,- توضیحاآدرترجمحال «میرزاهاشمدل» نکتهایتا رییخیدارد که نقلش بیفایدهلیست»
ضمناً نمونهیی از انشاء و طر شرح حال نویسی مولف این تذکره را بدصت میدهد : «میرزا
هاشم دل ازسادات ارتیمان همدان واد؛ ابراهیم ادهم است که در حديقة الالف ذ کرش
گذشت در وسعت مشرب وفتوت وشجاعت بینظلیر بوده درحین محاصر؛ٌ افغان باتفاق حا کم
همدان بمدد اصفهانیان آیده هنوز بشهر رسیده بودئد که قتال دست داد » حاکم همدان
با تابعانش فرار و آن سید والانژاد ازارط غیرت با خویشان ولواحقان شهادت اختیار کرد ؛
صاحب دیوانست .
پقی؛ حاشیه د رصنع بعد
وی وت ۳۰کس 0۳
۳ تاریخ نذ کرههای فارسی
حد بقةالذ ال
و آن مشتمل است بر دوترجمه وسحتویست برشانزده شعر و پتجاه و دو بیت:
ملاذوقی سید ذوالققار
حدبقَة الر اء
وآن مشتمل است برسیزده ترحمه ومحتویست برهشتادو دو شعر وسیصدوهفتاد
ونه بیت :
حکیم رافعی رافع قزوینی رضیآلدین نیشا بوری
رفیمالدین عبدالعزیز رفیم الدین ابهری حکیم روحانی
استادرونتی استاد رود کی استاد رشیدی خواحهرشید وطواط
میرزاعبدالرحيم خانخانان [رحیم | میرزا رضي ارتیمانی
میرزاجعفر راهپ
حدیقةالز اء
وآن مشتمل است برچهار ترحمه وبحتویست بر هجله شعر و یکصد و پنجاه و
هفت بیت :
زلالی خوانساری زکی کاشغری زینتی علوی [ ظاهر
دزینبی» صحیح است نه «ژیتی») ز کیهمدانی
بقیُ حاشیه از صفحة قبل
ازغزل
گل باغ کی بچشم من زارآید ایدوست
که بهیدهبیحمالت بژه خارآید ایدوست
۳ الخ
دنیالهاش یک رباعی هم ازو نقل کرده اس ت که چندان قابلنقل نبود .
ابوطالبخان این ترجمه را از تذکرةالمعاصرین حزین گرفته وتاریخ شهادت اورا هم
که (ع۳, , ه) است بقلم نیاورده » « گلچین» .
حد پقةا لشمراء . ۳«
حدبقةالسین
و آن مشتمل است بر هژده ترحمه ومحتویست بریک نثر و دوصد و شصت و
پنجشعر ویکهزار وششصد وسی ونه بیت :
حکیمسنائی شیخ سعدی شیرازی حکیمسما ئی
حکیم سنچری حکیم سوزنی سيفينیشابوری
سیف اسفرتکی سدیدالدین اعور سراجالدین سگزی
خواجه سلمان ساوجی سحابی استرابادی سعدالدین خلینه
سعد کل سیفیعروضی شاه سرمد
سرخوش محمدقلی سلیم میر زاهدعلی سخا
حديقة الشین
وآن مشتمل برهنده ترجمه وبحتویست بردوصد وهشتاد ویکشعر و یکهزارو
دوبیت :
شرفالدین شفروه شرفالدین منصور شرفالدین طوسی
شمسالدین بخاری ابام شهایی شرفشیرازی
شرفآلدین بافقی شریف تبریزی شهیدی قمی
حکیمشفائی امیرشاهی ملاشیدا مشهدی
آنا شا پور ش وکت بخاری شهابالدینساوجی
شیخ رباعی شانی تکلو
حرفالصاد
و آن مشتمل استه پرسه ترحمه ومجویست بر نود و چهار شعر و دوصد وهزده
یت *
میرسحمدصادق شیرازی میرصیدی طهرانی مورزاصایب اصفهانی
حدبقةالضاد
وآن مشتهل است بریک ترجمه ومحتویست بربیست وپنج شعر و سی ونه ببت:
مولانا شیریاصفهانی
حدبقةالطاه
و آن مشتمل است برپنج ترجمه و محتویست برشصت و دوشعر ودوصدونوزده
تیت ۰
حکیم طیان بمی طالبجاجرمی طغرای مشهدی
شاه طا هر د کنی طالب آملی
حدیقةانظاه
وآن شتمل است برچهار ترحمه ویک ذ کر ومحتویست برهشتاد وهشت شعر
وپانصد وهشتاد وهشت بیت."
ظهیرفاریابی ظهیرالدین سجزی ظهی رالد ین سرخسی وتمرا نشاه"
ظهوری ترشیزی
,- توضیحاً مقصودش ازیک ذ کر «تمرانشاهه است که درذیل «ظهیرالدین سرخسی»
آزوي نامبرده و شهعر او را که درحواب ظهیرالدین ساخته بود تال کرده است و در من این
حکایت که مینویسد : وسید ظهیرالدین یحییسرخسید رفضیلت معروف جهانیان ودرسخنوری
مسلم شمرای زمان بوده چون به هندآمد این قطعه را بتاجالدین تمرانشاه فرستاد .
قطعه
صدرا ! بذات پا خداوند انس و جان
کز جان و دل ثنای جلال تو گفتهام
,۰ الخ
محدوح موصوف که نیز طبع لطیف داشت این تعاعه در جواب گفتد باعقدی مروارید و
"کنی کی بوی ارسال کرد :
بقیأ حاشیه درصفحه بعد
حد پقهالشعراه 0۸۰
حدبقةالعین
وآن مشتمل است برهجده ترجمه وبحتویست برهجده نثر ویکمد وهفتاد و نه
شعر ویکهزار ویکصد و بیست ونه بیت ؛
عزالدین شیروانی حکیم عسجدی عمعق بخاری [درخود
نسخه همهجا «عمقق» نوشته است] حکیم عمادی
عبید زا کانی حکیم عنصري شیخ مطار
عرقی شیرازی نعمت خان عالی عصمت بخاری
ناصر علی سر هندی [یعنی شخ ناصر متخلص به «علی»] اورنگزیب عالمگیر
شیخ عراقی علاءالدوله سمنانی علاءالدین اود هی
عماد فقیه کرمانی شیخ عارف عظیمای نیشابوری
توضیحاً در ترجمة حال « اورنگهزیب » خلاصهیی از تاریخ سلاطین تیموری
هندوستان را که از اعقاب «بابره بودهاند بانمونهبیازمنشات اورنگزیب کهیپسرش
«سحمداعظمشاه» نوشته است درج کرده ؛ و آثار نظم ونثر نعمت خانعالی راء متوفی
۱( راق» که میگوید « مولدش دارالعلمشیراز است ونشو ونما درهندیانته » بسیار
بفمل نقل کرده از آنجمله است نوشتههای اومربوط بوقایع «حیدرآباد» که هرچند
مطالب مهم مفید ندارد » اما از نظر سبک و شیوء منشات آن زمان خالی از اهمیت
یه حاشیه ازصفحهة قبل
قطعه
چون بالماسطبع درسفتی در" ناسقتهات فرستادم
دهدت قوتیخدای جهان که زبیقوتی بفریادم
اتفاقاً بعد از مقاربت کنهزك مرد» تاجالدین این قتطعه بوی نوشت :
هزل
علوی ء کافران هندی را زود ازاسلام سیر خواهی کرد
پدرت غزو کردی ازشمشور توغزا[دراصل :غذا] هم به . . .خواهی کرده
رل تاریخ تذ کرههای فارسی
و و و و سس بر
بهمان وقایع حیدرآباد , ..
حدیقة الفین
و آن مشتملست برهفت ترجمه و محتویست بر هشتاد وهفت شعر و یکصد و
هفتاد وسبه پوت *
غضایری ژازی محمنطاهر غنی کشمیری غزالی مشهدی
میرعبدالغنی تفرشی غیرتی شیرازی غیاث یزدی
غضنق رکلجاری
حد بقةالفاء
و آن مشتملست برهاده ترحمه ویک ذ کر و محتویست بریک نگر و دوصد و
هفتاد و چهار شعر ویکهزار وهشتصد بیت :
فخرالدین اسعد جرجانی حکیم فردوسی فریدالدین احول
شیخ فیضی دکنی امیر علیشیرنانی ابا ففانی
میرزامعزالدین فطرت فغفور یزدی فوقی یزدی
میر شسالدین اقیردهلوی ابوتراببیگ فرقتی فصیحه خانم ولاطمه خانم
خواجه فخرالدین کاتب حکیم فرخی استادفلکی شروانی
فضولی بغدادی ملافایضا اصنهانی بیرزا نصیحی هروی"
,- از جملة فواید اینحدیقه آنست که درشرح حال و آثار «شمسالدین فقیر دهلوی
متوش .۱۸ , ق» یک رسال فارسی اورا موسوم به خلاعبةالبديم. که درفن فصاحت وبلاغت
و صنایم بدیم تألیف شده است نقل کرده » و از اینقبیل فواید بازهم در این تذکره بانته
میشود » (رسالٌ خلاصبةاليديع را از رباض الشهرا نقل کرده است » گلچین).
درضمن ترجمهحال «قوقیبزدی» هم لکات تاربخی دربارة مژلف تذ کره درج شده است
کهپعد انشاهءانته نقل خواهم کرد .
۱ یه حاشیه درسفحة بعد
حد یقةالشعراء رل
حدبقة القاف
وآن مشتملست برهشت ترجمه ومحتویست برچهل و دوشهءر وسیصد و پنجاه و
مه بیت :
سراجالدین قمری قتالی [ پهلوان محمود] قدسی مشهدی
قاسم انوار میرزاقاسم گنابادی [در اصل ۰ کونابادی]
حکیم قطران توامی رازی قراری کیلانی
حدبقةالکاف
و آن مشتمل است بر شانزده ترجمه ومحتویست بر یکنثر ودوصد و پنجاهوسه
شعر ویکهزار و دوصد وپنجاه و نه بیت :
خلاقالمعانی [ کمالالدین اسماعیل اصفهانی] کمال خجندی
کلیم بلاحسن کاشی کافیظفر همدانی
کافرلك غزنوی کریمیسمرقندی کسائی
کلامی کمالالدین کمال زباد
میرزا بهدیخان ک و کب [ماحب منشات وتاریخ نادری] کال زنجانی
کاهلی کابلی ملک سعید کامل
ونسخه موحود نا اواسط آثار «ملاحسن داشی» است و باقی حرف کاف همه
انتاده است ؛ و باین ترتیب فهرست اسامی شعرای موجود در این نسخه پایان یافت»
ونهالخمد ,
م- نام مقلف و تاریخ تألیف این تذ کره :
آمدیم برسر نام مولف و تاریخ تالیف این ت ذکره که سا از روی ظن و گمان
بقیة حاشیه اسف قبل
در ترجمةحال «ملافایضا» میپویسد «اسیشی محمدنصیر و از ابهر اصفهان و شا گردان
میرزاصایب مرحوم است » د رسحاصرهٌ اصفهان سنذ یکهزار و یکمید وسی وچهار بعالم آخرت
شتافت»ه ,
مره تاریخ تذکرههای فارسس
شخصی نام آن را حد یقة الشعرا یا حداپق الشمراه یا حدایق الادب و نظایر آن فرفی
کردهایم ٩۱
متأسفانه اسم مولفشی تا کنون بربنده معلوم نشده » ابا آنچه مسلم است وی
از رجال نیمه دوم قرن « , و نیمه اول قرن ۳ , هجری و باحتمال قوی ابرانیالاصل
مهاجر هند بوده و درستهُ بوم , , ق قطعاً درهندوستان بسر میبرده و ظاهر این است
که همانجا اقامتداشته و اين تذ کره راهم درهندوستات تألیف کرده وتاریخ تالیفش
بعد از «ریاض الشعراء» واله داغستانی است ؛ شیوه؛ تألیفش هم بیمشابهت بسبکک
ریاضالشعراء نمست » بلکه ميتوان گنت که در اسلوب تحربر تراجم و کثرت آثاو
منقوله واحتواء برفواید تاریخی وادبی ازقبیل همان تاریخ سلاطین تیموزی هند » و
منشآت اورنگزیب» و وتایم حیدرآباد » و رسالة خلامةالبدیم که در مسطورات قبل
اشارشد پیروی ازشیوهُ ریاضالشعراء کرده است؛ شاید درتسمية کتاب بهحدیته ...
یا حدایق .., نیز نظر بهمان کلمة «ریاض» داشته است ؟
باز ظاهر این است که شیعیمذ هب اثناعشری بوده که از این مذ هب همهجا
با تجلیل و تمجید نامبرده و عمل شاه اسماعیل صفوی و دیگر بروجان آن مذهبرا
ستوده است ؛ از جمله در ترجمهٌ حال شاه طاهر د کهنی ( - د کنی ) متوفی ٩۰+
مینویسد «مذهب ائناعشری در آنممالک [یعنی «د کن» وبرسم الخط نسخه درهمه
جا «د کهن»] بسعی جمیل وی وبرهان نظام شاه که در خدمتش اعتقاد تمام داشت
رواج یافت» .
مدایح و مناقب عایعلیه السلام راهم بسیار آورده است » حتی اینکه درجزو
رباعیات حکیم خیام که شانزده رباعی از وی نقل میکشد این رباعی را بدو نسبت
بیدهد که علیالتحقیق از خیام نیست.
و بنده یز پیش از وصول مرقوسة استاد وتطبیق آن باتذکرههای اوایل ترنسیزد هم
همینطور فکر میکردم » تااینکه بعدا معلومشد «خلاصةالانکاره است « گلچین» .
حد یقةا لشعرا ٩ م۸ ۵
در دایسره وحود موحود علی است
د رهردوجهان مقصد ومتصودعلیاست
کر خانة اعتقاد ویران نشدی
من فاش بگفتمی که معبود علیاست"
و
بولف این تذ کره «لبابالالباب» عوفی و«عرفات» و « کعبهعرفان» نقیالدین
اوحدی وهمجمع التفائس» سراحالدین علیخانآرزو که تاریخ وفات اورا در سنٌو و ۱
فیط کرده است ؛ و « کاءاتالشعراء» سرخوش که بنوشتة او «ت ذکرهٌ خروش توان
گفت» وهردو تذ کرةٌ «سروآزاد» وهخزانة عامره» میر غلامعلی آزاد بلگرامیرا دردست
داشته , ومخصوصاً دربارة این دو تذ کره گفته است «در وقت تحریر این اوراقدرنظر
این حقیر بوده فاید؛ معتدبه رسائیدند» , - در ترجمه حال «سحابی استرابادی» هم از
«تاریخ صبح صادق» نقل میکند , - درحدیقةالحاء من ترجمه «شیخ الاسلامحارثی»
مینویسد «مربی عوفی صاحب تذ کرهٌ لبابالالباب است چتانچه اوگوید, ,. الخ»۲,
کرت
دلاشل آنچه دربارهةٌ عصر زندگانی مولف و اقامت وی در هندوستان گفتیم
فراوانست؛ از حمله اینکه رفات «حزین لاهیجانی» و « شمس الدین فتیر دهلوی » و
سل شیدای مشهدی» هرسه وا در سنه یکهزار وبکصد وهشناد هجری و وثات «مر
۱- این رباعیراهم از میرزا ابراهیم ادهم متوفی + ., , ق فرزند مبرزا رضی ارتیمانی
نقل کرده ؛ تاربخ وفاتی که نوشته هم ازخود این تَذ کره است :
اوماف علی به گفت وگو ممکن نیست کنجایش بحر درسبو مىکن لیست
من ذات علی بواجبي نشناسم لیکن دانم که مثل او ممکن تیست
۲- لیابالالباب را صاحب عرفات در دست داشته وعرفات را باند کرهمهای دیگر و
تذکرةالمعاصرین حزین واله داعستانی خلاص دکرده دررباض الشعرا آورده و ابوطالبخاناقط
ریاض الشعرا را دردست داشته » «گلچین» .
6۹٩ ۰ تاریخ تذ »های فارسی
غلایعلی آزاد بلگرامی را درسنه . .۲ , هجری ضبط کرده است؛ و آخرین تاریخضی
که در مسطورات این تذ کره ینظر حقیر سید همین سنة ۱۳.۰ است » اما اینکه
تاریخ وفات را صحیح ضبط کرده باشد یاخیر فااعهدة علیة ؟» (انتهی) .
خلاص الشعراء
تألیف عبدالاطیف عباسی گجراتی در ۱۰۲۱ ق
تذ کرهایست مختصروتاهعتی رکه ملاعیداللطیف گچراتی بر کتاب بتخانهتألیف
ملامحمد صوفی مازندرانی متوفی ۳۰. , نوشته و کتب زیادی را بعنوان ماخذ خود
در دپباچه نام پرده که باعتقاد بنده پهیچیک از آنها رحوعی نداشته و فقط از تذ کره
دولتشاه استفاده کرده است ,
بلامحمد صوفی مازندرانی مدت چهل سال در دواوین و سفاین گردیده و از
سجموع چهارصد هزار بیت» نزدیک بچهل هزار بیت بر گزیده و آنرا موسوم به بتخانه
گردانیده است .
بتخانه بسال , , . , هجری در احمدآباد گجرات بخواهش میرزاحسن خا کي
مولف منتخبالتواریخ با دستیاری ملاعبداللطیف گجراتی تنظیم و تدوین گردیده" »
,- در فهرست آ کسفورد آمده که میرزا بر خاکی در تالیف بتخانه شریک صوفی
بوده وعبداللطین کتاب صوفی را دزدیده است؛ ترجه عبارت فهرستمزبور اینست :
دبتخانه منتضات بسیا رگرانبها وبفیدیست که از دواوین شعرای خیلی عروف و نادر
قدیم جمع شده و شامل بنتخیات زیاد از پم شاعر و منتخبات بختصر از . و شاعر بوده » و
رویعمرقته دارای . . .,ء بیتاست که از ۰ بیتانتخاب گردیده » این کتاباصلا"
تألیف مولائا محمد صوای ومیرزا حسن بیک خاکی است ! که در سنة .,. , عهجری وسال
بِقیهٌ حاشیه د رصفحه بعد
۱ خلامةالشعراه ۳
و بعدا درسال , ۲. , عبداللطیف مزبور بر آن ديباچة بفصلی مصدر بنام لشکرخان
مشهدی!" نوشته و تراجم شعرای یتخانه را با ذ کر ملوك و مشایح معروف عهدشان
با ختصار برآن افزوده وقسمت الحاقی بعنی تذ کرهرا موسوم به خلاصبةالشعرا گردانیده
اییت۲
میا
رقیه حاشیه ازصفحه قبل
و عسلطنت | کیرشاه (, .+ , میلادی) تصنیفشده و بعدها عبدالاطیف بن عیدانته عباسیآنرا
اصلاح کرد ! ودیباچه ونهرستی بران افزوده و امم آنراخلاصةالشعرای عبداللطیف گذاشته,
عیداللطیف ب ذکور سا کن احمدآباد گجرات بوده ود رحقیقت کتاب صوفی را د زدیلهاست» .
لشکرخان ابوالحسن مشهدی از امرای جهانکیر پادشاه بود » و ازآغاز سلطنت
شا هچهان تاسال چهارم (ب۳ .۰ ۱-۱,ع. , ه) حکومت کابل را داشت. درسال پنجم بحراست
دهلی مأمورشد» و درسال شم (۳: . ,) ازخدسات دیوانی برکنار گردید و بهحج رفت داز
آنجا بهسشهد بازگشت وسرا و رباط بنيادتهاد و اسلا بسیار خرید وهمانجا درگذشت» رك :
ماثرالامرا» ؛ (ج ۲ ص ۰۱۹۸-۱٩۳
۳- خوشگو صاحب سفینه » تام «صوقي» را در جایی دیده و « عوفی » خوانده و چون
ملاممد صوفی د رگجرات مقیمبوده او را ازمردم آنجا دانسته» و بتخانه را باخلاصةالشعرای
عبداللطیف اشتباه کرده و امجموع این غلط کاربها» عوفی کجراتی تذ کرهنویسی بوجودآورده
است چنانکه کوید ۰ «عوفی از احمدآباد لجراتاست؛ درعهدا کبرشاهی فاضل وحید بودء در
عالم مصاحبت و آشناییها بینظیر » تذ کرة الشعرابی نوشته و تحقیقات نیک یکار پرده » اين
پیت ازودت :
وا کردهاند باهوسان صد کتاب لاف یککحرف عاشقی که زجایی شنیدهاند»
رك : سفینة خوشگو نسخهة شماره؛ »هب کتابخانه مر کزی دانشگاه تهران » ص
۷۳ ۰
ولازم بذکرست که آةای د کترنقوی پا کستانیهم د رکتاب «تذ کرهتویسی فارسی در
هند وپاکستان» سفحٌ . ,ب نام اين کتاب مجهول ومجعول را : «ت ذکر؛ عوفی گجراتی»در
شمار ت ذکرههای فارسی هند وپا کستان آورده است .
7۳۳
۹۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
درین خلاعبه تراجم شعرابترتیبی آمدهاست که در بتخانه مسطور بوده واینکه
مولف مدعیست که بنای آنرا موافق طبقات معد فلکی نهاده و درهفت طبقه نوشته
همائا ادعاست وعيناً عبارت دیباچه تذ کره دولتشاه سمرقندی را در تعیین طبتات و
ابواب کتاب سرقت کرده است! .
آغاز ؛ «بسمله » ابقّه تعالی و تتدس که مفاتیح خزاین دانش بقبضه قدرت
کابله و بربتیجٌ تتدیر امه اوست» ,
انجام : « ...در زمان سلطان قطبالدین تکش وفات یافته » تاریخ فوت
سلطان مشارالیه در تحت اسم سید ذوالفتار شروانی مذ کورشد» .
فهوست اسامی صاحبان تراجم
ابوالفرج رونی ازرقی هروی مجیرالدین بیلقانی
جمالالدین عبدالرزاق اصنهاني رشید وطواط
حسن اشرفی سمرقندی حکیم سنایی غزنوی مسعودسعدسلمان
انوری آبیوردی ناصرخسرو قبادیانی خاتانی شروانی
اديپ صابر ترمذی رضیآلدین نیشابوری نجیب الدین جربادقانی
عتصری بلخی اثیرالدین اومانی اثیرالدین اخسیکتی
اوحدی مراغهیی امیرمعزی سعدی شیرازی
فخرالدین عراقی عمرخیام نیشابوری مجدهمگر شیرازی
جلال عضد یزدی عبدالواسع جبلی عمادی شهریاری
مختاری غزنوی سید مطهر قاسم انوار تبریزی
مولانای روم شیخ فریدالد ین عطا رنیشا بوری محمد شیرین مفربی
ظهیر فاریابی امیرخسرو د هلوی
آزینجا ببعد شعرایی که اشعارشان ار مجموعه ها انتخاب شده است بعنواق
«غریب لره درخلاصةالشعرا آندهاست؛ که باعتقادژلف غریب و مروت وترحمة
(- رك : تذ کر دولحشاه , چاپ لیدن » ص , س ۱ .
غلامالشعراء
۳
آنان درهیچ ت ذکرهبی نبوده ء ازینروفقط بذ کر نام ایشان پرداخته است» تا اگربعدا
درجایی بنظر رسید نوشته شود :
بهاءالدین بغدادی
سیدذوالفقا ر شروانی
روحانی
حسن دهلوی
علیین حسن باخرژی
همام تبریزی
اینعماد
اپوسعید بزغش شیرازی
قاضی همامالدینصاین
خطیب گنجوی
امام رافعی غزنوی
خواجه نصیر طوسی
انتخار بخاری
رود کی سمرقندی
سیفالدین اسفرنگی
سراجالدین قمری
ضیاءالد پن فارسی
زینآلدین سجزی
فخرالدین خالد
بدیع بلخی
خسرو(زی)] سمرخسی
بهاءالدین مرغابی
شاه کیودجابه
عزالدین شروانی
ابوالعلدی کنجوی
تاصر بخاری
فخرالدین هندوشاه
امام شهابی سلطانی
ابامی هروی
خواجوی کرمانی
عبدالعجید
ناصریجه
| پوعبداننه بحمدجندی
کمالالدین زنجانی
عمعق بخاری
منوچهر شصت کله
امبدی طوسی
شهابآندین موبد سمرقندی
شمسالدین حدادی
عین القضا: همدانی
طیان بمي
فلکی شروانی
شمس لد ین طبسی
ناصرالدین کاشی
حکیم نورالدین صدوقی
عمادالدین
سعدالدین هروی
نزاری تهستانی
بدرالدین شاشی
شمس الدین طا هرنضاس
قطبالدین عتیقی
جلال طبسي
حسامالدین بحی
بحمد کاتبی نیشابوری
لاسعی گ رگانی
نطران تبریزی
رفیع الدین لنبانی
شرفآلدین شفروه
سیفآلدین باخرزی
روحی والوالجی
روحیشارستانی
ابوسلیک گر گانی
عطائی
عبید زا کانی
ابوالفرج بلخی
09 تاربخ ند »های فا رسی
شاه داعی شیراری مرشدی مبار کشاه غوری
سععود تر کمان علوی تربتی نعلام استرابادی
اشهری شاءعلی شیخ امین الدین کازرونی
اوحدالدین درمانی افضلالدین کاشی [ بدرالدین] جاجرمی
شیخ رباعی تر گسی مراغهیی شیخ ابوسعید
سعد ورّاق سهیلی مهستی
ابن یمین نیخ روزبهان
عدهیی ازین شعرای غریب ! درغایت شهرتند و ذ کرشان درهمه جا هست و
با اینکه مولف بطور قطع ند کر دولتشاه را در دست داشته بعلوم نیست که چرا
عدهیی از شهرایآن تذ نره وا در عداد «غریبلر» آورده است » مگر اینکه بگوییم
نسخهیی که دردست داشته ناقص بوده .
نسخه : کتابخانة مجلس جزو کتب اهدائی مرحوم سدمحمدصادقطباطبانی
در دو مجلد بشمارههای , ۲ و۱۳۴ .
درین نستخه خلاصةالذعرا با دیباچة مفصّل آن جمعاً بیست و هشت صفحد
است » و بتخانه جلد اول دربي ب صفحه و جلد دوم درب , ب صفحه وناقصالاخرست»
کتابت دربتن وهامش است؛» هرصفحه بطورمتوسط میبیت» جمعاً درحدودچهل هزار
بیت » تحریر قرن یازدهم نزدیک بزمان تألیف » خط نستعلیق هندی » جلا چسرسی
یشمی » قطع رحلی .
نسخه دیگر :ٍ بادلین » ش دوم (ناقصالاخر) .
ترجمه" مژلف :
ملا عبداللطیف عبدالته کجراتی از فضلا و دانشمندان نیمه اول قرن یازدهم
هجریست » و جون روزگاری درعدهت لشکرخان مشهدی؛" نت یی داشته و
مد ری تفت
خااصةالشعراء 2
در سفر و حضر باوی بوده و چندی باهم بقیدهلک عنبر حبشی" درآمده در قلعةدولت.
آباد مبحبوس و مسلسل بودند" به عبداللطیف لشکرخانی معروف بوده » وپساز عزل
لشکرغان از حکوت کابل که درسال پنجم از جاوس شا هجهان واقع شد (ت ۱۰۲
ه) بخدمت دفتر تن (- وظایف) منصوب گردید" و درسال هء . , برسالت شاهجهان
به گلکنده نزد قطبالملکک (سلطان عبداته قطبشاه) رفت تااو را وادار سازد که نام
شاهصفیصفوی را از خطبةٌ جمعه واعیاد حذف کند وبجای آن نام شا هجهانرابیاورد ؛
و از سب" مبحابه جلو گیری کرده بطریقة اهل سنت و جماعت رفتار کند* در سال
> ع . , با کسب موفقیت بهآ گره با زگشت و مبلغ چهل لک روپیه از نقد و جنس و
یکصد فیل نر و ماده و پنجاهاسب عربی وعراقی بازین های مرصع و اشیاء نفیسدیگر
با غود آورد » وقریب دولک روپیه هم از نقد و جنسی که قطبالملکک بخود او داده
بوده بهشا هجهان پیشکش کرد" » در رمضان سال ببع . , بخطاب عقیدت غانیمنتخر
گردید" در ذیالقعد؛ سال بع . , بعلت بیماری ممتد ازخدمت دفتر تن معاف شد۲ و
درسال وع . , در گذشت" .
محمدصالح کنبو در ذیل «طْقَه ارباپ انشاء» میلویسد ؛
۲- رلك ه ماثرالامراه (ح۳ ۰۰ ۱
۳ رك : پادشاهنایه (ج , ص عع) و عمل صالح (ج, ص ۱۳ه) .
ع- و 2 (ج۲ صس ۱۳۲-۱۳۰) عمل صالح (ج ۲ ص بء ۱ - ۱۵۰ )
حدیقةالسلاطین (ص ۰٩ ۱۷۰-۱) .
و وگ : پادشاهنامه (ج « ص باب ۱) عمل صالح (ح ۲ ص چم ۱) حدبقةالسااطین
(ص ۰-۱۷۰ ۱۷) -
ب رل ۰ بادشاهنامه (ج ۴ ص ۲ عمل صالح (ح ۲ ص ٩٩ ۲) .
بت و و (ج م ص 4۲) عمل صالح (ج ۲ ص )۲۸٩ ۰
هت 2 : « (ج ۳ ص ۷۱ .
۰۹۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
«عیدالاطیف گجراتی لشکرخانی فکر تیز گردش مرحله پیمای جادءٌ سخن است»
و در پیرایش استعارات و آرایش عبارات دستی تمامداشت» برآیین نثرطرازان پیشین
در شیوة ستخن دادنکتهسنجی میدهد, ودرباریکیهای سخن نازك ورنگین» طبعروانش
مانند آب در ريشه های گل فرورفته آن باریکیها را بروی آب میآورد » | گرچهمعنی
غریب د رکلامش کمتر است ؛ اما سخنانش آیبنهوار صاف و ساده و خیالاتش که
اندیشیده بیتوجیه بوجه احسن از آن رو مینماید » سابق صاحب دار معاملات
لشکرغان مشهدیبود» بعداز ترك منصب آنوالا مکان درسر کارحهان مداربخدمت
دیوانی تن و خطاب عقیدتخان ومنصب هزاری و چهارصد سوار سرافرازی یافت" ؛
چندی بتحریر ایام دولتابدطراز میپرداخت» آخراز نکته گیری اربابحسد ازخدمت
مذ کوره معاف ومرفوع القلم گشت» برنثنوی سولویروم شرحی متین نوشته ودیباچه یی
رنگین بقلم آورده » بعد ازمطالعه آن معلوم می گردد که پای قلمش در آشویگاهسخن
تلغزیده و بدقایق معنی خوب وارسیده»" .
و چنانکه خود درمقدمة لطانفاللغات نوشته است » مشنوی معنوی را تدریس
میکرده" .
تألیغات عبدانلطیف عبارتست از :
- لطائفاللغات پا فرهنگ مشنوی که در لکهنو پسال پم , میلادی و در
کانپور بسال و . و , ودرطهران بسال و , , شسی (بضمیمة مثنوی ازطرف کلالة
خاور) بطبع رسیده است .
ب- در پادشاهنامه (ج ۳ ص ,ع ب) ذیلارباب مناصب آمده است که : «عقیدتغان
هشتصدی پنجاسوار » سال دوم ازیندور رعتهستی بربست» و ملف هردوری را از جلوس
شا هجهان دهمال گرفیه که آغاز آن بم, , است وسال دوم از دوردوم 4 ,, مشود .
رك : عمل صالح » ج ۳ ص ۳۷ ۳۸-2 .
۳- رگ : چاپ کلاله خاور (ص ) .
خلامبةالشعراه ی 6
۳- لطائف المعنوی منحقایق المگنوی در شرح ابیات مشُکلةُ مثنوی » چاپ
کاتپور در ٩۳ ۱۲ .
۳ مرأتالحقایق درشرح حديقة سنائی » نسخه : کتابخانة مر کزی دانشگاه
ین بجموعه های شمارهٌ ب ۳۱ 9 ۳۳۱۸ .
ء- تصحیح مثئوی موسوم به نسخه ناسخه » نسخههای آن فراوانست و در
غالب کتابخانه های عمومی و خصوصی یافت ميشود ء ازحمله در مبجلس دو تسخه
هست که حواشی یکی از آندو بخط عبداللطیفاست . دوست دانشمند من آقایادیب
برومندهم نسخة زیبایی در کتابخانه خصوصی خوددارد که بعضی حواشی آن بخط
عبداللطیف است ء و بجای امضاه «هواللطیف» رقم کرده است .
ه- مرآتالمشنوی » عبداللطیف دیباچههابی را که برشش دفتر مثنوی تصحیح
شده خود نگاشته بوده , جدا کرده و دیباچ هفتمی برآن نوشته و آنرا مراتالمثنوی
نام نهاده » و تاریخ پایان یافتن اینکار را که بسال ۲م. , انجامیافته » درین بیت
آورده است ۰
منهی عقل سال تمامی" آن بصدق
گفت «انصرام یافته دیباچة لطیف»
برای نسخه و تفصیل پیشتر ؛ رك : فهرست مشکوه ۷ج ۲ ص ۵ ۲ ۲۷-۲ ۰۹۲
نیز برای اطلاع از احوال و آثار بلامحمد صوفی مازندرانی متخلص به محمد
رلك : تذ کرهُ میخانه با تصحیح و تحشية نگارنده » ص «ع-۹2 .
نسخهیی ازدیوان صوقی جزو مجموعة شمارهم , . کتابخانة سلطنتی است»
ونسخة دیگری د رکتابخانة آستانقدس بشمارة ( ری ) مورخ ٩ ۲. , شامل هزار
ودویسست پیت موحودست؛ ونسخه یی هم از آن بنده نگارنده دارد »
20 تاریخ تذ کرههای فارسی
خلاصةالکلام
تألیف علیابراهيم خلیلخان بنارسي متخاص به خلیل در ۱۱۹۸ ه ق
شاسل تراجم هفتاد و هفت تن از مشنوی سرایان و ذ کر منتخباتی مفصل از
مثنوبهای حماسی یا پندی یا عرفانی بترتیب القبا ازاسدی طوسی تاهلالی استرابادی
که در رو , , کامل شده است ,
آغاز : «تعالیانته ماقاصر فهمان کوتهبیان را چیارا که زبان بحمد و نای
متکلم بیزبان توانیم گشود , و ذات بینشان سبدع کون ومکان را که بفهم وادرالد
وعبارت درنگنجد دانیمستود» .
درسبب تألیف وبیان مآخذ چنین سیگوید: «... ابجدخوان لوح تعلیم اضعف-
العباد علیابراهيم همواره خیال در خاطر میبست که احوال و افکار اینطایفه را
نگاشته کاکک بیان گرداند » و بدین وسیلهجایلهاز دفترخانُ روزگار براتهستیجاوید
ینام خود ستاند » تاآذکه در سنه میزد هم ازعهد خلافت پادشاه اسلام ,.. شاه عالم
پادشاهغازی آهنگ ترنیب این نذ کره پیش گرفت» و بانتخاب اشعارهمت بر گماشت»
مخفی نهاند که مقصود از تالیف تذ کره شعرا نمایش سلیقة انتخاب و ایراد اشعار
کزیده اوالوالالباب است » و گرنه احوال واوصاف این زسره را ورق ورق نگاشتن» ند
ازمبهنات شیوهٌ بیان خوادد بود نه ازضروریات » چه بفحوای کل اناء بترشح بمافیه,
کلام شاعر براندازء فطرت و استعدادش دلیل مبرهن تواند بود» آری صاحب تألیف
را حفظ ناموس اخبار گذشتگان و حاضران اینقدر لازسمت که دربولد ومنشاً و اصل
ونسل وسال وفات وبدنن ایشان از جاده تین انحراف نکند و از غائلة جانبداریو
غرضاندیشی زشت را بخوبی وخوب را بزشتی واننهاید .
بهرحال حقیر مولف در مراعات شرایط مد کوره تا مقدور سجوز تقصیر نشده و
بهنگام تألیف بسیاری از تذ کرههای قدیم و جدید مگل تذ کر دولتشاه و خلاصة -
الاشهار و زيدة الافکار ومآثر رحیمی و تذ کر؛ طاهر نصبرآبادی و تقی اوحدی و ناظم
خلامبةالکلام ۰۹۹
تذ کره گل رعنا و سروآزاد وغیره ا زکتب تاریخ درپیش نظر داشته است ,
حلاصه اينکه درین دفتر خجسته آثار از اقمام شعر غیر از ابیات مشوینگارش
پذیرکلک بدایم نگار نگشته » بانصاف حرفمیزنم» نهلاف میسرایم» که این تذ کره
وا بچند وحه از تذ کرههای دیگر امتیاز و اختصاص حاصلست » یکی آنکه افسانهای
غریب چه ازجنس تضایای وزیه» و چه از نحو تصص عشقیه؛ وندح وذدایم اشیای
کونیه از هرنوع در آن آماده است .
دیگر آنکه درحال انتتخاب مثذویات میسوطه مثل ؟رشاسبناسةاسدی طوسی ؛
وشاهنامه فردوسی و حملة حیدری وشاهجهاننامة کلیم وقدسی و غیره باعجبمنعتی
یکاررفته که ابیات سنچیده ازسایر داستانهای منتخب عنه بنحوی فراهم آوردهشد, که
ربط معنوی اییات و سلسلة افسانه » روی گسیختگی و درهمی ندید » پالجمله سدار
ارتباط برانتقال اییات داستانی بداستانیست.
سالی چند اين سر گردان دبستان دانایی شب از ووز بازندانست» و صحبت از
خلوت متمیز نتوانست کرد » تا اين صنعت لزوم مالایلزم صرف شیوهُ انتخاب گردید »
هر که نسخه های منتخب عنه را از آغاز تا انجام بنظر امعان دیده باشد » قدر این
منتخب را بهتر خواهدشناخت, و بدرد تلاشهای این مژلف حقیر خواهدرسید» وآنچه
ازمنظومات باقصص طولانی تعلق پذبرنبود » بی تصرف تقدیم و تأخیر » ابیات بروفق
ترتیب نسخه اصلی درسلک انتخاب کشیده شد .
چون بسیج هنکامه آرایی در سویدای دل نبود ء و عزیمت بع رکه گیری و
د کانداری پیرامون خاطر نگشت مدتی دراز مسوآدات منتخبات » بیکار و معطل
افتاده بود » المنةته که درین اوان سعادت اقتران که منصب وزارت بشوکت و جاه
چشم و چراغ روزگار » بیدار بخت خجسته آثار نور جبین اقبال» و تابجبهٌاجلال»
" آصف الدوله » جملةالملک » وزیرالمهالک یحیخان بهادر هزبر جنگ بلند پایه , و
حکومت بلاد مشرقی هند باقبالفرخندهرای خجستهمنظر فرخ طالم؛ بلنداخترملک گیر
و و تاریخ تذ کرههای فارسی
از را ده مس(
عالم آراء عدوبند کشو رگشا, امیرالممالک عمادالدوله کورنر جنرلوارن هیستگر بهادر
حلادت حنگ ؛ بافرفریدونی همسایه است» اینبجموعه همایون که یکصد و هشتاد
وهشت مثنوی درآن مندرجست دربلد؛بنارس روی تمامی دید» وباسم خلاصةالکلام
موسوم گشت ؛ و چون خامهُ حسابدان بشیو؛ رمزیابیشتافت ء سال خاتمت را باسنةٌ
یکهزار و یکصد و نود وهشت هجری و بیست وهفت جلوسی مطابق یافت ؛ امید از
دشوار گزینان خردهبین آنکه چون این مجموعه محامد پیشینیانرا با معاننظر وتأمل
گزین درنگرند؛ | گر سهوی و خطابی نمودار افند » بنحوای مصرع, بدان را بنیکان
ببخشد کریم » در اصلاح کوشند» وطیلسان عفو برآن پوشند» .
این تذ کره درنوع خود ممتاز و بسیار مختنم است. و الحق جای آن دارد کد
بصورت کاملتری طبع و انتشار یابد ,
نسیخه : لیندزیانا », صی ببار ش رم تاریخ در حدود .وب م ء بادلین »
ش ,۳۹۰ مورخ ع ۳ , » بانکیپور » ج م (در دومجلد) ش ء .ب و ه.ب (از آخر
جلد اول افتادگی دارد ؛ و از اول حرف دال تا صادرا ناقدست) تحریر این نسخه از
قرل سیزد هم هجریست .
«استوری » ؛ببب»
کتابخانة مر کزی دانشگاه تهران » ش , (ب, ( نسخة عکسی بادلیان ) ؛
کتابخانة شخصی آقای د کتر ذبیح الّه صفا ( نسخة عکسی بادلیان ) » و بنده ازین
نسخه استفاده کردهام ؛ نسخهایست بقطع بزرگ دارای سرلوح زیبا وبخط نستعلیق
بسیارخوش نوشته شده است ,
فهرست اسامی شعرا
جلد اول
۱- حکيم ای طوسی ص سم ۲- خلیفه ابراهيم دهلوی ص ۲۷
س- عدایت غان اشنا ,رم ع- شیخ ر کنالدین اوحدی ر ء
»- اهلي شیرازی م ء ب- میرژا ابراهیم ادهم هپ
خلاصةالکلام | ۰ ٩
يب محملسعید شرف م۷ ۸ سراجالدین علیخان آرزو ۷
٩ - سیله ابوطالبفندرسکی اصنهانی ٩ م [عه میرزا محمد رفیع خان باذل ۰ ۱
۱ - میرزاعبدالقادربیدل جع ,م: ۱۱۳۲ ۲ شیخ بهاءالدین محمد بهانی ۱۹
س - میرزا بجمدسعید تنها ۰ . ۲ ء ,-ملا علیرضا تجلی ارد کانی بزدی
٩ 2۲ : ۱۰۸۸ ه ,- میرافضل ثابت الهآبادی ۲ ۱
+ ,- خواجه حسین ثنائی ۱٩ ۲ ب ,- میرزاجعفر آصفخان قزوینی . ۳
بر و- ملا عبدالرحمن جامی + ء ۲ ٩ ب- شیخ محمدعلی حزین ۳۸۹
, ۷- میرحسینی غوری هروی ٩ ۸:۳ ۱ب ۱ (- خواجه حافظ شیرازی . ؛
۲ حمیدالدین لاهوری ۲ , ء ۳ ۲ خسرو دهلوی ب و ء
ء ب- خواجوی کرمانی ه . + ه 7- امتیازخان و رب
> ب- حکيم افضلالدین خاقانی مب پبب-مولانا شاهداعی ۷۲
۷- ذوقی سمرقندی . ۲ب ۰ - عاتلخان راژی .سب
, ۳- میرزارضی ارتیمانی م ع ۷ ۳۱ ملک محمد وابط ۱ هب
۲۲ مولانا زلالی ۷۰ سم مکيم منائی باه
ع ۳- شیخ سعدی شیرازی ۳ و۸ ۳۰ سلمان ساوجی ۸٩۱
م۳ محمدقلی سلیم ٩ ۸۷ ۳ میرسند کاشی ٩۰۳
رس حکیم شرفالدین شفانی بب. ٩ وس صادقبیگ صادتی .۹6
, ۶ حسیناصبوحی ۱ ٩۶ ضمیری همدانی ۱ ع ٩
۲- کمالالدین ضیری اصفهانی ۲ ٩
فهرست جلد دوم
م ع- ملاطغرای مشهدی ۲ ٩ ء ء ملاظهوری ترشیزی ٩۸
و ع+ شمس الدینمحمدعصار ع ۱۰۲ بع-مولانا عارفي ۱۰۰۰
ع- علی سرهندی ع ه . ۱ م ع- ملاعرفی ع ٩ ۰ ۱
و ع- عبدالجلیلواسطیبلگرامی رب . , . ه- شیخ فریدالدین عطار ۱۰۸۲
۱ ه- محمدا کرام غثیمت . ۱۲ ۱ ۲ ه- میرشمس الدین فثیر ۱۳۷ ۱
۳و حکيم فردوسی طوسی ۳ ۱ ه- فخرالدین اعد جرجانی ۱۷ ۱۲
ه ه- شیخ ابوالقیض فیضیفیاضی ۳۳۳" 1" 0- ملافوقالدین احمد توفی ۳ ۱
ببهب حاجی محمدجان قدسی ٩۱ ۱۳۲ ره میرزاقاسم حنابدی ۱۳۵۰
۹ ملا کاتیی نیشابوری +۳ ۱ ه- ابوطالب کایم ۱۳۸۹۹
۱ب مجمد کاظم کریم ۳+ ۱ ب- مسیحآی پانیپتی ٩ ۷ ۱
۳ بت بجمد محمود مسکین ۸۷ 6 ۱ ب- میر#مرالدین مثت 6٩ ۱
ه و مللا اپوالبر کات منیر مر ۰۲ ۱ دب مکتیی شیرازی ۳۰ ۱
۹" میرسیدعلی مهری ۰۷۳ ۱ رد مولوی جلالالدین زدسی ۰۱۷۷ ۱
و ب- شیخ نظامی ۱۳۰ , ب- ناظم هروی ۱۷۹۲
و پا میرعبدالعال نجات اصفهانی ورب یب میرژاطاهر وحید ٩ م۱
۳ي- وحشی بافتی یزدی ۱۸۰۳ رب محمل رفیع واعظ فزوینی ۱۹۸2۲
ه پ- ملاهاتفی جامی ۸٩۲ ۱ دب ملابدوالدین هلالی و٩ ۱
باب میریحیی کاشی ٩3 ۱
این فهرست از روی نسخةٌعکسی بادلیان متعلق بهاستاد دانشمند آقای د کتر
ذپیح انته صفا رئیس دانشکده ادبیات تهران نوشتهشد» وعنوان آنچنین است: «فهرست
اسابی شعرای تذ کرهٌ خلاصة الکلام من تألیف نواب امین الدوله عزیزاللکث علی
ابراهیم خان بهادرنصیرجنگ الءتخلص بهخلیل که آن مشتمل بردوجلدست» بارعایت
ترتیب نام هریک شاعران بقید تعداد صفحه کهنام شاعر در کدام صفحهاست» مرقوم
قلم میگردد » تا طالب را در برآوردن نام شاعر آسان باشد» .
مولف خلاصةالکلام دراحوال میرزا جعفر آصفخان تزوینی مینویسد که وی :
«باوالد خود مسمی به آنا ملا در اوان جوانی وارد هندوستان شده بوساطت عموی
خویش سیرزا غیاثالدین مخاطب به آصفخان پدرنورجهانبیگم بملازست! تبرپادشاه
شرفاندوز گشته بمنصب دوستی وهمراهی آصفخان مذ کور اختصاص یافت » چون
خلاصةالکلام ۲
طبع غیور آن والاتبار راضی برآن نشد» ترلك آبدوشد دربار والا نمود » و اين حرکت
برعاطر پادشاه گران آمده حکم فرمود که اگر بهمرآاهی عموی خود راضی نیست به
بنگاله رنته داغل ستعینه های خانجهان صوبهدار آنجا باشد ... الخ» .
ودربارةٌ مثنوی خسروشیرین اومیکوید که : «... ابا آنچه معلوم محرّر این
اوراق شدء شاعر مذ کور ازحشس سخنوران قویحال نیست ۱۰ کثر ابیات برجسته اش
رانقدمعانی دیگران در ذیل» وسجموع کلامشرا شتر گربه یل درخیلاست» ودوسه
نوبت از آغاز تا انجام دیده » از دوهزار و دوصد وشصت بیت اصل » ششصد وسی و
سه بیت پاستصواب خواجه عبدانته سك الته بانتخاب رسیده » و درین منتخب | کثر
جا تصرفات شایسته بکاررفته » | کنون که هربیت این مثنوی از جای خود سفر کرده
و بقربت دورافتاده ا گر درنظر بیننده اصل آن درآید » بر زمره منکران قلب ماهینات
هزار نکته خوا هد گرفت» ,
«خلاصةالکلام ؛ ص ۳۰ ۲»
میرزا غیاثالدین محمد طهرانی هیچگونه نسبتی با میرزاجعف رآمفخان تزوینی
نداشته ؛ و در زمان | کبر پادشامنصب او از سیصدی تجاوزنکرده و ترقی او درزبان
این پادشاه تا دیواتی کابل بوده که در سال (. ., بدان فامزد گردیده ومیرزاجعفر
آمفخان در ورود به هند و متام و ماصب ازو پیشتر و بیشتر بوده و عمده ترقی میرژا
غیاثبیگ در زسان جهانگیر پادشاه و ازسال . ج., (هفتمینسال جلوس او) شروع
شده که دخترش مهرالساء بعقد حهانگیر درآیده و مخاطب په نورجهان بیگم گردیده»
وی نیز ب وکالت کل ومنصب ششهزاری ذات و سه هزار سوار وعلم و نقاره بلندپایه
گردبده » ولی ازآغاز جلوس جهانگیر پادشاه (- ء , . ,) خطاب اعتمادالدولهداشته
است. .
«رلك ۰ تذ کره میخانه ء ص . ب, و ,ءء » حواشی نگارنده» .
عموم نذ کرهنویسان معتقدند که بعد از شیخ اجل نظامی گنجوی کمتر کسی
.۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
از شعرا مثنوی سرو شیرین بخوبی میرزاجعفر آصفخان گفته است" » ووی در غزل
نیز طرز وقوع را نیکو تتبع کرده بود » بهرحال و بفرض آنکه ابیات مثنوی وی غثِ و
سیمین وبا بقول مولف شتر گربه باشد» تذ کرهنویس حق ندارد ازجاد؛ امانتقدمفراتر
گذارد و بدخل و تصرف درشعر صاحبان تراجم خودرا مجا زشمارد .
ترجمه مولف :
«خلیل علی| برا هیم خانبنارسی مخاطب بهامین الدوله عزیزالملکک نصیر جنگ»
در بدو حکوست سر کار انگریزی داروغة عدالت شهرینارس بود» طبع مستقیم وذهن
سلیم داشت , و تذ کر صحف ابراهیم ازوست .
نهدلم د هداجازت کهدمی گذارم او را
نهتوان وطاقت این که نگاهدارم اورا
ریات
کارم اییار مشکل افتادست که مرا کار پا دل افتادست
#۵
پردهداران زحسد پرده دران افتادند
ورنه ربط من و او تابل اظهار نبود
لخت لخت جگر ازچشم ترم ريخته است
دامنم ورنه غلیل اینهمه گلزار نوده
«روز روشن ۱ ص ۲. ۲
خلیل غیر از خلاصة الکلام و صحف ابراهيم تذ کرهییهم در احوال شعرای
رپختهدارد بدام گلزار ابرا هیم» وفاتش در ب + جمادیالاولیسنة مر . », ه دربنارس
واقع شده و درجوار مزار شیخ محمدعلیحزین لاهیجی درجابی که قبلا خریداری و
برای اینمنظور تهیه کرده بود مدفونست ,
,- برای ملاح قسمتی ازاییات این مُنظومه بدذ کر میخانه رجوع شود ,
۳ نمونةً خوب تراجم خلاصةالکلام درذیل تذ کرةالمعاصرینحزین مذ کورافتاد .
خیرالییان .1
خیر البیان
تألیف شاهحسین بنملک غیاثالدین محمود بهاری سیستانی در ۱۰۱٩ ه
تذ کرهٌُ عمومیست مشتمل بر بقدمه و دوفصل و خاتمه و ختم خانمه پشرح
ذیل ؛
عقد مه در تاریخ پیخمبراسارم و احوال دوازدهامام و تاریخ مغو یه ۰
فصلاول در ذ کر شعرای قدیم .
فصلدوم دراحوال شعرای حدید .
خاتمه در تراجم شعرای درباری .
ختم خاتمه درذ کر علماء؛ و نرنیب تراجم درهرقسمت الفبا ییست ۰
آغاز : «شکر توفیق شکرگزاری حمد پکتایپست که تشنگان بادیه اعتقاد را
پسرچشمه آبحیات معرفت رسانیده , ..» .
انجام ۰
« بتاریضی زاتمامش دل آسود کهاز هجرت هزار و شانزده بود »
ملف درسالهای ۳۰. ,-بس. , هجریاین تد کرهرا کاملتر کرده وبهشاهعباس
ماضی تقدیم داشته است .
نسخه: ذیل ریو» ش م . , تهران کتابخانة شخصی آقای فخرالدین تصیری
بقطع رحلی در هب صفحه ویسیار مغلوط » و کتابخانة شخصی استادفقید عبدالعليم
قریب گ رکانی ( آغاز و انجام اين نسخه افتاد کی دارد و تحربر آن از رن یازدهم
است) .
اصنهان » کتابخانه شخصی آقای بحمد صدرهاشمی» (بترار اطلاع این نسخه
را آقای د کتر فاروقی باعکسی از نسخه لندن که در دست دارند مقابله و تصحیح و
برای جاپب آباده بیکنند) ,
بسیاری از تراجم قسمت عمری تذ کر؛ خیرالبیان دقیق و قابل اعتمادست »
ی تاریخ ند کرههای فارسی
ولی در بعضی موارد مولف آن سهلانگاریهای عجیبی کرده است: اژجمله اينکه در
ترجمةً قیدی شيرازی منویسد :
«قیدی بصفت تقوی وصلاح آراسته و بفضیات و آداب علوم پیراسته بود » از
غایت صلاح تخاص فیدی نموده هوای هند در سراو افتاده » بعد ار وصول بدان
دیار نزد پادشاه معزز گردید » فیمایین مولانای سذ کور و آصفخان ربط کی بهم
رسیده سدتها بگفتن اشعار آبدار مواظت داشت ؛ و بهواید احسان ۱ کابر آن دیار
محظوظ بود» و بالاخره باجل طبیعی درگذشت» .
تقیالدین کاشی که ازمعاصران ویست بینویسد : «,.. درمذهب اهل سنت
وجماعت بغایت متعصب و مقید بود » درزمان ظهور دولت شاه اسمعیلثانی از شیراز
بدارالسلطنه قزوین آمده واظهار بذهب وعقید؛ خود نمود و بواسطهٌ اظهار این عقیده
مشمول انعام آن بادشاه گشت , ابا هنوز از خزانة افضال آن بادشاه علیمان حشمت
بهرهمند نگشته بود که فضیه فوت آن پادشاه عادل سیرت دست داد » ومولانا از آن
اظهار پشیمان شده +جلت زده و شرسسار از قزوین روی بدیار خود نهاد ... الخ» و
تقیالدین اوحدی موّلف عرفات میگوید : «... یکدوسال قبل از رنتن مخلص نوبت
اول بهشیراز » وی با قدری شیرازی تعشق میورزید » وویرا جذب کرده باهم به هند
رلتند» (درترجمة قدری تاریخ این سفر را پم و نوشته است) ومدتها با یکدیگر در
آن اراضی سیاحت نموده عاقبت یکجهتانه یا هم د رگذشتند ۰ وی درلا هور بخدمت
ا کر پادشاه رسید» وجهت گفتارهای اهنجار از رفتار ترقی بازماند» و بطوریکه اسین
احمدرازی درترحمه قدری شیرازی نوشته است ۰ «درهتگام معاودت چشم بدروزگار
بدو رسیده در دریای زخارعمان طعمهٌنهنگ جانستان گردیده که درینسفرتیدیهم
باوی بوده و بقول تقی اوحدی عاقبت یکجهتانه باهم درگذشتند ,
ونیز مولف خیرالبیان در ترجمة حالتی ت رکمان میئویسد :
«قاسم ییگ حالتی دراصل یزدی است و برادر میرزا محمد حکیم است » و در
مبادی حال بتحصیل علوم و کسب کمال سعی جمیل نموده » پایة سخنوری و رتبهٌ
خیرالبیان ۹.۷
داننش گستری یافت , اکثر اوقات انیس وجلیس سلطان ذویالاقتدار سیب خان
تکلّو مود و درآن اوقات اراده سفر هندوستان نموده بملکك د کن شتافتهوبخدمت
نظام شاه رتبةُ عظیم يافته , , .»
بطوریکه نفیالدین کاشی مژلف تذ کر حلاصة الاشعار و سایر تذ کرهنویسان
نوشتهاند مولد ومنشاء حالتی تهران بوده » در اوایل حال دردارالمومنین کاشان
نزد علامةالز مان مولا؛ا ابوالحسن بتحصیل پرداخته » در زمان شاهطهماسب بهتزوین
رفته وچندی درآنجا نیز کسب کال کرده از آنپس در بعهُ شاهزاده حسین بندریس
مشغول شده وه رگز به هندهستان رفته است.
هو در ترجمةٌ سیدیحمد جامه پاف مینویسد :
«سیدمحمد حامه باف از بلدههرات است , و در زمان ایالت محمدغان شرفد
الدین اوغلی در هرات بکفتن اشعار اشتغال داشته و بسیار صاحب استعداد بوده و
بیشتر اوتات بگفتن رباعی طبع سید مایل بوده» .
سید. -مد حامه باف ازسادات مشهد مقدس است؛ دز شعر فکری تخلص داشته
وبهمیررباعی معروف بودهء تقیالدین کاشی گوید : «دراوایل حال شاعری ازخویشان
خود رنجیده از مشهد بجانب دارالسلطنة هرات رفت, و چند گاه ساحت آن ولایت را
بیمن مقدم شریف مشرف داشت , و درآن مدت با اصحابحال و ارباب کمال باحسن
وجهی سلوكك مینمود » چنانچه درمحل مراجعت بصوب وطن مألوف » خاطر ایشان از
آن مفارقت آزرده گشته انواع کلفت و دماغ خشکی بایشان راه یافت و بعد از آن
باندلك زمانی باز از آنجا بطرف دیار هند شتافت ...» و ملا عبدالقادر بداژنی درجلد
سوم منتخب التواریخ (ص هو ۲) آوردهاست که: «فکری - سیدمحمد جامه یافمشهور
بهمیررباعی است درین وادی خیام زمانه است در سفر جونپور درسنة ثاث وسیعین
وتسعمائه (مبه) از عالم رفت » و «میررباعی سفر نمود» تاریخ شد».
ترجمه مزلف :
«مفخرالامجاد بقیةالا تابن زیدةالزبان بلک شامحسین غیاثسیستانی بغابت
۰۸ تاریخ تذ کرههای قارسی
عالی مرتبت بلندفطنت » کامل طبیعت , خوشفهم » دانا » بجمیم امور تواناست »
بو کالت ملک جلالالدین ملک نیمروز" بکرات قیام میتمود » و درین ازمته مرخص
شده بزیارت بیتانله مشرف شده مراجعت نمود » الحق باقسام سخن قادرست و بهمه
روشی استاد» حين مرور سیستان بصحبت وی رسیدم » الحق ازستعدان زبانست » و
وی نتبع تحفةالعراقین کرده؟ و تد کرةالشعرائی نیز مینوشت ۲ و اوراست :
,- همدرعرفات (بر ک و ,) م ذکورست که: «سلکنیمروز اصالت و عالیشانی» شمع
شبستان جلالت و بلند مکانی ملک جلالالدین سیستانی بفر دولت شاهعباس مالک ممالکث
موروئی خودست » درین ایام بزیارت مکة معظه توفیقی یافته » قائل حین مسافرت هند در
قندهار بصحبت وی سه ماه متوالی در رسیده و آن ایام زسانی بود که امرای قزلباش با وی
همراه بحاصرة فندهار نموده بودند » و شامیبیکخان که آخر به خان دوران ماقب شد و از
آمرای شاهنورالدین جهاذگیر بن| کبر پادشاهبود» درا رک قندهار متحصن بود و جنگي وعظیم
پرخانی درمیانه واتع بود » سپاه اسرای قزلباش ونیمروز بالشکر جفتای یومأفیوماً مفدرمف
کشیده محاربات عظیمةٌ کثیره رخ مینمود » و بنده درآنوقت قصیدهء قندهار ردیف مبتنی بر
حالات عسکرین مذ کور گفتهام و سه ساه درآنجا با ؛رویش بیک ایلچی شاه عباس و ایلچیان
| شاهجها نگیر ] بن اکیر شاه و دا هزادهخسرو همه همراه بودیم » و با حمعی از یارانترارداده
ايران که اسامی بعضی بتقریب جابجا مذ کور خواهد شد رفاقت داشتیم » اما ملک جلال-
الدین را د-تگاه کمال رفیع و بایگاه حلال وسیست ؛ اطرتش عالیست و رنعتش متعالی >
لیکن ا گر همتش درخور فطرتبودی یمکن که ترفیاتءظيم نمودی» وبصفات عالیهد ررسیدی
گویند درسه و م. , شاهعباس اورا بتتل آورد » ولد .
صد رخنه د ردلم زخدنکك نظ رکند تا راه آرزو بدلم بیشتر کند »
۲- نام این مثذوی تحفةالحرمین است » در شرح مسافرت بکة او که بسال ب,. ۱
هجری سروده است .
۳- نیز ازوست کتاب احیاء الملوك در تاریخ سیستانل که درم( . , پایان پذیرفته و
باهتام آقای د کتر مئوچهر ستوده با حواشی وتعلیقات ونهارس درب ,ب صفحه بسال ع عم ۱
ازطرف رنگاه ترجمه واشر کتاب بطیع رسیده است» برای اطللاع بیشتر از احوال مولف رجوع
شود بمقدمٌ آقای د کتر ستوده ب رکتاب مزبور .
کشتی نه که دوزخیفسرده یک تابوت و هزار مرده
دریا نه کهعالمی پر ازموح گاهی بدضیص و گاه دراوح
ی
آتش بدودست خویش در خرسن خویش
من خودزدهام» چه نالم از دشمن خویش
ای وای سنو دستسنو دامنسن
کس دشمنسن نیستمنم دشمن خویش (کذا)
#پد
هرقطره اشک در کف آزار خاطرست !
از بخت تیره روزی وازسا گریستن»
«عرنات» برگ بفد
ترجمه وتألیف محمدحسنخان مراغی اعتمادالسلطنه در ۱۳۰ هاق
در حالات نساء مشهوره از ایرانی و ترل وعرب وهندی و حیشی مسلم و غیر
مسلم است بترتیب الفبا از آمنث بنتوهب تا یهب اه الحبشیه با تکملهیی درذ کر
بعضی حکایات ونواد ر که از نساهء شاعره شنیدهشده وصاحبانآن بدرستیمعلوم نیستند»
بالاحقهیی در ترجمه فاطمه سلطان خانم ومریم خانم » درسه مجلد وهر مجلد دارای
ضمیمهیی مشتمل بر فهرست اسامی سلاطین قاجار ومدت سلطنت وعمر هریک وذ کر
شاهزاد گان و تشکیلات دولتی واداری سملکت ومتصدیان مشاغل واریابسنامپ؛
ومجلدات سه گانه بترتیب درسنوات .۳ وه .۳ و ب.۳, دق در تهران بخط
نسخ محمد صادق شمسالکتاب بطبع رسیده است .
هت تاریخ تذ کرههای نارسی
مولف پس ازیکک براعت استهلال که 5( ۰ «با ید
غاقل نبود و غفلت ننمود که دراینجهان زنان بودهاند که در زیر مقنعد کلهداریها
نمودهاند » درفهم حقایق اجتهادی کرده» و در حل غوامض تحقیقی انیقآورده .
لشکر شکستهاند » کشور گرفتهاند
صد کار کردهاند » صد راه رفتهاند
و ارباب سیر و مصنفین تراجم احوال که ماضی را باستتبال مصرفی می کنند » و
اعمال گذشتگانرا کلید یب آیند گان قرار مید هند» از آنها بدرستی ذ کری
نکردهاند » و خبری نیاوردهاند» و چنین اتفاق افتاد که کسی از صحابیه حدیثنمود»
وآنچه گنت از تابمیه بود» از آنروز مصمم شدم که در حالات نساء مشهورة استقصا
کنم» و باستمداد رجال اهلفن طرحی برای اينبنا ریزم » از حسن اتفاق» درینحال
وخلال» کتاب مشا هیرالنساه ازمولفات ادیب اریب وبارع لییب» بمدذ هنیافندی
دامافضاله بدستآمد ,. . بحق سبقت» ترجمه آنرا اساس قرارداده » معلوبات خود را
با بعضی تصرفات که بنظرفاتر درست میآمد» بران افزودم » و بنگارش احوال خیرات
حسان ابتدا نمودم . . .»
درین هجله کتاب ققط ذ کر پنجاه و دو تن از شاعرههای فارسیزبان آسده و
ترجمة بعضی ازآنها مکروست .
انبافات مترجم برین تذ کره منقولست از تذ کره آتشکده تألیف آذر بیگدلی و
نقل مجلس تألیف محمود میرزای قاجار » و تاریخ عضدی تألیف عضدالدوله احمد
میرزای قاجار .
درجلد اول ( ص وب ) ذ کر پادشاه خاتون صنوةّالدین کرمانی آمده و همان
ترجمه درجلدسوم (ص ب ع) بعنوان لالهخاتون تکرارشده است ,
حجابی کلپایگانی مذ کور درجله اول ( ص ٩ ) بضبط خلاصذالاشعار سرد
بوده و بسال رم و کشته شده و درین کتاب از طایفةنسوان قلمداد گشته است.
مهرالنساء بیگم مذ کور درجلد اول (ص . , ,) همان نورجهان بیگم مسطور
خیراتحهان 11۱
درجلد سوم (ص ب ۲ ,) است .
رایع اصفهانیه سذ کور درجلداول (ص , ع ,) رابعة قزداری بلخی است .
زیب التساءبیگم مسطور درجلد دوم (ص م ,) همان مخنی است که در جلد
سوم (ص یب) ذ لرشآمده م و اشعاری که درذیل نام زیپالنسا درجشده از مخفی
رشتی است ودرصفحهچهارم دیوانش چاپشده» واشعاری که منسوب بهمخفیمد کور
درجلد موم است . نه از زیبالنسا بیگم مخفی تخلص است ونهاز مخفیرشتی» ولی
غزلی که در ذیل ترجمهُ مجهول زیور شاملو (ج: ص ٩ ) ثبت گردیده متعلق به
زیب النساییگم و مقطع آن چنین است:
هر کهآبد درجهان بودش خریداری» ولی
پیر شد زیبالنسا او را خریداری شد
شهباز دنبلی مد کور درجلد دوم (ص ب, ر) نام پدر صاحب ترجمه است و
تخلص ویصاحب است که ذ کرش در تکملهة زینةالمدا بح تالیف میرزاجادقهمای
مروزی آمده و این دو بیت او قصیدهایست که در مدح نتسعلیشاه سروده ودرآن کتاب
مسطورست :
خراید چونل بخلوتخانه مغرب شه خاور
کند ظاهر شهنشاه حبش از باختر افسر
مکن نومیدش اژخدمت کهصاحب رانمیباشد
بجز در گاه تو امیدواری از در دیگر
این کتاب را سیرزابحمد ملکالکتاب کتابفروش شیرازی دریست دزدیده وبا
حدفنام اعتمادالسلطنه و تغییر اسم کتاب بهتد کرةااخواتین در بمبلی بطبع سگی
رسانیده و شرح آن درحای خود مد ورست .
ترجمه مزلف :
«اعتمادالساطنه محمدحستخان پسرحاجی علیخان مقدم مراغهایست» واویکی
اررحال نامی وفعالآذربا یجان بوده» درتأسیس انجمن علمی ونشر جرا ندرسمیوترجم
۰ تاریخ تد کرههای فارسی
آثار مفیده » و تألیف کتب نافعه سعی وکوشش فوقالعاده داشته , و بیشتر از یکربع
قرن بترقی و تعالی معارف بطبوعات ایران خدم تکرده است » منجمله :
درسال بم ( , ریاست دارالطباعة دولتی و دارالترجم۸ همایونی بالقب صنیع-
الدوله باو تفویض شده است .
درسنة رمرم , تمام روزنابههای دولتی و ملتی و علمی را بعهد؛ او وا گذار
کردهاند. که روزنامه ایران را بجای آن سهجریده » هفته بی سدشماره دائرنمودهاند .
در تاریخ ۲۳٩ سالنایه و درستة ۳(۹۳, روزنامه علمی و درسنة ٩۰ ۱۲
روزثابة اطلاع نیمرسمی در تحتنظر و ریاست او تأسیس یافته است .
درتواریخ ۲۰۹٩ ,و. .۳ , جزو اعضاي مجلسشورایدولتی ووزیر انطباعات
گشته و تا آخر عمر ادارژ آن وزارتخانهرا عهدهدار بوده است .
ودرسنة .۳۰ , روزناسة اردوی همایون ومجموعة میاحتنامة مصورکهمنحصر
بمسافرت دوم ناصرالدینشاه به خراسان میباشد» هردو در تحتذظر او بخطمیرزارضای
کلهر درعرضراه » طبع ونشر شده است .
درسنوات ۳۰.۳ , و + ۱۳۰ بعضویتانجمن آسیایی پاریس ولندن انتخابشده
ودر ء .۳ , لقب اعتمادالسلطنه را باو دادهاند ,
بزرگترین تألیفات این مولف یک سلسله کتابهاییست که بعنوان سالنامه از
تاریخ ۲۱۰, تا سال ۳ ,مج , بانضمام کتابهای سهم بائند تاریخ ایران مقتبس از
اقوال مورخین غرب و شرق ء مرآتالبلدان در جغرافی و تواریخ بلاد وولایاتایران
درچهار جلد تاحرف جیم » منتظم ناصری در تاریخ عمومی عالم بترتیب وقایع سنین
از اول هجرت تاسال . .۳ , هچری درسهجلد مطلعالشمس تاریخ مشهد مقدس و
ایالت خراسان درسه حلد » خیرات حسان ترجمةً مشاهیرالنسوان تر کی درسه جلد »
کتابالماثر والاثار درماثر سلطنت ناصرالدینشاه وتراجم احوال رحال وعلماوفضاری
عهد او د ررالتیجان فیاحوال بنیالاشکان راجم بتاریخ سلسلة اشکانیان ایران
من البدو الیالختم مأخوذازا حوال مورخین شرق و غرب درسهجلد» التدوینفیاحوال
خیراتسسان ۱۳
جبال شروین, وترجمة خاطرات.ادموا زل موتپانسیه دخترعموی لوئی ء , که عبارت
از یادداشتهای پنجاه واند سالة اوست» کلا" درطهران» و از جملهُ ترجمه و تألیفات
وی کتاییست بعنوان حجةالسعادة فیحجدةالشهاده که مشتمل برتواریخ و وقایممهم
عالم در تازیخ ,ب هجری و شرح شهادت حضرت حسین بوده » بخط میرزا بافر
خوشنویس در تبریز بطبع رسیده است ,
وهمچنین شرححال کریستف کلمب وفصٌ کاپینان هاثراس وس رگذشت خائم
انگلیسی و داستان روبنصون سویسی و منعقالوحش پول دوقوق و تمثیل طبیب
اجباری مولیر را او از السنة خارجه بزبان پارسی ترجمه و نقل نموده وهمٌ آنها در
طهران چاپ شدهاند .
مهمترین آثار وی وقایع یوم پانزدسالُ اواخر عمر اوست, که از ۹۸ ۲, تا
,۳ , هجری بشکل انتقاد مرقوم داشته » ومجموعه آن از حیث تاریخ فوقالعاده
حائز اهمیت است ؛ و تمام مجلدات خطی آن د رکتابخانة حضرت رضاست . روزنامة
فرنگستان از تفلیس الی طهران وسامره شمیران وخواب خلسه و شرححالالکسندر
امپراطور روس و آیینة سکندری و کاشفالکرب نيتاریخ الغرب وماثرالسلطان در دو
جلد, همه از تألیفات خی او بوده وهنوز بطبع نرسیدهاقد .
یک قسمت دیگر از تألیفات وی ازتبیل لنغات پارسی بفارس و عربی بفارسیو
فرانسه بفارسی ولغات متشابهة فرانسه ترجمه بفارسی ودیالکک فرانسهبفارسیوجفرانی
و دورعالم نیز هست ؛ که همه بخط دستی موجود سیباشند .
شرححال مختصر آقا محمدحسنخان با فهرست نشان و حمایل و صورت و سیما
فرامینش درشارههای ,ی ع و ۲و روزنابه دولت علیه ايران و شمار؛ , م روزنامة
شرف طیع ونشر شیده است ,
مشارالیه شب پنجشنبه مر , شوال سنه ۰۱۳ , باسرض سکته در گذشته» وپنجاه
واندسال عمر کرده و در فوت او چنین گفتهاند :
ء 11 تاریخ تذ کرههای فارسی
بهر تاریخ وفات میر راد آن وزیر فاضل باطنطنه
ازدررحمتسروش غیب گفت درجنان شداعتمادالساطنه»
«دانشمندان آذربایجان » ص ۳ع-0:»
«محمد حسنخان مقدم درشب بستویکم شعبان ره + , هچری قمری بطابق
ببمرداد ۲۲۲ , هچری شمسی درطهرانمتولدشده و در روز جمعه ه , شوال۳ ۱۳
قمری مطابق ۳ , نوروز هب » : شمسی درطهران دردن پنجاه وسهسالکی در گذشته و
در وادیالسلام نجفاشرف مدفون گردیده است» .
«سیاستگران دور قاجار ؛ ص ٩ب ره
وقایم يومیه پانزدهسالة اواخر عمر او بنام روزنامه خاطرات اعتمادالساطنه در
سال و عم , پاهتمام آقای ایرج افشار وبسرمایة مویسٌانتشارات امیرکبیردر, ه ۱۲
صفحه بافهرست وتصاویر بطبم رسید» و چون کیفیتبر ککاعتما دالساطنه ازنسخه اصل
نقل نشده بود » نگارنده شرح ذیل را بوسیله مجلهٌ راهنمای کتاب (سالدهم » شهارة
اول » ص ۲. ۳-۱ . و مربوط یهاردیبهشتاه د عم ,) نشر دادم » وهمان مقالهعینا
دومجلة خواندنیها (شمارة , ب مال بیستوهشتم » سهشنبهب, آذر و۳ » ص )
درح شد :
مر گث عبرتانگیز اعتماد السلطنه
بطوریکه آقایایرجافشار درمقدمهُ کتاب روزنامهُ خاطرات اعتمادالساطنهمرقوم
داشتهاند» نسخة منحصر بفرد روزناممزبور متعلق به کتابخانة آستان قدس است» و
ابشان درغلط گیری و طبع آن از رونویسی که استاد محمود فرخ آباده داشتند » و
نسخه عکسی که کتابخانة م رکزی دانشگاه تهران تهیه کرده بوده است استفاده
کردهاند .
تمیدانم آنرونویس و این عکس چگونه و بوسیلة چه کسانی تهیهشدهاست؛
که یک قسمت اساسی وعمدهٌ آن ازنظر دوربانده است » ومطلب بسیار بهمی که
خیراتحسان تِ
اعتبار آن ارزش و مقدار کار پرمشتت آقای افشار را دوچندان ی ,کرد از قلم افتاده
است» وآن کیفیتب رگ اعتمادالسلطنه است» بقلمسلطاناحمد دولتشاهی(یمن الدوله)
که بخط خود در پایان روزنامه سال ۲۹۲ , هجری قمری ( نسخه شمارة ۸۳
کتابخانة آستانقدس) نوشته است, واینک برای دارند گان این کتابسودمندتاریخی
عیناً نقل میشود:
مقدیة" یادآور بیشوم که برحوم اعتمادالسلطته پحکایت مندرجات روزئابة
خاطرات ازب رگ مفاجات خیلی بیمناك بوده» وازینرو غالبا زالو بمتعد سیانداخته »
عاقبت هم بطرزی مرده است که ازآن هراس داشته .
منالنوادر :
صبح روز سیزدهم حمل ؛ پیچیثیل سنذ ۳ ,م, اعتمادالسلطته مرا احضار
کردء د رکتایخانه بزرگعالی که داشت خدمتشان رسیدم» فرمودند نوری تازه کشف
شده (ربون ایکس) که باوجود آن دیگر هیچ جسمی حاجب ماوری ( کذا)نیست »
روزنامهٌ فرانسه مقالٌ مفصلی درین باب نگاشته » عکس شرگوشی وعکس کیفیرا با
این نور انداخته اند ومتش رکرده» بطوریکه ساچمه دراستخوان پایخ رگوش نمایانست»
وسکه ها د رکیفهم بخوبی دیده میشود .
اعلیحضرت همایوئی ترجمه آن مقاله را تا فردا خواسته » چون اسروز خیال
رقتن حضرت عبدالعظيم را دارم » شما اين مقاله را ترجمه کنید تا غروب بیاورید ء
پس ازسلاحظطه خدمت شاهبد هم روزنامهرا از روی میز برداشته و بمن لطف کردند »
وضمناً گف ت که من خیلی از مردن ترس داشتم» لیکن با این انکشاف عمر انسانزیاد
شد » بعد ازین هرقسم مرض داخلی را با اين عکس تمیز میدهند » و همان نقطة
معیوب را عمل ومعالجه می کنند» اقلا" شصتسال برعمر من افزوده شد ,
این را بگفت وباتنة فربه و بنیهقویازجای برخاست» بندههم باقتضایجوانی»
چنانکه انتد ودانی » و مناسبت سیزده عید» باجمعی از دوستان موافق بگردش بوستان
۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
رفتم » واحبات اعمال سیزده نگذاشت که آن مستحب را انجام کنم » نزدیکغروب
آفتاب با کمال شتاب منزل آمدم» هنوز سطری چند ننوشته بودم که فرستاده صبح مرا
ند کرد » قطم داشتم بطلب ترجه آمده » گفتم بآقاعرض کنيد تاساعت دیگرترجمه
را میآورم بالحنی ت ر کی ومخلوط بفارسی جوابداد ترجمهمرجمه بکار نمیخوردء آقا
مرد ! باعجله بمنزلش رفتم » ایشان را در اطاق اندرونافتاده دیدم ء و حکیمباشی
طولوزون رنیق شفیقش را باتمام خانواده مشفول گربهو ژاری» «عم رکوتهبین وانید
درازه قلان الموتالذی تفر ون منهفانهملافیکم .
حال تحری رکه رییمالثانی ایت یل تر کی است» قریب م سال ازین حکایت
گذشته
داستانووستان
یاتذکره
ادیا دشمرای آذربایجان
تألیف محمدعلی صفرت تبریزی در ۱۳۹۸ شمسی
تذ کر مختصر ومفید پست شامل تراجم چهل نفر از شعرا و ادبای آذربایجان
که در تاریخ تألیف ازلباس حیات عاری بودهاندء باضافة ترجمة حال ادیب السلطنةٌ
سمیعی متخاص بهءطا استانداروقت و رئیس انجمن ادبی تبریز» ومرحوم میرزا طا هر
تنکاینی و آیةالته فقید حاح شیخ عبدالكريم حایری یزدی که با تقریظی از سرحوم
سمیعی وبقدیه مژلف و تصاویر | کثر صاحبان تراجم بسال ,ر :۳ , شمسی در شهرتم
بقطع ٩ ۱ ۱ ۲ سمانتیمتر در ه ,+۳ صفحه بطیع سربی تشر یافته است .
دانشمندان آخد بایجان
تألیف محمدعلی تربیت تبرپزی در ۱۳۱ شمسی
درین کتاب شمرای آذریایجان نیز مذ کورند» و ترتیب تراجم الفباییست از
آنشی مراغهپی تایونس ارسوی .
مولف از کنابشناسان و دانشمندان معروف عهه خودست بهبنابعزیادی دست
داشته ؛ ولی چنانکه باید از آنها استناده نکرده » و با حذف و تغییر و تصرف بنقل
الب پرداخنه است ,
مرحوم تربیت د رکارتراجم بعلت کمتتبعی اشتباه کاریهای زیادی کردهاست»
که آنچه بنظر بند؛ نکارندسیرسد بترتیب مذ کور میدارد» و درضمن اشتباهات کتابی
ویرانیز باز مینماید :
۱ درذ کر بعضیاز متاپع که نام آنها ازدوجزه تشکیل شدهاست» باننده خلاصة
الاشعار و زیدةالافکار» ظاهراً بنظور آنکه تعداد متابع را بیشتر نشان دهد , گاهی
جزو اول را بنام مأخذ آورده است وگاهی جزءدوم را » رك: (ص و رس . ۲) و (ص
۹ سس ۹۳
۷ گاهی سنابع راطوری ذ کر کرده است که بهرمز شبیه ترست تا نام کتاب »
بانند: «بیاض خانصاحب» مندرج درصفحة و ,»که مقصود ازآن بیاضی سراج الدین
علیخان آرزوی | کبرآبادی هندی است.
م فرهنگ ابراهیمی تألیف میرزا ابراهیم پسرمیرزا شاهحسین سعمار اصفهانی
(مقتول در و و هجری) وزیر شاهاسمعیل صفوی است که ایراهیم تخلص داشته ودر
و رو در گذشته » و سرحوم تربیت بنام ابوالفتح ابراهیم بیرزای جاهی صفوی (ص
٩ ,) منسوب داشته. و درمعرقی آن نیز برتکب اشتباه عجیبی شده است » چنانکه
گوید: «ابراهیم میرزا تذ کر مفیدی به عنوان فرهتگگ ابرا هیمی در تراجم احوال و
بعتخب اقوال سخنوران تألیف نموده که یکی ازمنابم ومراجم سفینةٌ خوشگوست» .
7 تاریختذکرههای نارسی
توضیحاً یادآورمشود که فرهنگ مزبور واژهناد فارسی بفارسی است؛ بااستناد
بهاشعار سخنوران » سانند فرهنگگ جهانگیری وفرهنگ رشیدی و مجمم الفرس سروری .
عم بیشتر اشعار درین تد کره به غلط فیط شده است» و چون ذ کر همهآنها را
دفتری علیحده باید » فقط بذ کر یکی دومورد بسنده بیکنم :
از لطیفی جام و لطف وی بجام
کس نداند این تدامست آن کدام
( از لطیفی جام ولطف می بجام )
آوشی اینجا باده هست حان باب
گوئی آنجا نیست باده هست جام
( گوبیاینجا بادههست وجام ئیست)
(ص ٩ ۲)
رت
( خامه اوست)
رقم خانهاش اجزای عالم حروف نامه اش اعضای آدم
(ص ۳ م)
ه- تذ کره بهجةالشعرا تألیف اسرار تبریزی را « لهجدالشعرا» نوشته است. »
(ص . ء) وملف ریحانةالادب نیز همیننام غلط را ازو گرفته است (ج رصمب).
> در ترجمه بختی (ص > ) بنقل ازعرفاتالعاشتین آورده است که : «زبان
وقوع رانغزك سعی میکرد» .
عبارت عرفات اینست: «زبان ونوع را تنبع میفرمود» .
ب- مأخذ بسیاری از تراجم را ذ کر نکرده و از قلم انداخته است » از جمله :
میرزابابا(ص .۰ ) رمزی(ص ,ب ب) سالکک( ۲ب ,) سامی ( وب ,) سرهنگگوبهدانته
د انشمندان آذربایجان ۰
( پیب و) خد یجه سلطان (9ب ,) شرفالدین رامی (وم ب) شاهصفی (ب۳ ۲) صیرفی
(رج ۲) عبدی شروانی (,رو () غریب (هم ) فنائی ((.س) قاسم آنوار ( ء ,۳ )
مسیح ومیحی (۳عم) واحد )۳٩.( . ۰
م- گویی مولف باشعر موافقتی نداشته که در ذیل ترجمة هرشاعری بیش از
یکیدوییت وگاهی چهار پنج بیت نیاورده وعدهیی از شعرا را بدون شعر معرفی کرده
است» مانند پرتوی (ص ۰ ب) بثقل از جواهرالعجایب» و رحمتی تبریزی (صم ه ,)
بنقل ازعرفاتآلعاشتین .
و۱ کثر شاهان و شاهزاد گان صفغوی را باعتبار سلطان حیدر و شاه اسمعیل
آذربایجانی دانسته است ,
. - سال تالیف تاریخ تکملة الاخبار را رره و نوشته است ( ص دب ) وحال
آنکه نويدي شپرازی که مولف آن کتابست در رم د رگذشته است ,
, ,- تاریخ فوت تأثیر را که بتصریح خودش برابر باعدد تخلص اوست یعنی
۱ ,, بغلط . ۲ب نوشته است (ص ٩ب).
ب ,- ابیر سیدعلی جدایی تربذی نقاش عروف عهد شاه طهماسب را که در
زمان همایون شاه به هندوستان رفته ولقب نادرالملکی از | کبر شاه گرفتهاست ؛ در
صحف ابراهیم جدایی تبریزی خوانده و ترجه ناقصی ازو در شمار شعرای تبریز بقلم
آورده است .
۳ ,- یکی ازندمای خواجهشس الدینمحمد صاحبدیوان را که «حامیملة»
میگفتندش بنام «حاجی بله» ثبت کرده است (ص ٩ . ,) و این شخص همانست که
استاد فقید مرحوم سعیدنفیسی در مقدمه دیوان عراقی بایک واو اضافی بتام « حاجی
بوله» مد کور داشته است .
ء ,- حالتگی تر کمان باتفاق تد کرهنویسان عصری ولادتش در ری واقع شده
وهمانجا سکوئت داشته است » ولی مرحوم تربیت بدون ادنی مناسبتی او را در عداد
شهرایآذربا یجان آورده است (ص ۱ ۱ ۱) .
ه ۱- سپهسالار کريم ونامدارعیدالرحیم خا ذخا نان را«عبدالرحمن خال خانخا نان»
نوشته است (ص ه , ۱).
.ب و درذیل نام زسانای حناتراش آورده است که : «بقانی تفرشی در تذ کر
مودوم (طافالخیال تالیف خود چنین مینویسد» (ص ب ,) . در ذیل نام شرف زرد
(ص ٩۲ ,) و محمدصالح صوفی (ص ب , ۲) یز نظیر همین عبارات را آورده است .
تذ کر لطایفالخیالی که مرحوم ثربیت از آن استفاده کرده است متعلقاست
بکتابخانة ملی ملک و تالیف محمد عارف شیرازی در ببم . , هجریست ؛ و پقاثشی
تفرشی ند کرهیی بنام لطایفالخیال ندارد . بتائی صاحب تذ کره خواجه عارفبتانی
بخاریست که دو تد کر مجممالقضار وعارفالاثار ازوست وهردو را پس از ورود به
هت زیم وق ها تال کرده انتکم رف عساثر وی ریاف
تحنه سامی برابر نسخة جاپ وحید شامل تراجم ششعبد وسیوسه نفرست»
ومرحوم تربیت در ذیل نام سامی ( ص بب, س , ) تعداد شعرای این تذ کره را
ششهزار وششصد وشصت وچجهار نوشته است.
م۱ - سیدمحمد سحاب اصفهانی (ص ۰ب ) وپدرش مید احمدها تفاسفهانی
(ص و وس) را باعتباراینکه جد اعلاشان درزمان سلاطین صفویه از اردوبادبهاصنهان
رفتهاند درشمار شعرای آذربایجان آورده است .
,- صافی کازرونی شیرازیمذ کور درتد کرة نصرآبادی (ص بمس) راباشعر
معروفش" درصفحة (: , ۲) بعنوان صافی تبریزیالاصل آورده ومأخذ خودرا مذ کور
تلداشتاه ات
, - در ذیل نام طبیب (ص هء () نوشنه است که « اصل او از گنجه بوده
است» وتمام غزل مشهور میرزا عبدالباقیطبیب اصفهاتی را که بمطلع ذیل استبنام
او ثبت کرده است
۱ - بیت آینهت ۰
ازدعان تاک آمدم پواوی مچنوام بر ید خانهد اگیرست ون بیمار » بیرونم برید
دانشمندانآذ ربایجان ی
غمش در نهانخانة دل نشیند بنازی که لیلی بهمحمل نشیند
۱ - عزلتی خلخالی مئد رح در ( ص سب ۲ب( ) را از « وعاظین » معروف
آذربایجان معرفی کرده است و گوید: بابحادیعشر علامة حلّی رابعنوان لوازم الدین
ازعربی بپارسی ترجمه وتفسیر کرده و کتایی هم بنام مشرقالتوحیدبزبان پارسیتألیف
ساخته ...»و مأخذ خود را بذ کور نداشته و ننوشته است که وی در چه عصری
مرزیسته ,
وی از #عرای ثیمه دوم قرن یازدهم هجریست و دواثر دیگرهم دارد » یکی
صحایف الوداد ومکاتیبالاتعحاد مشتمل برمکاتیب تازی وپارسی او در پند واندرز
وحکم و اخلاق » ودیگر هشت بهشت یاقتبرنامه که دیباچهایست منثور برهقت بند
حسن کاشیساز آملیمعروفبه حسن کاشی ونسخهآنها بشمارههای ( عم ب)و(م ۲. ه)
در کتاپخانة آستان قدس رضوی محفوظطست.
۲ - در صفحه ( ۱ج می م) کتاب معروف مونسالاحرار را که تألیفمحمد
بن بدر جاجرمی است از بدرالدین جاجرمی نوشته و درصفحه (هب س و) نام کتاب
راهم تغییرداده وتحفةالاحرار بدرالدین جاجرمی ثبت کرده است .
ء - قوسی تبریزی عامی معاصر ساممیرزای صفوی را با قوسی تبریزی عالم
شا گردآقا حسین خوانساری و معاصر نصرآبادیرا که صدسال میانشان فاصله بودهاست
یکی دانسته ودرصفحة (. ,ج) بعنوان شخص واحد معرفی کرده است : رلك : تحفه
سامی (ص ۳۹) و تذ کر نصرآبادی (ص ۸۰ ۲) .
ه ۲- اپوعبدانته محمدین با کویهشیرازی معروف بهبایا کوهی را درشمارعرنای
آخزبانهان آوروه است (ص ٩ ۱ج۳) .
ب- گویای تبریزی پسر سامری است و او شا گرد سامری نوشته است ( ص
9
۲- دو بیت معروف ذیل را 5ازصاحب نایینیاست باتحریفی بناممصاحب
گنجوی ثبت کرده است.
رف تاریخ تد کرهمای فارسی
مصاحب در ره این عشق جانسوز
بحبت را از آن کودلك بیاسوز
که چون سادر بکین او ستیزد
هم آندر داسن سادر گریزد
۸ ۲- در شمار آثار عبد الرزاقبیگ مفتوندنبلی آذربایجانی (ص ۳( و )
درفقرةً یازدهم» شرح مشاعر ملاصدرا نسخة کتابخانة مچلس هم هست ؛ واین شرح
تألیف |سر او محمدین عبلالرزاق است.
و ۲- شهرآشوب لسانی شبرازی را که مجهوعهایست از رباعیات و موسوسست
بهمجمع لاصناف اشتبا ها «مجمع الاوصاف» نوشته است (ص هو س ب ,) .
. م۳ در ترجمة میرزانصرانته نصرت اردبیلی (عی هب۳-دیم) که از شعرای
نیم دوم قرن سیزد همست» بأخذ خود را تذ کر نصرآبادی (بلفة جر . , ) نوشته
است
کتاب دانشمندان آذربایجان بدون دیباچه بالاحقهیی از فهرست روزنابه های
آذربایجان و تفریظی بخامة مرحوم حاحسحتشم السلطنه حسن اسفندیاری رئیس اسبق
مجلس شورای ملی در ء , : صفحه بسال ع ,م , شمسی در چاپخانة مجلس بطبع
رسیده است ,
ترجمه مو لف :
«میرزا بحمدعلیخان تبریزی [ تربیت] مردی فاضل و متتیع بود » لهجه تر کی
شدید واضحی دامت, و کتابخانهة مفصلمعتبری از کتب خطی وچاپی جمع کردهبود»
ولی بواسطة ضذت شدیدی که آن مرحوم درعاریهدادن کتب بلکه حتی در مجردنام
بردن و نشاندادن کتابیاز کتب خود یا کتب غیرد اشت» درمد: العمر بدیارالسشری
اسمی !زمحتویات کتا باه خود نمیبرد» و فتط بعه ازوفاتش معلوم شد که تا بغانة
ومتافب الفضلده بوده است درذیل همان تذ کره بذ کور داشتهام .
دانشمندان آذربایحان ۳۳
بسیار نفیسی داشته است» واین صفت ضنت بکتب باندازهیی در او راسخ و مستحکم
بود که حتی در تألیف نفیس خود (دانشمندان آذربایجان» اغلب اوقات بلکه تقریبا
درجمیم موارد بکلی از ذ کر نشانیهای کتابی با کتبی که از آنها نقل میکند » بکلی
خودداری کرده وفقط اسم مجرد کتاب را برده » ولی مطلقاً و اصلا" از خصوصیات و
ممیزات ماخذ و مدارك خود و ام مولفین آنها و اینکه درچه موضوعی است و درچد
عصری تألیف شده ودر کدام کتابخانه فبلا" این کتاب سوجودست ؛ بوجه من الوجوه
اسمی نبرده است .
باری کتابهایش با ورثه بعد از وفات او بحراح و طرق دیگر متفرق کردند.
درائتاء جنگ جهانگیرسابق ء ٩۱ ۱۹۱-۱ آن مرحوم باجمعی ایرانیانمهاجر
دیگر به برلین آمده بودند » وراقم این مطور نیز درآن اوتات درآنجا بود » و مدت مه
چهارسال باهم معاشر بودم .
تولدش در ششم خرداد هزار و دویست وپنجاه وشش شمسی در تبریز اتفاق
انتاد ودربیست وششم یابیست وهفتم دیهاه سنٌ هزاروسیصد وپنجاه وهشتدرطهران
فوت کرد» .
«یاد گار ؛ ج ۳ شس ء ص . , - ,, ؛ وفیاتمعاصرین بقلم علامه فتید بحمد
قزوینی» .
دوانشمندان بارس
تألیف منصورپورسلطانی مدیر روزنامه نور وظلمت
کتاب کوچکیست شامل یک مقدمه تاریخی و تراجم مخنصر هشجاد نفر از
علما وعرفا وشعرایم:طقهُ فاردی کهازمیرزای سکوتآغاز ویه استاد جلالالدین همایی
اصفهانی ختم میشود .
۶ 1۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
آغاز: استان کهنسال ومردخیز و پر برکتپارس درروزگان گذشته» .
انجام: .۰ و توفیق و تأیید ایشان را از خداوقد مسئلت مینماید» .
این کتاب دریکصد و دوارده صفحه بقطع ء ۱ . + در اسفندیاه ۱۳۳٩ بطیم
رسیده ومحل طبع آن نامعلوم است .
درین تألیف : مير سید شریف جرجانی (ص . ۲) شرفالدین علی یزدی (ص
(ج) حبران یزدی (ص « ه) جلالیزدی (ص وه) وصفی کرمانی (ص ب ه)وحشی
بافقی (ص ببه) خواجوی کرسانی ( عی ره ) سالک یزدی ( ص ,+ ) شاه نعمةانته
کهبنانیماهانی ثرسانی (ص د) احمدین ابوحامد الکربانی (ص ع . ۱) و گروهی
دانشمندان وسخنسر ایان فارس
تألیف محمدحسین ر کنزاده" آدمیت در ۱۳۲۷ ش
این کتاب درچهار مجلد از ,مج ب تا .۳6 , ش در تهران بطبع سربي رسیده
ودارای تصاویر معاصران نیز هست.
جلداول سال ب۳۳ , ش » در ۲۲+ وه صفحه » شامل .م ترجمهازآتشی
شیرازی تا پیامیشیرازی با ء ء تصویر.
جلددوم سال ۳۳ , ش» در ۳+ بو صفحه » شامل رو ۲ ترجمه ازتالب
جلدسوم سال ۳۳۹ , شء در ء ۲برب صفحهء شامل ٩ ۲ ترجمه ازسائل
قبری تا عیشی شیرازی با م ع تصویر.
جلدچهارم سال ,۳ ش .در ۳۳+هع, , صقحه ؛ شامل . رء ترجمه از
غافلنیروزآبادی تا یوسفی» وذیل کتاب ازآیةاللهی لاری تا معنیفدشکوئی با ۱۰
تصویر .»
مجموع تراجم هزاروسیصد وهفتادویک ومجموع تصاویردویستوپنجا هست.
دانشنامه
ازحاج شبخ محمدباقر الفت اصلهانی در ۱۳6۲ ه ق
مجموعهایست مشتمل بر دیوان غبار همدانی (م و غزل و جز آن) با ترجمةٌ
احوال وی از استاد جلالالدین همابی متخلص به سنا ( ص ۲-۱ ) و محمود وایاز
امامقلیخان والی آذربایجان (ص وه ب) [ ترجمةٌغبار درصفحة بب مسطورست] و
بتتخباتی شامل م ۲ غزل وء قصیده وغیره از آنار استادهمایی باترجمة احوال ایشان
بقلم حاحمیرزا حسنخان جابری انصاری (ص ,-م ۲) و دیوان زرگر اصفهانیسشتمل
بر ,رب غزل با شرح احوال وی بقام استادهمایی (ص ,-۲ع) و منتخباتی از آثار آقا
شیخ اسدانته فمشه یی متخلص بهدیوانه شامل ء ۲ حزل با ترجمةحال بقلم الفت (ص
4-۱ ,) و وه غزل از آثار نیا ز جوشقانی با شرحدال وی بقلم استاد همایی (ص -
٩ ۰) وه , غزل ازشعرای انجمن ادبی دانش همدان» وم ع محزل از شعرایمجممادبی
دانشکده امنهان » بترتیب حروف تهجی » قسمت اول از آزاد تا واله و تسمت دوم
از آتش تا نزمت .
این مجموعه در دیقعدة جع , ق بسعی و دقت آقا جمالالدین خوشنویس
قدسی اصفهانی درمطعة گلبهار و مطبعهُ فرهنگ اصنهان بطبعرسیده و کاتب آنمحمد
حسن حسینی اصفهانی است .
۹ تاریخ ند کرههای فارهی
دفتر اشعار
۱
ِ
منتخعب گفتارچهاردهشر ازشمرای زد
تألیف حاج سید ابوالفضل سعیدی یزدی متخلص بهریحان در ۱۳۳۹ ش
دراین دفتر ترجمه احوال چند شاعر از ند کر میرزاسید محمد علی وامق یزدی
موسوم بهمیکده نقل شده و ازین حیث مفیدست.
شعرای این دفتر بترتیب عبارتند از :
,- آقامیر سیدعلی مدرس بزرگ (ص ه-. ۲) . ۲-میرزامحمدعلیمدرسمتخلص
بحیران (ص , ۲-۲) ۳ حاج میرزاعلینتیمد رس بتخلص بهحجاب (ص ه ۲-
۳۸ ء- میرزا سید محمدعلی وامق مدرسی (ص ٩ ۲-۷) و حاج شیخ
محمود فرساد (ص ۳م) >ب عبدالوهاب طراز یزدی (ص ۳۰-۳)
پوس سیدعلی متخلص بهتوامی (ص -بع) بو حون شو کت (ص ۳۸-۳۷)
و- ناصر یزدی (ص م۳-. ع) . ,-میرزا سید مرتضی بدرس (ص , ع)
۰ - ساطان دختر آقا سید مرتضی مدرس (ص ۱ ۶۲-۶ ) ۲ - محمدفرخی (ص
+ ۳,-علی صدارت متخلص بهنسيم (ص ۳ع) . ع ۱ علیرضای ریحان
(ص 6 ع-۷ع) و ,-حاج سید ابوالفضل سعیدی (ص م ع-۲ه) .
تعداد شعرا باخود مولف پانزدهنفرست و پنجنفر ازین عده دارای ترجمه و بقیه
بدون ترجمه هستند» عکس قوامی و ناصر ومولف نیز درآن گراور شده است ,
این دفتر درروز دوشنبه ه , جمادیأَخرة ۰ , مطابق باچهاردهم آذر۹ ۱۳۳
پایان یافته و بامقدمة مولف در چاپخانة گلبهار یزد در همانسال در ع ه صفحه بقطع
۳( ۳ ۱۰ بطبع سربی رسیده است .
دفتر عصی-"
تألیف مولوی حافظ عبداله بلگرامی در اواخر قرن سپزدهم
دفترعصمت تذ کرة شاعراتست کهمولوی عبدالشکور ریوانی مشهوربه رحهان-
علی مولف تذ کر علمای هند در ذیل ترجمة ملف ازآن نامبرده است.
موف : مولوی حافظ عبدانته بلگرامی حنفی مذهب قادری مشرب فرزند سید
آل احمد واسطی باگرامی است که در ۱ ۲ ج سال رع , هق درقصبه بلگرام
ولادت یافته » درخدمت بزرگان عهد خویش کسب علوم کرده قرآن را ازبرداشته»
ودرمرف ونحو و بنطق وفلسقه و تفسیر وفته و حدیث استاد بوده » و درمدرسهعربيهُ
بنارس تدریس عربی میکرده وبسال ۳.۰ , هجری روزیکشنبه , ۲ رمضاند رگذشته
است » شاعری تاریخ فونش را چنین یافته :
قطعه
بسال رحلتش ها تفنداداد «بجنت پالك عبذانته رفتد»
وی تصائیف زیادی بعربی وفارسی و اردو دارد , و آنچه فارسیست عبارتست
از مفیض فارسی در قواعد اازسی » دفتر عصمت تذ کره زتال سخنور » شاهدنظم شرح
کلدسته دانش , مکاتیب واشعار,
«برای تفصیل بیشتر » رلك : ند کره علمایهند» ص ء . 6-۱ م ۱؟ »۰
۹۳۸ تاریخ تذ کرههایفارسی
راحةالقلوت
تألیف نعمتخان عالی شیرازی در اوائل قرن دوازدهم
این کتاب بطرز یخچالیه نوشنه شده و مشتماست بر ذ کر بعضی از معاصران
مولف » ونام صاحبان تراجم بصورت معما ذ کر شده است .
نسخه؛ ریو ؛ج ۲ ص بوب / الف » ازقرن دوازدهم هجری ادنب رگ » ش
۰۱ قرن دوازد هم .
ترجمه مولف :
اغلب ازنذ کرهنویسان متأخر اصل او را از شیراز ومحلولاد تش را هندوستان
ذوشتهاند » ولی خوشگو که تذ کرهنویس همزمان اوست چنین مینویسد ۰
«حکیممیرزا محمد نعمتخان عالی تخلص بخاطب بهدانشمندخان عالیاصلش
از مشهد مقدس است » کسب معقولات و منقولات بدرجه اتم کرده بفضائل و
کمالات مستثنی شد » خود را حکیم میکرفت » درمباحثة علمی بوسعتآباد هندوستان
هیچکس را بارای بقابله با او نبود ء سعادت حج دریانته » اواسط هد عاامگیری
به هند آمد » پادشاه قدرشناس ء پانصدی و خطاب نذممتغان و خدمت خوانسالاری
عنایت فرمود» درید بهادر شاه منصب مههزاری و خطاب دانشمند غانیافت» درنگر
ظفرنامة بهادرشاهی تاسال چهارم » بفصاحت و بلاغت تمام نگاشته وآنمشهورست »
نثرش ازنثره تفوق جو » و شعرش با شعری بسرزلف سخنگوست » قصاٌ حسن و عشق
بسیار بساز وسامان نوشته » شاعران دیگر در تعریف سراپای معشوق که معنیهای
تازه یافتهاند از وصف [موضم] مخصوص زن میگذرند » دوبیت درتعریف آنبنزا کت
گفته ۰
سخن چون گرم شد در اصل مطاب
صدف را شد گهر تبخاله؛ لب
راحةالتلوب 1۳۹
قلم پرزور » لیکن چون زند دم
دو انگشت از ید قدرت شده خم
دروقایع حیدرآباد تضمین مصراعهای نصا بالصبیان ازمخترعاتاوست ؛ چنانچه
گوید :
اله است وانته و رحمن خدای مگر او کند رحم بر فوجشاه...
بهمه حال سرد بسیار بقایلیت وفضیلت و جامعیت بود» استادان اورا باستادی
قبول داشتهاند» اما عیب هجا گویی که مخمر طبعش بود» کمالات او راخسپوش
بت ۱۳۳
میرزابیدل هر گاهنامش برزبانمیآورد» بخطاب حاجی هجوی یاد میفرسودند؛
از لطیفهها یش آنکه ایامیکه محمد اعظمشاه بعد عالمگیر پادشاه در احمدنگر د کن
یتخت سلطنت جلوس فرود ؛ و تمشیت تمام امور سلطنت بررای وصوابدید دو کس
از قدیمان شاه ی که میرزا سلطان نظر وشیخسلطان باشند , قرارگرفت » هرکس که
بااینها راهی پیدا بیکرد : کامیاب میشد » والا روی مقصد نمیدید » اضافه منصب
وجا گیر نعمتخان عالی بسعی آن هردومتصدیان کار صورت نپذیرفت » او پیش نواب
عمدةالملکك وزیر اعظم اسدخان شکوه نموده گفت: این حب" السلاطین تمامسلطنت
را بگه زدهاند» و دیگر وقتی بخانهیکی از امرازاد گان رفت» او | گرچه تواضعی بمیان
آورد» لیکن در مجلس اند کی بطرف عالی پشت کرده » با کسی حرفزدن گرفت »
نعمتخان پیدساغ شده از نفر خود قلمدان طلبیده و این رباعی نوشته برگوشة مسند
گذاشت وگفت من خا ند میروم چیزی نوشتهام خواهید دید .
عالی زغمت اشک نریزد چه کند
وزهمچو توشوخی نگریزد چه کند
پیرست و تو میکنی کفل جانب او
انصاف بده که بر نخیزد چه کند
س ش تس قستت وتو
۳۰ فاریخ رَذ کرههای فارسی
رو
درسال هزار وصد ویبیست وسه ! بعهد بهاد رشاه در لا هور رحلتنمود؛ دیوانش
که سرمایهُ شعر و شاعری باشد پنجهزار ببت مشهورست» تقیر از مطالعة آن فیوضات
ده بید ردان آمشب درد دل با یا رسگفتم
929
کهاو کم میشنید ازناز ومن بسیاربکفتم
عاشقم عاشق » بقکر دین و ایمان یستم
بذهبی جز عشق اگر دارم مسلماننیستم
2۹
واما ندهاست بر سر دیوانگیدلم ۳ آخر بهار ببینم جیاه بیسود
م9
بی کمال از بیخود ههچوخودی سخواهد
زرا
سنگهایی کد من از یاد تو برسینه زدم
کعبهیی میشد ا کر خانه بنا می کردم
جنر
دل شکاران بکمند تو گرفتار شدند
خودفروشان همه پیش توخریدا رشد ند
چونفتاد آتش رخسار تود رشهروحود
زد
عشق جادو گر من ساخت زهرمو چشمی
یتماشای تو روزی که فرستاد مرا
یو
,- درسروآراد (ص ب ب) تاریخنودش ۱ ۲ ۱ ثبت شده است,
و رت ست صت صوص
راحةالقلوب ۳
الهی هر کجاباشد» خداباشدنگهدارش
ار
شکوه هجر زغم گشته فراموش مرا
غنچهسان تنکدلی سا خته خاهوش مرا
قطرة شبنمی اژ بر گ گل آویخته بود
۲ ۳ م ۰
جوش زد گریه پیاد در آن گوش مرا
تاستم همچوهلالازغمدل روز بروز
که ازآن ماشبی پرشودآغوش مرا»
«نقل ترجمه و اشعار باختصار از دفتر چهارم سفین خوشگو » ص ٩ ۹۳-۰ .
رسالذیرهبن
تألیف چندربهان برهمن اکیر آبادی درئیمه" دوم قرن بازدهم
تذ کرهایست مختصر از شهرای عهد | کبر تا معاصران مولف » و عبدانتهغان
قاری بلکالشعرای افغانستان در معرفیآن چنین نوشته است ۰
«رساله چندربهان برهمن - شرح حال مولف درنشترسخن (در ذیل برهمن) و
فهرست ریو صفحة بو بتفصیل ذ کرست , تد کرهاپست از شعرای هندی و پارسی-
گوی » شا هجهان او را در رء . , بخدمت وقعهنویسی حضور مقرر فرمود » مدنی در
خدمت داراشکوه نیز بوده و درسنه مب . , ه وفات کرده » برهمن رسالة مختصریدر
شرح حال شعرا از عهد | کبر نا عهد خود که در هند آمده ویا درآنجا اقامتداشتند
ترتیب داده » در ترحمه هر شاعریگان پیت يا رباعی آرو یاد میکند » درآغاز رساله
بعضی از شمرای ایران وتوران که به هند نیامدهاند هم مذ کورست .
این رساله در کتابخانه پروفسور آذر لاهوریاست» نسخهب ی که دردستبنست
سیزده ورق است با تقطیع ٩ بره وسطور مختلف که بیشترسطور درا کثر صفحات خطش
شکستهآمیز و کج میباشد, تاریخ. ندارد لیکن چنین مینماید که در قرن یازده هجری
نوشته شده .
مولف این اثر را بنام رساله یاد کرده نام دیگری ندارده .
ركك , «سجلة کابل شماره منبلهُ با , , شمسی » مقاله تاربخ تذ کرهها »
ققرة ٩-4 .
ترجمه مولف :
«چندربهان برهمن ازخاك لاهور پذیرای سرشت گردیده » دردارالامن صلح
کل آرسیده ؛ بسیار پسندیده وضع وخوش اختلاط واقعشدهء صنم پرست بتخانسخنست»
وجاروب کش آستانة این والافن » طبعش رساست و فکرش اوج گرا » خط شکسته را
درست مینویسد. و بزبان قلم تستعلیق حرفميزند, و درآیین نثر و انشا پردازیپیروی
ابوالقضل میکند. و بهنگام خواندن اشعار روان » آب از چشمهای او روان میشود ؛
سخن را بچشم تر آبسید هد» و دایم مره تر میدارد» و دم از درد طلبمیزند» اکرچه
بظا هر زناربندست اما سر از کفر برمیتابد» وهرچند بصورت هندوست » اما در معنی
دراسلام ميزند » و چون شعر خود د رکمال سادگی و بیتکلّفی میزید » زبان قلمش
بسیار خوشسخن است » و طبحش بغایت ماهر درین فن » درآغازهال یامیرعبدالکريم
میر عمارت لاهور بود پس ازآن بادستور پا کروان انضلخان بسرسیبرد» | کنونداخل
بندگان درگاه آسمانجاهست و این اییات ازوست :
چشم تا برهمزدی آغاز شد انجام عمر
طیشدا ینرهآنچنان کاآواز پابیبرنخاست
۰
متاع حسن ترا طرفه روز بازارست
که کس نیافته وعالمیخریدارست
بگلشن دل سا بگذری تماشا کن
درین چمن گل خود رویداغ بسیارست
۷
کجاست باده که عالم بیاددادة اوست
اساس آب بر آتش بتانهاد؛ اوست
زد
آره بزلف توافتاد » جای آن دارد
که بر زبان سخن مدعا گره گردد
«عملصالح ۰ج ص ع ۳۰-2۳ »
بجمدمالح کنبویلا هوری که باوی معاصر و معاشر بوده در . ب. , یعنی سه
سال قبل از فوت برهمن ترجمهاش را چنان نوشته بود که دیدیم ؛ واینک ترجمه بی
را که شیرخان لودی از روی کمال تعصب و خشکی در ( . , , ق » بقلم آورده است
نقل میکنيم :
«چندربهان زناردار ازسکنه | کیرآباد بوده برهمن تخلص میکرد » خالی از
وارستگی نبود» درس رکار شاه [زاد] بلند اقبال داراشکوه عنوان منشی گری داشت »
ویدستاویز چربزبانی بدولت همزباني رسیده بود» ونظم وتگرزش پسند خاطر شاهزاده
میافتاد » از تمبنیفاتش نسخة چارچهن برسطلب نویسی و سادگی عبارت وی گواهی
میدهد» وقماش نظمش نیز پوشیده نیست» عجب که شاهزاده با آنهمه مستعدان که
1۳ ۱7 تذ کرههای فارسی
در عرص روزگار برنگآسیزی الفاظ آبدار صفح خواطر ارباب دانش را چون
شفایقهای موسم بهار بهزار رن متلوان میساختند» خاطر سبارك بسخن سادهاشفرود
آورده بود . این معنی خالی از دوچیز نبوده باشد یامداق شا هزاده بهمانطرز آشنایی
داشت» یا او بزور طالع بدین پایه رسید » بهرتقدیر نوبتی شاهزاده را یکی از ابیاتشی
بغایت مطبوع انتاد » روزی درعین غسلخانه که مجمم مستعدان هفت اقلرم بود ؛
بعرض صاحبقران ثانی رسانیدند که درین ولاطرفه شعری از چندربهان مئشی سرزده
است ؛ | گر حکم شود بحضورآمده بخواند» ودرینمعنی داراشکوه را اظهار استعداد و
ترقی او ملحوظ نظر بود» پادشاه باحضارش حکمنمود» چون حاضرشد» فرمود کهدرین
ایام شمری که بابا از تو پسند کرده است بخوان » چندربهان این بیت بخواند :
مرادلیست بکفرآشنا که چندینبار
بکعبه بردم وبازش برهمن آوردم
پادشاه متشر"ع دیتدار از استماع آن برآشفت» و آستینها برمالید» و گنت کسی
میتواند که جواب این کافر رساند» از امرای عظام افضاخان که بحاضرجوابی موصوف
بود » پیش آمد و گفت ار حکم شود از شعر استاد جوابرسانم» پادشاه اشارت کرد
انضلخان این شعر حضرت شیخ را که ازغیبدانیها چهارصد سال پیشتر ازآن مردود
گفته بود بخواند ۰
نظم
خرعیسی | گر بمکهرود چونبیاید هنوزغرباشد
خاطر مبارلگ پادشاه بشکفت » شکر بجا آورده گفت از تصرفات دینمحمدیص
این قسم جواب رسید , والا" من ازغصه هلالك میشدمء افضلخان را انعامها فرسود »
وشاهزاده را متع کرد که باردیگر چنین مزخرفات را بحضور لیاورد» و چندربهانرا از
عسلخانه بیرون کردند .
القصه موسیالیه بعد ازقدل داراشکوه ترلك نو کری کرده بشهر بنارس رفت »
رساله برهمن ۳
آتشکد؛ٌ فنا غا کسترگردید » راقم حروف این غزلرا درتمام دیوانش انتخابنموده؛
غزل
کنم زساده دلی بند دیده مژگان را
بمشت خس نتوان بست راه طوفان را
جگرنشان شدهام باز » جای آن دارد
که لالهزار کنم دامن و گرییان را
هميشه زلف ترا اضطراب در کارست
چکونه جمع کند خحاطر پریشان را
شبی خیال تسو آسد یخواب و آسودیم
دگر زهم نگشاديم چشم گریان را
برهمن از نو سخن بی دلیل میخواهم
که اعتبار نیاشد دلیل و برهان راه
«مرآتالخیال » ص ۰-۱۳٩ :۰۱
گویی فقط عرفای شاعر وشعرای عارف را میسزد که درعین مسلمانی دم از
بتکده و دیر وصنم پرستی وزناربندی زنند, وا گر شاعرهندوی عارفی برهمن تخلصدر
مقطع غزلی دماز کعبه زد, وبامتاسباتلفظی ومهنوی بیترا چنان ادا کرد کهبدیوانی
براپر بود » باپد بناروا او را تخطثه کرد » و در حقش جنین ظلمی رواداشت ؛ زهمی
خود خواهی و خهی بیانصافی !
آثار دیگر وی عبارتست از : سنشات برهمن » چهارچمن » گلدستة عشق »
تحفةالانوار » نگارنامه , تحفةالاصحا » مجممالفترا » نادرالنکات با سژال و جواب
پابا لعل باداراشکوه درباب تصوف هند » دیوال اشعار,
۳۹ تاریخ تد کرههای تارسی
رشحاتسحاب
از سید محمد سحاب اصفهانی در ۱۲۲۱ ق
هدایت در نقدیه مجمع الفصحاء جزو مآخذ خود ازین کتاب ام برده و در
ترجمهٌ سحاب مینویسد : تَذ کر رشحات سحاب ینام تامی و اسم سامی صاحبقرانی
نگاشته» .
«مجمع الفصحاء ؛ ج ۲ ص ٩۲.
فاضلخان گروسی درانجمن خاقان ذیل سحاب نوشته است : بترتیب و تألیف
تذ کرهیی مشغول بود» بائجامنیامده روز عمرش بشام رسید و ایام مهلت بانجام آمد»
وظا هرا یا اشتباه کرده است یا غرضورزی .
فتحعلیخان صبای کاشی قصیدهبی دارد که متضمن بدح خاقانست و ستایش
سحاب و تءریف و توصیف تذ کره او باساده تاریخ اتمام آن که دردیوان صبا چاپ
طهران ر(ص ۱ ۳-۲ ( من روت » وابیاتی که دریاب ند کره سروده سمل ه ایخست»
خواست نا در زساته بگذارد از تصاریف گردش به وسال
کرد تألیف نغز یذ کرهبی از عنایات ایزد متعال
همچو دریای زرفی ومشحون همچو طبع سولفش به لال
هسمت هرصفحه بی| زان که بود
حجرة هندوال شیرین لب
هندوانی همه (طیف بدن
شعرای بزرگوار در آن
کام هم را دهند شیرینی
نمه ردیدارهم شوند بلول
گشته بدشوق همدم عأشق
که کنداین بان شکایت هجر
نقش در آن بدایع اشکال ۰
حجله شاهدان مشکین غال
شاهدانی همه بدیع عمال
همه آزلطف در جواب وسوال
از عبارات عذب و شهد مقال
4 زگفتار هم برند بلال
اندرات انجمن چو بدرو هلال
که دهد این بان نورد وصال
رشسات ساب ۳
آسمانیست کاسمان باشد از کمالات آن ِ استکمال
جوهرش سالم از نشیب وغراز اخترش ایمن از هبوط ووبال
نام نامیش کرد چونرشحات آن همایون سحاب اوج کال
بهر تاریخ او صبا بنوشت رشحات سحاب وعقدلال- ۱ ۱۳
رشحات سعاب شا گردد عرمی بخش هرگیاه و نهال
رشحات سحاب فیفی ازل
داردش تازه مزرع آبال
ترجمه مولف :
سحاب اسم شریفش میرزا سید محمد خلفالصدق سرحمتپناه هاتف است کد
شرح حالاتش در آنشکده آذر مقصل مذ کور و اتنعارش مشهورست » از زمره سلسلةٌ
حلیل سادات حسینی اصفهان است , و از اعزه متوطنین دارالمومنین کاشان از حمله
فصحای معامبرین و از | کابر بلغای فصاحتآیین است» سحاب خامه عنبرینش گوهر-
انشان ومضامین ابیات دلنشینش چون ماء معین راحت روان » هرقطره که از کلک
دربارش برصدفنامه چکیده گوهریستثمین وهنرمندان از خرمن معانیش خوشهچین»
استادی بود سخنشناس ؛ وسخنان بدیهش بری از اتتباس » از غیرت مضاین حان-
بخشش آب حیوان درظلمات نهانست » و از رشکث بحر طمووانش عمان در انغان »
سرانکشت فکرتش نذاب از چهرة دلگشای شاهدان معانی بدیم گشاده و پایشاعری
را برطاق بلند نهاده » تحصیل علوم رسمی بتدر کفاف نموده و درجوانی بمتابمت پدر
زبان بنظم کشود» درحضرت شاهنشاه قدردان باقدر و اعتبار بود » و با دوستان بسی
سهربانوغمگسارء بلتب مجتهدالشعرائی ومنصبداروغگی دفترخانة مبار کپادشاهی
مباهی » برهمگنانش رتبهٌ برتری ودوشیزگان حجلهُ خیالش را کسی لاف همسریه»
درسئة هزار ودویست وهجده بعزم شرف حجاز بهشیرازآمد » باحقیرش مچالستی وفقیر
راباایشان مژانستی کامل رویندود» آدمی وشیبود فرشته خوی وفرشته یی آدمیروی»
درانجمن عام با احترام ووقار بود و درخلوتخاص رفیق و مکسار » صحبتش سرور
۱۳۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
دل بود و اشعارش زیور محفل » قطرات سحاب کلکش دراری گرانبها و فروغ اختر
فکرتش غیرت شعری لال عمان خاطرش چون لوایوشان راحت جانست و فکرتش
چون صحبت آزاد گان شادیروان » درمراتب نظم ونثر از پدر خجستهسیر همانابرتره
بلی | گرچه راح ریحانی از اعناب بستانیست, ولی شراب انگوری را چهنسبت» ولژلژ
پرآب را با آب عمانل چهمرارات» هرچهبینی از بخشش بخشایندهایست بیمنت که
در کارش چون وچرانیست » و انگشت عیب برقعلش مسبزانی » باری شاعریست بلتد
بقدار » وسخندانی شریف آثار » در زمر معاصرین ازا کثر برتر» و درنظم ونثر بانصبی
اوفر » در تعزیه سیدالشهدا کتایی مسمی به روضةالیبکا" مرتب ساخته » بنظرترسیده »
گویند خوب نوشته » دیوانش بلاحظه شدء منتخب اشعارش که در آن دیوان بود
نکاشته آمد؛ درسنه هزار د ویست" بدرود زند گانی و بسرای باقی از جهان فانی رحت
کشید» ,
«تد کرةُ دلگشاه
ازوست
روزی که یکی ثیفته یابد یکمندش
آرام نگیرد دل دیوانه پسندش
گر شیفتگی زین دل دیوانه نیاموخت
برپیای چرا بند نهد زلف بلندش
آهست که بر حسرت من سرزند ازسنکك
ه رگه که شراری جهد ازنمل سمندش
آسد بسرم_تیغ جفا ب رکف و ترسم
کاهل غرض از مردنم آگاه کنندش
۰۰۰۰۰۰۰۰ حص_ 70۳۹۳۹۹"
7[
۲- بقیُ تاریخ را کاتب نسخه انویس گذار.ه است وتاریخ صحیح فوت سحاب بضیط
انجمنآرای اختر گرجی بسال هزار ودوبست وبیستودو است .
رشحات سحاپ
تاصح بنگاهیست چنان شیفته کامروز
عشاق زبان باز گشادند بندش
اینست اگر کوتهی دست امیدم
هرگز نرسد بر ثر نخل بلندش
اینست سحاب ازاشر عدل شهنشاه
شاید کمه کند مایل دلهای نژندش
حمشید زبان فتحعلیشاه که آید
شیرفلک آهوی ضعیفی بکمندش
ری
خوش آنکه چشم ت وگا هیبهن نگاهیداشت
نداشت گا هی ا کر التفات گاهی داشت
گذشت ایتکه دل آن نگار سنگیندل
حذر زنالهیی اندیشهیی زآهی داشت
عجب نبود که او بگذرد زجرم دلم
بجز گناه بت اگر کتاهی داشت
شدم هلاكك غم او و بدگمانی بین
که از مبعبت من بار اشتباهی داخت
مراست دلبتو مفتون و هردل ار بدلی
نداشت راه بمن خصمی تو راهیداشت
ور
دانی که شوخ خوش سخن خوثرکلام ما
حرفی که ناورد بزپان چیست ؛ نام ما
حاممل شود به نیم عگاه تو کام مسا
ای لطف ناتمام تو عیش تمام سا
1۳۹
1۶۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
هم گریههای ماست بجا درخیال وصل
هم خند فلک بخیالات خام ما
بارا طفیل غیر نوازد بیزم خویش
ما شادمان ازینکه کند احترام ما
گفتم بدل که تا بکهیی بیقرار گنت
چندانکه هست در کفعشتش زمام ما
از دیوان سحاب سخة دوست دانشمندم آقای عبدالحسین بیات مورخ صفر
۷ ۲ ۰
برای نسخههای دیگر دیوانش رل ۰ استانقدس » ش ودوء ملک . ش
۰۱ سپهسالار » ش ۱۱۹۹ م رگوی دانشگاه ش + :
روز روشن
تألبف محمد مظفر حسین لکهنوی متخلص بهصبا در ۱۲۹۷ «ق
این تد » دعنوان دکمل4 ند کرههای شمع انجمن ونگارستان من و صیح
کلشن نوشته له ومتملست بر تراجم دوهزار وچهارمد ویازده شاعر قدیم و حدید
پترنیب حروف تهجی درسی و یک باب و هر بابی مخصوص یکحرف از آبی ترشیزی
ملف در سیب تألیف گوید که چون دیدم که عدهیی از متقدمین و ستأخرینو
بعضی از معاصرین ذ کرشان در تذ کرههای مزبور نیامده است » این کتاب را بعنوان
تکمله نکاشتم و درحمن تألیفن بعضی از تذ کرهها و بالا خص آفتاب عالمتابت که
تألیف قاضی محمدصادتخان اختر است درپیش نظر داشتم» «وجاییکه ذ کر شاعریا
شعرای کتب ثلائة مسطوره نگاشتم اولش (ش) و (ن) و (ص) رسز شمع انجمن و
روز روشن 1:۱
نگارستان سخن و صبح گلشن منفرداً یا مجتمعاً گذاشتم » وسخنوران غیر مذ کور آن
هرسه تذ کره را غیر مرموز داشتم» (ص ه) .
و در ذیل نام خود (ص . ,س) مینویسد که «هنوز از هستیش هجد همینسال
د رگذرست» و راجم بدستیار ومدد گار خود میگوید که : این مینوفریب گلزار صورت
ومعن ی که درنظر داری » | گرچه خند؛ گلهایش از جنبش نسیم نفس صباست اس
دلکشایی بهار حسناندازش بدلکرسی و پیرایشکری پدر عطوفتآماه (ص ۲).
پدر اين جوان هجدساله؛ مولوی محمد یوسف علی گوپاموی متخلص به پوسف
است» که تذ کر؛ صبح گلشن را در ۲٩۰ , برای سیدعلی حستخان طفل دوازدسالة
نواب امیرالملکت سید بحمد صد.یق حسنخان بهادر تألیف کرده و اکنون تذ کرهیسی
دیگر با تفصیل بیشتر بنام پبسر خود نوشته است » تا از ویعقب ناند .
واما مژلف واقعی که مردی ادیپ و دانشمند وخوش انشا بوده » ظا هرا پراثر
شتاب در کار این کتاب چناتکه باید رعایت دقت نکرده و در تراجم مستقل و غیر
مشترکی که آورده اشتبا هات زیادی کرده که چند موردآن ذکر میشود ۰
بیت یل از اقدسی مشهدی است و بنام آفرین مشهدی درح شده :
بپایناقه عروشاندلشکستة کیست
کهاین صدایمدای جرس نمیباند
(ص . ۱)
در ذیل ترجمهُ باا احمد استرابادی دو بیت مثنوی آورده که از ساقینادة
مبلطان محمد صدقی استرابادی است :
خوشا حال مستی که منصوروار میسرشدش مستی پایدار.. .الخ
(ص ۰ع)
ود
در حرف الف ذیل ارشدی نوشته است که : «ارشدی ماوراءالنهریازحکمای
دیقهسنج بود » وحدائقالسحر درعلم بدیم ازوست.
۲ تاریخ نذ کرههای فارسی
رباعی
چشمی دارم همه پر از صورت دوست
این د یدسراخوشمت»چوندوستدرودت
.۰ «الخ(ص ۲ع)
ومعلوست که از حدا ثقالسحر تا آخر عبارت مربوط به رشید وطواطاست .
تن
درصفحدُ . ه آورده است که : «اشک سیرزا اسدبیک قزویتی بلقب پیشروخان
اشتهار داشت .., الخ» .
میرزا اسدبیک قزوینی اسد تخلص داشته نهاشکک و ترجمهٌ احوالش درتد کر
میخانه بصحح این بنده (صم و ببس هب) بتفصیل مسطورست .
ح#ن
خبازی نیشابوری را جیاری نیشابوری و دردرف جیمآورده (ص ۳ ۱) .
9
جلالای طباطبا وجلالی اردستانی که درص مع , ور ه , آوردههردویکیست .
تور
درحرفج شاعری را که بنام چپ تویس معرفی کرده است» مجنون چپنوبس
خطاط بشهور قرن ذهم است وبایستی ترجمهاش را درحرف میم (-مجنون) میآورد .
(ص ٩۰ ۱)
خاقان که تخلص فتحملیشاه قاجارست» وی ازنتحعلیخان مبای کاشی دانسته
و نوشته است که : « درعصر آقامحمدخان پادشاه عم فتحملیشاه والی ایران بملکگ -
الشعرائی امتیاز داشت ... درسوسیقی ومصوری وطراحی عمارت وفنون دیگر بخوبی
ماهر یود ... الخ» ص ۱٩ .
وقسمت اخیر این ترجمه مربوط بهمحمود غان ملکهالشعراست .
ارچ
رور روشن ۳
شیخ ابومحمد روزبهان بقلی فسایی صوفی معروف به شیخ شطاح و متوفی در
> ۰ درا باامیر روزبهان صبریاصفهانی شاعر مشهور زسان شاهعباس ماضییکیدانسته
است» و ترجمهبی را که درذیل روزبهانآورده » نیمی از آن عارفست ونیمیازین شاعر
رك : (ص ٩۳ ۲).
دیور
زینل بیک را «زنبیل بیگث» و زبانی را «زیانی» نوشتد (ص ۲ب ۲وح۲۷۳).
بنج
ترجمه میرحاج جنابدیوا که انسی تخلص داشته, در ص «ب ذیل امیر حاج
و درص , رم ذیل سید ثبت کرده است .
ت#
شمیخ شاهنظر قمشه یی نذری تخلص را درحرفشین و بعنوان شاه کاتب ۱ ؟ نوشته
است (ص ۳۳۳) .
مت
شیخراده لا هیجی را خلف ابوسعید لا هیچی نوشته و باشیخراده پورانی یکی
دانسته است (ص و بس) و حالآنکه شیخزاده لا هیجیشیرازی پسر شمیخ شمس الد ین
محمد اسیری لاهیجی نوربخشی شارح گلشن رازست و با شیخ زاد پورانی اختلاف
دارد .
ابن
میرزا صادقسینای نصرآبادی جد" محمدطاهر نصرآبادی صاحب تذ کرهٌ سشهور
را جد تقیالدین اوحدی مژلف عرفاتالعاشقین نوشتهاست(ص +ب۳) .
وازینقبیل مزخرفات درین کتاب بسیارست .
ِ«
تذ کرة روزروشن بسال بو ۲ , هق درم دم صفحه بقطموزبری» خطنستملیق»
کاغذ کاهی » در بهوپال بطبم سنکی رسیده است و چاپ دوم آن در تهران از روی
۶ ۱ تاریخ تد کرههای فارسی
چاپ اول صورت گرفته است » ناشر چاپ اخیر کتابفروشی رازی است و تاریخ انتشار
۳ ش, قطعوزیری ب+یدیو صفحه .
روضةالسلاطین
تألیف سلطانمحمدین امیری هروی متخلص بهفخری درحدودسال ٩٩۰ ه
در ذ کر هشتاد نفر از سلاطین و امرائیست که طبع موزون داشتهاند و بتام
ابوالفتح میرزا شاه حسن بن شاهبیگ ارغون! ( ۲-۹۲بده ه) فرمانروای سند و تته
مسمت تألیف دافته و مشتملست بر هفت باب بشرح دیل ۰
باب اول : وجه تسمیة شعر و احوال بهرام گور و ابتدای نظم فارسی و احوال
سلطانسنجر ماضی وطغرل بیگک سلجوقی که گاهی بنظم التفات فرمودهاند .
خوب گفته اند و درمیانبردم شهرت تام دارد ,
که درسمرقند و خراسان بوده ابیات و اشعار یک فربودهاند 6 و دیوان حزل ترئیب
دادهاند ,
باب چهارم : درییان احوال پادشاهان عراق و روم که نظم گفتهاند .
باب پنجم : درذ کر سلاطین وبلوك هندوستان که بنظم میل کردهاند.
باب ششم : دربیان) حوالامرای عالیشانپادشاهنشان که سر اطاعتبهیچکس
فرونیاوردهاند و اییات خوب دارند .
باب هفتم ؛ در ذ کر جمیل حضرت نواب و ختم کتاب ,
- نقوی «اهحسین ارغون» لوشته است» رك : تذ کره لوبسیفارسی ؛ ص ٩. و ٩۰ ۰
روضهةالسلاطین و4
آغاز :
ای کوی تو روضة سلاطین جهان
وی سوی تو داها همه پیدا و نهان
رهیافت بتو کسی که وارست زخود
یک لطف کن ومرا زخود باز رهان
سپاس وستایش بیقیاس پرورد گاریرا که روضٌاقبال سلاطین عالمرا بریاحین عدل و
احسان مزین ومعط رگردانیده ,., الخ» .
درسیب تألیف گوید :
« . . .اما بعد برضمیر منیر مزلسرابان بوستان معانی » وسخن آرایان جهان
نکتهدانی مخفی نماند که سبب تحربر این سطور مخت وباعث این تحفة محتقرآن
پاشد که روزی این فقیر بی بضاعت و حقیر بي استطاعت فخری پن امیریالهروی در
مجلس عالی ,. خورشيد جهانتاب سپهر سرافرازی ابوالقتحم شاه حسنغازی خنداننه
ملکه نشته » گوش هوش را بجواهر الفاظ دلپذیرش سمزین داشتم » و لطافتمعانی
بینظیرش را بخام خیال برصفحة خاطر مینکاشتم .
نظم
آن بحر بیکرانه » آن گوهر یگانه
آن سرور زمانه ؛ آن قبلة قبایل
آن افتخار آدم » آن نامدار عالم
آن شهربارملهم ؛ آن کامکار کامل
آن دانم مخالف » آن نافع موافق
آن قاطع منافقء آن جامع فضایل
رشکجموفربدون»نقدشجاع دوران
چشم وچراغ ارغون»شاهحسن خمبا بل
11۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
دربزم کامرانی » سر حلقهسلاطین
درباب نکتهدانی » سردفتر افاضل
فرسودند که دربن ایام دیوان اشعار حضرت ءانان مغفور سلطان حسین میر زا
انارانته برهانه را برای دا تحذه آوردهاند » و اشارت باحضارآن کردند » چونآن کتاب
راآوردند » آن حضرت بطریق دعوات درتعظیم آن کوشیدند ,
نظم
سخن بنزد سخندان بزرگوار بو
زاسمانسخن آمد» سخن نه خواربود
ازمشاهده اين تعظیم و تکریم آنحضرت» بخاطر چنان رسید که ازابتداینظم»
احوال مسلاطین را که طبع شریف ایشان بجواهر نظم محلی بوده است » وگاهی خاطر
انوار آن حضرات میل بجائب شعر مینموده ؛ نسخهبی نوشته» از ابیات آپدار و اشعار
در نثار ایشان برسبیل یاد کار برآنجا ثبت نماید » ینایرآن این مختصر راچوناورا
گل از هر بوستان برای تفریح خاطر دوستان فراهم آوردم و روضهالسّلاطین امش
کردم» .
نسخه : برلین» ش ء ء ب» فهرستبلوشه ۲:۲ , و ۱:۳9 (أزترنیازدهم)»
دانشگاه استانبول : مجموعه شمارهُ برو . ء برگ پر ۲ - هب ب ب » سورخ محرم
۱۳۸ ۶ .۰
باب اول این کتاب در ذ کر سنجر وطفرل بن ارسلان وعلرءالدین جها نسوزست
از بلوك قدیم و بقیة ابواب شامل ذ کر سلاطین وامرای قرنهشتم تادهم هجریست
از سلطان فیروزشاه تغلقی تا میرزا شاه حسن ارغون» ومعلوم میشود که مولف ازوجود
لياب الالباب بیخبر بوده است » وگرنه از باب پنجم آن که در لطا یف اشعار ملولك
کبارست استفاده مبیکرد .
تراجم این تذ کره کوتاه و فافد دقایق تاریخی است و اشعار مختصر و بعضاً
ترکی و از برخی از صاحبان تراجم مطلقاً شعری نیاورده است مانند سلطان سکندر
روضةالسلاطین ِِ
شیرازی و ابابکرمیرزا و سلطان احمدمیرزا .
منایع وی درین تألیف عبارت بودهاست از تاریخ ابوالعلا احمد وحبیب السیر
ومجالس النفانس .
تذ کر روضةالسلاطین بتصحیح و تحشی آقاید کتر عبدالرسول خیامپوراستاد
زبان فارسی در دانشگاه تبریز بسال ه ۳ , شمسی در وب ,بر , صفحه بقطع وزیری
بطیع رسیده است .
طبع دیگری ازآن مقدم برطبع د کترخیامپور د رکراچی باهتمام پمرحسامالدین
راشدی دانشمند محقق پا کستانی صورت گرفتهاست . ولی نگارنده تا کنون آنرا ندیده
ات ,
برای اطلاع از احوال و آثار مولف رجوع شود به جواهرالهجایب در کتاب
حاضر" .
نظری به روضةالسلاطین طبع استادفاضل آقای د کتر خیامپور :
بطوریکه خودشان درمقدمه مرقوم داشتهاند دریارة احوال وآثار مژلفازمقالة
بنده تحتعنوان تحفةالحبیپ مندرج درنشریة فرهنگ خراسان (دور؛ پنجم » شمارة
صوم و چهارم » ص یدب ,) استفاده کردهاند .
بااینکه بنده درشماو آثار فخری هروی «نقرٌ پنجم» آوردهام که کتابی بنام
شاه حسن ارغون موسوم بهصنا یم الحسن درصنایم ویدایع شمری وعروض وقافیه تألیف
کرده است» معذلکک همهجا اسم ممدوح مژلف را که روفةالسلاطینهم بنام وی
مصد رست» شاهحسین آوردهاند .
,- نقوی در کتاب خود ( ص ٩ )از قول واله داغستانی در تذ کر رباض الشمرا
مینویسد: «مولائا نخری درزهد و ورع يگانة مان و در تصوف نادرةٌ دورالست » چندمثنوی
درسلک نظم کشیده و ازمعاصرین شاهطهماسب مغفور مافی بود»» .
در رباض الشعرا ترجمة مزبور متملق است به فردی توبتی » وترجمُفخری بنام قخری
هندوستانی وپیش از آن مذ کورست,
1۶۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
در ذیل ترحمه محد غان شییانی آنده است که ۰ این بطلع فارسی نیز ارو
مطلع
بلبان ت و که جانم بلبان آوردی» (ص ۱ ۲۲-۲) .
واین مصراع است نه مطلم ؛ و مطلعی که منظورنظر موّلف بوده اینست:
بلبان شکسرینتا بلبان آوردی
بلبان ت.و که جانم بلبان آوردی
و بلبان بر وزن خلبان نوعیسازست که بهلبان مینوازند .
درصفحه ۳ ۲ سطري آمده است که : « در صذعت مجسم تراشی استاد بود و
بقاشوقتراشی معاش میگذرانید» .
«مجسم» ونسخه بدل آن «قلم» غلط کاتب است » وجمچه» صواپست ,
عبارات کتاب غالبا مغلوطست وافتاد کی زیاددارد» برای نمونه دوسطر ازیکك
صفحه را نقل میکنم :
«سرحوم سلطان [ | ] بوسعید او را اسداد نمود [ تا ] بسلطنت مغول جلوسی
[جلوس] فرسود » بهر تقدیر پادشاه [ی خوب بود] وپادشاهی خوب کرد» ص ۲۳
سل ۶ ۱ و ۱ ,
بینی در (ص ء ۲ س ه ,) چنین آبده است :
وبن دل دون ودنی مختصری بیش نیست
حاصل ازینمختصر دردسری بیش نیست
صواپ چنین است:
دنیی دون دنی » مختصری پیش ئیست
حاصلازین مختصرء دردسری بیش ثیست
مطلع زیبا بی از بداق خان درصفحه (۲ سس ۶( اینطور درج شده ات 9
روضةا لبلاطین 15۹
پای در تحصیل یار وبار در دل بوده است
حاصل تحصیلماتحصیل حاصل بودهاست
صواب : ماپی تحصیل یارو .,. الخ است.
این بیت غلط درصفحه لاب () آیده است :
هرگه که باز بر کسی پر ناز میکنی
درها بروی من زباز بازمیحنی
مصراع اول محیحش اینست : «هرگه که باز ن ر گس پرناز میکنی» .
و باز درهمین صفحه سقطی درحدود یک سطر در ترجمة عبدالعزیزخان است:
«باوجود خردسالی ماک استرابادرا باو ارزانی داشتند واو باندلك مردم ولشگر
(- لشکر) خود و امراه پدر را که هدراه او بودند مضطرب دید از اسب فرودآمد وبر
استر سوارشد» .
در (ص م۲۳ س ع وه) مسطورست : « گویند روزی میرزا بحمام رفته است و
باباسودایی را دیده است که درگوشة چرخی بهنسبتی مشغول است».
صواب ایئست ۰ «درگوشه چرخی بهسنشت مشغول است» .
«چرخی» مستراح است» و «سنت» کنایه از واجبی کشیدن .
در (ص رم س م وه) آمده است ؛
«اما امیر غلیشیر در کتاب «نذ کرة الشعراه» خود موسوم است بمجلسداری
بینظیر بود - کذا» عبارت صحیح اینست :
«اما ابیر علیشیر در کتاب تذ کرةالشعراءه خود که موسوم است به مجالس -
النفائس و کتابی بینظیر بوده .
میرم خان والی قندها رکه ترجمهاش در (ص (۹) آمده است «بیرم خان والی
قندهار» است ء یعتی بیرم خان بهارلوی تر کمان پدرعبدالرحیم خان خانخانان ,
متأسفانهاغلاط این کتابیکی و دوتاودهتانیست, وتأسفدیگراینکهمجالی هم
برای ذ کر همهآنها ثیست.
مر 9" تاریخ تذ کرههای فارسی
ریاض الشعر اء
تألیف علرقلیخان واله داغستانی در ۱۱۲۱ هق
تذ کر عمومیست مشتمل بر ذ کر دوهزار و پاتصد ونود وچهار شاعر قدیم و
جدید آزرویحرفاول نام با تخلص آنان کهاز ابوالحسن خرقانی آغا زشده به یحییخان
یکتا پایان میپذیرد ؛ ولی درین ترئیب حرف دوم وسوم رعایت نشده است ء مثلا"
بمد از تقی اوحدی ذ کر سلطان تکش آمده و بعد ازو محمد باقر تابع و بعدازو م9"
علیرضای تجلی .
ریا ضالشعرا دارای یک قدمهاست وبیست وهشت روضه (هرروضه بخصوص
يکك حرف) و خانمه در ذ کراحوال مولف . روش نگارش مژلف جز در مقدمهُ کتاب
ساده وعاری از تکلفات متشانه است .
آغاز : «تذ کر؛ محفل خاطر قدس ماثر صاحبدلان آگاه حمد ناطقی است که
نظم مجموعه ممکنات را بکلم کن از قلم طراز صورت نکار بر لوح تکوین باحسن
نظامی جلوه ظهور بخشیده از خوان ملاحت این طرفه پریروبان انجمن خوبی و زیبا
شاهدانمحفل محبوبی شور نشور وغلغلة صور درصوامم هوش ادانیوش سواد خوانان
صفایح بیاض شهود انداعت» .
انجام :
«اين تذ کره چون طراب فزای دل شد
تاریخش را دل از رد سایسل شد
گفتا زرباض الشعرا رفت خزان
در وی چوبهار سرزده داخل شد
تاریخی است که به تعیه گفته شده وحلآن چئین است که چون از ریاضی-
الشعرا (-۳, ,) خزان (- رهو) خارجشود (- ه ۰ و) وبهارسرزده (هار > . ۲)
بان افزوده کردد (- ,ور ,) سال فراغت ازتألیف بدست میآید .
»ریاضی الشعر!ء . كثٍِ_ِ-
درب تألیف گوید که : «غرض راقم در تسوید اين اوراق آنست که بقدر
یب اشعار بلند و اثکار ارجهتد فراهم آید واینکه جمعی کثیر از موزونان را ذ کر
». ولی غرض اصلی وی این بوده است که تذ کر عرفات العاشقین را انتحال و
ومنابعومآخذ 7 تتیالدین اوحدی را کلا" بحساب خود بگذارد» ودرذ کر
ولینعمت خویش حق نعمترا از یاد برده او را بباد انتقاد بگیرد و بیمایه و کم تتبع
قلمدادش نماید ء چنانکه مینویسد؛
«تقیاله ین محمدالهُهیر به تقیاوحدی از اولاد شیخ اوحدی دقاقیبلیانیاست
قد"س سره . وی از سادات حسینی بوده» آبا و اجدادش از بلیان کازروناند » لیکن
تولد ونشو ونما در اصفهان بهشت نشانشده» مدتی در اردوی پادشاه مغفورشاهعباس
صفوی ماضی ملازم ر کاب بوده است . درسنذ و , . , به هندوستان آمده تذ کرهیی
مسمی به عرفات که مزخرفات بسیار در آن درج کرده تألیف نموده مشتمل بر هشتاد
هزارییت ؛ و باز از آن تذکرة دیگر انتخاب کرده است مسمّی به کعبهٌ عرفان کها گر
بنظر نکتهسنجان دقیقهیاب برسد » سای مولف را از آن درمییابد» درحین تحریر این
اوراق تذ کر مزبور درنظر این بیشعور بود» و اگر قصوری و اشتباهی و تکراری در
ترقیم رفته باشد جریمه اش باوست » چنانچه در دیباچة این اوراق اشارهباین مراتب
شدهاست» بهرحال تقیاوحدی شعربسیاری گفته ازهثنویات وغزلیات وغیره که تفصیل
آنها موجب تطویل کلام می گردد» وءلاصه آنکه درمثنویاتش اشعار شترگربه! بنظر
رسید » دیوان غزلش بنظراحقر نرسیده, لیکن آنچه درتذ کره کعبة عرفان جسته جسته
نوشته است» ابیات عالی در آنمیان بنظررسیده چنانچه بنگارش میآید»؛ و چهل ودو
پیت از اشعار وی انتخاب کرده است .
واله تراجم شعرای بعد از عرفات را از تذ کر نصرآبادی و تذ کرةالهعاصرین
(- د کتر نقوی پا کتانی مقصود واله را از ذ کر شتر گربه که بمعنی نامتجانس است
ند انسته» ودرشمار آثار تقیاوحدی بک مثنویهم پدام «شتر ۳ ربه» ٩ ٍ انزوده است » رك ؛
تذ کرهنویسی فارسی در هند وپا کستان (ص »ه ) .
یت
۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
حزین گرفته ولی قستی ازتراجم عصری را خود بقلم آوردهاست کها گر همین قسمت
را بعنوان ریاضالشعرا ازخود بجا گذاشته بود اثری با ارزش محسوبمیشد»بخصوص
که این قسمت مشتملست برپارهبی وقایم تاریخ عصری که ازآنجمله است: گزارش
دقیق لشکر کشی نادرشاه انشار به هندوستان وجنگ کرنال" درذیل نام برهانالماکك
متخلص بهامین» و وقایع اصفهان دردوران فترت ونتنة اذغان درذیل احوال بولف ء
مولف ریاضالشمرا در دیباچة کتاب خود میلویسد کد؛ در اوایل آوارگی
به هتدوستان چون با کسی سعاشر وسحشورنبودم برای سر گرمی و انصراف خاطر غالبا
شعر یخواندم» تا رفتهرفته بنکر جمع کردن اشعار خوب افتادم » و در سوقم تدوین
این کتاب قریب بهفتاد دیوان شعر و تذ کره متقدم ومتأخر وچند جلد تاریخ و کتب
دیکرازقبیل نفحات [الانس] ومجالس [النفائس] و مانند اینها در پیش نظرداشتم»
و اختلافاتی که در کتابهای مزبور بنظر رسید حتیالهقدور در تصحیح آنها کوشش
کردم » و کتب بعتبره مثل نفحاترا معتبر دانستم و خلاف آن کتب دیگررا اعتباو
ندادم ۲
وبا آنهمه ادعاغالب تراجمرا دریکی د وکلمه بیشتر نیاوردهاست» ازینقبیل»
روضةالنون :
تاقد هروی دهانش کج بوده .
سل نثاریتونی درریاضی ریاضت بسیا رکشیده .
ناقد کیلائیراست ,
مولانا نجمی شاعر بوده .
ندیمی بد خشانی درهند بوده .
مولائا ضیاء نز هتی رامست .
۱- این قسمت از ریاضالشعرا را بنده استنساخ و بادونسخه مقابله و تصحیح کردم
وبامقدمهبی بقلم استاد دانشمند آذای د کتر پرویز ناتل خانلری درمجلةً سخن شماره ب وب
ص ٩۳ مال ,ع۳, درج شد .
ریاض الشعراء ۰۳
شسسسسسصت
سیم هندی شوریدهحال و شیرینمقال بوده .
ملا نشاطی نام شاعری بوده است .
ودر روضةالفاء ترجما شعرای فضری تخلص را چنین ذ کر کرده است:
لخری بغدادیراست .
فخری دیگری بوده که این دوبیت اوراست.
لخری دیگری بوده که صاحب این رباعیست .
مولانا فخری کاشفی ولد مولانا حسین واعظ سبزواری است" .
فخری بنارسی ار شعرای هندوستان بوده باقسام سخن قادر .
مولانا فخری از شعرای هندوستان بوده باقسام سخن قادر.
مولانا فخری ازسخنوران سملکّت هندوستانبوده وصاحب دیوانست؛ غالبا که
همان نخری اول است» و اشعاری که در ذیلنام آخرین نخری درح کرده از سلطان
نجنید فخری بنامیری هروی صاحب لطایفنابه وجواهرالمجایب و روضة السلاطین
است که هرسه تذ کره است و ذ کر آنها در کتاب حاضر آمدهاست" .
ولی بااینهمهسهلانگاری و بیدقتی در تراجم شعرای سلف؛ از آنجا که واله
ازشعرای خوب وخوشقریحت وشعرشناس ونکتهسنج بوده ء بطور کلی اشعاررا خوب
انتخاب کرده است مگرآنکه شاعری اصلا" شعر خوب نداشته» ودرینموردلازممیداند
که اظهارنظر ویرا در نقد اشعار وطرزگنتار دودستهاز شعرا که در ذیلنام بابافغانی
وسیرنجات اصفهانی آبده است عیناً نقل کند :
,- بابافغانی شیرازی : «... بابایمغفور مجتهد فن تازهایست که پیش ازوی
(- پس رکاشفینامش علی ولقبش فخرالدین و تخلص او درشعر «صقی» بوده است .
۳- درذیل ترجمه بیرشس الدین نقیر دهلویبپاس دوستی واینکه دیوان واله راترتیب
داده وماجرای عشق ونا کاسی او و دختر عمش خدیجساطان را بنظم آوردهبود» دو رسالهاز
تالیفات اورا کهیکی بنام وانیه درعلمعروض وتافیهاست ودیکری موسوم بهخلاصةالبدیع در
صنایع و بدایع شعری» درج کرده است ؛ که مربوط بکار تذ کرهنویدی یست.
٩9 داریخ تذ کرههای فارسی
احدی باآنروش شعر نگفته ء اي سخنوری را بجابی رسانیده که عنقای انديشه به
پیرامون او ثمتواند پرید » | کثر استادان زمان مثل مولانا وحشی یزدی و بولانا
نظیری نیشابوری ومولانا ضمیری اصفهانی و خواجه حسین ثنائی ومولانا عرفی شیرازی
وحکیم شفائی اصفهانی وحکيم ر کنای مسیح کاشی ومولانا بحتشم وغیرهم متتبعو
مقد و شا کرد و خوشدچین خرمن طرز و روشاویند» تا بهمیرزا صایب رسید, میرزای
مغفور که شا کرد حکیم رکنا و حکیم شنائی است » تشییر شیوه داده » در طرز حود
مجتهد و امام آن فن شده» چنانچه الحال شمرای زمانما | کثر متتبع طرزمیرژا صایب
شدهاند, باآنکه درعهدما ناطتی که بنطق او یکلحظه وان گوشداد بنظر نمیآید ؛
مگر شیخ محمدعلی حزین للاهیجی ومیر شمسالدین فتیر دهلوی حفظههاانته» ومیرزا
جعفر راهب اصفهانی سلّمهانته وبس و از مدار روزگاو غدار توقم آن نیس تکهپعد
ازین هم کسی را بعرصه پیاورد ؛ و ا گرآورد بسیار عجب است .
راقم حروف تا دیوان بابانغانی راندیدم» و تعمق درآنننمودم» شعرنفهمیدم»
وتابی بروش او نبردم . شعر نتوانستم گنت» | گرچه حق آنست که ا کنونهم شعر
نمیفهمم و نميتوانم گفت » لیکن اینقدر هست که اگر فیالجمله موزون از ناموزون
توانم فرق کرد» به یمن فیضی دیوان بابای مرحوم است» خلامهآنکه اشعار خوببابا
بسیارست» بقدری از آن | کتفا مینماید که مثل است : مشتی باشد نمونها زخرواری».
۲ بیرنجات اصفهانی : «میرنجات» اسموی عبدا(عالی است . از سادات رفیع-
الدرجات حسیتی بوده » درحسن خلق ووسعت مشرب وصفایطینت نظیرنداشته» تمام
مردم از امرا وفضلا وعموم اعاظم و اعزّه به اقصیالفاية در پاس حرمت و عزّت وی
می کوشیدهاند ومجالس ومحانل خودرابوجود ذیجودش زیب وزینت می بخشیدهاند ,
درسخنسنجی ونادره گوبی یکانة آفاق» و درخوشصحبتی و کوچک دلی درعالم طاق
بوده . لطینههای نمکین ونقل های شیرین از وي برزبانهاست. ازجملهروزی در خانة
میرزاطاهر وحیدالزمان وزیر اعظم مهمان بوده » وقت شام پسرهای میرژاطاهر که
عدیم الذحیه وصاحبجمال بودند» بمجلس پدردرم ی آیند . میرزاطا هر ازایشانمی پرسد
ریاض الشعراء 1۰۰
که د رکجا بودید ؟ عرض میکنند که بربام دیوانخانه بدیدن عطارد مشغولبودیم .
پدرعالیقدر میپرسد که میسر شدبانه ؟ عرض می کنند که دیدیمء وچونمشهورست
که در وقت دیدن عطارد هر کس جمیم بندهای ملبوس خود را یگشاید» وآنرباعی
مشهور عربی را بخواند(٩) البته گلجی ازمال یا گنجی ازعلم بدست آن شخص خواهد
آمد » لهذا میرزاطاهر بعنوان خوشطبعی بیپرسد که بندهای خود را وا کردید ٩
می گویند بلی» میپرسد که بندازار راهم ؟ میرنجات میگوید که آنرا در وقت دیدن
بشتری وا خواهند کرد , بهمیرزاطا هر و اهل مجلس انبساطتمام روی بیدهد, وازین
بقوله سختهای اوبسیارست که د کرآنهابوجب طول کلام میگردد . خلاصهمیرنجات
مرحوم در سلک منشیان عظام شهنشاه ايران یعنی شاه سلیمان مغفور منسلک بود » و
درآن فن کمال مهارتداشت . اما درشاعری آنچه مردم با وگمان دارئد نبود » بلکه
میتوان گف تکه خون مذمّت شعربد بعداز زلالی خوانساری ومیرزاجلال اسر وش وکت
بخارایی درگردن میرنجات مرحوم است» چهزلالی ومیرزا جلالرا در بعضی آشعارراه
بوادی مهملات افتاده » باعتقاد خود این روش را نزا کت گوبی دانسته» وحالآنکه
از فرط بیمایگی درین وادی بی اط کرده از منزل مقصود دور افتادهاند . از عهدة
روش نزا کتبندی[فقط] ملاظهوری ترشیزی بقوت طبع وورمایه برآمد»» وهر کس
تتبع او کند البته کارش بهمهمل گوبی میانجامد .
ابا بیرنجات مرحوم ماورای روش آنها طرز تازبی اختراع کرده است که
پسندیده طبع عوامشده» یعنی تابع روزمر 4 اجامره و اوباش وبازاریان کردیده» بطریق
گفتگوی ایشان بنای شاعری را گذاشته است. و چون | کثر خلق از دریالت دقایق
مراتب سخنوری محروم , و دستفکرتشان از دامن عرایس حجل فصاحت و بلاغت
کوتاهست؛ ویدانچه مطابق سلیقه وسوانقطبعشان اتفاقافتاده باشد راغبمیباشند»
لهذا بروش او رغبت تمام پیداشدهء | کثر بهمان طرز مایل گردیده اگر موزون باشند
فتبع آن مینما یند» وال" بخواندن و شنیدن این قسم قداعت میکنند » و برخی دیگر از
شعرای زمان ما مثل آقا رضای امید که مخاطب به قزلباشخان بود » و جمعی دیگر
نازكمهملیهای طرز زلالی واسیر را علاوة طرژ میرنجات نموده کوس مزخرفات بر بام
فضیحت مینوازند, و اگر احیانا کسی خواهد که درینباب سخنی که خلاف رویه و
اعتقاد ایشان باشد بگوید» بالطبع آزرده شده باکه دم ازخصومت میزنند» ربتا احکم
پیننا و بين قوبنا بالحق و انت خیرالحا کمین .
چونبحسب اتفاق سررشنُسخن باینجا کشید» | گرچه خارج ازسیاق تحربرست»
بجهت اثبات مد عا و وضوح مطلب ضرور شد که از اشعار جماعت مذ کوره چند بیتی
بعنوان نمونه درین صفحه قلمی نماید » تا اگرکسی را در آن سخنی باشد حجتش
نمانده .
و بدثبال این مبحث مزخرفات آن جماعت را برای اثبات مدعای خویش بقلم
آورده است.
واله از مششویاث مشهور چیزی انتخاب نکرده و ازشعرای بدشعر قرن دوازد هم
هندنیز شرححالی بقلم نیاورده و دربار؛ هردومورد چنین مینویسد : «... ویز جمعی
که اشعارخوب از ایشان ینظر رسد بجهت اختصا رکتاب ترك ذ کرایشان کرد » و
درذ کر بعاصرین خصوصا شمرای هندوستان بهقلیلی | کتفا نمود» چه اکثر افکاراین
جماعت مزخرفف ولاطائل است» و غرض راقم <روف در تسوید این اوراق اینست که
بقدربقدور اشهاربلند و الکا رارجمند فراهمآید» نهاینکه جمعی کثیر از موزونانراذ کر
نماید» و از حئس شعر درین تذ کره بانتخاب غزلوقصیده وتطعه ورباعی | کتنا نمود؛
ومتوجه بانتخاب مثنویات مشهوره نگردید» چه | کر از شاهنامة فردوسی وخمسهٌ شیخ
نظامی و سبعه مولوی جامی و مثنوی حضرت مولوی رومی قدس سره و غیر ذلک
انتخابی میکرد» قریب بیستهزار بیت برین تذ کره میافزود » و از فرط تطویل کمتر
کسی را رغبت بخواندن و نوشتن ميشد » وا گر چندبیت ازهرمشنوی برعایت اختصار
مینگاشت » بیننده را توهم این میرفت که شاید باعتقاد مولف اشعار بلنددرین مشنوی
همینقدر بوده » پس اولی وانسب همین دید که تعرّض بذ کر مثنویات نلمابد گر
ریاض الشعراء 19۷
برسییل تحفگی از مثنوی غیر مشهوره ... الخ»" .
لسخه : کتابخانة ملی ملک » ش , .۳ (نستعلیق تحربری شیرین و پخته
و کم غلط بخط گلزار سنگه در شاهجهان آباد» ازروی نسخه اصل » قرن ۱۲)؛ و ش
ء .۳ (نستعلیق بخط محمد عمربن محمدبخشخان آشوب شا هجهانآبادی» مورخ
ه ( ذیحجه , . ۲ , باانتقاداتی درهامش از کاتب برپارهیی ازمطالب) ؛ و کتابخانة
شخصی امتاد حلالالدین همایی که اسخة دستلویس خودشانست از روی نسخه
مرحوم محمد باقر الفت اصفهانی » و آن نسخه پس از فوت مرحوم الفت بکتابخانة
دانشگاهتهران انتقال یافت .
اشپرنگر » ش م ؛ » برلین » ش به» (مورخ ۶ ۲ , ) ایوانف» ش ۲۳۰
(مورخ ,ب, ,) ایوانف کرزن ء ش به ۰( ناقص مورخ ع وی م ) لیندزیانا » ص
۱ ش ۳۱۱ (قرت ۱۲) وش به (مورخ ۲۱۰) وش مره ( نونویس و ناقص )
بوهار » ش ٩۲ (مورخ ۱۹۱) ریو»ج , ص ,بح/الف (مورخ ۰۳ ۱۲) ضميمة
ریو , ش ۲ , , (مورخ +۱ ۲,) وم ,, (اوایل قرنم , ناتمام تاحرف گاف) آصفیه
چ ۳ ص ۱4۶ ش. ۲ (مورخ مه ۲ ب) بانکیپوره ج م ش ۳ب (اوایلقرنم ,)
بادلیال» ش ,ببس (بدونتاریخ) ورب (قسمتی) اندیا افیس» ش ۰۳+ دانشگاه
پنجاب » دونسخه (یکی ناقصالاول ودیگری ناقصالاخر) .
«رك : استوری » ,: ۳۲ه
- واله ترجمة شم الدین فقیر عباسی را ازهمه مفصلتر آورده؛ حتی دو رساله ازو در
طی احوالش درج کرده است که یکی وانیه درعلم عروض وتافیه است و دیگری خلاصقت
البدیم در صنایع و بدایم شعری » و درستابل فثبرهم ویرا در تدظیم دیوانش یاری کرده و
داستان عشقواله را پا دخترعمش خدیجه بنظم آورده است . ازین منظوبه یک نسخه که
بتصحیح خود نقیر رسیده درذیل ریو بشمار؛ ۳ ۲ مورخ و , , معرفیشدهاست . نسخددیگر
د رکتابخانة سرکزی دانشگاه تهران ضمیمهسفین؛شمارة ع مب ع » سخهای دیگر درکنتا,خانه
شخصی ال بعاصر آقایجعفر مملطانالقرانی موجودست. درآغاز وانجام نسخه اخیر اشعاری
از واله بخط خودش مسطورست .
س۰ظ سس
۹۰۸ تاریخ تَذ کرههایفارسی
سا تا سس
اسامی صاحبان تراجم درفهرست اپوانف - کرزن » ص ۳و ب» متدرجست»
ترجمه مژلف :
عبدالحکيم حا کم لاهوری مولف تذ کر مردم دیده نخست شرححالی را که
سراجالدین علیخانآرزو ازواله درتذ کر مجمعالنفائس نوشتهاست نقل کرده وبدنبال
آن اطلاعات ومعلوبات شخصي خود را آورده ؛ و رویهمرفته دقیقترین شرح حالیست
که از واله بقلم دوتن از معاصراننش نوشته شده است:
«راله علیفلیخان بهادر
خان آرزو گوید که - «علیقلیخان بهادر واله تخلص از اولاد حضرتعباسعم"
پیغمبر است » صلیانته عليه وسلم » درساطنت کفره چتگیزیه یکی از اجدادش به
داغستان وارد میشود » مردم آنجا که الحال تمام شوافع اند » او را حاداده پحکومت
بر گرفتند» تاآنکه نوبتسلطتت بهسلاطین صفویه رسید » و چون داغستان سرحدایران
است» درمیان پادشاهان ایران و داغستان هميشه نزاع بوده ء پس اچار یکی از
سلاطین صفو یه بیکی ازشخالان داغستان پیفام کرد که فرزندی را ازخود بفرستدتا
او را پسرانه تربیت کرده آید» لهذا یکیاز آبایخان مذ کور بهایران آمده بهوالاپاية
امارت رسید » و داغستان چنان ملکی است که قهرمان ایران نادرشاه با آنکه تمام
مملکت ایران وئوران و | کثر از رومرا بیک عنان گردش بخالسیاه برابر کرد باوجود
یساق سهساله » خوب ازعهده داغستان برنیامد. بهرحال غان مذ کور از لزگیزاده
های دیار ایران است .
عموی او فتحعلیخان درعهد ساطانحسین میرزای صفوی اعتمادالدوله و وزیر-
الممالک کل ایران, ووالدش محمدعلیخان بیگلرییگی ایروان که سرحد" روم است
پودند ,
بعد از عزل نمودن وقید کردن این دو شخص » سملکت مذ کور محشر فتنه و
آشوب گشت, تا رسید کارش بجایی که رسید؛ و خان مذ کور بعد فوت پدر طفل بود
ریاضص الشعراه ۰۹
که درمکتب پا خد یجهساطان عوزاده خویش درس میخواند , پس ماننده لیلی و
مجنون تعشقی بهمرسید؛ و چونبعنفوان شباب رسیدند» دراییام تغلب افاغنه برایران
سیب تعرض بعضی سوانع مواصلت دست بهم نداد » و خان مذ کور از آن ملک به
هندوستان آبده داخل حر که امرا شد" .
هرچند ازعلوم ظا هر بهرهیی ندارد» ابا ازههت صفای ذهن و تتبم کتب » از
| کثر مطال بآگاهی دارد» و پیشتر مقدمات مستحضر اوست ؛ علیالخصوص تصوف
که از بر کات تصفح و تقحص و توجه اولیا و صحابه بتوحید حقیقی بیبرده و عالم
را حقیقت واحد شمرده » درسقدمه تلکابة قدخلتلها ما کسبت ولکم ما کسبتم ولا
تسئلون عما کانوایعلمون گویان دست از تعصب و تعنت شیعه و سنی برداشته ؛
بزرگان هردوطریق را ببزرگی و خوبی یاد کرده و میکند» و از طعن وتشنیم کهشیو
قشریان ببهوده کوست مدام برحذر میباشه , شا هد احوال اوستاینمتال او :
رباعی
دیدیم تراع سنتی وشیعه لقب
کآموختهاند کیش جهل از امواب
هرجا که حریست کنیتش شوعه بود
هرجا کهسکیستسنی اش هست لقب
خلامه کلام چون در عشق که مبداً معرات ولب. لباب دنیا و آخرتست »
مستهلکومنهیک است» تمام دیوانش از وقایم عشق واسرار عرفان مملو است . در
آشنادوستیوجانبداریوا خلاص یک روز گارست ودرمیدانشجاعتود لاوریبی همتا
, - واله درسال ء , , وارد هندوستان شده ات » چنانکه در ترجمةه میر زاهد علی
سخای لاری مینویسد :
«.. درسال ورودفقیر درهندوستان که سنة بع ,, بود بدست زن معئیهیی که بتملق
خاطر نگاهداشته بود» بتحریک اغیار مسموم و درمقبرءٌ برهانالملک در شاهجهانآباد مدفون
ک دید».
و ذاریخ ند کرههای فارسی
شهبوار ؟ باوحود آنکه بافتیر آرزو چندان ا علاص ندارد ۱» درین بيکسيها که هجوم
آورده » آنتدر عطوفت فرموده که از حیز تقریر و تحریر بیروئست » اشعارش با کمال
سلاست و بلاغت | کثر تنبع بابافغانی است » بلکه | گر بچشم دقت نظر کرده آمد >
چاشتی که در کلام اوست درشعر بابا نیست ؛ زیرا که اینهمه مقدسات تصوف بابا را
کم دست داد چنانچه برآگاه بعد مطالعه ظا هر بیگردد » و تذ کر متقدم و متأخر
نیز نوشته » قریب بچهل هزار بیت» نهایت مضبوط ومربوط » وفقیر آرزو را بعدنوشتن
این نسخه » تذ کرهُ مذ کوز بنظر آمد » والا اينهمه دردسر نمی کشید ؛ لیکن وافع
اینست که اذواق مختلف است» بهرحال انتخاب کلیات واله بذ کور قلمی بیگردد»
مولف گوید : خان سذ کور چون بعزم هندوستان از ابران به لا هور رسید » شاه
آفرین بقید حیات بود» استدعاي ملاقات کرد » شاه مرحوم ابا نمود که فقرا را با سردم
,- خان واله نسیت بهخانآرزو بیارادتینکرده و ترجمهاش را درریاض الشعرا چنین
آورده ات :
سراجالدین عایخانآرژو وطنش گوالیارست » و سلسله نسپ او به شیخ محمد غویث
آوالیاری رحمهانته که ازمتأخرین مشایخ هندوستانبودهمیرسد . در اوایل شیابتحصیل علوم
ندوده + وارد دارااخلانه دملی شد» و تاحال تحریر همینجا توطن دارد. امرا واعاظم دولت
پیوسته درحرست و سراعات اواهتمام میورزند» و او با کمال بیاعتنایی ووارستکی بسریبرد»
و در ادادانی و بدیهه-نجی وبقله گویی و دیگر صفات حمیده امیران »رحوم (انجام تخلص)
که سم روزگار بود ازو حساببرسیداشت . دیوانش قریب بهسیهزاربیت است. د رترتمب
نغلم طبعی بقدرت دارد . ازدیوان شیخ محمدعلی حزین قریب به پانصدبیت امربوط ومحل
ایراد برآورده » چنانچه قسمتی از آن درضمن احوال شیخ مزبور قلمی خواهدشد. اینچندیت
آوراست . .. الخ» ی
آقای د کتر نقری پا کتانی د رکتاب «تذ کرهنویسی فارسی درهند و پا کستان» (ی
۰۸ ۳) نوشنه است که واله داغستانی شرححال خانآرزو را بقدمنیاورده است» واینشرححال
که نقلشد خلاف کفتة او را نشان میدهد .
ریاض الشعراء 1
دیا چه کار . آخر رقعه یی طولانی درباب تشریفآوردن نوشت » و این بیتشاهآفرین
که در قصیدهیی از قصابد درآن ایام تازه مشق کرده بود ء درآن مرقوم نمود:
پژمردهایم بیتو بفریاد ما برس ازباغ ما دريغ مدار ایبهارپای
شاه مذ کور بعد مطاامة رقعه » بخان؛ خانوالهرفته چندساعت صحتداشتند .
باردیگر که دعوت کرده بود وفتیر نیز محرلك شدهبود » فرسود همراه منبیا . فقیردرآن
ایام هوای دیگر درسرداشتقبول نکرد . بعد از آن خان مذ کور بدارالخلاقه رسید,
بوساطت روشن الدوله و بموجب نوشتذ برهانالملگ سلازست فردوس آرابگاهحمدشاه
پادشاه کرد » و بمنصب چها رهزاری سرافرا زگردید» و میرتوز دومشد . بعد از آن
درعهد احمدشاه ششهزاری و بخطاب خان زمان بهادر ظلفرجنگ مخاطب گردید » و
ایام سلطنت عالمگیرثان ی که از اوده برای اصلاح کارهای صوبهداری شجاع الدوله
پهسر صفد رجنگ بهد هلی رفت » بهاعانت عمادالملک وزیر بهمنصب هفت هزاری سر
افتخار بفلکک اقتدار رسانید » وفقیر درهنگامیکه صفدرجنگ ازاحمد شاه پسر بحمد شاه
آزرده شد و بیرون شهر خیمه زده باعمادالملک جنگ بمیان آمد» بوساطت خواجهیحمد
یحبیغان رد تخلص که احوالاوخواهدآمد ال شاءانته تعالی» درخانة نواباعزاز
الدوله سیر یحبیغان بهاد رخلف نواب زکر"یاخان بهادر که ازسد تی بهلباس نقیرانه
میگذراند ملاقات به نواب معز"یالیه کرده» بعداز آنسکر"ر بخانه اش رسیده به گرم-
جوشی بسیار برمیخورد . چون نو آب صفدرجنگ بعدصلح ازحضور بهصوبد خود عازم
شدء | کثر درراه اتفاق دیدن نواب واله میشد, اشعار خود بسیار میخواند , گاه بیشد
که از اول شام تا نمف شب گرم غزلخوانی میبود . روز بروز اخلاص استحکام
میپذ برفت» چتانچه بعد فوت صفدر جنک فقیر را بهجد" تمام از شجاع الدوله متعین
کرده همراه خود بهدهلی آورد » وقربب یکهزار روپیهمدد خرج برای فقیر مثرر کرد
که مصخوب مولوی بحمود کشمیری که از مقربان او و اخلاصمند فقیر بود بفرستند»
لیکن بسب بعضی امور قبول نکردم , این معنی باعث مزید اخلاص کردید , بعد
رسیدن بهجهانآباد عهد و پیمانی که بافقیر بسته بود (از تند مزاجی که داشت کار
۱ تاریخ نذ کرههای نارسی
سس سس تست وت توت وا سس
خودش صورت نگرفت) بوقوع نیامد» آخرالامر فثیر رخصت شده به لش؟ ر شجاع الدوله
رسید » و بعد چندماه غبر فوتش شنید و متألم گردید , چهل و ششسال عمر یافت .
این فقره در تاریخ وفاتش گفته بودم: «پیوست برحمت واله- .پ, , ۱۰۵ . افسوس
از جوانی او » طرفه باددست» خوش معاش وخوش پوش بود . | کثر مقروضسیماند ,
خیلی خوشصحبت وخوش کلام و خوش تقریر وسریع التحریر دیدهشد . درشمر کسی
را منظور نمیداشت » وا کثری ازشعرای عصر خود را وجود نمی گذاشت . قصایدغر"|
ودیوانی قریب شش هفت هزار بیت دارد» و | کثر بطورقدما می گوید» وسخنش خیلی
بدرد و بامزه است ...
اززبان مولوی محمود.[ کشمیری] شنیدهشد که نوابواله قریب بحالتاحتضار
درفکر شعر بود "که ملا"عبدانته نامی درآن وقت حاضرشد و گفت: کداموقتشعرست؟
کامه باید خواند» و ایمان تاه باید کرد» درجواب این رباعی خواند :
گرجان رودم زتن نخواهم مردن
ور خالك شود بدن تخواهم سردن
گوبند علیقلی بمردء این غلطست
وهام تومرد » من تخواهم ملردث
از اشعار ا و که خانآرژو در تذ کرهٌ خودآورده انتخابزده توشته شد ؛
تحصیل علم ودانش» خوشبود لیکواله
عشق جدونل طبیعت » فرصت نداد مارا
مس یه ۰
,- میرغلامعلی آزاد یلگرامی درخزاناعامره (ص و >) آورده است که : «واله در
هندوستان برصدر امارت بسربیبرد » تاآنکه در شا هجهانآباد ( < دهلی) سنهٌ سبعین و مائة
والف ودیعت حیات مپرد . شاه عبدالحکيم حاکم مادة تاریخی بالت واقیر آنرا درسلک نظم
کشید :
ظفر جنگ ابیر کهر سنج معنی بحکم قضا ازجهان کرد رحلت
طلب کرد دل سالناریخ فوتش رد گفت «پیوست واله برحمت»
ریاض الشعراء 1۳
جاهلان را نیست آگاهی زحال خویشتن
خفته دایم خویشرا بيدارمیبیند بخواب
هون
چوشمع قص؛ُ شوقم به انتها نرسید
دمید صبح ومرا باتوگفتگو بائیست
رت
برو بگ و که پمیرد زشم» حواب اپخست
4019
آمد پپرسش من و ننشسته باز رات
ایسن هلال آنکه بدین خشمونازرنت
کوتاه شد فسانه عمر دراز خضر
هرجا حدیث آن سر زلف دراز رفت
#دپر3۳
قاصد ا رگرید چنین برروزمن نامهام در راه میکردد سفید
پر
نه هر که بنده شود خدمتی کند بسزا
نه هر که خواجهشود بنده پروری داند
مج
خودمگر رنجه کتی دست نگارین ورند
اد
۶ تاریخ تذ کرههای فارسی
بشوق وصل و عمری ردم در تقوی
تو یار درد کشان بودهیی ومن غافل
بت
از سینه ریش ؛ هرچه خواهی بردار
زینجا کم وبیش» هرچهخواهی بردار
جان ودل وصير » ازتوام نیست دريغ
غیرازغم خویش» هرچه خوا هی بردار»
(ازمجموع وم بیت انتخاب شد) .
دمردم دیده » ص ۹-ع . 6۱
آزاد بلگرامی دربارة معشوقهاش مینویسد : « چون افاغنه براصفهان مسلط
شدند» کریمداد غلام بحمودخان خدیجه سلطانرا به تکام خود درآورد . آخر مردم
شاه طهماسب کریمداد را کشتدد , بعداز آن نادرشاه اورا بینکاح در تصرف داشت »
و بعد ازچندی نادرشاه اورا درسلک ازدواج جفقلی بیگ حا کميزد پسرعم" خدیجه
ساطان کشید . چون ادرشاه فوت کرد » مردم یزد نجفقلی بیگیرا کشتند , پس از آن
صالح خان قاتل نادرشاه با خدیجهساطان عقدنکاح بست . انجام کار » صالح خان را
کریم خان زند بقتل رسانید . سپس میرزااحمد وزیر اصفهان او را درحبالة نکاح خود
آورد. ومیرزا احمدهم پردست کریم خان کشتهشد , بعد قنل میرزااحمه خدیجهسلطان
اراد هند کرد و روانة کربلای معلی شدء که از آنجا بهبصره رود و از راه دریا
خود را به هد پیش واله رساند. احل فرصتندادء درعرضص راه در یلد کرمانشاهان
وفاتیافت » نعش او را به کربلای معلْی برده دفن ساختند . .. هنگامیکه مشارالیها
درنکاح میرزااحمد بود» [واله] میرزا شریفنامی را بولا یت فرستاد که خدیجهسلطان
را به هندآورد, او بولایت رفته ازترس سیرزااحمد وجهآمدنخود اصلا" برزباننیاورد .
آزاد بلگرامی درینجا لطیقهیی بکار برده و گوید : «واله اشعار بسیار در فراق
گفته » و برخیرا داخل ریا ااشعرا نموده» ودرترجمه خدیجهسلطان مشنویطولانی
ریاض اشعراه 1۰
در تعریف او درج کرده » این پیت از آنست ۰
از گلشن جسن تازه سروی ننشسته بشاخ او تذر وی
آشیان کردن پنج تذرو بشاخ سابقاً معلوم شد ننشستن هیچ تذرو بشاخ چه
معئی داشته باشد 1».
«خزالعامره ؛ ص باع ۹-6 ع»
دختر واله : در تذ کر صبح گلشن ( ص , ۳۵ ) آبده است که ؛ «کنا بیگم
صبیْة رضية علیقلیخان واله داغستانی وحرم محترم اعتمادالدوله غازیالدین خان
بهادر بود که هریکی از خبیران بصیر وبصیران خبیر او را گل رعنای گلستانکمال
حسن وجمال صوریوبعنوی میانکاشت» واز غایت لطافتونزا کت به نوسیریاشتهار
داشت » یعنی جسمش بوزن نه سیر بود » اگر چه در عظمت و وقار همسنگ کوه
میلمود ,
ازرست
تا کشیدی ارنزا کت سرمه دنبالهدار
شد عصای آبنوسی چشم بیمار ترا
اد
جگر پرسوز و دل پرخون گریبان چالك و جان برلب
قضا را شرم میآید زسامانیی که من دارم »
خللاصة ریاضالشعرا
استوری (,:۳۲م) دربارة نسخذشمار؛ (به+) برلین مینویسد: شامل خلاصة
تراجم تذ کر مزبورست با انتخاب یکبیت ازهر شاعر وسحتهلا" ازخود بولف» .
این احتمال بعید بنظر میرسد؛ چه واله یکبار عرفاتالماشقین را خلاصه کرده
وبااضافاتی بصورت ریا ضالشمرا درآوردهاست . تلخیص مجدد, آن همیدین نحو خالی
ازفرابتی نخواهد بود .
1۹۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
خلاصهُ دیگریازین تذ کره بنام لب "لباب وجوددارد که درجای خود ذ کرش
خواهد آبد .
ریاف العارفین
تألیف رضاقلیخان هدایت در ۱۲۲۰ هق
مشتمل است براحوال و آثار سیصد و پنجاه وچهار تن از شعرای عرفا و عرفای
شعرا» ومبنی است بریک حدیقه درمقدمات» ودوروضد» وبکفردوس؛ ویک خلد بشرح
ذیل :
حدیقه در مقدمات سشتمل بر شش گلبن » گلبن اول در بیان حقیقت تصوف »
گلین دوم در ذ کر فات سسالکین ؛ گلین سوم درفضیلت ذکر و اهلالذ کون » گلبن
چهارم در تبیین ذ کر وفکر » گلبن پنجم در تعریف انسان و سلسلةٌ طریقت گلین
ششم در ذ کر اصطلاحات عارنین .
روضِة اول در ذ کر عرفا ومشایخ بترتیب تهجی از ابایزید بسطامی (ص ب ۲)
تا یوسف تبیینیهندی (ص ۰)۱۱
روضة دوم در ذ کر فضلا و محققین از آبوعلیسینا (ص ۳ ,) تایحیلاهیجی
(ص ۲۳۸) .
فردوس در شرح حال متأخرین ومعاصرین از آ گهشیرازی (ص ٩ ) تاهمدم
شیرازی (ص ۱ ۳۰) .
خلد در اتمه کتاب و مختصری از حالات مولف (ص ۳۹۰-۳۰۲ .
درسیب تألیف گوید : «... پس از زمان بعئت ورحلت حضرتغاتم الانبياه,
صلّیانته علیه وعلیآله » الیالآن عباد وزهناد وخواص ایناسّت مرحوبهرا بافتضای
زمان درهروقتی ازاوقات بنامیخاص مخصوص داشتهاند» ودراین اوان بهعارفرایت
ریا العارلین پ >
شهرت افراشتهاند » ... و بعضو, از | کابر حالات ومقالات جمعی ازین طایفهرا جمع
نموده و در کتب خویش ثبت فرمودهاند. چتانکه شیخ العارفین شیخ فریدالدین محمد
العطار کد کنیالنیشا بوریقدسسرهدر کتابموسوم به تذ کرةالاولیاء»ومولائانورالدین
عبدالرحمن جامیره د رکتابمسمی به نفحاتالاس» وقاضی نورانتهشوشتریدرمجلسی
از مجالس الممنین و غیرهم . واسا بعضی از ایشان را سخنان منظوم و طبع موزون
بوده » و برخی بنظم لپ نکشوده » و حضرات مشاراليبهم وغیرهم همت والا نهمت
بر ذ کر احوال خجتهمال ایشان گماشته وسخنان منظومةٌ ایشانرا ننگاشته, وقومی
ارباب تذ کره نیز در ثبت اشعار شاعرانه این اقره کوشیده و ازگفتار پر اسرار عارفانة
این طبتة علبه چشم پوشیده » علاوه براین بسیاری ازاعاظم متأخرین پسازتألیف و
تصتیف کتب نذ کوره بعرصه ظهور آمدهاند که حالات و مقالات ایشان در آن کتب
مسطوربلکه درافواه علق یز بذ کورنیست. بناء علیه بعضی از اجلْةُ اصحاب واعزء
احیاب این فقیر ضعیف بیمقداررا ترغیب وتحریص فرسودند که چه باشد که تذ کرهیی
پجهت تبصرءٌ اهل بصیرت مشتهل براطوار و اشعارسلسله طریقت وقایدان حقیقتاین
طبقة شریفه جمعنمایی که طالبان و راغبان طريقة حقة طریقت را از حالات این قوم
امتحضاری واعتباری و آیند گان را تذ کاری ازغا کساری حاصلآید ... | گرچه این
نرقة جلیله بسیار و این وم عالیه بیشمارند , وهریک گفتار و اشعار بیحد" ومردارند
ولی ابن فقیر ازنگارش ابیات شاعرانه و مجاز ایشان چشم پوشیده و در گزارش قلیلی
ازآثار و ذ کر اندکی ازگفتار عارفانٌ این بزرگان کوشیده » پس این کتاب مشتمل
است برافکار شعرای عرفا و عرفای شعرا . . . الخ» (می ع) .
نثر کتاب ادیبانه وفصیح است» ولی براثر بیدنتبهای مولف اشتباهات زیادی
در آن راهیافته » ازجمله نسبت شعر دری دادن به شقیق پلخی مقتول در ع ب, (ص
) و بایزید بسطامی متوفی رد (صب( ) که آشعار منسوب بدیشان مسلماً از
در ثبت تاریخ وفات صاحبان تراجم نیز اشتباهات بسیار روی داده است » از
1۹۸ تاریخ تذ کرههاینارسی
فبیل تاریخ وثات احمد حامی (ص ۳۲) ۳۲و بجای + ه؛ واوحدی مراغه یی (ص
۶ ه ء ء بجای م۷۳ و اوحد کرمانی (ص ب۳) ۰ ه بجای ۰ +؛ و پیدلد هلوی
(ص ء 6 ۱۳۰۳ پجای ۳۰ , . ۱ ومیرحسینی هروی (ص 4( رب بجای ۸ 6۷۱ قگ
حقی خوانساری (ص +) بب. , بجای بم . ,» وخواجوی کرمانی (ص ۷۲) ۲ عم
بجای م۳ و بب: و زر گر اصفهانی ((ص ۲)هم . , بجای و ب . , » وشهابالدینسهروردی
(ص ۹۰( ۲ بجای بم ه» وغزالی مشهدی (ص ۸ ۱ ۱( ببه ویجای . ,وه وشیح
ابوالفیض فیضی (ص ۰۱ ) ,۶ , پجای عء , . » و محمدغزالی طوسی (ص ۳۱ ,)
هه بجای و . ه وموارد بسیار دیگر, نا گفته نماند که همین تواربخ غلط درمجمع-
الفصحا تکرار شدهاست , تاریخ قوت عدهیی دیگر ازصاحبان تراجم را بااینکهدرمنابع
مورداستفادءٌ وی مذ کور بوده است بقلم نیاورده که ازآنجمله است: تاریخ وناتآذری
طوسی در -بم (ص س)» و اسیری لاهیجی در ,و (ص . ع) و باباشاه عراقی دز
٩٩۰ (ص ؛ ع)» ویسحقشیرازی در. ۲۷-۸۲ (ص ه )» وجمالی دهلوی دره ٩۳
(ص ۰۳)» وشیخ حمیدالدین نا گوری در ۳ بب+ (ص ه ب)» و حزین لا هیچی در. ۱۸ ۱
(ص مب)؛ وذوقی اردستانی در ه ع . , (صبب) » و رضیالدین نیشابوری در روه
(ص ب)» و رضی آرتیمانی در ۰۳۷ , (ص .)» ونجمالدین زر کوب در ۲ , ب«(ص
۱ وسلطان ولد درب , ب (صعم)» وسحابیاسترابادیدرر . .۱ (ص ه م)؛ وسرند
شی مقتول در ع ۱۰۷ (ص ۷ و خواجهمعین الدین چشتی در ۳۳ (ص ۱۳۲)
وموارد دیکر .
در انتخاب عرفای شعرا و شعرای عرفا نیز خیلی بیمبالاتی کرده و کسانی را
درین کتاب مذ کور داشته است که بوییهم زءرفان بمشامشان نرسیده بوده » مثلد"
حسن خان شاملو (ص م ب) امیرالامراء و بیگلربیگی خراسا ن کی دم از عرفان زده ؟
ومیر تشبيهی کاشي (ص ٩ :) نتطوی منحرف ومریدخاص محمود پسیخانی راچهنسبت
باین طایفه ؟ وعلیقلخان والهداغستانی (ص مه ,) را که عمری دماز عشق خدیجه
سلطان زده و اشعار عاشقانه درفراق معشوق مجازی سروده است چگونه درشمار عرفا
رباض العا رفین 1۹۹
میتوان آورد ؟ و حکیم شرفالدین حسن شفائی اصفهانی ( ص ۱۳ ) را که مردم
خواب راحت ازدست زبان او خداشتهاند » همچنین عبدانتهخان شهاب ترشیزی (ص
ره ۲) شاعر نحاش و هجاء و هتالك را چه ارتباط باعرنان ؟ و رایج هندوستانی (ص
,.ر) که بقول تذ کرهنویس معاصرش آزاد بلگرامی : «هچو برمزاج او غالب بود و
دیوان او مملو" ازهجوست» چراباید درعداد بایزید بسطامی وخواجه عبدانهانصاری
و ابوسعید ابوالخیر و شیخ ابوالحسن خرفانی فرار گیرد؟ .
در ذیل ترجمهٌ معین چشتیهروی (ص ۳۲ ,) اشعار معین مسکین واعظپسر
حاجی محمد فراهی ومتوفی درب . و را ثبت کرده است» و در ذیل ترجمة شسس -
الدین کرمانی (- شمسالدین محمد بنایلطغان) صفحة مرو چهار رباعی درج کرده
است که رباعی اول و دوم و چهارم از امیر شمسالدین محمد صدر خبیصی کرمانی
متخلص پهفهمی است که صداوت سلطان محمد خدابنده؛ صقوی را دامته (بضبطتقی-
الدین کاشی وصادقی کتابدار و تقیاوحدی)؛ ورباعی سوم که درطربخانرشیدی (ص
ه ۱ ۲) مندرجست یالفعل صاحیش معلوم نیست. همچنین در شمار آثار سرمد کاشی
رباعی ذبل را آورده است که درحدود دویستسال از زمان سرمد پیشترست :
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
لاغر صفتان زشتخو را نکشند
گر عاشق صادقی زکشتن مگریز
مردار بود هرآنکه او را نکشند
رجوع شود بهمجالس النفائس (ترجمهُ حکیم شاه محمد قزوینی) صفح , ۳۰
وازینقبیل موارد دیگرهم هست .
درترجمهة سحابی امترابادی (ص هم) آورده است که : «... بعضی او را از
اهل شوشتر دانسته » تحقیق آتست که مولدش در شوشتر و اصل از جردان است ؛
موطنش نجف اشرف ... هم درآنجا فوت ومدفون شد. علاوهبرغزلیات ششهزاررباعی
مبحتقانه فرموده است» .
۹۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
این تحقیق از تتیالدین اوحدی بولف یذ کره عرفات العاشقین است که
میئویسد: « گویند مولد ومنشاء وی ششتر و اصل ازجرجان است» لهذا بهاسترابادی
مشهور گردیده » و بنده ششهزار رباعی از وی دیدهام ... قبل از رفتن قایل بهنجف
به مدت چهارسال وی بروضُ بقا رنته بود » وقایل در هزار و پنج بدولت زیارت آن
حرم شریف موق ؟شت» .
و با اینکهتاریخ وفات سحابی ( - ,. . , ) در عرفات مذ کوره بوده » سرحوم
هدایت ثیت نکرده است .
منابع وی که بعضی از آنها را نام نبرده عبارت بوده است از : تذ کرةالاولیاه»
مجالس النفا نس » نفحاتالانس» تد کر دولتشاه, مجالسی الموّمنین عرفاتالعاشقین»
هفتاقلیم » ریا ض الشعراء » وآتشکده.
ریاض العارنین بسال ۱۳.۰ هچریقمری بامقدمهیی بقلم مهدیتلی بن علیقلی
بن رضاقلیخان هدایت (مرحوم حاج مخبرالسلطنه) درطهران بطبم سنگی خیلی زیبا
رسیده است در ببس صفحه بتطم وزیری و خط نستعلیق حاجی محمد رضای سلطان -
الکتاب متخلص بهصفا , و از روی همین چاپ درطهران چاپ سربی بسیار مفلوطی
یسرمایة کتایفروشی مهدیه در ء ه د صفحه بقطع وزبری در سال ۳۱۰ , شمسی شده
است که قابل استفاده نیست ,
ترجمه ملف :
مرحوم رضاقلیخان هدایت برد پر کاری بوده و آثار زیادی از نظم و نثر دارد
که دررپاضالعارفین (ص ۲ ۰-۳۰بم) ومجمع الفصحا (ج ۲ص ۱ م ه-پاب ب) یاترجمةٌ
حالش مسطورست , ولادتش درطهران بسال ه ,۲ , ق » ووفاتش هم در آنجا بسال
از غلطکاریهای کاتب نیز اين کتاب سصون نمانده است » چنانکه رفیعاي یزدی
(ص , م) را «رفیقای یزدی» نوشته وغالباً منواتی را که بعدد مفر ختم میشده بدون صفر
آوردهاست؛ مانند تارپخ ونات ابوسعید سهنه (ص٩ ۲) وسعدالدین حموی (ص ۳م) کهپجای
,جع و. هه دو رقم ءء وه ب گذاشته است.
ریاض المارفین 1۷
۲۸ ؛ هجری قمری واقع شده و در مقبرهٌُ هدایت واقع در خیابان اسلامیول طهران
مدفونست .
کتاب بسیار گرانقدر ونفیس : اصولالفصول فیحصولالوصول درتاریخ تصوف
و ذکر مشایخ بزرگ ازآثار اوست کهذ کرش درریاض العارفین ومجمع الفصحانيامده,
ونسخه اصل آن درکتابخان مجلسشورایملی محفوظ است .
ریا الفصحا
تألیف خلام همدانی متخلص به مصحفی در ۱۲۳۲-۱۲۲۱ هق
درشرح احوال وذ کر آثار میصد و بیست وبک شاعر ريخته وثارسی است که
جز یکی از ایشان (- باباطاهر عریان) بقیه همزسان مولف بوداند ؛ و این جلددوم
از تذ کر هندی گویان است که در , 4-7۰ . (, ثالیف کرده است ؛ و آن نیز بعد
از تذ کرفارسی گویان موسوم بهعقدثریا (- 9و , ,) تألیف شده است. مولف آنچدرا
در دو تذ کر تبلی از قلم اندا خته بوده درین بجلّد مذ کور داشته است» چنانکه خود
دردیباجة آن کوید ِ «آنانکه در تذ کرهٌ هندی وفارسی من نیستند » آن هردو فریق را
درجلدثاني درآوردم تا جامع جمیع اسما باشد» (ص ۳).
تا ریخ شروع بتألیف این تذ کرهرالاله چنی لالمتخلص به حریف کهاین تألیفهم
ح بتکلیف وی صورت گرفته است ؛ چنین گفته ؛
ید شکر که این ذخيره اهل سخن
از خابة فکر خود. برآورده حریف
سالتاریخ اوهریاض الفصحا»- ۱ ۲ ۲ ۱
(ص س)
۳
ویو بت يد چم
و چا ی ی ۳ ی
وسال ختم آذرا مولف خود چنین سروده است ۰
در سواد اعظم این تذ کره باند از رفتار جون پایتلم
یافتم تاریخ ختمشمصحفی دیاد گار خامهٌُ جادو رتم»-
)۳۷ ۸ (ص ۱ ۲ ٩
ترتیب کتاب الفباییست و تراجم بعضی از شعرای ایران بانند آذر ییگدلی ؛
عاشق اصفهانی وفتحعلیشاه «فجر»" راهم شاملست ,
این تذ کره بخط میرزا رمضانبیکک طپان شا گرد موف که نستعایق را خوش
مینوشته و خود نیز ماده تارینخی برای ختم تد ه گفته است , کتابت شده » و بسال
ببس ۲ , بمباشرت انجمن ترقی اردو در اورنگآیاد دکن درر یم صفحه بچاپ سنگی
آرسیده است , تصحیح آنرا مولوی عبدالحق در عهده داشته و در احوال و آثار مولف
مقدمهیی بزیان اردو در چهارده صفحه نگاشته است .
ازشعرای یل درین کتاب اشعارفارسی ذ کرشده است:
احسان : میرزا مدد معروف بهعلینواز (ص + ,) آذربیگدلی (ص ب )
ارشد : حکیم شفائیخان (ب ۱ ) آزاد : حافظ لام محمدخان لاهوری(ب ب)
ائیس : لاله موهن لاللکهنوی(.۳) ادیب : گوربخش (+)
بریان : میرزامظفر علیخان (۲ع) بشارت : میان بشارت حبشی (,ه)
ترقی : میرزامحمد تقیخان بهادر (عه) تراب : شاه ترابعلی کا کوری(ده)
جعفر : فخرالدین احمدخان (٩ب) حریف : لاله چنیرایشا هجهانآبادی( ۱ ب)
حسین : غلامحسین خان (يب) حشمت : میرمحتشم علیخان (,)
حاجب ایرانی (۸۰) خرم : امام الد ین احمد (,مر)
خورشید: لالهلچهمیرامپندت(ور) خطا : بلامحمد (٩م)
رشید؛ نصیرالدوله (, و) ژلال ؛ میر دوستعلی (۱ , ۱)
زخمی : کورجی (ه , ) زاثر ؛ آقا میرزاجان (۷ ۱ ۱)
,- قجر را دفجره ودرحرف دنا» صفحه ۲ آورده است ,
ریاض الفصحا ار
سروری : شمخ رضیالدین غلاممرتضی(۱۲۲) سفیر : غلام نبیخان ایرانی(۱۳۱)
ساحر : شیخ فضل حق (۱۳۲) سرور : لاله لچهمیرامنپدت (ب۳ ,)
صوفی : شاه علی! کبر (م + ,) صادق : حعفر علیخان (رو ,)
طبان : میرزا رمضانییگ ( ۲ ۱) ظریف : لاله بینی پرشاد (۲. ۲)
عاشق اصنهانی : آقا محمد (.,) عیشی : میان طالبعلی (:۲۱)
عارف ؛ بیرعارفعلی ه ۳( عالم : ش#اعالمعال ( ,۲ ۲)
عریان : بابا طاهرهمدانی (۲۳۳) فاثق : لام محمد (,ء ۲)
فتحمعلیشاه تاجار ( ۰۲ ۲) فروغی اصفهانی : میرزامحمدعلی( , ه ۲)
تلاش : حکیم حیاتانه (ه ه ۲) مایل : سید مدد علي (۲,۰)
مصحفی : غلام همدانی (مرد ۲) مختار : حافظ غلام نبیخان( و ٩ ۲(
مسرت : لاله عوض رای ( » . س) موجی : لاله موجیرام(:۳۰)
نز هت ۰ برهانالدین محمد (. ۳۳) نامی : بخش اللّه (, ۳۲)
نیاز ؛ سولوی نیازاحمد (ب) وامق : شیخ بهادرعلی (.۳-۰)
یار : میراحمدیار (یبب۳) .
احوال و آثار مولف بقلم خود وی :
«مصحفی -من کهشیخ لام همدانی مصحفی تخلصام » احوال حسب ونسیم
از کتاب مجمعالفواند معلوم نمای » چون پیش ازین تذ کر فارسی" و هندی جمع
کردهام . سببرین تألیف کثرت موزونان دیارلکهن وکه بالفعل آبادی شا هجیانآباد
یپا نگ او نمیرسد شد . | گر از تحصیل علمیمن برسی» گویم بتو که تکمیلفارسی
و نثلم و نثر آن به شا هجهان آباد درسی سالگی بخوبی میسر آمده بود » در ایامیکه
جلای وطن کرده درین دیار تازه آمده قیام ورزیدم » علم عربی یعنی طبیعی و الهیو
ریاضی از مولوی مستقیم سنگ گوپامو شا گرد مولوی حسن خواجهتاش سولوی مبین
عالمالعلما خواندهام ؛ ومیبدی وصدرا را بلد شده » وقانونچه را از مولوی سظهر علی
,- تذ کرهُفارسی او موسومست بهعقدثریا وذ کرش خواهدآمد,
سس مر
که درصرف ونحو ثانی ایشان کم پیدا بیشود دریافته » خرض آخر عمر از فضل الهی
بعریبت و تفاسیر قرآن مجید سایه بهم رسانیدم که تصنیف دیوانعربیرا ارادهمیکردم
ثیز صورت میبست » بلکه قریب یک جزو غزلیات و یکك دوصد تصبد؛ نعت رسول
صلیانته علیه وسلّم که گنته بودم » آنجزو سود ه صاف کرده برطاق بلند انتادهبود؛
یسب نمزد گی باران ارضه قوت خود نموده » پاره کاغذ کرم خورده و پاره سلاست
برآمد » مضمون بستة آن نظم ازدست رفت» دوسر مقامات حریری که مع شرحداشتم ؛
وجزوی بسوادهم دادم» ازسولویمحمد شا گرد خود که قصائد عرنی ازمن خواندهاند
دیدهام » و از آن کتاب محاورههای زبانعرب را اند کی دریافته اگر زمانه فرصتداد
باتمامش میرسانم» معنی متن قرآن را بیاحتیاح تفسیر» حرف بحرف بسینهدارم» | کثر
کتابهای عربی مثل مختصر و مطول بیک طالعة من آسان میشوند » و هیچ مطلبی
غامض تر » ازنکر من در پرد؛ اختفا نمیماند , این نقص را که عربیدان نبودمدرین
شهر از خود دفم نمودم , نقص دوم نااشنایی علم عروض و قافیه بمطالعه چند شبی
عروض های استادان گذشته در عرصة قلیل بدور انداختم » و خودهم عروضیمختصر
تألیف نمودم ء ونام آن خلاصذالعروض گذاشتم , الحمدت ه که هرچه مقصود من بود
حاصلشد » و این هردو زبان فارسی وهندی از ایام باب مثل لام و کنیز » شب
وروز پیش من کمربسته حاضر میبانند , اما در عریی چتانکه دل میخواهد مزاولت
بائیست » در زبان اردوی ريخته ریب صد کس امیرزادهها و غریبژادهها بحلقة
شا گردی من آسده باشند» و قصاحت و بلاغترا ازین آموخته» درمحاور؛نارسی کتاب
مفیدالشمرا۱ که تألیف کردهام » از آن برتو مرتبةٌ فارسیدانی من روشن خواهد شد .
اینهمه شیرینی که درريختهدارم طفیل فاریست » | گرچه الحال مرا ننک میآید از
نوشتن اشعار فارسی و هندی خود . درین جلد میخواستم که اشعار عربی بنویسم »
حردم بانگگ برمن زد» که چون نامی درینفن برآوردهبی ازنوشتن شعر عربیچهحاصل»
کهبیداند و که مینهمد » چون زبان فارسی از بیعلمی صاحبان زمانه رو درنقاباخفا
ِ- استوری (۱/بم) تام این کتاب را «سنیةالفضلاه نوشته است.
ریاض القصحا 1۷
دارد» طبیعتها بیشتر متوجه ریختهاند» از دامن قبول این گلهای شکفتهرا ریختن و
بدرختان خاردارعربی آویختن » عقل صلاحاندیش رخصت ندهد» ناچار بفتوای رای
صائب از رطب ویا پس کلام فارسیوهندی هرچه مناسبدیدم» بتحریر خاموقایم-
نگار درآوردم » بزیور قبول سامعان سخن سنج بجلی و آراسته » و بحصول پذیرائی
طبایم معنی دوست محلی باد . سنه عمرم تا الی البوم قریب بهشتاد رسیده باشد »
| کنون دلازدنیابر کنده جزیادالهی ومصروفبودن بنماز وروزه چیزید یگرنمیخوا هد»
اوسبحانه عاقبت پخیر کند» .
فویاشی النضها وهی رن
ازوست
من بخودهم نپسندم مسخن ناز ترا
که مبادا دگری بشنود آواز ترا
رت
یاد عهد ی که بتفریب گدایی گاهی
گذری بود بکوی توشب تار مرا
با
باغیر گرم جوششی ؛ اینمیکشد مرا
داغم زخویتو که چنین میکشدمرا
خون کردهام هد ره که بتجنگجویمن
از مهر میکشد » نهبکین میکشد سرا
طفلی که زخمسینهمن دردعای اوست
هردم بخنده کین میکشد مرا
دمپا
هر گز بوقت ضعف کسی یاریم نکرد
یک آشنا خیال مددگاريم نکرد
1۷۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
صیاد من مرا بتفس دید مضطرب
ابا ترحمی بگرفتاريم نکرد
خوشتر که آشياته بباغ دگر برم
یک گل د رین چمن چوهواداریم نکرد
رسوای خلقساخت مرا عشق دلبری
کودل زمن ربوده و دلداريم نکرد
ازدیگران چه شکوهکنم درنراق او
هسایه هم عیادت بيماريم نکرد»
ومنحخب از ریاض الغصهاه
سید محمدمدیق حسنخال تاریخ فوتش را . ؛ ۲ , نوشته است .
رلك : شمعانجمن ؛ ص ۱ ع» ,
نسخهیی از دیوان مصحفی با ابافات و اصلاحاتی بخط وی درکتايخانة رضا
واقع در شهر رامپور موجودست که درمجلة هندنو شمارة يس سال نهم (اردیبهشت
ماه رمع ,) معرفی شده و ابیات ذیل از آنجاست :
تو در خواب گران افتادهبی غافلچهمیدانی
که شبخیزان راه معرفت بستند مجملها
#پ زد
ملتصمی است بر زبان این دل مستمند را
ایکه چو باد بیروی » تند مران سمند را
#پبد
رخسار تو در پیش نظر بود و ندیدم
سد ره نظاره مرا بی بصری بود
و
ریاضالوفای ی
ای سرو چه برخاسته یی از ره دعوی
بخرام توهم یک دوقدم پایی| گرهست
رم
بیتو شبها همچوشمعم خون دل
از گریبان تا بداسان میرود
دور
جان سوزد و مرهم زطبیبان نپدذیرد
این دردچه درد یست. کهدرماننید برد
با بصخی از جابه و دستار مگویید
دیوانة عربان سروسامان نپذیرد
مزر
چون نکه را آشنا سازد کسی با حسن او
کزحیا هرلحظه بررویش نقابی دیکرست
دوستان هرچند شعر تازه را دارند دوست
انتخاب مصحفی خود انتخابی دیگرست
ریافالوفاق
تأثیف منشی ذرالفقارعلیخان بهادر بنگالی متخلص بهمست در ۱۲۲۹ ه ق
تذ کرهاپست مختصر مشتمل بر ذ کر و , نفر از شعرای معاصر مولف که
پیشتر ابشان از دوستان و آغتایان وی بودهاند» وازینعده ه , ۱ نفر شعر فا رسیدارند
وم نفر شعر ريخته (- اردو) .
> تاریخ تذ کرههای فارسی
ترئیب تراجم الفباییست از میر مظفر علی آه پهلواری تا خواجه یعتوبملی
یموب تخلصی .
نام کتاب پرابر با تاریخ اتمام آنست ۰6 چنانکه بلف در پایان تذ کره آورده
است ۰
شمردم پس از بهرتاریخ حرف عیان شد زنامش بنهج شکرت
(ص ۲۳ ۱)
نثر کتاب بسیار مصنوع و بتکلفانه است » و مولف از دقایق احوال صاحبان
تراجم باوجودآنکه کل" معاصر و بعضأمعاشر وی پودهاند چیزی بقلم نیاورده وسنوات
را جز دریکی دومورد مطلقاً ذ کرنکرده است.
درین تذ کره عدهیی از شعرای قرن ۲ ,و , مذ کورند که در تذ کرههایدیگر
ذ کرشان نيایده» ولی متقی مدشی مولف مانع ازین شدهاس ت که اطلاعات دقیقی از
احوال ایشان در اختیار آیند کان قرارگیرد .
وی چندان بیاعتنا بوظيفة تذ کرهنگاری بوده که حتی نام بسواری از صاحبان
تراجم راهم که درموقع تألیف بخاطر نداشته » در صدد تحقیق و پرسش از دیگران
برئیامده و بذ کر عبارت : «نامش اکنون بخاطر نیست» کتفا کرده است ,
درین کناب فقط ترجمه نوزدهنفر نسبة مفصل نوشته شده است که از آشنایان
نزدیکك مولف بوده وعبارتند از :
راچه پیاریلعل (ص ۱۷ ,-9 ) نجمالدین محمدخانثاقب کا کوری(ه ,-۹)
میرزآمیدجوادحاجبشیرازی( ۲ ۷- 6) میربحمدحسین اودی ( ۲ ۲)
رای صاحبرام خاموش )۳۳-۳.( دذوالاقار علیخان رفعت .-۳٩( 6)
مستر کورسی اسمتبهادرشایقی (ب عم ع) سید قطبالهدي شوق بریلی(٩ ۱-۶ ه)
بحمد اسمعیل طپش بخاری (ء ه-ده) شاه شمسالدین ابوالفرجطلعت(ب ه-به)
میرزاا بوطالیخان تبریزی اصفها نی( ب ه-م ه) افضل الشعرا فضلمولا خانفضل (م و-. بب)
ریاض الوفاق ۷۹
محمدحسنخان قتیل دهلوی( «ب-ودب) سیدنورا(ق متعم برادآبادی(۲م-نم)
سراجالدین علیخان موجد لکهنوی(,م-.٩) میرقمرالدین منتدهلوی )٩,۱-٩.(
منشیرامحس محیط ( ,2-4 9) عبدالهادی مضطر کلکته یی( ۹-بم)
صد رالدین محمدخان وحشت شا هچهانآبادی «- دهلوی» (ء , ٩-۱ ۱۱).
ازهفت شاعر ذیلفقط اشماریرا نقل کردهاست که درستایش وی کفته پودند:
حمیدی دهلوی (ص 4۷) خوشگوی بتارسی (س ۳۲)
اه رل نعمت شا هجهانآیادی ۱۱۳(
نحیف (۲ ۱ ب) نیازمند (۳ , ,) هلال (و , و) .
وئیز از پنج شاعر ایرانی که درهند بسر میبردهاند پاد کرده که اسامی ایشان
بشرح ذیلست :
اسمعیل قزوینی (ص م) محمدجواد حاجب شیرازی (۲ ۲)
میرزا خلیل انته خان سفیر شیرازی (ه ء) و برادرش عبدالرحیمشیرازی (۲+)
صادق ایرانی (۰۲) .
درترجمه میرمحدحسین اودی (ص ب ۲) ومحمد<ستخان قتیل (ص ۲ب) و
میرزا علینقیخان لسان (۲م) و سید نورالحق منعم (بدم) ومیر قمرالدین منت(۰٩)
قسمتهایی از تذ کر خلاصذالافکار تألیف میرزا ابوطالیخان تبریزی اصفهانی را نقل
کرده است .
ترجمه مژلف :
منشی ذوالفتار علیخان بهادر بنگالی متخلص به مست همچنانکه در تراجم
شاعران هل انگاری کرده است؛ بذ کر دقیق احوال خود نیز نپرداخته و فتط درذیل
نام دیگران گاهی اشاره بروابط خود باایشان و بعضی سفرهای نزدیک و دور کرده
ودرپایان کتاب فهرستی از تألیفات خویش را پقام آورده است .
و ۸ * تاریخ تذ کرههای لارمی
مجموع اطلاعاتی که دربارةٌ زندگانی وی ازین کتاب بدست میآیداینست:
درصغر من شاه قدرتانته قدرت را ملاقات کرده است ( ص م ببس ۲). کتب
فارسی را نزد بحمد عاقلخان ناظم متخلص به رمق خوانده (ص , ء س ۳ ) وعلوم
عربیّه را د رکلکته از محضر نجمالدین محمدخان الب فرا گرنته است (می ب .س
بب,) . در جوانی بضلبهار رفته وشیخ الاسلام شاه شمسالدین ابوالفرج را در آنجا
ملاقات کرده (ص وه س ب) » و در کلكة و بنارس بامیرزاجان محمد اسمعیل خان
طپش بخا ری صحبتها داشته است (ص بهس ع) . درسفر ثانی که برفاقتناصرالملک
صاحب کلان بنارس بدانجارفته (ص ۳٩س ع ,). باسید قطبالهدی شوق بریلوی
همراه بوده (ص و سآخر) و در شهر بنارس نیابت کل" مهاراجهاودت نراینسنکه
بهادربوی تعلق داشته (ص ۲ بسآخر) . درسال 2 ۲۲, مسجد عالمگیری را که
رو بویرانی داشته ترمیم کرده و بحمد معظم | کبرآبادی در تاریخ آن کفته است :
«دوباره مسجد اصحاب قبلهشدمعمور» (ص ٩ س۳). سید حمیدالدین حمیدد هلوی
در شعری که پمدح وی سروده او را ابیرعادل و دین پرور خواندهاست :
«امیرعادل و دین پروری که درعهدش
گوزن وشیرو بزوگر گ خوش بهم آسود
زخوف دیدب حاچبان درگاهش
زماذه را شده باب ستمگری مسدود
زفیض نام شریفش قضا زجمله جهان
چو ذوالنقارعلی رن ظلم و کفرزدود»
(ص ه ۲)
و خوشگوی بنارسی گفته :
«خداوند گاب حها نداورا قمر طلعتا » مشتری پیکرا . ..
(ص مم)
ریاض الوفاق ۸۱
و از شعر ضیاهمفول بر میآید که وی حا کم شهر بناوس بوده ؛
«حا کم شهر بنارس, عادل کسری وتار
گوهر عز و شرافت؛ داورعالیتبار. . .الخ»
(ص ۳ه)
و ازقصیدءٌ نحیف است که :
تویی که دولت و اقبال چا کنر بختت
توبی که امرتو نه چرخ اختیا رکند , ,.
غمیمخورتوهنحیف» ازحسود کافر کیش
که ذوالفقار علی کارذوالفقار کند»
(ص ۴ ۳۰۱ ا (
وهلال شاعر مثنوی موشحی درستایش وی گنته که از حرف اول بصراعهای
آن نام : «متشی ذوالفقار علیخان بهادر» استخراج میشود » وبیت اول آن ایتست":
«مهر تابان خاور اقبال نورافزای بدر برج سال»
(ص ۹
و در پایان کتاب مینویسد : «,.. تکلف برطرف؛ ا گرچه بشعرگفتن ودرنظم
سفتن میلی نکرده وگاهی آنچه درسستی بیخودی خاویده دربند تحریر آن نبوده» گر
بمصداق :
شم رگفتن گرچه در سفتن بود لیکه فهمیدن بهاز گفتن بود
از ببدو روشن شدن شمع شعور و عنفوان بهارستان نشوو نما پیوسته باوجود اشفال
ضروری شبانه روزی شاهد نازلك خیالی و دقیقه فهمیفنون نظم و نثر را چون دل دربر
گرفته » لمحهیی خود را از دریوزه گری فضلالهی معاف نمیدارد :
این منم عاشق حمال سخن رز دوعالممراد منسخن است
یرت پتصی ره هی وال ریبدت مت 7
وهمینطورهم درنهرست آوردهاند,
1۹۳ تاریخ تد کرههای فارسی
راکوت پیر من اوستاد من سخن است
یپرد
باشد گل بهارسخن یاد گارسا . این لعل بیبهاست چراغ مزار ما
ابروزیدح کسترما کیستجزقلم دم میزند زجوهر ما ذوالفقار سا
لاجرم بابودن بار گران مشاغل و پیمان بستن بخدمتگزاری خلایقیمصداق:
| گر بحضرت سلطان ره سخن داری
مباد خامشیت بهر خویشتن داری
فروغ انجمنی باش و خاطری بفروز
که عقل درسر چونشمع درلکنداری
بریز جرعه بکام فسرد گان نشاط
کهمیسبوسبو و گلچمنچمن داری
اکثر نسخ مثل نسخة دبستان حقوق در بیان حقوق بر مخلوق مشتمل آداب و
اخلاق» و انتخاب نسخة طیبة ابوابالجنان موعظهبیان » ونسخة مجموعه مکاتیات
منظوم مسمی بهباغ و بان و ییا نوطرز مشتمل غزل وابیات نغز و تاه ونسخةُ
تحفةالمیتدی متضمن ساهیتانشاء و کیفیت نثر و صناً یم یدایم وکل قواعد و دقایق
فن منشیگری » ونسخه نگارستان نظایر مشتمل پرهرقسم از اشعار مکتوبی » و سیخ
بهارستان ضما یرمتضمن هرنوع منشآتاساَذه متقدمین ومتأخرین و پارهییازسودات
کمترین ! » ونسخة لطف سخن درىاهیت سخن و کیفیت بت نظم و انواع آن » و نسخه
نیرنگ ظهور در تفصیل تفرقة اقوام و بیان عتاید مختلفة فرقة هنود که هریکی فواید
عظیم ومواید مستقیم داود ۹ (ص ۰ ۱۲۱-۲) .
٩٩ سب -_سسكدشْدسْسكدعح_"_ٍِِ
۱0 تراجم احوال شر وبسان نیز هست » چنانکه در ذیل نامرنگین
کشمیری میئویسد: ۰ «نگری هدیة خاكنشین آستانه شوو ق کرده بود که با ذ کرحالآن خجسته
افعال درنهخة بهارستان قمایر رتم پذب رگشته است» (ص ۲ س ع).
همزبانم زبان لال منست
میکند روزگار تربیتم
تازه معشوق رو زگار منم
دفتر کارنامههای مسیح
گوهرآمود عقد های یال
آسمان جهان مصرفتم
نو بنو تاژه معنی باریک
التفاتم پنقد کردن نیست
نسخهعا کفان کعبهعشق
طایر آفیانه عشتم
کدخدایسرای فضلمنم
ریا الوفاق
ازوست
بیزبانی زبانحال مشست
نقص عالمپی کمالمنست
خاطرساده خط وغالمشمت
نسخه طبع اعتدال بنست
زیور گردن جمال منست
عقل خورشید بیزوال مشست
برسپهر سخن هلال مشست
فقر مال من و منال متست
گوهر نظم بیهمال متست
پیض دل بزیر بال مئست
عقل کل طفل خردسال منست
که دراندیشةمحالنست
(ص ۲ ۱۲)
نسخه : اشپرنگر ؛ ش » برلین » ش ٩9۰ .
۹۳
آقای د کتر خیامپور استاد دانشکدة ادییات تبریز نسخة ریاضالوفاق برلین را
تلخیص کرده وبسال ۳۳ , شمسی درتبریز بطبع رسانیدهاند» قطع وزیری» ح+۱۳۰
میفحه ۹
یافته است .
صفحه سطر خهلا صرواب
باه مزار کبیرالانوارش . مزار کثیرالانوارش
ث ۳ محمد خورد حاحت محمد جواذ حاحب
عٍ ۹ ۲ بفرمان سرنازتو بقریان سرنازتو
۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
۹۸ ۹ مالک عدیل ونظیر مالکك عدیم نظیر
۱۳ ب... چشم مدرسهراحالی جسم مدرسهراجانی
۸۷ ب. . عهدمن ومادینوروزمن عید من وشادی نوروز من
۸۷ و غارتاز قافلاصروهوش غارتی قافلً صبروهوش
۸۹ 4 قدرنشین صدراشین
۹۱ 3 رسن بدل
۹۹ ۳ پرشکالی برشکالی
زبدة المعاصرین
تألیف میر سیدحسین حسینی شبرازی در ۱۲4۰ ه ق
مشتملست بر ذ کر یکمد وشش شاعر معاصر : حفت شاعر هندی » هشتاد و
نه شاعر ایرانی و ده شاعرء ایرانی بترتیب حروف تهجی .
مواف از شیراز بهعمان واز آنجا بهسندرفنه و دردربار میر کرمعلیخان تالپروالی
سنه (۲ مر جر میلادی) و برادرش مير مراد علیخان تقربیافته, ودربا زگشت
بوطن این تذ کره را تدوین کرده و بعنوان ارمغان برای دو شاهراده سندی فرستاده
است .
زیدة المعاصرین مصد رست بنام فتحعلیشاه قاجار و مير کرمعلیخان و سیر مراد
علیخان و شامل تراجم مختصر ومتتخجات مفصل است.
آغاز : «سطلع ومتطع هرسخن نام نامی ناظمیرا درخورست که بنظمیخجسته
قصاید فراید دهور وغزلیات مشهور را دردپوان عالم امکان تر کیب کرده» .
درسبب تألیف گوید : «مدتی در خاطر این فقیر میکشت که نسخهیی درباب
شعرای جدید فراهم آورد » و ورتي چند ... در سلکك تحریر کشد ء لیکن بواسطهة
زید ةالمعاصرین هو ۸ *
سوانع متنوعه ... در حیز" تعوبق میافتاد » تا درین ایام که داخل سنه .۱۲
هجریست ... از دارالملک شیراز ... رخت بسته » سفر دریا را عازم و جازم ...»
و بعد میگوید که براهنمایی توفیق درسند خدمت میر کرم علیخان ومیر مراد علیخان
رسیدم » «بعداز صحبت بسیار استفسار فرمودند کهاز اشعار شعرای شیرین زبانوافکار
ابکار ملیح گویان فارسی چیزی برسمارمغان آوردهبی؟ .. . چونبوطن مألوفبازآمدم»
ازهر گوشه توشهبی و از هرخرمنی خوشهبی » و ازهرنوع گلی دستهیی فراهم آووده و
او را به زیدةالمعاصرین نام نهادم» .
(ص ؟ ۲-+ ۲)
حسینی نخست نام شاعر را با مدت عمر او ومحل اقامتش ذ کر کرده » و اگر
درقید حیات نبوده » تاریخ وفاتش را معلوم داشته » و بعد منتخات مفصل اشعار او
را آورده است ؛ ولي از شتاب زد گ یکه داشته » کاری نساخته و اشتباهاتغربب و
عجیب ازو سرزده است .
تاریخ فوتنورعلیشاه اصفهانیرا بجای ۲ , ۲ , ۰+ ۲ ,» وآقامحمد کاظموالد
اصفهانیرا بجایو + ج , «ع . ۲ ,» ثبت کرده» ومیرزا محمدحسین عالی شیرازیمتوفی
۲۳ , را درحال حیات نوشته» و ملا جلال دوانی متوفی پم ٩. هجریرا شاعرمعاصر
دانسته و ترحمههاش را چنین بتلم آورده است؛
سلا جلال - اصلش از قریُ دوان و ازعمرش سیوسهسال گذشته وحالساکن
شیراز میباشد» ویک غزل او راهم بمطلع زیر درح کرده است :
از تو تا متصود چندین متزلی درپیش نیست
یکقدم درهردوعالمنه که کامي بیش نیست»
رك : (ص ۳۱ ومه)
ترجیم بند نورعلیشاه را که مرجمش اپتست:
در کعبه وسوبنات مایم عالم صفتند وذات مایم
بنام آفاجانی سایل قیری ثبت کرده است (ص ۰ ,) .
۹۸۹۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
رباعی ذیل را که ازمیر شاهکی اصفهانی شاعر قرن دهم ومعاصر سام میرزای
صفوی است و در تحفه سامی (ص ۱ ,) نیزمد کورست» بهاسمعیل خان اسیریشاعر
قرن سیزد هم نسبت داده است :
عشنی داریم و نشنه سوزانی دردي داریم و دیده گریانی
عشقیوچه عشق »عشق عالهسوزی دردی و چه درد» درد بیدرمانی
(ص +۳)
وازینقبیل اشتبا هات درین کتاب بسیارست ۱
نسخه یی ازین تذ کره در دانشگاه لاهور جزو کتب مرحوم پروفسور محمود
شیرانی محفوظاست . نخست سرحوم بحمد اقبال ( مصحح راحةالصدور) شرحی در
معرافی آن نگاشته با مستخرجاتی ازآثارشاعرات درمجله اورینتل کالج میگزین (سال
دهم شمارهُ یکم » توامیر ۳۳ » ص ۲-۳۱ ) درج کردهاست و اخیراً پرونسور
محمد باقر پنجابی دمام آن نسخه را درهمان بجلد بطبع رما نیده است و نندة نگارنده
در شمارههای ۰+ , وب (ملی وا گست .ده ,) تا چهارمد صفحهاش را دیدهام .
متأسفانه چا پآننیزم علوط | ز کا رد رآیده» چنانکه فتحعلیشاهقاجار کهمولف درحین
تألیف (. ۱,۲۶ ه) ظا هرا ویرا پنجاه و پنجساله نوشته بوده «ینجساله» چاپ شده » و
گویی جول نسخه واحدی یوده ذصیح آن بمکن نشده و بهمین جهت اشعارهم قالبا
ترجمهٌ حال میر سید حسین حسینی شیرازی مولف زبد:المعاصرین را تذ کره -
نویسان دوره قاحار بقلم نیاوردهاند ۳
زنان سخنور 1۸۷
نان سخنور
تألیف علیاکبر مشیر سلیمی در ۱۳۳۷-۱۳۳۵ ش
درسه دفتر » چاپ موه مطبوعاتی علیا کبر علمی » طهران » سربی »
وزیری .
دفتر اول ی +ی ص» سال و۳۳ , شامل ء , , ترجمه بترتیب حروفتهجی .
دفتر دوم ۳٩+ ص » سال وس , شامل بر ترجمه .
دلثر سرم ۱+۳۳ ۱ ص » سال پ۳خ , ش » شامل . , ترجمه .
در هرسه دفتر عکس معاصران درمتابل ترجمهشان گروار شده است ,
موف در هر دنتر نهرست الفبایی صاحبان تراجم را با شمارٌ صفحه مذ کور
داشته و مآخذ و سنایم خود را درضمن تراجم بقلم آورده و درهر دفتر ؛ جدا گانه هم
صورت آنها را ذ کر کرده است .
تذ کرهنویسان گذشته دربارة زنان سخنور مرتکب اشتباهات زیادی شدهاند »
و تمام آنها باهتمام مولف درین کتاب جمع آوری شده است » و بنده چون هریکک از
متابع ومآخذ ایشان را درحای خود مد کور داشته وانتقاد کردهام ء از نقد این تد کره
درمیگذرم که موجب تطویل نشود .
یرای ترجه مولف رجوع شود بهفرهنگگ سخنوران (ص ۰۸۲۷۰
زینهالمدایح
تألیف محمدصادق وقایعنگار مروزی متخلص به هما در ۱۳۲۱۸ ه ق
یذ کرهاپست در بیان احوال و اشعار شعرایی که از آغاز حلوس فتجملیشاه
قاجار تا هفتمینسال سلطنت وی بمدح و نای اوپرداختهاند مستمل بریکك آرایش و
سس دج سب بخ خن ی اه هد دوخ پم ی و ۲ ی ی ی ی ی رل
1۸۸ تاریخ تذ کرههای نارسی
دو پیرایه و یک زیور بشرح ذیل :
آرایش در ذ کر اشعار فصاحت آثار خسرو عدالت شعار ,
پپرایه اول - در ذ کر اشعار شعرای ملتزمین ر کاب ظفرانتساب .
پیراید" دوم در ذ کر اشعار مطلق شعرای ممالک محروسه که در ثنای قبكه
عالم وعالمیان رطباللسانند .
زیور در ذ کر اشعار بولف وشمهیی ازسجاری حالات ارادات آیاتش .
آغاز ؛
«ای ذ کر تو گلفروش بازار سخن
رنگین زتو ب رک ب رگ کلزار سخن
اوصاف تو دیباچة مجموع.4 نطق
توحید تو مشاطة رخسار سخن!
زینتبدایح وزیب محامد حمدبودیست جل ذ کره که حمداش زینتزیان
وثنایش زیپ بنانست» ,
انجام :
«عیان تانیست پایانی بدوران عهد شاحی را
نباشد عپش اپشان را چو عهد شاه پایانی»
همای مروزی درین تذ کره چنانکه معمول زمان بوده زیباده از حد بلفاظی و
عبارت آرایی منشیانه پرداخته است . ولی حسنی که کار او دارد اینست که برایهر
قصیده و تطعه تاریخچهیی ذ کر کرده که آیين زمانست و بیفایده نیست» از صاحیان
تراجم شعر زیاده نقل کرده و بیشازهمه صبای کاشی را ستوده و دو هزار بیت شعر
ازو آورده است 7
رت سوت
ی مت ۵ ۵ رت هت ات سستت س
,- ت دکرههای هميشه بهار تألیف اخلاص دهلوی و تحفة الشعرا تألیف افضل بیگ
فاقشالنیز باهمین رباعی که ازناظم هروی امت آغازشده است.
زینهالمدایح ۰*۹۹
فهرست اسامی شعرا
آرایش - خاقان (- فتحعلیشاه) .
پیرایهُ یکم - فتحعلیخان صبای کاشی ؛ میرزا رضی بندهُ تبریزی » سید محمد
سحاب اصفهانی » بیرزا احمد صبور کاشی » عبدالرزاق بیگ بفتون دنبلی » میرزا
عبدالوهاب نشاط اصفهانی .
پیرایة دوم - سید صادق برخی بید گلی ؛ میرزا معصوم خاوری تبریزی
حسینعلی بیگگ شرر بیگدلی » حاجی سلیمان صباحی بید گلی ۰ میرزا محمدعلی بایل
آشتیانی » سید حسن مجمر زوارهیی .
زیور - میرزا محمده صادق وفایمنگار مروزی متخلص بههما (- مولف) .
نسخه : مبجلس » ش ٩, قرن ميزدهم وش مرهج سورخ ۱۲۲۳ قرن
سیزدهم » دانشکد؛ ادبیات تهران » ش , ( ب» کنابخانة مر کزی دانشگاهتهران »
ش .ببم » کتابخانة آستان قدس رضوی » شش 9۰۲ مورخ ۱۲۳۷ وش 5۸۱۸
قرن سیزد هم , و ش ٩ ,مء قرن سیزدهم » ( این نسخه یک قصیده از آخر ندارد و
بجای آن یازده برگ از وامق وعذرای میرزا صادق نامی اصفهانی است) » سشهد »
کتابخانة خصوصي آفای محمود فرخ » قرن سیزدهم » تیریز » کتایخان خصوصی
حاج حسین آقا نخجوانی » قرن سیزد هم .
اصفهان » کتابخانة دانشکد؛ ادبیات » ش به دب مد کور در شهارهٌیکم مجلة
دانشکده (ص , ۳۲) .
مولف در چند جای این تذ کره وعده نگارش جلد دوم میدهد » و آن کتاب
خود تألیف مستقلی است که بعنوان تکملة زینةالمدایم مذ کور خواهدشد .
نمونهیی از تراجم زینهالمدایح :
« مفتون اسمش عبدالرزاق بیگ خلفالصدق نجفقلی خان دنبلی بیکارییگسی
دارالسلطنه تبریزست . مردیستمتین وشخصیاستدانش آیین . ازتواریخ سلفواشعار
خلف عربیاً و فارسیاً تتبعی کامل دارد» و ازسراتب نظم و ثثر حظی وافر . درویش-
1۹ تاریخ تد کرههای فارسی
خصالست و پسندیده افعال . چندی چشم از برحلة جلال پوشیده در تحصیل کمال
کوشیده » الحق درعلم استحضاری بهم رسانیده وچاشت ی کمالات از ساغر افادارباب
فطل و دانشچشیده است . شوق تفیل تراب اعتاب گردون جناب سلطانی گریبان گیر
خاطرش گردید » محرم حرم آستان فلک پاسبان خافانی گردید , بعد از شرفیابیبحضور
با هرالاور پادشاه جمجاه نیزرعاایتجانیش را منظور نموده اورا در ترتیب کتابزینت
التواریخ سهیم جنابسیرزا محمدرضی فرسودند . | کنونازالطاف خسرو گیتیپناه بفراغ
بال مشغول بترتیب کتاب سذ کور و خاطرش از رهگذر التفات خاقانی مسرورست .
نظمش خوش ونثرش دلکش۳" دوطغرا قصیده کد درمدح سلطان عدالت نشان برشته
نظم کشید» بعرض اقدس رسانیده بود » ثبت اوراقشد , و بعد ثیز آنچه دردح خسرو
بی همال عرض نماید در بجلد دیگر اپراد خواهدشد . درجلوس میمنتسانوس پادشاه
گيتيپناه بر سریرسلطنت و اورنگ شاهنشاهی برشتهُ نظم کشیده است :
کردشه بحر و بر » جای چو برتخت زر
تخت ازان نامور » سود بر افلاك سر
داور دارا نشان آنکه بدرگاه او
تاجورانجهان بسته بخدمت کمر. . ,الخ
ترجمه ملف بقلم خود وی
«اين بندة درگاه خلایق امید گاه را نام صادق تخلص هماست » سولد در مرو
شا هجان و مسکنم آن خطهٌ صقوت نشانست . در آن ولایت نشو ونما یانته بتحصیل
مراتب علمی شتافته بود . از خرابی آن معموره روانة عراق عرب و چندی در کربلا
و تجف اشرف علی سا کنها الف منالتحف مشغول بتحصیل میبود . بعد از آن روی
بعراق عجم نهاده و چندی درخطه کاشان از جتاب صباحی باستعاده مراتب شاعری
اوقات کذرانیده » درین اوان بهچت نشان سعادت توامان که مملکت ایران از نسیم
عدالت اینشاه گیتیستان ابدانتهسلطانه رشکنضای روف رضوان آمده برا هنمابیقاید
عنایات خاقانی شایق بملازست وچا کری آندرگاه آسمانجاه گرد یده تاریخی دروفابع
زینةالعدایج 2۹۱
وماثر خدیو جهانگیر سسمی بجهان آرا انشاء ننوده بتوسط اولیاء دولت قاهره بعرض
اقدس اعلیحضرت ظلاللهی روحیفداه رسانیده و بآنوسیله در سلک چا کران ارادت
نشان پادشاهی منسلک و بنصب والای وقایع نگاری اين دولت ابدمدت مفتخر و
میاهی گردیده درزسرة منشیان اعلی متخرط ومربوطآمد . درین اوقات ,مجتایات که
مو کب نصرت نشان بعزم دارالملکی خراسان و تنبیه و تدبیر طایفث خذالت نشان
کو کلان شقه گشای لوای عزیمت آبد (دوشنبه بر محرم ب ۲۱ «منتظلمناصری»)
اپن لام ارادتنشانرا ازملازمت ر کاب ظفرانتساب مهجور وبتألیف وترتیب کتاب
ژینتالمدایج مأمور فرمودند » بحمدانته که از میامن اقبال بیزوال خسرو بیهمال و
این سلطان عدیمالز وال باتمام و انجام آن مسرور گردیده سمت اختتام پذیرفت .
رجای وائق و امید صادق چنانست که این نسخة مزبور منظور نظر و بقبول خاطر
خورشیداثر اشرفاقدس ارفع اعلی گردیده باین وسیله بیشتر بچشم کرامتوعین عنایت
سوی چا کر ارادت شعار و بندهٌ جانتثار دیده پاشند ,
تاچه خواهد گفت آیا خسرو فرخ سیر
تا چه خواهد کرد دیگر طالمناسا زگار»
منتخبی از اشمار هما منقول ازدیوانش :
دل کمگشته که سودازدٌ موی تو بود
دیدمشدوش کهدرحلقة گیسوی توبود
شد روا کام دلا زگوشه نشینی درعشق
لیکث این خامیت گوشهة ابرویتو بود
گرنه کوی تو بود کعبهُ رندان زچهرو
سعی اینطایفه در طوفسر کوی توبود
روی دل تا پتو کردم بحتیقت دیدم
حسن خوبانجهان پرتوی آزرویتوبود
۹
تاریخ تد کرههای فارسی
باده در بذهب ماگرچه حلالست ولي
ستی ما هه ات گس جادوی تو بود
گرچه از طعنة اغیار ز کوی تو هما
رخت بربستولیرویدلش سوی توبود
۷
تادرین کلشن گلیوغنچهیی بربارهست
نالهُ مرغ و نوای بلبلی در کارهست
گریجرم میپرستی شیخ راند ازمسجدم
التفات میفروش و ان مار هست
رهروان وادی عشقيم و در راه طلب
میرویم از هرطرف تا قوت رفتار هست
گرندادت ره بگلشی باغبان ایدلمتال
بهرماً حسرت نصیبان رخنهُد پوارهست
شیخ را گو رو متاب ازما که بهر بند کی
گرترا تسبیح» مارا درمیان زتارهست
گ وکه زاهد ازهما امید هشیاری مدار
تا که ساقی را بساغر باد گلنار هست
پا
آن ساقی مه پیکر گلچهره کدامست
کزعکس رخش شعله درآیینة جاسست
خلقی بطلب کرم عنانند درینره
تا آنکه بود در ره بقصود کداست
این نکته بکوشم بود از پیر طریقت
کزآتش عشق آنکه نشدسوخته حاسمت
زیتةالمدایج ۳
این قافله , کم کرده رهانند وگرنه
تا کعبهُ مود زما یکدوسه کابست
کام دل ناکام هما زود برآور
شکرانة اینت که جهان جمله بکاسست
نت
ای زلف تودام دل دیوانه من
وی ماه رخ توشمم کاشانة من
صد بار زمن شنیدی افسانة غیر
یکبار زغیر بشنو اسان من
تألیفات دیگر همای مروزی بشرح ذیل است :
تکملة زینةالمدایح که بدنبال این مبحث ذ کرش خواهد آمد .
راحغالا رواح مشتمل برافسانه ها بیست که براینتحعلیشاه درسوقع خوابمی گفته
ونسخه آن بشمارهٌ (ه . +) در کتابخان؛ آستان قدس رضوی » و شمارهٌ ( رد ) در
کتابخانة مجلس موجودست .
رطب اسان در وقایع دهسالهُ سلطنت فتحملیشاه» و ظاهراً کامل شد؛ٌ جهان.
آراست . نسخة آن در کتابخانة ملیتهران بشمارهُ (ء ع) موجودست .
در کتابخانة مجلس نیز مجموعهبی از آثار وی بشماره؛ ( مسب , ) وجود دارد
که محتویات آن بشرح ذیل است :
شیم عباسی که بنام عباسمیرزا تألیف یافته است (ص ۱۱-۲) .
دییاچة دیوان فتحعلیشاه (ص , ب-ب () .
درعروسی عباسمیرزا و رخصت شراب مدام پخاص وعام (ص ۸-۱۷ ۲) ۰
دیباچة زینةالمدایح (ص و ۲-. ع) .
تحفهٌعباسی در آداب سلطنت که بنام عباسمیرزا تسمیه شده و مشتملست بر
متدیه وهفت تحفه و خانمه ,
۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
درمناظرة بخت وعقل و ذ کر شمایل وماثر غافانی (ص ۱۹۹-۸۰) .
دیوان اشعار (ص ۲ب ۳۳۰-۱) .
حکایات و روایات که بجهت میرزا عبدالصمد هروی درسوقم عزیمت ازهرات
به پایتخت درربیمالاول ۳۲ , نوشته است (ص ۳-۳۳۰ ۳) ۰
رت
مجموعهُ مکاتیب خصوصی وینیز بنام منشأت وشمارهٌُ (. . . ه) در کتابخانة
آستان قدس رضوی موجودست .
زینهالمدایح (تکمله)
تألیف محمدصادق وقایع نگار مروزی متخاص بههما در ۱۲۲۳ ه ق
وی این کتاب را در ۲۳( , هجری بعنوان تَکملةٌ زینةالمدایح ترتیبداده و
مشتملست بریک مینو ویکك غرفه و دو روضه ویک حدیقه بشرح ذیل:
مینو در ذ کر فتحعلیشاه ,
غرفه در ذ کر محمدعلیمیرزا متخلص بهدولت .
روضه اول شامل هفت گلین وهر گلبن درذ کر یکی ازشعرای دربار که بترتیب
عبارتند از : فتحعلیخان صبا » میرزا رضي بند؛ُ تبریزی» سید محمد سحاب» میرزااحمد
صبور کاشی » سید حسین مجمر زوارهبی » میرزا عبدالوهاب نشاط اصفهانی » میرزا
محمدحسین بن میرژا بحمد کاظم مستوفی (ازینشخص قصاید عربی آورده است) .
روضه" دوم شامل شش گلین » وهرگلین در ذ کر یک شاعر بترتیب ذیل :
ایوالحسن حریفجندقی» میرزامعصوم خاوری تبریزی» صاحبدختر شهیارخاندنیلی»
فرخ زند (خانلرخانبن علیمراد خان)» نشاطی هزارجريبي (میرزاعباس)» محمد صادق
ناطق اصفهاني .
زينةالمدایم (تکمله) 7
حدیقه در ذ کر مژلف,
آغاژ :
سر دفتر زینةالمدایح کردم آننام که زینت مدایح باشد
الحمد لمن حمده ژیی المحاید و مدحه رینة المدایح والصلوه علی من بعثت
لثبوتالمحاید» ۱
انجام :
«والیه المصیر هو نعم المولی وتعم التصیر قد حصل الفراغ منالتألیف فیثلت
الا خر من جمعة الثالث من رییع الثانی منسنة ۲۲۳ من الهجرة التبوّية علی هاجرها
الفالف من الثناه والتحیة» .
نسخه : ذیل ریو » ش 4 , ,» کتابخانملی ملک ش » ۱ب عموزخ 6۱۲۲۳
کتابخانه ملیتهران » ش + ب» تحریر قرن سیزد هم ,
ترجمه" ملف : درذیل زینةالمدایح مذ کور افتاد ,
سخنگویان افغانستان
همینقل ر شنیدهام که کتابی بدین نام بسال ۱۳۳۹ شمسی در تاحیکستان
شوروی چاپ شده است .
1۹ تاربخ تذ کرههای فارسی
سخنوران ایر ان در عصر حاضر
تلف د کت رمحمد اسحاق هندوستانی در ۱۳۵۵-۱۳۵۱ ه ق
مشتملست بر دونجند » بجلّد اول در ذ کر سی وسه شاعر ازادیب پیشاوری
تا یاسایی , ومجلد دوم در ذ کر پنجاه و یک شاعر از آزاد همدانی تا یکتا (- احمد
اشتری) و چون پروین اعتصامي در هردو مجلد مد کورست» حمعاً تراجم هشتاد وه
شاعر را شامل است .
جلد اول این کتاب بسال ,هم , هجری قمری و جلد دوم بسال ه ۳۰ , در
دهلی بطبع رسیده » عکس صاحبان تراجخنیز درآن گراورشده واز چا پهایزیبا ونفیس
هندوستان است .
قطع وزیری ه ه ۲+6 ٩ دم ( صفحه ,
بولف بتشخیص خود شعرا را طبقهپندی کرده . اشعار برخی را بطرز قدبا
دانسته است که بتکرار مضامین آنها میپردازند» و برخی دیگررا چنین پنداشتهاست
که مضامین تازه را بسیاق قدبا ادا میکنند» وعدهیی را متجد د شناخته و معتفدست
که اوزان جدید بمیان آورده و در تجد دخوامی افراط بیورزند .
درمجلد اول نیز یکمقدسة انتقادی دربارة ادبیات دوره مشروطیت ایران بقلم
آورده است .
مولف پسی از انتشار حلد اول بواحه بااعتراضات شدیدی شده وناچارد رمقدم
جلد دوم نوشته است که : «ما در انتخاب اشخاص نظری خاص نداشتهايم » و سعی
کردهايم له شعرای .ءاصر را که دردنیای شعر وادب نام ومعروفیتی دارند» درین
کتاب یاد کنیم ,..» .
ولی نهچنین است که وی ادعا کرده » زیرا که عدهیی از صاحبان تراجم چد
درآن تاريخ و چهقبل و بعد از آن شهرت ومعروفیتی بشاعری نداشتهاند , بلکه آنان
كساني بودهان که در زمان توتف بولف در تهران از طريق سياسي و روزنامهنگاری
سخنورانایران درءصر حاضر 1۹۷
با برخورد در مجامع و محافل با وی آشنا و از تصد او آگاه شده خود را بدو شاعر
شناساندهاند, و بالنتیجه قسمت اعظم این کتاب خوشچاپ را تباه و چون نام خود
سیاه کردهاند .
ازطرفیچون مژلف درین سرزسین غریب بوده وشخصاشعرای معاصررانمیشناخته»
بعضی از کسانی که راهنمای وی بودهاند » از نناهراه انصاف منحرف شده نظرهای
مخرضانة خویش را در رد" و قبول شعر وشاعر بدان مرد پا کدل تحمیل کردهاند .
ازینرو در کتابمزبور بنامهایوزیران وو کیلان وروزنامه نگاران وفت بیشتربرمیخوريم
تا شعرای بقر ر عهد ,
۳ برای آنکه خواننده عزیز را این توهم دست ند هد که چون نام بندة
نکارنده درعداد شمرای آن کتاب نیامده است درمقام انتقاد برآمدهام » یادآور میشوم
که درسال ٩۳. , میلادی ,۳.٩-( هجری شمسی) که د کتر بحمدد اسحاق برای
تهیهُ مواد تألیف خود بهایران آید بنده سیزدسال پیشتر نداشتم ,
انتقاداتی کهازطرف اشخاص بیغرض برین کتاب شدهاست بسیارست» ازجمله
مقاله ایست بقلم استاد فقید مرحوم سعیدنفیسی که درمجلةُ مهر (سالاول, شمارءٌنهم»
ص ۸ ۱ ٩-۷ ۱ ب» بهمنساه ۳ ,رس ,) درح شده وقسمتی از آن ذیلا" نقل مشود :
«... اساسا در هردیاری تا نویسنده وشاعر زنده است» اظهار عقیده متصفانه
دوبابوی بسیار دشوارست » زیرا که احیاناً بخواطر شخصی ومراودات رورانه آمیخته
ميشود , و بطربق اولی ازجانب کسی که آمیزش بسیار باشاعر ونویسندهیی نکرده »
وبکنه انکار وخصال او برنخورده دشوارترست» زیرا که دریکی دوملاقات بسامیشود
که خوشرویی کسی فریبنده » وخشکی وسردی دیگری زننده باشد؛ و بیکی چندتطعه
از تراوش فکر او قتاعت کردن » و در تمام آثار وی مطالعه نا کردن » مولفرا گرفتار
خطا هایی کند ؛ و اگر بدرجة شهرت وی د رکوی و برزن متکی شوند »بازخطاست »
زیرا که بسا مردان بز رگ بودهاند که دربی کسب شهرت نکوشیدهاند» ودل مریدان
را بدست نیاوردهاند. بهمینجهتاست که درین تألیف نیز چنین لغزشی آشکارست» و
1۹۸ تاریخ تد کرههایفارسی
از شعرای معروف ایران چند تن دیگر هستند که با کسانی که درین کتاب شرححال
ایشانآمده از حیث مقام ادبی برابرند » و حتی بربعضی از ایشان رجحان دارند, ,.
نکته دیگر درباب انتخاب آثار شعراست» و اين نکتهنیز تا حدای دشوارست »
یعنی باید رعایت کرد که چه آثاری را سممکن است جزو ادییات ملتی دائست » زیرا
شعرا نیزمانند سایرمردم گا هی ادییاترا باغراض وشهوات خود آلودهمیکنند» وانتشار
اینگونه آثار ازشژون ادبی خارجست . بهمین جهت تركاشعاری که اسامی مردم رو زگار
درآن بردهشده اولی بود» و بسیاری ازاشعار سیاسی که درین کتاب جاداده شدهاست»
تاحدی شامل همین انتقادست» و خصوصیاتیس ت که چون اززمان ومحیط خود خاوج
شود لطف چندانی ندارد » و گوینده را درنظر قرون بعد حقیر میسازد .
در بعضی از بطالب کتاب نیز راه اغراق پیموده شده است » وازآن حنبة
بیطرفی که تاریخ ادبیاتی باید داشته باشه خارجست . ازآن جمله است مطالبی در
مبالفه از اعمال کسانی که زدام کاری را بدست داشتهاند » ونیز نکاتی که در ضمن
تراجم احوال شعرا بواسطهٌ جانبداری جنبه اغراق بیشتر دارد .
البته با باید از تجلیل وتکریههایی که درحق کسان دیار ما میکنند خرسند
باشیم . ولینباید این تجلیل وتکریم چندان راه اغراق پیماید که شوخ چشمان برما
ریشخند کنند . بعضی تکات تاریخی نیز از اشتباه مصون ثیست ؛ و قطماً در جاپ
کتاب تحریفات شدهاست» از آنجمله یکی چند تاریخ که درولادت وسوانح زند گانی
شعرا درستن کتاب مندرحست.
ازین خرده گیریها که بگذریم کتاب سخنوران ایران در عصر حاضر کتاپیست
سودمند که مزایای زیاد دارد» و بزرگترین مزّیت آن زیبایی طبع و آرایش ظاهری
آنست ؛ و پیداست که مژلف محترم در تدوین آن نیت پاك و خلوص عقیدت داشحه»
وا گر ایرادی بآنواردست بیشترمتوجه کسانیست که دردیار ما راهنمای ویبودهاقد؛
وبا کی ضمیر مولفرا بشوایبی نزدیک کردهاند» وامیدس ت که اینشوایب درمجلّدات
سخنوران چشم دیده ۹۹
سه گانه دیگ رکه وعده نشر آنرا دادهاند دور باشد»" .
مولف : آقای د کتر بحمد اسحاق لیسانسية علوم است » و در زبان و ادب
فارسی درجة فوقلیسانس ود کترادارد » موضوع رسالة وی شعر جدید فارسی بود » و
برای تَهیهُ مواد این رساله دوسفر بهایران آمد » (۱۳۰ وع۹۳) و جمعاً هشتساه
توقف کرد » و پس از جمعآوری مطالبی دربار شاعران وناظمان ومتشاعران وتدوین
آنبصورت کتاب «سخنوران آیران درعصرحاضره از دانشگاهلندن درجه د کترا گرفت.
آنگاه دانشیار شعبه عربی وفارسی دانشگاهد! کا گردید» وامروز درهمان دو رشتهسمت
استادی دانشگاه کلکتهر ادارد .
هر کجا هست خدایش بسلامت دارد.
تأیف نر کملیشاه ترکی قلندر نور محلی در ۱۳۳۳ ه ق
این تد کره مشتملست بر ذ کر دویست وبیست وتهنفر از شعرائی که بلفدر
دوران زند گی خود وسیر وسقرها ایشان را دیده است» که با ترجمه ملف شامل ذ کر
,۳۰( شاعرست بترتیب حروف تهجی از آمف ( - میر محبوبعلیخان بهادر » سلطانِ
دکن) تا یاورالدین لاهوری متخلص بهیاور .
نام کتاب سادةتاریخ تألیف آنست» ومولف درسیب تألیف تذ کرخودمینویسد
که : « .. . درعین شباب اشعار استادان وشاعران چشمدیده را بهزار محنت جمع
کرده میخواستم که تذ کرهبی مرتب کنم ؛ لیکن افسوسی وصد افسوس کهآ یاه
,- نقوی در (ص ه ( وءبب) این کتاب را بهترین و عءالیترین نذ کر فارسی معرفی
کرده است که تا کنون درشبقارٌ هندوستان تالیفشدهاست ولازم دانسته است که درآینده
عموم تذ کرهنویسان از روش مژلفآن پیروی نمایند .
.۷ تاریخ تذ کرههای فارسی
سرمایه در غدر دهلی غارت شد . ازین حادئه دلم چنان فسرد که باز نخواستم که
باردیگر سامان فراهم کرده بقلم آرم » چرا که درایام جوانی اشعاربحبان که یار
بودند درین سن نودسالکی چنان از یاد محوشده که هرچند فکرسیکنم » شعری کجا
که نیم مصرعههم بذهن نمیآید» مکر دل شیدا شب وروز تقاضا برای تحریر تذ کره
میکرد » ناچار مستعدشدم .. . و تکیه برهمتخداداد تموده ذ کر بعضی سخن آفرینان
بقلم آورده به نذر احباب میگزارم » کاش تذ کر اول با اين ثذ کره جمم ميش دکه
اهل سخن داد حانفشانیهای من میدادند» «ص ۲».
اين تذ کرههم درسال تألیف درمطیم شمسالاسلام دکن با خط نستعلیق زیبا
وقطع ۰/۰ ۲۲/بر در ع ع , صفحه بطبع سنگی رسیده ومنضم است بهنسخموسوم
به پسمانده که شامل غزلیات و اشعار متفرقی است که بعداز طبع دواوین مولفبدست
آمده است (ص ۱۳۳ ,) بامثنوی موسوم به ترانفحق (ص ۱۶۳-۱۳۹
ترجمه مولف :
تر کعلیشاه تر کی قاخدر نور محلی سلسله نسبش به حکیم ابوالقاسم فردوسی
طوسی میپیوندد . جدش آبادان نام همراه نادرشاه افشار ازهرات بهلاهورآمد ورخت
اقابت انگند . فارسی زبان مادری اوست. چه که مادرش دختر سردارنورمد هراتی
است ,
وی درنقر مرید غوث علیشاه قلندر پانیپتی است و درشعر فارسی شا گرد گل
محمدخان ناطقمکرانی وشهابالدین واثقهراتی ومولوی امام بخش صهبائید هلوی
و ر کنالدین مکمل توربحلی است » و در شعر ريخته از امیر علی اوسط لکهنوی
متخلص به رشکک فیض اندوخته است و بفارسی وريخته تألیفاتی بشرحذیل دارد :
در فارسی : فرخنامه معروف بهراماین پارسی ؛ دیوان موسوم به گلشن معنی »
ساقینامه ؛ مثنوی گلزار محبت ؛ رسالهُ منظوم بدر حسین : مثنوی صوت سرمد: سرور-
الناظرین (بنشر), گلبانگتر کی (بنشر)» دیوانسرمایُ پیری » مثنویطولامل» مثنوی
شکراب » مثنوی نازونیاز » تذ کرة سخنوران چشمدیده .
سخنوران چشمدیده ."۷
و در ريخته (- اردو) مثنوی گلزار شهادت مثنوی جلال اختر » مثنوی سعد
وجمیله » تبسم کده ؛ تسخ رکده » دیوان سربايةٌ حیات ء دیوان شپاب .
و ازین حمله دو کتاب یعنی گلزار محبت وگلزار مهادت بسرقت رفته و بقیه
بطبع رسیده است ,
ازوست:
پسر بیهنر بود <انا زاد کور میشود بینا
#4
اعتبار توبهام هرگز مکن ای پارسا
درخزان کرنشکنم»درفصل کل خوا هم شکست
سس
نور قمر زعکس چراغم گرفتهاند آتش برای طور زداغم گرتهاند
ود
صد پاره دل بمحفل جانانهام بردهایم
پیمانهٌ شکسته بمیخانه بردهایم
4+
بیاموز از طریق سایه آیین ادب تر کی
که بشید چوبنشینی ویر خیزد چوبرخیزی
رك : سخنوران چشم دیده » ترجمهًمژلف » ص ه ۳۲-۲»
۷۰۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
سخنوران دورانپهلوی
تألیف دینشاه جیجیباهای ایرانی سلیستر در ۱۳۱۳ ش
تذ کر شعرای دوران بهلوی است با شرح حالهای مختصر و منتخبات نسبة"
مفصل که تعدادشان نود وهقت نفرست بترتیب حروف تهجی از ادیبةالزمان تایحیی
واعظ کیوانی قزوینی .
درین کتاب عکس بسیاری ازصاحبانتراجم گراورشده» و بعضی بدونشرححال
وفاقد عکس هستند . بژاف درستابل هرصفحه از نظم ونثر یک صفحه ترجمانگلیسی
آثرا آورده است .
این کتاب بعنوان جلد اول سخنوران دوران پهلوی بسال ۳ ۱ , شمسی در
کلکته با مقدمهیی مفصل راجع بتاریخچه شعر در ادوا رگذشته بفارسی و انگلیسیدر
۷۸ ۱ صق<ه بطبع سربی رسیده و دریفست که قسمت عمده آن درحریق
چاپخانه بخا کستر ببدال شد و جز معدودی از سخه های آن بدست علافهسندان
فرسید .
نزد یک بیکسوم از شعرای این تذ کره اصفهانی هستند و تراجمشان مفصلتر
از دیگرانست و این تکثیر و تفصول را سبب آنست که دستیار مولف در جمعآوری
این آثار عبدالحسین سینتای اصفهانی بوده و چون بشعرای اصفهان بیش ازنقاط دیگر
ایران دسترس داشته آثار. و احوال ایشان را پیشتر جمعآوری کرده آست؛ و دو سوم
دیگرهم غالبا شعرای مقیم پایتخت هستند .
علامُ فقید مرحوم محمد تزوینی ترجمٌ احوال مولف را چنین بقلم آوردهاست:
دیشاهایرانی (۰ .۳ وه ۱ قمری) آزروساء مشهورزرتشتیان بمبلی وازفضلا
وادباینامی بسیار باذوق آنطایقه که باراتم این سمطور آشنایی کاملداشت » ومکرر
آن مرحومرا درپاریس دیدهبودم» دیوان حافظ را تمابً از اول تا باخر بزبانانگلیسی
که در نهایت خوبی میدانست ترجمه کرده بود» وخیال طبع آنرا داشت ولیندانستم
سخنوران دوران پهلوی ۱ ۷۰۳
بعد ها آن کار را انجام داد یانه .
جلد اول «بیست مقاله» راقم سطور را که باهتمام فاضل مشهور آقای پورداود
درسنه ب .۳ , شمسی در بمبلی بطبم وسیدهاست » تهام مخارج آن طبع را مرحوم دینشاه
بدون ادنی خواهشی وتقاضائی ازمن نه تصریحاً ونه تلویحاً بلکه حتی بکلی و مطلقاً
بدون اطلاع من آن مرحوم متحمل شد» وجلد دوم همان کتاب را که فاضل دانشمند
آقای عباس اقبال صابمجلهفعلی (یاد گار) بخرح خودشان درطهران درسته ۳ ۱ ۱۳
شمسی بطبع رسانیدند » باز بعدها تمام مخارج آنرا آن مرحوم بایشانرد کرد» وبسضی
مکاتیب مرا راجع بتقرینا یا انتقاد بعضی بژلفات آقای پورداود آن مرحوم بانگلیسی
ترجمه کرده ودرمقدمه یا خاتمة آن کتب طبع نموده است وبواسط اين مساعی که
در تشر بعضی آثار اقابل اين حقیر بخرج داده وسخارج نسبة گزافی را که برای طبع
آنها متحمل شده حقوق بیکرانی برذت اینجانب ایجاب نموده است که زبان و بنان
من ازعهده شکر آن قاصر است » و خاطره آن همه محبتها وهمراهیها همواره در خاطر
من حاضر .
مرحوم دینشاه در اوایل سال هزار وسیصد وبازده شمسی (مطابق اوایل هزار
وسیصد و پنجاه ویک قمری) با مرحوم رابیندرانات تا گور شاعر معروف هندو بدعوت
دولت ایران بایران آمدند » ودراینجا با بسیاری از ار کان و اعيان و رژسا و فضار و
ادبای این مملکتآشنایی پیدا کردند . دراواسطآبان هزاروسیصد وهفدشسیمطابق
اواسط رمضان هزار وسیصد وپنجاه وهفت قمری » مرحوم دینشاه ایرانی دربمبئیوفات
پات » درسن پنجاه وهفتسالکی » و در چهاردهم رمضان مسة مد کوره در طهران در
مدرسةٌ فیروزبهرام از مدارس زرتشتیان مجلس ختم مجللی برای ترویح رح آنسرحوم
گرفتند که عده کثیری از اعيان و معاریف و وزرا ونضلا و ادبا و شعرا درآن مجلس
حضور پافتند» ,
«یاد گار » ج م ش ب-ب ص ه- و » وفیات معاصرین بقلم ع(بهُ فقیدمحمد
قزوینی» .
.۷ تاریخ تَذ کرههای نارسی
آثار مطبوعه او عبا رتست از :
اخلاق ايران باستان» بمیثی ۳۰۹ طهراله ۱ ۱۳۱ .
فلسفة ابران باستان» ببعی ۳۱ .
۳- سرودهای اهورامزدا » لندل و ,۱۳ ,
ء- پیک مزدیسنان » بمبلی ۰.۰ ۱۳-ر.۳ ۱ (قسمتهای ,-ر) .
ه- پوراند ختنامة پورداود » بترتیب و اهتمام و ترعه دینشاه بانگلیسی ؛
بمپتی ۱۳۰۱۷ »
مو- ترجمةٌ رستاخیز میرزادٌ عشقی بانگلیسی » بمبئی ۱۳۰۳ ش .
,ب- سخنوران دوران پهلوی » بمبتی ۳,۳ ش . وی مقداری از کتب تارسی
راهم برای دانشگاه بمبگی بانگلیسی ترجمه کرده است .
سخنوران نامی معاصر
تألیف سید محمد بافر برقعی قمی در ۱۳۳4-۱۳۷۲۹ ش
چاپ سربی مطبوعاتی امیر کبیر (طهران) درسهچلد , جلد اول در . ب ب صفحه
از ادیپ پیشاوری تایکتا ( احمد اشتری ) بالاحقهیی در ذ کر ادیپالممالک امیری
فراهانی » در آذرماه سال ٩ ۳۷ ش . جلد دوم در ررم صفحه از ادیپ بیضانی
کاشانی تا عباس بمینی شریف در اسفندماه سال .۳۳ ش . جلد سوم در ۳۸6
صفحه از آتش اصفهانی تا پوسفی مشهدی (د کتر حلامحسین) در آبانماه ۱۳۳۶ .
سخنورانیزد ۵
سخنورآن یز
از اردشیر خاضع یزدیدر ۱۳6۱ ش
شامل تذ کر شعرای متقدمین ومعاصرین یزد ونایین و جندق » در دومجلد :
مجلد اول در ذکر , ,+ نفر از شعرای ماتقدم که از آگهی اخست یزدی شروع وبه
یغمای جندقی ختم مپشود » مجلد دوم درذ کر ۳۱ نفر از شعرای معاصر که با
افشار یزدی شروع و بهیاسایی یزدی ختم میشود » باملحقاتی در احوال مینفردیگر
که جمعاً ,۳ ء ترجمهرا شامل است ونرتیب تراجم الفباییست جز درسوردملحقات,
این کتاب در دم + بیست صفحه سرآغاز و پیش گفتار و دیباچه بقلم مواف
واستادفتیدمرحوم سعیدنفیسی وآفاید کتردیبرسیاقیوهفتصفحه مقدمهٌمژلفبانگلیسی
بسرمابه کتابفروشی خاضع در حیدرآباد د کن چاپخانة دائرةالهعارف عثمائیه بطبع
رسیده است » قطع ۱۷-۰ چاپ سربی » کاغد اعلی .
تراجم مختصر و اغلاط چاپی کتاب بسیارست : مولف مآخذ و منابع خودرادر
آغاز مذ کور داشته و درمجلد دوم عکس شعرای معاصر را راو رکرده است .
ترجمه مولف و اشعار او در (ج ۲ ص بر ۲-۰ ه) مندرجست و این دو یت
که در زیر عکس او (ص ب و ه) پخطنستعلیق گراورشده نموداریست ازذوق وقريحةٌ
وی درشاعری :
ییاد گار درین روزگار اين پیکر
نهادهام که یماند بمن درین دفتر
که خاضع بود زمانی قسر دهحالوپریش
هميشه دربدرو خانه دوش خون بجگر
. په تاریخ تذ کرههای نارهی
سخن و سخنورآن
تألیف استاد بدیعالزمان فروزانفر (محمدحسن بنعلی بشرویهای خراسانی)
در دو مجلد » مجلد اول در شرح حال و منتخب اشعار شعرای خراسان و
ماوراءاللهر از ابتدای قرن سوم تا اواخر قرن ششم هجری قمری شامل ذ کر چهل و
چهار شاعر از حنظلهةٌ بادغیسی تا شهابالدین اپوالحسن طلحه » چاپ طهراندر. ۳٩
صفحه بسال م .۳ شمسی .
مجلد دوم ( قسمت نخستین ) درشرح حال و منتخب آشعار شعرای عراق و
آذربایجان از اواسط قرن پنجم تا اواغر ترن ششم هجری شامل تراجم یازده شاعر اژ
فخرالدین اسعد گر گانی تا خاقانی شروانی چاپ طهران در ه بء صفحه بسال ۱۳,۲
#
تسسرسی 7 ۰
سرو [ز اه
تألیف میر غلامعلی آزاد بلگرامی در ۱۱۹5 هق
در ذ کر قافیهسنجان متأخرین که ابتدای ظهور یا انتهای وجود ایشان بعد از
هزار هجریست » مشتهل بر دوفصل :
استرابادی نا سید بر کتانته محزون بلگرامی) بترتیب تاریخ » ص 2 ۳۵۱-۱ .
فصل دوم درذ کر قانیهسنجانهندی ودرآن هشت ترجمه مذ کورست (از شیخ
شاه محمد بن معروف فرسلی تا بحمد عارفب بلگرامی)» می ۲ ۳۹۰۱۰۳۵ ۰
این کتاب دراصل مجلدی بزر کتر بوده ومژلف پعدا آثرا پدو دفتر تقسیم کرده
است ۰
دفتراول ماثرالکرام تاریخ بلگرام نام دارد و مشتملست بردوفصل » فصل اول
سروآزاد ۷
در ذ کر فقرا وتعداد ایشان هشتادنفرست (ازخواجه عمادالدین بلگرامی تا بیبی خرد
بلکرامی) ص ۱,۱۰ » فصل دوم درد کر فضلا مشتمل بر تراجم هفتاد وسه فامل
(ازبولانا حسن صغانی تا آژاد بلگرامی) صی ۰۳۱۱-۱۸۰
دفتر دوم سروآزاد امدارد و فصولآن مذ کور افتاد . هردودفتر درسالم :۱۳
هق » از روی نسخة کتابخانةَمفٌ دکن که تاریخ آن .م, , هجری وبیستسال
پیش از م رگ مولف است یا فهرست صاحبان تراجم و مقدىهٌ سولوی عبدالحق باردو
درد کن بچاپ سنگی مغلوط رسیله است . دفتر اول ( , سپي صفحه و دفتردوم ب, ۶+
, » صفحه » قطع وزبری » خطنستعلیق» کاغذ سفید ,
درسرو آزاد پس ازحمد ونعت و حال تألیف کتاب (ص ,) شرحی درباب جواز
شعر گفتن وخواندن از آثار و احادیث بیان شده (ص ۲) و دردنبالآن کیفیتآغازشعر
وشاعری بذ کورست (ص ) و از صفحدٌ ء , تراجم آغاز میشود .
تراجم نسبة" مسختصر ولی مفید ودقیق است ومولف مآخذ خودرا درضمن تراجم
مذ کور داشته » ولی گاهیهم دوچار لغزشهایی شده که از آنجمله است در ترجمة
ژلالی خوانساری که مینویسد : «وفوت زلالی در سنة احدی و ثلثین و الف(۳۱. ,)
واتع شد » مصرع « ازجهان رفت زلالیبجنان » تاریخ یالتهاند» (ص ب ء)درحالی که
این مصراع ماد تاریخ زلالی هروی است که در ,ع وناتیافته وهمین عددازآن
استخراج میشود .
برای ترجمةُ مژلف و آثار دیگر او » رك : ذیل خزانة عامره در همین کتاب .
تألیف میرعظمت اه بیخبر بلگرامی در ۱۱4٩ ه ق
سفیثه دفتریست مشتمل بر تراجمی کوتاه و اشعاری مختصر ازشمرای متأخراز
من هزار هجری تا زبان تألیف .
ترئیب کتاب الفباییست که بااحمدی بلگرامی (میر لطفانته پدر مژلف) آغاز
و به یکتا (احمدیارخان) ختم میشود .
وی در سبب تألیف کوید که نخست قصد داشته مجموعهبی از آثار و احوال
متقدمین و متأخرین ترتیب دهد ولی یتوصيه دوستان بهمینقدر | کتفا کردهاست .
درسفینه کسانیهم که در تمامت عمر بیش از چند بیت نگفتهاند مذ کورند و
مولف معتقدست که -:
به یک بیتدعویمسلم بود !گر مصرعش مصرعیهم بود
روش نگارش ساده و هندی و انتخاب اشعار خوبست ولی از یس کوتاه و
مختصرست درخور استفاده نیست .
آغاز :
«بسمله » سر رشته سخن بسخن آفرینی میرسد که در نظم کلامش هیچ جای
سخن نیست » حل شأنه و سلسلهُ حدیث منتهی به امی است که درباب علمشبجال
دمزدن نی » صاعم» .
نسخد" اين سفینه در دانیگاه علیکره موجودست و در مجل اورینتل کالج
میگزین » ش ۲ ۲, مسلسل (ج ۳۲ ش , ص . ه نوامبر ۰ ۱) معرفی شدهاست ,
پیخبر غیراز سفینه رسامای در توحید وتصوف دارد » و کلیات افعارش مشتءل
بر هفتهزار یت از آنواع شعرست , چند مثنویهم دارد .
نمونه" تراجم :
در سروآزاد (ص ه ,ج) مسطورست که ؛ «واورا (- بیخبر) با میرزاعبدالقادر
سفینه بیخبر ۷.۹
بیدل ملافاتست ؛ در تذ کرة خود سسمی بهسفينة بیخبر مجلس خود را بامیرزا بیدل
ذ کر کرده » درپنجا کلام او نقل کرده میشود - فقیر را که اتفاق دید وادید ایشان
انتاد » حقا که در کمال خلق و مزه و درد وشوق بافنتم » تا که نشسته بودم سوای
اشعار مقتضی شوق وفقر دیگر حرفبرزبان نراند» بنده گفتم ضیافت طبعفقیر میفرمایند»
گفت ای صاحب » بعد مدتی همچو شما همرنگ را غنیمت یافتهايم » بعد از آن این
سهبیت فقیر که در ذ کر بمقام خود ها خوانده شد نقل گرفید برخاسته رخصت فرمود »
ابیات | گرچه تابل ایراد اینجا نیست » اما بجهت اتمام تقریب نوشته ميشود :
اینقدر هرزه چپ وراست دویدن عبثاست
خالك کن سینة خود را سر راهی دریاب
یی
بلند افتد چومقطع» پستسازد حسن مطلمرا
کشد پایین محقل قدر من بالا نشینان را
2
خولشدم ببخر زدستتهی جامدٌ فقر رنگ باید کرد
برین بیت عزیزی گفت : بیرزا صاحب ! حسن این شعر معلوم نشد » میرزا
قردود : در لقر مرتبهایست تا خدا کرا نصیب کند » مجملا" شرح آن این سصراع
بیخبر است : دولت پاینده دردست تهی است.
و آنچه میرزا از اشعار خود به تقریبها خواند » تا عجا در خاطر باشد» امااین
دوییت بیاد میآید :
بیدل همه تن خالاشدی لیک چهحاصل
در مالك نشستی و بران در ننشستی
۳
گوبندبهشتجایخوییست آنجا هم اگر دما باشد
واین بیت خاقانیهم خوانده بود :
۳ تاریخ تذ کرههای فارسی
هسایه شنید تالهام گفت خاقانی را دگرشب آند
«انتهی»
ترجمه مولف :
آزاد مینویسد : «بیخبر - میرعظمت الته بلگرامی » خلف الصدق سیدالعارفین
میرسید اطفانته بلگرامی قد"س النته اسرارهما ء گلهای مناقب والا از چمن اول باید
چیه » و روایحی که مشام ملاً اعلی را معطر سازد بایدشنید .
میر بینظیر ازعرفای شعراست و از صوفیة صاحب لسان » ودر وادی حقایق و
معارف متاز زمان » طرز کلامش به نمکینی ادای خوبان » و انداز بیانش بدلنشینی
عشوه محبوبان » نکهت خلقش سرماية ختن ها ؛ و رنگینی صحبتش ساز وب ر گچمنها»
خاص وعام راغب مجلس خاح بودند » و در خور استعداد طرفی می بستند .
بیخیر تخلص بجامیکرد که باخبر بیخبربود» و برقول حضرت لسانالغیبعمل
میفرمود 45 »
مصلحت نیست که از پرده برونافتدراز
ورنه د رسجلس رند ان خبری نیست که نیست
درس اریع وئلئین ومأته والف (ع۳, ,) میر وفقیر از بلگرام تا شاهجهانآباد
همسفر بودیم » و چون کوا کب سیار بشرکت گردون راء پيموديم تمام راه بحظ
دلخواه گذشت » اینچنین سفر بمراتب برحضر رجحان دارد .
روزی نقل فرمود که هرگاه این مطلع امن سرزد :
ازمف مژگان خونریزش نگاآید برون
چون سوار یکه تازی کزسپاه آید برون
شخصی که خود را شاعر میگرفت » مطلعی در جواب انشا کرد » چون مطلع اوازسعنی
معرا بود » پاران کفتند که لطف مطلع بیخبر خود ظاهرست 6 اسا لطف مطلع شما
مقهوم نميشود» جواب داد که هنوز لطف گذاشتن باقیست ,
میر خط شکسته بسیار نادر و دلپذیر مینوشت » و در موسیفیهم فهم رسایی
سفینة پیخبر ۷۱
داشت» کلیاتش اقسام نظم قریب هفتهزار بیتاست» از دیوانش این اشعاربترتیب
ردیف صورت تحریر میپذبرد» . بعد از ذ کر یکصد وپنجاه ونة بیتمینویسد: «رحلت
میر عظمتالته در شا هجهانآیاد روز دوشنبه بیست و چهارم ذیالقعده سنة ائنین و
ورین ومائة والف (+ع , ,) واقم شد » و درجوار مرتد سلطان المشایخ نظام الدین
دهلوی قد"سسر» مدفون گرد ید .
جامع اوراق در وفات او تصیدهبی انشا کرد که هر مصراعش تاریخیست »
و مطلع وحسن مطلع بیخو است ذوقالیتین اتفاق انتاده ؛ پارهیی از آن قصیده برنکته-
سنجان عرض میشود :
میزند جوش تلاطم بازعمان الم اشکمیریزدبروی لوح» مکانقلم ,.,»
۳ ۱۱ ۲۳ ۱۱
ابيا تیکه ازین قصیده ذ کرشده دوازده بیت است ,
سروآزاد ؛ ص ۳۲۰-۲۱۵
خوشکو مینویسد : « ... شعر مو حدانه بیگفت » چند مثئویهم دارد؛ ...
کلیاتش از فصیده وغزل و رباعی ومثنوی قریب پانزدههزار بیت است» .
«سفینذخوشگوه ص۷۳ ۱ »
ازوست :
ما غریبانرا بزیر خالك هم نگذاشتند
صبح محشر میکند فریاد کزمنزل بر
رب
صحبتباران موزون سرو وگل ازیادبرد
غیرت گلزار باشد مجلس رنگین سا
ریزو
۷ | ۳
تاربخ تذ کرههای فارسی
دمی زشوخی نازتو کس نیاسودست
نشستهیی و خرام تومیکشد مارا
پیت
کیست ک ز گردش چشمتو بجابی نرسید
آخر ایشوخ مراهم بنگاهی دریاب
نم
نشا؛ دیگر توان در میپرستی یافتن
بیخبر گر ساقی کوثر علیمرتضاست
یور
بیحلاوت نیست عسرت دز جهان
نان چوشد کمیاب شیرین میشود
و99
ماهم اندر پیچ زلف او گرفتار آمدیم
اتفاق طرفهیی افتاد باران شب بخیر
اد
سعی یارانچیست ؟ گردیدن طلا یامسشدن
عاشقانرا آرزو نبود بجر مفلس شدن
پاس خاطرها چه باشد ؟ احتیاط شیشهها
دردسر بسیار دارد صاحب بجلس شدن
سفینه خوشگو ۷۱۳
سفینه خوشگو
تألیف بندر این داس متخلص بهخوشگر در ۱۱6۷-۱۱۳۷ ه
تذ کر عمومیست مشتمل برسه دفتر در ذ کر م ,ع , شاعر با ترتیب زمانی
پدینشرح :
دفتراول - در ذ کر جبم شاعر متقدم از رود کی تا کافی ظفر همدانی .
دفتر دوم - درذ کر , , ,رشاعر متوسط ازعبدالرحمن جامی تا شگونی گلپایگانی
معاصر شا هجهان ,
دفترسوم - در ذ کر ه ع ۲ شاعر معاصر, چههندی وچهمقيمهند » از ناصر علی
سرهندی تا مذشی سربسنگه خا کستر تخلص .
این تقسیمات بشرحیست که استوری (, : + ۲م) نوشته است . ولی از نسخذ
آبآورد که جامع آن دری شوشتری است و شرح آن خواهد آمد» چنین بر میآید که
مقین خوشگو در امل چهاردفتر بوده » چنانکه در ذیل نام مير عظمتالته بیخرآیده
اشت که: «خلفصدق میرلطف الته احمدی تخلص که ذ کرش دردفترچهارم بنا بمطلبی
خواهد آمد بوده» و در ذیل فام ملا"علینقی سابق تخلص مسطورست که : «خلف
سولانا محمد صالح مازندرانی است» وبرادر ماد سعید اشرف که ذ کرش دردفترچهارم
خوا هد آمد» ۱
که باینصورت و باتوضیحی که در ذیل نسخه دری داده خواهدشد» ترتیب
زمانی دفاتر سه گانه یاچها رکانهٌ سفینة خوشگو بهممیخورد .
تاریخ شروع باین تألیف سال پم , , هجریقمریست برابر با«سفینة خوشگوه
و تاریخ اتمام آن بع , , برایر با «سفینة خوشگوی» .
نسخه دری :
نسخه یی ازین کتاب کهدری شوفتری. آثرا تسمتیاز دفتر دوم پنداشته» وهم
بگفتة او : «هنوز باتمام فرسیده» وفهرستیبرآن ننوشته, وقاعدهیی نگذاشته, درطوفان
۷1 تاریخ تذ کرههای لارسی
تادری بیغما رفته به بختیاری رسیده » مدت هفتاد سال در نزد ایل بختیاری و متواری
بوده ...» تا آنکه دراه محرم من مر ۱۲۲ هجری براثر بارند گی سیلی از کوههای
بختیاری جاری شد, و رود شوشترطفیان کرد» واین کتاب برروی مقداری ائاثخانگی
که آب با غود میآورد روانبود » و بدست شخصی افتاد» و آن شخص بعدازیکسال
گذارشی بمحکمةٌ شرع افتاد » و آنرا نقدیم سید محمدین سیدعبدالکريم موسو ی کرد»
واو پس از ملاحظه کتاب » دری را بنزد خود خواند و گفت تا اوراقآنرا مرتب
کرداند » وی بترتیب و تنظیم آن پرداخت » تا درماه ذیحجه د۳ ۲ , که محمد علی
میرزای دولتشاه «بفصد تنبیه سر کشان رومیهعراق اطراف دارالسلام بغدادرا مضرب
خیام نصرت بنیاد فرمود» مصادف شد با مرگ محمد صالح خدان مکری بيگلربيگي
خوزستان و تعیین علیقلیخان گروسی بجایاو , علیقلیخان را که مرد ادب دوستیبود؛
پس از استقرار از وحود مفینه آگاهی دادند » ووی دری را مأمور بنوشتن دیباچه و
تنظیم #هرستی ازبرایآن کرد . درخلال این احوالدولءشاه قاحار در کت ( ناو
ه) ودری کار دیاجه وفهرسترا معوق گذاشت؛ تادرنوروز , ء, هق محمدحسین
میرزا حشمةالدوله فرزند دولتشاه بای بدرش بحکومت خوزستان منصوب گردید و.
شوشتر را مر کز حکوست خود قرارداد » و چون اهل شعر و ادپ بود» دوتنازسادات
شوشتر (میرزا اسعیل خان وسیرزا احمدخان) که درخدمت وی بودند, نسخهآبآورد
را نزد شاهزاده پرده ماجراي آن با زگفتند» ووی گنت دور از مروتست کهچنین کتابی
را بچنین وضع گذاریم : آندونیز دری را بشاهزاده معرفی کردند» و او پس از شرنیایی
دستوریافت که باتصرفات شایسته وملحتات بایسته ونگارش دیباچه و تنظیمفهرست»
کار ناتهام خود را پاتمام رساند» وبنام حشمةالدوله مطر ز وموشح گرداند» و لذابس
از دوازده سال آن نسخه مشوش مرتب گردید وبسامان رسید ,
تنها قسمت دست نخوردة سفیده خوشگو نسخه بانکی پورست که آخرین قسمت
آنست و بعنوان دفتر الث بطیع رسیده » بقیه رونویس نسخة دری شوشتری است که
فهرست نویسان هریک بزعم خود عنوان دفتر اول و دوم با قستی از دفتر اولودوم
سفین خوشگو ۷
پان دادهاند » و تعداد تراجم درین لسخهها باهم اختلاف دارد ؛ و کاملترین آنها
بالفعل نسخه شمارءةٌ ه ه ب م کتایخانامر کزی دانشگاه تهران است که شامل ذ کر
یکهزار ویکصدویازده ( , , و ,) شاعرست» وازین جمله تزدیک بدهترجمه تکراریست .
آغاز وانجام این نسخه چنینست ,
آغاز ؛:
«درین زمانه رفیقی که خالی از خلل است
صراحی سی ناب ومفينة غزلست
کشتی حمات را ناخدا حمد خداییست که بنینوع انسان را از بحرعدم پکنارة
وحود کشانیده » و سنین نجات را معلم » نعت خاتمالانبیائیست که کشتی شکستگان
دریای ...۰ .
انجام :
«یاری شیرازی از ولابت شیراز بود» در زمان سلطان حسینمیرزای بایقراظهور
یافته » ازوست :
کفتم در آن گوش مرا تشنه جک رکرد
بشنیدازین گوش وازان گوش بد رکرد»
نسخه : اشپرنگر» . ۳۲-برلین ۲-۳ ب (دفتراول ودوم ناقص)؛ اندیاائیس
+. ء (دفتر اول)؛ بادلین » بيس (دلتر دوم هبي شاعر) ؛ دانشگاه لاهور (دفتر
دوم» نافص ودرهم هب شاعر ازجامی تا میرزارضی)؛ پانکیپور» جم ص ۱۱۰-۸۳
(دفترسوم » ناقص مورخ ۳ ,ه) ؛ ذیلبانکیپوره ج , ص بمب و (دفتردوم ناقص
از جامی تاسروری)۱؛ مپهسالار » ش ٩۰ مورخ ع عء ۲ , شامل . ییشاعر"؛ مجلس»
_ سس سس
,- تعیین دفتر اول یا دفتردوم بسته بتعریف فهرستنویساقست .
داپن نسخه بخط نسخ توفیهشده » از شرح ی که پوسفنام منظر تخلص درحاشيه
بقیه حاشیه د رفح پل
!۷ تاریخ تذ کرههای فارسی
ش ۳ عء۶ مورح ۸ ٩ ۲ ۱ (خط هنداست واز حیث هداد تراجم نظیر نسخه سبهسالار »
ول ی کاتب این نسخه + ج شاعرحرفغین را ازقلم انداختهاست) ؛ دانشکده؛ الهیات»
پقیذحاشیه از صفحه قبل
وابن نسخه متعلن بخود وی بوده, درحاشيةُ بءضی صفحات مطالبی بخطدری جامم ومرتب
کنندء ند کرهاست» و درصفحهبی که شامل شرححال نویدی شیرازی است» تصریح باسم خود
کرده ومطالب هم گواهست» د رصنحه بی کهشرح حال امیر ابوترابرازی میباشد» میرزامحمد
حسن بروجردی شرحی بخط خوبش د ربیان احوال بیرزااشراق اشراق تخلص (- اینشخص
بیرزابحمد بروجردی بتخاص بهاشراق ومژلث تذ کر اطایفالمدایح وطرایفالمناقب است
که ذ کرش درذیل تذ کرة مزبور خواهدآمد) و نیز دراشیة صفحدپی که حرف دباه باخر
رسیده وشرححال میرزا تنها درآن شروعشده» هموشرحی راجم باحوالبیدل (میرزا حسن
بروجردی) برعسب خواهش دری درشوال سال ۳ (, درشوشتر نوشته و پارهبی ازب رگهای
نسخه حواشی آنها وصالی گردیده است»., دفهرست سیهسالار» ج ۲ص » ۷ع-۷۰ع» .
ازدری شوشتری دواثر دیگر شناخته شده است : یکی «چمن سرور» ودیگر «اقبالنامه»
ودرفهرست کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران (ج۹ ص ۲۰۳ ۰-۱ ۱۲) بدینشرح ذ کرهردو
آمده ات ۰
«چمن سرور - از دری #وشتری در ءٍ ب فصل که شعرهای مربوط بموضوع آنلصل را
درآن میآورد» ونام شاعر راهم یاد بیکند .
فهرست مطلبیا
ب- مناجات ۲-عشق س.سملدیتدنیا - درقناعتود رویشی ه- درفار ب درتعریف
گونه بب درسوزهجر م- دررشک و درصفتقاصد ونامه . ,- درتعریف زلف ۱ ,- در
تعریف آبرو » ,- تعریف دهان م,- تعریف لب ع ,- دو تعریف خط و ,- تعریف میان
٩ ,- تعریف فاست پ,- تعریف شراب م ,- درخاموشی و ,- درضعف , ۲- درخامیت
تنهایی , - درنصیحت - درعفوگاهکاران ۷*۳ درطبابت ۲- درعفوااهی . خانمه
کتاب د ربطابات وهزلیات ولطینه ها .
مونفراست «(قبالنامه» که دردیباچه ازآنبادمیکند» واین چمنسروررا از رویآنشکدة
آذر و تذ کر دولتشاه و تذ کر نصرآیادی و نذ کره سید غلابعلی آزاد ومآثر رحیمی و چهار
پقیك حاشیه درصفح بعد
سفینة خوشگو ۷۷
شع ه , ب (ناقص از حرف با تا قاف شامل نهصد وچند ترجه خط هند » تحریر
اوایل قرن سیزدهم)؛ کتابخائذملی ملک » ش ه .۳ (قسمتی مختصرست درحدود
, ۰ شاعر بضمیمه آوهرمراد لاهیجی» خطنسخ)؛ کتابخانمر کزی دانشگاهتهران»
شی ۰۰ ۲ قرن میزد هم » (اين نسخه درنهرست مر کزی نظیر نسخة مجلس معرفی
شده, ولی صورتاسامی شعرا که درمجلددهم فهرستآن کتا بخانه» ص ب ۲ ه 6-۱ ۱۰0
دوجشده » شامل 3 کر , ,, , شاعرست) .
نسخهیی که دریتنظیم کرده بترتیب حروف تهجی است» ودر شروع هرحرف
فهرستی از شعرایی که ذکرشان درآن حرف آمده است » نوشته شده » و بمضی تراجم
که از اضافات دریاست درآن نمایانست» مانندمیرفندرسکی» اشراقبروجردی» دارای
قاجار ومانند اینها ,
واما اینکه دری شوشتری وبعضی ازفهرستنویسان نسخه آب آورد را قسمتی
از دفتر دوم دانستهاند » دور از موایست» چه این نسخه شامل تراجم شعرای ادوار
مختلفاست, از متقدمین تامعاصرین ؛ ولینه بعاور کامل ؛ وخود دری معترفس ت که
بسیاری از اوراق نسخهآبآورد ذرطول مدت دوازدسال که درشوشتر عاطل و باطل
مانده بود تا صاحبخیری پیدا شود » بدست این و آن تباه شد و بربادرفت .
اکرچه با از وم اصلی این کتاب وچگونگی دفاتر سه گانه یا چها رگانة آن
اطخاع محیحی دردستنداریم» ولیهم درین نسخهمیبينيم که تراجم شعرای هرچهار
دفتر مسطورست .
بقی حاشیه ازصنح قبل
عنصر بیدل وفیٌ خوشگو و کلماتالشعرا ومرآتعالم وهفتاقليم وتذ کر هیرخانی وطبقات
شا هجهانی وسرآتجهاننما ویختیارامه ساختهاست . دردیباچه ازمیرسیدعلی سرعشیوامیرزاده
اسمعیل خان ومیرزاً احمدغان وامیرزاده سیدحسی باد کرده است» شماره جع ۲ .
تستعلیق وه , » منوان شنگرف » حواشی دارد» پ, س ۷/۵ ۱۳۷ ۱ ۲۷
کاغذارنگی » جلد تیماج تهوهبی ضربی .
۸ب تاریخ تد کرههای لارسی
مگلا" درنسخ مجلس ذیل نام بیرزا ابراهیم ادهم آمده است که : « پسر
میررضی ارتیمانی است که کرش دردفتر اول گذشت» و درحرف « را » نهمین شاعسر
میررضی آرتیمانی است» که ترجمهاش مخصوص دفتر اواست ؛ و چرا باید شاعر قرن
بازدهم ذ کرثی دردفتر اول باشد معلوم نیست , ۱
در ذیل حسن بیکگانسی نوشته شده که : «غیراز اسمعیل بیک انسی است که
ذ کرش دردفتر اول گذشت» و ترجمه این یکك درنسخهنیست .
در ذیل نام ملک حمره غافل سیستانی که دری تخلص او را «عاقل»خوانده
ودرحرف عین نشانده مسطورست که: «ولد جلالالدین نیبروز که ازملوك سیستان
بوده , و ذ کرش دردفتر اول گذشت» و درحرف جیم چهارد همین شاعر ملک جلال.
آلدین سیستانی است .
همچنین در ذ کر میر عنمتاننه پیضر نوشته شده است که : «خلف صدق میر
لطفانته احمدی تخلص که ذ برش دردفتر چهارم بنابمطلبی خواهدآمد بوده» وچهل
ونهمین شاعر از حرف الف میراطفالته مژیورست .
ونیزدرذیل ناممار" علینقی سایق تخل آمده که : «خلف مولائاصالح مازندرانی
است» وبرادر ملا سعید اشرف که ذ کرش دردفتر چهارم خواهد آمد » و ترجمة اشرف
دریننسخه نیست ,
درهمین نسخة مجلس که سیصدوپنجاه شاعر ازنسخه کتایخانمر کزیدانشگاه
کمتر دارد» ترجمةُ بعضی ازشهرا مسطورس تکه درنسخةٌ مفصال م رکزی نیست ؛ از
جمله : شیخ احمد شیرازی , بیکسی مجاوندی , محمدشاه سادات مازندرانی » صالح
رازی » علی پاشا صبری رومی .
منابع حوشگو :
| کرجه خوشکو بمثابم ومآخذ بسیاری دست داشته که ازآنجمله است: تذکره
دولتشاه » هفتافليم » مجمعالنفائس » تذ کره نصرآبادی » تاریخ عالمآرایعباسی ؛
بیاض خانآرژو » بیاض ایب , مآثر رحيمي » کلمات الشعرا » مرآتااعالم » طبقات
سفینه خوشگو ۷۹
شاهجهانی» آیین | کبری » توزك جهانگیری » طبقات | کبری » سرو آزاد » همیشد.
هار » ریاشالشرا» ید بیضاء حرانأعامره اتبالنامة جهانگیری» ظفرتامةشامعیامی؛
منتخبالتواریخ بداونی » | کبرنامه » و بعضی نتب معروف وغیرهعروف دیگ رکهدر
ضمن تراجم از آنها نامبردهاست . ولی چون اهل تنبعنبوده وسطالعات عمقی درینباب
نداشته » درمورد شعرای لف مرتکب اشتباهات بسیار شده است» ازحمله آنکه.
درترحمه اهلی شیرازی شرح حال اهلی ترشیزی را هم داغل کرده » و از ایندو
یک شاعر ساخته و دری متعرض آن نکردیده است .
در ذیلالهی اسدآبادی همدانی که لقب ونامش عمادالدین بحمود وصاحب
تذ کر خزینة گنج است» ترجمحال حکیم صدرالدین علیبن محمد شیرازی مخاطب
به مسیح الزمان ومتخلص به الهی را که خود ممدوح الهی همدانی بوده ثبت کرده
است .
در یل بدرچاچی ترجمهُ بدرجاجرمی را آورده » وعجب که برقول دولشاهنیز
خرده گرفته که چرا نوشته از جاجرم است» و.باعی مشهور بدرالدین جاجرمیرا کهدر
مدح خواجه شمسالدین محمد صاحب دیوان گفته: «دئیا چومحرطاست و کفخواجه
نقط الخ» بنام بدرچاچی ثبت کرده» و درآخر میگوید که «وفاتش درهندوستان
یعهد سلطان محمد تغلق شاه بوده» .
در احوال ساممیرزای صفوی آورده است که : «بسلطنت نارسیده (!) در سال
نهصد وسی(۱) درعین جوانی(!) در گذشت» .
ترجمه قاضی نظامالدین عثمان قزوینی معاصر ارغون را یکجا در حرف عون و
ذیل «عثمان قزوینی» ویکجا در حرف نون و ذیل «نظامالدین» آورده است .
امیرقاضی اسیری رای پسر قافی مسعود را یکجا « ایر رازی » ویکجا «اسیر
شیرازی» نوشته است .
غلطکاریهای دری :
دری شوشتری نیز بقدز وسم خرابکاربهابی درین نسخه کرده و بعضی نامها را
۷۰ تاریخ تذ کرههای فارسی
که نتوانسته است بخواند با تحریفاثی ثبت کرده که ارانجمله است؛
نقیملتانی بجای نقی بلبانی صاحب عرفات » دردرف نون .
نجفی رشتی بجایمخفی رشتی» 3 3
عوفی گجراتی صاحب تذ کرة الشعرا بجای صوفی مازندرانی صاحب بتخانه و
مقیم کجرات؛ (نا گفته نماند که ملد"محمدصوفیما زندرانی پتخانهرا که مجموعهایست
ازافعار در کجرات تدوین کرده» وخوشگو وبرا کجراتی شناخته و بتخانهراهم نذ کرق
الشعرا دانسته » و دری شوشتری خرابکاری دیگری که کرده اینست که صوفی را
عوفی خوانده و در حرف عین نشانده ود کتر نقویپا کستانی هم تذ کر عوفی کجراتی
را جزو تذ کرهها بشمارآورده است) ركك : تذ کرهنویسیفارسی درهند وپا کستان» ص
. «ب فقرة پنجم .
مرید احول بچای فرید احول درحرف میم .
فضلالدین محمدتر که بچای افضلالدین محمد ت رکه درحرف نا .
ابوتراب فرقتی درحرف الف بجای حرف فا .
جنانی قند هاری بجای حنونی قندهاری ,
نجم آلدین حسنبن سنجر دهلوی بجای نجمالدین حسن سجزی دهلوی .
فهرستصاحبان تراجم درجلددهم فهرستم رکزی دانشگاهتهران (صي ۲ ه ۱ب
ء ۰۰ ,) جاپ شده است ۳
ارزش واعتبار سفینه خوشگو :
چنانکه دیدیم خوشکو دربار؛ُ متقدمین ومتوسطین کاری نساخته» متاخرین را
هم دربست ازتذ کرةٌ محمدطاهر نصرآبادی بیرونآورده » وغریبست که یکیدوجاهم
برنصرآیادی خرده گرفتهوحق هم بااوست(رك: ذیلقدسی مشهدی)» ومتأسفانه قسمت
عصری سفینه که اصالتی دارد » مربوطست بدور؛ انحطاط ادیی هندوستان که لفظاً و
بعتاً درخور اعتنا ثیست » خاصة که مژلف چون این قسمت را از روی کتابی دیگر
نمینوشته » کلمات ولغات هندیهم زیاد پکار برده است .
سفین خوشگو ۷۲۱
ازین فسمتعصری نسخه بیجدا از قسمتهای دیگر در کتابخانة بانکیپورپحنه
موجود بوده و درسال رب , هاق » باهتمام سید شاه بحمد عطاءالر حمن کا کوی
پروفسور ادارةٌ تحفیقات عربی و فارسی پتنه بنام دفتر ثالث بطبع سنگی بسیار مغلوط
پروفسورانه یی رسیده است» با مقابل نسخه دری که ذ کر بسیاری از شعرایاین دفتر
هم در آن هست؛ اختلافات وستطاتی هم درعبارات وهم در تراجم درآن دیدمميشود ,
ترجمه" مژلف :
سراج الدین علیخان آرزو در مجمع النفائس آورده است که : «بندر ابن داس
خوشگو هندوبیست ازقوم بیس پیشتر ن و کرپیشه بود» ازمدنی لباس دنیاداری تر
نموده » درزی" فقرا میزید » استفاد؛ٌ بسیار از حدمت بزرگان فنمثل میرزا عبدالقادو
ییدل ومیرزا افضل سرخوش و حضرت شیخ سعداله گلشن قدس سر نموده , از بدت
بیست و پنجسال تخمیناً با این هیچمدان ربط کلی بهم رسانیده » و این عاجزهم در
تربیت او بتقصیر از خود راضی نشده و نیست » ازبسکه اخلاص با احقر دارد » سجع
نکین او اين مصرع است؛ «آرزومند فضل او خوشکوه .
بهرحال شعر را بسیار خوب میگوید» وثبض ناز کی مضمون پدست او افتاده .
سابق تذ کرةالشعرائی مشتمل براحوال شعرای متقدم ومتأخر تا معاصرین نوشته » و
بسیار مفصل نوشته بود» اواخر بنام عمدةالملک امیرغان بهادر مرحوم (متخلص به
انجام) مزین گردانیده » وئوابهم در جلدوی او دو روپیه یوب او برمحصول سایر
پريا گ که عبارتست از الهآباد مقرر فرموده بود » تا نواب مزبور درقید حیات بود
(وه ,, ه) پافت .
حالا درعظیم آباد و بنارس میباشد » وگاهگای خطوط با اشعار خود پیش
فقیر میفرستد. أزوست : (پ ۲ پیت)» ,
۷ تاریح قد ءهای فارسی
منتخجی از آن ابیاتست :
چند بعمار دل ویران من خواهیشدن
این سرای تامیارلك قابل تعمیر نیست
رم
شیشه یی چند از گلاباشکدارم دربغل
پپرم تا شستشوی تربت مجنون کنم
رت
میکشد عاشقانه ناز ترا گرچه نازلیود مزاجسخن
2ب
از بیم بدان تا برخ خوب توبینم
آیینه بکف پشت بسوی تو نشینم
ی
بیتو گر جام می بکف گیرم آلتاب گرفته را ساند
29
بسکه آزعمر مرا بیزاریست عمر دشن رخد | میخواهم
خان آرژو از عنادی که با شیخ محمدعلی حزین لاحیجی داشته » اين بیت از
غزل مشهور او را در شمار اشعار خوشکو آورده است ؛
آواز تیشه ایشب ازبیستون نیاید
شا ید بخوابشیرین» فرهاد رفته باشد
آثار دیگر او عبارتست از ؛ دیوان شعر » ملفوظات بیدل » ومرقعی که بخطوط
شءرای معاصر مزین و مرتب شده بوده .
مواف تذ کره گل رعنا مینویسد : « درعشر؛ سابم بعد باء والف (. بر ,) دز
عظیم آبادپتنه پیکرعنصریوا گذاشت» شعرفهم بینظیربود ومضامین تاژه فکرمیکرده .
سفقیلةالشعراه ۳
تألیف در حدود سال ۱۱۷۰ ق
بشتملست برتراجم احوال و منتخبات اشعار ٩۳ نفر از شعرای قدیم وجد ید
بترتیب حروف تهجی از مولفی امعلوم .
آغاز : «اين تذ کر سفینةالشعراء ,.. الخ .
نسخه منحصر : ایوأنف - کرژل » ش ٩ ۳۲ ص ۲۰-۲۳۳ .
نسخة مزبور ناقص است و حرفهای : (ع ء ل »م »ن »و ۵ ی) را ندارد
وحرفهای ؛ (ذ » ز) نیز ناتماسست .
غالب تراحم این کتاب از عرفاتالعاشقین وتذ کر نصرآبادی گرفتهشدهاست .
ولی تراجم شعرای ترندوازدهم را که یفصل هم نوشته است ظا هرا ازتذ کرة دیگری
برنداشته است .
ایوانف درفهرست انجمن آسیایی بنگال (ذخيرة کرزن » ص ۳۲) اظهار عقیده
کرده اس تکه این نسخه تنهایکسوم اصل کتاب میباشد وحتماً این تذ کره ازریاض-
الشعرا بزرگتر بوده"» وانهاعلم .
در برگ و , ۲ این نسخه سال ۱ ۱ و در برگ ۱+ سال ۲ و دربرگ
و ب سال .وم , بذ کورست ؛ و در بر گ عم سال .ی , بعنوان سال جاری ذ کر
شده است .
نام بعضی از شعرا بتکرار آمده است ؛ باین توضیح که گاهی یک شاعر را هم
بنام وهم بتخلص ذ ک رکرده» و پیداست که بدون تحقیق و تعهق عیناً از عرفات نقل
شده است؛ چهاین سملانگاری جز درتذ کرهُ عرفاتالماشقین درهیج تذ کر دیگری
مشاهده نشده است .
سس مت و
,- آقای د کترنقوی معتقدست که : «بظاهر این کتاب ناتمام مانده وسژلف از ترئیب
آن هیچوقت فراغت نیانته است» رك؛ تذ ءنویسی درهند وپا کستان » ص ۳۰۵۳۹۰ ۳۹ .
ء پ تاریخ تذ کرههای اارسی
مولف درین نسخه ازخود نام نبرده و آنچه معلوسست اینست که ویازدوستان
آنندرام بخلص (متوقی ع + و ,) بوده » چنانکه درنسخة مزبور (برگهای ٩, ۱۷۳9
وء ه ۲) ازویاد کرده است . دربر گ م ع نیز مینویسد کهسخی شاغررا بسال , ع ۱ ۱
ق درلاهور دیده که
سفینهالشوق
تألیث رایمنکهرای شاهجهان آبادی متخلص بهشوق در ۱۱۷۰ ق
بهگوانداس در ترجمحالش مینویسد: «خف اصفررای مجلسرای نایب
دیوان خالصهٌ شرینهازعمدههای معروف شا هجهانآبادست, طبع ارشاد و کمالادرالك
داشت» هنگام اختلال سلطنت هندوستان بوقوع حادثه شورش افغان درسنة یکهزار
ویکصد وهفتاد ترلوطن کرده وارد | کیرآپادشد ,
درآنایام تذ کرهییمسمی بهسفینةالشوق تألیف مینمود؛ گاهی شعر هم میگفت؛
اوراست ۰
نه خشم» نهعتاب» 4 کینسیکشد مرا
با یر لطف میکنی این میکشد مرا
رد
زدیدار توگر حرمان بیک چشک زدن باشد
نصییم مرگ گردد » کر امید زیستن باشد
نم
بوصفلعل میگون تو تارنگین سخندارم
که میگویدزپان ب رگه گلی اندر دهندارم
همجن
سفیته عشرت هب
شد توتیا زگ حفا استخوان من
زین لیشت مکن بوفا امتحان من ۰
«مفیته هندی » ص ع ۱ ۱»
سفینة عشرت
تألیف دورگاداس متخلص بهعشرت در ۱۱۷۵ هق
مشتمل برتراجم شعرای قدیم وجدبدست بترتیب الفبا ونام کتاب برابرست با
تاریخ تألیف آن , مولف که شرح حالش بدستنیامده است» ظاهرا از شا گردانسراج-
الدین علیخان آرزو بوده ژیرا که ترجمه و مثتخبات اشعار او را از همه مفصلتر آورده
است ,
آغاز: «بسمله » حمد ناظمی که رباعی عناصر را تر کیب بند ساخته » و ثنا
راقمي را که برلوح فلک از قلم ابداع مسد س شش جهت نگاشته» .
نسخفه :
این کتاب در دو مجلد بوده ومجلد اول آن که شامل چهار صد وپنجاه وپنج
ترجمه است» از اسدی طوسی تا سابق (- حاجی فریدون) د رکتابخانة خدابخشواقع
دربانکیپور محفوظ است » و ثحریر آن از قرن سیزدهم هجریست » و فهرست نویسان
تسخه دیگری از آن نشان ندادهاند .
رتك : فهرست بانکی ور ۱ج مر ص ٩ب واستوری :هر و ص ۱ .
آقای د کتر نقوی در کتاب خود سخه بانکی پور را اقصالاآخر قلعداد کرده
است» وحالآنکه ناقصالاخر بنسخهبی میگویند که یکت یاچند صفحه ازآخرآن افتاده
باشد, واین نسخه حلداول ازسفینعشرت استء وحلد دومآن که شامل تراحم ازحرف
«ش» تا «ی» بوده فعلا" مفقودالاثرست .,
درك : تذ کره ویسیقارسی درهند وپا کستان » ص ع ۱ ع-ه ۱ ع».
۷۳۹ تاریخ تذ کرههای فارسی
۰
تأثیف شیخمحمد علی حزین لاهیجی درقرن دوازدهم هجری
تذ کره گوئهایست که عنوان سفینه دارد» بدین معنی که از بمضی شعرا شعر
وشرح حالآورده است» و از بعضی دیگر نقطشعر,
سفینهُ مزبور مشتملست برذ کر یکصد وهفتشاعر از اوایل ترن دهم تا نیمه
قرن یازدهم» بترتیب حروف تهجی از الف تا کاف که از اهلی شیرازی شروع شد» و
به کمالالدین حسین ضمیری اصفهانی که قاعدة بایستی در حرف ضاد نوشته ميشد
پایان میپذیرد » و جنبه انتقادی نیز دارد » چه اشعار برعی از شمرا را مورد انتقاد
قرارداده » و برانتقادات دیگران فسبت بادعار برخیدیگر خرده گرقته ونقد برنقد کرده
است .
حزین تاریخ وفات صاحبان تراجم را ذ کر نکرده و دربار؛ُ سال تألیف و مدت
جمع آوری اشعار سفینه نیز سخن نگفته است .
چون درهفینه شرححال واشعار ساممیرزایصفوی واشعاری ازتقیالدین اوحدی
هم مسطورست, دورئیست که حدس بزئیم در تدوین سفینه از تحفه سامی و تد کر
عرفاتالعاشقین هم استفاده کردهاست» بخصوص که شعرای سفینة»زبور ازقبیل: آصفی
هروی » اهلی #یرازی » اهلی ترشیزی » امیدی تهرانی » ابوالحسن فراهانی » حالتی
ت رکمان » سپهری زوارهیی » حسابی نطنزی » حضوری قمي » حیدر ذهنی معمائی »
ذوقی اردستانی » ابراهیممیرزای جاهی صفوی بابافغانی شیرازی » ضمیری امبفهانی»
<یرتیتونی , درویش دهکیی وبانند اینها از شعرای دوتذ کرهُ مزبورهستند ,
سفینة علی حزین در دارالطبع جامعة عثمانية حیدرآباد دکن بسال ۱۳
هجریقمری دریکمبد و دوصفحه بطبمسنگی رسیده است .
ترجمهٌ مژلف واژار دیگر او در ذیل تد کرةالمعاصرین سل کورست ,
سفینةاللگالی ۷۳
سفینهاللثالی
از محمد هادی بن محمد و لیخان که پس از ۱۲۵۱ درتبریز ساخته است
تد کرهایست بفارسی درسر گذشت بیست و دو شاعر واند کی از شعرهای آتها
با دییاچهبی (,-۳) دربارءٌ مسب تألیف این کتاب و سرگذشت مژلف از آن برمیآید
که او و پدر و برادرش از بزرگان فارس بودهاند و در زمان محمد شاه قاجار پس از
آشوبی که درآنجا رح داده بدستور او بماندن درآذربا یجان محکوم شلها ند ,
چنین استفهرست نام شاعران
(- ابوالفرج رونی ء ۳- ادیب صایرترمذی ع ۱
۳- اثیرالدین اومانی ۳۱ - اثیرالدین اخسیکئی ۳۶
۰- اوحدی سبزواری , ء ب- انیسی هروی م ء
بب- بشار مرغزی ه ع م- بهرامی سرخسی م ع
و- جمالالدین عبدالرژاق و ء . ,- استاد دقیقی مروزی مه
( ,- رود کی ۳ ۳ - رشید وطواط ۱۱۳
۳ , - رضیالدین نیشّابوری ۱۸ ۱ ء - سیلاحسن غزنوی ۲ ۲ ۱
ه ۱- سید ذوالققارشیروانی ٩ ۲ ۱ + ۱ سلمان ساوجی ۱۳۱
ب ۱ - سوزنی سمرقندی ۲ ع ۱ ۱- ظهیر قاریابی ۱ ۱
٩ - عمعق بخارایی , - مختاري غزنوی ۱۷٩
و ۲- عنصری بلخی ۲ ۱ ۲ ۲ عبدالواسم چیلی ٩۳ ۱
آغاز : بسمله » تذ کرهُ حمد ف ثنای بیمنتها که اشعار وافر آن اذ کار واوراد
مسبحان ملاٌاعلیآید ومفا تیح دیباچه اش مصاریم معرفت برسراچة دلها کشا یدشايست
دوران حضرت عزتست . .. چنین گوید . . . ابن محمدولیخان نحمد هادی که تشبیب
گزارش این مقاله و تسییب نگارش آنس ت که در بدایت سلطنت شاهنشاه , , . محمد
شاءقاجار . , . درتاریخ هزار ودویست وپنجاویک که فتنه یی درپارس پدیدارشد . ..
۷۳۸ تاریخ تذ کرههای فارسی
و ۰۰ درحیز تحریر آورد . .. وسسمی بهسفیتهاللثالی گردید» ۰
«منقول از فهردت دانشگاه » ج ۲ص ٩۲ ٩۰ ٩
نسیخه ۰ کتابخانه مر کزی دانشگاه تهران » شماره عٍ ب وم نستهلیق سده ع )
در ۲ . ۱ برگ » هرصفحه ۴ سطر,
تالیف محمودمیرزای قاجار در ۱۲6۰ ق
مشتملست بریک مقدبه و چهارمجلس در ذ کر رم تن ازشعرای عهد زندیه
ئ زمان تألیف پشرح دیل :
مجلس یکم در بیان نتایج افکار و احوال شاهنشاه اعظام ونوباوگان سلطنتو
بعضی از امراء ۳
مجلس دوم در بیان خیالات وزرا و ارباب دانش که منظور شهریار و پیشکار
هرد یار بودند ,
مجلسسوم دربیان خیالات شعرای بلاد ایران زسین وغیره بترتیب حروف در
پنج مرنبه :
۱- شعرای عراق ۲ شعرای فارس
۳ شعرای خراسان وهندوستان ع- شعرایبا زندران و گیلان
۰- شعرا یآذربا یجان (باذ کر اسامیشهرها واسامی شاعران درآغاز هریکک از مراتب
پنجگانه) .
مجلس چهارم در کیفیت احوال مژلف .
سفینةالمحمود ۷۳۹
آغاز :
«درین زمانه رفیقی که خالی ازغلل است
صراحی می ناب و سفینة غزلست
سفینٌ وجود موجودات بامر اخدایی در بحرایکان جاریست که بیبدد لنگر
و بیاعانت بادبان لیلا" ونهاراً آن سفیتهها را درجریان آورده بساحلمراد میرسانده .
انجام :
دل بند گانش مبادا دژم ببراد از جانشان مهر جم
بویژه زسحمود ناسازمند بمهر جهان شهریار آزمند
سفینةالمحمود از تذ کرههای مشابه خود ازفل انجمن خاقان و نکارستاندارا
بمراتب بهترست.
درسیب تألیف گوید :
.۰ اس بعد این زاویهنشین کوشة عزلت و اين مستمند کاشانة غربتبحمود
قاجار که شاخی از تهال گلستان سلطئت و بری از بودتان عزنست » مصدع ناظرین
سیگردد وموجب کلفت مستمعین میشود که درسال خجستهفال ازهجرت پیغمبر صلم
یکهزار ودویست وچهل گذشته بود » درروزگار فرخنده آثار حضرت صاحبقران اعفظم
شیخ الملوك ورس السلاطین ابوالمظفر خاقان پا کزاد خوش نهاد ؛ السلطانفتحعلی
شاهقاجار ط ول انته عمرهباقتضای بندهپروری وغلامنوازی بمن بیبضاعت هیچمدان از
طرف قرین الشرف آن پادشاه عالم پنامحکم بتألیف کتابی درذ کر شعرای معاصرین رفت»
وامر یاجتماع اشعار آبدارشان شد » سالیچند پیشازین بهسران خوش بیان و منشیان
رطباللسان اين ابر همایون ظهور بهمرسانید. ازآنجایبکه طبم عالی خسروخسروان
چون همت بلندشان سرشارست» نیک و بدی که درضیط اشعار و خوب و زشتی که در
احوال بوزونان ثبت گردیده بود» مقبول طبع سثکل پسندشان نبود » تا درین روزگار
باین ضعیف امر بانجام آن رات و اینسخزن لالی و گنجینه دراریرا تألیف وبه«سفینق
المسود» موسوم نودم» ,
.۷۳ تاریخ تد کرههای فارسی
صورت اسامی شعرای سفینةالمحمود درجلد دوازد هم فهرست کتابخانهمر کزی
دانشگاه تهران (ص ۳۷+ ۳۹-۲ ۲) مسطورست .
نسخه: ذیل ریو» ۲( , قرن س ,؛ اسعد وپرج؛ کتابخانسلطنتیایران ٩ ۲ه
قرن" , ؛ مرکزی دانشگاه تهران » ش ۳۲بس ؛ کتابخانة ملی ملک » ش ۰4 ۳؟
مورخ ٩۲ ۱۲ میم مجمعا لمحمود ) تبریز کتا بخانه خصوصی حاجحسین آقانخجوانی»
مورخ ٩ ۲ ۱ شیم نجمم النجمود .
سفینةالمحمود در حال تحریر باهتمام دوست دانشمند آفای د کتر عبدالر سول
خیامپور استاددانشکده ادبیات تبریز تحتطبم است .
ترجمه مژلف :
دقیقترین شرححالی که از محمودمیرزا نوشتهشده بقلم میرزا لضل التّه حسینی
خاوری شیرازی است درتد کرة خاوری مولفة ۰۰( , هجری قمری بشرح ذیل :
«پانزد هم - نواب محمودمیرزا از بطنستود4 بنیاسرائیلة شیرازیه ودرمراحل
جلاات و بزرگی صاحب قافون و رویه است شا هزادهایست غیور و پیوسته سرسست
ازبادهٌ غرور » باوجود خویش احدیرا در روزگار موجود نمیشمارد» وازمقام سلطنت
پای فروتر ذمی گذارد» درمحفل ملکزاد گانازیشان دورتشسته حرفی ازلا ونعم برزبان
نمیراند» زیرا که احدی را قابل تخاطب امیداند» بینهایت مربی ارباب کهال بود»
وجمعی کثیر از اهل هرفن را در دربارخویش پرستاری مینمود ء و درا کثری از فنون
کمالات تتبعی کامل بهمرسانیده , خاصه درفن نظم و تثر که سرآمد امثال و اقران
کردیده است . تألیفات بسیار درنثر ونم ترتیب داده و رسم تازه در بنای سخنوری
نهاده است , استکشاف این مرحله موقوف بد ید نست نهمعروف درشنودن» شنیدن کی
بود ماننددیدن . از بدو اوقات طفولیت درمراتب نثر ونظم بحقیرش اعتمادیزیادبود»
وازطیع خام اینناتمام استفا ده کمالات ظاهری مینمود خیالات حتیررا پااذن وبیاذن
داخل دفترمیکرد» واین مرحلهرانیز داخل کمالات میشمرد .
سفیتةالمحمود ۷۳
فرد
چون طفل اشک عاقبت آنشوخ شوخ چشم
از چشم من برآسد و بر روی من دوید
هرگاه خواهم تفصیل احوال خود را بااونگارغ سخن بدرازا کشیده از مطلب
پازمانم » مجملی از مفصل آنکه بعد ازآنهمه تربیت» عافبت در خیالات من انگشت
ایراد مينهاد؛ و از فرط خودپسندی مسخنان حسابی بسمع آن سر کار مقرول نمیافتاد .
مرحلة بیلطفی او بجایی کشید که وقتی در دیار نهاوند قاصد جانم گردید » بانواع
لطا یفالحیل ازچنگ او رستم» وبچا کران درگاه صاحبقران رو زگارپیوستم . دراجرای
سیاست زیاده سفال بود» ودرهرفنی ازفنون سواری وتیراندازی وجریدبازی با وقوف و
پیباك .] کشر اوقات حریقانرا درجولان بازی از ضربجرید سروپامیشکست» وبضرب
لول تفنگ جسم طیور تیزبال درهوا میخست .
چندی دردیار لرستان فیلی و سلینهاوند حکمروا بود » ومجرمین را در دی
آبنهاده جسم ایشان را ازجوش آتشمیفرسود , حاجی سحمد سهدی مشهوربهمولوی
نهاوندی را که سرد حکیم فاضل دانشمندی بود » بظهور اندگ جرمی از صدبه طناب
ستم ازمیان برداشت » و نام این بیرحمی را سیاست آمدان گذاشت . قلعهُ رویین در
نهاوند که از عجایب روز کارست بانضمام عدارات ومیدان و کاروانسرا و بازار در
اندارون شهر وباغشاه و کاخ همایون درخارج » مستحدئات اوست والحق هریک از
آنها درنظر ارباب بینش بغایت مستحسن ونیکوست,
برحسب امر صاحبقران فلکصدر از اپام طفولیت در حجر تربیت جناب میرژا
محمدشفیع صدراعظم پروریده شد» و بالاخره برروی او نیز دویده , شاهنشاه آگاهرا از
حر کات او روز بروز رنجشی تازه دستمیداد » و باز بسیب وفور حب" اولاد » ابواب
عفو و اغماض برچهره؛ او می گشاد , بد ازفوت خاقان مغفور تا کنون در دارالارشان
اردییل پاجمعی ازبرادران گرفتارست» و درسحیس نیزبسیب فرارازصحیت اخواندائما
درآزار » اللهم اصلح عواقب اموره» .
۷۳ تاریخ تذ کرههای فارسی
آثار منظوم و منثور بحمود میرزا بشرح ذیلست :
(- سفینةالجمود : تذ کرةالشهرائی که مذ کور افتاد .
۲- منتخب المحمود : در ذ کر احادیث ومعجزات خاتمالانبیاء(ص) ۱
۳ کلشن محود ۰ در ذ کر د+تران وپسران و اعمام و بنیاعمام فتجءلیشاه
وگزارش مخت- ر زندگانی آنان.
ء- تقل مجلس ؛ تذ کر شاعراتست وذ کرش خوا هدامد .
- معفزلالجمود ۰ در کیفیت احوال عرفا و کرامات و خوارق عادت که از
ایشان بظهور رسیده است" .
ب- تذ کرةالسلاطین ؛ تاریخ ایران است از پیشدادبان تا قاجاریان و کیفرت
احوال ملسلهٌ قاجار بتفصیل ازفدعلیخان قاجار تافتحهایشاه با ذ کر حکام وولات که
پیشترشان برادران مولفاند» باشرح احوال ذهمینف از طبقات و رجال دوره فتحعلیشاه
بدینشرح : , اقربا ومنشیان - ابراهتاجار.. ب-وزراء _. ع- سران سپاه
۳
0 علما ومجتهد ین - حکمایالهیین پا عرفاء ۸ شهر ۰ ۹ منهمین ۰
وی مس یروت تسه و ات و مک ی ۵ ی ۵ لس ۳
ب- تسخه. کتابخانة سلطنتی» ش , ۴ ازقرن سیزدهم ,
۳- این صنف اختصاص دار د بذ کر بیست وهشتتن شاعر درباری بشرح ذیل :
(- صبای کاشانی : فتعملیخان + سحاب اصفهانی: سیدمحمد م- طایرشیرازی؛ مدمه
حسین خان ء- مادلآشتیالی؛میرزاسحمدعلی ه- صاحب علیآبادی: میرزا محمدتقی +- بیدل
شیرازی : ميرزارحيم پ- م:صور اصفهانی: میرزاسمدرضا م. هماي مروژی: میرزا محمد صادق
و- خاوری شیرازی » میرزانضل الته . ,- خاوری کوزه کنانی:میرزامعصوم , ,- شرر بیگدلی؛
حهنعلیبیگک ۲ ,- طرب هه«دانی : میرژایوسف ۳,- شهاب ترشیزی ؛ عبدانته خان ء , واله
اصفهالی : آفا بح دکاظم ه ,- آنشفریدلی : حاج سیدمحمد ب ,- اخترگرجی : احدبیگ
ب,- تشاطی هزار جریبی:میرژاعیاس ,- حریفجندقی: ابوالحسن ٩ ,- شقاقیآذ ربایجانی۰
مهدیییک . , کشتة کاشانی : بیرزااحمد , ب- معلم نهاوندی : آقاحسن + آزاد
کشمیری : میرژا محهد علی م ۲- چا کر مازندرانی : میرزا محمود » ۲-قطر4اصفهانی : میرزا
ی حاشیه درصفحُ بعد
پآ ۳۳
سفینةالمحمود ۷۳
یه
۳ بش ۰۹۰۰۵ذففذفذ((لص((۹َ۹َ خحأغلححححلحسى۳قظط۰۵۹۵٩۵ِ ۹۰٩۰٩۰
رب مجمودنامه : در توقیعات و مراسلات ,
م- دررالمحمود : دیوان اشعاراوستشامل بدایح وقصاپد وغزلیات ومتطمات
ورباعیات درحدود دواردههزار بیت .
9- بیانالمحمود : تذ کره گونه ایس ت که ذ کر آن در حرف «ب» گذشت.
. ,- غزلیات : در انتفای حافظ مختوم بمدح علیبن ابیطالب (ع) شامل
۷۰ بت
, ,- باد بیخمار : این کتاب را در بع ۲ , تألیف کرده و دربار؛ میخوارگی
ومقامات آنست باجدولی از مقامات وفرهنگی ازنامهای گونا گون شراب بفارسیوعربی
و دوازدهنفر از غعرای مشهور معاصر اشعاری در تعریف و تقریظ آن سرودهاند" .
۲ ,- سنبلستان : بروش گلستان است دراحوال طبقة نسوان شامل چهارباب" .
م ,- منتخیات اشعار : از ء د, شاعرقدیم وجدید که ازخاقان شروع وبمولف
ختم میشود؟ .
,- مقصود جهان: سفرنامهلرستان است در ۲ ۱۲" .
۰ - پرورد؛ٌ خیال : درمکاتبات عاشق و معشوق است که بخواهش همسر
بقیحاشیه ازصفحه قبل
عبه الوهاب م ۲- امودنهاوندی: میرزا ابوالحسن ب - ساغرنهاوندی: بیرزاجعفر ب۲- انیس
نهاوندی : یوسف م ۲- وفائی آشتیانی ؛ عبداتهییگ .
۳- نسخه تذ کرءالسلاطین ؛ کتابخانة بجلس» ش ٩ ۰۱:۲
- نسخه ۰ کتابخانة آستان قدس رضوی»ش ۲ب .
۲- نسخه ۰ دالشگاه تهران » ش موم ؛ کتابخانهآسانتدس ش 40۲ .
موع- این دو دریک مجاد بشمارة م ه ,م درکتابخانة دانشگاهتهرانست ودر نهرست
آن کتابخانه (ج , بص *«, ؛ ۲) فهرست اسامیشاعرآن درجشدهاست ولی منتخبات اما راهم
پنام سنبلستان و بعنوان «تذ کرهایست ازنام شعراه معرفی کردهاند.
و نسخه : مجلس» ش ۶۰۱٩ ۰
سوگلی پدرش تاجالدوله اصفهانبه تالیف کرده است .
> - تصیحذالسعود : دراندرز بهپسرش مسعودست .
پ,- مبکیالعیون : در تعزیه است .
۱- مهرخاوری : هزار بیت ازمنتخات اشعار اوست که میرزامعصوم خاوری
جممآوری کرده و شامل مقدمهایست درماثر وآثار محمودمیرزا! .
و ,- رقیای صادقه که قبلهٌ عالم را درعالم واقعه بنظر مبارك رسیده و تاثیر
محمودمیرزا درسال ۳ ۲ , چند کتاب خود ( گلشن محمود » مخزن محمود؛
در رالمحمود) را درسجلدی قرارداده » دیباچهیی بران نگاشته وجمعالمحمودنامیده»
چکامهیی تاریخیهم دربارآن سروده است که مطلع ومقطعش ایشست:
بخ بخ ازمجممبحمود کهاوراق نکوش
از پریشانی ایام پریشان نشود
نیرت
خواست محمود چو ازپیرخرد تاربخش
گفت: ابن مجمع محود پریشان نشود
6 ۳ ۲ [
ازآن پس تاسال , ء + , پلح کتاب دیگربدان افزوده که عبارتستازتذ کرة-
السلاطین در رم ۲ , » محودنامه» سفینةالمحمود در . ۲ , » بیان المحمود دراواخر
.۶ تال مجلس در ۱ ؛ ۲ ۱ .
و بقیهُ آثار خود را بتدریج داخل مجمعالمحمود کرده است » واینکه نسخه -
های مچمممحمودی ازحیث محتوی یکساننیستند آزهمین جهت است.
نسخههای شناختهشدة مجمم المحمود : ذیل ریو » ش ۱۲۲ تحربر اواسطقرن
سیزد هم ؛ اسعد » ش و یرم بحوالهٌ استوری » ج , ص ۷ سردم .
4- سخه : مجلس» ش ع۳» جزو کتب مرحوم طباطبائی .
سقیئةالمحمود ۷۳۰
تهران » کتابخانة ملیملک » ش .۳ مورخ ۳۲ , , تبریز » کتابخانا شخصی
حاج حسین آقا نخجوانی سورخ 2 ۱۲ .
از اشعار اوست :
کفتم بدل از عشقتوام سوزوگدازست
بکشود سر زلف که این قصه درازست
ت
اد
زکویش رفتموباخویش گفتم الهی بشکند محمود پایت
دیهر2۳
جرس را شوری امشب درنفانست
مگر شوریدهبی در کاروانست
مت
کنج لب تو نصیب ال تو » آری
راحت دنیا برای گوشه نشین است
یپرد
ناشادیمن چونسب شادیپارست
خواهم که دلمن نفسی شاد نباشد
۰
چو در این بندگی شرمندگی بود
چهحاصل پارب از این بندگی بود
ج
غیر محمود هرآنکس که زند حلفه بدر
در برویش بگشایید که راهی دارد
۷
مب تاریخ تَذ کرههای فارسی
زانرخ ننمایی زپس پرده که دانی
عشاق ترا طاقت دیدار نباشد
7
وای بربندهیی که بیزارست زو فروشنده و خریدارش
مد یور
حص_ ند گرفتار وندآزاد » چبختاست مرا
که هم از کنجقنس رانده هماز گلزارم
زر
فرستادم براو قاصد » اما خود از بیطاقتی همراه رفتم
2
یکچند بگردن کسی بود این دست کهماندهد رگریبان
اد
کشت همه جهان و دیدم اطراف جهان زتاف تا قاف
از کافر و بومن و مسلمان اذصاف خوشسست ونرست انصاف
سفینة هندی
تألبف بهگوانداس متخلص بههندی در ۱۲۱۹ هق
تد کر خوییست مشتمل برحالات و متالات سیصد وسی و پنج نفر شاعر فارسی
که از آغاز جلوس بحمدشاه گورکانی (۱۳۱ ۱ ه) تا سال چهل و هفتم سلطنت شاه
عالمانی (9 ۱۳۱ ه) درهند وستان نشو ونما یافتهاند .
ترتیب تراجم الفباییست که باآقتاب (ابوالمظفر عالی گوهر) شروم و بد یکت
(محمد اشرف) ختم ميشود, وتاریخ اتمام تألیف درین قطعه مذ کورست:
سفیثة هندی
٩ ۹,
این باغچه یافت حسن اتمام یارب نرسد گه زوالش
گلهای خرد درو شکنته شد باغچه بهار » سالش
درسیب تألیف پس از ذ کر تذ کر نخستین خود موسوم به حدیقة هندی که
ذ کرش گذشت» مینویسد : «حالا که سال یکهزار ودوصد ونوزده هجری مطابقجلوس
سال چهل و هفتم ... شاه عالمثانی ... است » احوال شعرای معاصرین را از آشاز
جلوس فردوسآرامگاه (-بحمدشاه) ازصدجا یکجا کرده تألیفی دیگرساختم»(ص ,) .
نثر کتاب ساده است و تراجم متضمن اریخ ولادت و وفات ومعلومات دیگراز
علمی وسیاسی وملکی .
سفینه هندی بسال پپم , هق » در پتنة هندوستان بابقدمة قایسی و انگلیسی
ونصحیح و تحشیة پروفسور سید شاه عطاءالرحمن متخلص بهعطا در ر ,م صفحه یا
چهار صفحه بقدمه بانگلیسی و شش صفحه مقدمه بفارسيواهرست صاحبان تراجم در
آغاز وسه ضمیمه درآخر که عبارتست از : اشارات » فهرست اسماء اشخاص و فهرست
اما کن بطیمسنگی مغلوط درقطع /: ۲:+/+, نشریافته است .
ترجمه مزلف بقلم خود وی :
«جامع اين اوراق بهکوانداس هندی تخلص بندلیتداس بن هرنیس رایتوم
کایست, «سری باستمدوسرا» موطن اصلی بزر گان کالپی وسسکن سوندهاست » والد
بر گوارم همراه پدر عالیقدرد رهنگام نظامت ثواب برهانالملک بهادر مرحوم حسب-
الطلب عم" کلان خود بلاقیداس که در آنوقت بمشرفی تصحیحة شمالی سپاه ممتاز
بود» ازآنجا بدلکهنوآمده » چنانچه پدر کريم دادغان رونق مذ کور را که بمکتبداری
مأسور بود ؛ همراه آورده » ازعهد نواب مرحوم نا اواخر عهد نواب آمفالدوله بهادر
مرحوم در سلک ملازمان باامتیاز منساک بوده» هميشه بیاد ربالعباد مشفولمیبود؛
اشعارهندی درستا یش آفرید کار بزبال برج بسیارگفته » مولف درصیدپور عملةٌ سیلکك
بخانة پدر سادرخود لالهرام غلام قانون گوی آنجا توئد یافته » « صبي جوان بخت »
تاریخ تولدست» در عمر دوسالگی از آنجا بخدمت پدر بزرگوار در لکهنو رسیده » بعد
۳ تاربخ تد کرههای فارهی
رسیدن بسن تمیز ازخدمت افضل الفضاا مولوی سید بوسف سهارنپوری تحصیلصرف
و نجو و کتب بتداولة فارسی و دیگر رسائل علوم نموده » بایل بانتخاب دواوین
اساتذه ومطالعة کتب تاریخ و نذ کرهها گشته » بگفتن شعر زبان گشوده » در اوائل
بسمل تخلص اختیار نموده » درینفن از جناب ارشادماب ( میرزامحمد فاخرمکین)
مشووهٌ سخن داشته » سه مشنوی یکی سلسلة المحبة بروزن سلسلةالذ هب و دویمی
سظهرالانوار بروزن مخزنالاسرار وسیومیبها گوت مسمي بهمهرضیا بروزن بوسفزلیخا
پنظم آورده ودو دیوان یکی شوقیه ودویمیذوقیه معقصائد و ترجیم بند و اقسام اشعار
گفته ؛ بعد از آن تذ کر حدیتهُ هندی مشتمل برحالات شعرای ماضی و حال که در
هندوستان جنتنشان تولد یا نشو ونما پافتهاند» از ابتدای ظهور اسلام تسه یکهزار
و دویست هجری تالیف نموده » چنانچه آن تألیفهم تذ کره وهم تاریخست , و نیز
حسب الفرمایش سیدخیرات علی سلمهالواهب رساله سوانح النب و ة متضمن سوانح -
اشرفبالانبیا علیه التحییةوالثنا ودوازدهامام علیعم السلام بطریق اختصار ترتیبداده.
| کنون که یکهزار و دوصد ونوزده هجری است » تسوید این اوراق نموده »
بالجمله درآغاز جوانی خدمات میربحری و سایر صوبة الهاباد از طرف نواب مختار -
الدوله بهاد رمرحوم بمن تعاقداشت . بعد از آن درسلکك ملازمان باامتیاز درسر کار
نواب آصفالدوله بهادر مرحوم بدیوانی میرزا راجه ندهی سنکه بهادر که صاحب
نوبت و جاگیر و مالک خدیات س رکار خیرآباد وسیلک شده بود » انسلاك یالتم » واز
حضور صاحب دستخط شدم ؛ چنانچه پانصد سوار بدستخط من ملازم شدند ,
بعدفوت راجه موصوف بهصاحبت راجه پرچند بهادر که مالکسپاه و کارخانجات
وخافسامانی حضور پرنور نواب مرحوم بودند » منتظم شدم » چون راجه موصوف نز
وفات یالت » بمصاحبت معتمدالدوله مشیرالملک مهاراج ادهراج مهاراجه تکیترای
نراندر بهادر صلابت جنگ » نایب و دیوان وزیرالممالک نواب آصفالدوله بهادر
انتظام یافتم » از آن بعد قدردان قدربخش قدرافزای » مظهر فیضرایجی سنکهرای
نظر شفقت بحال من نموده , وتدر منافزوده » امرا واعزهُ این دیار برحال من شفقت
سفیتذ هندی ۷۱۳۹
فرمودهازد 6 تمام این حالات مشروعا درقصیده نسهب نامه بنظم درآورد» داخل تذ کرهة
حدیقةٌ هندی ساختهام» این مختصر گنجایش آن ندارد» این ابیات ازنتایج افکارطیع
انگار اوست» .
پس از ذ کر یک تصیده بعنوان «مشکل آسان» که دوبار تجدید مطلع شده و
مطلع نخستین آن اینست:
ای نامه بربجاتب آن دلربا برو ای هد هاه خجسته بشهرسبابرو
بینویسد : «چون قصیدء مردف بافتاب ازنظر حضر تآفتاب آسمانحاه خلدانته
ملکه و ابقاه گذشت » فرمان والاشان بطلب این ذرء بیهتدار بمطای خطابرای و
متصب پانصدذات و پنجاه سوار بادر شد» این ابیات از آقست :
یککسبدمجمالتوبیند گرآفتاب ازجیب صبح سرنکشد دیگرآفتاب
تا خطبهٌ ثنای جمالت بیان کند هر صبح میرود بسر منبر آفتاب »
این هندی هندیتخلمی که شیعهٌ خالص ویاك اعتقاد ائناعشریست» مجموعاً
یکصد وهفتاد ودو بیت ار اشعار خود را که مشتهلست برقصائد وغزلیات و مفردات
و رباعیات دردنبال ترجم خویش آورده که تماما سلمس وفصیح ونفز ودلانگیزست؛
وژبان گفتارش بفصحای عراق بیشتر میماند تابیککهندی» والحق که وی ازاعاحیب
روز کار دردیار خودست» رحمةانته علیه .
ابیات ذیل منتخبی است از آن اشعار وسشتی است تمونة خروار ؛
ابدل زآستان شه اولیا مرو آنجامقیم باش و دگر هیچجا مرو
از خاك آستان وصی نبی مخیز از ببار؟ اه سرور هردوسرا مرو
تاجان بود بتن بدراو مقام کن هندی بهیچ در » زبی التجا سرو
روزی که مشکلی بتوانند » بصدنیاز جز در پناه حضرت مشکل گشا سرو
ورد
یکجا شدن بدر وهلال » امر محالست
جز ابرو وروی تو کهبدرستوهلالست
۷۶۰ تاریخ تد کرههای فارسی
عمریست که هندیدل مادربرما یست
بیچاره کجا رفت و ندانم بچه حالست
و4
دشترست محبت که سرابش 4۰۵ خونست
خا کش همگی آتش وآیش همه خونست
بشکست زسنک ستم سانی بدمست
مینای دل سا که شرابش همه خونست
این دیده که خولنسا خت دلمن همه آرست
ویندل کهشدم خانه خرایش همه خونست
یبا
ربود از دستمن جادوفن من سحر کار من
دل من طاقت من اختیارمن قرارمن
مرو از بهرگاگشت چمن, بنگر رخ خود را
گل من سرو من شمشادمن باخ وبهار من
رش
رفتی وسوخت دل ازداغ جدایی » بازا
آتش افتاد بجان بیتو » کجایي » بازا
مات
فدایت حان من ای قاصدیار رساندینامه وجان تازه کردی
ش
گفتم سویم ببین » ندید و بگذشت کفتم دامن مکش کشید وبگذشت
چون بستة زلف خوبش دانستسرا سررئته القتم برید و بگذشت
ورك: سفینهتدی» ص ر 4 ۲تاوه ۲»
شام حریبال :۷
تألیف رایلهچمینراین شفیق اررنگکآبادی در ۱۱۸۲ ه ق
تذ کر مختصریست آرشعرای ایرانی که به هند ومستان رفته | ند َ
رك : (9! ۳ ۳ » ب/ور. , ؛ آندیا افیس 0۲ ۱ ؛ ص ۰۲ ۴ ه
« آستوری , ؛ باه
برای اطلاع از احوال وآثار مولف بذیل گل رعنا مراجعه شود ,
تألیف هوشنگ مستوفی در۱۳۳4 ش
ناریخ : از رود کی تا فخرالدین گر گانی , پامقدیة د کتر شفق و د کترصفا و دیباچه
مولف » چاپ طهران » شهریور ع۳۳, در د. ع صفحه » سربی وزیری .
درتنظیم تراجم دقتشده ومنتخبات اشعار خوبست. ومژلف فهرست مآخدخود
را در آغا ز کتاب مذ کور داشتهاست .
شعر آی فارسیز بان پیشاودر
تألیف دکترندیر حسنمیرزا برلاس متخلص بهنذیر در ۱۳۳٩ ش
این کتاب رسالد کترای مولف است ومشتملست برشرح احوال و منتخبآثار
یازده شاعر پیشاوری که بترتیب عبارتند از :؛ خوذحالخان ختک » قاسم علیخان
آفریدی» سید احمد ادیپ پیشاوری» سید سکندر شاه رءنای کاظمی» میرزادلاورغان»
۷۲ تاریخ تذ کرههای فارسی
نت
سیدلعل شاه جگر کانامی ؛ سید د<مدشاه برق» ملکناصر علیخان ناصر » سید عنایت
علیشاه ضیاه حعفری ؛ قاری بسمل بخاری ؛ میرزا رضا همدانی .
نسخه یی ازین رساله را آفای د کترسیدعلیرضا نقوی در کتابخانة شخصیاستاد
دانشمند آقاید کترپرویز نا قل خانلریدیده ودر کتاب تذ کرهنویسی درهندوپا کستان
که رساله د کترای اوست راجم بان بحث کرده است . رلك : کتاب مزبور» ص عم و«
۰ "۵ ۷
شعر ای کر مان
تألیف میرزاعیدالر زاقگوهر کرمانی در ۱۲۳۲-۱۲۳۲ ه
در ذیل آنجمن آرا گفتيم که چون مولف آناحمد بیگث اخترگرجی پیش از اتمام
کتاب پسال ۲ , در گذشت برادر کهترش محمد باقربیگ نشاطی باتمام کاربرادر
اهتمام ورزید » ولی مر گش امان نداد » و اونیز در ع ۲ ۲ , وفات یافت و بدیار عدم
شتافت .
در آن ایام که نشاطی بهنتمیم و تکمیل کار براد رخود اختر مصمم گردید
چنانکه اضلخان راوی گروسی نوشته است: «متوسل بکتاب در گاه جهانپناه خسروی
شد نا در نگارش احوال و انتخاب اشعارش یاری کنند» ,
فتحعلیشاه نیز به ابرا هیم خان ظهیرالدوله فرسان داد تا درئهي تراجم شعرای
کردان محدباقربیگ را باری کند» و بدستور وی تذ کر کوچکی مشتهل بر ذ کرسی
وچند نفر از شعرای کرمان یاهتهام میرزا عیدالرزاق گوهر کرمانی فراهم آمد » و آن
نسخه | دنون در کتابخانه صوصی دانشمند معاصر آقای سید محمد هاشم ی کرمانی
(مقیمطهران) موجودست .
با پاظهار آقای هاشمی اد تاریخ بنائی درین کتابست که سال بم , ازآن
استخراج میگردد ,
شعرای کربان ۳ ء
ترجمه" مو لف :
« گوهر نامش میرزاعبدالرزاق شغلش خطابت» مشربش طبابت؛ چندیمفلس
و خطیب تخلص داشتی » چون از ءطبای حضرت خاقان صاحبقرال شد و تجملی
بافت تخلص خود را گوهرمقر کرد . درشه رکرمان هنگام بیماری من وغشی با جبُ
رنگارنگ و دستاری عجیب وقیافه یی غریب ببالینم آمد . دیده گشادم ویرا برسرخود
نشستهدیدم , گفت مراشناسی؟ گفتم آری, گفت کیستم ؟ گفتم همانا حضرتعزرائیلی
که درین کوش کربت و زاویه غربت و حالت بیماری و مقام بییاری بقبض روحم
آمدهیی , لختی بخندید و بصحبت بگذشت» وهمین سای آشنایی و مراودت کشت .
طبم متوسعلی داشت» و گاهی نظمي میراند و برهمگنان میخواند . سالی چندست که
در گذشتهاست . | کنون ازاشعارش چیزی حاضریست, الا" این چندبی ت که درحواب
تصیدهُ مصنوعة عبدالواسم جبای وخسرو دهلوی منظوم کردهاست:
شد اورنگ حمل تا تکیه گاه خسرو خاور
فلکشد شاد ود هرآباد وخوشدل بحروخرم بر
زثیض ابر نوروزی برون آبد بفیروژی
زکلین کل زمیدا می زدریادر » زنیشکر
درین فصل آنکهدارد عةل یکدم برنمیدارد
دلا زگلشن سرا زسبزه کف ازمینا لبازساغر
سحرگاهان گذر سوی گلستان کردم و دیدم
بتیصید افکن وسنگین دل وصیاد وسیمین بر
قدوزلف وخط وخالش شکسته رونق وقیمت
عم ازسرو وهمازسنبل همازمشک وهم ازعنیر
سرشکهورنگكو کام ود یدهیی د رهجراود ارم
زخونسرخ وزتب زرد وزم شک وز گریه تر
ء ی تاریخ تذ کرههای فارسی
چو ابر وغنچه و بد روهلالم در خیال او
گهی گریان گهیخندان گهیفربه گهیلاغر
مگر در درگه خسرو گذارم از حفای او
جبین بر خالك وجاندرراه وسرهربای ورخبردر
بود ایمن بعهد دولت و جاه و حلال او
عنم ا زک رکو کورازشیر و کبک ازبا زوخیرازشر
ماستوانجم و خورشید و گردون بزم قدرترا
یکیشمم ویکی نقل ویکیعود ویکی مجمر
تراباشدبزین درروزرزم وجنک و کین رخشی
فلکث سیروحهانپیه! وامون گرد و که پیکر
که سیر و سکون و رفتن وجستن سبق برده
هم ارآب وهم ازخاك وهمازبادوهم ازآذر»
«یچمم الفصحا ۲ ۹/۲ ۲ع ۰
تألیف علی وریزاده مدير سالنامه خورشید
<اپ ته ان ر سربی ئ رفعی 6 ۲ ۶ ۱ ص ؛ «فهرست مار ,
شعرفارسی وسلاطین وامرا هي
شعر فا دسی وسلاطین و أمر ۱
مهاراجه سر کشن پرشاد بهادریمین السلطته متخلص بهشاد
رساله ایست مشتمل برتراجم چهل ویک پادشاه و پانزده امیر شاعر که نخست
بصورت خطابه درجلسه مورخ و , ربیمالاول سال عم , هق» شعبه جامعهٌیعارف»
درحیدرآبادد کن ایرادشده» و دراعظم استیم پریس» چها رمینار واقع درحیدرآبادد کن
در پنجاه وشش صفحه بقطع رقعی و طبعسنکی انتشار یافته است .
مهاراجه سر کشن پرشاد صدراعظم سابق د کن از دانشمندان بدام هندوستان
وعلاقهمندان بزبان فارسیست و در شعر شاد تخلص میکند ,
وی در پایان رسالٌ مزبور مینویسد که : « در آخر چندشمر از دیوان فارسی
خودم هم عرض میکنم » شما میدائید که خانواد؛ من علاقهمند بفارسی بوده و جد م
راجهُ راجایان مهاراجه چندولعل در فارسی صاحب دیوانست » من هم ارثاً عاشق
فارسیم .
غزل اول
گرتومیخواهی شوی درعشق جانان مردفرد
از هموای ما سوی النته دل بباید کرد سرد
عاشقانرا موحب دلت بود
گر تو خواهی عزتی » اشا زبدنامی مگرد
از برای درد عشاق خویشتن پیدات کرد
درد عشقش گرنداری تو نیی وانته سرد
واصلجانان کسی باشد که حاصل کردهاست
درد دردل» آهبراب» چشم پرخون» رنگزرد
گر تومیخواه ی که خواندهر کسی عاشقترا
درد دل ای شاد بایدء درد باید : درد» درد
۳
هي
۹ تاریخ یذ کرههای نارسی
غزل دوم
دیوانة زلف و روی یاریم دلدادة رنک و بوی یاریم
امیدوصال خوش تمناست هروقت در آرزوی یاردم
برباد مکن نسیم مارا ما مشت غبار کوی یاریم
سیراب زلعل او نگشتيم لب تشنه آب جوی باردم
ای شاد یگو فسانه غیر ما عاشق گفتگوی باریم
جمعا مه غزلست و همین دوغزل | کتفا رفت .
تالیف د کترفاسم توبسر کانی ود کتر محمدجعفر محجوب در ۱۳۳ ش
درسر گذشت سی ویک تن ازبزرگترین شاعران زبان فارسی و سک سخن و
نمونههایی از شعر ایشان است از رود کی تا هاتف اصفهانی » و بسال ۱۳۳
شمسی در : ز + ب ء صقحه بقطع وزبری در جارخانة دانشسرای عالی تهران بطبع
رسیده است ,
شکر ستان بارس
از محمدحسین شعاع شبرازی در۱۳۱۳ هق"
۱- درترجمة زردوز مینویسد: درسحرماینسال که هزاروسصد وسیزدهاست عالملاايرا
پد رود نموده
شکرستان پارس ۷
علیقلیمیرزا رکن الدوله فرمانفرای فارس نوشته ودرتذ کر شعاعیه شرحآنرا مذ کور
داهته: انستته: :
آغاژ ؛
«آثار؛ هوالحاج الحرسین الشریفین ملابحمد شفیع خلف جناب عارف مجرد حاج
ملا علی عسکر ارسنجانی است که جمعی از | کابر دست ارادت بوی دادهاند» ,
انجام :
«بجز ازمادر تو کو بتوآبستن گشت
نشنیدم که شود باد ببرق آبستن »
باغذ وی در بارٌ شعرای سلف تذ کرههای : مجمالقصحا آتشکد؛ آذر »
ریاض العارفین » شمم انجمن و دلگشا بوده است » ابا در تسمت معاصران اصالت
دارد ,
نسخه : جلد اول این تذ کره را دانشمند گرامی آفای سلطانالقرائی مقیم تبریز
مالک هستند ومشخصات آن پشرح ذیل است :
خط نسخ »کاغذ ترمه, جلد تیماجضربی مشکی در وسط دارای ترنج» عناوین
بشنگرف » تاریخ ندارد ولی همزمان ملف است » یکسد برگ » هرصفحه : نثر ۳ ۲
سطر و شعر ء بیت » قطع ٩ ۲ . ۲ سانتیمتر .
از جلد دوم یا نسعخة کامل آن تاحال تحریر اطلاعی بدست نیاوردهام .
برای ترجمة مولف رك : ذیل اشعة شعاعية.
نسخة آقای سلطانالقرائی ازملامحمدشفیع آثاو ارسنجانی آغاز میشود وبهحاج
محمد تقی فصیح الملک شیرازی متخلص بهشوریده پایان میپذیرد , و تا حرف «شی»
شامل هفتاد وهشت ترجمه است بشرح ذیل وجای چهار ترجمه نائویس است :
فهرست شعرای شکرستان پارس
آثار ارسنجانی (ملامحمد شفیع) آسوده شیرا زی (آقا بحمد مهدی)
مب تاریخ تذ کرههای ثارسی
آشفته (حاج محمد کاظم م رم ۲ ,) آگه (آقا علیاشرف» م ء ۱۲)
آهنگ (میرزامحمد بنفرهنگ) ابن نصوح
ابوالقاسم انجوی اروسعید بزغش
| بوعبد اللهمحصمدین خفیف اثر (شفیعای شیرازی)
اخترفیلیشیرا زی(محمدعلی بیکم ۳۰۲ ,) اخلاص (میرزامهدی بنمخلص م ۸۲ ۲ ,)
ادیب (میرزامحدجعفر) امري (قاسم. مق )٩9٩
امین الدین بایانی کازرونی(محمدم ه ءم) انورزند (محمدابراهيم بن کریمخان و کیل
۶ ۱۳۱۹ آورنک (میرزامحود بنفرهنگ)
اهلی (محمد م ۲ و) ایزدی کازرونی (شیخ محمدخان)
بدرآلدینفارسی پرنوی م بر ٩۲
پروین (میرزاغلیل) بسحق اطعمه» م . وم
بسمل (حاح علی| کبر نواب» م ۲+۳ ۱) بلنداقبال (میرزاسیدرضی)
بهار دارابجردی ( میرزا محمدعلی بنشیخ اسحق )
بهجت (میرزاعبدالحمید) بیدل جهرمی (فخرالدوله حاح میرزا محمد
رحیم موسوی) بیکسی شیرازی
بیمار (آقاحسین) تاجالدین فارسی
تجلی(میرزاعلیرضا) تسلی (آقارجبعلی)
تشنه تمنا (میرزا سیداپوالحسن)
توحید (میرزا بحمد اسمعیل بن وصال » م دم ۲ ,)
چا کری جانی (میرزا محمدحسین دشتکی)
حللال الدین بحمده دوانی م م۸ ۰ ٩ جهانگیر
حاجب (آقایاد گار م ۱۸۰) حافظ (شمسالدین محمد)
حجاب (آقافتحعلی» ۲٩٩ ) حجاب (حاجمجمدمهدی » م ع ,۱۳ )
۵ ت
حسرت (میر زامحمد باقر) جسمت
شکرستان بارس ۷٩
حکیم (محمود بن وصالء م ء ب ۲ ) خادم قیری
خا کی (بیرزامحمدامین) خا کی (بیرژامحمدابراهيم » م ۶ج )
خاوری (بیرزافضل انه, م ۲٩۷ ,) خرم (میرزا تجنعلی)
خرم (سیدبجمود حمزوی» م )۱۳۰. خضریلاری (م ۰.۰ )
خلف (مسلیما نخان ر کن الملک) خرسسند (میرزا علیمحمد بن خرم)
خرسدی (میرزااسهعیل) داعی(نظام الد ین نعمود»شاهداعی»م ب ب"م)
دانش (عبدالرحيم حسیتی دشتعی) داور (شیخ مفید)
داوری (محمدین وصال . م ۲۳,) دشتی (محمدخان دشتستانی» م ۱۲۹۸)
ذره (آقابز رگ بیات) ذوقی (آقابز رگ بن محمدصادق ک وکب)
راز (میرزا ابوالقاسم » م دمم ۲ ,) رامش کازروئی (سیدرضا» م .۲۰ ,)
رحمت (عبدانته بن محمودحکیم) رضا (حکیم شاهرضا)
روزبهان (ابومحمدین ابینصر بقلی) روشن (احمدین محمدحسین عالی» م۰۲ ۱۲)
رونق ( حسنعلیخان) زردوز (آقا محمدابراهيم» م ۲ج )
ساغر (حاج شیخ محمد) ساکت (میرزا ابوالقاسم نیریزی)
سامانی (محمدحسن بن قاآتی» م دج ,) سائل قیری (آقاجانی محملسعید)
شوریده (حاخ محملد نقی نصیح الملکك)
نمونهیی از تراجم شکرستان پارس
«پسمل - هوقدوة العلماء وزبدةلفضلاء کهفالحاج حاج | کبرالملقب به نواب
برادرزادة جناب آقابز رگ مدرس و خلفالصدق آفاعلی مدرس است» که درتلوحال
آگه برادر کهتر جناب نواب مختصري از حالات ابشان ذکر شد . الحق دودسانی
عظهم الآ و خاندانی فضیاتبتیانند , پیوستهُ اوقات حضرت ایشان مرجم و مج
اکابر و اشراف » و وجود سسعودشان مجمعمحاسد وصاف . وجثاب نواب در فنون
کمالات و اقسام حالات مسلّم ابنای دهر ؛ وافضل فضلای شهر و درنزد شامزاده
۳ تاریخ تذ کرههای فارسی
حسینعلیسیرژا فرمانفرمای فارس نهایت عزت ومحریت داشته وطالبان علم علم
مفاحرت از استفادء تمالات درخدمتش برافراشته , همانا سالهاست که فاضلی بدین
جامعیت ظهور نکرده ؛ و گردون چنین نقش شریغی پیدا نیاورده » چنانکه خود گفته:
بسمل امروز منم درهمه آفاق ونشاط
اصفهان فخر باو دارد و شیراز بمن
نظماً وتثرا 4 عربیا وفارسیً خامهاش کوهرنگار » وصدق اینمعنی از تألیفاتش
آشکار » با وجود جاه وجلال و فضل و کمال : بکسر نفس ؛ وسلامت طبع ؛ و یکی
ذات» ومحامد صفات بیبدل » و درفضائل انسانی ضربالمثل » خدمتش را تألیفات
بسیارست » از جمله رساله یی در اشات نوت خاصد سسمی یه نورالهدا یه و شرح سی
فصل خواجه تصیر طوسی و حاشیه برسدارك و <اشیه بر تفسیر قاضی بیضاوی وحاشیه
برارث شرایم محقق موسوم به ذخيرة النجاة و <اشیه برسالة قبله شرح لمع دمشقیه
ورساله مشتمل برذ کر مجاز و استعاره و کنایه وصنایع بدیعی مسمی به تحفةالسفر و
تذ و موسوم بهدلکشا در وصفحال شیراز و شعرای معاصرین و برخی از متقدمین
که کمال فصاحت و بلاغت دارد » ودیوانی مشتمل براقسام شعرء ودیگر ازتألیغات
آنجتاب مجلدات بحراللثالی که منظورنظر انورش آن بوده که چهارده جلد در حالات
چهاردهمعصوم علیهم السلام تألیففرماید, هریک از حين ولادت تا زمان رحلت و
شهادت و ذ کر بعضی ازخافا که معاصر بودهاند» وهشتجلد آنها بانتها واتمام رسیده
وتا اواسط حلد نهم که درحالات حضرت ابام همام موسی ینجعفر علیهالسلام است
تألیف فرموده ؛ پیش از انجام مرام ندای یا ایتهااللفس المطمثنه را لبیک اجابت
نموده روح شریفش در شاخسار جنان آشیان گزید » و بدن پا کش درآستانه متب رک
محمد ید درپائین پای حضرت مدفون گردید » و تاریخ فوت او سنذ هزارو دویست و
شصت وسه مطابق «غم اکبر» بوده » این اشعار آبدار تیمناً و تب رکاً از آنجناب ثیت
شد» (ازاشعارش نود وهشتبیت آورده است) .
۰
شممانجمن ۰۱
شمح انجمن
تألیف امیر الملکث سید محمد صد یق حسنخانیهادر ۱۲۹۲ هق
تذ کر عمومیست شامل تراجمی مختصر از ,ب» نفر شاعر قدیم و جدید و
بطوریکه ملف در دیباچه آورده است؛ «درین تذ کره که قطرهیی ازسحاب و ذُرهبی
از آفتابست » ذ کر جمعی از متقدمین شعرا ومتأخرین نظما که غازةٌ اعتبار و اشتهار
بررو کشیدهاند؛ و زمرهیی که بمددطبع رسا بر کاخ بلندآواز کی برآنده دردلهایسخن
شناسان منزلی شایسته بهم رسانیدهاند اختیار آمد» نهضبط جملهٌ شعرای سابق و حال
فرس و هند » چه شمار ایشان بیش از آنست که طایر بلند پرواز خامة معجزنگار در
هوای احصای آنبال پروا زگشاید » يا درنضای انحصار آن جماعت والاتبار بباژوی
همتبیرد» باکه بایراد شمه یی از نتایجطبع هریکك سخنور بمقدار فرصتوقت وانتهاض
فرصت منت بر سابعه گذاشت» و بضیافت طبعشیفتگان شاهد رعنای سخن پرداخت» .
(ص ۰ )
ترتیب تراجم الفباییست ولی نه بارعابت حروف دوم وسوم » بلکه فقط حرف
اول را مناط اعتبار قرار داده است . نخستین شاعر انوری است و آخرین نفر یوسف
لکهنوی .
مولف تراجم متاخرین را بتفصیل پیشتر مذ کور داشته و در ضمن بیان احوال
شعرا ازماغد خود نام برده است .
منابم وی عبارتست از ؛ تذ کرةالمهاصرین » مرآتالصفا » ید بیضا » نتایچ -
الانکار » تاریخ فرشته » نفحاتالانس » سلّم السموات » ت ذکرة ناظم» خزانعامره »
مجممالنفا ُس» مردمدیده » سرو آزاد » سلافةالعصر ؛ آتشکده » عقد ثریا » بهارستان؛
ریاضالشعراء نقائس الهآثر » منتخبالتواریخ» برآةالخیال » پادشاهنام عبدالحمید
لا هوری » صبح صادق » مجمعالشعرای قاطعی » مجمع الفضلای بقائی » قند پارسی
نساخ » و از عرفاتالعاشقین که مأخذ عمدهُ او بوده نام نبردهاست .
۷۰۲ تاریخ تذ کرههای فارسی ۳
وی بااينهمه منابع مرتکب اشتبا هات عجیب شدهاست» ازجملهاینکه باباانضل
کاشیرا ازمقربان در اه سلطان محمودغزنویدانسته است (ص ب «)» ملابنانی هروی
را دوجا نوشته و او را مداح سلطان احمد میرزا ومتوفی در م و دانسته (ص رب و
«م) و حال آنکه وی مداح سلطان حسینمیرزا وسلطان یعقوب آق تویونلو بوده و در
قنلعام قصبهُ فرشی بسال م , و بقتل رسیده است . خواجه آصفیتهستانی هرویرا که
پدرش وزیرسلطان ابوسعید بوده» آمفی شیرازی ووزیر ساطان ابوسعید نوشته وادمارش
را که نزدیک بدوهزار وپافصد بیت است چهاردههزار توشته است» (ص۳ ۲-؛ () .
غزل مخفی رشتیرا که بدین بطلم است:
زتاب عشق تو زانگونه دوش تنسیسوخت
که هر نفس زتف مینه پیرهن میسوخت
بنام بزمی کوز ثبت کرده و مینویسد که « حزین این ابیات بنام او آورده » ( ص
بیم) وحالآنکه حزین در تَذ کرةالمعاصرین که خاص شعرای فرن دوازدهم است >
از یزمی کوزگرجی شیرازی متوفی در ۲۳. , ذکری نکرده است . حق اینست که
وی این ترحمه را از عرفات باختصار نقل کرده ومأخذ خود را مذ کور نداشته است »
وتقیالدین اوحدی نخستین کسی است که مرتکب چنین آشتباهی شده و همین غزل
را در ذیل مخفی رشتیهم ذک رکرده است» ومولف شمم انجمن که آن منبع عظیم را
دردستداشته » مطلقاً ازعرفات وبولف آن نام نبرده است .
خیالی بخاری را درحرف (حا) و حیاتی ثبت کرده ونوشته است که از هر سد
حیاتی تخلصاناشعرست (ص ۱۸ ۱) .
میرزا ملمان حسابی نطنزی را ( سلیهان اصفهانی ) نوشته و این بیت مشهور
شکیبی اصفهانی را بنام او آورده :
شبهای هجر را گذرانديم و زندهایم
مارا بسختجانیخود این گماننبود
(ص ۸ ۱ ؟(
وهمین بیت را بنام محمدرضای شکیبیاصفهانیهم ثبت کردهاست(ص ۱ ۲).
شمع انجمن ۷۰۳
عتابی تکلو را بتکرار ذ کر کرده است (ص ٩۲ ۲ ۳۰۲).
ابوتراب بیگث جوشتقانی را یکجا باتخلصس خودش فرقتی ذ ک رکرده است و در
حای دیگر فرصتی (ص پ۳ ویاب۳).
قراری گیلانی را نخست فراری ثبت کرده و در حرف قاف همورا قراری نوشته
است (ص ۱ ۳۷ وع۳۸) .
گلخنی قمی را « گلخن» نوشته است (ص 5.۷ ) .
رباعی مهروف قتالی خوارزمی را بنام لطفانتهنیشابوری ثبت کرده است :
دیشب زسر صدق وصفای دل من
در میکده آن ووح فزای دل من
جامی بمن آورد که بستان و بنوش
گفتم نخورم » گفت برای دل من
(ص و . ع)
اشعار معین مسکین هروی را بنام خواجه معینآلدین سجزی چشتی که هرکز
شعری بدو نسبت ندادهاند ثبت کرده است» (ص + (۶) و این حلطی است که پیش
از وی یک کتابفروش مندی کرده است .
تجمالدین دایه را در<رف میم و «سجدالدین» نوشته ووفاتش راهم بجای سال
هب هچری ع هو ثبت کرده است (ص ۳۳:) .
سهریهروی را کهمعاصر شا هرخ بودهصاحبهُ نورجهانبیگم زن جهانگیرپادشاه
نوشته است (ص ٩ ع) .
کائب نسخه مطبوعهنیز بامولف درغلطکاری اشتراك مساعی کرده و در
دنبال نامنظام استرابادی ترجمهةٌ احوالی را کهنوشته است مربوط بهسلک نصرءالدین
شاه کبودجابه است (ص , ع) .
اعتراضات و انتقادات برین کتاب بسیارست که اکر بخواهم همه را بنویسم
سخن بدرا زا خواهد کشید ولذا مطلب را باینجا ختم ميکنم » بولف این کتاب از
فرط اعتقاد و ارادت بعرب چنانکه درمقدیه کتابهم این احساس واخلاص خود را
بزبان قلم جاری کرده است» در ترجه حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی مینویسد که :
« زیان گبران را خوبتر میشناخت و بمدح مجوسیان چنانکه باید پرداخت » .
(ص پ۳)
باری این کتاب مستطاب از کتب رایجست و بسال ,۲٩۲ هق دررئیس
المطابع شاهجهانی با خط نستعلیق و کاغذ زرد کاهی در ع.ره صفحه بطبع سنگی
رسیده است .
ترجمه مولف نیز از ص بعء تا برع مندرجست» اجمالا" اينکه ناماصلی وی
محمده صدیق بن حسن بن علی<سینی بخاری قنوجی است ونسبش منتهی بهآمام زین-
انعابدین علیه السلاممیشود . بسالم ع ۲ , درقنوح از سرزمین میان دوآب گنککوجمنا
ولادت یانته عاوم عربیه وادبیه ومنطق و حکمت وفقه و حدیث و تفسیررا نزداسانید
نادار روز کار خود تحصیل کرده وصاحباحازت گردیده» درداخلهُ هند سفرها کرده
وبهوپال را اتاستگاه خود قرارداده وهم درآنجا تأهل اختبار کرده و صاحب دو پسر
ویکك دختر گردیده» پسر بز ری او سید نورالحسنخان صاحب نذ کرءٌ نگارستان سخن
است و پسر خرد وی سید علیحسنخان سولف تذ کر صبح گلشن و ایشان سنی حتفی
و درطریقة نتشبندی هستند , صاحبعنوان بسال هم ب , بزیارت حرمین شریفین نایل
گشته و در باز کشت امیرالانشای ساکةشا هجهان رئیسه بهوپالشده و چیزی نگذشته
که بهسریوی انتخاب و بخطاب نوابوالاجاه ابیرالملک سیدمحمدصد یقحسنخان
بهادر بسال رم , سرمایه امتیاز اندوخته است . و درحین تألیف این کتاب نیابت
رباست بهوپال را داشته و چهل و چهارسال ازسنین عمرش میگذشته در تفسیر وطب
ونقه وحدیث تألیفا تی بتازی و پارسی دارد که همه در زمان حیاتش در بهوبال بطبع
رسیده » همسر وی نیز از زنان قامدار هند و شاعره وفانله است و کتاپ تاجالاقبالدر
تاریخ بهوپال ازتألیغات اوست . سیدمدهءدصدیق حسنخان درشعرتواب تخلصمیکند و
این اشعار از اثار اوست -
شمم انجمن ۷۰
گویند که دلدار پرددردسرما باور نکنم تا که نیاید ببر ما
آتشکده عشق بتانست دلمن پرهیز که برقی نجهدازشرر ما
من محو تجلی سراپای نگاوم آیینه نیارید بپیش نظر سا
0ب
بوصلی زنده گردان کشتة شبهای هجران را
امیرالملکوالاجاه صد یق الحستخانرا؟ !
اب
دلبر من که همه خوبی عالم دارد
اینقدر هست که آیین وفا کم دارد
کاش جانی زسر نو بمن مرده دهد
نازنینی که دم عیسی مریم دارد
زد
تاصیح مرا دیده براه قدمت بود
از حالشب هجر من زار چه پرسی
چر ۳ بر
خواهم که شوم بادو زگل بوی تو دزدم
گاچینشوم ازسبل تر مویتو دزدم
وناتش بسال ب.. , هجری واقع شده است ؛ رك : تذ کر علمای هند » ص
عء ۵۳ ۹ ۰
٩ ۷ تاریخ تذ کرههای نارسی
۹ ا ۳
تألیف سید عبداللطیفالطف حسینی در ۱۲۷۹ ه ق
یادداشتها ییست از شعرای ایرانی وهندی و در مدراس بسال ۱۳۸۷۹ جاپ
سل ه ان
مژلف اعتقادنابه جامیواهم بشعر اردو ترجمه کرده و در مدراس در ۱۲۷۲
ق بعطیع رسب نیده استا,
٩۹. : ۱ » «استوری
صبح کلشن
تألیف سیدعلی حسنخان بهوپالیمتخاص بهسلیم در ۱۲۹۵ هق
ند کر عمومیست شامل تراجم ء ۲. ب نفر از شعرای قدیم و جدید بترتیب
الفبا از آثار بخاری تا مولوی محمد یوسفعلی گوپاموی که در ره ذیقعدهُ ۱۲٩6
تألیف آن شروع شده و در آخر جمادی الاولی ۵ ۰۱۲ ۵ ق. پایان پذ پرفته ابیت ۰
وی مسب تألیفرا چنین مذ کور داشنته است که پس ازآنکه پدرشی مسیدمحمد
صدیق حسنخان تَذ کر ۵ شمماتجمن را تألیف کرد » گروه ی که ناسشان در آن تذ کره
ِ بود » دلتنگ شده بودند یاج ردو بزرگش ۳ ی
توس نيامده بود » اژینرو وی ایس کش برداشت و کریان ۱۳
را از دست معترض رها ساخت ؛ و بعد بینویسد که : «چون هنوزمرا از عمر گرامی
مرحلة ال دوازدهم فراپیش است ... خضر این وادی و ساقی اين نادی مولوی
صبح گلشن ۷
سید محماه بوسفعلی صاحب کارپرداز آستانة علیهُ ولیعهد ریاست را ازجا برانگیختم؛
وبلستیاری امداد جناب موصوف » رنگ تلاش و تحقیق ربختم » تذ کرههای جدیبد
چون آفتاب عالمتاب قاضی محمد صادقخاناختر ونشترعشق حمینقلیخان عاشقی عظیم-
آیادی و دیگر نامه های شاذ وفاز که نزد مولوی صاحب بودند» دری از تحقبق حال
کشودند » وطریقة انتخاب نمودنده (ص س) .
بدیهی است که این عبارات و کلمات را آن کودل دوازده ساله نمیتوانسته
است بخواند تا چه رسد که تألیف چنین کتابی را بخود بنددء و پروامحست که این
تالیف از آغاز تاانجام » کارهمان سیدهحمد یوسفهلی سابقالذ کرست , وبایددانست
که پدر اينطفل » شوهر ملک شاهچهان رئيسه بهوپال بوده , ویوسفعلی بذ کور که
کارپردازی آن دستگاه را داشته» از راء خوش خدمتی کتابی برای فرزندش ساخته و
پرداخته تا درسمت کارپرد ازی کارراهاندازیهم کرده باشد .
این یکهم مانند برادرش که درچهارده سالگی تألیف نگارستان سخنرا بخود
ببته است ادعا کرده که درین سن بسیاری از علوم را نزد استادان فن فرا گرفته است
که البته بعید مینماید .
این کتاب بسال هو ۲, در بهوپال در و ع + صفحه بطبع سنگی رسیده است »
قطموزیری کاغذ کاهی» خط نستعلیق» ومشحونست از اشتباهات واغلاط تاریخی .
صبح وطن
تألیف محمد غوثغان بهادرجنکث متخلص بهاعظم در ۱۳۵۷ ه ق
مشتملست پر تراجم نود ویک نفر از شعرای کرناتک که معاصرمولفبودهاند
با و کر یازده غزل از هریک , ترتیب تراجم القباییست , از اعظم ( مولف ) شروع
میشود و بهیاد (مولوی خواجه حمیدالدین) پایان میپذیرد .
1 ۸ ۵ تاریخ تد کرههای نارسی
درسب تألیف کوید : «درینهنگام تذ کره کلدستة کرنانک رایق را بهامعان
نظر ملاحطه کردم » احوال بعض سخنسنج را چون گل کا غذبیبویافتم » یعتی بپاس
قومیت خلاف واقع بتحریر پرداخته و ذ کر برغی از رهگذر ارتباط بهطمطراق قلمی
ساخته » لهذا حقیقتحال هریکک معنی طراز را بایازدهغزل او بیارتکاب انتخاببقید
قلم درآوردم » ودیوان کسی که همدستنشد اشمار او را از تذ کر مذ کور برداشتم
وکسانیکه بعد انتقالراین تدم برجاده فکر گذاشتند, اسامی آنهانیز باچندغزلداخل
مماخته موسوم بهصیح وطن گردانیدم » تا عیار سخنشان به نقادان اینفن هویدا کردد
که سره چیست وناسره کیست . درصورت اننخاب این معنی بظهور نمیپیوندد » پس
کوهر انصاف درصدف کف عزیزانست و یس» (ص ۳) .
نظم ونثر این کتاب مربوط بدوره انحطاط شعر وادب فارسی درهند وستاناست .
معذلک شهرای این دوره در احیای شعر تلاشی و شور وشوقی داشتهاند .
تذ کر صبح وطن باهتمام وتصحیح محمدحسین راقم که خود یکیازصاحبان
تراجم است » و بخط نسخ ونستعلیق محمدغوث کاتب یسال ٩۳ ۲, هق برابر با
۳ م) درسطبم کشن راج واقمدرمدراس دره ۲ ۲ صفحه بقطع وزیری وچاپسنکی
منتشر گردیده ؛ و درسال هو ۲ , یاهمان مشخصات بطبع ثانی رسیده است" .
برای ترجمه وآثار مژلف رجوع شود به ذیل گلزار اعظم که تذ کر دیگری
ازوست و ذ کرش خواهد آبد ۴
,- د کتر نقوی پا کستانی در کتابخود (ص , هه) میتویسد که صیح وطنفقطیکبار
درم ه ۲ , درسدراس بطیم رسیده ولیمشخصات اینطبم را ذ کر نکرده است» ویاآ نکهیادداشت
خوداز روی دوچاپی که .ذ کورافتاد تنظیمنموده معلومیست که چرااز ذ کر دو چاپ سزدور
چشم پوشیده وناریخ وچاپ بیاصلیرا پیش کشیده است.
صحابراهيم ۷:۹
تألیف علیابراهیم حلیلخان متخلص بهخلیل در ۱۲۰۵ « ق
تذ کرهٌ همومیست شامل تراجم سه هزار ودویست و هفتاد وهشت شاعر قد یم
وجدید بترتیب حروف از شیخ ابویزید بسطامی تا ما" یکانه بلخی و مصد رستبتام
شاه عالمثانی گو رکانی (۱۷۳ ۱۲۲۱-۰۱ هق).
آغاز : «صحف ابراهیم طبع سلیم تلفظ بحمد و ثنای حضرت باریست عز اسمه
که معنی سرایان عیسی تفس را بمصداق ... الخ» .
درسیب تألیف وچگونگی آن گوید : « . . .سا بعد معترف بعجز طبع سقیم
علی ابراهيم بررای رزین عنوان طرازان مجموعه ادراك و شعور ء و دییاچه آرایان
نسخه تحقیق امور عرض میدارد کهاز اوان حصول امتیاز پست و بلند گذ رگاهنا روطین
اهنگام تسطی رکه سفیر عمربادپیما سیار مرح ستین است» این احقرالعبادتعلیل
وراحت و آسایش طلبی . . . اصلا خو نکرده و پیوسته با همه افزونی مشغله » اوقات
فرصت را بمطالعة تصائیف علما و عقلا و دواوین شعرا بسرآورده بمرور دهور آنچه از
کلام نصحای عصر وبلغای دهر درنهایت دقت و امتیاز بسلک انتخاب کشیده شده
بود » درحین عرض نسخ زیاده بر صدهزار بیت بشمار آمد » لاجرم جوهری اندیشه
بنظارةٌدریادریا گوهر لنظآبدار» وهعدن معدنسعنیباقوت رنگین پصدآرزوخواستگاری
نمود » که این جوهرگرانبها از تفرقه بجعیت رسد » و بسلک تألیف کشیده شود .
اما بسیب کثرت مشاغل وهجوم ابنای نوع که برای حل وعقد امور روی التفات
باین خیرخواه خلابق ونیککاندیش سخالف وموافقمیکردند» سالها گذش تکهسرانچام
این امر عظیم ومقدمة جسیم میسر نگشت » تاآنکه درعهد ظل سبحانی » زیبافزای
اورنگ جهانبانی شاهعالم پادشاه خلدانته ملکه بآییاری توفیق خالق ییچون و هبوب
نسأیم افضال فرمانروای کنفیکون این گلبن اسید بمرزمین بلدٌ بنارس رویشکفتگی
دید؛ ,., برضمیر ارباب قطرت عالی و مدرنشینان محفل خرد پژوهی و دانشسگالی
۷۰ 77" تاریخ تذ کرههایفارسی
مستور نماند که این غا کسار بیمقدار ازحملة اشعار بجتعه چنانچه درصدر اشارت
بان رفت» اولا" مکنویات منتخبه را بالکلیه از دیگر اصنافنظم ممیز ومتفرق ساخته ؛
ثائیاً قدری ابیات ازمنتخب عنه برآنها افزوده» تذ کر دیگ رکه مختص بضبطاحوال
شعرای صاحب مشدویست » ترتیب داده استء و خلاصةالکلامش نام نهاده.
اما درین مجموعه تخصیص قسمی از اقسام نظم نیست. قصائد وغزلوقطعه
وریاعی و ترجیم و تر کیب و مخسس ومسدس وبعماهمه مسطور و بندرت وضرورت
ابیات مثنویهم مذ کورست» ازآنجا که شرط اعظم درتألیف نذ کرهُ مرا جمم کردن
ابیات بلیغ وفصیح و صراحت احوال معتیسنجان بروایت محیحست. بناء عليه تاوسم
مقدور در تحقیق مولد ومتشاً ومدفن و زمان ظهور وسال ارتحال ونمایش ریتبهٌ کلام
واعلان قدر و بنزلت هر کدام ازین طایفة [ نیکک ] فرجام » مجوز تقصیر و تساهل
نگشته » از کتب سیر واخبار و تذ کرههای متداوله استنباط این مراتب نموده است؛»
و درمواقم اختلاف اقوال » تدقیق و تنقیح در کارداشته قول معتبر را که خرد خرده
شناس بصعت وصوابآن طمأنیتت پذیرفت » اختیار کرده » چه بهنگام تسوید این
اوراق , هفتاد ودوجلد از مصنقات ستقدمین ومتوسطین وستاأ خرین که شمردن نام آنها
بطول میانجامد . مهیّا بود» و بطرز و روش تذ کره نوبسان مقارن زمان خود ؛ که
شرح معایب مردم بیگانهرا | گرچه مستحق استحقار و توهین نباشند» گرم نفسی وتر
زبانی و نیک تقربر میشمارند » و ستایش آشنایان و نزدیکان که بژاژهایی و هرزه
درایی نشانه و در کجروشی و بدادایی پگانه بودهاند» ورقورق میتگارند » این نحیف
راهترفته از اظهار و افشای قبایح و ذایم کسانیکه مزتکب ناپرهی زگاری بودهاند
بنحوای آیة کریمة هذه تذ کرة للمتقین اجتناب و اهاض اولی و انسب دائسته » چه
ظا هرست که این معنی از جملةٌ شرابط معرفت احوال نیست» و اگراحیانا جایی ازین
مقوله گزارش یافتهباشد» بیسبیی نخواهد بود» وئیزدرضیط احوال معاصرین کهجمعی
از هندوستان و معدودی از بلاد دیگرند » جانب اندیشی روانداشته , سوائح ایشان
بطریق راست گوبان نیکک اندیش نه بطور سخن سازان مفتری نگاشته » درینصورت
صحفابراهيم ۳5۹
اکر س رگذشت فردی از افراد , باستخفاف واستکراه از خامه بیان سرزدهباشد» اختراع
وافترا نشمارند » وهمان را حجت صحت بدارند .
بالجمله درین تذ کره که موسوم بهمرحض ابراهيم است ؛ ترئیپ اسامی شعرا
مبنی برحروف تهجی است ؛ بیشایبه لاف و گزاف محفلیست فیضآکین و بزمیست
دلنشین کهچندین [ هزار] کس ازعرفای کرامتآثار وسلاطین والا تبار وشعرایمشهور
وقافیه سنجان غیرمعروف پمناست موزونی با یکدیگر عهد موافقتبسته» فارخ ازتکلف
تفاوت درجات ؛ ومجرد از استیاز صدروتعال » زانو بزانویهم درآن نشستهاند .
وچون طرز غزل ذوقانگیز دردمدان » ونشاط بخش صافی مشربانست » بتابر
آن ترجیح بلا مرجح را منظور وملحوظ نداشته . غزلیات مقدم پرقصاید اورده شد »
و یز در تسوید اشعاررعایت ترتیب ردیف احسن دانسته » جمیم اصناف را سردفب
نوشته » و نیز جمعی را که در تخلص مشار کت يا دراسصم و اقب و کنیت بشابهت
داشتهاند, پهلویهم مذ کو رکرده تا ا کر ناظران را مه نکرار شخصواحدمشوش
سازد » همان لحظه رفع اشتباه شود» و اين دوبیت که سعمار فکر بجهتتاریخ اختام
بنانهاده » برروی جویند گان سال انجام درا گاهی گشاده است:
زتأیید نقاش هر زشت و زیبا شداین نقش نودرنکوبی بگانه
چوتاریخ انمام جستمزهاتف بگقتا بگو «نفع بخش زسانه»-
6 ۲ آ[
التماس از هنرمتدان نعنی آفرین» و دشوار پسندان خردهبین آنکه | کر سهوی
وخطایی غار راه مطلب بینند » دامن همت ازآن برچینند ,.. الخ».
مولف درضمن تراجم ماخذ خود را بذ کورداشته » و از آنجله است : انساب
سمعانی » معجمالبلدان » چهارستاله » تاریخ گزیده » تذ کرةٌ دولتشاه » نفحاتالانس»
مجالس النفاشس » تحفه سامیء هفتاقليم» منتخبالتواویخ بداژنی» مجممالنفانس»
ریاضالشعرا » مجالس المژمنین » مجالسالعشاق» خلاصةالاشمار ؛ جواخرالاسرار »
عرفاتالعاشقین » عالمآرای عباسی » مجممالشعرا » ماثر رحیمی » مرآت جهان نما ء
۳ تاریخ تذ کرههای نارمی
کلماتالشعرا » تذ کر نصرآبادی , تذ کرةالعاصرین حرین ؛ تذ کره مثیرلاهوری ,
و بااینهمه باید گت که درمورد شعرای سلف تا ربم اول قرن یازدهم هجری
از تذ کرهٌ خلاعبةالاشعار وعرفات بیش ازسایر منایع استفاده کرده است .
مولف در ذیل نام بسیاری از شعرا نوشته است که احوالش معلوم نیست » و
در تراجم نسبة مفصل نیز بیدقتیهابی ازو سرزده است . با ابنهمه صحف ابراهيم از
تد های خوب بصوبست و بزایایی دارد که نمیتوان نادیده گرفت » بخصوص
قسمت معاصران را .
نسخه؛ برلون » ش مب (اين نسخه فقط تراجم شعرارا دارد ومنتخباتاشعار
را فاقدست» عکس آن نیز د رکتابخانة مرکزی دانشگاه تهران بشماره بو «ونسخَة
دیگرید رکتابخانشخصی استادد کترذبیح اتهصفا رئیس دانشکدءادبیاتموجودست
ویادداشت بنده از روی همین نسخه تدظيم گرد یدهاست) , بانکیپور ج م ش ۷۰۸
(مجله اول است وتاعرفی بیشترندارد) . تهران» کتابخانشخصی آقای خنجیباز رگان
(اين نسخه دردو مجاد وناقص الاخرست» ومقدار زیادی از اوراقآنرا موریانه مشبکك
ساخته و با 5اغذ سومین پوشیده شدهاست) .
در بعضی از صفحات این نسخه نام شاعر ومنتخبات اشعارش درج شده وجای
ترجمه مفیدست . این نسخه بتوسط آقای اسدی کتابفروش ازهندوستان بهایران آمدهو
نگارنده آنرا دیده است» قطمی بز رگك دارد وخطی درشت .
نمونهیی ازتراجم صحف ابراهیم .
«امیرحسین قدسی تخلص - خلف سیدمحمد نجنی است که ازجملة ساداتنجف
اشرف بوده » اما میرحسین مذ کور از منقول ومعقول بهره وافی داشت » و در فهم
دقایق شعر مسلم امثال واقران خود بوده, گویند در بغداد پرسودا گرپسری بغدادی.
الاصل عاشق شد , چون مطلوب وی برخلاف عادت اهل سعادت زند گانی میکرد »
لاجرم میرسذ کور ملول شده از بغداد بهمشهد مقدس رفت و درآن مکانشریفمحبوب
را بدعای خیر باد مینمود , جسی برنیامد که آن سودا کر پسر بتر لد اوضاع ناشا یسته
محض ابراهيم ۳ب
فایز گشته و از پدر رخصت گرفته بدیدن سید مذ کوو سمند عزیهت بجانب مشهد
جلوریز ساخت » ودقیقهیی از دقایق صحبت و دوستی نامرعی نگذاشت » و التماس
مراجعت پجانب پفداد کرد » القصه میرمذ کور حسب استدعای آن حوان در بعداد
نزول نمودهونزد محمد خان شرفآلدین والیبغداد تفر ببهمرسانید» وبتربیتواحسان
خان مشارالیه کامیاب گرد ید . آخر درققوت سلیمان رومی از بغداد بحرکت آبده بپاية
سسریر شاءطهماسب ماضی صفوی شتافت» وچند گاه جلیس بزم خاص آن پادشاه بود »
چون محمدغان مذ کور بحهکوست هرات مقرر شد ء میر مشارالیه بهمراهی وی بسمت
هرات نقل نمود» و بعد از چندی درسنه نهصد و پنجاه ویک هم درآن بلدهوناتیافت
دیوانش قریب دوهزاربیت باشده ,
ترجمه؛ مژلف : در ذیل خلاصةالکلام گذشت ,
صیف
تألیف دکتر داریوش صبورشاعر معاصر در۱۳۲۵ ش
شامل تراجماحوال ومتخبات آثار بیستوچهارنفرازشعرای معاصراست بترتیب
حروف تهجی که از امیری فیروز کوهی شروع شده وبهابوالحسنورزی پايانمي پذبردء
وذ کر مولف درخاتمه کتابست,
شرححال شعرا درین کتاب بتفصیل نکاشته شده و ازهرشاعری ده تا بیست
تطعه شعر انتخاب گردیده است .
صدف با ساعتی باشاعر بسال ۳۳۰ , شمسی دره ۲+ . ده صفحه بقطعوزیری»
سربی » بسرساية کتابفروشی اننسیناء طهران باعکس صاحبان تراجم بطبم رسیده و ده
سال پس از چاپ اول دوباره چاپشده است .
۷ تاریخ تذ کرههای فارسی
تألرف غلام محییالدین عشق در ۱۲۳۲۲ مق
نام اين تذ کره ماده تاریخ تألیف آن نیزهست ومشتملست بردو طبقه » طبقة
اول شعرای اردو » طبقة دوم شعرای فارسی همزمان با شعرای طبقه اول .
نسخه : اشپرنگر » ش ۳» برلین » ش . پب (فقط طبتذ اول) .
داستوری» ر : عم م»
شعرای این تَذ کره عموما معاصر مژلف هستند » وفهرست شعرای طبقهٌاول کد
٩٩ , نفرند درفهرست برلین (ص ٩-و باب ) مد کورست ,
برای اطلاع از احوال وآثار مولف رلك : مجموعة عشق با چارچمن در همین
کتاپ ,
تألیف بدرالدین شامی درقرن ۱۲ هجری
شامل احوال و آثار هزار وهفتاد و پنج نفر ازشعرای هند و ایران که بین قرن
یازد هم و دوازدهم هجری میزیستهاند .
نسشد این تذ کره در کتابخانه ناحیکستان وروی محفوظ است ؛ و دوست
دانشمند من آقای پروفسور سیدحسن هندی آزپتنه بمن نوشتهاند که یکیاز روزنامه
های خبری هند وجود این تذ کره را در کتابخانه تاحیکستان ازخبرهای مسکو نقل
کرده بود » و بنده و ایشان هیچیک بیش ازین اطلاعی از آن نداریم » و بنده حتی
طبقات المشایخ والشعراء ۵ »* ۷
طبقاتالمشایخ و الشعر ا.
۲
تذ کرهایست منظوم شامل تراجم شعرا و مشایخ عرفا که برحسب قرون و
طبقات بشعر فارسی گفته شده ونام سراینده وعصر وزمان او نامعلوم است ,
2 تر کیه کحابخانهة خواجه کمانکش» شماره (. , عء) درپانصدب رگ .